| خانه > مجتبا پورمحسن | |
مجتبا پورمحسناظهارات رییس دیوان عدالت اداری در گفت و گو با حسین مرتضاییان آبکنار و مهری جعفری: مرتضاییان آبکنار: لغو مجوز کتاب، با پول جبران نمیشودحسین مرتضاییان آبکنار، نویسندهی رمان لغو مجوز شدهی «عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک» که با این کتاب برندهی جایزهی گلشیری هم شده، دربارهی اظهارات رییس دیوان عدالت اداری دربارهی جبراخسارت لغو مجوز کتابها میگوید: «انگار یک سری چیزها را در این مملکت با پول میشود خرید. ولی به نظر من، همهچیز را نه. در بخش فرهنگی این خسران را نمیشود با پول جبران کرد. نویسندهای که دوست دارد اثرش خوانده شود، نمیدانم چه مبلغی قرار است به او تعلق بگیرد یا در واقع چه میخواهند بکنند یا از لحاظ قانونی چه مدارجی را میخواهد طی شود که او به حق و حقوق معنوی خودش برسد.» ۱۰ اندیشهای که مسیر تاریخ را عوض کردنشریه گاردین بخشی دارد به نام تاپ تن (Top 10) که در آن چهرههاس سرشناس ۱۰ کتاب یا موسیقی یا فیلم و یا اندیشهی برتر یا بدتر را در زمینهای مشخص انتخاب کنند. یکی از این موارد، انتخاب ۱۰ اندیشهی تاریخ است. سه گزارشگر گاردین در گفت و گو با اساتید دانشگاه، ۱۰ اندیشهای که مسیر تاریخ را عوض کردهاند، به بحث گذاشتهاند. گفت و گو با سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار: «پل استر گفت چرا به ایران دعوتم نمیکنید»سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار جوان ایرانی که با نویسندههای بزرگی مثل ماریو بارگاس یوسا، پل استر، اریک امانوئل اشمیت و کارگردانی مثل دیوید لینچ گفت و گوی اختصاصی کرده است، میگوید: «من یادم است که هفت ماه طول کشید تا من یوسا را به گفت و گو متقاعد کنم. برای همین وقتی هم که قرار گذاشتیم، برخورد ایشان خیلی خوب بود. من اصلاً انتظار نداشتم که بتوانم یک ساعت با یوسا گفت و گو کنم. چرا که شنیده بودم روزنامههای بزرگی مثل گاردین یا تایمز، وقتی که با یوسا تماس گرفتند، نتوانستند بیشتر از بیست دقیقه یا بیست و پنج دقیقه صحبت بکنند.» نگاهی به سریال تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» «نیمه پنهان» آقای فریدون جیرانیرویکردِ سریال «مرگ تدریجی...» به مقولهی زن چنان است که انگار، زن فقط زمانی مفید خواهد بود که مهمترین دغدغهاش تولید مثل باشد. اینکه در سریالهای تلویزیونی، تصویری غیرواقعی از زنِ ایرانی ارائه میشود، اتفاق عجیبی نیست. اما علاقمندان سینما به هیچوجه انتظار نداشتند که فریدون جیرانی در اولین تجربهی کاریاش در تلویزیون، به تخریب وجههی جنبش زنان بپردازد. نگاهی به رمان «در رویای بابل» نوشتهی ریچارد براتیگان براتیگان ادا در میآورد«در رویای بابل» روایت جهانی است که در آن همه چیز اصالت خود را از دست داده و کلاً مفهوم «اصالت» در آن منهدم شده است. بنابراین تمام شخصیتهای این جهان نیز مجبورند برای ادامهی بقا،کپیهایی باشند که برابر اصل نیستند، چون دیگر«اصل» مفهومش را از دست داده است. گفت و گو با شیما کلباسی، شاعر و مولف کتابِ «هفت شهر عشق»: معرفی شاعران زن ایرانی در آمریکااخیراً کتاب «هفت شهر عشق» که آنتولوژی شعر زنان ایران است، توسط یک ناشر آمریکایی منتشر شده است. شیما کلباسی، شاعر ایرانی مقیم واشنگتن مولف و مترجم این کتاب است که بهتازگی منتشر شده است. کلباشی میگوید: «در تاریخ ایران، در