| خانه > انديشه زمانه > انديشه انتقادي | |
انديشه انتقادينکتهای در بارهی نگاه عرفانی به مسألهی وحی و اشارهای به لزوم بحثی فلسفی در این باب نگاه عرفانی به مسأله وحی در آرای سروشرحمان افشارى: نگاه سروش به وحی، عمدتاً عرفانی است و این نگاه تنها میتواند در حد خود او باقی بماند و کمتر قابلیت گسترش در پهنهی اجتماع و همگانی شدن را داراست و به ویژه در برابر حملهی کلامی چندان یارای ایستادگی ندارد. مهمترین حسن بحث او، دلیر کردن دینداران به پرسیدن و پا به حریم ممنوعه گذاردن است و کمتر میتوان امید داشت که از دل آن، نظریهای منسجم و استوار در مسیر روشنگری بیرون درآید و ماندگار شود. گامی به سوی تحریم انتخابات صدای سلطان و صدای آزادیاکبر گنجی: اصلاحطلبان طرفدار شرکت در انتخابات بر سر یک نکته اجماع دارند: اصلاحطلبان در مجلس هشتم حداکثر به عنوان یک اقلیت حضور خواهند داشت، برای اینکه سلطان پیشاپیش دوسوم مجلس آینده را از آن خود کرده و خیالش آسوده است که «مجلس سلطانی» دیگری در اختیار خواهد داشت. با توجه به این واقعیت تلخ، این پرسش نیاز به پاسخ دارد: مدافعان آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، برابری و اصلاحات مسالمت آمیز، به چه دلیل یا دلایلی باید در انتخابات شرکت کنند و مردم را هم به شرکت در انتخابات دعوت نمایند؟ مشارکت در فریضه جهادِ دشمنکوب سلطان به کام سلطان، به زیان دموکراسیاکبر گنجی: بنابر ادعای سلطان، بوش با حمایت صریح از اصلاحطلبان باز هم به جنگ جمهوری اسلامی آمده است. به همین دلیل رهبر به سرعت حملهی تبلیغاتی خود را آغاز کرد و حمایت بوش از اصلاحطلبان را از ننگ بدتر دانست. البته روشن است که بوش از اصلاحطلبان حمایت نکرده و اگر هم میخواست کسانی را به عنوان نفوذی وارد عرصه سیاسی ایران کند، آنها را به طور علنی معرفی نمیکرد تا به عنوان جاسوس شکار شوند. حمایت بوش از یک فرد یا گروه در ایران، همانند حمایت احمدینژاد از یک فرد یا گروه در آمریکاست. مردم دو کشور به تأیید رئیس جمهور دولت دشمن، تقریباً نگاه واحدی دارند. اما آقای خامنهای برای حذف اصلاحطلبان به این دروغ نیاز داشت. در ستایش «هیچی» و چهار گفتمان لکانداریوش برادری: اگر به عمق ترسهای ما ایرانیان از مدرنیت و تحول مدرن بنگریم، هر چه بیشتر با این موضوع روبرو میشویم که این ترس در واقع «ترس از هیچی و خلاء» است. انسان اخلاقی یا عاشق و عارف ایرانی از این هراس دارد که با پذیرش نگاه مدرن و نسبیشدن جهان و فرهنگش، یا چند چشماندازی شدن جهان و اخلاق و عشقش در تفکر پسامدرن، در واقع همه اصول مقدس و مطلقی را از دست دهد که به او امنیت و آسایش و لذت میبخشند. او هراس دارد که در چنین جهان نسبی یا چندچشماندازی دیگر نه عشق عمیقی ممکن باشد و نه ارتباط عمیق اخلاقی... نه ایمانی عمیق ممکن باشد و نه امکان لمس لذت یگانگی ابدی با ایمان و عشق. آبی که خانم پارسیپور در خوابگه مورچگان ریخته استدکتر محمد برقعی: گزینش خانم شهرنوش پارسیپور به عنوان «زن برگزیده سال» از سوی گردانندگان هجدهمین کنفرانس «بنیاد پژوهشهای زنان ایرانی» مورد اعتراض پارهای از اهل قلم و فعالان اجتماعی قرار گرفت. اصلیترین دلیلی که بیشتر این افراد برای مخالفت خود با این گزینش عنوان کردهاند، دیدگاه خانم پارسیپور در مورد صیغه و نگاهی است که ایشان در مورد رابطه زن و مرد دارند. دولت احمدی و مجلس سلطانی، بخش پایانیاکبر گنجی: یکی از شاخصهای بسیار مهم در ساختار سیاسی ایران، حضور و دخالت نظامیان در مسائل سیاسی و فعالیتهای اقتصادی است. آقای خمینی رهبر انقلاب و شخصیتی کاریزماتیک بود. او برای زمامداری سیاسی به ورود نظامیان به عرصهی سیاست و اقتصاد نیازی نداشت. اما آقای خامنهای فاقد همهی اینها بود. حتی جامعهی