|
خانه
>
ِیک سر و هزار سودا
>
شخصی
>
پک های محکم زندگی
|
سودای 200
پک های محکم زندگی
فایل صوتی
بعضی وقتا زندگی پک های محکمی به آدم می زند
تمام توتون های آدم می سوزد
پک های زندگی هیچ فرصتی به آدم نمی دهد
حتی نمی شود فکر کرد
حتی نمی شود درد کشید
تا بخواهی بفهمی از کجا سوخته ای - تا کجا سوخته ای-
فیلترت را توی زیر سیگاری سنگی اش فشار می دهد
طوری که پیچ می خوری
همان قدری هم که از آدم باقی مانده باشد
میان انگشت های سفت و زیر سیگاری کذایی اش
خفه می شود
شاید هیچ وقت عادت نداشته ام این قدر از زندگی و سوزش
های بالا و پایینش حرف بزنم
ولی گاهی آدم به یک جاهایی می رسد که انگار بدی ها توی
خونش می رود - دوست ندارد با خوبی ها عجین شود -
دوست دارد دزدی کند
دروغ بگوید
توی ذهنش تمام این ها را بگذارد به حساب چیزهایی که
از دستش گرفته اند یا از دستشان داده است
این جور وقت ها چرتکه ی عقده های آدم خیلی چیز ها را
به یادش می آورد - هی مهره هایش را بالا پایین می کند
فکر کن تمام این دنیا بخواهند با چرتکه هایشان پدر همدیگر
را در بیاورند
تمامشان بخواهند یکدیگر را از ما تحت دار بزنند
من می خواستم که این طور نباشد
من می خواستم پیر مردی که تمام زندگی اش را ارباب داشته
این طور به زمین های پر مرز با حسرت نگاه نکند
من می خواستم برای یک بار هم که شده
یکی را پیدا می کردم
که به تمام سهمش از زندگی رسیده باشد
من دوست داشتم لا اقل می شد اعتقادم را حفظ کنم
---
کوچولو؟
می خوام بهت یاد بدم که چجوری توی تخته نرد نبازی
---
درد دارد
مرد های خوب زندگی ات جاکش شوند
زن های خوب تر زندگی ات هم فاحشه های لب پریده
---
نامه هایی که پسر همسایه پاره کرد

نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
|