تاریخ انتشار: ۵ آذر ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

ما سر به دیوار می‌کوبیم

احمد سمایی
[email protected]

گری‌ سیک (Gary Sick) در مصاحبه‌ای با نشریه استاندارد اتریش، از چندوچون چالش بر سر برنامه‌ هسته‌ای ایران سخن گفته و مذاکرات غرب برای معلق‌کردن این برنامه را عاری از اشکال ندیده است.

سیک، که اینک به عنوان پرفسور علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا نیویورک تدریس می‌کند، در اواخر دهه هشتاد عضو شورای امنیت ملی ایالات متحده و مشاور جیمی کارتر بود و در ماجرای گروگانگیری دیپلمات‌ها در سفارت آمریکا در تهران نیز، نقش مهمی به عهده داشت. او به جرالد فورد و رونالد ریگان نیز در مسائل بین‌المللی مشاوره می‌داده است.

مصاحبه با گری سیک در شماره‌ی روز جمعه، ۲۳ نوامبر، نشریه استاندارد درج شده است. ترجمه این مصاحبه را در زیر می‌خوانید.


گری سیک

استاندارد: ارزیابی شما از تازه‌ترین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در باره‌ی برنامه هسته‌ای ایران چیست؟
گری سیک: نگرانی تهران از تحریم‌های بیشتر، باعث همکاری فعال‌تر آن با آژانس شده است. جمهوری اسلامی برای این که اتهام مخفی‌کاری و فریب‌ دادن جامعه‌ی جهانی را از خود دور کند، ظاهراً حاضر است گام‌های نسبتاً بلندی برای شفاف‌سازی برنامه اتمی‌اش بردارد و هزینه این کار را هم بپردازد؛ زیرا طبیعی است اطلاعات تازه‌ای، مثل پیشنهاد عرضه‌ی طرح ساخت بمب اتمی از سوی شبکه عبدالقدیرخان، که جمهوری اسلامی آن را اخیراً به آژانس گزارش داده، می‌تواند دستمایه‌ای بشود برای طرح اتهامات بیشتر علیه این حکومت. مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند که هیچوقت این پیشنهاد را دنبال نکرده‌اند، اما به هر صورت تاکنون آن را به همراه برخی مدارک دیگر به عنوان اسناد سری نگاه داشته‌اند و تازه اخیراً آژانس را از داشتن چنین اسنادی باخبر کرده‌اند.

گزارش البرادعی می‌گوید که ایران برخوردی غیرفعال در ارائه اطلاعات داشته،‌ یعنی آژانس باید سوال می‌کرده تا پاسخی دریافت کند. با این همه، ایران با آژانس همکاری کرده و شماری از سوال‌ها را به نحوی رضایت‌بخش پاسخ داده است، هر چند که هنوز هم سوال‌های بی‌پاسخی وجود دارند. و خوب،‌ ایران غنی‌سازی اورانیوم را هم به حال تعلیق درنیاورد است. آنها به این کار ادامه می‌دهند، هرچند که با سرعتی آهسته. دلیل این آهستگی می‌تواند صرفاً تکنیکی باشد و هم می‌تواند به یک تصمیم آگاهانه برگردد.

ایران برنامه اتمی خود را با سرعتی بسیار آهسته پیش برده است. آنها تصمیم خود در این‌باره را، اواسطه دهه هشتاد گرفته‌اند، و حالا،‌ یعنی ۲۵ سال پس از آن تاریخ، تازه شمار معدودی سانتریفیوژ در اختیار دارند که مقدار ناچیزی اورانیوم تولید می‌کند. کشورهایی که به دنبال سلاح اتمی رفته‌اند، مثل هند، پاکستان، آفریقای جنوبی واسراییل، پس از ۵ یا ۶ سال به این سلاح دست یافته‌اند. خلاصه این که، به گزارش البرداعی می‌توان مثل یک لیوان نیمه‌پر- نیمه‌خالی نگاه کرد. نیمه‌پر: برنامه هسته‌ای ایران آهسته پیش می‌رود، پس وقت برای مذاکره هست؛ نیمه‌خالی: برنامه به هر صورت رو به پیشروی است.