مدرسین حوزهی علمیه قم حاضر نبود وی را به عنوان یکی از مراجع تقلید به مردم معرفی کند. سپاه پاسداران پس از محاصره اجلاس جامعهی مدرسین موفق به دریافت گواهی مرجعیت آقای خامنهای از آنان شد. آقای خامنهای نه رهبر انقلاب بود و نه شخصیتی کاریزماتیک دارد. از این رو، استفاده از نظامیان، برای یک رهبر غیر دموکراتیک، تنها راه پیش روست. دولت احمدی و مجلس سلطانی، بخش اولاکبر گنجی: به نظر بسیاری از فعالین سیاسی، با مواضع کاملاً متفاوت، "دوران احمدینژاد سیاهترین دوران جمهوری اسلامی ایران است، احمدینژاد کشور را در معرض حملهی نظامی قرار داده است، احمدینژاد ایران را در برابر جهان غرب قرار داده است، از نظر سرکوب سیاسی اجتماعی، احمدینژاد بدترین دوره را بر ایران حاکم کرده است. احمدینژاد مصیبت عظمای جمهوری اسلامی ایران است." این برساخته تا چه اندازه با واقعیت نظام سیاسی ایران منطبق است؟ بررسی ساختار سیاسی ایران ـ بخش اول دموکراتیزاسیون در برابر سلطانیزاسیون (بخش اول)اکبر گنجی: «برخی، صحنهی سیاسی ایران را چنان تحلیل میکنند که گویی احمدینژاد جانشین خامنهای شده و زمام مملکت در دست گرفته و کشور را فاشیستی کرده یا خواهد کرد. اما نه نظام جمهوری اسلامی، نظام فاشیستی و توتالیتر است، و نه ساختن نظام فاشیستی و توتالیتر دیگر امکان پذیر است. این نظام توتالیتر نیست.» جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشسیستی؟اکبر گنجی: رژیم جمهوری اسلامی، نه نظام فاشیستی و توتالیتر است، نه دیکتاتوری نظامی، بلکه رژیمی سلطانی است. رژیم سلطانی شاه، فقط حوزهی سیاست را سرکوب میکرد، اما رژیم سلطانی جمهوری اسلامی علاوه بر حوزهی سیاست حوزهی اجتماعی را هم سرکوب میکند. گفتوگو با پیام یزدانجو کژفهمی از کژفهمینام پیام یزدانجو در سالهای اخیر مساوی بوده با ترجمه آثار متفكرانی چون ژاك دریدا، ژان بودریار و گراهام آلن. كتابهایی كه منبع بسیاری از بحثهای فلسفی چند سال گذشته بوده و در آن بخصوص اهالی اندیشه یكدیگر را به «كژفهمی» از آثار فلاسفهی متاخر متهم میكردند. یزدانجو درباره این کژفهمی و انتقادهایی که از ترجمههایش وجود دارد توضیح میدهد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۱ (اقتصاد سیاسی دین – ۲) سرمایهی دینرانتخواری را به آقازادگی و پارتیبازی نسبت دادهاند. این مقوله فراتر از این حرفهاست. رانت در اصل ترکیبی است از سه شکل سرمایهی فرهنگی، سرمایهی اجتماعی و سرمایهی نمادین. در یک رانت ممکن است این عامل بر آن عامل بچرخد. در جایی حاجآقا بودن مبنای رانتخواری میشود، در جایی آقازادگی، در جایی حشر و نشر با عدهای خاص و در جایی ایفای نقشی همانند نقش خودیها، بی آن که در این کار عمدی باشد. رانتخواری ذاتی نظام است. حتا یک منتقد رانتخواری در معنای فساد آشکار، ممکن است خود در معنایی ساختاری رانتخوار باشد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۰ (اقتصاد سیاسی دین – ۱) دین به مثابه سرمایهدایرهی خودیها به تعبیری برپایهی نظریهی سرمایهی پیر بوردیو دایرهای است که سرمایهی اصلی فرهنگی، اجتماعی و نمادین در آن جمع میشود. چون در ایران شرط تعلق به آن دیانت است، دیانت خود به خود شرط سرمایهاندوزی شده و بر این قرار است که دین-داری به نحو بارزی نوعی سرمایه-داری میشود. سرمایهی دینی را که داشتی، از شانس بیشتری برای دستیابی به سرمایهی اقتصادی برخوردار میشوی. بحث مختصری در این باب، محتوای بخش یکم مبحث انتقادی "اقتصاد سیاسی دین" است. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۹ تورمزدگیتورم داریم تا تورم. تورمهایی هستند که میآیند و میروند و تأثیر چندانی بر روان ملت به جا نمیگذارند. اما نوعی تورم وجود دارد که شاخص آن دورهای است که میتوانیم آن را دورهی تورمی بنامیم. هر چه در این دوره واقع است، تورمی است. فقط پول نیست که بیاعتبار میشود، ارزشهای اندیشه و رفتار نیز بیاعتبار شوند. