| رادیو زمانه > خارج از سیاست > فرهنگ و هنر > هنر برهنه | ||
هنر برهنهشهره جندقیاناسپنسر تانیک Spencer Tunick به خاطر عکسهایش از تودهی آدمهای برهنه در مکانهای عمومی معروف شده است. در هر اجرای عکاسی، صدها آدم معمولی داوطلبانه در برابر دوربین تانیک برهنه میشوند و به حالتها و ترکیبهای مختلفی که عکاس به آنها نشان میدهد در میآیند. تانیک با روش ویژه و منحصر به فرد خود، اغلب مناظر شهری را برای خلق فضای عکسهایش انتخاب کرده و سپس از آدمهای برهنه به عنوان مواد اولیه برای دخل و تصرف در فضای موجود استفاده میکند. در عکسهای تانیک، مفهوم برهنگی به خاطر کنار هم قرار گرفتن انبوهی از بدنهای عریان، به صورت انتزاعی جلوهگر میشود و نگاه مرسوم و سنتی از ''برهنگی'' و ''حریم شخصی'' را به گونهای شاعرانه تغییر میدهد.
اسپنسر تانیک متولد اول ژانویه ۱۹۶۷در نیویورک است. او مدرک کاردانی هنر را در سال ۱۹۸۸ از دانشکده اِمرسون در بوستون دریافت کرد و از سال ۱۹۹۲ شروع به عکاسی از پیکرهای برهنهی مردم در مکانهای عمومی کرد. در این دوره توجه او بیشتر به مدلهای تکی و یا گروههای کوچکی از آدمهای برهنه بود. به زودی عکسهای او مورد پسند عامه قرار گرفتند و کمکم تعداد آدمهای برهنه در تصاویرش از چند صد نفر به چندین هزار نفر رسیدند. طوری که دراوایل ماه مه امسال حدود ۲۰ هزار نفر آدم برهنه در میدان اصلی شهر مکزیکوسیتی، که یکی از بزرگترین میدانهای جهان است، در پروژهی عکاسی تانیک شرکت کردند و رکورد تازهای را برای تعداد برهنگان در عکسهای این هنرمند به جای گذاشتند. برای آمادهسازی این پروژههای عکاسی گاهی به سالها وقت نیاز است، مثل آخرین پروژهای که در مکزیکوسیتی انجام شد که حدود پنج سال برای برنامهریزی و هماهنگی با سازمانهای مختلف زمان برد. تانیک تا به حال نیز چندین بار به جرم برهم زدن نظم عمومی و ایجاد اغتشاش در امریکا دستگیر شده ولی خیلی زود به خاطر بیاساس بودن اتهامات وارده، او را آزاد کردهاند. جذابیت کارهای تانیک به حدی بوده که تا به حال سه فیلم مستند تولیدHBO به این عکاس و کارهایش اختصاص داده شده است.
شرکت در پروژههای عکاسی تانیک برای افراد بالای هجده سال آزاد است و همه از زن و مرد، سیاه و سفید، چاق و لاغر میتوانند برای سهیم شدن در خلق آثار هنری آقای تانیک از طریق اینترنت ثبتنام کنند. یکی از نکات مهمی که هنگام ثبتنام باید به آن اشاره شود، درجهی روشنی یا تیرگی رنگ پوست افراد است که برای آگاهی هنرمند از تعداد و تنوع رنگهایی است که در اختیار خواهد داشت. استقبال از این طرح به حدی است که گاهی داوطلبان برای شرکت در این اجراها چهار، پنج ساعت راه را تا محل حضور عکاسی رانندگی میکنند. بعضی از داوطلبانی که در پروژههای عکاسی تانیک شرکت داشتهاند تجربیات خودشان را اینگونه شرح میدهند: الن ریتمن، ۵۱ ساله، نویسندهی ساکن لندن میگوید: بسیار هیجانانگیز بود و در عین حال حس آزاد بودن را در آدم زنده میکرد. یک لذت آرامشبخش! اینکه به بدن خودت و دیگران نگاه کنی و به این فکر کنی که چقدر همهمان زیبا هستیم. در سن و سال من، یک تجربهی عالی بود! ![]() اسپنسر تانیک مثل هر هنرمند دیگری نیز موافقان و مخالفان خودش را دارد. گروهی معتقدند که کار او ''هنر'' نیست بلکه تنها تبلیغاتیست برای شهرت و پول درآوردن. اما گروهی دیگر باور دارند که ویژگی کارهای تانیک، شرکت دادن آدم های عادی در خلق یک اثر هنری است که در نتیجهی آن مردم از بینندهی صرف بودن فاصله میگیرند و خود، بخشی از اثر هنری میشوند. گروه سومی هم معتقدند که اسپنسر تانیک عکاسی است که توانسته به تصورات و دیدگاههای هنریاش واقعیت بخشد و کاری کند تا آثارش مورد پسند و قبول مردم واقع شوند.
اسپنسر تانیک در روز یکشنبه ۳ ژوئن یک اجرای بزرگ عکاسی از آدمهای برهنه در آمستردام خواهد داشت تحت عنوان ''رویای آمستردام''. اگر شما هم مایلید جزئی از آثار هنری این عکاس هنرمند باشید میتوانید تا پانزدهم ماه مه از طریق اینترنت ثبتنام کنید و پس از اجرای پروژه به عنوان قدردانی یک نسخهی چاپی از عکس نهایی را دریافت کنید. منابع اصلی برای نوشتن متن: ضمنا تمام کامنتها در مقاله ای جداگانه و مستقل بزودی منتشر خواهد شد | ||




نظرهای خوانندگان
به نظر من یکی از فرقهای میان انسان و حیوان شرم و حیااست . ایا به نظر شما در این عکسها از ان خبری هست؟! هنر به چه قیمتی؟
-- زهرا ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMبه نظر من که چیز زننده یا شرم آوری در این عکس ها نیست.و اساسا شرم آور دیدن این عکس ها کمی برای من عجیب است.این فقط لخت شدن است و بس.مثل لحظه ای که آدم در حمام، وان یا استخر لخت می شود.اینجا هم آدم ها در خیابان لخت شده اند.مطمئنا ورود به آیینی جمعی همیشه فوقالعاده هیجان انگیز و زیباست.گمان نمی کنم حتی یک نفر هم از این جمع بزرگ احساس شرم کرده یا خود را منحط دیده.سلیقه ها و نگاه ها به انسان متفاوت است.مسلما فردی مذهبی نمی تواند این صحنه ها را تحمل یا هضم کند همانطور که من لاییک نمی توانم چادر سیاه را برای زن هضم کنم.هرچند که در مقایسه این دو(پوشش مطلق و لختی مطلق-البته دراینجا به صورت لحظه ای و به عنوان مدل هنری)می توان دو نوع نگاه به جهان و انسان را دید که هیچ یک به خودی خود نمی تواند بهانه ای برای نفی یکی یا پذیرش دیگری باشد.خلاصه بیایید هرچیزی را قاطی مذهب نکنیم-همانطور که خود من در این کامنت دارم می کنم!!-و ساده با مسائل برخورد کنیم.ما پیش از آنکه دیندار، سیاستمدار، هنرمند، روشنفکر و چه و چه باشیم آدمیم. و البته آدم هم آدم است.
-- مرداویج ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMکمی تامل و اندیشه نه از روی گرایش مذهبی بلکه بر مبنای عقل و بینش بشری مذموم و پوچ بودن این عمل را ثابت میکند.
-- hani ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMمن در آمستردام زندگی میکنم و حتما میرم این ماجرا رو ببینم. فکر میکنم خیلی دیدنی باید باشه! البته نمیرم که لخت بشم چون هنوز بعد از دوازده سال هنوزم حتی بعضی وقتا شرم میکنم برم حوالی رد لایت (محله زنان تن فروش) با اینکه محله توریستیه آمستردام هست قدم بزنم ولی حقیقتش به بیخیالی و راحت بودن این جماعت در تجربه کردن چیزای جدید غبطه میخورم. چیکار کنیم از بچگی هی بهمون گفتم خودتو بپوشون، زشته!
-- مونا ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMman mikham sabte nam konam :D
-- sharare ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMمرداویج جان،
-- دل نمک ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMقصد توهين ندارم. ولي اگه نواميس خود شما، مثلا مادرتون يا خواهرتون، يا همسر و دخترتون هم لابه لاي اين جمعيت به صورت برهنه دراز بکشند، همراه با دوستانتان به تماشا ميرويد و به به و چه چه ميفرماييد ؟
اسپنسر، نه سپنسر!
