دوستان زمانه


نظرات مخاطبان زمانه در نظرسنجی - بخش دوم
پیشنهادهای شما به زمانه

کاویانی: 1- ژورنالیست بدون غرض باشید و سعی کنید غیر وابسته باشید 2- اخبار روز را دنبال کنید و دیدگاههای مختلف را درج کنید و 3- با خبر های هنری بیشتر سعی کنید که جوانان را جذب خود کنید.
امین: به فناوري اطلاعات و وضعيت اسفبار اينترنت در ايران بيشتر بپردازد. در مورد ايرانيان خارج از كشور: چرا فقط به ايرانيان كانادا مي پردازيد؟ امارات متحده عربي كه بيشتر از كانادا ايراني دارد.
qualeam: رادیکال تر باشید (در عرصه ی سیاست و فرهنگ) - از مطالب روشنفکران دگراندیش و اپوزیسیون بیشتر استفاده کنید - از نظر خبر و تحلیل سیاسی فعال تر باشید.
P91227: اخبار را خلاصه تر کنید. یا دست کم قسمتی کوتاه از آن را در صفحه اصلی قرار دهید.
بهرام‌فر: تماس مستقیم با مخاطبان و استفاده از برنامه سازان در داخل ایران که بر برخی برنامه سازان بی خبر از ایران ترجیح دارند.



پیشنهادهای شما به برنامه سازان زمانه

دوستان زمانه! اینها بخشی از نظرات شما و مخاطبانی مانند شما ست. حجم نظرات زیاد است و ناچار آنها را در چند بخش ارائه خواهیم کرد و می کوشیم در چیدن نظرات در کنار هم نوعی تناسب را رعایت کنیم بدون اینکه بخواهیم طبقه بندی دقیقی از آنها به دست دهیم. از آنچه گفته اید می آموزیم که نیاز مخاطبان چیست. اما با خواندن نظرها متوجه خواهید شد که گاه جمع کردن بین دو گروه از نظرها چقدر دشوار است زیرا درست در دو جهت مخالف قرار دارند. اما شنیدن از شما این خوبی را دارد که بدانیم چقدر حوزه نیازها متنوع است و برای برآوردن آن یک گروه رسانه ای نیاز است که در شبکه های مختلف صدا و صفحات متفاوت وب مخاطبان گوناگون را پوشش دهد. پاسخگویی به این تنوع بسیار از عهده یک رسانه خارج است اما در ابراز آن یک نکته بدیع هست و آن اینکه جامعه ایران تا چه حد ظرفیت پیدا کرده است از تک صدایی بودن فاصله بگیرد و در خود تنوع و تکثر چشمگیری را جای داده است.



تاثير سطح تحصیلات مخاطب در مراجعه رسانه ای

مخاطبانی با سطح تحصیلات عالی با اکثریت قاطع گفته اند که زمانه را به دوستانشان معرفی کرده اند حال انکه اکثریت مخاطبانی با تحصیلات زیر دیپلم زمانه را به دیگران معرفی نکرده اند. مخاطبان زمانه با سطح نحصیلات دکترا بیشتر به موضوعات سیاسی و خبری و اجتماعی علاقه مندند حال آنکه مخاطبانی در سطح زیر دیپلم علاوه بر مطالب خبری و سیاسی به موضوعات موسیقی و اجتماعی گرایش دارند. گرایش مخاطبان دانشجوی لیسانس و فوق لیسانی بیشتر متوجه موضوعات فرهنگی و هنری و اجتماعی است.



رفتار شناسی مخاطب بر اساس نظرسنجی زمانه
جنسیت و تاثیر آن بر رفتار مخاطب زمانه

درصد زنانی که از ابتدا مخاطب زمانه بوده اند بیشتر از مردانی است که همراه یک ساله رادیو بوده اند و به همین نسبت در طول زمان به عنوان مخاطب زمانه مانده اند. بخش قابل توجهی از زنان از طریق وبلاگها با زمانه آشنا شده اند در حالی که اکثریت مردان از طریق لینک مطالب زمانه در سایتهای دیگر به زمانه مراجعه کرده اند. همینطور نسبت مردانی که با توصیه شخصی دوستان به زمانه روی آورده اند بسیار کمتر از زنان است. زنان نسبت به زمانه وفادارتر و پایدارتر از مردان هستند.



