با خانم نویسنده


با خانم نویسنده
شعر مدرن ایران، دو پدر دارد

برای اولین بار در تاریخ است که می‌بینیم زنان ایرانی جرات می‌کنند در‌باره‌ی گرفتاری‌هایی که سرشان آمده، یا می‌توانسته بیاید، صحبت می‌کنند؛ و این نکته‌ی بسیار مهمی است. به ما زنان یاد می‌دهند که، «اصلاً حرف نزن؛ چون وقتی حرف بزنی، برایت گرفتاری درست می‌شود.» ولی زن‌ها شروع به حرف زدن کرده‌اند. از جمله، کاری که الیا پورسام کرده است.



«بعضی زنان، نیازمند بیش از یک همسر هستند»

دوستان زیادی برای من ایمیل فرستاده‌اند که در مخالفت با لایحه حمایت از خانواده امضا جمع‌آوری شود تا اجازه داده نشود این لایحه قانونی شود. باور دارم بعضی از مردان دارای آن‌چنان قوه‌ی جنسی هستند که نمی‌توانند تنها با یک همسر زندگی کنند. ولی واقعیت این است که بعضی از زنان ما همانند تعدادی از مردان دارای قوه‌ی جنسی خارق‌العاده‌ای هستند و نیازمند این هستند که بیش از یک همسر داشته باشند.



اول باید مردان به دنبال کشف باشند؛ بعد زنان

اخیراً در یکی از برنامه‌های گزارش زندگی داشتم راجع به دانشجویانی که خودکشی می‌کنند حرف می‌زدم که بعد بحث را به این‌جا رساندم که در ایران مردان، نگهبان اسافل‌ اعضای زنان هستند. به این دلیل که در طول تاریخ همیشه به ایران حمله می‌شده و مردان موظف بودند که مراقب باشند ‌زنان دزدیده نشوند و تحت شکنجه قرار نگیرند. لاجرم خودشان آمده‌اند و زنان را شکنجه کرده‌اند‌ و وضعی ایجاد کرده‌اند که زنان را دچار عصیان روحی کنند.



به زودی به سراغ شاعران می‌رویم

من باید گاهی خودم را سرزنش کنم که چرا بیشتر وقت برنامه را به ادبیات منثور اختصاص می‌دهم. شاید علتش این است که من شاعر نیستم و زیاد با عالم شعر در تماس نزدیک نیستم. ولی هم اکنون خبر می‌دهم که به زودی به سراغ شعر شاعران می‌رویم. روی میز من الان پر از کتاب‌های شعری است که شاعران جوان برایم ارسال کرده‌اند.



با خانم نویسنده
زندگی در یک شهر کوچک، جهنم است

زندگی در یک شهر متوسط و کوچک، آن هم در جمهوری اسلامی که هر تکان خوردنی غلط است، می‌تواند گرفتاری‌های عظیمی درست کند. من این جهنم را می‌شناسم. در یکی از شهرستان‌هایی که نزدیک خرمشهر بود، یعنی در اهواز، چند سال پیش، پدری دختر هفت‌ساله‌اش را سر برید. چون فکر کرده بود که او بکارتش را از دست داده است؛ و بعد پزشک قانونی نشان داد که بچه‌ی بدبخت باکره بود.



با خانم نویسنده
جایزه‌ی خورشید؛ زورآزمایی زنانه

جایزه‌ی خورشید به شعر زنان ایران مربوط می‌شود که در دی‌ماه امسال به پاس بیش از دو دهه حضور چشمگیر زنان ایرانی در عرصه‌ی شعر با عنوان جایزه‌ بهترین کتاب شعر سال زنان برگزار می‌شود. خانم سپیده جدیری، بنیان‌گذار و دبیر جایزه‌ی خورشید است. داوران دوره‌ی نخستین این جایزه همگی از میان زنان شاعر، پژوهش‌گر و منتقد ادبی انتخاب شدند.



