<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
   <channel>
      <title>وبلاگ زمانه</title>
      <link>http://radiozamaaneh.com/blog/</link>
	  <copyright>Copyright 2008</copyright>
	  <itunes:subtitle>A radio shows that learns from blogs</itunes:subtitle>
       <itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
       <itunes:summary>Zamaneh is a new radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
       <itunes:owner>
	   <itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
       <itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
       </itunes:owner>
       <itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section2_65.gif" />
       <itunes:category text="International">
       <itunes:category text="Persian"/>
       <itunes:category text="Iran"/>
       </itunes:category>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <lastBuildDate>Sat, 17 May 2008 12:17:06 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>واقع‌گرا باش و ناممکن را طلب کن</title>
                  <description><![CDATA[<strong>انقلاب يک ابتکار است</strong>
جنبش می 1968 پس از چهل سال همچنان منبع الهام فعالان اجتماعی و مایه بحث های بسیاری است. این جنبش گرچه حضورش در فرانسه هنوز چندان است که رئیس جمهوری خواستار پایان بخشیدن به آن حضور است و این خود دهها مقاله پاسخ گرفته است اما تنها بر فرانسه تاثیر نگذاشته است. این هم درست است که می 68 خود برآمده از حرکتهای دیگری در آمریکای دهه 60 بود اما چندان تمایز و عمومیتی پیدا کرد که دیگر جنبش ها همچون مقدمه برای آن به شمار آمدند و همه چیز به نام آن ختم شد.

جذابیت جنبش 68 گذشته از تاثیراتی که در زمان خود داشت ناشی از اندیشه های آزادیخواهانه ای است که از آن نمایندگی کرد. اندیشه هایی که هنوز هم تازگی دارند. از این منظر، جهان مدرن هنوز از اندیشه های این جنبش فرانگذشته است تا بنمایه های فکری آن به تاریخ پیوسته باشد. به عبارت دیگر، مانیفست های اغلب خودجوش ارائه شده در جنبش 68 هنوز کارکرد دارد و مساله نسل های نواندیش است. 

<strong>همه‌ی ما عناصر «نامطلوب» هستيم</strong>
جنبش 68 تاثیر شگرفی بر جهان مدرن گذاشت و بر اندیشه اجتماعی و سیاسی ایرانی نیز سخت موثر افتاد. میان آن جنبش و انقلاب 57 تنها ده سال فاصله است. این دهه تماما زیر نگین شورشگری 68 بود. سال ایرانی جنبش 1347 است. این همان سالهایی است که نطفه اندیشه مبارزه انقلابی و چریکی در ایران بسته می شد. سال بعد جنبش سیاهکل پیش آمد. گروههای چریکی پایه گذاری شد. سخنرانی های شریعتی از سال 49 اوج پیدا کرد. فضای فرهنگی بتدریج تغییر کرد و فرهنگ اعتراض عمومی شد و جذابیت یافت و از طریق کار هنرمندان و نویشندگان و شاعران و روشنفکران به فرهنگ عمومی طبقات شهرنشین تبدیل شد. ترانه های معترض و سیاسی دهه 50 شمسی شاهد خوبی برای این عمومی شدن فرهنگ اعتراض است. چیزی که به خانه های مردم راه یافت و مردم آن را بی زور و دگنگ پذیرفتند بی گمان راه آینده را رقم خواهد زد.

<strong>نمی‌خواهد مرا آزاد کنی – خودم اين کار را بلدم</strong>
جنبش 68 جنبشی در مقابل اتوریته های سنتی و خفقان آور بود. انقلاب ایران هم با نفی چنان اتوریته های جاافتاده ای آغاز شد ولی اتوریته های سنتگرای تازه ای بر جامعه حاکم شد. سلطنت رفت اما شریعت به جای آن نشست. این شاید در جامعه ایرانی که رهبری تاریخی اش میان سلطنت و شریعت تقسیم شده بود نتیجه ای طبیعی بود اما روح جنبش نابود نشد و طی سه دهه بعد، از زیر ضرب اتوریته های مطلق اندیش بیرون آمد. جامعه امروز ایران یکی از ضداتوریته ترین جوامع جهان است. فشار نظامی و سیاسی اتوریته حاکم جامعه را ذره ای و بی مرکز کرده است گرچه همزمان اعتباری هم برای خود باقی نگذاشته است. درست مثل جنبش 68 نه تنها دولت اعتباری ندارد که اپوزیسیون آن هم از اعتبار برخوردار نیست. ناچار راه مردم راه دیگری شده است. آنچه زیرپوست جامعه ایرانی جریان دارد به ناگزیر امروز یا فردا به یک جریان آشکار و غالب تبدیل خواهد شد که نیازی به ریاکاری برای پنهان کردن خود نخواهد داشت.

<strong>سودای ويرانگری لذتی خلاقانه است</strong>
آنچه امروز در جامعه ایران می بینیم نوعی افراط و آنارشی است که مجنون ها و شیفتگان تازه ای برای تغییر به میدان خواهد آورد. جنون مرزهای محافظه کاری را در هم خواهد شکست چنانکه در جنبش 68 کرد. فشار حاکم در ایران بسیار شبیه فشار حاکم در جامعه فرانسه آن سالها ست. حاکمانی که نسل جنگ بودند. این فشار، در واکنش، به نوعی میل مهارناپذیر برای تغییر تبدیل شده است. طبعا جوانان بیش از همه آمادگی تغییر دارند. چون آماده رفتارهای ضداتوریته اند. رفتارهایی که از چشم محافظه کاران حاکم غیرمتعارف ارزیابی می شود و تمام تلاش آنها را برای مهار این خلاف عرف ها برانگیخته است. چالش واقعی میان فرهنگی است بسته به روی شادی و زندگی و صلح که می خواهد به هر نحو شده خود را رسمیت ببخشد و حاکم کند و فرهنگی دیگر که هرگونه رسمیت را طرد می کند. می خواهد شاد و ساده و صمیمی باشد. هرقدر فرهنگ رسمی از خلاقیت و تخیل فعال دورتر می شود و عبوس بودن و خشک اندیشی اش با خشونت روزافزون همراه می شود فرهنگ غیررسمی و رسمیت گریز در شیوه های بقای خود خلاق تر و فعال تر و قدرتمندتر می شود. گویی مانند بچه های 68 شعار می دهد که تخیل را باید بر مسند قدرت نشاند و کلیشه را از مسند تاراند. چه در عرصه موسیقی و چه در عرصه رسانه و فرهنگ و رفتار. «آينده تنها حاوی چيزی خواهد بود که ما امروز درونِ آن بگذاريم.» سرشار کردن آینده از کسانی که دچار فقر تخیل اند بر نمی آید.