رفتارشناسی مخاطبان ثابت و اتفاقی زمانه

بر اساس نتایج به دست آمده از نظرسنجی زمانه، مخاطبان ثابت زمانه بر اساس جنسیت دارای نسبت برابر هستند اما بخش اعظمی از مخاطبان اتفاقی را مردان تشکیل می دهند و زنان برای مراجعه به زمانه از اصل انتخاب و اعتماد پیروی می کنند. اکثریت قاطع مخاطبان ثابت زمانه دانشجو و یا دارای تحصیلات عالی در سطح لیسانس و بالاتر هستند. مخاطبان زیر دیپلم زمانه کمتر از دو درصد را تشکیل می دهند که عموما به صورت اتفاقی مخاطب زمانه واقع شده اند. تاثیر زمانه بر قشر تحصیلکرده تابعی از کیفیت تولیدات زمانه است.



نتایج نظرسنجی پاییزه زمانه

جذابیت های زمانه برای مخاطبان در "تنوع برنامه‌ها" (18.3)، "بدون سانسور بودن مطالب" (12)، "زبان شسته رفته و خودمانی" (11.2) و پرداختن به مطالبی است که "کمتر در ایران به آنها توجه می‌شود" (10.5) "عدم وابستگی رادیو به گروه‌های سیاسی" نیز از دیگر جذابیتهای زمانه است (10.4 ). تقریباً نیمی از شرکت‌کنندگان (43.1) مایل به همکاری با رادیو زمانه هستند که 48.4 درصد آنها ساکن ایران اند. 26.2 درصد از کسانی که مایل به همکاری با زمانه هستند قادر به تهیه برنامه‌های مربوط به "خبر، گزارش فرهنگی و اجتماعی" اند و 19.3 درصد قادر به تهیه "عکس" و 12.3 درصد مایل به تهیه "مقاله سیاسی" هستند.



زمانه از شیراز تا پاریس

شنیدن گزارش همکارمان ایرج ادیب زاده برای من تازگی هایی داشت. اینکه یک رسانه پرداز ایرانی در سفر به وطن ناظر رشد رسانه ای باشد که نوپاست هم ارزش حرفه ای دارد (که به دلیل موقعیت گوینده است) و هم ارزش سازمانی دارد (که نشانه رشد تدریجی در ارتباط با مخاطبان ما ست). این البته دلگرم کننده است و همزمان مسئولیت بیشتری بر عهده تیم زمانه می گذارد. این مسئولیت چندسویه است. از یک طرف پاسداشت اقبال مخاطب و از سوی دیگر دنباله رو نشدن. گسترش مخاطب همواره با نگرانی از دست دادن مخاطب هم همراه است. و این می تواند آغاز دنباله روی و رها کردن مسیر خلاقه ای باشد که دلیل اصلی جلب مخاطب بوده است. رعایت این دو نکته به صورت همزمان از دشواری های اقبال است.



ایرانیان دات کام، زمانه و ببین تی وی

مدیران، نویسندگان، برنامه سازان، تولیدکنندگان و همه کسانی که در این مجموعه فعال هستند به نظر من در واقع بخشی از نسل نوین امروز ایران اند. نسلی که می کوشد تا پراکندگی بین ایرانیان را از بین ببرد و جا و شرایط را برای هم نسلهای خودش باز کند و چهره جدیدی از ما ایرانیان را هم به خودمان و هم به دیگر جوامع بشناساند.



یک روایت شخصی
چگونه فیزیکدان برنامه ساز شد

در یکسال گذشته تقریبا همه آخر هفته ها را در استودیوی آمستردام زمانه گذرانده ام. و در این مدت بسیار یاد گرفته ام. برایم آزادی که در انتخاب موضوع، شیوه پرداخت به موضوع و از همه مهمتر حمایت از ایده هایم وجود داشته خیلی با ارزش بوده است. زمانه به من امکان داد که نه تنها با رسانه همکاری کنم، بلکه با مخاطب راجع به شیوه تفکرم تبادل نظر کنم. و من این همه را از نکات مثبت زمانه می دانم.