هر کس به زبان خودش حرف بزند

ما در ایران به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنیم؛ آذری، ترکی، کردی، گیلکی، طبری، تاکی، بلوچی و عربی. یعنی هیچ کدام گویش نیستند و همه زبان هستند. اگر در داخل کشور ما به این زبان‌ها بها داده شود، بدون شک آن‌ها ادبیات غنی در کنار خودشان به وجود می‌آورند و بدون شک سایه‌ی این ادبیات غنی روی ادبیات فارسی می‌افتد و فارسی هم می‌تواند رشد و توسعه‌ی بیشتری داشته باشد.



ریشه‌ی تاریخی غیرت

ایران از نظر جغرافیایی، جایی است که همیشه مورد حمله بوده است. به دلیل این حملات و یورش‌های تاریخی، یکی از وظایفی که مردان بر دوش گرفتند و واقعاً صمیمانه بر دوش گرفتند، دفاع از حریم شخصیت زن بوده است. یعنی زنان را زیر حمایت گرفتند. چون معمولاً یکی از هدف‌های اصلی کسانی که حمله می‌کنند، تجاوز به زنان و مسائلی از این قبیل است.



درباره کتاب شما هم حرف خواهم زد

کتاب‌های زیادی به‌دست من می‌رسد که تا من بیایم درباره آن‌ها با برنامه به روایت صحبت کنم، مدت زیادی طول می‌کشد و ممکن است نویسندگان دچار این احساس بشوند که کتاب‌ آن‌ها نرسیده یا من قصد ندارم از این کتاب صحبت کنم. برای این‌که این اشتباه رخ ندهد، من با اجازه شما سر تیترهای این کتاب‌ها را معرفی می‌کنم و توضیح می‌دهم که در آینده درباره این کتاب‌ها صحبت خواهم کرد.



اصرار زن‌ها و فرار مغزها

مشکل ما در ایران این است که متأسفانه ما را با اجبار وا می‌دارند که حجاب داشته باشیم و همین مسأله، گرفتاری‌های عظیمی برای جامعه ایران درست کرده است که یک نمونه‌اش مهاجرت مغزهاست که اغلب با تشویق و پشتکار و اصرار زن‌ها اتفاق می‌افتد.



اگر گوشت می‌خوریم از قصاب انتقاد نکنیم

صحبت از قصاب یا گورکن به عنوان مردمانی که می‌توانند در جای منفی یک قضیه قرار بگیرند، برای من قابل قبول نیست. اگر که من گوشت نمی‌خوردم، می‌توانستم در مقابل قصاب‌ها موضع بگیرم و بگویم: بله قصاب‌ها آدم‌های ناراحتی هستند؛ چون حیوانات را می‌کشند. ولی من که گوشت می‌خورم و این گوشت را هم خیلی با لذت می‌خورم، حق ندارم از مقام شخصی با عنوان قصاب انتقاد کنم؛ یا در شعرم از او به گونه‌ای صحبت کنم که گویا با موجود بدی روبه‌رو هستم.



کلمه شعر را به حال خودش بگذاریم

ما به هر شکلی و به هر طریقی که دلمان بخواهد می‌توانیم حرف بزنیم و اظهار نظر بکنیم. هیچ اشکالی ندارد. ولی چرا باید اسم آن را شعر بگذاریم. ما می‌توانیم بگوییم سخنان موزون یا باید بگوییم سخنان ابتکاری؛ یک عنوانی باید انتخاب بکنیم. یعنی کلمه شعر را به حال خودش بگذاریم.



شیرین عبادی و تطبیق مسجد با جهان جدید

بعضی افراد در بحث و گفت‌وگوها در این زمینه همیشه منتظرند یک انقلاب دیگر رخ بدهد و جامعه ایران وارد فاز و مرحله‌ی دیگری از حیات خودش بشود. ولی به‌هرحال روش کار خانم شیرین عبادی که با ظرافت و در چارچوب قانون و برحسب اشکالی که خود قانون به دست می‌دهد، تصمیم می‌گیرد که حرکت کند و فعالیت کند، به نظر من روش درستی‌ست و باید تشویق بشود، چون تنها راهی‌ست که ما از طریق آن می‌توانیم حقوق بشر را در جامعه گسترش بدهیم.