| خانه > انديشه زمانه > عقايد دينی | |
عقايد دينی"قرائت اشعری از نظریه ولایت فقیه"میثم بادامچی: در ادامه مباحث گذشته در تحلیل مبانی نظری جابجائی آرا ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری و گذار نظام سیاسی ایران از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی بر اساس قرائت آیت الله مصباح یزدی، دراین مقاله ابتدا گزارشی از قرائت ایشان از نظریه ولایت فقیه خواهم داد و سپس خواهم کوشید تا نشان دهم که تعریف عدالت ولی فقیه درقرائت ایشان و پاره ای دیگر از فقها از ولایت فقیه به یک قرائت اشعری از این نظریه می انجامد که با اصل عدل خداوند در اصول دین و کلام شیعه در تعارض قراردارد. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۱۳- ۱۰)اکبر گنجی: برابری جنسی و آزادی زنان، نقش کلیدی در گذار ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر ایفا میکند. از این منظر شاید بتوان از نواندیشان دینی انتقاد کرد که کمتر از آنچه نیاز بوده به طور مشخص و موردی دربارهی رفع تبعیض جنسی و آزادی زنان سخن گفتهاند. روشنفکری دینی اگر اصلاح دینی را مقدم بر اصلاح سیاسی میداند، باید به طور خاص به آزادی و برابری زنان بپردازد، تکلیف نگاه مردسالارانه و تبعیض جنسیتی کتاب و سنت معتبر نبوی را روشن سازد و روایتی از دین برسازد که برابری و آزادی زنان از ارکاناش باشد. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۹-۶)اکبر گنجی: اگر بین «حقالله» و «حقالناس» تعارضی واقع شود، چه باید کرد؟ مطابق تلقی بسیاری از فقهای شیعه «باید در چنین شرایطی حقالناس را بر حقالله مقدم بداریم.» بدینترتیب، اگر زنان پوشش و مالکیت بر بدن را حق خود میدانند، که میدانند، و اگر زنان در تمامی حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنسی، خود را با مردها برابر میدانند، که میدانند، در این صورت حتی اگر احکام فقهی قرآن «حکم الله» و «حقالله» باشند، با توجه به اینکه «حقالناس» بر «حقالله» تقدم دارد، زنان میتوانند کلیهی آن احکام را کنار بگذارند و به حقوق خود عمل کنند. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۵-۳)اکبر گنجی: مسلمانهای مدرن، کوشش بسیار کرده و میکنند تا اسلام را با مدرنیته و نظام اجتماعی مدرن سازگار کنند. بر مبنای همین رویکرد، سازگار کردن احکام اسلامی مربوط به زنان با دستاوردهای جنبش برابری خواهانهی زنان، یکی از عمدهترین دغدغههای نوگرایان مسلمان بوده است. به گمان اینان، زندگی در دوران مدرن انتخابی نیست. مسلمانی باید به گونهای متحول شود که دینداری در دوران مدرن امکانپذیر گردد. به تعبیر دیگر، اینها به دنبال اسلامیکردن مدرنیته نیستند، بلکه به دنبال مدرن کردن اسلامند. احکام فقهی در اسلام نوگرا اهمیت چندانی ندارند، اخلاق و معنویت است که مهم به شمار میروند. