تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
گفت و گو با شیما کلباسی، شاعر و مولف کتابِ «هفت شهر عشق»:

معرفی شاعران زن ایرانی در آمریکا

مجتبا پورمحسن
[email protected]

اخیراً کتاب «هفت شهر عشق» که آنتولوژی شعر زنان ایران است توسط یک ناشر آمریکایی منتشر شده است. شیما کلباسی، شاعر ایرانی مقیم واشنگتن مولف و مترجم این کتاب است. با او درباره‌ی این کتاب گفت و گو کردم.

Download it Here!

خانم شیما کلباسی، چطور شد که به فکر انتشار کتابی دوزبانه درباره‌ی شعر زنان ایرانی افتادید؟

در تاریخ ایران، در مقابل قریب به هشت هزار شاعر مرد ایرانی، فقط از چهارصد شاعر زن ایرانی نام برده شده است. همچنین تنها حافظ و خیام و شاید یکی دو شاعر دیگر باشند که اشعار دو زبانه‌شان در غرب به چاپ رسیده است. با این آنتولوژی سعی کرده‌ام زنان شاعری را كه ‌‌قربانیان تبعيض جنسيتي و فرهنگی بوده‌اند، به جهان غرب معرفی کنم.

البته این را یادآوری کنم که مجموعه‌هایی این‌چنینی در هیچ زبانی زیاد نیستند. تا جایی که من اطلاع دارم مجموعه‌های مشابه دو زبانه که اشعار زنان را در بر بگیرد محدود به سه زبان عبری- انگلیسی، فرانسوی- انگلیسی و ایتالیایی- انگلیسی است.

غیرایرانی‌ها از این کتاب استقبال کرده‌اند؟

این کتاب کمتر از یک هفته است که به بازار عرضه شده. البته ناشر من یک ناشر آمریکایی است و این کتاب را با توجه به آشنایی‌اش با بازار کتاب برای چاپ قبول کرده است.

پیش از این کتاب‌هایی با این عناوین در ایران منتشر شده که از بین آن‌ها می‌توان به کتابِ «شعر امروز، زنِ امروز» اشاره کرد. کتابِ شما صرفاً ورسیونی انگلیسی از این نوع کتاب‌هاست، یا نه ویژگی دیگری هم دارد؟

مجموعه دو زبانه‌ای که من ترجمه و ویراستاری کرده‌ام، شامل اشعار زنان ایرانی از سده‌های میانه تا به امروز است که تعدادی زن شاعر مهاجر را هم در بر می‌گیرد.


شیما کلباسی، شاعر و مولف کتابِ «هفت شهر عشق»

اگر مبنای مقایسه شما، صرفاً کنار هم قرار دادن کلماتی مانند مجموعه به‌اضافه‌ی شعر، به‌اضافه‌ی زن باشد، پس می‌توان هر مجموعه‌ای را که شامل این سه کلمه باشد، مشابه قلمداد کرد.

من شخصاً برای جمع‌آوری و انتخاب این اشعار، وقت زیادی صرف کردم، چون دسترسی‌ام به کتابهای فارسی زیاد نیست و به ایران هم سفر نمی‌کنم. اجازه بدهید که در همین‌جا از خانم پوران فرخزاد که به من اجازه‌ انتخاب و ترجمه اشعاری از کتابشان با عنوان شعر زنان همیشه را دادند، تشکر کنم و محبت‌های خانم الهام را برای پیدا کردن برخی اشعار کلاسیکی که به دنبال‌شان می‌گشتم، سپاس بگذارم.

گویا شما کتابِ دیگری هم در همین زمینه در دست انتشار دارید به نام «شعر زنان ایران». این کتاب چه تفاوتی با کتابِ «هفت شهرعشق» دارد؟

مجموعه «شعر زنان ایران» شامل اشعار شاعران زن مهاجر و شاعران زن مقیم ایران است. هیچ یک از این اشعار ترجمه نیستند و همه به زبان انگلیسی سروده شده‌اند. به عنوان نمونه، خانم‌ها سهیلا صارمی، سپیده جدیری و بنفشه حجازی، مقیم ایرانند ولی اشعاری که از ایشان در این کتاب آورده‌ام به انگلیسی نوشته شده‌اند.

