| خانه > انديشه زمانه > عقايد دينی | |
عقايد دينیقرآن محمدی - ۳ بیدلیلی ختم نبوتاکبر گنجی: فیلسوفان، متکلمان و مفسران مسلمان، زبان دین را زبان واقعگرایانه تعبیر میکنند. به باور آنها، اعتباریات (اخلاق و فقه) مشمول صدق و کذب نمیشوند. اما آنچه دین، درخصوص جهان هستی (مبدأ و معاد)، تاریخ و اجتماع گفته است، گزارههایی صادق هستند. ما هم بنا را بر این میگذاریم که تفسیر واقعگرا از زبان دین، تفسیری وفادار به متن و مدلل است. واقعگرایان دینی باید نشان دهند که به چه دلیل یا دلایلی باورهای دینی صادق هستند؟ مسألهی نوشتار حاضر، ادلهی صدق آموزههای دینی است. نوشتار حاضر، همچنین «بیدلیلی» یا «سست دلیلی» این آموزهها را نشان میدهد. بسیاری از این آموزههای بیدلیل، با علم و فلسفه تعارض دارند. قرآن محمدی - ۲ برساختههای تاریخیاکبر گنجی: مفسران، متکلمان، فیلسوفان و فقیهان مسلمان به گونهای سخن میگویند که گویی اسلام مولف از حقایق مدلل ازلی و ابدی است و مسلمین هم با ادلهی خدشهناپذیر، باورها و مدعیات خود را اثبات کردهاند. در حالی که، پذیرش جمعی – تاریخی این مدعیات، و مسلمان شدن مسلمین، معلل بوده است، نه مدلل. تفکیک و تمایز «دینداری معلل» از «دینداری مدلل» بسیار مهم است؛ برای اینکه، اگر دلیل و استدلال در کار نباشد، مسلمانی با غیرمسلمانی (مسیحی، یهودی، بودایی، هندویی و...) چه تفاوتی خواهد داشت؟ قرآن محمدی - ۱ عقلگرایی و ایمانگراییاکبر گنجی: هر دینی دارای گزارههای صدق و کذب بردار است. اما آیا این گزارهها اثبات پذیرند؟ بسیاری از فیلسوفان گزارههای دینی را اثبات ناپذیر- خردگریز- تلقی میکنند. به عنوان نمونه، ابوعلی سینا می گفت معاد را نمی توان با دلایل عقلی اثبات کرد. به گمان بسیاری از فیلسوفان، وجود خدا را نمی توان با دلایل عقلی اثبات کرد. وقتی مبدأ و معاد با چنین معضلی روبرو است، تکلیف نبوت روشن است که کمترین ادعا در خصوص اثبات عقلی آن وجود دارد. این معضل، کسانی را واداشته است تا پروژه عقلانیت در قبول دین و التزام به آن را کنار بگذارند. سرزمین ناشاد دروغآنچه در جریان تعیین علی کردان به وزارت در دولت اسلامی اتفاق افتاده است می تواند برای بازشناسی آنچه به نام دین و اسلام در ایران جریان دارد به کار آید. علی کردان نشانه های همه چیزهایی را دارد که به شناخت وضع کنونی ما در ایران ختم می شود. میزان دینداری و امانتداری و انقلابیگری مقامات را از آن می توان شناخت. میزان قانون مداری و حق مداری را می توان شناخت. میزان آزمندی و اندازه تطبیق ادعا و واقعیت را می توان سنجید. میل رسیدن به مقامات عالی علمی بدون زحمت بسیار را می توان دید. و البته می توان میزان حاکمیت دروغ را دید و قباحت زدایی از دروغ را. اسلام و دموکراسی، بخش دوم آیا پسا اسلامگرایی ایرانی استپروفسور آصف بیات، ترجمهی هادی نیلی: پسا اسلامگرایی هم به یک وضعیت اشاره میکند و هم به یک پروژه که ممکن است جزئی از یک جنبش عمده (یا چند بُعدی) باشند. در وهله نخست، پسا اسلامگرایی به یک وضعیت سیاسی و اجتماعی اشاره میکند که در آن پس از یک مرحله عمل کردن، جذبه و توان و منابع مشروعیت اسلامگرایی از پا میافتد؛ حتا نزد حامیان سابقاً دو آتشهاش. اسلامگرایان هنگامی که تلاش میکنند حاکمیت خود را قاعدهمند و نهادینه کنند، ملتفت تناقضها و نارساییهای نظام خود میشوند. پسا اسلامگرایی قصد دارد اسلام را به عقد انتخاب فردی، آزادی، دموکراسی و مدرنیته در آورد. اسلام و دموکراسی، بخش نخست آیا اسلام با دموکراسی سازگار است؟