| خانه > پژمان اکبرزاده > ویژه برنامه ها > «مردم یاد میگیرند همجنسگرا ستیز باشند» | |||
«مردم یاد میگیرند همجنسگرا ستیز باشند»پژمان اکبرزادهpejman@radiozamaneh.com۱۷ می، روز جهانی مبارزه با ترس از همجنسگرایی بود: «International Day Against Homophobia». پیشینهی این نامگذاری به ۱۴می ۱۹۹۰ بازمیگردد؛ زمانی که همجنسگرایی از طبقهبندی بینالمللی آماری بیماریها در سازمان بهداشت جهانی خارج شد. در ۱۷ می ۲۰۰۴ همچنین برای نخستینبار در آمریکا، در ایالت ماساچوست، ازدواج همجنسگرایان جنبهی قانونی بهخودش گرفت. ایران یکی از معدود کشورهای دنیاست که مجازات اعدام برای همجنسگرایان بارها در آن رخ داده است. به بهانهی روز ۱۷ می، با آرشام پارسی، عضو هیات دبیران «سازمان دگرباشان جنسی ایران» (IRQO) در کانادا گفتوگویی کردهام و ابتدا پرسیدم که همجنسگرایان ایرانی در داخل و خارج از ایران چه واکنشی به «روز جهانی مبارزه با ترس از همجنسگرایی» نشان دادهاند:
آرشام پارسی: ۱۷ می برای همجنسگرایان ایرانی روز مهمی است، به دلیل این که روزی است که تداعی میشود با همهي فشارهایی که در طول زندگی با آن روبهرو بودهاند، چه بهخاطر ترس از وجود قانون که محکوم به مرگ هستند، چه بهخاطر ترس از جامعه که آنها را ترک میکند و آنها را نمیتواند قبول کند. بههرحال من دیدهام که در وبلاگهایشان، در نوشتههایشان به اینروز خیلی اهمیت میدهند و سعی میکنند برنامههایی داشته باشند. ولی خب در داخل ایران کاری نمیتوانند بکنند، به دلیل این که شرایطی وجود ندارد تا بخواهند از حقشان دفاع کنند. اگر بخواهند هر اقدامی بکنند در رابطه با هموفوبیا، خودشان دستگیر میشوند توسط دولت و تنها راهشان این است که دیگر رسانهها در این رابطه صحبت و اطلاعرسانی کنند. در خارج از ایران چطور؟ از برنامهای توسط ایرانیها من خبر ندارم؛ سازمان ما در شیکاگو برنامه و سخنرانی دارد در ارتباط با هموفوبیا. امسال فکر میکنم پنجمین سالگرد روز جهانی مقابله با ترس از همجنسگرایی باشد. در آمریکا نخستین سالی است که این برنامه برگزار میشود و تنها در سه شهر سانفرانسیسکو، نیویورک و شیگاگو. ما هم در ارتباط با هموفوبیا در ایران صحبت خواهیم کرد. آیا فعالان حقوق همجنسگرایان ایران در ۱۷ می، هیچ حرکت خاصی را انجام خواهند داد، فرضاً مانند شما گزارشهایی را ارائه میکنند به سازمانهای بینالمللی دربارهی وضعیت همجنسگرایان در ایران؟ تا آنجا که من میدانم، دادنامهای نوشته شده که از همه خواسته شده آن را امضا کنند تا بشود به آن استناد کرد در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران به دلیل همجنسگرایی و فشارهایی که وجود دارد. در کل این تنها مربوط به همجنسگرایان نیست. هموفوبیا (ترس از همجنسگرایی) نه مرز جغرافیایی دارد و نه متعلق به یک گروه خاص اجتماعی است. ترس از وجود همجنسگرایی که عدهای بههر دلیلی نمیخواهند آن را قبول بکنند میتواند قانونی باشد، میتواند اخلاقی باشد و میتواند حزبی باشد. به نظر من این یک وظیفه است برای همهي افراد جامعه که با هموفوبیا مقابله میکنند. شما انتظار دارید در داخل ایران چه شرایطی برای همجنسگرایان بهوجود بیاید؟ مارتین لوتر کینگ، یکی از فعالان حقوق برابری سیاهپوستان درآمریکا در یکی از سخنرانیهای خودش در سال ۱۹۶۳ گفت که „I have a dream“ یعنی «من آرزو دارم». امروز که روز مقابله با هموفوبیا است، من هم «آرزویی دارم». آرزوی من این است که هیچگونه شکنجه و تبعیض وجود نداشته باشد. هیچ کس اعدام، مجازات و دستگیر نشود؛ از خانواده طرد نشود و به دلیل گرایش جنسیاش حتا مورد نگاه سنگین جامعه قرار نگیرد. حقوق برابری داشته باشد نسبت به تمامی انسانها. اکنون در ایران جنبشهای زیادی وجود دارد که برای رفع تبعیض تلاش میکنند، برای رفع تبعیض قومی، مذهبی و عقاید سیاسی. باید از بابت تفاوت در گرایشهای جنسی هم رفع تبعیض هم بشود. جدا از مسایل حکومتی، با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در ایران، فکر میکنید رسیدن به خواستهی شما تا چه حد عملی باشد؟ به نظر من حکومت و اجتماع، از هم جدا نیستند. به دلیل این که مردم با ترس از همجنسگرایی به دنیا نمیآیند بلکه یاد میگیرند همجنسگراستیز باشند. همانطور که مردم خود به خود دموکرات به دنیا نمیآیند، دموکراسی را یاد میگیرند. زمانی که دولت، رسانهها را سانسور میکند و اجازه نمیدهد مردم نسبت به همجنسگرایی اطلاعات درستی داشته باشند، مردم هم، همجنسگراستیز بارخواهند آمد. امروز به نظر من دولت و مردم در یک مرحله قرار دارند. دولت با قوانین قضایی که بسیار خطرناک است و مردم که بسیار رفتارهای ناشایستی دارند با همجنسگرایان. مردم باید بخواهند با هموفوبیا مقابله بشود در ایران و دولت را مجبور بکنند که تغییر دهد. مانند همهي چیزهای دیگری که مردم میخواهند و دولتها را مجبور میکنند. شما بهعنوان یک فعال حقوق همجنسگرایان ایرانی، چه طرحها و ایدههایی دارید برای این که ترس از همجنسگرایی را بهویژه در جامعه ایران از بین ببرید؟ به نظر من نوشتن مقاله، خبرسازی، نوشتن کتاب و مطالب گوناگونی که امروزه استفاده میشود، راه خوبی است برای مقابله با هموفوبیا، ولی همه چیز نیست. به نظر من باید آستینها را بالا بزنیم و بایستیم توی خیابانها و تک تک با مردم صحبت بکنیم. کسی که همجنسگراستیز است و به دلیل گرایش جنسی، افراد را در خیابان کتک میزند، لزوماً هیچ دلیلی وجود ندارد که آن مقالهها را خوانده باشد. پس به نظر من در کنار همهي این فعالیتهایی که امروزه انجام میشود، باید تک تک با مردم صحبت کرد و نظر آنها را عوض کرد. تجربهای که تا بهحال داشتهام این بوده که وقتی با مردم صحبت میکنی و میگویی که واقعاً چه هستی، حرف تو را قبول میکنند. اما پیش از آن، تو را طرد میکنند. الان که با شما صحبت میکنم در شیگاگو هستید برای یک سخنرانی به بهانهی روز ۱۷ می. این برنامه را چه نهادی سازماندهی کرده و محتوای سخنرانی شما چیست؟ این برنامه توسط «گروه آزادیخواهان همجنسگرا» برگزار شده که در اصل به دو مورد توجه دارد: فشارهای دولت روسیه علیه همجنسگرایان در مسکو که در روز ۳۱ می، یک Gay Parade در مسکو قرار است برقرار بشود و دولت تهدیدهای زیادی کرده است. اینها راهپیمایی دارند برای دفاع از حق همجنسگرایان در مسکو. همچنین در ارتباط با ایران صحبت خواهم کرد و به موارد گوناگونی اشاره خواهیم کرد که هموفوبیا مرز جغرافیایی ندارد، در همه جا هست و تنها ویژهي ایران نیست. نکتهی مهمی هم که در سخنرانیام تاکید دارم به آن اشاره کنم، این است که خشونت، آزادی و دموکراسی را بههمراه نمیآورد. حملهی نظامی به کشورهای دیگر باعث نمیشود که دموکراسی در آنها پدید آید و یا حقوق بشر رعایت بشود. در ایالت متحده آمریکا که امروز ما هستیم نقض حقوق همجنسگرایان وجود دارد. همجنسگرایان در اینجا از حقوق ویژهای برخوردار نیستند. حساسیت خاصی وجود دارد و همجنسگرایان هم، همانند دیگر اقشار جامعه موظف هستند اعلام کنند که مخالف هر گونه حملهی نظامی هستند. ما بهعنوان همجنسگرا بههیچعنوان مایل نیستیم از ما استفادهی ابزاری بشود، برای مقاصد سیاسی. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |








نظرهای خوانندگان
قوم لوط بد قومی بود و بدترین عذاب الهی مربوط به این قوم بود .
