تاریخ انتشار: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 244

خودفروشی

مرا دوست می‏داری، پس بگذار برایت بگویم که من جسمم را صدها بار فروخته‏ام.
این کار هنر من است و من این هنر را سخت دوست می‏دارم.

اگر می‏خواهی بمانی این شرط من خواهد بود، تنم برای دیگران و روحم برای تو. قول خواهم داد که قلبم هرگز به تو خیانت نکند.

مطرود

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظرهای خوانندگان

haalam be ham khord, mazerat mikhama! man shahrestaniam

-- farzda ، May 21, 2007

CHETOR MOMKNE ke tanet mal digran bashe va galbet pish man ,aslan chenin chizi gir momkene!!! ba khodet ro rast bash gabl az ainke be man khiant koni???i

-- rorast ، May 21, 2007

ياد يك جوك قديمي افتادم.اما اين ورژن دراماتيك و جديدي از آن است:
زن بر بالين شوهر بيمار خود نشسته.
تنها صداي زجر آور تيك تاك ساعت به‌گوش مي‌رسد.
مرد همان‌طور كه احساس مي‌كند دماي گرماي بدن‌اش رو به‌كاهش است، در‌مي‌يابد لحظات آخر عمر خود را سپري مي‌كند. با جسارتي خاص و صدايي لرزان ، سوالي كه سا‌ل‌ها روح‌اش را مثل خوره از بين برده بود ، مي‌پرسد:
- چند بار به‌من خيانت كردي؟
زن همان‌طوركه به نقطه‌اي خيره شده ، لب به اعتراف مي‌گشايد:
-من... من... قلبم هميشه به تو وفادار بوده. اما در طي عمرم 3 بار خيانت كردم.
- خب!
- يادت مي‌آيد كه تو فوتباليست آماتور بودي و هيچ باشگاه و مربي با تو قرارداد نمي‌بست؟
- خب!
- يادت هست كه به تيم ملي دعوت نمي‌شدي ؟
- خب!
- اين شد 2 بار
- خب!
- يادت هست براي اولين بار و زماني كه يك ورزشگاه با 100 هزار تماشاگر يك صدا تو را تشويق مي‌كردند، چه‌قدر هيجان‌زده شدي؟
مرد به‌جاي «خُب»، اين بار مي گويد: اي واي!
زن در حالي‌كه قطره اشكي در صورت‌اش ديده مي‌شود:
- ولي باور كن هميشه قلبم به تو اختصاص داشته!
...
همين‌طوري!

-- ح.ش ، May 21, 2007

هدیه کردن روح و قلب بدون پیش شرط زیبا و با ارزش است.

-- س.ح.ک ، May 21, 2007

خيلي جالب بود
نه از بابت نوع كار بلكه از اين بابت كه مترود عزيز راستشو در قسمت اولي ان كره اينكه تن من مال همه است وهمه كساني كه من خوشم بياد( دلم بخواد)ميتونند استفاه كنند ,اما بيشتر عزيزاي مابدون اينكه راستشو بگن و حتي دلشون بخواد بدنشون رو واگذار ميكنند ,براي چي؟ نميدونم,اما اين رسم ديگه به شهرستان هم اومده!!!!
ميگن افت داره اگه فقط تك پرون باشن!!ينكه اصلا با كسي نباشند خيلي وقته از مدافتاده!!!چه زنونه اش و چه مردونه اش!!!!!!!!!!!!!!!واويلا در جزاير لختي هم چنين رسمايي رو نديدم.
اريو برزن

-- بدون نام ، May 21, 2007

در حدي نسيت كه بشه نظر داد .
غير قابل قبولل

-- امير ، May 21, 2007

تو با این به من فهموندی که من عشقم واقعی نیست یعنی تن تو رو می خوام نه روح و قلبتو.
ولی این رو هم فراموش نکن که عشق بدون یکی از این ها نمیشه
مرسی

-- مهیار ، May 21, 2007

تعهد که بعد از عشق به وجود بیاید زیباتر از تعهد قبل از عشق است .

