تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

مهوش و ترانه ملامحمدجان

برنامه موسيقی ملل را اينجا بشنويد

چند روز است در خاک افغانستان قدم می زنم در خواب و خیال خود. از مرگ زکیه تکان خوردم و رفتم به خیابان های کابل که در داستان های دبورا الیس "نان آور" خوانده بودم.



مهوش

وقتی تلاش می کردم این کتاب را به تاجیکی ترجمه کنم بیشتر به دل و دنیای زنان افغان پی بردم و با آن ها احساس نزدیکی کردم و همین طور با زکیه.

از مرگ زنی شجاع که تمام روزهای سخت و خطرناک جنگید و اما در روز های صلح و امنیت کشته شد. دلم می سوزد برای هر کسی که بدون چاشنی ای از حاصل کار و زحمت خود برود. حسرت سنگینی می گذارد بر دلم.

رادیو کابل جایی که زکیه در آن کار نه، بلکه قهرمانی می کرد از اول تشکل یافتنش مهمترین محل گردهمایی آوازخوان ها در کابل بوده است. اما در این برنامه از رادیو کابل نمی گویم. از "رادیو کابلی" می گویم که عنوان يک سی دی ست که سال 2003 در ایتالیا منتشر شده است.

امروز در دنیای موسیقی خاطره بار افغانی خواهیم بود با استاد مهوش. اولین زن افغان که به مقام استادی در آوازخوانی رسید.

اگر از من بپرسید که خوش بخت ترین زن افغان کیست، بدون تردید می گویم: مهوش!

مهوش در مصاحبه ای می گوید:
"در یک جشن مدرسه آواز خواندیم و روز بعد، نتوانستم بخوابم. مردم از من ستایش کردند.احساس کردم که بسیار دوست دارم برای رادیو آواز خوانم. این اولین بار بود که دانستم عاشق همیشگی موسیقی هستم: هر چند این عشق برایم بدبختی های زیادی آورد در رابطه با خانواده و دوستانم، اما خوشبختانه عاشق جوانی شدم و این عشق به ازدواج انجامید و با پشتبانی و کمک این جوانمرد به اوج آروزی خود رسیدم."

در جای دیگر مهوش می گوید که بعد از 40 سال هنوز عاشق همسر خود هست هنوز دیوانه وار او را دوست دارد. مهوش با همسر و چهار فرزند خود در شهر فریموند آمریکا به سر می برد.

سالی که برادرم به دنیا آمد ترانه ملامحمدجان در تاجیکستان و قسمت های تاجیک نشین آسیای میانه به اوج محبوبیت رسیده بود. پدرم که عاشق ترانه های مهوش بود برای اولین فرزند و یگانه پسرش نام محمدجان را انتخاب کرد.

این ترانه پدرم را از یک گرفتاری سخت نجات داد؛ زمانی که پدرم تازه به حزب کمونیست پیوسته بود و اسم محمد ممکن بود او را از اعتماد هم-حزبان دور کند و به جرم اسلام گرایی به زندان افکند، تمام مردم این ترانه را می خواندند و ملامحمدجان معروف بود در شوروی سال های 1970. او توانست نامی را که دوست می داشت به بهانه معروفيت اين ترانه بر پسرش بگذارد.

نظرهای خوانندگان

sedaghat va sadegy ke dar sedaye khanome samarghandi hast barnameye ishan ra besyar jazab mikonad. vaghti sedayeshan ba ahanghaye besyar zibaye afghani hamrah mishavad fazaye barnameheshan jadooyi mishavad. be ishan va entekhabhaye ghashangeshan tabrik migam va omidvaram edame bedahand \ masoud

-- Masoud Edraki ، Jun 13, 2007 در ساعت 01:20 AM

من این ترانه را خیلی دوست دارم. حس نوستالژیک عجیبی برایم دارد

-- سعید پوردلیر ، Jun 15, 2007 در ساعت 01:20 AM

قبل از این که بخوانم تصور می کردم منظور از مهوش همان خوانندهء قدیمی مشهور ایرانیست!

-- پلنگ صورتی ، Jun 18, 2007 در ساعت 01:20 AM

بی شک از شنیدنی ترین برنامه های رادیو زمانه یکی همین بخش موسیقی ملل است که با اجرای بسیار حرفه ای سرکار خانم شهزاده و متن های معمولا سرشار از احساس پاک ایشان صفایی دوچندان پیدا کرده است.
به ویژه که به واسطه این برنامه انگار تازه چشمانمان بر روی این همسایه دیرین باز شده است. سپاس

-- Afshin ، Jun 20, 2007 در ساعت 01:20 AM

سلام یکی از ترانه های مهوش که بنا به گفته دوستم عنوان استادی را برایش به افتخار آورد ترانه ... وقتی عاشق شوی راز دلته گفته نه تانی

-- mehdi faizy ، Jun 29, 2007 در ساعت 01:20 AM

این برنامه موسیقی ملل را خیلی دوست دارم. به شهرزاده بگویید که در صدایش همیشه یک غم وجود دارد، نمی دانم چرا. حتی وقتی که برنامه راجع به موسیقی پاپ و شاد است. شاید به خاطر لحن کلام و نحوه صحبتش باشد. بد نیست گاهی با هیجان بیشتر و شور و نشاط صحبت کند. در ضمن خدمت ایشان ارادت دارم، خصوصا چشمهای قشنگشان. همیشه سلامت باشد :-)

-- حمید ، Jul 3, 2007 در ساعت 01:20 AM

با سلام خدمت شهرزاده خانم،
تا آنجا که من شنیده ام نام این کشور از روی نام قوم افغان که قوم کوچکی بوده و گویا پشتون بوده اند گرفته شده که به دست انگلیسی ها بر اکثریت غیر افغان (تاجیکان، هزاره ها، کابلیان، دیگر پشتون ها و اقوام دیگر) حاکم شدند. گویا پیش از آن نام آن سرزمین کابلستان بوده است.
البته من این مطالب را مدتها پیش خوانده ام و از درستی شان مطمئن نیستم.
بدرود

-- محمد رضا ، Jul 12, 2007 در ساعت 01:20 AM

شهزاده گرامی شادزی همی
که مرا شاد می سازی با غم دوری!
یک سال است به امید دیدار سمرقند و بخارا و دوشنبه و تورسون زاده و ... به خواب می روم. خواهم آمد...

-- رضا از کرمانشاه ، Jul 12, 2007 در ساعت 01:20 AM

من جوانی هستم25 ساله ایرانی.خودم موسیقی سنتی ایرانی مینوازم دست روزگار مرا به شهرهای مرزی ایران کشاند وبا شنیدن صدای مهوش عاشق ترا نه هایش شدم. واو را عاشقانه دوست دارم. اینجا به سختی اثار وتصاویر او را یافتم تمام اتاقم پر از عکسهای استاد مهوش است به او بگویید دل یک ایرانی با ترانه های او میتپد شاد میشود گریه میکند....زندگی میکند....

-- امیر ، Jul 14, 2007 در ساعت 01:20 AM

besyar khob

-- suraia ، Feb 28, 2008 در ساعت 01:20 AM

اول از شما تشکر میکنم بعداین را می نویسم که استاد مهوش یک جواهر گرانبها است و من از خواندن های استاد خاطره ها دارم آن خواندن که می خواند
آله لو ای کودک افغان له لو

-- گل آقا آنس ، May 15, 2008 در ساعت 01:20 AM

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات