| خانه > یکی بود ... > داستانهای اقوام ايرانی > سنگ صبور | |||
سنگ صبورماریا تبریزپورروزی از روزها، پدری به دخترش اناری برای بازی ميدهد. انار از دست دختر مي افتد. دختر به دنبال انار ميرود تا ميرسد به قصری که در آن مرد مرده ای افتاده و تنش پر از تير است. بالای سر مرد ،تابلويی است که نوشته شده: هر کس اين تيرها را از تن مرد بيرون آورد و چهل شبانه روز برايش دعا بخواند ،اين مرد زنده ميشود.... دختر؛ تیر ها را از تن مرد در می آورد. ميگذرد و ميگذرد؛ تا اينکه،.... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. ', $afterCounter=''); ?> |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |
![]() |
از دست ندهید | ||||
انقلاب پيش از ترور |
تحریم اشخاص حقیقی |
پسا اسلامگرایی، ایرانی است؟ |
تجربههای آوانگارد کلارک |
سلاحهای نوامبر |
![]() |








