رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۸۵
وقایع وبلاگیه چهل و هفتم

فیلسوف – سرداران بعوض فیلسوف-پادشاهان!

این برنامه را دریافت کنید و بشنوید

یک حوادث و جنگ و قشون کشی های بزرگی به این چند روزه در وبلاگستان حادث شد که فی الواقع نادر بود، لاکن پیش از همه آنچه واجب الراپرت است این که یک عده ای از نسوانی که بجهت اعتراض به احضارات مکرر برخی همجنسانشان به عدلیه و نظمیه، روز محکمه آنها آنجا به کمال مسالمت تحصن کرده بودند را گرفتند و به زندان بردند، که یک چند تایی از بلاگرات محترمه مثل پرستوباجی خانوم دوکوهکی صاحب زن نوشت و آسیه خاتون امینی صاحب وارش هم درمیان آنها بودند. از این بابت در وبلاگستان ولوله ای شد و خیلی ها به این امر بنای اعتراض را گذاشتند و هنوز هم می گذارند تا ان شالله قید و بند را از آنها بردارند.

دیگر آنکه یک نزاع سختی مابین منورالفکرین، داریوش خان آشوری و میرزا سعید آقا حنایی کاشانی درگرفت و حضرات به یک حدتی به هم حمله ور شده و همدیگر را تارومار کردند که سابقه نداشت. از قرار اخبار، ماجرا سابقتا مرتبط است با خیلی قبلتر و از ایام ماضی بین ایشان کدورت و بلکه عداوتی بوده که اخیرا با کرتیکی که میرزا سعید به یک آرتیکلی که از داریوش خان در دارالصوت زمانه به طبع رسيد و طعنه ای که مشارالیه به کرتیکٌ علیه زد و استهزائا متفکر ایرانی بودن وی را با فیلمفارسی - که یعنی سینماتوگراف های وطنی بی مایه - قیاس کرد شروع شد که شرح آن در راپورت اسبق آمد. بعد آن یک حمله تندی جوابا داریوش خان به میرزا سعید کرده و اظهار که من باید این آقا معلم فلسفه را تادیب کنم و خیلی سخط او را گفت و گفت که این کارهای وی از روی کینه و حقد و حسد بوده و وی کم مایه است و از این قبیل و حتی از قرار شایعات مریدان و شاگردان وی هم رجم کردند میرزا سعید را و بلكه آب هم انداخته یا گرفته اند به فل سفه میرزا سعید خان.
بعد هم میرزا سعید به مقابله برخاسته، اول مدعی شد که یک نامه ای فرستاده بجهت داریوش خان و از وی چنانچه اهانتی به مشارالیه کرده عذر خواسته و لاکن بلادرنگ علیه وی حمله کرده و هتاکی به مثل کرد و خیلی از مخالفین جناب آشوری هم از بغض وی، میرزا سعید را معاونت کردند و محشر کبرایی به پا شد.

پارسا خان صائبی هم که رصد این ماجرا می کرد نسبت به هردو و البته بیشتر به میرزا سعیدآقا معترض و این قبیل نزاع های طفلانه را دون شان ایشان دانست که منورالفکر و متفلسفه هستند.

لاکن بعقیده این خفیه نفیس احقر، مانع و رادعی در این کارها نیست و بهمان نحو که یکی از فلاسفه یونانی معتقد به فیلسوف-پادشاه بود، ما هم در ممالک محروسه فیلسوف-سردار داشته، فی المثل می توان داریوش خان را فلیسوف- میرپنج و میرزا سعید آقا را فیلسوف- سرهنگ دانست!

دیگرآنکه بین مجیدخان زهری و ناصر خان غیاثی هم مرافعه شد و این ناصرخان یکی از بلاگرین محترم است که ملقب به درشکه چی باشی وبلاگستان و اهل قلم و صاحب یک کتابی هم هست به اسم تاکسی نوشت.
به قرار مسموع پریروز صلات ظهر اهل وبلاگستان مجیدخان را دیده که کف به لب آورده و نعره می کشد و فحش می دهد. اول دستگیر کسی نمی شود که چه شده تا اینکه به زور کاهگل وی را آرام کرده ملتفت می شوند که اینها را به ناصرخان می گوید و علی الظاهر و به اظهاروی دلیل این هم آن بوده که چرا اصلا این آدم عوام ادعای نویسندگی و کتابت کرده و من او را مجاز به این کار ندانسته بودم.

ناصرخان هم اول قصد کرد که با همان درشکه اش از روی مجیدخان رد شود که چون ممکن نشد، جواب های های وی را با هوی هایی داده مجید خان را سلطنت طلب دست ششم نامیده، فعلا طرفین مشغول تجدید قوایند!

تمت. پانزدهم اسفند 1385 جلالی مطابق ششم مارس 2007 سال مسیحی
میرزا محمود، خفیه نویس دارالصوت زمانه


نظرهای خوانندگان

ميرزا استدعا داریم رعایت انصاف نموده و از بهر وظیفه اذهان مشوب نفرمایید که این سخن که فرمودید «و لاکن بلادرنگ علیه وی حمله کرده و هتاکی به مثل کرد و خیلی از مخالفین جناب آشوری هم از بغض وی، میرزا سعید را معاونت کردند» خالی از هر قرینه بود

-- هوادار ، Mar 7, 2007 در ساعت 11:37 AM