| خانه > گفتگوي خودموني > حرفهای خودمونی | |
حرفهای خودمونیموردکاوی پریشانی و فروپاشی ذهن جوانی که رقص نمیداند من نمیتوانم برقصماز دوستی بينهایت مهربان و صمیمی و رازدار، خواستم تا بدیهیّات را به سادهترین شکل آموزش دهد – تا به گفتهی همان دوستِ شفیق اگر حرفهای نمیرقصم، دستِ پایین خودم را از میهمانیها محروم نکنم. امّا آن دوست هم موفّق نشد و بدتر اینکه دستِ آخر، به شوخی امّا با زخمِ زبانی گزنده گفت «این حرکاتِ سِفت و خُشک و بیقاعده فقط به دردِ گِل لگدکردن میخورَد. تو را چه به رقصیدن؟» مشکل، قانع کردن مردم استدر این چند هفتهای که سرما، قطع گاز را به دنبال داشت، تلویزیون بارها سیاستمداران، ورزشکاران و هنرمندانی را نشان داد که به مردم توصیه میکردند که در مصرف گاز، صرفهجویی کنند. اما آیا کسی صرفهجویی کرد؟ فکر می کنید چرا؟ برخورد با اراذل و اوباش: پوپولیستی یا علمی؟پليس مواد فروشها، اراذل، اوباش، هتاكان برهوت نشانههاصفحات حوادث روزنامهها و سایتهای اینترنتی پر است از وقایع الاتفاقیه. طوری که دیگر انگار هیچ اتفاق تازهای نمیافتد و فقط تکرار وانمودههای مرگ و جنایت را میبینیم و میخوانیم. در این وضعیت حاد، تولید خبر یعنی تکرار فاجعه و وانمایش و فرسایش جان و جهان سوژه. آنچه در رسانههای داخل به چشم میآید و به گوش شنیده میشود سراسر در گرداب نیستی و مرگ میگردد که بگرد تا بگردیم! فرهنگ سازمانی در سازمانهای ایرانی و آلمانیدرخواست سیما از وبلاگ راز که دارد پایان نامه اش را با موضوع بالا می نویسد: اگر در ایران یا آلمان شاغل اید پرسشنامه را که به زبانهای فارسی و انگلیسی و آلمانی تنظیم شده پر کنید. اگر هم احیاناً دوست و آشنایی توی شعبههای ایرانی سازمانهای آلمانی – مثل زیمنس، بولر، نستله و ... – دارین که چه بهتر. «ساقی» نامهدر باره ساقی قهرمان و شرق و آداب روزنامه نگاری ایرانی: حرف من این است که دستکم ما که بارها بی دلیل از نوشتن و منتشر کردن حرفهایمان منع شدهایم نباید خودمان دیکتاتورهای دیگری بشویم و از مردم برای نوشتنشان، اعتبارنامه و جواز کسب بخواهیم وگرنه ما هم در سطحی دیگر محرمعلیخان دوران خودمان خواهیم بود. هویت مظنون تروریست در بریتانیابهرحال ایرونی نیست. ولی برخی از خوانندگان این وبلاگ عصبانی شده بودند که چرا نوشتم طرف ایرونیه! خب اون موقع بی بی سی نوشته بود، ولی بعدا اصلاح کرد و از سرچ هم برداشت. عکس نتایج سرچ موجوده. بنویس تا جوان بمانیفاطمه مرنیسی می گوید بنویسید تا جوان بمانید: از فردا شروع کنید. کرم مرطوب کننده را به دور بیندازید، ساعتی زودتر از خواب بلند شوید و با مدادی در دست در برابر کاغذی بنشینید. از من بشنوید: نوشتن بهترین درمان هر درد و بحران و هر چین و چروکی است. تنها کاری که از عهده نوشتن بر نمی آید جلوگیری از سفید شدن موست. برای این باید حنا استفاده کنید.... حاشیه ای بر سفر دانیل اورتگا به ایران روح زاپاتا در سفر اورتگااینک ما مانده ایم و شعارهای زنده باد زاپاتا از یک سو و گرانی بنزین، ناسیونالیسم توده وار، تورم بالا، اخراج مهاجرین، خصوصی سازی، برخورد با اقلیت ها و... از سوی دیگر که هر یک نشانی از راست منشی در خود دارد. راست منشی زیر قبای رقص های تبلیغاتی چپ همان حربه ای است که امروزه دولت هایی متفاوت را به یکدیگر نزدیک می کند شهروندي!؟ خب برو جوابت رو از شهروند بگير!رفتم جلو ديدم كه همهشان از آقايان هستند و دارند از خدمتي كه ميكنند لذت ميبرند و زحمت بانوان نيروي انتظامي را هم كم كردهاند. به اولين نفري كه رسيدم گفتم "افسر زنتان كجاست؟ حق نداريد كسي را بگيريد حالا كه زن همراهتان نيست" ميدانستم كه چرت ميگويم و يك چيزي كه عصبانيم ميكند همين است كه از اين راه وارد شدم؛ انگار اگر افسر زن وجود داشت محق بودند... آقايان! شما شكست خوردهايدجالب اينجاست كه با گذشت بيش از بيست سال از دهه 60 و به جاي ماندن كارنامه 20 ساله تمام اين دستگاهها و نهادها كه با صرف بودجههاي نجومي و اختيار عمل گسترده همراه بودهاست، نسلي به بار آمده است كه بازهم عدهاي امروز بر آنند که با طرحهايي آشنا يكبار ديگر بيخ گوش آنها فرياد كند: "يا روسري، يا توسري." استناد به پروفسور مرده برای سد سيوندمی خواهم دم فروبندم، اما با این گزارش امروز روزنامۀ گرامی اعتماد چه کنم که استادم پروفسور هینتس سد سیوند را برای چند هزار درخت پانصد سالۀ پیرامون سد زیانبار دانسته است... حقیقت این است که حدود پانزده سال پیش خودم در خاکسپاری استادم حاضر بودم. ابراهيم نبوی در: از این ستون به آن ستونابراهیم نبوی منتظر ای میلها، فکسها، قطعات موسیقی، داستانها، اشعار، نوشتههای مینیمال، نظرات پست کلنیالیستی و دیگر نوشتههای شماست که آن را به صورت مقاله میفرستید، اما جوری مطرح میکنید انگار که سووال است. در تمام این مدت ابراهیم نبوی تا زمانی که روز پنجشنبه برنامه آغاز نشده باشد به افقهای دوردست خیره میشود و منتظر شما میماند. پنجره ای برای گفتگو با بزرگترهای خانه امکاناتی که به ما می دهيد دليل خوبی برای دخالت کردنتان نيست!از نظر جوانترها، امکانات و تسهیلاتی که پدر و مادرها برایشان فراهم میکنند ـ از کار و شغل و درس و خودرو و خانه و چی و چی ـ حقّی برای والدین در دخالت در زندگی خصوصی فرزندان ایجاد نمیکند. در مقابل، بزرگترها گمان میکنند که فرزندانشان صلاح خود را نمیدانند و وقتی حرفشان را نمیخوانند، یعنی دارند ناشکری میکنند. چرا ما ملت کلا بی خيال بحران هسته ای هستيم؟واقعیتش این است که الان اوضاع واقعاً خراب است. یک طرف سیاستمداران کلهخراب ایرانی ایستادهاند و به سبک و سیاق سالهای اول انقلاب گردن میکشند و گروگان میگیرند و به سازمانهای بینالمللی محل سگ نمیگذارند، آنطرف هم، همه سیاستمداران جهان ایستادهاند و هیچکدام هم حاضر نیستند یکقدم از مواضع انقلابیشان کوتاه بیایند. ما ملت ایران هم این وسط نشستهایم تخمه ژاپنی میشکنیم و پسته کلهقوچی میخوریم! مردی که آدمها را عروسک می کردصدام، صدام، صدام، آدمی که وقتی تهران را بمباران می کرد و نو عروس توی حجله پر پر می کرد اسمش را می شنیدم. آدمی که وقتی چشمم به بچه های عروسک شده حلبچه می افتاد و کسانی که حتی فرصت فرار را تا طاقی در خانه شان پیدا نکرده بودند به خاطرش می آوردم. شاد زیستنشاید شما هم شنیده یا با این نگرش برخورد کرده باشید که هر چه رنگ و بویی از شادی داشته باشد نوعی ابتذال است و شادی به کسانی تعلق دارد که غم را نمیشناسند و از رنج مردمان آگاهی ندارند. در مطلب شاد زیستن برگرفته از سایت ایران امروز از منظری دیگر بر این موضوع نگریسته شده . |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






