| خانه > انديشه زمانه | |
انديشه زمانهروانشناس/ رواندرمانگر تحولات اخیر: کدامین راه و با چه نوع «قربانی»داریوش برادری: پس از شور و شوق اولیه تحولات، وارد مرحله نوینی شدهایم که باید آن را مرحله «بحران و بنبست سیاسی و احساسی» نامید. با تایید قابل پیشبینی آقای احمدینژاد توسط شورای نگهبان و رد اعتراضات به انتخابات، اکنون شکاف و گسست اجتماعی و سیاسی در مسیرها و سطوحهای مختلف در حال رشد و عمقیابی است. این بحران و تناقض درونی هم حاکمیت و گروههای مختلف حاکم را در بر میگیرد و هم شامل جنبش مدنی و رهبران کنونی آن میشود آقای احمدینژاد از تلاش برای «براندازی مخملی در انتخابات» سخن میگوید و آقای خاتمی در جواب او از «کودتای مخملی در انتخابات» سخن میگوید. دعوت به گفت و گوی همگانی برای عمل جمعی اعصار ظلمانی: شکست؟! پس نشستن؟! خاموشی؟!اکبر گنجی: شرایط دشواری در ایران آغاز شده است. وقتی چند میلیون تن از مردم ایران در اعتراض به انتصاب مجدد محمود احمدینژاد به ریاست جمهوری از سوی سلطان (آقای خامنهای)، به خیابانها آمدند تا با سکوتی سرشار از معنا نشان دهند که میدانند حقیقت چیست، ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا و کانادا، با شور فزاینده و تجمعات متعدد پشتیبانی خود را از مطالبات مردم ایران اعلام کردند. پاسخ سلطان به «سکوت» پرمعنای مردم، فرمان بازداشت و شکنجه، ضرب و شتم، و گلوله و کشتار بود. پیروزی برابر با شکستسعید مقدم: در قلمرو نظریهی سیاسی، زمانی که کسی برای کسب پیروزی هزینهی سنگین و جبرانناپذیری بپردازد، میگویند به پیروزیی بیفایده یا برابر با شکست دست یافته است. برای اثبات این مدعا باید ببینیم تقلب و فریبکاری در انتخابات چه هزینهای برای نظام جمهوری اسلامی داشته است؟ دروغگویی دولت و ارگانهای تبلیغاتیاش بارزترین جنبه این انتخابات سرهمبندی شده است. پیش از این، کل نظام اسلامی بر این باور بود که حفظ نظام از هر اصل دیگری مهمتر است اما همیشه خود را متکی به آرای مردم میدانست. اکنون خامنهای به این نتیجه رسیده است برای حفظ قدرت به آرای مردم بیاعتنا باشد. این همه عجله برای چیست؟اکبر گنجی: شب گذشته دو روزنامهنگار در صفحه فیسبوک خود، خبر بازداشت مهندس موسوی را انتشار دادند. به دنبال آن، این شایعه به سرعت به بالاترین راه یافت. من نمیدانم و نمیفهمم چرا دوستان خوب روزنامهنگار تا این اندازه در انتشار شایعاتی که به سرعت تکذیب میشوند،حریص هستند؟ این همه عجله برای چیست؟ بیاییم این فرض را در نظر بگیریم که هدف خوبی در پس این ماجراست. یعنی فرد به شدت نگران است و میخواهد با انتشار سریع خبر، مردم را وادار به کاری کند. اما متأسفانه نتیجهی این فرایند معکوس است. "قرائت اشعری از نظریه ولایت فقیه"میثم بادامچی: در ادامه مباحث گذشته در تحلیل مبانی نظری جابجائی آرا ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری و گذار نظام سیاسی ایران از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی بر اساس قرائت آیت الله مصباح یزدی، دراین مقاله ابتدا گزارشی از قرائت ایشان از نظریه ولایت فقیه خواهم داد و سپس خواهم کوشید تا نشان دهم که تعریف عدالت ولی فقیه درقرائت ایشان و پاره ای دیگر از فقها از ولایت فقیه به یک قرائت اشعری از این نظریه می انجامد که با اصل عدل خداوند در اصول دین و کلام شیعه در تعارض قراردارد. به پا خاستن سلطاناکبر گنجی:مهمترین عامل دوام نظام سلطانی و بنیادگرای ایران، استفاده ی از ابزار سرکوب است. انتخابات اخیر ایران موید این مدعاست. اکثریت مردم فقط و فقط در این انتخابات شرکت کردند تا از طریق نه گفتن به احمدی نژاد، به علی خامنه ای نه بگویند.