| خانه > انديشه زمانه > خطاهای روزمره | |
خطاهای روزمرهخطاهای روزمره - ۳۴ تلهگذاریمریم اقدمی: یکی از روشهایی که معمولاً برای قانع کردن طرف مقابل استفاده میشود، تعریف و تمجید از رفتار یا خصوصیات اوست. درواقع این کار به نوعی رفتار اجتماعی تبدیل شده است و گاهی حتی بدون آگاهی و از روی عمد، تنها برای خوشایند طرف، بحث تعریف و تمجیدهایی شبیه این نظر در لابهلای بحثهای روزمره دیده میشود. اسم این اشتباه استدلالی را مغالطه «تلهگذاری» گذاشتهاند. خطاهای روزمره - ۳۳ آمار گمراه کنندهمریم اقدمی: این اعداد و ارقام چه معنایی دارند؟ یعنی چه که دانشمندان تنها به ۱۰ درصد از خواص زیتون پی بردهاند؟ مگر آنها میدانند که کل خواص زیتون چه قدر است؟ معنای اینکه من سه برابر به کسی اعتماد دارم چیست؟ مگر میشود مفهومی مثل اعتماد را در قالبی کمی گنجاند؟ اینگونه خطاها را «مغالطات آماری» و «کمیتگرایی» مینامند. نوع دیگر این نوع اشتباهها مغالطه «دقت تقلبی» است. مغالطههای آماری و کمیتگرایی به دلیل اعتبار دادن بیش از حد مردم به اعداد، دامنه اثر زیادی دارند. خطاهای روزمره - ۳۲ ادعای دوستداشتنیمریم اقدمی: ممکن است استدلالهای ساده روزمره و حتی پیچیده و تخصصی ظاهری منطقی و ساختاری قابل قبول از نظر قواعد منطقی داشته باشند، اما همچنان استدلالهایی قانعکننده نباشند. شکل بسیار رایج این نوع استدلال وقتی دیده میشود که استدلالکننده سعی دارد ادعایی را که دوست دارد به هر نحوی ثابت کند. این اشتباه استدلالی «مصادره به مطلوب» نام دارد. خطاهای روزمره - ۳۱ تشبیه نادرستمریم اقدمی: یکی از روشهای استدلال و توجیه ادعاهای روزمره تشبیه است. معمولاً هدف از تشبیه این است که موضوعی را به صورت بهتر و قابل فهمتر بیان کنیم تا مخاطب قانع شود. اما گاهی همین روش به جای اینکه فهم موضوع را راحتتر کند، باعث پیچیدگی یا حتی اشتباه میشود. در یک تشبیه ادعا میشود دو مفهوم، شی یا دو رویداد الف و ب که ماهیت مشابهی دارند، ویژگیهایی مشترک با یکدیگر دارند. چنین اشتباهی به نام مغالطه «تشبیه نادرست» شناخته میشود. خطاهای روزمره - ۳۰ «کاملاً طبیعی؛ کاملاً خوب»مریم اقدمی: یکی از روشهای رایج استدلال برای ارزیابی و نقد مسائل، استدلال بر اساس طبیعی یا غیرطبیعی بودن موضوع مورد نظر است. اما نکته این است که استدلال بر اساس طبیعی بودن چیزی در تایید یا عدم تایید آن، در واقع نوعی دور شدن از موضوع و خطای استدلالی است. این اشتباه استدلالی «توسل به طبیعت»، یا «مغالطه طبیعتگرایی» نام دارد و ساختار آن به این شکل است: «هر چیزی که طبیعی باشد درست و خوب است» و «هر چیز غیر طبیعی، نادرست و بد است.» خطاهای روزمره - ۲۹ نقل قول ناقصمریم اقدمی: گاهی در گزارش و نقل حرفهای کسی قسمتی از آن گفته حذف میشود و همین کار باعث عوض شدن معنای آن گفته میشود. فرض کنید یکی از مسئولان در مصاحبهای بگوید: «اگر فلان طرح اجرا شود و اگر فلان قانون تصویب شود، در کشور مشکلی نداریم و همه چیز بر طبق برنامههای ما پیش میرود.» بعد از قول او در روزنامهها بنویسند: «آقای الف گفتند که در کشور مشکلی نداریم و همه چیز بر طبق برنامههای ما پیش میرود.» در این مثال، اشتباهی استدلالی رخ داده است که مغالطه «نقل قول ناقص» نام دارد. خطاهای روزمره - ۲۸ مناقشه در مثلمریم اقدمی: درست است که با یک «مثال