تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۵ • چاپ کنید    
قصه های چله زمستان؛ داستان اول

دروغ شاخدار

ماریا تبریزپور

شاهزاده خانومی بود که خواستگاران زيادی داشت و پدرش از او ميخواست که هر چه زودتر ازدواج کند. اما شاهزاده خانوم شرطی داشت. و شرطش اين بود: که هر خواستگاری که دروغ غير قابل باورتری بگويد با او ازدواج خواهد کرد. تا اينکه روزی از روزها؛ مردی با لباسهای پاره به کاخ می آید.....

ادامه قصه را «اینجا» بشنوید.

', $afterCounter=''); ?>

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات
آرشیو ماهانه


از دست ندهید


انقلاب پيش از ترور

تحریم اشخاص حقیقی

پسا اسلام‌گرایی، ایرانی است؟

تجربه‌های آوانگارد کلارک

سلاح‌های نوامبر