-- 666 ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMهمه اون چيزايي كه در مذهب گناه شمرده شده، براي انسان ها هيجان انگيزه. انسان هم براي رسيدن به اين هيجان هر كاري مي كنه، و هر جوري خودش رو توجيه مي كنه. من نمي فهمم، اين كه يك هنرمند بخواد عموم مردم رو در يك اثر هنري به اصطلاح مدرن دخيل و شريك بكنه، چه ارتباطي داره به اينكه اونها رو برهنه كنه. به نظر مياد بدون اين كارها هم مي شد مردم رو در يك اثر هنري شركت داد. از طريق مفاهيم عميق تر مي شه مردم رو به هيجان هاي هنري عميقتر رسوند. اما كمتر كسي اين كار رو انجام مي ده، چون هنر براي خيلي ها، خيلي سخته!
-- آيدين ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMآن وسط مسط ها را گذاشته اند برای پوشاندن ، نه نشان دادن، وگرنه می گذاشتندش روی سر که همه سیاحت کنند. البته بعضی وقت ها باید نشان داد، آن هم بعضی وقت ها و نه به هر کس و جنبه انسانی اش هم فقط در همین حد است.
-- سهيل ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMهر كار مزخرفي كه غربيا ميكنن رو نبايد روشن بيني و مدرنيته تعريف كرد. عقل سليم هر ادم متمدني اين كار رو تقبيح ميكنه
-- اميد ، May 12, 2007 در ساعت 09:12 PMI think, it would be a great & good experience,I would like to take part in it .
Thanks
Mehran Tanha
-- Mehran Tanha ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبهترین روش برای صرفه جویی در لباس
-- vqh ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMچرا حالا اين قدر شلوغ ميكنيد، هر كسي آزادِ هر جوري كه دوست داره فكر كنه و در چارچوب قانون كشورش عمل كنه. كسي اگه دوست نداره نگاه نكنه، خيلي سادست. يكي شركت ميكنه يكي هم نميكنه تو متن بالا هم اشاره شد كه ايشون منتقديني هم داره يعني تو كشورهاي ديگه هم كساني با اين عمل مخالفن ولي نه تظاهرات ميكنن نه اسم شيريني دانماركي عوض ميكنن.
-- مجيد ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMاين چه هنريه كه از شرف آدمها در آن خبري نيست اين چيزي كه اسمشو هنر گذاشتن از كدوم جهت به اعتلاي هنر كمك مي كنه.
-- majid ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبا اميد موافقم. اونا خودشونو مثل جوامع بدوي ميكنن بعد اسمشو ميذارن تمدن. از دهن بعضيا آب روون ميشه كه ما چه عقب افتادهايم. خنده دار نيست حماقت و خودكمتربيني بعضيها؟؟ بخدا خنده داره.
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمن فقط می خوام بدونم که اینا با این کارشون می خون چی رو ثابت کنن ؟
-- nano mix ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMهیجان ؟!!!!
عمل کردن کاری بدون فکر کردن ؟!!!
زیر پا گذاشتن شرم و حیائی که به صورت فطری در انسان وجود دارد ؟!!!
خدا رو شکر که در ایران از این بیهوده گریها حداقل به این شدت رواج ندارد وگرنه این مردم عزیز کشور ما !!! به خاطر تجربه کردن یک حس تهی بودن قبل از اینکه فکر کنن (نه اینکه با اسلام مشورت نمایند) این کار را انجام می دادند
shoma ba in khabaretoon be eshaeye fahsha komak mikonid.
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMkheyli bahale man compelet az sonat shekani khosham myad, onam injoori .
-- ami ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMآقاي دبير سايت
-- سيد علي ميرعباسي ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMنمي دانم چه دين و مذهبي داري و چقدر در خانواده ات بهت ياد داده اند پايبند شرف، انسانيت و انسان بودن باشي چون با اشاعه اين تصاوير شخصيت خودت را به صرف پربيننده كردن سايت زير سوال برده اي.
آنقدر آدمهاي هرزه و لاابالي هستند كه در پي اين مسائل باشند و مشتاقانه درصدد اشاعه اينگونه برهنگي باشند.
يعني واقعا ديگر اطلاع رساني از مسائل مهم همانگونه كه در سايت تبليغ مي كني خارج از سياست وجود ندارد كه بايد اينها را در سايتتان بگذاريد.
فكر نمي كنيد آدمهاي آدمي هم هستند كه از سايت شما ديدن ميكنند و از اين پس از شما، سايت شما و افكار خالي از هويت انساني شما منزجر شده و از آدم بودن خودشان شرمشان شود.
اين كار شما علي رغم ظاهر هنري آن، بسيار سياسي است و دانسته آب به آسياب دشمنان دين و فكر و انديشه پاك و اصيل اسلامي است.
اينكه اسلام را از مصاديق نادرست آن بخواهيم بشناسيم منظور نظر اسلام نبوده و نيست و هركس براي شانه خالي كردن و رفع تكليف خود آسانترين آنرا برگزيده و اسم اسلام را روي رفتارهاي ناهنجار خود مي گذارد.
حضرت علي عليه السلام در جنگ صفين به يكي كه در شبهه و شك قرار گرفته بود و در ميان دو لشكر قدرت تشخيص حق و باطل را از دست داده بود، (با اين مضمون) فرمودند: تو به شخص نگاه نكن، حق را بازشناس و آنگاه افراد را با ميزان حق بسنج، هركدام در ميزان حق قرار گرفتند بپذير و هركدام قرار نگرفتند به ديوار بكوب.
اينكه اگر اسلام همين هست كه آقاي فلان و آقاي ايكس خود را پرچم دار آن ميدانند و مي بينيم كه چه با اسلام كه نمي كنند و چگونه آنرا به نفع خود تفسير نمي كنند، بعد پرچم مخالفت برداشت و ساز مخالف زد، تكليفي از شخص برداشته نشده و در آخر هم خودش هست كه بايد جوابگوي اعمالش بوده، و بهانه پذيرفته نيست.
پس كمي هم آينده نگر باشيد كه مي گويند احمق كسي است كه آخرت را به دنياي خود بفروشد و احمق تر كسي كه آخرت خود را به دنياي ديگري بفروشد، و اين چند روزه فاني را با دارباقي طاق نزنيم كه بهاي آن هرچه باشد باز هم جز خسران و ضرر نتيجه اي بدنبال نخواهد داشت.
فرهنگ شرقیا فرهنگ درونگرایی و در لفافه بودنه ما هیچوقت حتی چهره امامامون رو تو نقاشیهامون نشون نمیدیم ولی غربیا برعکسن، حضرت عیسی یا قدیسینشون رو بدون پوشش نمایش میدن و این بخاطر برون گرا بودنشونه. حالا کدوم خوبه و کدوم بده این مهم نیست، مهم اینه که تو دنیا فرهنگای مختلفی وجود داره و من نوعی هم آزادم که انتخاب کنم. سارا
-- sara ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMفرهنگی عجیب و بی ریشه است
-- سروش ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبه نظر من اين كار از نظر هنري كار مهمي به حساب نمي آيد. در هنر بيشتر تكيه بر زيبايي هاي نهفته اي است كه چشمان هنرمند يا بهتر است بگويم احساسات هنرمند آن را درك مي كند و به ديگران آن را منتقل مي كند. حال سوال اين است كه بدن هاي برهنه انسان هاي مختلف در كنار هم جز مسئله تنوع كه مطمئنم همه اين انسات ها به خاطر آن آنجا آمده اند چه ارزش ديگري دارد؟ از اين نظر هم دنياي هنر پر است از مطالب زيبا و هنوز خيلي ماتده تا آنقدر گوناگوني هاي اين عالم و حتي انسات كم شود كه به سراغ جسم نازيبايي به نام بدن هاي برهنه انسان ها برويم!
-- محمد رضا ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمومن اگر شرمت میشود نگاه نکن برو به حوزه دروغ و نفاق.
-- مهدی ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبدبختی ما جهان سومی ها این است که اصل کار رو ول کردیم و به حاشیه چسبیدیم. خودتو بپوشون اما دروغ بگو دزدی بکن مال مردم خوری بکن آدم کشی بکن دعوا بکن همه اینا خوبه اما چادر سرت نکنی دنیا آخر میشه.
اما اون کسی که حرف از غیرت زده با تجربه ای که خود من توی سرتاسر دنیا داشتم دخترها و پسرهای پوشیده مذهبی خیلی محکم حرف میزنن اما خیلی راحت وا میدن.
ولی همین جماعت بی دین لخت اگه دست بیجا بهشون بزنی همچین میزنن تو گوشت که برق از سرت بپره.
فکر نکن هرکسی خودشو پوشوند و گفت مسلمونم میره تو ناف بهشت هر کسی هم لخت شد میره تو ناف جهنم. شاید وارونه باشه تو از کجا میدونی.
