تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 199

گوشت کیلویی چند؟

فایل صوتی
لاشه های گوسفند از قناره آویزان بود و هنوز داشت از آنها خون می چکید. آن طرف تر روی یک صندلی قراضه فایبرگلاس، 8 گردن خون آلود گوسفند بود و مرغ های درسته هم ردیف پشت ویترین نشسته بودند.

مرد افغانی از راه رسید. چشم هایش از گرسنگی دو دو می زد. سه چهار هزار تومان پول توی مشتش داشت. گفت: 4 کیلو سینه گوسفند می خوام. فکر کردم سینه گوسفند چقدر باید گوشت داشته باشد! مرد قصاب که هیچ شبیه قصاب ها نبود، خم شد و از قسمت زیرین یخچال دنده های گوسفندهای ذبح شده را بیرون آورد و من تازه فهمیدم منظور از سینه گوسفند یعنی قفسه سینه آن با اندکی چربی و ردی از سرخی گوشت روی آن.

مرد افغانی با گرسنگی به گوشت های لخم و شقه های گوشت گوساله نگاه می کرد و دائم این پا و آن پا می کرد تا شاگرد قصاب دنده ها را به قطعات کوچک تقسیم کند.

چیزی شبیه اشک در چشم هایش حلقه زده بود؛ لابد از دیدن آدم های خوشبختی که گوشت واقعی به خانه می بردند. حساب یک مشتری غایب 52 هزار و پانصد تومان شد و حساب مرد افغانی 2 هزار و چهارصد تومان.

دلتنگی های خیابان شانزدهم

Share/Save/Bookmark
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظرهای خوانندگان

مرد افغانی برود خیلی هم خوشبحالش است. چه خانواده هایی که شب سر گرسنه بر بالین می گذارند و نان هم گیرشان نمی آید که بخورند. باز این بابا نانی دارد و دنبال گوشت و استخوان سینه است

-- ناشناس ، Mar 18, 2009

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)