| خانه > عباس معروفی > پرسه در متن | |
پرسه در متنيادنامه گلشيری مرا زخمی کرده است!شخصيتی بود که چون آرش از هم پاشيد، تا تيرش را درست بيندازد و مرز تازهای در «داستان» ايران زمين مشخص کند؛ پاره پاره شد، پدر شد، معلم شد، منتقد شد، مبارز راه آزادی شد، رفيق شد، همراه شد، کانون نويسندگان را به اوج رساند، حلقههايی ساخت که وقتی به هم بپيوندند در دايرهای بزرگ بتوان کاری کرد، با اينهمه کار، بر صندلی داستاننويسیاش هم محکم نشست. جستار ادبی ديدار در خوابچقدر از کنار چیزهای مهم میگذریم و آنها را به حساب نمیآوریم، چقدر به پولکهای طلایی آفتاب نگاه میکنیم و فکر میکنیم هرگز از آفتاب پولک طلایی نریخته است، و چقدر به هستی بیاعتناییم، ما قدرت تشخیص نداریم، بلد نیستیم انتخاب کنیم، نه. ما انتخاب نمیکنیم، انتخاب میشویم. انتخاب میشویم که جنازه عزیزی را بر دوش بکشیم و در سوگش اشک و عرق بریزیم. جستار ادبی واگويههايی به من ديگرآیا هدايت خواسته فضایی دراماتیک ایجاد کند؟ آیا کتاب واگویههای من به منِ دیگر است؟ و آیا برای این که راحتتر باشد با خود کنار بیاید چنین موجودی ساخته است؟ نمیدانم. اما وقتی میبینم استاندال به هنگام نوشتن "سرخ و سیاه" تصور میکرده که دارد به دوستش نامه مینویسد، و وقتی میبینم هدایت سایهای اختراع کرده تا خود را فراتر از آن قرار دهد، احساس میکنم این تنها راهی بوده که او بتواند شرح دردش را بیان کند. يادنامه مراسم شمعآجين ژازه، يا تاجگذاری منو تاجگذاری ما در حد يک بازی بود. بازی خاطرهانگيزی که از قاعدهی هنر پيروی میکرد. ما برانداز نبوديم، ولی انگيزهی اينهمه ستم را هم هرگز نفهميديم. ژازه يک شاهد مثال برجسته است که جز کار هنری چيزی بلد نبوده است. او تمام عمرش اثر خلق کرده و نوشته، اما وقتی هم در وطنش زندگی میکند سر جاش نيست. برای همين است که مدام مقايسه میکند. کهنههای هميشه نو، ترانههای تخت حوضیترانههای تختحوضی در خاطرهی کودکی بسياری از ما حضور دارد؛ با صداهايی خندان و چشمهايی خندانتر. مقدمه بر ابن خلدونلازم نيست هر اهل قلمی بر آيين ملکداری مسلط باشد، اما بر هر نويسندهای واجب است که کتاب «مقدمهی ابن خلدون» را بخواند تا اقتدار قلم را در بيان دقيق معنا دريابد. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
![]() |