<strong>به زودی در اين مکان: ويرانه‌هايی جذاب</strong>
جنون خلاق پایه و مایه همه حرکتهای بزرگ اجتماعی و هنری و فرهنگی است. پایه و مایه تجربه های بزرگ اندیشه خلاف-آمد است. . هر قدر تجربه بزرگتر جنون و تخیل بزرگتر. هم برای فرد و هم برای جامعه پیشرفت بدون جنون های بزرگ یا مقطعی ممکن نیست. طرح انقلاب دارید؟ طرح جنون نداشته باشید آب در هاون می کوبید. انقلاب تان فردی است؟ اجتماعی است؟ قومی است؟ دینی است؟ علمی است؟ هر چه هست به جنون نیاز دارید. مدنس، دیوانگی، جنون، جن زدگی، شیفتگی، نامتعارف بودن، متمرکز و مستغرق شدن، ریاضت کشیدن، رژیم های سخت غذایی و بدنی و روحی و ارادی به خود هموار کردن، رفتار خلاف-آمد عادت کردن، ضدتابو بودن، تحمل شداید کردن و دم نزدن، راه معشوق با ابرو روفتن و چله نشستن همه اینها و بیش از اینها رنگ جنون دارد و همه نامهای مختلفی است که بر جنون می گذاریم. جامعه با جنون راه خود را باز می کند. زیرا جنون عقل منجمدشده را پس می زند.

<strong>درگيری سرچشمه‌ی هر چيزی است</strong>
انقلاب ایران نمایشگر جنون بود. در این سخن که همه دیوانه شده بودند حقیقتی هست. شیفتگی بر همه مسلط بود. کور و کر شده به یک چیز فکر می کردند. حرف ناصحانی که دیوانه نشده بودند را نمی شنیدند. جنبش 1968 هم دیوانگی بود. به هم ریختن همه قواعد زندگی اجتماعی و سیاسی و خانوادگی بود. ناراضی ترین بخش جامعه می خواست یکبار دیگر همه ارزش ها را بازسنجد. اینها جوانان بود. آنها آینده ای در جامعه محافطه کار و گذشته نگر برای خود نمی دیدند. شورش و انقلاب و آنارشیگری را پیشه کردند.

<strong>افکار آرزومندانه را تمرين کن</strong>
اما همه جنون ها راهی به دهی است؟ بسیاری از ما می دانیم حتی به غریزه که باید مجنون بود تا حرف جدید آورد اما اگر چه همه آنها که حرف جدیدی دارند دیوانه اند و به قول فروغ دیوانه وار دوست دارند اما هر کسی که دیوانه وش بود لزوما مجنون اصیل با حرفی برآمده-از-دل-و-جان که او را پریشان کرده باشد نیست. دیوانگی روش عاقلان نیست. روش دیوانگان رویاپرداز است. عاقلانی هستند که می خواهند از به دیوانگی زدن خود راهی بازکنند اما این آن نیست که باید. صنعت کردن است و در عشق و تجربه اصیل فراز کردن. دیوانگی آزادسازی از هزار بند امر متعارف است. گذشتن از امروز ملال آور و رفتن به سوی آینده نامعلوم اما جذاب است. طرد کردن قانون های منجمد و کهنه و مدل های تجربه شده است. نداشتن مدل است. اکتشاف و شهود آزاد است. جرات داشتن است برای نظر و عمل. و منتظر نماندن برای آمدن آن قهرمان نجات بخش. این ساختن آینده ای است که در آغاز ناممکن به نظر می رسد. «هر چيزی را که به تو درس داده‌اند فراموش کن. با رؤياپردازی شروع کن.» 

-----------------------------
تیتر و میان تیترها و جملات داخل گیومه از شعارها و دیوارنوشته های می 68. برای گزیده ای از صدها شعار آن دوران بنگرید به: <a href="http://www.bopsecrets.org/CF/graffiti.htm">MAY 1968 GRAFFITI</a>
]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/05/_1968.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/05/_1968.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مانيفست زمانه</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 17 May 2008 12:17:06 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>تحول مفاهیم در ژورنالیسم عصر دیجیتال </title>
                  <description><![CDATA[امروز سوم می روز جهانی آزادی مطبوعات است. این فرصتی است که روزنامه نگاران به روزنامه نگاری بیندیشند. در حدود 15 سال است که چنین روزی بنا به تصمیم اعضای ملل متحد به بزرگداشت روزنامه نگاری آزاد اختصاص یافته است (<a href="http://www.un.org/events/pressday/2008/">+</a>). معمولا در این روز فهرستهایی از مشکلات روزنامه نگاری آزاد منتشر می شود اما مساله  آزادی و استقلال در روزنامه نگاری امروز بحثی بسیار وسیعتر از فهرست کردن مشکلات روزنامه نگاری و نقض آزادی بیان است. این فهرست ها و مساله شناسی ها بدون بحث بنیادین در مفاهیم تازه رسانه ای بعید است بتواند به امکانات تازه ای که در جهت گسترش آزادی ها به وجود آمده راه ببرد. 

مشکلات قدیم راه حل های تازه پیدا کرده است. بازماندن از امکانات و راه حل های جدید به معنای آن است که خود را از کلیدهای تازه برای گشودن معماهای مزمن روزنامه نگاری محروم کرده ایم. درست است که برای آزادی بیان به فعالان اجتماعی و سیاسی نیاز داریم اما آزادی همانقدر که به فعالان و مبارزان خود نیاز دارد به سنجش معیارها و توجه به تحولی که در مفاهیم به وجود امده نیز نیازمند است.

