<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>یکی بود ...</title>
      <link>http://radiozamaaneh.com/kids/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 13 Jan 2007 08:00:07 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>بخت</title>
         <description><![CDATA[روزی جوانی برای پيدا کردن بخت خويش به راه مي افتد. از صحراها و کوه‌ها مي‌گذرد و مي‌گذرد تا مي‌رسد به جنگلی. در جنگل شير بيماری مي‌بيند که از درد به خود مي‌پيچد. از شير مي‌پرسد: «تو بخت منی». شير نعره ای مي‌کشد و می‌گوید: «من بخت تو نیستم؛ اما اگر بختت را یافتی دوای درد من را بپرس».

جوان به راهش ادامه میدهد. تا اینکه این‌بار به دختر ثروتمند مریضی بر می‌خورد....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/07.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_18.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_18.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 13 Jan 2007 08:00:07 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>معجزه</title>
         <description><![CDATA[چهار برادر با هم به سفر ميروند، يکی خياط، يکی جواهرساز، يکی نجار، يکی کيمياگر. شب به جنگلی مي‌رسند و چون آن حوالی شيری زندگی مي‌کرد، شب را به نوبت بيدار مي‌مانند.

برادر نجار، تکه چوبی بر مي‌دارد و مي‌تراشد تا اينکه از تکه چوب بی‌جان، مجسمه دختری را مي‌تراشد.

برادر خياط هم از گل، برای دختر لباس درست مي‌کند. تا اینکه نوبت به کیمیاگر می‌رسد....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/06.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_17.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_17.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 12 Jan 2007 07:57:11 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عمو نوروز</title>
         <description><![CDATA[پيرزنی بود که تنها زندگی ميکرد. تنها دل خوشی اش اين بود که دوست قديمی اش را سالی يک بار ببيند. خانه را آب و جارو ميکرد، خودش را بزک ميکرد، و به انتظار عمو نوروز مي نشست، تا اينکه، ....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/05.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_16.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_16.php</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 11 Jan 2007 07:49:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کوزه شيره و مرد برزنگی</title>
         <description><![CDATA[پيرزنی بود که بچه نداشت و در آرزوی فرزند، هميشه غصه مي‌خورد و اندوهگين بود. تا اينکه روزی از روزها، کوزه ای را از گنجه در مياورد و کوزه را نقاشی ميکند و به شکل دختری زيبا در مياورد و پشت پنجره ميگذارد.

از قضای روزگار، پسر پادشاه از آن حوالی مي‌گذرد که چشمش به چشم کوزه مي افتد و يک دل نه، صد دل عاشق کوزه مي‌شود، ....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/04.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_15.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_15.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 10 Jan 2007 07:36:09 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آنکه بد کند، به خود کند</title>
         <description><![CDATA[خواهر و برادری بودند که نامادری سنگ دلی داشتند. روزی از روزها از خانه فرار مي‌کنند و به جنگلی مي‌روند. برادر تشنه‌اش مي‌شود و مي‌خواهد از چشمهای آب بخورد. خواهرش به او مي‌گويد که از اين چشمه آب نخورد، چون اگر آب بخورد تبديل به گوسفند  مي‌شود. برادر که طاقتش طاق شده بود، آب مي‌خورد و نآگهان تبديل ميشود به  گوسفندی سپيد و توپول، تا اينکه، ....


ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/03.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_14.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_14.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 09 Jan 2007 08:26:55 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سنگ صبور</title>
         <description><![CDATA[روزی از روزها، پدری به دخترش اناری برای بازی ميدهد. انار از دست دختر مي افتد. دختر به دنبال انار ميرود تا ميرسد به قصری که در آن مرد مرده ای افتاده و تنش پر از تير است. بالای سر مرد ،تابلويی است که نوشته شده: هر کس اين تيرها را از تن مرد بيرون آورد و چهل شبانه روز برايش دعا بخواند ،اين مرد زنده ميشود.... دختر؛ تیر ها را از تن مرد در می آورد. ميگذرد و ميگذرد؛ تا اينکه،....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/02.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_13.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_13.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Jan 2007 07:18:34 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دروغ شاخدار</title>
         <description><![CDATA[شاهزاده خانومی بود که خواستگاران زيادی داشت و پدرش از او ميخواست که هر چه زودتر ازدواج کند. اما شاهزاده خانوم شرطی داشت. و شرطش اين بود: که هر خواستگاری که دروغ غير قابل باورتری بگويد با او ازدواج خواهد کرد. تا اينکه روزی از روزها؛ مردی با لباسهای پاره به کاخ می آید.....