پروفسور آصف بیات، ترجمهی هادی نیلی: این ما کنشگران اجتماعی هستیم که دین را منعطف و دربرگیرنده یا پسزننده و انحصاری، تکصدایی یا چندصدایی، دموکراتیک یا اقتدارگرا تعبیر میکنیم. چون از دیدگاه جامعهشناختی، دین چیزی نیست جز پیکرهای از باورها و معانی که همواره دعوی ارجاع به مفاهیمی معتبر و به حقیقتی والاتر دارد؛ فارغ از اینکه آیا باورها و تجربههای دینی ربطی به واقعیتی ماوراءطبیعی دارد یا نه. پس همانطور که جیمز بکفورد در کتابش «نظریه اجتماعی و دین» گفته است، «دین با معانی، نمادها، احساسات، شعائر و سازمانهای بشری ارائه میشود». به یک معنا، احکام دینی چیزی نیستند جز درک ما از آنها. آنها، چیزهایی هستند که ما خواستهایم آنطور باشند. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش چهارم و پایانی اجازه و تأیید همجنسگراییاکبر گنجی:دفاع از حقوق شهروندان برای تعقیب راههایی که میپسندند و سبکهای زندگیای که خوب میدانند، به معنای تأیید آن راه یا آن سبک زندگی نیست. ممکن است باوری را ناحق بدانیم و در عین حال از حق ناحق بودن دفاع کنیم. دفاع لیبرالی از پورنوگرافی، همجنسگرایی، یهودیت، تسنن، بهاییت، تشیع، تسنن، مارکسیسم، فمینیسم و غیره، به معنای تأیید این نحلهها و سبکهای زندگی نیست. لیبرالها بر مبنای یک تمایز مهم از چیزی که اخلاقاً نمیپسندند، دفاع میکنند. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش سوم حیوانات وحشی واجبالقتلاکبر گنجی: مدعیات غیرمدلل دینداران فقط ناظر به همجنسگرایان نیست، دینداران باورهای غیر مدلل بسیاری دارند. به عنوان نمونه باورهای مسیحیان را بنگرید: آیا زاده شدن عیسی بدون پدر زمینی، معقول است؟ آیا خدای متجسد زمینی (عیسی)، قابل قبول و مدلل است؟ آیا زنده شدن عیسی پس از به صلیب کشیدن و دیده شدن او، قابل اثبات و عقلانی است؟ دینداران گمان میکنند چون مدعیات بلا دلیل بسیاری را پذیرفتهاند، میتوانند(مجازند) هر سخن بلادلیل دیگری را هم بیان کرده و برمبنای آن اقلیتی را طرد کنند. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش دوم روشنفکری دینی و مسأله همجنسگراییاکبر گنجی: اگر روایت ادیان ابراهیمی از آدم و حوا، داستانی حقیقی باشد، تمام انسانها زنازاده خواهند بود. علامه طباطبایی داستان آدم و حوای قرآن را واقعگرایانه تفسیر میکرد، نه ناواقعگرایانه (نمادین و اسطورهای.) این نوع تفسیر او را مجبور میکرد به این پرسش پاسخ گوید: آیا ازدواج فرزندان یک پدر و مادر، یعنی خواهران و برادران، خلاف طبیعت و فطرت و اخلاق نیست؟ طباطبایی این امر را غیرطبیعی، بر خلاف فطرت و غیراخلاقی نمییابد همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش نخست اقلیتها، سبکها و جماعات پرمسألهاکبر گنجی: پدیده همجنسگرایی، ظاهراً غیر قابل فهم، استثنایی، متفاوت، غریب، بیماری و ... است. حال این پدیدهی خاص را با چند پدیدهی دیگر مقایسه نمایید: تشیع، تسنن، بهاییت، یهودیت، انواع نحلههای صوفیه و غیره. این پدیدهها تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. به عنوان مثال، تشیع و تسنن و یهودیت و بهاییت خود را دین میخوانند، در حالی که همجنسگرایان و ناهمجنسگرایان، همجنسگرایی را دین نمیخوانند. گفت و گو با آیتالله مصطفی محقق داماد ـ بخش دوم و پایانی «در تشخیص عدالت، باید عقل را قاضی قرار بدهیم»سید سراجالدین میردامادی: در دومین بخش از گفت و گو با آیتالله مصطفی محقق داماد، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی تهران، به بررسی نسبت فقه اسلامی با اصل برابری حقوق زن و مرد، به ویژه در احکام حقوق خانواده پرداختیم. او معتقد است: «در آیات قرآن به بشر توصیه شده است که به عدل رفتار کند. ولی به ما نمیگوید که عدالت چیست. بنابراین ما در تشخیص عدالت باید عقل خودمان را قاضی قرار بدهیم.» نکاتی پیرامون فتوای اخیر آیتالله منتظری - بخش دوم و پایانی حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن - ۲اکبر گنجی: مسلمانها، متون مقدس یهودیان و مسیحیان را تحریف شده معرفی میکنند. ادیان شرقی را بهطور کلی، دین به شمار نمیآورند. شیعیان نکاتی علیه سنیها میگویند که قطعاً چیزی جز اهانت نیست. سنیها هم همین عمل را تکرار میکنند. بهائیان همیشه به شدت سرکوب شدهاند. اما نگاه و گفتاری بدتر از سرکوب هم وجود دارد. گفته میشود که «بهائیت، فرقه ضالهی دست پرورده ی صهیونیسم است». نکاتی پیرامون فتوای اخیر آیتالله منتظری - بخش نخست از حق بهایی بودن تا بهایی صاحب حق بودناکبر گنجی: فقط انسان انحصارگراست که دین خود را برحق و دین دیگران را ناحق بهشمار میآورد. اما انسان کثرتگرا، با فهم این واقعیت که بحث های کلامی برای غلبهی یک دین بر ادیان دیگر به نتیجه نرسیده و پیروان ادیان مختلف هر چه دلیل و استدلال داشتهاند علیه یکدیگر بهکار بردهاند و نتیجهای حاصل نگردیده (تکافوی ادله)؛ برای هر دینی حظی از حقیقت قائل است و تمام ادیان و مذاهب و فرق را راههای متفاوت به سوی خدا و سعادت بهشمار میآورد. از منظر کثرتگرایی دینی، مدعیات ادیان، توصیف کمابیش دقیق یک حقیقت واحدند. گفتوگو با آیتالله مصطفی محقق داماد ـ بخش نخست اجتهاد عدالتمحور، و رعایت حقوق بشرسید سراجالدین میردامادی: در بخش نخست گفتوگو با آیتالله مصطفی محقق داماد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، وی به سؤالاتم در خصوص مجازاتهای خشن در فقه اسلامی که با نام «حدود» از آن یاد میشود، پاسخ گفت. محقق داماد، مجتهد و در عین حال دارای دکترای حقوق بینالملل از بلژیک است و نزدیک ۱۵ سال رییس سازمان بازرسی کل کشور بوده است. بازنشر دومین نامهی دکتر سروش به آیتالله سبحانی سروش: گفتوگو، تحمل میطلبدآنچه در ادامه میآید، متن کامل دومین نامه سرگشاده دکتر عبدالکریم سروش خطاب به آیتالله جعفر سبحانی است. او در بخشی از این نامه مینویسد: «اسلام را در همین رنگارنگیاش باید دید. اسلام فقط آن نیست که امروز حوزههای شیعی ایران یا حوزههای وهابی عربستان میآموزند. اسلام مجموعه درکها و تفسیرهایی است که تا کنون از اسلام شده است. تنها راه بقا و دوام دیانت، گشودن ریهها و پنجرهها برای تنفس از هواهای تازه است. به گذشته پر تنوع فرهنگ اسلامی بنگرند و به چالاکی مسلمانان و بیباکیشان در درک و اخذ حکمت از چین و هند و