<strong>اینترنت رسانه تحول ساز</strong>
در جهان جدید رسانه ای آنچه واقعا جدید است اینترنت است. اینترنت تنها یک دستگاه ارتباطی تازه نیست. اینترنت مفاهیم مختلفی را متحول کرده است و بازشناسی این مفاهیم ما را از تکیه بر مفاهیم عصر ماقبل دیجیتال آزاد می کند تا بتوانیم راهی متناسب با امکان های امروزین برای حل مشکل آزادی بیان پیدا کنیم. در واقع در پرتو ارتباطات وب امروز همه مفاهیم ارتباطاتی نیاز به تعریف مجدد دارند. 

با تحولات تازه راهی که ژرونالیسم می رفت و پایه دموکراسی خوانده می شد دگرگون شده است. زیرا خود دموکراسی هم دگرگون شده است. در دموکراسی امروز بیش از هر زمان دیگری مردم نقش یافته اند. تحولات تازه صرفا ناشی از تحول در فکر و فلسفه سیاسی و تصمیم مدیران و رهبران یا تحول در اندیشه ژورنالیسم و آمدن ایدئولوژی های جدید نیست. بخش مهمی از این تحول از راه دگرگون شدن صنعت ثبت و ضبط و پخش صدا و تصویر و نوشتار اتفاق افتاده است. امری که ناشی از تحولات عصر دیجیتال و ارتباطات از راه وب است.  

<strong>مخاطبی که صاحب رسانه است</strong>
پایه هر ارتباط رسانه ای مخاطب است. اما مخاطب امروز همان مخاطب دهه گذشته نیست. این مخاطب روز به روز نقش بیشتری در ساختن رسانه پیدا می کند. به یک معنا مخاطب امروز با استفاده از تکنولوژی جدید مخاطبی فعال و انتخابگر است و چون فعال است می خواهد در رسانه نقش داشته باشد و بر آن نقش بزند. بنابرین رسانه امروز ضروری است که مخاطب-محور باشد. اما اگر مخاطب محور رسانه قرار گیرد رسانه پردازی تنها یک رابطه یکسویه نخواهد بود. مخاطب امروز رابطه دوسویه را می طلبد. او را باید به حساب آورد و وارد میدان کرد و رسانه را به او سپرد. امروز ما با مخاطبانی سر و کار داریم که چه بسا خود صاحب رسانه اند. در زمانه ما از روز نخست تکلیف خود را روشن کرده بودیم. نویسندگان و مخاطبان ما بالفعل یا بالقوه صاحب رسانه های کوچک و پرقدرتی هستند که وبلاگ نام دارد. این نویسنده-مخاطب همان رفتاری را ندارد که زمانی زیر سیطره رسانه های انحصاری داشت.

سوالاتی از این دست که آیا وبلاگ نویسی روزنامه نگاری است خود نشان می دهد که حوزه ژورنالیسم با تردیدهایی روبرو شده است که ناشی از تحولی در حوزه قدیمی آن است. عناصر تازه ای وارد صحنه شده اند که باید برای آنها نقش و جا تعریف کرد و رابطه آنها را با دیگر بازیگران بازشناخت. به همین ترتیب سوال در باره اینکه روزنامه نگاری شهروندی اصلا روزنامه نگاری هست یا نیست نمی تواند بی جواب بماند و طبعا جوابی متکی به مفاهیم دوره های قبلی نمی تواند کافی شمرده شود. اگر سوالی مربوط به تحولی پرسیده می شود پاسخ ناگزیر باید آن تحول را در پاسخ خود گنجانده باشد. با نفی نمی توان به پاسخ قانع کننده ای رسید.

<strong>حاکمیت اندیشه ماقبل دیجیتال</strong>
سازمان ملل شعار خود را برای رسانه های آزاد «دسترسی به اطلاعات و قدرت بخشیدن به مردم» انتخاب کرده است. مایه های قدرت بخشی به مردم دست کم از یک دهه پیش وجود داشته است اما تنها در این اواخر امکانات و افق های تازه خود را نشان داده است و البته هنوز هم چندان که باید عمومی نشده است. نگاهی به رسانه های جریان اصلی در بازار رسانه ای فارسی نشان می دهد که تصورات رسانه ای حاکم همچنان از مدلهای کهنه عصر ما قبل دیجیتال تبعیت می کند. ساختار دیجیتالی ساختاری غیرمتمرکر یا بی مرکز است. اما این رسانه ها هنوز بر ساختارهای سانترالیزه متکی هستند و رابطه دفتر کار با ژورنالیسم هنوز مانند اداره است. آنها کمنر چیزی از تحریریه مجازی می دانند و هنوز فکر می کنند کار از خانه بی معنا ست. از نظر آنها کار همان است که در دفتر انجام می شود. در جهانی که رابطه کار با دفتر کار روز به روز گسسته تر می شود و هزاران هزار نفر خانه و دفترشان یکی شده است و تولید رسانه های با داشتن یک دستگاه کامپیوتر ممکن است این نوع تمرکزگرایی یادآور دفترهای کار در فیلم محاکمه کافکا ساخته اورسن ولز است.

<strong>هستی شناسی تازه</strong>
دکتر محمدرضا نیکفر حدود 12 سال پیش در مقاله ای درخشان و پیشگام که در <strong>نگاه نو</strong> (آبان 1375) منتشر شد نشان داده است که جهان جدید پس از اینترنت اصولا متکی به اندیشه هستی شناختی تازه ای است. او با تکیه بر نگره ژیل دلوز و فلیکس گاتاری توضیح می دهد جهان نو بر پایه هستی شناسی درختی متکی نیست بلکه هستی شناسی اش مانند ریشه ی افشان است: در اینجا ما نه تنها با <strong>یک</strong> ریشه بلکه با <strong>شبکه</strong> ای از ریشه ها سر و کار داریم. این همان سازوکاری است که مغز دارد. مغز دارای مرکز واحد نیست. نیکفر نهایتا به تعریف تازه ای از خرد می رسد: «خرد یعنی توانایی حرکت در شبکه». به معنای دیگر، خرد «توانایی گفتگو» ست.

چنین مدلی بسیاری از مفاهیم را دگرگون می کند. خود او بدرستی به اهمیت این دگرگونی در مساله دموکراسی و قدرت اشاره می کند: «دموکراسی سیبرنتیکی امکان پذیر است اما سلطنت مطلقه سیبرنتیکی ناممکن است.»