به نظر شما شاعران فارسی می‌توانند در زبانِ انگلیسی موفق باشند؟

بله، ما شاعران خوبی داریم که هم در زبان فارسی و هم در زبان انگلیسی اشعار خوبی نوشته‌اند و کتاب‌های شعری‌شان در هر دو زبان به چاپ رسیده‌اند.

البته شعرایی هم داریم که ایرانی و یا ایرانی‌تبار هستند ولی فقط به زبان انگلیسی شعر می‌گویند و در جامعه آمریکا و انگلیس هم بسیار موفقند. چند‌تایی که اسم‌های‌شان الان در خاطرم هست، خانم‌ها سوزان پکهام، شعله ولپی، می‌می خلوتی و کتایون زندوکیلی هستند.

به فکر انتشار کتابی از شاعران ایرانی به‌طور کل نیستید؟

‌مجموعه‌ای در دست چاپ دارم که همراه همکار ادبی‌ام آقای راجر هیومز آن را ویراستاری کرده‌ام. نام این مجموعه آوای دیگر است که در آن بیش از چهل شاعر معاصر ایرانی در کنار شاعران بین المللی معرفی شده‌اند.


تصویر جلدِ کتابِ «هفت شهر عشق»

خانم کلباسی، مباحثی را که در یک دهه گذشته در شعر ایران مطرح بوده، حتماً دنبال می‌کنید. شما قرابتی بین این بحث‌ها با فضایی که در شعر آمریکا وجود دارد، احساس می‌کنید؟

تا جایی که من اطلاع دارم مباحث نظری در غرب یک یا چند دهه بعد از مطرح شدن‌شان در این‌جا، به ایران می‌رسند. مثلاً پسامدرنیسم که در اوایل دهه نود در غرب تقریباً تمام شده بود ‌و کسی به عنوان یک جنبش نو و هیجان‌انگیز در موردش حرفی نمی‌زد، ظاهراً چند سالی است که در ایران مد شده است.

متاسفانه مبحث نظری هم مثل خیلی چیزهای دیگر در فرهنگ ما، دکان است یا پناهگاه و به همین دلیل هم چیز قابل بحثی تولید نمی‌کند. این است که در پاسخ به جواب شما باید بگویم که نه، قرابتی نمی‌بینم.

همان‌طور که می‌دانید تیراژ کتاب‌های شعر در ایران بسیار پایین است. آیا در آمریکای شمالی هم مردم به شعر بی‌اعتنا هستند؟

کتاب شعر فروش چندانی ندارد. شاید علت این باشد که انسان مدرن در آمریکای شمالی وقت چندانی برای تامل و اندیشیدن ندارد. این‌جا بیشتر مردم به دنبال کالاهای مک‌دونالدی هستند و خواندن و نوشتن شعر به قول نانام، ‌شاعر معاصرمان، ‌مک دونالد نیست.

فکر می‌کنید چرا با وجود این‌که شاعران ایرانی زیادی در غرب زندگی می‌کنند، شعر فارسی نتوانسته در خارج از ایران زیاد مطرح باشد؟

اشعار ترجمه شده زیادی نداشته‌ایم. بیشتر اشعاری که به فارسی نوشته می‌شوند، فارسی می‌مانند. به همین دلیل و دلایلی مشابه می‌بینیم که مانند مجموعه دو زبانه هفت شهرعشق که در بردارنده اشعار زنان ایرانی از سده‌های میانه تا امروز است پیش از این وجود نداشته.

این تصور در ایران وجود دارد که شعر شاعران ایرانی در غرب، فقط زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که انتقال دهنده‌ی پیام‌های سیاسی باشد. واقعاً اینطور است؟ آیا زیبایی‌شناسی هنری شعر فارسی مورد توجه غربی‌ها نیست؟

زندگی آدم‌ها در خاورمیانه، خواسته یا ناخواسته، با سیاست پیوند خورده است. شاعر ایرانی هم متعلق به همین مجموعه است و در نتیجه کارهای خلاقه‌اش از سیاست تاثیر می‌گیرد.