تورو خدا بریم کارای خودمون رو درست بکنیم بعد پاچه این و اون رو بگیریم
پاشید از خواب
به آخر الزمان راهی نمونده ...
-- سرباز بی کلاه ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMببخشید اشتباه گفتم، به پایان آخرالزمان راهی نمونده ...
واقعا زيباست به اين ميگن ازادي ادمها اگه فكر كني ناموس خودت هم اونجا باشه زشته اشتباه كردي چون اونجا همه لخت هستن تو اين جمع هيچ ديگري را به چشم شهوت نميبينه
-- behrouz ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMيه جور ازادي ناب
سلام . من كار به لختي و ايناش ندارم ! به نظر من عكس هاي ايشون اگه همين هايي ِ ه اينجا گذاشتين - نه تنها جذاب و زيبا نيست بلكه خيلي هم چرنده ! همون منظره اي كه اين همه آدم رو لخت كرده اگه بدون همون آدمها مي گرفت خيلي جالب تر بود !
-- بهروز ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMkareh jalebiyeh ama khob fek nakonam har kasi taleb basheh choon adamyeh mamooli hazer be anjam in kar nistan va oon bihormati biadabi midoonam amn ke ageh mitoonestam hazer boodam sherkat konam too akasash azadiyeh kamel yani hamin akasa
-- hamed ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMBE NAZARE MAN VAGHEAN SHARM AVAREH VA HICH DALILE MANTEGHI VASE ANJAME IN KAR VOJOOD NADARE VA BE NAZARE MAN HICH HONARI HAM POSHTE IN KAR NIST
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMwe have learn to do anything in hidden but when someone talks about the reality and art for what many do in hidden(getting naked in bathroom)
-- Alireza ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMthen we feel it is something bad or far from human nature!
I think we should learn to respect others approach in life. if there are so many people participate, we , as opposing group so say our opinion but not putting it down!
we, Iranian people, have long way to go!
یکی از حرف های واقعا کلیشه ای که در ایران در موقع بحث های آزاد درباره سکس (و یابحث درباره روابط آزاد جنسی!)گفته میشه اینه که آقا یا خانم عزیز!شما که این حرف ها را می زنید آیا اینها را برای نوامیس!!!!خودتان ازجمله مادر و خواهرتان هم می پسندید؟؟؟از جواب به اصطلاح دندان شکن این آقایان که کاملا نشان از تفکر مردسالارانه آنها دارد که بگذریم باید بگویم که خیلی از این حضرات حتی معنی درست کلمه نوامیس!!!را هم در زبان عربی نمی دانند چه برسد به اینکه اهل دادن جواب های منطقی باشند.باید بگویم که این نکته از نظر من نوعی سفسطه بیش نیست.راستش دیده ام خیلی ها در جواب این قبیل سفسطه ها به درستی می گویند«خواهر من خودش برای خودش تصمیم می گیرم نه من برای او»...حالا البته اینجا فقط بحث از یک عکاس و هنرمند بوده که بعضی از این حضرات خواننده داد و هوار راه انداخته و اسمان ریسمان بافته اند ،...اگر مقاله درباره روابط جنسی آزاد بود چه می گفتند!؟! گاهی در سایت های ایرانی وقتی نظرات خوانندگان را درمورد مسائل ساده روزمره مثل همین مقاله می بینم متوجه می شوم هنوز تا بسیاری از ما ایرانیان این مسائل را هضم و پذیرش کنی
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMاينقدر توي طبيعت سوژه هاي قشنگ و جذابي هست كه ديگه احتياج به لخد شدن آدم ها نيست.
-- Narges ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMart of america
-- artist ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMواقعا مسخره و بي معني است
-- امير ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMbeh nazareh man ensan lokht afarid nmishe va lokhtam az miyan mireh in yeh asar kamelan honari hast va khili ham normal va zibast
-- sayeh ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMensan lokht be donia miad lokht ham az donia mireh pas dar in fasele amadan va raftan poshesh baraye chist
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMreza az holland
1-هدف وسیله را توجیه نمی کند.
-- محسن ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PM2-من هم عکاس هستم /این که دلیل نمی شود که ما بگوییم چون عکاسی هنر است پس از هر چیزی می توان عکس گرفت.یا این که بگوییم چون مسئله عکاسی است پس عیبی ندارد مانند حیوانات لخت شد.
3-همه انسانها با هر مذهبی که دارند مقید به آداب و قیودی هستند-تا آنجا که من مطالعه داشتم هیچ دین و آئینی برهنگی را هنر و ارزش نمی داند.
4-اگر برهنگی هنر است :حیوانات متمدنین واقعیند.
سلام به همه
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMیکی از مواردی که میشود به بیتمدنی بشریت در عصر تکنولوژی اذعان داشت همین برهنگی و به بن بست رسیدن است هماره انسان محتاج معبود است.وانسان عصر تمدن همیشه به دنبال ان از سکس ومستی وهرزه گریفقط شیطانیان وشیطان دوستان لذت میبرند
امید به روزی که خدا همه را هدایت کند و همگی مورد رحمت او واقع شوند
من آدم مذهبی ای نیستم. ولی به نظرم کار جالبی نیست. در واقع دلیل این کار را متوجه نمی شوم. اگر هدف یکسان نشان دادن انسانهاست به نظر من ِ غیر مذهبی مراسم حج مسلمانان جلوه زیباتری از اتحاد و یکسانی را نمایش می دهد.
-- عرفان ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMکاش به همه آزادی فکر و عمل بدیم. تو این کشور نه به زور لباس به تنت میکنند و نه به زور از تنت درمیارن. انتخاب میکنی..
-- آریا ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMو واسه کسایی که نمی دونن بگم تو این مملکت برهنگی جرمه..
زشتی و زیبایی سلیقه ایست ولی صحبت از شرم حیا و ناموس مقایسه با حیوانات خنده داره برای کسانی که اینطور آزاد فکر میکنند. وقتی کسی به خودش چنین آزادی ای میده مسلما به خواهر و مادرش هم حق انتخاب میده.
این که نظریات متفاوت است شکی توش نیست اما این آقایونی که به اسم اسلام و دین و شرم و برعکسش مدرینته و لاییک بودن می خوان یه چیزی به خرد این و اون بدن دیگه جدا تعطیلند. یکی دوس داره یکی دوس نداره ای مردم اینو بفهمید. انقدر عقایدتونو به خورد اینو اون ندید. دوره این کارا تموم شده هر کسی عقیده اش برای خودش مهترمه. اگر به عدالت معتقدید باید اجازه بدید مردم انتخابگر باشند. توی اینچنین جامعه ای مردم مجازند تا جایی آزاد باشند که آزادی دیگران را از بین نبرند. حالا باز بشینید این حرف هم تفسیر کنید. اعتقادات جاش تو دل آدمه. صادرات اعتقادات اونم به زور جزو قبیح ترین کارهاست.
-- امیر ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMDear 666:
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMSpencer is not called Espencer. It is called Spencer, and 'S' at the beginning of the word is a consonant; there is no vowel before it. Listen to the pronunciation at www.m-w.com
با سلام. من يك سوال دارم! آيا شمايي كه مياين و راجع به هنر نظر ميدين؟ تاحالا لذت به وجود آوردن يك اثر هنري رو تجربه كردين؟ آيا تا به حال تاريخ هنر رو مطالعه كردين! من نظري درباره ي اين عكس ها ندارم! چون كه واقعا به خودم اجازه نميدم چيزي بگم!
-- پدرام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMببینید که کشور های دیگه چه آزادی دارند در صورتی که اکثر مردم فقط به دید میل جنسی به این عکسها نگاه می کنند
-- آرش ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبا سلام. من يك سوال دارم! ... ميشه الفباي فارسي رو ندونست ولي به فارسي نوشت؟به نظر من قرن ها تاريخ هنر پشت اين عكس ها خوابيده! دوران هاي هنري طي شده تا امروز اين عكسها به بوجود اومده! درست يا غلط! من به خودم اجازه نميدم اظهار نظر كنم! واقعا جاي تاسف داره كه گاهي اوقات ما بدون اينكه از چيزي سر در بياريم اظهار نظر مي كنيم!
-- پدرام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMBe nazare manam in kami bisharmanast. Vali bishtar az inke bisharmane bashe nemidoonam chejoori inhame bikar peyda mishan ke hazer bashan ke biyan inja sherkat konan. Hala begid man az honar hichi halim nemishe. Vali khob ba hame in sohabata manam miram ino az nazdik bebinam.