ادامه قصه را «<a href="http://www.radiozamaneh.com/podcast/maria/01.mp3">اینجا</a>» بشنوید.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_12.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_12.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">داستانهای اقوام ايرانی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 07 Jan 2007 07:06:14 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مزرعه سبز، برنامه دوازدهم</title>
         <description><![CDATA[<a href="http://radiozamaneh.com/podcast/kids/MS20070101.mp3">شنیدن فایل صوتی </a>

<strong>نوشته و کارگردانی: محمدعلی نامدار</strong>

به پیشنهاد اردی برای استخدام کسی که بتواند سر پناهی برای بچه های مزرعه سبز بسازد از طریق پخش آگهی اقدام می کنند و دراین راه غوکی وخیسی مسئول پخش این آگهی ها می شوند.


*برای دريافت سی دی رايگان مجموعه اين برنامه کافی است ايميلی به همراه <strong>نشانی پستی</strong> خود برای زمانه بفرستيد و در موضوع ايميل بنويسيد: مزرعه سبز
contact@radiozamaneh.com

ارسال سی دی پس از پايان سری اول برنامه انجام می شود و بر اساس نوبت دريافت ايميل خواهد بود. برای دريافت سی دی تا ماه بهمن / فوريه منتظر بمانيد. به تمام ايميل های دارای نشانی سی دی فرستاده خواهد شد]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_11.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_11.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مزرعه سبز</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 02 Jan 2007 23:59:00 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مزرعه سبز، برنامه یازدهم</title>
         <description><![CDATA[<a href="http://radiozamaneh.com/podcast/kids/MS20061231.mp3">شنیدن فایل صوتی </a>

نوشته و کارگردانی: محمدعلی نامدار

با اضافه شدن اردی به جمع بچه های مزرعه سبز، بوبی به فکر ساختن محلی برای دور هم جمع 
شدنهایشان افتاده و در این راه اردی نیز با او همفکر است. آنها تصمیم می گیرند از یک نقشه کش 
برای این کار استفاده کنند.


*برای دريافت سی دی رايگان مجموعه اين برنامه کافی است ايميلی به همراه <strong>نشانی پستی</strong> خود برای زمانه بفرستيد و در موضوع ايميل بنويسيد: مزرعه سبز
contact@radiozamaneh.com

ارسال سی دی پس از پايان سری اول برنامه انجام می شود و بر اساس نوبت دريافت ايميل خواهد بود. برای دريافت سی دی تا ماه بهمن / فوريه منتظر بمانيد. به تمام ايميل های دارای نشانی سی دی فرستاده خواهد شد]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_10.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2007/01/post_10.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مزرعه سبز</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 01 Jan 2007 23:59:00 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مزرعه سبز، برنامه دهم</title>
         <description><![CDATA[<a href="http://radiozamaneh.com/podcast/kids/MS20061230.mp3">شنیدن فایل صوتی </a>

<strong>نوشته و کارگردانی: محمدعلی نامدار</strong>

خیسی که بدون اجازه، رادیوئی که اردی به عنوان سوغات برای غوکی آورده را برداشته است به شدت مورد شماتت سایرین قرار می گیرد و غوکی که ازاین عمل خیسی به شدت رنجیده شده با او قهر می کند، ولی سرانجام با وساطت بوبی و اردی بین این دو  دوباره آ شتی برقرار می شود.


*برای دريافت سی دی رايگان مجموعه اين برنامه کافی است ايميلی به همراه <strong>نشانی پستی</strong> خود برای زمانه بفرستيد و در موضوع ايميل بنويسيد: مزرعه سبز
contact@radiozamaneh.com

ارسال سی دی پس از پايان سری اول برنامه انجام می شود و بر اساس نوبت دريافت ايميل خواهد بود. برای دريافت سی دی تا ماه بهمن / فوريه منتظر بمانيد. به تمام ايميل های دارای نشانی سی دی فرستاده خواهد شد]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/kids/2006/12/post_9.php</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/kids/2006/12/post_9.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مزرعه سبز</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 31 Dec 2006 23:59:00 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
