تاریخ انتشار: ۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 219

اصل احوالات ما

بعدِ محرم و صفر پارسال که رفتیم پایِ منبر واعظ و رخت هیئت پوشیدیم، عاشقیتِ شبِ‌جمعه‌مان شده روضه‌ی باب‌الحوائج و معصیتِ روزگارمان شده خیالِ عتبات. به همین ساعتِ عزیز، محرم به این‌ور، ضامنی قلافِ سر طاقچه‌ست و منقل وقفِ مسجد و آبکی اَخ. آب‌کشیدیم. جایِ نجسی، سکنجبین پیاله می‌کنیم دوای رودِل.
خلاصه کنم رفیق. این‌روزها دل مانده و یک تسبیح شامقصودِ دانه‌عنابی و ذکر «یا مجیر» و یاد چشم‌هایت. ما این‌طرفی می‌پلکیم و تو کجا؟ مانده‌ای پای تشتکِ پپسی و دوغ آب‌علی و سیخ جوجه‌ی برشته و پیغام و پسغام، پی رفاقت؟ که چی؟ رفاقت‌ها که بلانسبت بویِ مستراح گرفته. خرج تاسوعای اولادِ علی نذر قدمت، اگر برگردی...


لانگ شات

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)