مخاطب سازنده رسانه است

رسانه‌ها در دوره‌ی گذار جامعه‌ی جوان امروز ایران، به دو بخش سنتی و مدرن قابل تقسیم‌اند. من اما به این تقسیم‌بندی کاری ندارم، آنچه که مرا پیش از خبرنگار شدن برای رادیو تحت تاثیر قرار داد این شعار رادیو بود که عمیقا به آن باور دارم: «مخاطب سازنده‌ی رسانه است». سازنده نه به معنای برنامه‌ساز «که این هم البته جزء خط‌ و مشی‌های رادیو عنوان شده» که به معنای تغییر دهنده، جهت‌دهنده و اثرگذار. کسی که به عنوان غنی‌ترین سرمایه‌ی رسانه تلقی شود. این، رسانه را نزد مخاطب جذاب می‌کند.



برای زمانه داستان خودتان را روايت کنيد

رضا دانشور (نويسنده ايرانی مقيم پاريس): هرآدمی حدّاقل یک داستان برایِ گفتن دارد. داستانی که مستقیم از تجربه‌ی شخصی او می‌آید. این داستانها چه ساده باشند چه شگفت‌آور، چکیده‌ی عمیق‌ترین تجربه‌های انسانی هستند. تصورمن از یک رسانه‌ی همگانی مکانی است برای ایجاد ارتباط و گفتگوهای دوطرفه؛ چیزی که در معنای نوین "رسانه" امری بدیهی امّا مشکل است. مشکل از این رو که در گرو همکاری و پاسخ مخاطب است. صحبت دوطرفه امری‌ست آزادمنشانه. زمانی در سطح عموم تحقق می‌پذیرد که میان مردم روح آزادمنشی مجال بروز یابد.

اساس این برنامه تازه نیازی است که همه‌ی ما به گفتگو با یکدیگر داریم. فارسی زبان‌های هرکجا باید بتوانند یکدیگر را بهتر بشناسند و صدای یکدیگر را بشنوند. ما باید قصه‌های خودمان را بگوئیم و بشنویم. تجربه‌های شخصی و خصوصی مان را گرد آتش دوستی و همدلی با هم درمیان بگذاریم. اگر هرگز از خودمان حرف نزده‌ایم یا ننوشته‌ایم نگران نباشیم. درگیر سبک و شیوایی کلام و آداب نگارش نباشیم. آنچه مهّم است، واقعیّت است. کافی است واقعیتی را نقل کنیم.

برنامه "خاطره های زمانه ما" دعوتی همگانی است از پیر و جوان و خرد و کلان. هرکس که بتواند حادثه و خاطره‌ای را که برایش ماندگارتر و مؤثرتر بوده بنویسد و به آدرس رادیو زمانه بفرستد.



زمانه را نقد کنيد و جايزه بگيريد!

زمانه در آستانه سال نو ميلادی به صدمين روز توليد خود ( 11 سپتامبر- 19 دسامبر) می رسد. از آنجا که زمانه اصرار دارد به نقد علمی و منصفانه اهميت دهد به استقبال از منتقدان خود می رود و به منظور بهره وری از نقدها و تشویق منتقدان به تجزیه و تحلیل دقیق و رسانه ای رادیو زمانه و سايت آن مسابقه ای را همراه با جوايزی برای بهترين نقدها اعلام می کند. زمانه ضمن تخصیص جوایزی ارزشمند به بهترین انتقادها، نفر اول را برای مشاوره در بهسازی و گسترش برنامه ها به آمستردام دعوت خواهد کرد.