<strong>توانمند سازی مردم / مخاطبان فعال</strong>
رادیو زمانه به عنوان رسانه ای پیشتاز در بازار رسانه های فارسی همت اصلی خود را بر توانمندسازی مردم یا قدرت بخشی به ایشان گذاشته است. مردم مساله اصلی اند. آنها هم تولید کننده اند و هم مصرف کننده. هم نویسنده و برنامه سازند و هم مخاطب. زندگی آنها مهم است و باید محور رسانه باشد. اهمیت آلودگی شهر اهواز و استان خوزستان بسیار بیشتر از انفجار بمبی از سوی طالبان یا القاعده است. این یکی هم مهم است اما زندگی روزانه مردم اهمیت فوق العاده دارد. انتخاب خبر با مردم است. محور خبر باید مردم باشند. آنها هستند که تعیین می کنند چه چیزی اهمیت دارد. این است که برای رسانه جدید پرداختن به مردم زینت و تعارف نیست. پرنسیپ است. اگر مردم خرمشهر هنوز شهر اباد و آب سالم ندارند باید رسانه به آن توجه کند. اگر اقلیتی از اهل دین مانند درویشان گنابادی تحت ستم قرار می گیرند ارزش رسانه ای فوق العاده دارد که به آنها توجه شود. رسانه از آن دولت و حاکمیت و موافقان و مخالفان سیاسی اش نیست. رسانه باید آینه مردم باشد و قدرت را از ایشان بگیرد و قدرت آنها را نشان دهد. سانسور بی معنا ست. مردم خود می دانند که چه می خواهند. با دقیق تر: چه ها می خواهند؛ چون آنها گروهها و گرایشهای مختلف هستند. رسانه ای که مردم آن را از خود ندانند رسانه نیست. به این معنا ست که رسانه تنها در معنای خودمانی آن ارزش امروزین دارد. رسانه خودمانی می تواند به هر موضوعی که مردم به آن کنجکاوند از سیاست و هنر و ادبیات تا احزاب و جنگ و معیشت و زیبایی و سلامت و تفریحات بپردازد. اما نمی تواند برای مردم تعیین تکلیف کند یا به جهتگیری معینی در گروه بندی های رایج سیاسی تن دهد. حداکثر می تواند گرایش ها را نشان دهد. رسانه در این معنا پلاتفرمی است برای ایده ها و گرایش ها و مباحث. انتخاب با مردم است.
<strong>تنوع اصل پایه رسانه عصر دیجیتال</strong>
اگر قرار باشد رسانه در توانمندسازی مردم نقش بگیرد باید درهایش به روی مردم هم باز باشد و به خرد گفتگو میدان دهد. این البته به مخاطبانی هم نیاز دارد که پا به پای تحول مفاهیم متحول شوند. سقف ممکن آگاهی بخشی برای رسانه، حداکثر سقف ممکن آگاهی در مخاطبان آن است. اینجا هم رابطه دوسویه است. مخاطب مطلوب رسانه دیجیتال مخاطبی است که خود را عضوی از شبکه می بیند و از هر نوع حق انحصار برای خود پرهیز دارد. شبکه مدیریت و اخلاق خاص خود را می طلبد. نمی توان در شبکه خدایی کرد. زیرا اصولا شبکه بی مرکز است. رفت و آمد و بحث مرکز آن است. نمی توان کسی را از گفتن بازداشت. همه حق دارند اظهارنظر کنند. این چیزی است که تازه ممکن شده است. روزنامه نگاران روزآمد و متکی به خرد گفتگو ارزش این امر تازه را برای متحقق ساختن دموکراسی درک می کنند. از طریق این دموکراسی رسانه ای است که اطلاعات ارزشمند هم تولید و تکثیر می شود. تنوع و فراگیر بودن رسانه ای که اصل و معیار موفقیت رسانه  عمومی است ناشی از این خصلت است. 

تمام این مشخصات که بسرعت مرور کردم به رسانه عصر دیجیتال خصلتی دموکراتیک می دهد. دموکراتیک بودن در نهاد این نوع رسانه است. روزنامه نگاران با درک عمیق تر از مفاهیم جدید رسانه ای می توانند به تحقق ایده قدرت بخشی به مردم کمک کنند. 

<object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=7,0,19,0" width="88" height="31" title="Zamaneh"> <param name="movie" value="http://www.radiozamaneh.org/tmp/zamaneh.swf" /><param name="quality" value="High" /><param name="scale" value="NoBorder"><embed src="http://www.radiozamaneh.org/tmp/zamaneh.swf" quality="High" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" width="88" height="31" scale="NoBorder"></embed></object>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_105.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_105.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فلسفه رسانه</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:00:36 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>از وبلاگ‌چرخان باستانی تا گوگل‌خوان امروزی </title>
                  <description><![CDATA[شاید اصلی‌ترین تفاوتی که می‌شود بین سایت رادیو زمانه با دیگر سایت‌های خبری پیدا کرد، همین «وبلاگ‌چرخان» یا بلاگرول زمانه است که مشابهی برای آن در دیگر سایت‌های خبری نمی‌بینید.

شش هفت سال پیش که برای اولین بار وبلاگ‌های فارسی راه افتادند، هر بار که وبلاگ‌نویسی می‌خواست لینک وبلاگی دیگر را هم به وبلاگ خود اضافه کند، باید طی یک فرآیند نسبتاً پیچیده، قالب وبلاگ خود را ویرایش می‌کرد.

یکی دو سال بعد، به یک‌باره سرویسی به نام «بلاگ‌رولینگ» مورد توجه قرار گرفت و به سرعت هم در وبلاگستان فارسی همه‌گیر شد.

شاید مهم‌ترین مزیت بلاگ‌رولینگ این بود که فقط یک بار کد آن را در قالب وبلاگتان قرار می‌دادید و از آن به بعد، خیلی راحت نام و نشانی وبلاگ‌های مورد علاقه‌تان را به حساب کاربری بلاگ‌رولینگ اضافه می‌کردید تا به فهرست دوستان شما اضافه شود.

مزیت دوم بلاگ‌رولینگ هم این بود که می‌توانست فهرست وبلاگ‌ها را به ترتیب به‌روز شدن مرتب کند و مثلاً وبلاگ‌هایی را هم که در ۲۴ ساعت اخیر به‌روز شده‌اند، مشخص کند؛ حالا با پررنگ کردن نامشان یا روش‌های دیگر.

