رادیو زمانه | یکی بود ... | داستانهای اقوام ايرانی | دروغ شاخدار

تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۵ • چاپ کنید    
قصه های چله زمستان؛ داستان اول

دروغ شاخدار

ماریا تبریزپور

شاهزاده خانومی بود که خواستگاران زيادی داشت و پدرش از او ميخواست که هر چه زودتر ازدواج کند. اما شاهزاده خانوم شرطی داشت. و شرطش اين بود: که هر خواستگاری که دروغ غير قابل باورتری بگويد با او ازدواج خواهد کرد. تا اينکه روزی از روزها؛ مردی با لباسهای پاره به کاخ می آید.....

ادامه قصه را «اینجا» بشنوید.

ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Share

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات
آرشیو ماهانه