فرهنگ


تاريخچهء نظافت بدن

سران کليسا اعلام کردند اماکن شست و شو باعث تحريک اميال جنسی می شوند وامر به بستن گرمابه ها دادند. از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم، در بيشتر اروپا، يک فرد می توانست از گهواره تا گور را سپری کند بدون آنکه يک استحمام جدی کرده باشد. در اين دوران آب دشمن محسوب می شد و می بايست به هربهايی از آن پرهيز کرد.



شرق را چگونه بايد شناخت؟

غرب چگونه شرق را مي شناسد؟ امروزه رشته و عنوان «شرق شناسي» با بار معنايي منفي همراه است. علت آن، کتاب دوران ساز «شرق شناسي» نوشتهء متفکر فقيد فلسطيني ـ آمريکايي ادوارد سعيد است. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش هشتم



غرب ـ شرق

چگونه می شود که يک تمدن، کنجکاوی و پرسشگری را به طبيعت ثانوی خود بدل می کند اما تمدنی ديگر، با اين توهم که همهء پاسخ ها در «کتاب» نوشته شده، ذهن را به روی پرسش («القاء شـُبهات») می بندد؟ نقد بومی گرايی جديد ـ بخش هفتم



استعمار چيست؟

استعمار چيست؟ ابرقدرت ها و امپراتوري ها چگونه پديد مي آيند؟ «جهانخواري» يعني چه؟ در تبليغات سياسي بومي گرايان غرب ستيز، کليتي يکپارچه به نام «غرب» يا «آمريکا» با قدرت نظامي و اهرم هاي اقتصادي، به «غارت جهان سوم» می پردازد و با تحميل رهبران دست نشانده، اين کشور ها را «عقب مانده» نگه مي دارد. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش ششم



دم صبح

موضوع فيلم «دم صبح» مجازات اعدام و قصاص در جمهوری اسلامی ايران است. مرد جوانی به نام منصور که به جرم قتل نفس به اعدام محکوم شده در انتظار اجرای حکم خود است و فيلم، دنيای ذهنی منصور و برزخی که وضعيت خاص اجرای حکم قصاص اسلامی برای او ايجاد کرده را به نمايش می گذارد. مصاحبه با حميد رحمانيان کارگردان فيلم «دم صبح»



بومی گرايی و استعمار

بومی گرايی به عنوان يک جهان بينی و يک ايدئولوژی، محصول عقب ماندگی جوامع غير اروپايی است. بومی گرايان، ريشه های مشکلات مزمن کشورشان را در تاريخ و فرهنگ بومی خويش و روانشناسی اجتماعی مردمان خود جستجو نمی کنند. آنها «استعمار غرب» يا «استکبار» را مقصر می شناسند. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش پنجم



بومی گرايی و معنی تاريخ

کنجکاوی در بارهء «معنی» وقايع تاريخی در همهء انسانها وجود دارد، اين تاريخ می تواند تاريخچهء زندگی يک فرد از تولد تا مرگ باشد يا تاريخ جامعه و فرهنگی که اين فرد در آن زيسته است. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش چهارم



غرب و مفهوم «پيشرفت»

افزايش امکانات انسان توسط عقلانيت غربی که در شکل علوم، تکنولوژی، صنعت، و رشد بی سابقهء نيروهای توليدی خود را نشان می داد، سبب شد که بعضی از متفکران اروپايی برای حرکت «تاريخ جهانی»، سناريويی خوش بينانه ترسيم کنند. جوامع انسانی از مراحل بدوی و عقب مانده به سمت جلو، به سمت بهتر شدن و سعادت و آزادی بيشتر، در حال پيشرفت بودند. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش سوم



بومی گرايی در برابر پيشرفت جوامع اروپايی

بومي گرايي واکنشي است منفي در برابر غرب، زيرا شکل مواجههء فرهنگ بومي با غرب طوري بوده است که به از دست رفتن ارزش هاي خودي مي انجاميده و همزمان احساسي از تحقير شدن و صغارت و عقب افتادگي را در روان بوميان تشديد مي کرده است. غرب و مُدرنيت اروپايي نمايندهء روشنگري و خرد، پيشرفت تمدني و ترقي مدني، علم و دانش برتر، آزادي، دموکراسي، و امکانات بيشتر براي سعادت بوده است. نقد بومی گرايی جديد ـ بخش دوم



بومي گرايی نو

روشنفکر بومي گرا معتقد است ما نياز نداريم به همان جاده اي پا بگذاريم که غرب از آن گذشته است. مسير تمدن غربي، يک راه اجتناب ناپذير نيست. نه تجدد يک الگوي واحد (مُدرنيتهء غربي) دارد و نه رسيدن به آن از يک مسير واحد مي گذرد. پس نبايد فرهنگ غرب را بزرگ جلوه داد و فراورده هايش را گرامي داشت؛ کاري که در عمل به تحقير فرهنگ خودي منجر مي شود. برعکس، بايد دست به «مقاومت فرهنگي» بزنيم و روايت هاي بديل خود را خلق کنيم.



در سوگ تن های شکسته

رمان بت شکنانه و ارتداد آميز «ناتني» به قلم مهدي خلجي، نگاهي است از درون به فرهنگ ديني در ايران. فرهنگی که نه تنها جان و روان آدمها را مي پژمرد بلکه وجود فيزيکي عاشقان را نيز به تاراج مي برد.



«ما در کشورمان همجنسگرا نداريم . . .»

در جمهوري وايمار، نازي ها از فعاليت هاي فرهنگي ِ مفسـدان في الارض دل پُري داشتند. «پيراهن قهوه اي ها» هرجا که زنان بي بندوبار، يهودي ها و همجنسگرايان را در کوچه پس کوچه ها تنها گير مي آوردند، برسرشان مي ريختند و لت پارشان مي کردند. و البته در جمهوري وايمار، سکس و رقص و دِکادِنس غوغا مي کرد . . . فقط يک انقلاب فرهنگي بزرگ، يک تزکيه و پالايش بزرگ روحي و روحاني مي توانست اين پليدي هاي اخلاقي را بشويد . . . يا اينکه بسـوزاند.



روشنفکران دينی و تبعيض

چند روز پيش در حسينيهء ارشاد روشنفکران ديني ايران مشکلاتي را که تجدد و عصر مدرن پيش پاي آنها گذاشته، مورد بررسي قرار دادند. اما در ميان مباحث مطرح شده، از مسألهء تبعيض در جامعهء ديني سخني به ميان نيامد. رفع تبعيض يکي از مهمترين چالش هايي است که مدرنيته در هرجامعهء سنتي يا دين مدار بر سر راه دين داران متعهد به دموکراسي مي گذارد. پيوست ـ انتقاد از اخلاقگرايی در نوشتهء محمدرضا نيکفر.



شريعتی در نگاه جامعه شناسان

اسم علی شريعتی در هفته های اخير بار ديگر بر سر زبانها بود و دربارهء نقش او در تبارشناسی گفتار انقلاب اسلامی، و جايگاه افکارش در شرايط امروز، بحث هايي در رسانه ها درگرفت. به همين مناسبت نگاهي مي اندازيم به چند بررسي مهم که طي دو دههء اخير از سوي جامعه شناسان دربارهء شريعتي به چاپ رسيده است.



الاهيات طبيعت

يکي از موضوعات کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ ديني» تفاوت خدايان يوناني است با خدايان غيريوناني، به ويژه خداي زرتشتي از يک سو، و سه خداي متفاوت سامي از سوي ديگر. آرامش دوستدار و نقد فرهنگ دينی در ايران ـ مبحث دوم



ويليام فاکنر به روايت نجف دريابندری

چاپ چهارم رمان «گور به گور» بهار امسال در تهران منتشر شد. اين رمان در کنار «خشم و هياهو» از مهمترين آثار ويليام فاکنر نويسندهء مدرنيست آمريکايي است. متن فارسي اين کتاب يک بار ديگر ثابت مي کند نجف دريابندري مترجمي است بي همتا که همهء ما به گردن او ديني بزرگ داريم. يکي از مهمترين ويژگي هاي آثار نجف دريابندري غني کردن و پروراندن جنبه هاي مختلف يک زبان «ضد ادبي» است. اين زبان، زبان «محاوره» نيست؛ زبان کوچه ـ بازار هم نيست.



قتل های ناموسی در ترکيه

چندي پيش از سوي يکي از ارگانهاي وابسته به سازمان ملل متحد، گزارشي دربارهء قتل هاي ناموسي در ترکيه منتشر شد. هدف اين تحقيق جمع آوري اطلاعات آماري نبود. هدف پروژه آن بود که با شناخت از مفهوم «شرف و ناموس» و برداشت هايي که اهالي ترکيه از «شرف و ناموس» داشتند، دلايل قتل هاي ناموسي در ترکيه بهتر فهميده شود. توجه به نظام ارزشي، آداب، و سنت ها در اين مورد، توضيح دهندهء رفتار اجتماعي اي بود که به قتل هاي ناموسي مي انجاميد.



آنتونيونی پيش از طاعون

يکي از مهمترين هنرمندان مدرنيست جهان چند روز پيش درگذشت اما آيا مي توان انتظار داشت در کشوري که نزديک به سي سال تهاجم به فرهنگ مدرن، پيش شرطهاي فهم مدرنيسم درهنر را نابود کرده، اهميت آثار ميکلانجلو آنتونيوني فهميده شود؟ توضيح عناصرِ زيباشناسيِ مدرنيستيِ هنرمند بزرگي که درک آثارش از نسل جوان ايراني دريغ شد. مدرنيسم تنها در زمينهء تجربهء زيستهء جامعهء باز و آزادِ شهري قابل درک است ، نه در پستوي خانهء شهروندي ترسخورده که دزدانه يک ويدئوي قاچاق را نگاه مي کند.



هويت زن ايرانی در اجتماع و سياست

حقوق مدني و سياسي زن به ميزان زيادي با کنترل و محدوديت بدن او دچار محدوديت مي شود. «غيرت» مرد از طريق حالات و حرکت هاي بدن زن و رفتار او مورد تعبير قرار مي گيرد نه از طريق اعمال خود مرد. بدن زن و هويت او در فرهنگ ما ـبخش سوم



هويت زن ايرانی در خانواده

در فرهنگ ما حرمت زن و غيرت مرد دو روي يک سکه اند. غرور و غيرت مردانه، عُزلت زن را مي طلبد. در پرسشنامهء همگاني تحقيق ما، اکثر زنان همصدا با رهبران جمهوري اسلامي برآن بودند که «فطرت» زن متمايل به مادري، خانه داري، و شوهرداري است. بدن زن و هويت او در فرهنگ ما ـ بخش دوم.