-- بدون نام ، May 19, 2008 در ساعت 06:34 PMبه عنوان دانش آموخته ریست شناسی باهیچ منطق علمی نمی توانم همجنس گرایی راغیرازنوعی بیماری بامنشاژنتیکی وگاهاروانی به حساب بیاورم.خوشحال می شوم اگرقدری به دلایل علمی که موجب خروج همجنسگرایی ازلیست بیماریهاشده بپردازید.به هرحال دانشمندانی که چنین حکم داده اندبرپایه مستندات علمی استدلال کرده اندوصدالبته افرادبی سوادی نبودند.ضمناعذاب قوم لوط صرفابه خاطرهمجنسگرایی نبوده چنانکه قوم ثمودهم دچارعقوبت شدیدی شدند.هرعصری مشکلات مربوط به خودراداردوساده اندیشیست که تصورکنیم پاسخ همه پرسشهارامی توان درکتب آسمانی جست.
-- فاطمه احمدی ، May 19, 2008 در ساعت 06:34 PMبه باور من حکایت قوم لوط هم جنس گرایی نبوده است بلکه تجاوز به عنف بوده است. آنها به شکل راهزن بر سر راه مردان می آمدند و گروهی تجاوز می کردند. این کجا شباهت دارد به رفتار دو هم جنس که بی آن که انتخابی برای طبیعت و گرایش جنسی شان داشته باشند؛ مایلند با هم و در کنار هم زندگی کنند؟ هر عقل سالمی بین این دو فرق می گذارد. من به عنوان یک هم جنس گرا؛ وقتی هیچ احساس جنسی نسبت به یک زن ندارم و همه توجه عاطفی جنسی ام نسبت به مردانی است که می پسندم( نه همه مردان) و البته همه فکر و ذکرم نیز رابطه جنسی نیست؛ چرا باید بروم به دنبال ازدواج که در آن دو نفر را بدبخت کنم؟ کما این که یک بار چنین اشتباهی را کردم؛ آن موقع که فکر می کردم اگر ازدواج کنم به زن علاقه مند می شوم و نهایتا بی آن که توانسته باشم به همسرم از نظر جنسی و یا عاطفی نزدیک شوم؛ از هم جدا شدیم و من کلی خسارت مادی و معنوی خوردم. آیا خداوند به چنین چیزی راضی بود؟ ما هم جنس گرایان دنبال به دست آوردن حق تجاوز به دیگران نیستیم! تنها می خواهیم در خلوت خودمان؛ نیازهای عاطفی جنسی مان را با آن که می خواهیم و می خواهد؛ ارضا کنیم. اگر امکانی برای ارتباط دائم با یک هم جنس برای هم جنس گرایان فراهم باشد؛ تا حد قابل توجهی ؛ تنوع طلبی موجود در بین آنها کاستی می یابد.
-- یک هم جنس گرا ، May 20, 2008 در ساعت 06:34 PMبا سلام-هر چیز غیر طبیعی از نظر هر انسان (البته از نوع عاقلش ) مطروداست. دوستان آزادی( که در بسیار گرانبهایی است) با رفتار خارج از فطرت و عقل و ولنگاری فرق دارد.اگر روزی میل شما به ارتباط جنسی با خواهر خودتان بود ایا شما این میل را تایید می کنید یا برای رفتار های انسان عاقل و طبیعی مرزهایی قایل هستید.؟؟؟
-- امید ، Sep 7, 2008 در ساعت 06:34 PM