عمو نوروزماریا تبریزپورپيرزنی بود که تنها زندگی ميکرد. تنها دل خوشی اش اين بود که دوست قديمی اش را سالی يک بار ببيند. خانه را آب و جارو ميکرد، خودش را بزک ميکرد، و به انتظار عمو نوروز مي نشست، تا اينکه، .... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. |
||
عمو نوروزماریا تبریزپورپيرزنی بود که تنها زندگی ميکرد. تنها دل خوشی اش اين بود که دوست قديمی اش را سالی يک بار ببيند. خانه را آب و جارو ميکرد، خودش را بزک ميکرد، و به انتظار عمو نوروز مي نشست، تا اينکه، .... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. |
||