| خانه > کتابخانه > خاطرات تاج السلطنه | |
خاطرات تاج السلطنهتاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش شصت و چهاردر این بخش، ادامۀ استدلالهای تاجالسلطنه را دربارۀ ضرورت آزادی زنان و بهویژه باز کردن روی زنها میشنویم. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش شصت و سهدر بخش گذشته، شنیدیم که باغهآنوف قفقازی از مجاهدان مشروطه چهار سؤال کتبی به تاجالسلطنه میدهد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش شصت و دودر بخش گذشته، شنیدیم که تاجالسلطنه خطاب به معلم خود، از ضرورت آزادی زنان ایرانی سخن گفت. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش شصت و یکدر این بخش، از برطرف شدن بیماری وبا و صدمات جانی فراوان آن میگوید و در ادامه، به ویژگی اخلاقی دیگر ایرانیجماعت میرسد. آنگاه، به نبود حفظالصحه که موجب شیوع انواع بیماریها میشود میپردازد و از بلدیۀ تهران انتقاد میکند. سرانجام، خطاب به معلم خود، لزوم آزادی زنان ایران را مطرح میکند. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش شصتمدر بخش گذشته، شنیدیم که تاجالسلطنه و شوهرش، برخلاف توصیۀ طبیب، از وحشت ابتلا به بیماری وبا، به ییلاق رفتند. در این بخش، از ترس همراهان و گریختن آنان میگوید. آنگاه، از قصد مراجعت به تهران و مرگ چند تن از همراهان. سرانجام، از اثر مرگ بر خلق و خو و رفتار ایرانیان مینویسد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و نهمدر این بخش، نویسنده ابتدا ماجرای مضحک اسب خریدن شوهر را تعریف میکند، سپس به قصههای مسافرت شاه در فرنگستان میرسد. در پایان، از شیوع بیماری وبا در تهران میگوید و به ییلاق رفتن خانواده و مشاهدۀ آثار بیماری و مرگ و میر مردم... تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و هشتمدر این بخش، تاجالسلطنه ابتدا از به دنیا آوردن پسری میگوید و سپس از خبر بازگشت شاه از فرنگ و راهی شدن خانواده به سوی تهران. این مسافرت شش ماه طول میکشد. سپس، از شاه از فرنگ برگشته میگوید و بیخبری او و تفریحات بچگانهاش. و در پایان، مسافرت او را با سفر پطر کبیر مقایسه میکند. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و هفتمدر این بخش، نویسنده از چگونگی زندگی خود در تبریز میگوید؛ از شوهر هوسران و اعمال بیرویۀ او؛ از دوستی و الفت خود به دختر خیاطی ارمنی، آنا نام؛ و از ارتباط با اندرون ولیعهد. سپس از خبر سفر مجدد مظفرالدین شاه به فرنگستان و شوهر کردن مادر خود میگوید و سرانجام، به ماجرای دلدادگی شوهر میرسد، به پسردایی خود که جوانی است خوبرو... تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و ششمدر این بخش، او به سفر دوم شاه به فرنگ میپردازد و نگاهی دارد به سفرنامۀ او. زمان میگذرد و پدرشوهر تاجالسلطنه را به مأموریت به آذربایجان میفرستند. ناچار، تاجالسلطنه همراه شوهر و فرزندان کوچکش عازم این سفر دشوار میشود. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و پنجمدر ادامۀ ماجراهای زندگی، تاجالسلطنه نگاه خود را از زندگی خصوصی برمیگیرد و به بیرون توجه میکند. از نتایج و اثرات منفی این مسافرت و تغییر صدراعظمها میگوید و از صدمات فراوان شاه قاجار به ایران... تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و چهارمدر ادامۀ ماجرا، از پرده بیرون افتادن راز عشق تاجالسلطنه و جدا کردنش را از معشوق میشنویم. دختر روس، معشوقۀ شوهر، نیز به روسیه بازمیگردد. زن و شوهر به زندگی کسالتبار خود ادامه میدهند. زمان میگذرد و تاجالسلطنه دختری به دنیا میآورد. در پایان این بخش، ماجرای سفر مظفرالدین شاه به فرنگ را میشنویم. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و سومدر این بخش، شرح دیدار او را با پدرشوهر میشنویم و آنگاه شکایت بردنش را پیش مادر. وقتی از هر دوِ آنان پاسخ منفی میشنود، مدتی خود را مشغول میکند تا سرانجام، از سر «غرور جوانی»، به تلافی تحقیر شوهر، به جوان عاشق پاسخ مثبت میدهد و خود را گرفتار عشق او میکند. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و دومدر این بخش، تاجالسلطنه از دیدار مجدد عاشق تازه میگوید و اینکه چگونه قصد خودکشی میکند، اما عاشق او را سوگند میدهد که این کار را نکند. تاجالسلطنه تصمیم میگیرد شکایت نزد پدرشوهر بَرَد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاه و یکمدر بخش گذشته شنیدیم که دوست و همراه معظمالسلطنهی عاشق، خود گرفتار عشق نو عروس شد و نامهای عاشقانه به او داد. تاجالسلطنه نامه را میخواند و از حال عاشق جدید مطلع میشود. در ادامهی ماجرا تاجالسلطنه از دیدار شوهر میگوید و درمییابد که سخت عاشق دختر رقاص روس شده است. بگو مگوی زن و شوهر به فریاد و جنجال میانجامد. در همین هنگام نامهای بدون امضا به دست تاجالسلطنه میرسد. . . تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش پنجاهمتاجالسلطنه صحنۀ دیدار و گفتوگو با شوهرش را نقل میکند که پیداست گرفتار دختر روس شده است. آنگاه، از دیدار جوانک دوست معظمالسلطنه میگوید؛ کسی که واسطۀ کار است، اما خود گرفتار عشق نوعروس شده و نامۀ عاشقانه به تاجالسلطنه میدهد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش چهل و نهمشنیدم که برای نوعروس ناراضی عاشقی پیدا میشود: معظمالسلطنه، شوهرخواهر داماد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش چهل و هشتمتاجالسلطنه در این بخش، از لجبازیهای بچگانۀ داماد میگوید و نقشِ فسادبرانگیز ددۀ داماد. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش چهل و هفتمدر این بخش، تاجالسلطنه از نخستین شب تنها ماندن با داماد میگوید. این عروس سیزدهساله داماد را کودکی مییابد که تنها در فکر بازی است. آنگاه، به فردای روز عروسی و روز «پاتختی» میرسد. سرانجام، دعوای عروس و داماد را تعریف میکند که سرآغازی است برای ایجاد نفرت و کینه میان آن دو. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش چهل و ششمتاجالسلطنه در این بخش، از عروسی میگوید. در آغاز، چگونگی آرایش عروس را تعریف میکند و به یاد پدر افتادن. آنگاه، به شرح دقیق مراسم عروسی میپردازد. سرانجام، عروس و داماد را دست به دست میدهند. تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار خاطرات تاجالسلطنه ـ بخش چهل و پنجمدر این بخش، تاجالسلطنه به شرح وزیران، پیرامونیان و خدمتکاران شاه میپردازد و مظفرالدین شاه سادهدل و سلیمالنفس اما بیلیاقت را بیشتر به ما میشناساند. یک سال از سلطنت شاه جدید میگذرد. عروسی تاجالسلطنه را اعلان میکنند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
![]() |