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۸ دوره بادکردنِ همه ارزشهادر زندگی ملتها دورههایی وجود دارند که میشود دورههای تورمیشان نامید. در پهنه اقتصاد قدمت تورم به قدمت سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. منظور از دورهی تورمی اما این تورمهایی نیست که میآیند ومیروند و بالا و پایین دارند. دورهی تورمی دورهی بادکردن همه ارزشهاست. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۷ روانشناسی پولاین بخش و دو بخش آیندهی "اندیشهی انتقادی" به روانشناسی تورم بر اساس کتاب "توده و قدرت" الیاس کانتی اختصاص دارند. هدف جلب توجه به ادراک رابطهی تورم اقتصادی و تورم معنایی است. بحران معناشناختی در ایران امروز البته تنها به اقتصاد برنمیگردد. در توضیح آن ما به مبحثی به نام اقتصاد سیاسی دین نیاز داریم که اقتصاد سیاسی یکی از ارکان آن است. آغاز این مبحث معرفی دین بهعنوان سرمایهی نمادین است. طبعا یکی از موضوعهای مهم این بررسی، تورم این سرمایه خواهد بود. تورم معنایی در ایران با شکل و شمایل امروزینش اساسا به تورم سرمایهی نمادینی به نام دین برمیگردد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۶ کاریکاتورهای مقدسدر ایران یک دولت نفتی دینی تمام توان خود را در خدمت تولید ابتذال مقدس گذاشته، از مکانیسمهای مدرن برای تولید انبوه شمایلها بهره گرفته و در عین حال انتظار دارد که ساختههایش با همان خضوع و خشوع سنتی مواجه شوند. چون چنین نمیشود، بر تأکیدها و بر شدت امر و نهیهای خود میافزاید. تولید را بالا میبرد تا جامعه زیر تودهی شمایلها خفه شود. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۵ آسیبشناسی نشانههارژیم اسلامی ایران نمونههای بارزی از یک روند نشانهای بیمار به دست میدهد. لفظ "آمریکا" را در نظر گیرید. این نشانه در رژیم اضطراب ایجاد میکند. هم میخواهد به سوی آن رود و هم میترسد به سوی آن رود. نظامِ نشانهای آن به سختی میتواند خود را تصحیح کند، به سختی میتواند خود را گسترش دهد و از نشانههای بیشتری برای درک جهان بهره گیرد. ورود یک نشانه، مجموعهای از نشانههای دیگر را بحرانی میکند. رژیم را مجموعهای از نشانههای اضطرابانگیز در محاصرهی خود گرفته است. اندیشه انتقادی، برنامهی ۵۴ نشانههای غلط اندازاگر جادهای به یک دره منتهی شود، این انتظار را داریم که علامتی وجود داشته باشد که به ما در این مورد هشدار دهد. اما اگر علامتی در مسیر باشد که جادهی ممتدی را برساند و حتا بگوید که ما مجازیم یا بایستی بر سرعتمان بیفزاییم، چه میشود؟ به احتمال بسیار به دره خواهیم افتاد. این نشانه غلطافکن است، چون ما را به دره میافکند. از این گونه نشانهها بسیارند. فرهنگ پر است از نشانههای غلطافکن و غلطانداز. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۳ سربرآوردن اسطورههاهرگونه واگشت در فرهنگ با تقویت بینش اسطورهای همراه است. اسطورهها نمیمیرند. اگر انرژی اسطوری هدایت نشود و مثلا در هنر جلوه نیابد، اگر فرهنگ بر آن مهار نزند، ممکن است بتوفد و جهان انسانی را ویران کند. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۲ ناتوانی در ایدهپردازیایدهپردازی توانایی تبیین معنامند واقعیت است. لازمهی آن انتزاع و مقایسه و سنجش، و برقراری پیوند میان معناهاست. در گفتار آمیخته با غلو، دروغ و ریاکاری، ایدهپردازیای ممکن نیست که به حقیقت راه برد. ایدههایی هم اگر وجود داشته باشند، زیر تودهای از عباراتِ پوچ و دروغ، خفه میشوند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