اما بلاگ‌رولینگ، در کنار این مزایا، هزار و یک جور عیب هم داشت. مهم‌ترین ایرادش، از کار افتادن‌های یک روز در میان و خاموش شدن‌های پیاپی‌اش بود که بعضی وقت‌ها که یکی دو روزی طول می‌کشید، انگار که برق وبلاگستان رفته باشد. در این مواقع خیلی‌ها نمی‌توانستند همدیگر را ببینند و از به‌روز شدن وبلاگ‌های مورد علاقه و مراجعه‌شان باخبر شوند.

عیب دوم بلاگ‌رولینگ هم شیوه خبردار شدنش از به‌روز شدن وبلاگ‌ها بود. بلاگ‌رولینگ از پایگاه داده سایت weblogs.com استفاده می‌کرد که خیلی از نرم‌افزارها (مثل مووبل‌تایپ و وردپرس) یا سرویس‌های وبلاگ‌نویسی (مثل پرشین‌بلاگ و بلاگر) خود به خود پس از انتشار هر مطلب، به «وبلاگز دات کام» خبر می‌دادند که این وبلاگ به‌روز شده است.

اما این خبر دادن، خیلی وقت‌ها به مشکل برمی‌خورد یا که ارتباط بلاگ‌رولینگ با weblogs.com قطع می‌شد. در این موارد باید نویسنده وبلاگ باید می‌رفت به صورت دستی وبلاگش را اصطلاحاً «پینگ» می‌کرد.

این بود که خیلی وقت‌ها می‌شد که یک وبلاگ، بالای فهرست می‌ماند یا که بعضی افراد، پشت سر هم وبلاگشان را «پینگ» می‌کردند و به صدر فهرست می‌فرستادند.

این‌ها و مشکلاتی دیگر (من‌جمله برخی ناسازگاری‌های بلاگ‌رولینگ با زبان فارسی) دیگر جان خیلی از وبلاگ‌نویسان را به لب رسانده است و منتظر فرصتی هستند که از شر بلاگ‌رولینگ خلاص شوند.

از دیگر سو، دیگر خبردار شدن از به‌روز شدن وبلاگ‌های دوستان و آشنایان به روش بلاگ‌رولینگی کمی از «مُد» افتاده است و به جای آن، استفاده از فن‌آوری‌های تازه‌تر مربوط به «وب ۲.۰» نظیر خوراک (Feed) معمول شده است.

به این ترتیب که هر کس، فهرست وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های مورد علاقه‌اش را به نرم‌افزار یا سرویس خوراک‌خوان مورد استفاده‌اش را می‌دهد و مشترک آن وبلاگ یا وب‌سایت می‌شود. یکی دو سالی هم هست که «<a href="http://www.google.com/reader/"><u>گوگل‌خوان</u></a>» (<a href="http://www.google.com/reader/"><u>Google Reader</u></a>) به محبوب‌ترین این سرویس‌ها تبدیل شده و در بین ایرانیان وبلاگ‌نویس و وبلاگ‌خوان هم حسابی مشهور و محبوب است.

اما این گوگل‌خوان مشهور و محبوب، فقط به درد دنبال کردن اخبار و مطالب نمی‌خورد. بلکه به شما اجازه می‌دهد که فهرستی از مطالبی را که خوانده و پسندیده‌اید، در وبلاگتان بگذارید تا خوانندگان وبلاگتان هم آن‌ها را بخوانند. همین طور می‌شود مطالب منتخبتان را با دوستانتان به اشتراک بگذارید یا کارهای دیگری از این دست.

مشکلات اخیری که برای بلاگ‌رولینگ پیش آمد، ما را در زمانه به این نتیحه رساند که باید این سامانه (سیستم) باستانی را کناری بگذاریم و سراغ فن‌آوری‌ها و روش‌های جدیدتری برویم که هم آن مشکلات عجیب و غریب بلاگ‌رولینگ را نداشته باشد، هم این قدر احساس نکنیم که از دوستان وبلاگی‌مان هم عقب افتاده‌ایم.

این شد که تصمیم گرفتیم از امکاناتی که گوگل‌خوان در اختیار همه گذاشته است، یک بلاگ‌چرخان جدیدتر و بهتر برای زمانه بسازیم. بلاگ‌چرخانی که دیگر هر دو روز یک بار از کار نیفتد یا بالا و پایین رفتن وبلاگ‌ها در آن، بستگی به پینگ شدن یا پینگ نشدن بلاگ‌رولینگ نداشته باشد و آن قدر هوشمند باشد که خودش تشخیص بدهد که آخرین بار که یک وبلاگ به‌روز شده، چه زمانی بوده است.

مزیت دیگری که بلاگ‌چرخان جدید زمانه دارد، این است که وقتی نشان‌گر موس را روی نام هر وبلاگی قرار می‌دهید، نام آخرین مطلب آن وبلاگ را به شما نشان می‌دهد.

اما دو سه ایراد کوچک هم دارد. اول این‌که نام هر وبلاگ، دقیقاً همان نامی است که نویسنده انتخاب کرده و ما نمی‌توانیم تغییرش بدهیم یا تصحیحش کنیم. به همین خاطر، اگر نامی که برای وبلاگتان در بلاگ‌چرخان زمانه ظاهر می‌شود، مورد پسندتان نیست، خودتان تغییرش دهید!

دوم این‌که اگر یک وبلاگ، چند مطلب را به فاصله اندکی، پشت سر هم منتشر کرده باشد، نام آن وبلاگ چند بار در بلاگ‌چرخان زمانه ظاهر می‌شود و نشان‌گر موس‌تان را که روی هر کدامشان ببرید، نام یکی از مطالب ظاهر می‌شود.

سوم این‌که از زمانی که وبلاگتان را به‌روز می‌کنید تا موقعی که به بالای فهرست می‌رود، چند دقیقه تا یک ساعت فاصله می‌افتد. چون گوگل، هر ساعت، یک بار هر خوراک را بررسی می‌کند که آیا مطلب جدیدی وارد آن شده یا که خیر

<strong>اما پاسخ به دو سؤال مهم:</strong><br>اگر وبلاگ خوبی دارید یا وبلاگ خوبی می‌شناسید که در بلاگ‌چرخان زمانه نیست و می‌خواهید به این فهرست اضافه شود، کافی است نشانی و آدرس فید آن وبلاگ را به آدرس ایمیل <u><a href="mailto:blogs@radiozamaneh.com">blogs@radiozamaneh.com</a></u> بفرستید.