-- Bijan ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMkheili kare jalebie ,bi dalil har kasio zire soal nabarid va begzarid ke har ki kare khodesho bokone.,site khabar o mizare va har ki doost dare mitune nazar bede lotfan be andishe har kas ehteram begzarid va in khodkhahie khod ra faramoosh konid!!!!!!!!!!
-- p.r ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMبا درود
-- روژان ايرانی ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمن متأسفم برای ايرانی و اين تفکر بسته و خشک
نخست اينکه هنر مرز و بوم ندارد شما که هيچ از هنر نميدونيد
صحبت درموردش نکنيد مشکل ما ايرانی ها اين هست که
بايد در مورد همه چيز نظر بديم در همه ی ضمينه ها.
من مخالف اين کار هستم به شيوه ی خودم نه نآموسم به خطر
ميافته. برای ايرانی حرف از نآموس زدن خيلی خنده داره !نآموس
و غيرت برای ما يعنی پاسداری از محتويات درون شرتی زنان فاميل
يا محله!!!در حالی که دختر ايرانی در بازارهای خليج فارس فروخته
ميشوند.
من از نظر جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی مخالف بر گذاری
اين مراسم در محيطهای عمومی هستم زيرا اين مراسم و اين سبک
بر گذاری اين هنر در شهر ها و محيط های عمومی باعث ميشود که
نظم روحی جامعه به هم بخورد زيرا در مکانهای عمومی کودکان نيز
حظور دارند و اين اصلاً برای سلامت روحی و روانی کودک مضر هست.
و همچنين (همانطور که در بلا ديديم نظر های هموطنان صاحب نظر!!!!! را)
آدم بيمار در جامعه بسيار هست و امکان به هيجان آمدن ميل شهوانی
بيمارگونه ی آدمها بشود.
ولی در مکانهای مشخص و مخصوص بسيار پسنديده هست.
هنگامی که ميکل انژ تنديس زيبای داوود را تراشيد بسياری ماننده اين هموطنان
غيرتی!!!و نجيب!!!و با حيای!!! ما جيغشان به آسمان رفت که و مصيبتا خلق عورت
بی حجاب ديدند!و ريختند به جان ان تنديس و دست ان را شکستند ولی ان هنرمندان
رنسانس انقدر پا فشاری کردند که ان هنر برهنه به محيطهای مقدس نيز کشيده شد
و تا جايی که پيکر مسيح را نيز بی پرده براي ديد عموم گزاردند.
زيرا خدايی که مانند انسان زجر نکشيده باشد ،نخورد،نايشمد،عشق نورزد،و در يک کلام
انسان وار زندگی نکند و زجر زندگی انسان را تجربه نکرده باشد لايق پرستش نيست.
در ضمن از نظر زيبايی شناسی اگر الات تناسلی بر روی پيشانی بود چه صحنه هايی
ديده ميشد هنگامی که آقايی فرد مورده پسند جنسی اش را ميديد و هنگامه توليد نسل چگونه
بايد روش اميزش انجام ميشد؟!کمی مغز را به کار انداختن و از خرافات و جهل های مذهبی
به در آمدن زندگی اين هديه که يک بار به آدمی ارزنی شده زيبا خواهد شد.
Aks haye jaleb va didani boodand.
-- ahoora ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMTanX
در میان جانوران طبیعت فقط یک گونه هست که سزاوار صفت"بد و خوب" است و آن هم انسان است. باقی جانوران نه خوبند و نه بد، نه ستمگرند و نه ضد ستم، نه اخلاق دارند و نه بی اخلاق اند. این دکان اخلاق را این جانور موذی یا همان انسان بنا کرده است. یکی از ابزارهای مهم این دکان هم در پوشش کردن بدن انسان برای تصاحب آن است. انسان هرچه برهنه تر شود بیشتر از شر این دکان خلاص می شود. خوشا انسان های آینده که با هرچه برهنه شدن از مرز شرم و حیا می گذرند و آزاد می شوند.
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMآقا لطفا بازهم از این مطالب چاپ کنید چون واکنش های عجیب و غریب خوانندگان ایرانی به یک خبر/گزارش ساده چنان دارد به جاهای باریک میکشد که گمانم خود شما هم انتظارش را نداشتید. این البته جای تعجب هم ندارد. ملتی که طبق آمار،بیش از همه ملت های روی زمین کلمه«سکس»و کلمات مشابه دیگر را هرروزه در گوگل جستجو می کند و چشم چران ترین ملت دنیاست که نگاهش از برزنت هم عبور می کند حالا یک دفعه با خواندن مطلبی ساده چه اظهار فضل های دولاپهنایی می کند و کف به دهان می آورد و نظرات یاجوج ماجوج، واپسگرا و ریاکارانه صادر می کند که یکی نداند فکر می کند به مقدساتش توهین شده. من اینجا یاد نمایشنامه ای از بیضایی افتادم آنجا که انقلابیون دارند سینما ها و روسپی خانه ها را آتش می زنند و فاحشه ای درحالی که فرار می کند رو به آنها کرده می گوید: چیه؟حالا مشتری های سابق همه انقلابی شدن؟ (نقل به مضمون)!!!ظاهرا این ریاکاری، قانقاریای کهنه و هزار ساله ای است که به جان ما ایرانیان افتاده و حالا حالا ها هم به فکر درمانش نیستیم.مساله خیلی ساده است: هنرمندی ایده ای داشته و به کمک گنجایش ها و ظرفیت های جامعه آزاد (و در چارچوب های قانونی) تحققش بخشیده و البته به نظر من کارش هم شق القمر نبوده و از این ایده ها هم در تاریخ هنر پر است.(گواینکه استقبال از ایده های جسورانه و نوین علمی هم به همین نسبت در اینجا امکان پذیر است وکسی نمی گوید اول طرف حلال خرگوش را مشخص کن بعد برو روی سلول های بنیادی اش کار کن). واقعیت این است که آزادی و خلاقیت رابطه ای کاملا پیوسته و همبسته دارند و ازآنجا که هر انسانی با تنفس و استنشاق آزادی میتواند آفریننده و خلاقه باشد توجه شما را به مصائب و درد سرهای هنرمندانی جلب می کنم که میخواهند در سرزمین ما هنر بیافرینند.کشوری که درآن نوع لباس پوشیدنت به سادگی جرم است چه رسد به اینکه بروی هنر هم تولید کنی!!هنری که با وجودچنین تفکرهای بسته ای میخواهد تولید شود مسلما درهمان نطفه میمیرد و هنرمند تبدیل به آدمی خود سانسور شده، بزدل،از رمق افتاده، نومید،عاری از اندیشه های نو،محافظه کار و بی جرات میشود که نهایتا هم قید کارش را می زند و پی بساز بفروشی می رود.در چنین جامعه ای هنرمند کی می تواند الگوهای تازه به مردمش بدهد؟ کی می تواند الهام بخش علم و دانش باشد ؟ کی می تواند ساختارهای فکری نو بیافریند؟ !! کاری که این آقای اسپنسر کرده درچارچوب یک فراخوان بوده.در هرفراخوانی مراجعه کنندگان داوطلبانه و به دلخواه شرکت می کنند و کسی هم مجبورشان نکرده. همانطور که اصل مقاله هم اشاره دارد در همینجا هم مذهبیون مسیحی و احتمالا یهودی(که دست کمی از مذهبیون تندرو و دگم مسلمان ندارند)به نق زدن افتاده اند اما کسی وامصیبتا و واویلا واویلا سر نداده. نگاه اکثریتی مخالف به سوژه این عکاس و درکمال تعجب به خود مقاله!!و حتی سایت!!توسط خوانندگان آن جای تاسف عمیق برای ما ایرانیان دارد.این عصبیت و تلخ بینی ریاکارانه را تنها می توان حاصل امیال سرکوفته آنهایی دانست که چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند و نه عریانی خود را می خواهند نه عریانی و شفافیت جامعه را.
-- مرداویج ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMدر میان جانوران طبیعت فقط یک گونه هست که سزاوار صفت"بد" است و آن هم انسان است. باقی جانوران نه خوبند و نه بد، نه ستمگرند و نه ضد ستم، نه اخلاق دارند و نه بی اخلاق اند. این دکان اخلاق را این جانور موذی یا همان انسان بنا کرده است. یکی از ابزارهای مهم این دکان هم در پوشش کردن بدن انسان برای تصاحب آن است. انسان هرچه برهنه تر شود بیشتر از شر این دکان خلاص می شود. خوشا انسان های آینده که با هرچه برهنه شدن از مرز شرم و حیا می گذرند و آزاد می شوند.