-- بهاره ، May 21, 2007

اين حرف، از اون حرفايي است که در واقع به کمک اون صنعت سکس و تن فروشي در پي آن است که خويش را کاملا عادي و طبيعي نشان دهد. اما عملا جسم خويش را تبديل به يک ابژه مرده مي کند که انگار نه انگار احساس و تمنا دارد. انگار ماشيني است که هرکس مي تواند باهاش براند و سرش سوار شه. در حاليکه جسم داراي اخلاق است. تا حالا شده که با کسي بتوني بخوابي که بوي بدنش اذيتت کنه و يا نگاهش و يا حالت تنش و روحش. چون جسم هيچگاه نمي تونه با هر کسي بخوابه و يا با هر کسي دوستي کنه،مگر اينکه يا آنقدر تشنه باشه که مثل فيلم جويندگان طلاي چارلي چاپلين،کفش کهنه را مرغ پخته ببيند و تازه اين هم يک يا دو بار است و اگر ادامه يابد، از لحاظ روانکاوي علامت نوعي بيماري رواني و نومفوماني يا اعتياد به سکس، علامت بي مرزي جنسي و ناتواني از حس مرزهاي احساسي خويش است. کسي که بي توجه به تمنايش و خواست جسمش، براي مثال با کسي بخوابد، يا بعدش حالت تهوع مي گيرد و يا مايل است،سريع زير دوش برود و تنشو از اين حالت کثيف پاک کند .اصلا ربطي نيز به احساس مذهبي ندارد. چون هر انسان مدرني نيز بطور معمول اين کار را مي کند و اجازه نمي دهد،هر کسي به او تن بدهد. اين حالت افراط/تفريط بيشتر حالت انسان شرقيست که تا ديروز به سرکوب جسم خويش پرداخته و اکنون مي خواد تقاص اون سالها را پس بگيره و تشنگيشو بخوابونه و از اخلاقي به ضد اخلاق تبديل ميشه. اما نمي دونه که با اين بي توجهي به مرزهاي احساسي و عشقي جسمش به خودش ضربه مي زند. همانطور که اکثر تن فروشها مجبورند براي تحمل اين وضعيت خوابيدن با تنهاي مختلف، با کمک مواد مخدر و يا با گول زدن خويش، تن خويش را عملا بي حس کنند ويکنوع بيهوشي جسمي را حس کنند .اما جسم فراموش نمي کند. زيرا جسم اخلاق و حافظه دارد. اين جريان مثل جريان خود گول زدن زني است که مي گفت، اون پسره منو گول زد،اما خوب فقط جسممو گرفت،به روحم دست پيدا نکرد. براي ديدن اين تفاوتها پيشنهاد مي کنم،اين مقاله من را در سايت زمانه بخوانيد. چشم اندازي ديگر به اين موضوع است. حرفها و جوکهاي بقيه کامنت گذاران نيز دقيق و باحال بود.

http://www.radiozamaneh.org/morenews/2007/05/post_700.html

-- داريوش برادري ، May 21, 2007

Sooo romantic, sooo poetic. even due it's not something we can handle.

-- Amir Afifi ، May 21, 2007

یه مرد ارزشش رو نداره که روحتو تقدیمش کنی عزیز یادت باشه برای اون مرد تو و روحت ارزشی نداره تنها چیزی که ارزش داره تو برای دیگران گذاشته ای ......

-- باران ، May 21, 2007

tasahob e iek ghalb,,etefaghy ke shayad dar tamame doorane zendegie ensanhaa,faghat yekbar shayadam hich vaght be voghoo napeivandad...besiar ziba bood va kheili mano be fekr endakht..eshghe namotenaahi,eshghe roohist na jesmi...arzeshi ke gheire ghabele moghayesas...
cheghad bazi az maahaa ebtedaee fekr mikonim ke khianat e yek eshgh ro jesmi va na roohi mibinim...
cheghad khobe ke hame yademoon bashe ke hata dar iek rabeteye kamelan addi ....kesi nabayd be khodesh ejazeie tasahobe tarafe moghabelesho be khoedesh bede,.....na aslan velesh mikonam,,bikhial,....
lotfan ghabl az comment gozashtan o enghadr zaheri didan e iek neveshte gahi zahmate fekr kardano be khodetoon bedin!!
bazam mamnooanm, kheili neveshteye jalebi bood

-- بدون نام ، May 21, 2007

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)