البته من سیاست را از شعر و کلاً هنر جدا نمی‌بینم. در آهنگ‌های یو تو و پینک فلوید هم سیاست هست، ولی کسی هنر این‌ها را به پیام یا موضع سیاسی‌شان تقلیل نمی‌دهد.

اروپا پر از فیلم‌ساز و نقاش و هنرمند سیاسی یا سیاسی‌اندیش است. پیکاسو، سیاسی بود و سیاسی می‌کشید، ولی نقاش معتبر و درجه یکی است. محمود درویش، سیاسی می‌اندیشد، ولی شاعر برجسته‌ای است.

سرزمین هرز الیوت، پر از حرف سیاسی است. مهم این نیست که آدم از سیاست بگوید یا نه. مهم این است که چگونه بگوید و حرفش چقدر از درونش برآمده و چقدر فردی باشد.

نظرهای خوانندگان

salam.avalan in shiveye mosahebeye maktoob ke khabarnegar mesle mashin soal miporsad,va mosahebe shavande yeki yeki pasokh midahad chon tolide chalesh va bahs nemikonad bi fayede ast.ba'd ham igozareshgare mohtaram az miane in hame pajooheshi ke darbareye she're zanan shode asare ahmadi ra nam mibarad ke za'eeftarin in jonjha va sarshar az eshtebah haye tahlilist.eshare be in ketabe za'eef che vajhi darad?

-- sayeh ، Jun 9, 2008 در ساعت 05:43 PM

چه کار خوبی! به یک آنتولوژی در این زمینه نیاز مبرمی بود. کاش گفته بودید که از کجا می‌شود آن را خریداری کرد.

-- سارا دشتی ، Jun 10, 2008 در ساعت 05:43 PM

سئوال از آقا یا خانم "سایه": چرا توی سایه نشستید جانم، تشریف بیاورید توی نور "خورشید" تا ازتان بپرسم، چطور کتابی که یک هفته است منتشر شده و هنوز پخش نشده و یک آنتولوژی است یعنی مرکب از ترجمه اشعار شاعران قدیم و جدید را شما چگونه دیدید و با این سرعت خواندید که نظر بدهید کتاب ضعیفی است؟
کتاب نمی تواند ضعیف باشد چون آنتولوژی است و مرکب از اشعار بسیاری از شاعران ایرانی.
البته با گفته اول ایشان در مورد مصاحبه شونده ای که حرف زدن توی رادیو را بلد نیست موافقم. ایشان به لطف معجزات الهی منتقد هم تشریف دارد و با نظریاتش میلان کوندرا نویسنده محبوبم را از چشم خوانندگان این رادیو انداخت و کافی است از یک شوفر تاکسی خوشش بیاید تا نوشته های او را به عرش اعلا ببرد و با دکارت و اندیشه دکارتی مقایسه کند و یالعجب!
به آقای جامی پیشنهاد می کنم از آقای پورحسن برای نوشتن نقد در کلاغستون و یا نوشته هایی مانند ابراهیم نبوی استفاده کند و بخش ادبی را بسپارد به دست کسانی که کمی خلق و خوی ادبی دارند و با ساطور و تیغ و تراز همه را با آن قاطعیت که نمی دانیم ریشه اش از کجاست قمه قمه و شقه شقه می کند نسپارند.

-- همایون ، Jun 10, 2008 در ساعت 05:43 PM

خانم سایه:
اگر اقای پورمحسن یک کتاب یا اثر دیگر را هم انتخاب می کرد احتمالا دوستی دیگر می گفت چرا با مولف این اثر مصاحبه کرده اید و نه اثری دیگر. به هر حال کار رسانه تهیه گزارش و گفتگو با افراد مختلف است دیگر. گاهی این افراد و آثار مورد پسند ما هستند گاهی نه. اتفاقا به نظر من از دید اطلاع رسانی، مصاحبه خوبی است. می بینید، به هر حال تفاوت سلیقه وجود دارد دیگر...اقای پورمحسن ان شاء الله سراغ آنتولوژی های دیگر هم خواهد رفت.