-- بدون نام ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمن از اين عكس ها واقعا لذت بردم. اين اجازه رو به خودم نميدم كه درباره ي عكس ها نظر بدم ولي به آن هايي كه اين عكس ها را غير عادي تلقي مي كنند بايد بگويم انسان طبيعي ترين مخلوق طبيعت است. هر كاري كه انسان در زمين انجام دهد عادي و طبيعي است. در دنيا چيزي به اسم مصنوعي وجود ندارد. در اين ميان انسان لخت طبيعي ترين چيزيست كه مي توان نام برد. آن هايي كه با اين عكس ها مشكل دارند به نظر من با طبيعت مشكل دارند پس اول بايد مشكلشان را با طبيعت حل كنند.
-- حسين ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMجدا از هرگونه نظری دربارهی این متن، خواهش می کنم فقط تعداد کامنتها رو نگاه کنید. من هیچ موقع ندیدم برای پستهای این سایت انقدر کامنت گذاشته باشند. از همهی موافقان و مخالفان خواهش میکنم این موضوع رو جدی بگیرند و کمی به اهمیت سکس و برهنگی در ذهن آدمها فکر کنند. آیا موضوعی که اینهمه ذهن رو به سمت خودش میکشونه، ارزش این رو نداره که دستمایهی یه اثر هنری باشه؟
-- نامی ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمن در یه خانواده و جامعه مسلمون بزرگ شدم ولی هیچ مشکلی تو این مساله نمی بینم بابا شما چرا مسایل رو همش جنسی میکنید اگه اینطوره که شما میگید پس حتما مجسمه ها عریان و تاریخی ایتالیا هم مشکل دارن / اگه مشکل نگاه جنسی هست که اینجا تو ایران ما قبل یه آدم یه زن یا یه مرد رو می بینیم ولی اگه نگاهمون درست باشه خب آدم اول میاد بعد جنسیتش . من همین الان داشتم یه استند آپ کمدی از نگین فرساد نگاه میکرد تو www.youtube.com با کلمات sexy negin comedy
-- علیرضا از مشهد ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمیتونین پیداش کنید همین طور از سکس و حتی واژنش حرف می زنه و با اطمینان بهتون میگم اگه نگاهتون درست باشه تا آخر شو شما حتی یه لحظه به چیزی جز هنرش و نکته سنجی اش توجه نمی کنید. حداقل من که خودم این حالت رو داشتم
khake aalam bar sare shoma va oon akase divoone va mardome kholo chel ke mesle heyvoon fekro amal mikonand
-- simin ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMمن بخاطر همین خواننده پروپا قرص زمانه شدم چون با موضوعاتی که مطرح میکنه مردمو به گفتگو با هم وامیداره. همون چیزی که ابراهیم نبوی هم هربار بهش اشاره میکنه. دیالوگ کردن. با هم تبادل نظر کردن و حرف همدیگرو شنیدن. کاش فقط تعصبات شخصیمونو کنار بذاریم و به اصل موضوع بپردازیم. اونوقت میتونیم بگیم بله ماهم آدمای دموکراتی هستیم و برای نظر هم ارزش قائلیم. به امید آنروز و همینطور خسته نباشید به بروبچه های زحمتکش زمانه، اون هم در این زمانه!
-- کوچنشین ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMدر یاب که از روح جدا خواهی رفت
-- sam ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMدر پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی ز کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
تعریف شما از هنر چیه که به این عکس ها میگید هنر ؟
-- P6 ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMهر چیزی که تا به حال ندیده باشید و با باورهاتون منافات داشته باشه براتون جالبه و بهش میگید هنر ؟
عجب دنیایی شده که بی شرمی هنر میشه و حیا افسانه ...
Man fekr mikonam hameye ina taghsire Ebrahim Nabavi hast. Shookhi nemikonam va ghasde tohin be kasi ham nadaram khodaye nakarde. Age Nabavi too iin neveshteye akhiresh dar morede ekhtelafe fahmi ke beine Iranihaye dakhelo kharej hast bishtar minevesht va kamtar dochare ehsas mishod shayad ma mitoonestim behtar hamdigaro dark konim. Albatte inam begam ke in vazifeye Ebrahim Nabavi nist ke "be ma roshangari kone" balke in khode maeim ke bayad roshan beshin. Man fekr mikonam baraye Spencer Tunick va hamintor fotomodelhaye asheghe honaresh(Age be honar doosta tohin nemishe; kami bikar) khili mohem nabashe ke jeloye doorbin gharar begiran oonam be soorati ke too hamoom ghaedatan dide mishan ya too halathaei ke man room nemishe inja begam. Az sohbataye khodam natije migiram ke oon aghaei ke goftan khahar madare ye aghaye dige doost daran ke fotomodele Tunick beshan migam ke na ishoon nemikhan man ham nemikham shoma ham nemikhaei hatman chon lokht naboodan baraye ma arzeshe va hanjar. Chera mano yeho jav gereft? khodamam nafahmidam. Vali az hagh nagzarim chand az axaye Tunick ro didam, ba inke aslan too honar osoolan shas mizanam, didam axaye alebi hastan.
-- Bijan ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMامیدوارم دوستان تفاوت nude art و porno graph رو حالیشون بشه . هنر برهنه رو نماد بی حیایی ندونن
-- من بچه ملا 25 سال دارم ، May 13, 2007 در ساعت 09:12 PMbaram kheili kheili jaleb bood ke in hame comment rooye in khabar didam, baraye shoma chetor? kami mishe behesh fekr kard ke chera in bahs vase kheilia jaleb bood e ke in hame matn benevisan!
-- Mehdi ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMensan lokht afaride shode va lokht ham az in donya miravad pas che eshkali dare lokht ham aks be gire.
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMشرم و حیا وسیله هستند نه اصل. وقتی همه در یک جمع لخت هستند شرم و حیا معنی ندارد. نکته این گردهمایی هم همین است. کسی با کت و شلوار به پلاژ نمی رود، کسی هم شکایت نمی کند چرا با مایو آمده اید. شرم و حیا جای خودش، تجلی کیستی آدم ها هم جای خودش.
-- عریان ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMاین عکاس و این خبر رو فراموش کنید.
چیزی که برای من جالب و در عین حال عادی است (به خاطر 33 سال زندگی به عنوان یک ایرانی) اینه که تمام ایرانی ها نظر خودشونو در مورد هر چیزی که فکر کنید آخرین حرف و قابل استناد میدونن. همه به دلبل نا معلومی فکر میکنند عقیده اونها درست ترینه و همه باید و باید همونجور فکر کنن و هر کی که این جور نباشه مشکل دار/عقده ای/عقب مونده/مستکبر/روشنفکر و... هستش. همه برای بقیه اسم و تیتر درست کردن و مسخره میکنن. هیچ کی تحمل عقیده بقیه رو نداره و هر نظر یا سلیقه ای غیر از مال خودشون براشون مثل فحش میمونه. یه لحظه خودتون رو از دور ببینید (اگه میتونین یا اینکه 100 درصد به درستی خوداوت اطمینان ندارید) که چه جور سر هر چیز کوچیکی تو سر و کول هم میکوبین اصلا هم موضوع مهم نیست هر کی میخواد فقط کم نیاره و خودشو به بقیه تحمیل کنه. صد ها سال فقر روحی و جسمی ایرانی هارو به جون هم انداخته که با کوبیدن همدیگه اعتماد به نفس نابود شده شون رو احیا کنن. ولی وقتی از ایران پا بیرون میزارین (همه همین هستین نگین نه) تبدیل به مدرن ترین و با شعور ترین شهروند دنیا نیشین. چرا؟ چون تو دو رویی و ادا در آوردن هم حاضر نیستین کم بیارین.
توی تمام این مملکت دو نفر رو نمیتونین پیدا کنین که به عقیده هم احترام بذارن و اون یکی رو تحت فشار نذارن که مثل اون فکر و زندگی کنه. در چنین شرایطی خیلی عجیبه که چرا دیکتاتور و خودکامه بیشتر از این ها نداریم.