رهبر که احمدی نژاد سخنگو و مجری اوامر اوست، زیر بار رأی مردم نرفت و با تقلبی شگرف، آرای مردم را به جیب احمدی نژاد ریخت. انتخابات خونین و معجزه ی سلطانیاکبر گنجی: نظام ولایت مطلقه فقیه، یک بار دیگر در حال پوست انداختن است. انقلاب سوم آنها، یادآور انقلاب فرهنگی چین است. قرار است نسل دهه اول نظام، به نام مبارزه با فساد و رانت خواری، از ساختار سیاسی حذف شود. هر از گاهی بساطی برچیده و بساطی تازه پهن می شود. نظام سلطانی (ولایت مطلقه فقیه) متکی به نظامیان و دلارهای نفتی است. دلارها در سپاه ، بسیج، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تزریق می شود. محصولی، وزیر کشورکنونی، و کردان، وزیر کشور سابق، نمادهای این طبقه جدید هستند. این طبقه جدید حامی تمام عیار سلطان و تابع فرامین اوست. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۱۳- ۱۰)اکبر گنجی: برابری جنسی و آزادی زنان، نقش کلیدی در گذار ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر ایفا میکند. از این منظر شاید بتوان از نواندیشان دینی انتقاد کرد که کمتر از آنچه نیاز بوده به طور مشخص و موردی دربارهی رفع تبعیض جنسی و آزادی زنان سخن گفتهاند. روشنفکری دینی اگر اصلاح دینی را مقدم بر اصلاح سیاسی میداند، باید به طور خاص به آزادی و برابری زنان بپردازد، تکلیف نگاه مردسالارانه و تبعیض جنسیتی کتاب و سنت معتبر نبوی را روشن سازد و روایتی از دین برسازد که برابری و آزادی زنان از ارکاناش باشد. تحلیلی بر اندیشه سیاسی سروش در باب انتخابات، بخش دوم مبهماندیشی در نظریه سیاسی، آفت مهم اصلاحطلبی ایرانیمیثم بادامچی: دکتر سروش معتقد است دوره هشت ساله اصلاحات در ایران از ابهام در مفاهیم رنج میبرد. تکلیف اصلاح طلبان و به خصوص شخص آقای خاتمی با برخی مفاهیم پایه نظریه سیاسی، اصلاً مشخص نبود و این ابهام و ضعف در اندیشه و نظر سیاسی موجب تردید و تذبذب آنان در عمل و رفتار سیاسی میگردید که در نهایت اصلاحات را با بنبست مواجه کرد. اندیشهای که سروش در این مصاحبه و سایر آثارش به صراحت بر آن تاکید بسیار دارد آن است که «شجاعت در عمل فرزند بصیرت در نظر است» و اینکه تا وضوح و شفافیت در نظر حاصل نشود، شجاعت عملی به دست نخواهد آمد. تحلیلی بر اندیشه سیاسی سروش در باب انتخابات، بخش اول چرا تحریم انتخابات اخلاقی نیست؟میثم بادامچی: در روزهای گذشته، سروش مصاحبهای در مورد انتخابات ریاست جمهوری انجام داد که بحث و جدلهای فراوان برانگیخت. برآن هستم که نحوه استدلالهای سروش در مصاحبه اخیر را تحلیل کنم، بدون آنکه مانند دکتر سروش بخواهم تاکید خود را بر یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب، یعنی آقای کروبی یا آقای موسوی، بگذارم. خواهم کوشید بر اساس مدل نتیجه گرایانه در فلسفه اخلاق، توصیه سروش به عدم تحریم انتخابات را توضیح دهم و بر اساس این مدل از اخلاقی نبودن تحریم انتخابات و اخلاقی بودن رای دادن به یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات آتی دفاع کنم. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۹-۶)اکبر گنجی: اگر بین «حقالله» و «حقالناس» تعارضی واقع شود، چه باید کرد؟ مطابق تلقی بسیاری از فقهای شیعه «باید در چنین شرایطی حقالناس را بر حقالله مقدم بداریم.» بدینترتیب، اگر زنان پوشش و مالکیت بر بدن را حق خود میدانند، که میدانند، و اگر زنان در تمامی حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنسی، خود را با مردها برابر میدانند، که میدانند، در این صورت حتی اگر احکام فقهی قرآن «حکم الله» و «حقالله» باشند، با توجه به اینکه «حقالناس» بر «حقالله» تقدم دارد، زنان میتوانند کلیهی آن احکام را کنار بگذارند و به حقوق خود عمل کنند. