تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 225

قلمی نور

وقتی به اونچه تو را خوشحال کرده است شک می کنی و نگران می شی که این بحران به کجا کشیده می شه و از احساس بلاهت پر می شی شروع می کنی به دویدن. برای زدوده شدن...دور شدن...خود رو پیدا کردن...د لت به کسانی قرص می شود که لبریز از شرایط تو هستن...و خوشحال می شوی که هنوز چند قلمی نور مانده و تو در این راه نه اولین هستی و نه آخرین

آیت

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)