-- وجدان ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMسلام به همه،
-- Esmael Barari ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMجالب است که همه اظهار نظر کنندگان محترم فقط بدنهای لخت را در عکسها دیدند و کسی به حواشی و کمپوزیسیون و کادر بندی عکسها توجهی نکرد تا خود عکس رو بفهمه! جالبه که عکسها در ابعاد Long Shot گرفته شده و شما جیز زیادی از حالات سکسی بدنها نمی بینی و انگار این جزییات فقط در ذهن منتقدین عزیز شکل گرفته است! یکبار دیگر به عکسها نگاه کنید و به تضاد گروه انسانهای عریان و نمادهایی چون ساختمان و معماری شهری کهن و حتی مدرن و همچنین به نظام ایستادن و خوابیدن آدمها در برابر نظم تثبیت شده پیرامون آنها بیندیشید. آیا بحثهای بینندگان محترم شبیه به همین تقابل "برهنگان معترض در مقابل ساختار تثبیت شده" نیست؟ این قطعا یک اثر هنری است که البته برای درجه و رتبه بندی، براحتی نمی شود آن را با اثر میکل آنژ مقایسه کرد.
www.wifc.org
من هم متاسفم از حقارتي كه باعث خودباختگي در مقابل اين وحشي گيري شده و دنياي جنگل را تبلغ ميكند . مبلغ اين موضوع چه چيزي عايدش ميشه ؟ كمي فكر كنيد.
-- آزاده ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMیه اصطلاحی هست در روانشناسی تحت عنوان ادراک. من توصیه می کنم در مورد عکس ها و حول و حوش آن قضاوت نکنید و فقط ادراک کنید. چون آن موقع بهتر هضمش خواهید کرد. بالاخره در این دنیا خیلی چیزها برای ما هنوز خیلی غریب است. البته بحث اخلاق هم مطرح است، این مساله با فرهنگ ما جور نیست. ما باید دیگران هم بتوانیم ببینیم.
-- علی ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMاين كه مدرنيته نيست
-- احمد داس زرين ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMآدم احساس ميكنه به دوران آدمهاي اوليه برگشته كه چيزي نداشتن تا بپوشن
اين هنر واقعا برهنه است
واقعا دست رادیو زمانه درد نکنه بابت این مطلب خوب و جالب. اتفاقا من هم میخواستم براتون این موضو ع رو معرفی کنم.
من و دوستم یا بهتره بگم پارتنرم که اونم ایرانی با هم در این پروژه عکاسی شرکت خواهیم کرد.
خیلی نظرهای مزهکی اینجا خوندم. ولی از خیلی ها هم خیلی خوشم اومد. به خصوص این دوست که حیف که نمیدونم کیه و کجاست:
"در میان جانوران طبیعت فقط یک گونه هست که سزاوار صفت"بد" است و آن هم انسان است. این دکان اخلاق را این جانور موذی یا همان انسان بنا کرده است. یکی از ابزارهای مهم این دکان هم در پوشش کردن بدن انسان برای تصاحب آن است. انسان هرچه برهنه تر شود بیشتر از شر این دکان خلاص می شود. خوشا انسان های آینده که با هرچه برهنه شدن از مرز شرم و حیا می گذرند و آزاد می شوند."
دوست عزیز واقا شاد باشی. از رادیو زمانهه خواحشا ایمیل من رو بگیرین که با هم بیشتر صهبت کنیم.
در زمن این رو به کسانی میگم که میگن شرمشون میشه از این چیزا....از چیه این شرمتون میشه؟ طبیعت یا اسمش را بزارین خدا ما رو برهنه آفریده!!!
جامعه بیمار ایران خیلی سالمتر میبود اگر مردم مجبور نبودن تو خفقان زندگی کنن و از جمله برای یکی از تبیعی ترین نیازشون که روابط جنسی می باشد جواب پس بدن.
میدونین من از چی شرمم میشه؟؟؟ از این شرمم میشه که در ایران به زور به آدم میگن که چی با ید بپوشی و از این شرمم میشه که انسانها بخاطر عقیدشون-دینشون و یا گرایششون تو زندانن و یا حتا اعدام میشن...سر به نیست میشن.
از این شرمم میشه که فقر مالی-فقر فرهنگی و اعتیاد کشور رو گرفته و کسانی که در حال حکومت هستن رشوه خوار-کور و دروغگو فقط مشغول دزدی و سو ءاستفاده هستن.
از این شرمم میشه که طبیعی ترین نیازهای انسان قدقن هستن. از این شرمم میشه که سدای زن قدقن حساب میشه. از این شرمم میشه که حکم اعدام در مملکتم همچنان برقراره و حتا به نو جوان زیر 18 سال هم رحم نمیکنه.
من از این شرمم میشه که یک خبر فجیح پس از دیگری هر روز از ایران در جحان پخش میشه.
از این شرمم میشه که احمد باطبی در زندان بسر میبره.
و در آخر همین 3 روز پیش بود که از انسان بودنم شرمم شد....سر دختر کردی در عراق که فقط 17 سال داشت و به دست خوانواده جلاد خودش سنگسار شد....بخاطر طبیعی ترین نیاز: عشق!!!!
بله من هم شرمم میشه!!!!
ای شماهائ که این بی عدالتی ها و بیوجدانیهارا رو ول کردین و بابت بدن برهنه انسان خجالت میکشین، شرمتون باد! ننگتون باد!!!!
www.spencertunick.com
شاید به اعنوان کامنت کمی تولانی باشه اما خواهشا به نوعی این رو منتشر کنین. مرسی
-- Shila ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMمسخره تر از این دیده بودی؟
-- felfeli ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMحدود 40 نفر براي اين مطلب لينگ گذاشتند، كه تقريباً نصف آنها (20نفر) مخالف اين پروژه برهنگي بودند كه (3نفرزن) و (17نفرمرد) هستند. (20نفر)موافق كه (6نفرزن) و (14نفرمرد)هستند. تمامي كساني كه با اين پروژه مخالف بودند دلايلشان صرفا" برپايه احساس بود. موافقين پروژه رهايي از فشار را بيان مي كردند وميل به تجربه هاي ناب را.
-- spr ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMاما شايد همه ي ما عكسهايي را كه در دوران جنگ جهاني دوم از گورهاي دسته جمعي ، و يا زندانياني كه بطرف كوره هاي آدم سوزي ميرفتند را ديده باشيم. همه ي آنها برهنه بودند اما اين برهنگي را انتخاب نكرده بودند بلكه به آنها تحميل شده بود. وقتي عكسها را ديدم اولين چيزي كه به ذهنم رسيد ياد آوري همان صحنه هاي جنگ جهاني بود. انسانهاي خوابيده در گورها .
برهنگي مبحثي است كه شايد بد نباشد به آن خيلي گسترده تر از اين نمايشگاه نگاه كنيم و آن را مورد توجه قرار دهيم.
با تشكر از راديو زمانه كه ايده هاي خوبي براي تفكر در دسترس ما قرار ميدهد.
بالاخره خداوند خوب وبد را آفريد تا من وشما انها ببينيم و فکر کنيم ايا اصلا بايد به اينها فکر کرد يا نه هر کس از ديد خودش بايد قضاوت کند و قضاوت کردن هم بسيار ساده شده بنابراين دوستان خون خودشان را کثيف نکنند که سياسي است يا اجتمائي اکثريت مردم دنيا خوب و بد را ميشناسند وآنطور قضاوت خواهند کرد که بايد بکنند .
-- meo ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMkheili khoobe
hal kardam
-- hamid ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMهمیشه هستند کسانی که برای احمق معرفی نشدن خودشونو به حماقت میزنن درست مثل داستان خیاط هایی که به پادشاه گفتند لباس ما را احمقها نمیبینند ....خداوند هنر را تنها به انسان عنایت کرده است و هنر بدون قداست خیانت در این امانت الهی است.
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMراستي سياه پوست ها هم شرکت ميکنند ؟ عجب تضاد رنگي !! عکسهاي باحالي ميشه .
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMfek konam post ghablim kheyli tond bood , vase haminam inja nemibinamesh ,amma dar kol khobe ke az masaeli ke injoory yeyhoo be samte afkar yoresh mibaran khosham myad , honar ine ke fekr adam ro be bazi begire na inke ie sery khosheshon byad faghat baraie porno boodanesh va ie sery badeshoon byad faghat baraie in ke ba eateghad haie ke faghat dar lafzeshon vojod dare moghaiere .
-- Ami ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMمن نميدونم چرا همه هرچيزي رو سريع به خواهر و مادر هم ربط ميدن؟ آزادي هر انساني فقط دست خودشه و عواقبش هم. دين هم به اين مسئله از نظر من هيچ ارتباطي نداره. چرا همش دوست دارين دين رو وارد هر بحثي بكنيد... يه كم دور و بر خودتونو نگاه كنيد متوجه ميشيد دليل تمام بدبختي هاي امروز كشور ما بخاطر اعتقادات مذهبي پوچ خودمونه
-- hami ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMبه نظر شخصی من : اگر انسان نیاز به پوشش نداشت ÷س از ابتدا هم یعنی دوران باستان، به دنبال پوشش نمی گشت.
این که الان عریان شدن و عریان مسلکی یک نوع هنر و سبک شده دلیل بر بی فکری و نبود هدف و آرمان در انسانه.