و ایران هیچگاه از این برنامه صرفنظر نخواهد کرد.
بله، همین‌طور است. ولی موضع آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی این است که هرگونه غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران غیرقابل پذیرش است. آنها با چنین موضعی به همه‌ی گزینه‌های دیگر بی‌اعتنایی می‌کنند و ایران هم همچنان به غنی‌سازی ادامه می‌دهد. به نظرمن، ما در مذاکرات دچار اشتباهیم، چرا که در این مذاکرات به دنبال اهداف غلطی هستیم. کار ما شده است با سر به دیوار کوبیدن.

ما قادر نخواهیم بود ایران را وادار به تخریب سانتریفیوژهایش کنیم و از یادش ببریم که این سانتریفیوژها چگونه کار می‌کنند.در حالی‌که، سوق ایران به سوی نگه‌داشتن غنی‌سازی در میزان و غلظتی محدود و یا راندن این کشور به این سو که برنامه هسته‌‌ای‌اش را به یک پروژه تحقیقاتی بدل کند کاری است که کاملاً امکان‌پذیراست. از این رهگذر، ما می‌توانیم سطح و ضریب تهدید از جانب ایران را محدود نگه داریم. به عبارت دیگر، تلاش ما باید معطوف به این باشد که برنامه هسته‌ای ایران تا حد ممکن محدود بماند و تا حد ممکن تحت نظارت باشد.

به شورای امنیت بپردازیم: چین ظاهراً حاضر نیست با تحریم‌های جدیدی علیه ایران موافقت کند.
روسیه هم همین موضع را دارد. این که آنها آماده می‌شوند سوخت اتمی برای نیروگاه بوشهر ارسال کنند نیز، نشانه‌ای در این راستاست. من فکر نمی‌کنم که شورای امنیت بتواند در مورد تحریم‌های جدی علیه ایران به توافق برسد. آمریکا و فرانسه اتحادیه اروپا را زیر فشار خواهند گذاشت که خارج از مصوبات شورای امنیت تحریم‌هایی را علیه ایران وضع کند. در حال حاضر، برای واشنگتن تحریم‌ها به هدفی برای خود بدل شده‌اند. کاخ سفید نفس تصویب تحریم‌های بیشتر را موفقیت می‌داند، در حالی که به نظر من، تحریم‌ها اهرمی هستند که باید با آنها هدفی را دنبال کرد. ولی ما این هدف را فراموش کرده‌ایم.

تا چه حد حمله نظامی آمریکا یا اسراییل به ایران را محتمل می‌دانید؟
من همیشه چنین امکانی را محدود تلقی کرده‌ام. امروز شماری از سوپر‌عقاب‌ها ( تندروها) ، از جمله در اسراییل نیز، بر این باورند که حمله نظامی به ایران بی‌معنی است و حتی می‌تواند نتیجه‌ی عکس بدهد. اسراییل نمی‌تواند بدون همکاری آشکار یا پنهان آمریکا اقدامی علیه ایران انجام دهد. حتی اگر آنها به تنهایی هم قادر به انجام چنین کاری باشند،‌ باز هم هر کس خواهد گفت که آمریکایی‌ها پشت قضیه هستند. و خوب آمریکایی‌ها باید پیامد چنین حمله‌ای را تقبل کنند. برای هر نخست‌وزیری در اسراییل این فکر آسان نخواهد بود که آمریکایی‌ها را بدون آن که خود بخواهند درگیر یک جنگ کند.

آیا آن‌گونه که خیلی‌ها ادعا می‌کنند، ایران تصمیمش را در باره‌ی دستیابی به بمب اتمی گرفته است؟
به نظر من آن‌ها می‌خواهند ظرفیت و توانایی دستیابی به سلاح هسته‌ای را داشته باشند. این هم راز سر به مهری نیست که ایران با توجه به دانش کنونی‌اش در زمینه هسته‌ای، اگر تصمیم بگیرد به سلاح اتمی دست یابد، می‌تواند این تصمیم را نسبتاً سریع عملی کند.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)