رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۳ آبان ۱۳۸۶
سودای 446

زمان

فایل صوتی

نمیدونم واقعا تا حالا به این توجه کردی؛
که وقتی به عقربه‌ها نگاه میکنی

رفته رفته حرکتشون کند و کندتر میشه

تا در یک لحظه خاص کاملا از حرکت می‌ایستن

جلوی من نشسته بود و با حرارت صحبت میکرد
حرکت لبهاش سریع و بدون وقفه بود

و دستهاش در هوا تکان میخورد؛

چشمم به ساعت دیواری افتاد
انگار تمام صداها کمرنگ شدن

ثانیه شمار با هر حرکت روی طبل میکوبید

و زمان شروع به کند شدن کرد

میدونی احساس جالبیه حرکت کند اطراف

وقتی هیچ صدایی نیست

انگار میتونی جزیات تمام حرکات ظریف رو ببینی

تا اون لحظه خاص فرا برسه و زمان یخ بزنه

تمام دنیا به همراه او از حرکت باز ایستاده بود
از پشت میز بلند شدم

نزدیکش رفتم، خیلی نزدیک

و با جریانی آرام نگاهش کردم

به صورت و لبهاش که نیمه باز مانده بود

به چشمانش که درشت بود و بی حرکت

به انگشتان بلند و کشیده دستانش

به کمر و گردن صاف و بی نقصش

و لاله گوش‌هاش که ساده و بی آویز بود

فرصت این رو پیدا کردم که

به خال سیاه و کوچک بالای سینش نگاه کنم

مدتها نگاه کردم و نگاه کردم، به تمام منحنی‌ها و خط‌های بدنش

و عاشق‌شان شدم چون تمام اینها تکه‌هایی از زیبایی بود

که او را در تمام دنیا منحصر بفرد میکرد

سر جایم نشستم و
نفس عمیق کشیدم

زمان دوباره به راه افتاد

و تمام صداهای اطرافم برگشتند

صحبت میکرد و من با سر تاییدش میکردم

اما این‌بار نگاهم نگاه لحظه قبل نبود، ...

باور کردنی نیست نگاه کردن به برف در آن لحظه

مطقییر

Share/Save/Bookmark