از جهتی انسان دارای عقل، فکر و اراده است. و از این جهت با حیوان تفاوت دارد. همچنین دارای غریزه حیوانی نیز هست. این پوشش که برای انسان نوعی اختیار است و باید برای آن از چیزهایی گذشت اصولا تحملش سخت است و از این جهت است که عریان شدن که یک غریزه حیوانی است برایش شیرین است.
ضمنا یکی از خوانندگان یک شعر زیبا و قابل تامل برای شما گذاشتند که من هم علاقه دارم تکرارش کنم :
در یاب که از روح جدا خواهی رفت
-- آخرین ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMدر پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی ز کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
جل الخالق پس خدا عجب هنرمند بزرگیه که همه رو روز قیامت لخت میکنه!!!
-- مسعود ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMالبته غصه نخورین با گرم شدن زمین تا چند سال دیگه همه مجبوریم به این هنر اهمیت بدیم .
حالا چه بگویید آزادیه چه بگویید بی تمدنیه من فکر می کنم این کار در هر صورت رسیدن به پوچی است اگر مقداری فکر کنید می توانید حدس بزنید که چه افرادی در این جور مراسم شرکت می کنند به نظر من هیچ گاه یک دانشمند یا سیاستمدار یا... (افرادی که نقش تعیین کننده ای را می توانند داشته باشند) به همچین کاری دست نمی زنند در پایان برای تمام آدمهایی که در این گونه مراسم شرکت می کنند یا از آنها تمجید می کنند از ته دل متاسفم که دین و دنیای خود را به خرده ای می فروشند
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMaz koja amaeam amadanam bahr ch bo bkoja moravam akhar nanomayan vatanam-malom mishe in masal khyli jalb bode ke in hame khanande dashte!!!! vanatije migirim ke zamani bayad biyad ke darmored karhayi adama kardan sanjede bshan va in kar az dast har ensan ya ghanon ensani kharje.
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMmotmaen bashin to hich honari namayandane ensan be in sorat pazirofte nist
-- narsis ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMگمان نميكنم اين مقاله (گزارش براي ما كه ساكن ايرانيم و در يك محيط گرفتار جزميت زندگي ميكنيم قابل هضم باشد
-- محمد تاج احمدي ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMآخه نمیدونم چی بگم ؟
-- hamid ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMتابلو بازی هست شما راضی میشید از افراد خانواده تان بره اونجا لخت بشه تا عکس بگیره میخوام نگیره مرتیکه آخه این هنره ؟
آخه کی میگه این هنره ؟
چیه این هنر هست
سکس چه هنری میخواد
مثل تبلیغاتی که در تلویزیون ها هست
چون از سکس استفاده میشه سود بیشتری میکنه
اینم دقیقا تعریف تبلیغات سکسی رو داره
مثل تبلیغات شامپو و غیره
اسم هنر رو با این چیزا خراب نکنید این سکس هست نه هنر
این صفحه یه سند خوب مردمشناسی و جامعه شناسی برای ایرانیاس و اونچه که داره اینجا اتفاق میفته مثل همون اتفاقیه که توی مقالتون دربارش نوشتین. خواننده های مطلب از خواننده بودن صرف فاصله گرفتن و با افکار برهنشون در کامل شدن این نوشته شرکت کردن!! فقط حیف که مثل شرکت کننده های سپنسر تانیک همگی تجربه خوبی نداشتن! این نشون میده که چقدر زمانه با زمان خودش حرکت میکنه و رسانه ای به معنی واقعی کلمه ''جمعی'' است. سوروش
-- soroush ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMهنر اين نيست كه از هنر ديگران تقليد كني!
-- مسعود ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMهنر يعني نو آفريني
آفرين!!!!!
دوستی که برای عاقل بودن انسان برای انتخاب پوشش از دوران باستان نام میبرید. منظورتان از دوران باستان کِی است؟ سه هزار یا ده هزار یا پنجاه هزار یا دویست هزار سال پیش است. اگر به تاریخ انسان علاقه دارید بد نیست سری به کتاب های تاریخ و یا باستان شناسی و دیرین شناسی و آنتروپولوژی بزنید تا بدانید انسان فقط برای مقابله با سرمارفته رفته یادگرفت تن خود را با پوست جانوران دیگر بپوشاند. وگرنه در مناطق گرم زمین تا همین اواخر در آفریقا و جنوب شرقی آسیا و جزبره های اقانوس آرام پوششی درکار نبود و دربسیاری از جاها هنوز هم نیست. این استعمارگران مسیحی بودند که با اخلاق میراث برده از یهودیت خاورمیانه و شبانی شان این مردم را لباس پوشاندند.
-- بدون نام ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMبه نظرم در حد یکی دو عکس کار خوب و دیدنی ای است ولی خیلی زود تکراری می شود چون شاخص ترین عنصر عکس یعنی انسانهای برهنه همیشه ثابتند و چیز تازه ای به ذهن متبادر نمی شود.
-- امبن ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMمن در اينجا نمي خواهم از درست بودن يا غلط بودن اين پديده صحبت كنم، چرا كه قضاوت در اينگونه امور فارغ از حب و بغض ها بسيار مشكل است ولي دلم مي خواهد اينجا از يك آرزو بگويم و آن اينكه اي كاش مي شد يك روز، فقط يك روز مسئولان جمهوري اسلامي قوانين را تعطيل مي كردند و ما از اسپنسر دعوت مي كرديم به تهران بيايد و يك عكس ميليوني بگيرد و از مسئولان برخورد با كم حجابي و يا بي حجابي هم دعوت مي كرديم به تماشا بيايند و يا حتي كاش مي شد آنها را به جرم برخورد هاي غير اصولي شان در آن يك روز مجازات مي كرديم و مجبورشان مي كرديم تا در اين عكس مشاركت نمايند. من مطمئن بودم از آن پس خيلي چيزها در ايران عوض مي شد. ممكن است بگوييد اين كار شدني نيست. خيلي خوب آرزو كه مي توانم بكنم! نمي توانم!؟
-- پرنده مهاجر ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMاین عکاس فکر میکنه که داره نوآوری و خلاقیت تولید میکنه درسته! ولی در حقیقت داره به اینور و اونور چنگ میزنه که خلاقیت خودشو به دیگران ثابت کنه یعنی حضور و توجه مردم رو ضامن خلاقیت خودش میدونه که مسلما با توجه به اینکه نظر مردم مثل جهت باد در یک چشم به هم زدن برعکس میشه و تغییر میکنه جهت حرکت ایشون هم تغییر خواهد کرد.
-- امیرحسین ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMایشون توسط هنر دارن گدایی توجه می کنن.
heyf inhame adam ke lokht shodan man ke hich nokteye jazab va honari va zibayi dar in aksha nemibinam (vahid_mamoosh@yahoo.com)
-- vahid ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMپس گشت ارشاد این وسط چی کارست !!؟!؟
-- sina ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMزیبایی این عمل در ابتکاری بودن آن است اگر جنبه تقلیدی پیدا کند ارزش انسان با ارزش ابزار برابر می شود واین یعنی ابتذال هرچه بیشتر انسان در پهنای بیهودگی
-- cacoocoolac@yahoo.com ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMاز ديدن عكس ها لذت بردم ولي بيشتر از آن از تعداد زياد كامنت ها و نظرات موافق و مخالف لذت بردم.فكر مي كنم جامعه ي ايران به اين نوع بحث ها احتياج دارد.اولا در جواب آن هايي كه مي گويند آيا حاضريد ناموس خودتان در اين عكس ها باشد بايد بگويم لطفا ناموس را تعريف كنيد؟ آيا محتويات داخل شرت جنس مونث خانواده و احتمالا فاميل ناموس مرد است و مرد موظف است از آن محافظت كند؟ مگر زن گوسفند است كه نسبت به آن احساس مالكيت مي كنيد؟ مگر نه اين كه هر انساني چه زن و چه مرد آزاده به دنيا مي آيد و هر كس مسول اعمال خويش است؟(چه ما خوشمان بيايد و چه نيايد). دوما موضوع اين عكس ها اصلا جنسيت نيست.در دنياي صنعتي كه انسان ها پيچ و مهره اي از كارخانه اي بزرگ هستند و همه چيز گويي انسان را به بند كشيده و از انسان برده اي بي روح بيشتر نمي خواهد اين عكس ها نشانه ي هنوز زنده بودن انسان و نابود نشدن كامل انسان هاست. مثل شورش است. شورش بر ضد تمام نظم و ترتيب خشك و بي روح و بي معني مدرنيته. شورش بر ضد قواعد و هنجارهاي بي خود بين انسان ها. تعداد زيادي انسان لخت وسط شهري با ساختمان ها و ديوارها ي بلند واقعا زيباست.
