| خانه > ِیک سر و هزار سودا > ریزه میزه ها > ببخشید کبریت دارید؟ | |||
ببخشید کبریت دارید؟جايی از قول کنفسيوس خواندم: «به جای آن که به تاريکی لعنت بفرستی، شمعی روشن کن.» ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |








نظرهای خوانندگان
فلاشبك:«رضا موتوري» (كيميايي).
-- ح.ش ، May 22, 2007رضا كه خود را به ديوانگي زده، از تيمارستان «ميپرد»بيرون و پولهاي گاو صندوق كارخانهاي را«ميزند».
قصهي موازي: فرخ جوان نويسندهاي كه شباهت غير قابل تصوري به رضا دارد، به منظور تحقيق در مورد زندگي بيماران رواني به همان تيمارستاني ميآيد كه رضا هم هست. طي اتفاقاتي ، فرخ جاياش با رضا عوض ميشود.
رضاي آس وپاس ،ناخواسته وارد زندگي اشرافي نويسنده شده و دل در گروي «فرنگيس» - نامزد نويسنده- «ميدهد» و...
سكانس تريا: رضا رو به گارسون ميكند:
-يك پُرس كبريت!
نتيجه گيري اخلاقي: از آنجايي كه «لانگ شات»جون، به نماهاي «اينسرت» و جزييات ماجرا (بخوانيد فيلمنامه) توجهاي كارشناسانه نكرده، من از «يك سر و هزار سودا»ييهاي «غير جون»ي خواهشمندم تا يك «پُرس فوت» بدهند خدمت آنيكي «جون»ي...
پلان آخر: حالا شمعها را فوت كن كه...
تصوير«فيد» ميشود.
تولدت مبارك!
تا نظر قبليام درج نشده، يك سوال دارم:
-- ح.ش ، May 22, 2007ببخشيد! «فوت» داريد؟
اشاره شناسي: «فوت»، بر وزن فوتفوتك!
تكراريهم باشيد،عيبي ندارد؛اما شاد باشيد.