اگر هم می‌خواهید که یک بلاگرول مانند بلاگ‌چرخان زمانه در وبلاگتان داشته باشید، مراحل زیر را طی کنید.

۱- وارد <a href="http://www.google.com/reader/"><u>گوگل‌خوان</u></a> شوید.<br />برای این کار نیاز به یک حساب کاربری گوگل دارید. اگر آدرس ایمیلی در جی‌میل دارید، نام کاربری و کلمه عبور جی‌میل شما، همان نام کاربری و کلمه عبور اکانت گوگل شماست.

۲- مشترک وبلاگ‌های مورد علاقه‌تان شوید.<br />برای این کار کافی است که در قسمت اضافه کردن اشتراک (Add Subscription) نشانی خوراک رسان آن را وارد کنید. می‌توانید از خوراک رسان زمانه شروع کنید.<br />اگر آدرس خوراک رسان را نمی‌دانید، کافی است آدرس خود وبلاگ (یا حتی اسمش) را وارد کنید تا خود گوگل‌خوان برایتان آدرس وبلاگ مورد نظر را پیدا کند.

۳- همه وبلاگ‌هایی را که می‌خواهید در بلاگ چرخان وبلاگتان داشته باشید، در گوگل‌خوان در یک پوشه (Folder) بگذارید<br />اولاً پیشنهاد می‌کنیم که نام این پوشه را انگلیسی انتخاب کنید؛ مثلاً «blogroll»<br />در ثانی هر کدام از اشتراکاتتان را می‌توانید در چند پوشه بگذارید.<br />سوم این که در گوگل‌خوان، پوشه با برچسب (Tag) یکی است.

۴- حالا به قسمت تنظیمات (Settings) بروید و روی «Tags» کلیک کنید. جلوی نام برچسب/ پوشه مربوطه، یک علامت شبیه این <img src="/pictures-new/gr-blogroll-unshared.jpg" /> می‌بینید. روی آن کلیک کنید تا به این شکل <img src="/pictures-new/gr-blogroll-shared.jpg" /> در بیاید. با این کار، شما این پوشه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید.

۵- حالا جلوی نام این پوشه یک لینک به نام «add a clip to your site» نمایان می‌شود. روی آن کلیک کنید تا پنجره یا برگه (Tab) جدیدی باز شود.<br />در این پنجره یا برگه جدید، کدی به شما داده می‌شود. چیزی شبیه به این:

<p dir="ltr">&lt;script type=&quot;text/javascript&quot; src=&quot;http://www.google.com/<br />reader/ui/publisher-en.js&quot;&gt;&lt;/script&gt;<br />&lt;script type=&quot;text/javascript&quot; src=&quot;http://www.google.com/reader/public/<br />javascript/user/<span style="color: red;">05743967698278680597</span><br />/label/<span style="color: green;">blogroll</span>?n=5&callback=GRC_p(%7Bc%3A%22<br />green%22%2Ct%3A%22%5C%22blogroll<br />%5C%22%20via%20Your%20Name%22<br />%2Cs%3A%22false%22%2Cb%3A%22<br />false%22%7D)%3Bnew%20GRC&quot;&gt;&lt;/script&gt;</p>

از کل این کد، فقط به دو قسمتش نیاز داریم. یکی آن قسمتی که به رنگ قرمز مشخص شده که شماره کاربری شما نزد گوگل است. دیگری قسمتی که به رنگ سبز مشخص شده و نام همان پوشه‌ای است که می‌خواهید لیست وبلاگ‌های داخل آن را در وبلاگتان بگذارید.

حالا شماره کاربری‌تان و نام پوشه را عیناً کپی کنید و در کد این پایین، جایگزین دو قسمت قرمز و سبز نمایید.

<p dir="ltr">&lt;script type=&quot;text/javascript&quot;&gt;<br />function buildContent (blog) {<br />  if (!blog || !blog.items) return;<br />  var container=document.getElementById(&quot;blogroll&quot;);<br />  var code=&quot;&quot;;<br />  for (var i = 0; i &lt; blog.items.length; i&#43;&#43;) {<br />    var item = blog.items[i];<br />    code=code&#43;&quot;&lt;a title='&quot;&#43;item.title&#43;&quot;' href='&quot;&#43;item.origin.htmlUrl&#43;&quot;'&gt;&quot; &#43;item.origin.title&#43;&quot;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&quot;;<br />  }<br />  container.innerHTML=code;<br />}<br />&lt;/script&gt;<br />&lt;div id=&quot;blogroll&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;<br />&lt;script type=&quot;text/javascript&quot; src=&quot;http://www.google.com/reader/public/<br />javascript/user/<span style="color: red;">11916709517793019550</span>/<br />label/<span style="color: green;">blogroll</span>?n=<span style="color: blue">25</span>&callback=buildContent&quot; &gt;<br />&lt;/script&gt;</p>

آن عدد ۲۵ هم که به رنگ آبی در آمده، تعداد وبلاگ‌هایی است که می‌خواهید در صفحه‌تان نشان داده شود.

زمانه امیدوار است جایگزین کردن گوگل‌خوان در عوض بلاگ‌چرخان نیمه‌جان، باعث رونق بیشتری در خوانده شدن وبلاگ‌های این فهرست شود و با افزودن به خزانه گوگل‌خوان زمانه، مطلب مهمی در وبلاگستان فارسی از نظر و قلم دور نماند. ما به عصر مشارکت عمومی در اطلاع‌رسانی و نظردهی و تحلیل باور داریم و وبلاگستان فارسی را به عنوان خزانه فکر و فرهنگ عرفی و غیردولتی و غیررسمی ایرانیان و فارسی‌زبانان ارج می نهیم.