نقض» میتوان یک حکم کلی را نقض کرد، اما با نقض یا رد یکی از مثالهای آن حکم نمیتوان این کار را انجام داد. فرض کنید شخصی در یک مقاله یا سخنرانی یا یک بحث فلسفی، ادعا کند فلاسفهای مثل ژان پل سارتر که نظریه الف را قبول دارند، به دلایلی اشتباه میکنند و نظریه الف درست نیست. خطاهای روزمره - ۲۷ بار ارزشی کلماتمریم اقدمی: «بار ارزشی کلمات» اشتباهی است که به سختی میتوان از آن اجتناب کرد. هم واژههای تکنیکی و تخصصی و هم واژههای روزمره به مرور زمان و در بین عدهای بار ارزشی منفی یا مثبت پیدا میکنند. نکته مهم تشخیص این اشتباهها موقع ارائه استدلالها و ادعاها است. باید توجه کنیم آیا منظورمان از به کار بردن یک واژه خاص بار ارزشی آن بوده است یا اینکه آن را بیطرفانه استفاده کردهایم. خطاهای روزمره - ۲۶ فضلفروشیمریم اقدامی: گاهی افراد برای ادعایشان استدلالی ندارند و برای مستدل جلوه دادن آن اینطور حرف میزنند که مخاطب گمان کند او ادعایی مستدل و درست ارائه داده است. خیلی از اوقات ضعف در استدلال و یا نبودن استدلال با استفاده از کلمات و اصطلاحات سخت و پیچیده پوشانده میشود. این عمل برای مرعوب کردن مخاطب و با استفاده از ناآگاهی یا کم اطلاعی او از اصطلاحات تکنیکی انجام میشود. اشتباه استدلالی در این موارد مغالطه «فضلفروشی» نام دارد. خطاهای روزمره - ۲۵ فرار از انتقاد با ابهاممریم اقدمی: حتما مثال معروف اعدام را همه شنیدهاند که: «عفو لازم نیست اعدامش کنید.» در این جمله جای مکث معین میکند که چه معنایی از آن برداشت شود، یعنی اگر به این صورت خوانده شود: «عفو، لازم نیست اعدامش کنید.» معنایش با وقتی که به این شکل خوانده شود فرق دارد: «عفو لازم نیست، اعدامش کنید.» همین مشکل در مورد واژهها هم ممکن است رخ دهد که واژهای با یک شکل و یک املا چندین معنی داشته باشد. خطاهای روزمره - ۲۴ کدام علت است؛ کدام معلول؟مریم اقدمی: ممکن است ببینیم در یک کلاس همهی دانشآموزانی که دستخط خوبی دارند، شماره کفششان هم زیاد است. اگر از این مشاهده نتیجه بگیریم شماره کفش بالا، علت خوشخطی است، مرتکب مغالطه شدهایم. این خطای استدلالی، مغالطه «همبستگی» نام دارد و معمولاً به خاطر همزمان بودن دو پدیده رخ میدهد. به یاد داشته باشیم همزمان بودن دو رویداد به خودی خود هیچ چیزی دربارهی عامل و علت اصلی رویدادها به ما نشان نمیدهد. خطاهای روزمره - ۲۳ علت تقلبیمریم اقدمی: یافتن علت و عامل اصلی اتفاقات و رویدادهایی که پیش میآیند همواره موضوع حرفهای روزمره مردم و همینطور افراد متخصص است. اینکه چه چیزی باعث کم شدن نمرههای یک دانشآموز شده است، یا چه انگیزهای باعث جنایت میشود، عامل طلاق چیست، علت فلان بیماری که جدیداً شیوع پیدا کرده چه عاملی است، همیشه برای مردم و حکومتها مهم است. اما در این موضوع نکتهای وجود دارد که به راحتی باعث اشتباه میشود و آن پیچیدگی پدیدههای انسانی و اجتماعی است. خطاهای روزمره - ۲۲ حق با ستاره نیستمریم اقدمی: حضور چهرهها و ستارهها در تبلیغات موضوع جالبی برای بررسی اشتباههای استدلالی روزمره است. ساختار کلی این اشتباه استدلالی به این شکل است: الف، ستارهی مشهوری است که کالای ج را تایید میکند. پس ج یک کالای باکیفیت است. این مغالطه «توسل به مشاهیر» نام دارد. یکی از رایجترین انواع مغالطه توسل به مرجع کاذب است. ما