رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶
وقایع وبلاگیه شصت و سیم

تقطیع و مدرنیزاسیون حافظ به سعی ساکی

بگيريد و بشنويد

اخیرا میرزا جلال آقای سمیعیِ وغیرالدوله، خودش را دکتور جلال سمیعی لقب کرده، آقا رضای ساکی صاحب بلاگ عبید شاکی را حضرت استاد خطاب نموده، مدعیست که معظم الیه کتاب گرانسنگی به اسم "حافظ به سعی ساکی" نشر داده که بکمال مدرنیت غزلیات حافظ شیرین سخن شیرازی را ارائه کرده. یک نامه سر و ته گشاده ای هم خطاب به وی نوشته که در آن بعد باز کردن یک گاری نوشابه به افتخار آقا رضا و ایضا خودش، شرح ماوقع داده که وقتی کتاب مذکور به دستش رسیده، آنچنان مجذوب آن شده که عیال را در میانه سوق البسه رها کرده، کل آن را در یک قعود و قیام خوانده و این یک شاهکاری در حافظ پژوهیست و بی نظیر است و از این قبیل تعارفات و شاخ در جیب و هنودوانه زیر بغل گذاشتن هایی که همه ادبا و شعرا تا وقتی رفیقند بجهت هم نثار می کنند ولاکن بعد که رفاقتشان بهم خورد، شاخ و هندوانه ها را بطور دیگری نثار هم می کنند!
کتاب که تا بحال برغم گشتن های زیاد، بدست داعی خفیه نویس نرسیده و استبعادی ندارد مثل کثیری از کتب ادبی، جز چند نسخه معدود که در اختیار مشارالیهما باشد، نباشد، یا بلکه اصلا نباشد و فقط همان مقدار که جناب وغیرالدوله نقل کرده، موجود باشد چون این میرزا جلال و آقا رضا معروفند به هجاگویی و همه کاری در این فن از ایشان ممکن است بخصوص آنکه سابقه اعتراض به این قبیل مدرنیزاسیون ها را هم دارند.

علی ایحال، چند بیتی از اشعار حضرت حافظ که به سعی آقارضا تقطیع و مدرنیته شده، یعنی از حالت خوابیده و افقی به وجه عمودی و ایستاده درآمده، عینا راپورت می شود تا چه آید و افتد:

حافظ تو ختم
کن که

هنر خود

عیان شود

/
گفتم ای مسند

جم جام

جهان‌بینت کو

/


عن

قا

شکار کس نشود

دام بازچین

/
به ملا

زمان

سل

طان

که رسا

ند این

دعا را

/


دل گفت

وصا

لش

به دعا

باز توان یافت

/


با

زآی

که

بازآید

عمر

شده‌ی حافظ

/


مکن به چشم

حقارت

نگاه

در من مست

/


به خر

من

دو جهان

سر فرو

نمی‌آرند

/
به داغ

بند

گی

مردن

بدین

در

دیگر آنکه میرزا محمد جعفرخان یاحقی که یکی از علمای وبلاگستان و مسبوق به سابقه تدریس و تعلیم است چون اشکال کرده بود یک نفری در وبلاگ معزی الیه که سنتی ست و آنچنان که مرسوم در وبلاگستان است مدرن و امروزی نیست، به کمال متانت جواب داد که از نوع من انتظار نداشته باشید که مثل شما نسل انفورماتیک و پست مدرنیت با همه چیز راحت و خودمانی برخورد کنم. و من از نسل چراغ موشی و تپاله هستم که حالا به هزار مرارت به وبلاگستان داخل شده ام و حتی یک ازمنه ای را شاهد بوده ام که برخی اتوموبیل را خر شیطان و قوه برق را چراغ اجنه تصور می کردند. همین که با این کهولت سن خود را از آنجا تا به اینجا کشانیده ام، حیرن آور است و مستحق دست و پا مریزاد.

دیگر آنکه بقرار اخبار یکی از سفرا و دیپلوماتهایی که تا همین چند روز پیش خیلی امین و مورد وثوق بوده، روزی چند مرتبه به سر وی قسم یاد می شد، باسم میرحسین بیگ موسویان را بجرم جاسوسی امر به گرفتن دادند و فی الفور به حبس رفت. علی هذا، حاجی واشینگتن که علی القاعده هم فرنگ و ینگه دنیا دیده و هم وارد به امور دیپلوماتیکی ست از وی تمجیدات زیادی کرد و گفت مشارالیه هم در دوره سفارت آلمانش و هم وقتی که جزو مذاکرین مسایل تخمیه (بقولی: هسته ای) بود خیلی خوب از عهده کار و وظایفش برمی آمد و دست به معاملات بزرگ و نافعی زده بود. هم جوابا در وبلاگ خود اظهار داشت که رسم همین است و مثال زد که همیشه رسیده ها میریزند و کال ها منتظر رسیدنند تا به همان تقدیر محتوم گرفتار شوند و از این قبیل.
علی ایحال میرحسین بیگ مذکور چه کال و چه رسیده، دربند، از قرار معلوم حسابش با کرام الکاتبین است.

تمت. میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه

Share/Save/Bookmark