-- بدون نام ، Jun 10, 2008 در ساعت 05:43 PM

جناب آقای همایون از نوشتتون معلومه که چقد نقدها و گزارش های پورمحسن رو می خونید!!!! اگه همین نقد راننده ای با عقاید دکارتی رو خونده بودبد متوجه می شدید که حرف شما کجا و اون نقد کجا؟!! لطفاً اول نفدها رو بخونید بعد نقدشون کنید اینطوری حداقل کمتر معلوم میشه چه منظوری دارید!!! واقعاً متوجه منظور امثال شما نی شم که فقط دنبال ایردات بنی اسراییلی از بقیه هستین. خب خود شما بیا کوندرا رو نقد کن وگزارشات عالی تحویل ما بده!!

-- بدون نام ، Jun 10, 2008 در ساعت 05:43 PM

چرا کوندرا؟ مگه نویسنده قحطه!---بگو کافکا، بگو بورخس، بگو کورتاسار! بیا تا ادبیات یادت بدم!

-- بیژن آموزگار ، Jun 10, 2008 در ساعت 05:43 PM

با سلام خانم کلباسی، محض اطلاع جناب عالی و سایر خوانندگان لازم به ذکر است که اشعار خانم بنفشه حجازی توسط آقای الکساندریان، مترجم ایرانی، از فارسی به انگلیسی ترجمه شده است، بهتر بود قبل از انجام مصاحبه تحقیق می کردید تا نظری نا آگاهانه مندرج نمی شد.

-- علی بهرامی ، Jun 16, 2008 در ساعت 05:43 PM

سرکار خانم کلباس، با سلام
از اینکه اشعار زنان ایرانی در امریکا به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است خوشحالم،
لازم می دانم که این نکته را به جناب عالی تذکر دهم که کتابی تحت عنوان "زنان شاعر فارسی گوی هفت شهر عشق" حدود سه سال قبل در ایران منتشر شده که مجموعه ای است از زنان شاعر فارسی گوی هفت کشور، که مکمل کتاب قبلی همان مولف " زنان شاعر ایران" است به چاپ رسیده و یکی از منابع ارزنده در این زمینه است و دانشجویان من به عنوان مرجع تحقیقی از آن استفاده می شود.
لطفا روشن کنید که آیاشما از این کتاب به عنوان مرجع استفاده کردید و یا به علت بی اطلاعی از نام کتاب استفاده کردید.
در این صورت لازم است خبر نگار قبل از انجام مصاحبه کمی بر اطلاعات خود می افزودند.
با تشکر

-- م. ح. ، Jun 16, 2008 در ساعت 05:43 PM

آقای ح. م. اسم این خانم کلباسی است و نه کالباس! در ضمن چرا اسم حضرتعالی مخفی مانده؟ سوم این که "هفت شهر عشق" را اول از همه عطار نوشته و بقیه از او اقتباس کرده اند و نام را به امانت گرفته اند و اگر کتابی به همین نام در ایران به فارسی منتشر شده باشد با کتاب مجموعه شعری که به انگلیسی ترجمه شده باشد فرق دارد و زحمت مترجم و گردآورنده را نبایست نادیده گرفت.
در ضمن به اطلاع می رسانم که بنده مطالب کلاغستون را هم دنبال می کنم که شاید گاهی بخندم آیا این از نظر آن خانم یا آقای بی نام نژادپرست اشکالی دارد؟
نوشتن عباراتی مانند "ایراد بنی اسراییلی" نشانه‌ی ضدیت نژادی با قوم یهود است و این برای یک سایت فرهنگی هیچ خوب نیست که آفراد با اسم مستعار و یا بی نام به اقوام و افراد تهمت بزنند و توهین کنند
با حفظ مراسم تعارف و احترام

-- همایون ، Jun 17, 2008 در ساعت 05:43 PM

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)