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۲-۱)اکبر گنجی: برخی از فمینیستها، اعتراض کردهاند که متون مقدس دینی، با اصطلاحات مذکر به خداوند اشاره میکنند. فمینیستهایی چون دافنی همسون و لیوس ایریگارایی؛ بین اعتقاد به «خدای پدر در سنت مسیحی- یهودی» و جامعهی مردسالار، پیوند برقرار کرده و مدعی شدهاند که اعتقاد به خدا، در ستمگری به زنها نقش داشته است. خدای ادیان، برساخته و آینهی مردان است، اما «زن آینهای ندارد که با آن زن شود.» زنان هم باید «خدایی با جنسیت مونث» بسازند. دافنی هم خدای متشخص انسانوار ادیان ابراهیمی را، نه واقعیتی مستقل از آدمیان، بلکه محصول فرافکنی و برساختهی مردها به شمار میآورد که با «جامعهای که فمینیستها در پی ایجاد آن هستند»، سازگار نیست. تقریر محل نزاع در مساله وحیمحمد نیما:به نظر میرسد عنوانی که آقای بهاءالدین خرمشاهی برای نقد دومشان بر دکتر سروش برگزیده بودند، دقیقاً بر محل اصلی نزاع و خاستگاه مساله، انگشت میگذارد. در واقع مساله اصلی و نهایی که همه این مجادلات کلامی بر حول آن میتنند، نحوه و کیفیت رابطه خدا با انسان و طبیعت با ماوراءالطبیعه وتبیین مکانیسم واقعی آن است. در واقع چنان که بخواهیم مساله را از سرچشمه پی گیریم و نخواهیم از نیمه راه بدان بپردازیم، ناچاریم نخست تکلیفمان را با این مساله کلامی روشن کنیم. حاشیهای بر «قرآن محمدی» اکبر گنجی دانستن، همچون گفتوگویی بیپایاناکبر کرمی: به باور من، دین در تلقیای که به زبان، جان و جهان ما سلطه یافته است، نوعی سوء تفاهم زبانی است که میتواند و باید موضوع مناسبی برای کالبد شکافی، آسیب شناسی و البته باستان شناسی باشد. «دین، همچون زبانی» برای نامیدن و گفتوگو از بارش و بالش هستی، پی آمد ناگزیر عبور از تلقی «دین، همچون حقیقت» هستی است. به این ترتیب، آشکارا میتوان گفت: دینی موجه است که نباشد! در این جایگاه به نظر میرسد داوری جانانهی گنجی در مورد موجه بودن دین به گزارهی آخرین مقالهاش احاله میگردد: «اسلام یک، متضمن نوعی اخلاق است.» اخلاق در جهان «پس از اخلاق»اکبر کرمی: گفتمان پس از اخلاق، همچون گفتمان آزادی، به واسطهی هوچیگریهای سرسام آور کودکانی که برای ایستادن بر روی پاهای خود، بیتابی و شوقی و برای پریدن رویایی و ذوقی ندارند، به گفتمانی تیره، تار و مشوش تبدیل شده است؛ از این رو، برای بسیاری که رویای جامعهای انسانیتر و خانهای سبزتر را در سر میپرورانند، رماننده و دلهرهانگیز مینماید. اما این پهنه، به واقع، جولانگاه خدایگانی است که برگزیدهاند طبیعت تصادفی طبیعت را درهم ریزند و «طرحی نو» دراندازند. قرآن محمدی - ۲۱ اخلاق سلوکی دین و دنیای جدید (۱۵-۱۳)اکبر گنجی: پذیرش حجیت عقلانیت پیشینی (عقل فلسفی) و عقلانیت پسینی (علوم تجربی)، کار را بر دینداران جهان مدرن بسیار سخت کرده است. طی چند قرن اخیر، دینداران گام به گام از مدعیات جهان شناسانهی متون مقدس دینی عقب نشینی کردهاند. ادیان که متعلق به جهان گذشتهاند، به طور طبیعی اسطورهای و رازآلود هستند. اسطورهزدایی متون مقدس دینی و تفسیر ناواقع گرایانهی داستانهای تاریخی آن متون، قلمرو دین را بسیار محدود خواهد کرد. اما، آیا دینداران راه و چارهی دیگری برای انتخاب در پیش رو دارند؟ اسطورهی وحدتاکبر کرمی: من بر این باورم که چیزی به نام درخت وجود خارجی ندارد؛ در واقع، آن چه وجود خارجی دارد درختها هستند، یعنی مصادیق درخت. درخت، نامی است مشترک، ذهنی و انتزاعی بر همهی درختها. تصور کنید بخواهیم تعریف جامع و مانعی از درخت پیش بگذاریم، به گونهای که بتواند همهی درختهای موجود، یا درختهایی را که تا کنون بودهاند، یا خواهند بود، یا میتوانند باشند، یا حتی درختهایی را که میتوان تصور کرد را شامل شود؛ روشن است، چنین تعریفی ممکن نیست یا حداقل بسیار دشوار و مبهم مینماید. در واقع، به نظر میرسد تعریف و تحدید مفاهیم کلی و نامهای انتزاعی با مشکلات نظری جدی بسیاری همراه خواهد بود. قرآن محمدی - ۲۱ اخلاق سلوکی دین و دنیای جدید (۱۲ - ۱۱)اکبر گنجی: اگر در جهان کهن، موجود اسطورهای به نام شیطان در ذهن و ضمیر سالکان و مومنان شک و شبهه ایجاد میکرد، دوران مدرن، شیاطینی چون: فوئر باخ، مارکس، فروید، نیچه، هایدگر، سارتر، دورکهایم، فوکو، وبر، و دهها چون اینان آفرید و به آنها امکان داد تا ذهن و نفس و جسم آدمیان را در سیطرهی خود بگیرند. مسائلی که اینها برای خدا و تجربهی دینی در دوران مدرن آفریدهاند، دیندران قائل به وجود خدای متشخص انسانوار را به عقب نشینی بسیار مهمی واداشته است. قرآن محمدی - ۲۱ اخلاق سلوکی دین و دنیای جدید (۱۰- ۶)اکبر گنجی: فرایند بیپایان «تغییر» و «نفی» مدرنیزاسیون، دشمنان خاص خود را آفریده است: رومانتیسم، فاشیسم، توتالیتاریسم، بنیادگرایی، سنتگرایی و غیره، برخی از نهضتهای ضد مدرنیته هستند. اخلاقی که به تغییر و نفی مداوم راه میدهد، اخلاقی که نقد هر چیز را مجاز میشمارد، مطلوب بسیاری از آدمیان نیست. تعارض این اخلاق، با اخلاق سلوکی دین، روشن است. حال چه باید کرد؟ آیا به دنبال آباد کردن دنیا دویدن (فرایند مدرنیزاسیون)، با هدف رسیدن به «تجربهی دینی» سازگار است؟ آیا انتخاب سلوکی که به «تجربهی دینی» منتهی میشود، با آباد کردن دنیا و مشارکت در تغییر دائمی همه چیز سازگار است؟ قرآن محمدی - ۲۱ اخلاق سلوکی دین و دنیای جدید (۵ ـ ۳)اکبر گنجی: دینداری؛ فریاد دفاع از دین، تکفیر و تسفیق کردن، به دنبال دنیا دویدن، بر سر دنیا جنگ به راه انداختن و غیره نیست. هر کس به دفاع از دین برخاست، به شیوهی زندگیاش بنگرید که: نشان مرد خدا عاشقی است. به زمامداران رژیم جمهوری اسلامی بنگرید، آیا هیچ نشانی از اخلاق سلوکی دین در آنها دیده میشود؟ آنان فقط به دنبال دنیا نمیدوند، فقط برای حفظ قدرت دنیوی، مردم مسلمان را سرکوب نمیکنند؛ بلکه در چنبرهی فسادهای عظیمی که خود آفریدهاند، زندانی شدهاند. قرآن محمدی - ۲۱ اخلاق سلوکی دین و دنیای جدید (۲- ۱)اکبر گنجی: باید اعتراف کرد که فرهنگ بازرگانی اعراب در قرآن کاملا بازتاب یافته است. مفاهیمی چون خسر، ربح، تجارت، قرض، ربا، بیع، شراء، اجر و امثال آنها، به وفور در آیات قرآن قابل مشاهده است. ولی اخلاق سلوکی قرآن، تجارت دنیوی مردم با یکدیگر را، به تجارت مومنان با خدا تبدیل کرده است. به عنوان مثال، رباخواری از نظر قرآن حرام است و در حکم جنگ با خدا و رسول به شمار میآید. ولی معاملهی ربوی با خداوند جایز به شمار آمده است. قرآن محمدی - ۲۰ تحدی در اخلاق و کلام الله بودن قرآن (۱۳ـ ۹)اکبر گنجی: میتوان خطر کرد و مدعی شد: همهی نزاعها به اعتبار و عدم اعتبار عقل باز میگردد. تعیین اینکه عقل قادر به چه اموری است و توان چه کارهایی را ندارد، مهمترین بحث و محل نزاع است. درست است که در دوران مدرن، محدودیتهای عقل آدمی روشن شد؛ اما فیلسوفان مدرن این هدف را دنبال نمیکردند که با کوچک کردن عقل، آدمیان را تابع مدعیات بلادلیل سمعی (نقلی) کنند. همین عقل محدود میآموزاند که چه مدعیاتی را نمیتوان پذیرفت. اگر دست