ما صدای شما را در آمريکا شنيديم

تماس با عامه مردم برای من هميشه لذت بخش بوده است. بخصوص وقتی داوطلبانه به نيازی پاسخ می دهند. از زمان اعلام پخش ماهواره ای و موج کوتاه راديو زمانه چندين نفر به زمانه ايميل زده اند و از کيفيت دريافت صدا نوشته اند. اما در اين ميان گروهی غيرايرانی هم که بايد آنها را راديوباز ناميد برای زمانه از کشورهای مختلف دنيا نوشته اند و می نويسند که ايستگاه راديويی ما را چگونه شنيده اند. يکی از دقيق ترين ايميلهای دريافتی را در اينجا می آورم به احترام تماس های اين گروه و باخبر کردن ما از نحوه دريافت امواج زمانه. به خواندنش می ارزد و اصلا خودش ژانر رسانه ای-نوشتاری کمتر شناخته ای است در زبان فارسی:

وقتی اهل راديو در دور دست‌ها به صدای ايستگاه تازه‌ای بر می‌خورند، اغلب چيزی برای آن ايستگاه می‌نويسند و در خواست يک “QSL” می‌کنند. “QSL” يک علامت اختصاری تلگرافی است يعنی «پيام شما دريافت شد». برای راديوبازان “QSL”‌ها نامه‌ها يا کارت‌هايی هستند که به شنونده‌ای مثل من، با توجه به جزييات برنامه يا صدای ضبط شده‌ای که شنونده ارايه کرده است، می‌گويند که آن ايستگاه تأييد می‌کند که شنونده به راديوی آن‌ها گوش داده است. من اين کارت‌ها و نامه‌ها را به عنوان بخشی از تفنن راديويی‌ام نگه می‌دارم و بسيار مايل هستند که يکی از اين‌ها از شما دريافت کنم. لطف می‌کنيد و يک نامه يا کارت (ترجيحاً با پست معمولی يا به ضميمه‌ی ای‌ميل) برای‌ام بفرستيد و تأييد کنيد که من علامتِ شما را دريافت کرده‌ام؟ متشکر می‌شوم.



هوای تازه زمانه

در بين دهها ايميل برای پيشنهاد همکاری که عمده آنها را جوانان از آماتور و مشتاق تا کاردان و کنجکاو از تهران تا کابل و از ايتاليا تا کانادا نوشته بودند و شماری از آنها پيشاپيش کار خود را آغاز کرده اند، اين ايميل شاخص و تکان دهنده بود. نام نويسنده را نمی برم اما او را با کمال ميل به کار دعوت می کنم. اين يادداشت پذيرش پيشنهاد اوست. منتظرم نوشتن برای زمانه را آغاز کند:

زمانه به تک تک ما نيازمند است. زمانه مال هيچکس نيست. مال همه ماست. من آن را رسانه «جمعی» به وسيعترين معنای «جمع» می بينم نه بنگاه نشر عقايد من و دوستانم. ملاک سنجش هم برخورد منصفانه و ارزشهای حرفه ای است."
خواندن همين جملات كافي بود تا نوشتن براي شما را آغاز كنم. سالهاست كه درمطبوعات ايران قلم مي‌زنم. درحوزه‌هاي مختلف از اجتماعي گرفته تا حقوقي، سياسي، علمي، هنري و حتي ورزشي استخوان خرد كرده‌ام، اما، حاصل اين همه تجربه روحي خسته و جسمي فرسوده است. بسياري به من غبطه مي‌خورند و مي‌خواهند تا بخشي از كوله‌بار تجربه‌ام را بر دوش آنها بگذارم، اما، زخم‌هايي كه از تجربه بر دل نشسته است را به هيچ كس نمي‌توان سپرد



از لبنان تا آوازخوانی زنان

يادداشت پارسا صائبی را که در باره انعکاس جنگ لبنان در وبلاگها خواندم احساس کردم دامنه کار وسيعتر از اين هاست. من خودم چندين يادداشت خواندنی ديده بودم که در مطلب پارسا نيامده بود. فکر کردم کاش می توانستيم جريانهای نوشتاری در وبلاگستان را بهتر مانيتور کنيم. کسی هست کمک کند؟

من شخصا شايد تحت تاثير اولين مقاله هايی که در باره لبنان در وبلاگها منتشر شد - مثلا يادداشت محمد جواد کاشی، فکر می کردم مساله لبنان مساله ايرانیها نيست و جماعت ايرانی چندان علاقه ای به پيگيری ماجرا ندارد. در عمل اين فرض بی پايه از کار در آمد. گرچه نوع حساسيت ها همانی هم نبود که ممکن بود انتظار داشت.