-- حسين ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMnazar dadan dar mured yek asar honari kare montaghede na har fatma soltuni.
-- shapour ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMberehnegi honar nist vali talfigh an ba mohit dar karhaye in akkase barjaste asre ghabele naghdi ra be vojud avarde
برای آقای سید علی میر عباسی واقعا متاسفم ...
-- یه بنده خدا ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMمن این مطلب رو در سایتهای مختلفی با زبانهای مختلفی خوندم ولی بدبختانه فقط تو سایتهای ایرانی بوده که بعضیها مثل همین سید علی میرعباسی واکنش شدید داشتن...
اگه با این هنر مشکل داری نبین ، اگه با دیدن این عکسا تحریک میشی و دین و ایمونت سیماش قاطی میکنه پس ...
در هر صورت واست متاسفم ...
با سلام:
-- محمد رضا ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMیه نگاه کلی به نظرات دوستان در این مورد نشون میده که اکثر مخاطبان ایرانی این رو قبول ندارن و عریان بودن رو تایید نمیکنه.با توجه به مشکل حجاب در ایران اگه نظرات دوستان رو در آنجا هم بخونیم(سانسور سر دبیر رو کاملا عادلانه فرض کنیم)میبینیم نه مردم ایران این وضعیت رو می پسندن نه حجاب اسلامی(حجاب جمهوری اسلامی نه اسلامی در ذات اسلام).از میانه رو بودن مردم ایران خوشم میاد.
در ضمن اگر این اتفاق در یک فستیوال سکس اتفاق بیفته میشه قبول کرد.چون در جای خودش داره انجام میشه ولی به عنوان هنر...من قبولش ندارم با نهایت احترام به کسانی که این اتفاق رو هنری می دونن
Trueman Show
در طی تدوین آخرین فیلم پازولینی ، Sadom s 120 days چند حلقه از فیلم دزدیده میشود .حلقه های گمشده هرگز پیدا نشدند. اما سال گذشته در یک نمایشگاه عکاسی در رم ، صحنه هايی را که پازولینی در رابطه با شکنجه فیلمبرداری کرده بود و جزو حلقه های گمشده ی فیلم بوده است به معرض تماشای عموم گذاشته شد. این تصاویر توسط Fabian Cevallos گرفته شده است. او در کاتالوگ نمایشگاه نوشت :
"عکسها در یک جعبه بود ، یکسال پیش دو باره به آنها نگاه کردم ،عکسهای زندانیان شکنجه شده ی زندان بغداد ( ابوغریب ) مرا دوباره به یاد پازولینی انداخت."
براي كساني كه چند فيلم اخر پازولینی به خصوص Sadom s 120 days را ديده اند نه فقط تماشاي عکسهای ابوغریب كه عکسهای اسپنسر تانیک نيز یاد اور پازولینی است:همان كپه كردن بدن هاي برهنه .
پازولینی در آخرین گفتگوی خودش یک روز قبل از قتل فجیع و مشکوکش با روز نامه معتبر سوئدي Dagens Nyheter گفته است كه در فیلمهاي اخر خود واقعیتی را نشان میدهد که ایتالیایی ها در سالهای اخیر آن را از دست داده اند. این واقعیت در باره ارزشهایی است که در ایتالیا از بین رفته است.
برای او مضمون آزادی جنسی و اروتیک تا مرز پورنو گرافیک شدن یک "واقعیت " است نه يك فانتزي سكسي. و در مقایسه با آنچه که او در یک کلوپ شبانه در استکهلم دیده است یعنی همخوابگی در یک محیط غیر واقعی, یک تراژدی است. او مي گويد كه این تراژدی حاصل جامعه ی مصرفی است و بدنهای آدمها به نظر او در این کلوب شبانه در سوئد , پلاستیکی به نظر میرسیدند.
او میگوید: جامعه ی مصرفی با تجاری کردن و تحت تسلط گرفتن حتی بدنها انسانها را کالایی و تجاری میکند.
كساني كه با عكاسي اشنايي دارند ميدانند كه عکسهای اسپنسر تانیک از لحاظ نورپردازي و كادربندي ذره اي به اثار پورنو شباهت ندارد.در انها نيز سکسوالیته نمادی است از کالایی کردن احساسات انسانی. تکاندهندگی تصاویر فیلم پازولینی و عکسهای اسپنسر تانیک ، به دليل طبیعی و معمولی بودن سکسوالیته در ان است .این طبیعی بودن است که به شدت تکاندهنده است وگرنه فیلم يا عكس پورنویی که بخواهد فانتزیهای سکسی را ارضا کند به معناي دقيق كلمه غير واقعي است و مخاطب در مواجهه با آنها میداند که با یک امر مصنوعی و خارج از روال عادی دنیا سروکار دارد .
در نقاشی های ادگار دگا از زنان بدکاره در حال استحمام و تاکيد بر فرم پيکرهايشان ، مجموعه عکسهای ادوارد وستون در دهه های ۳۰ و۴۰ با عنوان عريان(nude) كه به بدن انسان به مثابه يك حجم زيبا و انعطاف پذيرنگاه كرده و ياعكسهای هلموت نيوتن آلمانی يا رابرت مپلتورپ آمريكايی كه با پيكر زنان و مردان به عنوان زيباترين و شاعرانه ترين فرم هستی برخورد می كنند ، هميشه از بدن بعنوان منبع زيبائی شناسی شاعرانه سود برده شده است و اين معناي "اروتيزم" است كه در تقابل با "پورنو" قرار مي گيرد.اما عکسهای اسپنسر تانیک نه پورنو است و نه اروتيك.
سوزان سونتاگ در گزارشش از ماجراى زندان ابوغريب در عراق، مي گويد : انچه سابقاً به عنوان پورنوگرافى (به معناى عملى كردن افراطى ترين آرزو هاى سادو-مازوخيستى) مورد تفكيك قرار مى گرفت اكنون توسط بعضى ها تحت عنوان «بازى شادى آور» يا «برون فكنى عاطفى» دارد به مساله اى عادى تبديل مى شود. يك شنونده با برنامه راديويى «راش ليمبو» تماس گرفت و به او و ميليون ها شنونده آمريكايى اين برنامه گفت: «كپه كردن مردان برهنه مشابه شوخى اى است كه در انجمن هاى اخوت دانشكده هاى آمريكا انجام مى شود.» . آنچه احتمالاً به شنوندگان آمريكايى شوك وارد كرد واكنش «ليمبو» ، مجرى اين برنامه، بود. او با هيجان و صداى بلند گفت: «دقيقاً! دقيقاً اين همان چيزى است كه من در ذهن داشتم. كار آنها با شوخى «جمجمه و استخوان» هيچ فرقى ندارد. ما با اين شوخى زندگى ديگران را داريم نابود مى كنيم، تلاش هاى نظامى مان را داريم از بين مى بريم، و بعدش بايد حال آنها را جا بياوريم چون حسابى خوش گذراندند.» منظور از «آنها» سربازان آمريكايى، يا همان شكنجه گران است. ليمبو همچنان ادامه داد: «مى دانيد، اين آدم ها هر روز هدف شليك گلوله قرار دارند. منظورم همين آدم هايى است كه دارند خوش مى گذرانند. آيا تا حالا عبارت «رها سازى عاطفى» به گوش تان خورده؟»
سوزان سونتاگ با حسرت مي افزايد :
يك زمانى شخص براى آشكار نشدن جنبه هاى پنهان زندگى خصوصى اش حاضر به انجام هر كارى بود حالا با هياهو، شخص را به يك برنامه تلويزيونى دعوت مى كنند تا زندگى خصوصى خود را آشكار كند. آنچه توسط اين عكس ها آشكار مى شود همان اندازه كه نشان دهنده تحسين وحشيگرى و قساوت است نشان دهنده «فرهنگ بى شرمى» نيز هست.
ما نيز مي توانيم عکسهای اسپنسر تانیک را مثل فيلم هاي پازولینی گزارشي ترسناك بدانيم از «فرهنگ بى شرمى» .ترسناک از این جهت که ممکن است این حجم از فلاکت واقعی باشد . طبیعی جلوه دادن الزاما به معنای لذت بردن از وضعیت فعلی نيست.شايد اسپنسر تانیک همچون پازولینی مي خواهد با تاكيد بر اين اندامهاي " پلاستیکی " و "كپه شده" جهان امروز را نشان دهد:کالایی شدن احساسات انسانی.
-- سام روشن ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMkheili zayas !
-- abik ، May 14, 2007 در ساعت 09:12 PMبا اینکه خسته بو