آدمیان از عقل کوتاه شود، چیز دیگری وجود ندارد که به آن تکیه کنند. نقدی بر انگارهی غرض شارع علیه نقلاکبر کرمی: مواجهه با «متن» برای آدمی همیشه امری بوده است شگرف و اسرارآمیز؛ چه، مواجهه با هر متنی به واقع میتواند، به مواجههی آدمی با خویشتن خویش تبدیل شود. این شگفتی و رازآمیزی که حتا به میدان ورد و جادو نیز کشیده میشود، دست کم، گاهی میتواند بازتاب رازهای آدمی و بی تابیهای ناب او باشد. چه، هرمتنی به واقع حاشیهای است خرد و ناچیز بر فرامتن سترگ هستی و شگفت انگیزی زندگی و تنها کسانی که از کنار این رازهای بزرگ بیخبر میگذرند، ممکن است در رازهای کوچک و در متنها کوچکتر دچار خلسه شوند! قرآن محمدی - ۲۰ تحدی در اخلاق و کلام الله بودن قرآن (۸- ۵)اکبر گنجی: معتزله از حسن و قبح ذاتی و عقلی دفاع میکردند. شیعیان، اگرچه در ادعا خود را هم جهت با معتزله قلمداد میکردند، اما آنها هم در نهایت عقل را مورد تهاجم بیامان قرار دادند تا بتوانند، فرستادن انبیأ، وضع احکام فقهی توسط خداوند، معین کردن خوب و بد افعال از سوی خدا و تعیین ائمه از سوی او را توجیه کنند. بدینترتیب، دین (خدا)، اخلاق ساز شد و مفسران بزرگ، اخلاق را هم یکی از ارکان تحدی به شمار آوردند. مدلهای تبیین قرآن، کشمکش سروش و منتقدان فیلسوفی در محاصرهی فقیهان و متکلمانمحمد مباشری: نظریهی اخیر دکتر سروش درباره ی قرآن، کشمکشهای فکری و غیرفکری چندی را برانگیخت. اکنون که اندکی از سروصدای آغازین کم شده است، شاید بد نباشد با نگاهی از بیرون و به اصطلاح معرفتشناسانه، میدان این کشمکش فکری را روشنتر سازیم و آنگاه همراه یا برابر یکی از دو سوی گفت و گو استدلال کنیم. این نوشتار کوشیده است نخست نظریهی دکتر سروش و دلایل وی را پیش رو نهاده، فلسفی و برون دینی بودن یا کلامی و درون دینی بودن آن را روشن کند. سپس نوشتارهای منتقدان و مخالفان وی از دید معیار پیش گفته، سنجیده میشود و در پایان با آوردن دلایلی بر درستی دیدگاه سروش پافشاری میشود. نقدی بر «نقد نراقی»، و دفاع از نظر گنجی در باب قرآنمحمد مباشری: بارها و بارها دیدهایم که انسانها سخن گفتهاند و یا کتابی نوشتهاند. خودمان نیز بارها سخن گفته و شاید مطالبی را هم نوشته باشیم. فاعلان همهی این سخنها یا نوشتهها، بنا بر تجربهی خودمان و یا دیگر انسانها، از نوع انسانی بودهاند. هیچ گاه خدایی را که در حال نوشتن کتابی و یا سخن گفتن باشد ندیدهایم. پس پذیرش نظریه گنجی که محمد خود نویسنده یا گوینده قرآن است خردپسندتر است. اگرچه نظریهی «خداوند نویسنده قرآن است» نیز با وضعیت فعلی قرآن شاید سازگار باشد. قرآن محمدی - ۲۰ تحدی در اخلاق و کلام الله بودن قرآن (۴-۱)اکبر گنجی: اگر قرار باشد، چراغ عقلانیت در قلمرو دینداری دوباره روشن شود، باید به سرچشمه بازگشت و به دقت نزاعهای اولیه را از نظر گذراند. همهی ادیان، ایدئولوژیها، آیینها و معارف، برساختههای تاریخیاند. سخن گفتن دربارهی مدعیات دینی، بدون توجه به تاریخ برساخته شدن اسلام، راه به جایی نخواهد برد. تمام مدعیات، تاریخمند و برساختهاند. هیچ مدعای برون از تاریخی وجود ندارد. باید به دقت تمام نگریست که این مدعیات در سیاقی برساخته شده و چگونه متحول شدهاند؟ |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