<strong>تیم فنی و سردبیری سایت زمانه</strong>

 <object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=7,0,19,0" width="88" height="31" title="Zamaneh"> <param name="movie" value="http://www.radiozamaneh.org/tmp/zamaneh.swf" /><param name="quality" value="High" /><param name="scale" value="NoBorder"><embed src="http://www.radiozamaneh.org/tmp/zamaneh.swf" quality="High" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" width="88" height="31" scale="NoBorder"></embed></object>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_104.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_104.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">وقايع اتفاقيه</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 18 Apr 2008 23:50:38 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>شهروندانِ دولتِ گوگوش</title>
                  <description>بندیکت اندرسون برای این‌که نشان بدهد ناسیونالیسم چطور در اروپا پدید آمد و گسترش پیدا کرد، مفهومی خلق و ابداع نمود به نامِ اجتماعات تصوّری (Imagined Communities). او، در نوشته‌اش از ملّت‌ به مثابه‌ي مفهومي سخن گفت که واقعیّت ذاتی ندارد و تنها برساخته‌اي اجتماعي‌ست و نهايتاً تصوّري‌ست از سوي مردمي که خود را به عنوان بخشي از گروه درک مي‌کنند. اندرسون توضیح داد که در گذشته‌ی تاریخی و در اروپا، دولت-ملّت‌ها سعی داشتند برای همگرایی و ایجادِ دولتی منسجم، مردم خود را در قالب هویّتی مشترک یکپارچه کنند تا به کمک آن مفهومِ ملّت را شکل بدهند و به همین جهت شروع به بازتعریف نمادهای سنتی – مثل پرچم و سرود ملّی – کردند. آنها سعی داشتند در فضایی ذهنی خود را «ملّت» بنامند.
اکنون امّا با رونقِ فرهنگِ مردم‌پسند اوضاع دگرگون شده. اگر در گذشته این ملّت‌ها بودند که احساس تعلّق، حقوق و وظایف‌مان را (که آن‌را سر جمع شهروندی مدنی و سیاسی و در سطحِ عملی‌تر، شهروندی اجتماعی می‌خوانیم) سازماندهی می‌کردند، اکنون – به مددِ فرهنگِ عامّه‌پسند – رسانه‌های جهانی یا فرهنگ‌های هواداری (Fan Culture) هستند که ما را به شیوه‌های تازه‌ی اجتماع می‌خوانند؛ شیوه‌هایی که از مرزهای سیاسی می‌گذرد یا در درون آن مرزها «نواحی» ویژه‌ای پدید می‌آورند. در روزگارِ ما، ستاره‌ها شبیه به پرچم یا سرودِ ملّی، عامل یگانگی هوادارانِ خودند و این مسأله‌ی مهمی در مطالعه‌ی قابلیّت‌های دموکراتیک فرهنگِ مردم‌پسند است. حالا به راحتی می‌توان از این دَم زد که بر پایه‌ی فرهنگِ ستاره‌ای (Celebrity Culture)، مردم خود را به شکل گروه‌هایی طرفدارِ فلان ستاره‌ی موسیقی یا سینما و ورزش درک می‌کنند: به شکل شهروندانِ فرهنگی. متونِ‌ مردم‌پسند – از موسیقی تا فوتبال – به راحتی این توان را دارند که ما را در اجتماعاتی از افرادِ هم‌فکر وارد کنند.
چرا راهِ دور برویم؟ نگاه به نقشِ فرهنگِ مردم‌پسند در زندگی روزمرّه‌مان به‌خوبی این مسأله را نشان می‌دهد. همین اواخر، وقتی زنجیره‌ی جدید مهرانِ مدیری – «مردِ هزارچهره» – از تله‌ویزیون پخش شد، اینجا و آنجا بین دوستان و خانواده‌ها درباره‌اش بحث در گرفت؛ یا دور نیست زمانی که تیم ملّی به جامِ جهانی راه یافت و افراد با دیگرانی که نمی‌شناختند و بعداً هم برخورد نداشتند، به شادی و شادمانی پرداختند. در این موارد و نمونه‌های مشابه فراوان، انگار ما دانشی داریم حاکی از این‌که دیگرانی هم‌فکر و همراهْ همانندِ ما هستند که درست شبیه به ما حسّی از سرخوشی یا خشم دارند یا وقتِ بحث درباره‌ی قوّت و ضعفِ سریال نمونه‌هایی را ذکر می‌کنند که برای همه‌مان آشناست؛ درست مثل وقتی که شهروندانِ دولت-ملّتی فرضی درباره‌ی انتخابات در مملکتشان حرف می‌زنند. انگار، ما بیننده‌های سریال، تماشاچی‌های فوتبال یا شنوندگان موسیقی، خود را به ملّتِ واحدی – جدای از ملّتِ اسمی‌مان – متعلّق می‌دانیم. این‌گونه، فرهنگ مردم‌پسند به آسانی به ما حسّ تعلّق می‌دهد و فراتر از این، منطق اقتصادی و شهرتِ ستارگان، باعث می‌شود که اندک‌اندک خریداران یا هوادارانِ هم‌فکرِ بیشتری پیدا بشوند؛ انگار هر روز جمعیّت شهروندانِ دولت-ملّت‌های عامّه‌پسند افزوده می‌شود. 

به همین خاطر بعد از این‌که نوشته‌های وبلاگی را درباره‌ی اجرای اخیرِ خانم گوگوش در دُبی دیدم – که روایت کرده بودند مردم از اقشار و طبقات و پایگاه‌های مختلف اجتماعی آن‌جا حاضر شده بودند – و تقریباً هم‌زمان، مصاحبه‌ی رادیوی زمانه را با خواننده‌ی تاجیکی منیژه دولتوا خواندم – که خود را قطره‌ای از دریای هنر ایران می‌دانست و آرزویش هم‌صدایی با گوگوش و لیلا بود – دریافتم چه اندازه دوست داشتم در کنسرت می‌بودم. بی‌شک حسرت از آنجا‌نبودنم به خاطر آواز و اجرای گوگوش نیست – که البتّه حتماً دیدنی و شنیدنی بوده؛ بلکه به دلیلِ از دست‌دادنِ لمسِ نزدیک و فهمِ دقیقِ آن‌چیزی‌ست که «شهروندی فرهنگی» می‌خوانیمش. دوست داشتم از نزدیک، شهروندانِ دولتِ گوگوش را ببینم که پیر و جوان و مذهبی و بی‌دین و سالم و علیل نمی‌شناسد و مرزهایش به ایران و ایرانی محدود نمی‌شود. فرهنگِ مردم‌پسند، در ظاهر اصلاً جدّي نیست؛ ولی وقت آن است که جدّی بگیریمش.
</description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_102.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_102.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فلسفه رسانه</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 09 Apr 2008 14:47:13 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>برترین سایت‌های فارسی سال ۸۶</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>سایت <a href="http://www.7sang.com/">هفت سنگ</a> مانند این چند ساله گذشته فهرست برترین های رسانه ای خود را منتشر کرده است. برای زمانه ای ها اسباب خرسندی است که سایت رادیو زمانه به دلیل تلاشهای چندرسانه ای اش، در بخش ویژه (خارج از مسابقه) جزو سایتهای برگزیده داوران قرار گرفته است. از توجه داوران هفت سنگ سپاسگزار و از این انتخاب سربلندیم و به همه برگزیدگان تبریک می گوییم. - زمانه  </small></strong>