مقابل قریب به هشت هزار شاعر مرد ایرانی، فقط از چهارصد شاعر زن ایرانی نام برده شده است. همچنین تنها حافظ و خیام و شاید یکی دو شاعر دیگر باشند که اشعار دو زبانهشان در غرب به چاپ رسیده است. با این آنتولوژی سعی کردهام زنان شاعری را كه قربانیان تبعيض جنسيتي و فرهنگی بودهاند، به جهان غرب معرفی کنم.» نقدی بر کتابِ «تاکسینوشتِ دیگر»، نوشتهی ناصر غیاثی تاکسیرانی با عقاید دکارتینویسنده یا هنرمند مدرن، در جهانِ شخصیتِ مخلوقاش چیزهایی فراتر از این قیاسهای دکارتی میبیند. شخصیتِ مخلوقِ داستانِ مدرن در گستردگی جهانِ «این» و «آن» تا حد یک توریست تقلیل داده نمیشود. این یکی از نقاط قوت مجموعهی تاکسی نوشت بود که متاسفانه در کتابِ «تاکسی نوشت دیگر»، مقایسههای دکارتی شرقی و غربی، مثبت و منفی و... بهطرز آزاردهندهای تکرار میشود. مطمئناً برای مطالعهی اینگونه قیاسها میتوان به سراغ سیاحتنامههای متعدد رفت. گفت و گو با دکتر حامد فولادوند، دربارهی شباهتهای جنبش می ۶۸ و انقلاب ایران: فولادوند: «۱۲بهمن هم فکر نمیکردیم انقلاب شود»دکتر حامد فولادوند، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم آثار فلسفی است که خارج از کشور شهرت بیشتری از داخل ایران دارد. او بهعنوان یکی از برجستهترین نیچهشناسان ایران از دید اهالی فلسفه معروف است. فولادوند در روزهای شکلگیری جنبش ماه می ۱۹۶۸ در فرانسه زندگی میکرد و خودش هم یکی از شورشیان این جنبش بوده است. او یکی از سرنشینانِ دومین هواپیمایی بود که روز ۱۲ بهمن از پاریس به تهران آمد. با این نویسنده که سابقهی تدریس به افرادی نظیر ابراهیم یزدی و حسن حبیبی را هم دارد، دربارهی جنبش ماه می، و نسبتاش با انقلاب اسلامی ایران گفت و گو کردم. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۴ ترکِ زبانِ خیانتکاردر رمان «سبکی تحملناپذیر هستی» توما احساس میکند وقتی حتا یک گفت و گوی دوستانه از رادیو پخش میشود، «دنیا تبدیل به اردوگاه کار اجباری شده است.» مردم چک درگیرودار افشاگریها، متوجه میشوند چه چیز مهمی را از دست دادهاند.اگر آنها قبل از این گمان میکردند، آزادی عمومیشان تامین نمیشود، حالا زندگی خصوصیشان را از دست رفته میدیدند. انحلال زندگی خصوصی، از مسیر زبان میگذرد. اگر ناهمگونی زیباییشناسی زبان، خاستگاه خلق زندگی خصوصی است؛ در کشوری که حتا دیالوگهای اتاق خواب، میتواند سندی علیه فرد شود، زبان، چنان سبکی تحملناپذیری پیدا میکند که ادامهی هستی در آن ناممکن شود. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۳ سمفونی فراموشی در پراگدولت چک که در واقع نمایندهی ایدئولوژی کمونیسم بود، در فاصلهی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۹ به حذف تمام تعلقات فرهنگی و اجتماعی مردم چک پرداخت. اینکه در این زمینه موفق بود یا نه، الان مورد بحث نیست، اما تلاش برای حاکم کردن ایدئولوژی کمونیسم، نیازمند محو کردن گذشته است و برای این کار، قدرت با حافظه در ستیز است. در رمان«سبکی تحمل ناپذیربارهستی»، کوندرا اشاره میکند که کمونیسم در قالب کلمات درصدد حذف گذشته چک است. مکانها مزین به اسم قهرمانان و افراد مشهور روسی میشوند. خیابان استالینگراد، خیابان لنینگراد، آسایشگاه پیتر چایکوفسکی، سینما گورکی، قهوهخانه پوشکین و... همهیاین نام ها قرار است جایگزین حافظهی تاریخی مردم چک شوند. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۲ تن و وطن در بهار پراگتن، نقشهای است که کوندرا تاریخ سیاسی کشورش را در آن بازخوانی میکند. بهار پراگ، نقطهی عطفی در برداشتهای نویسنده از«تن» است. کوندرا به دور از هرگونه توصیف تغزلی، تن و چک را یکی میانگارد و هر یک را با رفتارهای دیگری به پرسش میکشد. بهار پراگ تلاشِ «تن» برای جبران خیانتی است که بر او میرود. بهار پراگ به روایت کوندرا -۱در رمان «شوخی»، استحالهی واژهها و مفاهیمی نظیر «شوخی» و «انتقاد از خود» نشاندهندهی سقوط هولناک جهان بینی مردم چک تحت تاثیر دیکتاتوری کمونیسم است. در جامعهای تحت تاثیر استبداد کمونیستی، فردیت باید به نفع «جمع» کنار برود. در حالیکه مقصود از جمع، منافع افرادی هستند که به نام کمونیسم حاکم هستند. در چنین فضایی شخصیت رمان «شوخی» با یک شوخی در چنان مخمصهای میافتد که «شوخی»اش به فاجعهای جدی تبدیل میشود که زندگی فردیاش را به مخاطره میاندازد. تشدید ممیزی کتاب در گفت و گو با حسین سناپور و فلامک بردایی: سناپور: «ارشاد خود را پاسخگوی نویسنده نمیداند»این روزها نمایشگاه بینالمللی کتاب درحالی برگزار میشود که بسیاری از ناشران با توانی کمتر از قبل در این نمایشگاه شرکت کردند. چون مدتها است که کتابهای آنها در وزارت ارشاد منتظر مجوز است. برای بررسی مشکل تشدید ممیزی در دو سال اخیر با یک نویسنده و یک ناشر گفت وگو کردم. حسین سناپور، نویسنده و فلامک بردایی، مدیر انتشارات بازتابنگار در گفت و گو با زمانه از ممیزی میگویند. فلامک بردایی میگوید: «چرا باید در ارشاد یک عدهای بنشینند و تصمیم بگیرند که هفتاد میلیون مردم ایران چه بخوانند و چه نخوانند. این هفتاد میلیونی که هروقت راهپیمایی میشود میگویند خلق قهرمانند، هر وقت میآیند رای میدهند، انتخاب آنها مقدس میشود؛ ولی یک کس دیگر برای آنها تصمیم بگیرد که چه کتابی بخوانند.» نگاه روشنفکران به آینده، در گفت و گو با دکتر احمد زیدآبادی، دبیر کل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت - بخش دوازدهم: ناامیدی، نتیجه بیقدرتی جامعهدکتر احمد زیدآبادی، دبیر کل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت و روزنامهنگاری که در زمینه مسایل ایران و خاورمیانه قلم میزند، معتقد است که تصویر مثبتی از جامعه ایران در ذهن مردم در کوتاهمدت بهوجود نمیآید و اتفاقاً مردم بهدلایل اقتصادی از آینده ناامید هستند. در دوازدهمین برنامه برنامه نگاه روشنفکران آینده، با احمد زیدآبادی گفت وگو کردم. نگاهی به مجموعه داستان «سیامین حکایت سیتا»، نوشتهی رضا مختاری متفاوتنویسی به جای داستاننویسیدر حالی در ایران متفاوتنویسی، به پستمدرننویسی تعبیر میشود، که در ذات این عبارت، به آوانگاردیسم و نهایت مدرنیسم برمیگردد. از این زاویه هم داستانهای مختاری حرف تازهای برای گفتن ندارد. داستانهای مختاری، اگرچه کلاسیک نیستند، نشانی از آوانگاردیسم و اعتقاد به کشفِ تکنیکهای تازه هم در آنها دیده نمیشود و تکنیکزدگی متنها هم مانع از آن میشود که آنها را داستانهای پستمدرن بدانیم. پس متفاوتنویسیِ رضا مختاری، نوشتن داستانِ متفاوت نیست؟ نگاه روشنفکران به آینده، در گفت و گو با عبدالرضا تاجیک، روزنامهنگار- بخش یازدهم: «جامعه، سردرگم است»عبدالرضا تاجیک، روزنامهنگار و دبیر سرویس سیاسی روزنامهی توقیفشدهی «شرق» اعتقاد دارد که جامعه ایران بهجای نجاتدهنده، الان به دنبال روش مناسب تحول است. تاجیک میگوید: «من احساس میکنم الان در این شرایطی که هستیم، مردم دنبال این هستند که ببینند چگونه میتوانند با کاهش هزینهها به آن مطالبات خودشان و به آن خواستههای خودشان برسند. اگر مردم به آن مرحله برسند، قطع به یقین بدانید که نظر خودشان را صریح اعلام خواهند کرد.» گفت و گو با ناتاشا امیری، دربارهی توقیف کتابش: ناتاشا امیری: «با سانسور کنار میآیم»کتاب جدید ناتاشا امیری، «عشق در چهارراه دوم»، چند وقت پیش بعد از چاپ به خاطر طرح جلد لغو مجوز شده است. امیری در گفت و گو با زمانه میگوید: « الان حساسیتهایی زیادی وجود دارد و روند صدور مجوز کلاً خیلی طولانی شده است. از وقتی که من قرارداد بستم با ققنوس، تقریباً دوسال میگذرد. روند خیلی طولانیای بود. یعنی خود من واقعاً احساس میکنم خیلی طول کشید. البته اعتراض و شکایتی ندارم، چون بالاخره این مساله، خیلی عمومی است و شامل همه هم میشود. حالا بعضیها نه ماهه گرفتند، بعضیها هشت ماهه و بعضیها هم خب کمتر بوده.» نگاه روشنفکران به آینده در گفت و گو با دکتر علیرضا رجایی - بخش دهم: «جامعهی ما، مادی شده است»در قسمت دهم از مجموعه برنامههای نگاه روشنفکران به آینده، دکتر علیرضا رجایی، استاد دانشگاه و فعال سیاسی در گفت و گو با زمانه میگوید: «جامعه ایران از انقلاب مشروطه به این سو طالب پیشرفت بوده، ولی موانعی برای پروژهی مشروطیت که به هرحال در منظر سیاسی، یک پروژهی غربیشدن بود، وجود داشته که انقلاب اسلامی باید آنها را حل میکرد. این بحثِ تئوریک مساله است. ولی یک ملت تاریخمند و بهخصوص ملتی که اعتقادات اسلامی هم دارد، این مسیر را خیلی پیچیدهتر طی میکند تا ملتی که این قدمت را ندارد یا ایدئولوژی بالاتری نسبت به تجدد دارد.» نگاه روشنفکران به آینده در گفت و گو با دکتر نعمتالله فاضلی - بخش نهم: ساختن، مستلزم ویران کردننعمتالله فاضلی، مردمشناس ایرانی نگاه خوشبینانهای به حال و آیندهی ایران دارد. به اعتقاد او دغدعههای جامعهی امروز ایران، تفاوت چندانی با دغدغههای جوامع توسعه یافته ندارد. او در گفت و گو با زمانه میگوید:«گاهی اوقات تصور میکنیم همهی بشریت دارند در آرامش و سکون و بهاصطلاح یک آسایش بهشتی زندگی میکنند و ما در دوزخ هستیم. در حالیکه اینگونه نیست. من خودم بهعنوان فردی که هم در اروپا زندگی میکنم و هم در ایران هستم، دارم به چشم خودم میبینم که این مسایل واقعاً همه جای دنیا کم و بیش وجود دارد.» نگاه روشنفکران به آینده در گفت و گو با دکتر سعید معیدفر - بخش هشتم: رخوت جامعه، آبستن حوادث سیاسیدکتر سعید معیدفر، رییس انجمن جامعهشناسی ایران میگوید که جامعهی ایران برای رسیدن به آیندهی بهتر باید آرمانخواهی را کنار بگذارد. او میگوید: «بیتوجهی هم انفعال نیست... خود همین کاهش مشارکت، نوعی واکنش سیاسی است. اگرچه ظاهراً کنارهگیری است، ولی این کنارهگیری خودش پیام دارد و خودبهخود هرچه جلوتر بیاییم، اگر این نزاکت سیاسی در جامعه کم بشود، خصوصاً در بین بخشهایی که یا مناطقی که سطح تحصیلات عالی و شهروندی بیشتر میشود؛ خواهناخواه در یکجایی ساختار سیاسی جامعه یا باید نسبت به آن واکنش نشان بدهد، یا اینکه با این بیتوجهی و یا عدم پاسخگویی آن اقشار به هرحال ناچار به پذیرش یا احتمالاً انتظار تغییرات تند را در آینده داشته باشد.» |
لینکدونی
آخرین مطالب
|
![]() |