ایران و یونان.» کامنتی بلند از مخاطبان زمانه در پاسخ به دکتر سروش مکانیسم نزول وحیمحمد نیما: به نظر میرسد قبل از پرداختن به «چیستی» بحث باید از «چرایی» آن بپرسیم و این که اساساً چرا چنین مباحثی در ذهن بشر طرح میشود و کدام ضرورت و مشکل باعث طرح این مسائل میشود. این سؤال یک جواب کلی دارد و آن این که پیشینهی سیر فکری بشر نشان میدهد که دغدغه همیشگی و لاینفک و ناگزیر بشر «معقول سازی» و «مفهوم سازی» دنیایی بودهاست که در آن زندگی میکند. پیامبران هم برای پاسخ به این دغدغه آمدهاند. آسیبشناسی انقلاب 57 چرا اخباریگری و ظاهر گروی در شیعه هنوز معنا دارد؟دکتر حسن رضایی: «هر چند شریعت و فقه اسلامی در عصر اولیه خود از ترجمه منطق صوری یونانی فوائد زیادی برد، اما آسیبها و ضررهای آن بسی بیشتر و وخیمتر بوده است، زیرا فقه و فقها را به جای اصرار بر براهین قرآنی و توحیدگرایانه، منطق تجربی و فهم اجتماعی شریعت به سمت شکلگرایی و جمود بر معانی لفظی و بر اشکال خاص تاریخی سوق داد. پدیدهای که به عقیده بسیاری کماکان مانع فقه و فقها در درک و هضم درست واقعیات جامعه مدرن است.» بار دیگر مجتهد شبستری و «ماهیت کلام وحیانی»آرش نراقی: نظریه آقای مجتهد شبستری در خصوص ماهیت کلام وحیانی، هم از حیث مدلول و هم از حیث بنیان استدلالی آن ابهامات دشواری آفرینی دارد. البته خواننده منصف لاجرم تصدیق میکند که بحث درباره انحای ارتباط خداوند با انسان و خصوصاً ماهیت آنچه «کلام وحیانی» خوانده میشود، از جمله دشوارترین موضوعات در قلمرو الهیات است، و بنابراین، نظرورزی در این خصوص گام نهادن در راهی تیره و درشتناک است. اما بدون شک تشریک مساعی در تحلیل و نقد این مباحث میتواند تا حدّی از ابهامات و تیرگیهای اینگونه نظرورزیها بکاهد. کلام خدا و کلام انسان - بخش دوم آیا کلام خدا به زبان انسان است؟آن چه در ادامه میآید، بخش دوم از قسمت دوم مقاله «قرائت نبوی از جهان» نوشته محمد مجتهد شبستری است که چاپ آن در شماره ۶ فصلنامه «مدرسه» توقیف این نشریه را در پی داشت. وی در بخشی از این نوشتار مینویسد: «مخاطبان پیامبر نمیتوانند مستقیماً و بلاواسطه از چگونگی و ماهیت سخن گفتن خدا یا پیامبر آگاه شوند ولی آنان میتوانند با گوش کردن به کلام پیامبر و تأمل کافی در آن بفهمند که اثر سخن خدا با پیامبر در وی چه بوده است. تنها تأمل در سنخ و نوع ادبی ـ زبانی کلام پیامبر و آثار اجتماعی ـ تاریخی مترتب بر نبوت میتواند نشان دهد که خدا در روند سخن گفتن پیامبر با او چه کرده است.» کلام خدا و کلام انسان - بخش نخست پیشفهمهای تفسیر آزاد قرآنآن چه در ادامه میآید، بخش نخست از قسمت دوم مقاله «قرائت نبوی از جهان» نوشته محمد مجتهد شبستری است که چاپ آن در شماره ۶ فصلنامه «مدرسه» توقیف این نشریه را در پی داشت شد. وی در بخشی از این نوشتار مینویسد: «این مدعا که این متن مستقیماً و بلاواسطه با همه الفاظ و جملات و معانی آن کلام خداست که به پیامبر داده شده و او مانند یک بلندگو و یا ضبط صوت بدون هیچ دخل و تصرفی آن را عیناً به مخاطبان منتقل کرده، متن را برای غیرمؤمن غیر قابل فهم میسازد. برای غیرمؤمن نه خدا میتواند گوینده فرض شود و نه پیامبر.» |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