برترین سایت‌های اینترنتی فارسی زبان در سال ۸۶ به عنوان یکی از بخش‌های انتخاب «برترین‌های رسانه‌ای سال» انتخاب شدند. نظرسنجی «برترين‌های رسانه‌ای سال» در پایان هر سال توسط مجله اینترنتی هفت‌سنگ برگزار می‌شود و در آن برترین‌های رسانه‌ای در حوزه‌های مختلف توسط اعضای تحریریه این مجله و جمعی از صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه‌های رسانه‌ای انتخاب می‌شوند. امسال در سومین دوره برگزاری در بخش وب‌سایت‌ها، پایگاه‌های اینترنتی در هفت گروه مورد ارزیابی قرار گرفتند.

در بخش اول با عنوان سایت‌های مرجع و پورتال‌ها، سایت عکاسی (www.akkasee.com) به عنوان سایت برگزیده انتخاب شد. مگ‌ایران، بانک اطلاعات نشریات کشور (www.magiran.com) و ایران‌داک، پایگاه اطلاعات و مدارک ایران (www.irandoc.ac.ir) انتخاب‌های بعدی این بخش هستند.

در بخش دوم با عنوان سایت‌های مشارکتی که محتوای آنها توسط کاربران و مخاطبان تامین می‌شود، سایت بالاترین (www.balatarin.com) انتخاب اول است. سایت‌های هفتان (www.haftan.com) برگزیده دوم و ایران ترانه (www.iransong.com) برگزیده سوم این بخش هستند.

در بخش سوم با عنوان سایت‌های خبری-تحلیلی، خبرگزاری فارس (www.farsnews.com) به عنوان سایت برتر انتخاب شد. سایت‌های سینمای ما (www.cinemaema.com) و الف (www.alef.ir) به ترتیب به عنوان برگزیدگان بعدی انتخاب شدند.

در بخش چهارم با عنوان سایت‌های تجارت اینترنتی، سایت ایستگاه (www.istgah.com) برگزیده اول است و جی‌.اس‌.ام (www.gsm.ir) که در حوزه تلفن همراه فعالیت می‌کند و آدینه بوک 
(www.adinebook.com) که در زمینه فروش اینترنتی کتاب فعال است انتخاب‌های بعدی هستند.

در بخش پنجم با عنوان جامعه‌های مجازی و فروم‌‌های اینترنتی سایت کلوب (www.cloob.com) انتخاب اول، یوبیست‌‌وچهار (www.u24.ir) انتخاب دوم و مجیدآنلاین (forum.majidonline.com) انتخاب سوم هستند. 

در بخش ششم با عنوان سرویس‌وبلاگ‌ها و ابزارهای انتشار محتوا، سایت بلاگفا (www.blogfa.com) به عنوان سایت برتر انتخاب شد. سرویس‌وبلاگ‌های بلاگ‌اسکای (www.blogsky.com) و پرشین‌بلاگ 
(www.persianblog.ir) برگزیدگان بعدی این بخش هستند.

در بخش هفتم با عنوان ابزارهای اینترنتی، سایت وبگذر (www.webgozar.com) انتخاب اول و ابزار شمارنده پرشین‌استت (www.persianstat.com) و بازنگار، خانه وبلاگ‌های فارسی زبان 
(www.baznegar.com) انتخاب‌های بعدی هستند.

علاوه بر بخش‌های اصلی، امسال برای اولین بار در بخش انتخاب‌های ویژه (خارج از مسابقه) هم تعدادی از سایت‌های فارسی زبان به شرح زیر انتخاب شدند:

- موثرترین ابزار در گسترش زبان فارسی در وب: سایت وردپرس فارسی (www.wp-persian.com)

- بهترین ایده خلاقانه در راه اندازی سایت: جیره کتاب (www.jireyeketab.com)

- بهترین استفاده از امکانات چند رسانه‌ای (متن، عکس، صدا و فیلم به طور همزمان) در سایت: رادیو زمانه (www.radiozamaaneh.com)

- بهترین سایت در جلب مخاطب خاص: تکنوتاکس، سایت تخصصی حوزه لینوکس و منبع‌باز 
(www.technotux.com)

- برترین سایت در تولید محتوای فارسی در وب: مجله اینترنتی فریا (www.farya.com)

- برترین سایت هماهنگ با فضای وب‌ دو: ویویو (www.viwio.com)

معرفی و بررسی اجمالی سایت‌های برگزیده و دلایل انتخاب و برگزیده شدن آنها در قالب ویژه‌نامه معرفی «برترین‌های رسانه‌ای سال» در روزهای پایانی سال در مجله اینترنتی هفت‌سنگ منتشر خواهد شد. همچنین با انتشار این ویژه‌نامه مرحله نهایی نظرسنجی آغاز خواهد شد و کاربران اینترنتی با شرکت در این نظرسنجی از بین سایت‌های برگزیده، برترین سایت سال ۸۶ را انتخاب خواهند کرد. اطلاعات بیشتر در مورد انتخاب «برترین‌های رسانه‌ای سال» در سایت مربوط به آن به آدرس www.topmedia.ir قابل دسترس است.

برگرفته از: <a href="http://www.topmedia.ir/86/websites.htm">صفحه ویژه هفت سنگ برای برترین های رسانه ای</a>
]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_103.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/blog/2008/04/post_103.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">وقايع اتفاقيه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 07 Apr 2008 23:16:34 +0000</pubDate>
        
      </item>
      
   </channel>
</rss>