تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 200

پک های محکم زندگی

فایل صوتی
بعضی وقتا زندگی پک های محکمی به آدم می زند

تمام توتون های آدم می سوزد

پک های زندگی هیچ فرصتی به آدم نمی دهد

حتی نمی شود فکر کرد

حتی نمی شود درد کشید

تا بخواهی بفهمی از کجا سوخته ای - تا کجا سوخته ای-

فیلترت را توی زیر سیگاری سنگی اش فشار می دهد

طوری که پیچ می خوری

همان قدری هم که از آدم باقی مانده باشد

میان انگشت های سفت و زیر سیگاری کذایی اش

خفه می شود

شاید هیچ وقت عادت نداشته ام این قدر از زندگی و سوزش

های بالا و پایینش حرف بزنم

ولی گاهی آدم به یک جاهایی می رسد که انگار بدی ها توی

خونش می رود - دوست ندارد با خوبی ها عجین شود -

دوست دارد دزدی کند

دروغ بگوید

توی ذهنش تمام این ها را بگذارد به حساب چیزهایی که

از دستش گرفته اند یا از دستشان داده است

این جور وقت ها چرتکه ی عقده های آدم خیلی چیز ها را

به یادش می آورد - هی مهره هایش را بالا پایین می کند

فکر کن تمام این دنیا بخواهند با چرتکه هایشان پدر همدیگر

را در بیاورند

تمامشان بخواهند یکدیگر را از ما تحت دار بزنند

من می خواستم که این طور نباشد

من می خواستم پیر مردی که تمام زندگی اش را ارباب داشته

این طور به زمین های پر مرز با حسرت نگاه نکند

من می خواستم برای یک بار هم که شده

یکی را پیدا می کردم

که به تمام سهمش از زندگی رسیده باشد

من دوست داشتم لا اقل می شد اعتقادم را حفظ کنم

---

کوچولو؟

می خوام بهت یاد بدم که چجوری توی تخته نرد نبازی

---

درد دارد

مرد های خوب زندگی ات جاکش شوند

زن های خوب تر زندگی ات هم فاحشه های لب پریده

---

نامه هایی که پسر همسایه پاره کرد

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)