به ندرت متوجه میشویم که چرا مایکل جردن تلاش میکند لباس زیر به ما بفروشد. خطاهای روزمره - ۲۱ آقای دکتر گفتمریم اقدمی: یکی از روشهای استدلال و ارایه شواهد و دلایل معتبر برای یک ادعا، استفاده از آرا و عقاید افراد متخصص در آن حوزه است. این افراد در آن زمینه خاص مرجع هستند و میتوان به گفتههایشان ارجاع داد و در حقیقت چنین روشی است که از استدلالهای روزمره تا پژوهشهای تخصصی بسیار رایج است. اما همین ارجاع به نظر افراد متخصص میتواند منجر به اشتباههای استدلالی شود. خطاهای روزمره - ۲۰ خودت هم همین طورمریم اقدمی: یکی از اشتباههای استدلالی بسیار رایج که در بحثهای روزمره زیاد به کار میرود، برگرداندن استدلال طرف مقابل به خودش است. در این نوع اظهار نظرها با اشاره به سخنان، اعتقادات یا ادعاهای گذشته و حال طرف مقابل، ادعای فعلی او نیز زیر سوال میرود. در واقع تاکید اصلی بر روی این نکته است که طرف مقابل حق ندارد بعضی ادعاها و اعمال را انجام دهد یا مثلاً از کسی انتقاد کند، برای اینکه خودش همان ایراد را در رفتارش دارد. خطاهای روزمره - ۱۹ مسموم کردن سرچشمهمریم اقدمی: مشابه چنین نقدی را احتمالاً زیاد دیدهاید که «هر کس از رمان جدید خانم الف خوشش بیاید و آن را یک اثر قابل توجه ادبی بداند، چیزی از ادبیات نمیفهمد.» چنین اظهار نظری به مخاطب نشان میدهد که اگر از آن رمان حمایت کند، عواقب بدی در انتظار اوست. چنین مغالطهای بستن راه گفتگو و استدلال است و «مسموم کردن چاه» یا سرچشمه نام دارد. خطاهای روزمره - ۱۸ استدلال شخصیمریم اقدمی: در خیلی از موارد هنگام بحثها و نقدها به جای نقد ادعا و استدلال یک شخص، خود آن شخص و خصوصیات و رفتارش نقد میشوند. به نظر میرسد در یک چنین اظهار نظری تنها گوینده و احتمالاً گذشته و خصوصیاتش زیر سؤال رفته؛ نه ادعایی که مطرح کرده است. در این نوع استدلالها مغالطه رایجی به نام «شخصستیزی» یا «استدلال شخصی» وجود دارد. خطاهای روزمره - ۱۷ سوء سابقهمریم اقدمی: مغالطه ژنتیکی یکی از عامترین اشتباههای استدلالی از نوع ادعاهای نامربوط است که بر اساس منشا و تاریخ یک عقیده استدلال میکند. این استدلال به این دلیل مغلطهآمیز است که عقیدهای را به جای در نظر گرفتن وضعیت فعلیاش، بر اساس گذشته و سوابق آن قضاوت و تایید یا رد میکند. خطاهای روزمره - ۱۶ شریک جرم هیتلرمریم اقدمی: در مغالطه مغالطه «شریک جرم» یا «همدستی» ویژگیهای یک فرد یا عقیده به دیگر افراد یا عقاید مرتبط با آن هم سرایت میکند، اما این ارتباط کاملاً نامربوط است. معروفترین مثال مغالطه همدستی، مربوط به هیتلر است و برای همین گاهی آن را مغالطه «همدست هیتلر» یا «استدلال بر اساس نازیسم» هم مینامند. مثال مورد نظر به این صورت است: «هیتلر گیاهخوار بود. هیتلر شر مطلق بود. بنابراین همه گیاهخوارها عقاید شرارت باری دارند.» خطاهای روزمره - ۱۵ ادعای پوشالیمریم اقدمی: خیلی از اشتباههای استدلالی موقع نقد حرفها و اظهار نظرهای دیگران به وجود میآیند. در این موارد، منتقد با تفسیر حرف طرف مقابل به شکلی که خودش میپسندد، در واقع تفسیر خود را از آن سخنان نقد کرده است. معمولاً هم منتقد تصور میکند در بحث برنده شده است. اما این طور نیست و او فقط مخاطب و طرف بحثش را فریب داده است. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






