عمو نوروزماریا تبریزپورپيرزنی بود که تنها زندگی ميکرد. تنها دل خوشی اش اين بود که دوست قديمی اش را سالی يک بار ببيند. خانه را آب و جارو ميکرد، خودش را بزک ميکرد، و به انتظار عمو نوروز مي نشست، تا اينکه، .... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. ', $afterCounter=''); ?> |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |
![]() |
از دست ندهید | ||||
انقلاب پيش از ترور |
تحریم اشخاص حقیقی |
پسا اسلامگرایی، ایرانی است؟ |
تجربههای آوانگارد کلارک |
سلاحهای نوامبر |
![]() |








