| خانه > یکی بود ... > داستانهای اقوام ايرانی > دروغ شاخدار | |||
دروغ شاخدارماریا تبریزپورشاهزاده خانومی بود که خواستگاران زيادی داشت و پدرش از او ميخواست که هر چه زودتر ازدواج کند. اما شاهزاده خانوم شرطی داشت. و شرطش اين بود: که هر خواستگاری که دروغ غير قابل باورتری بگويد با او ازدواج خواهد کرد. تا اينکه روزی از روزها؛ مردی با لباسهای پاره به کاخ می آید..... ادامه قصه را «اینجا» بشنوید. ارسال به:
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |