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۵-۳)اکبر گنجی: مسلمانهای مدرن، کوشش بسیار کرده و میکنند تا اسلام را با مدرنیته و نظام اجتماعی مدرن سازگار کنند. بر مبنای همین رویکرد، سازگار کردن احکام اسلامی مربوط به زنان با دستاوردهای جنبش برابری خواهانهی زنان، یکی از عمدهترین دغدغههای نوگرایان مسلمان بوده است. به گمان اینان، زندگی در دوران مدرن انتخابی نیست. مسلمانی باید به گونهای متحول شود که دینداری در دوران مدرن امکانپذیر گردد. به تعبیر دیگر، اینها به دنبال اسلامیکردن مدرنیته نیستند، بلکه به دنبال مدرن کردن اسلامند. احکام فقهی در اسلام نوگرا اهمیت چندانی ندارند، اخلاق و معنویت است که مهم به شمار میروند. قرآن محمدی - ۲۲ راهحلهای تبعیض جنسیتی در اسلام (۲-۱)اکبر گنجی: برخی از فمینیستها، اعتراض کردهاند که متون مقدس دینی، با اصطلاحات مذکر به خداوند اشاره میکنند. فمینیستهایی چون دافنی همسون و لیوس ایریگارایی؛ بین اعتقاد به «خدای پدر در سنت مسیحی- یهودی» و جامعهی مردسالار، پیوند برقرار کرده و مدعی شدهاند که اعتقاد به خدا، در ستمگری به زنها نقش داشته است. خدای ادیان، برساخته و آینهی مردان است، اما «زن آینهای ندارد که با آن زن شود.» زنان هم باید «خدایی با جنسیت مونث» بسازند. دافنی هم خدای متشخص انسانوار ادیان ابراهیمی را، نه واقعیتی مستقل از آدمیان، بلکه محصول فرافکنی و برساختهی مردها به شمار میآورد که با «جامعهای که فمینیستها در پی ایجاد آن هستند»، سازگار نیست. تقریر محل نزاع در مساله وحیمحمد نیما:به نظر میرسد عنوانی که آقای بهاءالدین خرمشاهی برای نقد دومشان بر دکتر سروش برگزیده بودند، دقیقاً بر محل اصلی نزاع و خاستگاه مساله، انگشت میگذارد. در واقع مساله اصلی و نهایی که همه این مجادلات کلامی بر حول آن میتنند، نحوه و کیفیت رابطه خدا با انسان و طبیعت با ماوراءالطبیعه وتبیین مکانیسم واقعی آن است. در واقع چنان که بخواهیم مساله را از سرچشمه پی گیریم و نخواهیم از نیمه راه بدان بپردازیم، ناچاریم نخست تکلیفمان را با این مساله کلامی روشن کنیم. حاشیهای بر «قرآن محمدی» اکبر گنجی دانستن، همچون گفتوگویی بیپایاناکبر کرمی: به باور من، دین در تلقیای که به زبان، جان و جهان ما سلطه یافته است، نوعی سوء تفاهم زبانی است که میتواند و باید موضوع مناسبی برای کالبد شکافی، آسیب شناسی و البته باستان شناسی باشد. «دین، همچون زبانی» برای نامیدن و گفتوگو از بارش و بالش هستی، پی آمد ناگزیر عبور از تلقی «دین، همچون حقیقت» هستی است. به این ترتیب، آشکارا میتوان گفت: دینی موجه است که نباشد! در این جایگاه به نظر میرسد داوری جانانهی گنجی در مورد موجه بودن دین به گزارهی آخرین مقالهاش احاله میگردد: «اسلام یک، متضمن نوعی اخلاق است.» نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۶- ۱۵) انقلاب علیه بازار، برابری بازاریاکبر گنجی: تمامی برساختههای آدمیان برای آن است که در خدمت آنها باشند، نه آنکه آدمیان خادم برساختههای خود شوند. هیچ برساختهی نظری و عملی نباید مقدس به شمار رود و انسانها در پای آن قربانی شوند. به تعبیر کانت، انسانها غایت فی نفسهاند و نباید از آنها به عنوان ابزار برای محقق کردن برساختهها استفاده کرد. کاهش درد و رنج انسانها، باید هدف هرگونه سیاست و برنامهای باشد. مارکسیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، اسلام، مسیحیت، یهودیت، و غیره، برساختههایی برای خدمت به آدمیان هستند. نباید جای خادم و مخدوم را عوض کرد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۴- ۱۳) علل غیراقتصادی بحرانهای سرمایه داریاکبر گنجی: جوامعی که نهادهای مدنی را نه تنها به رسمیت میشناسند، بلکه پیدایش و توسعهی آنها را تشویق هم میکنند، استعداد بالایی برای رشد اقتصادی دارند. تبادلات مدنی و ارتباطات قوی اجتماعی، همبستگی بالایی را با رشد اقتصادی نشان میدهد. دولتهای خودکامهای که نهادهای مدنی را سرکوب میکنند، بسترهای رشد اقتصادی را از بین میبرند. به گمان برخی از اندیشمندان، فرایند جهانی شدن و انقلاب ارتباطات، تبادلات اجتماعی و نیز ارتباط مردم با ساختارهای محلی را به شدت تضعیف کرده و در عوض، ارتباطات الکترونیکی افراد را افزایش داده است. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۲- ۱۱) سرمایه داری افسار گسیخته و «پاسبان بیعرضه» یا «همدست»اکبر گنجی: بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تا پایان سال جاری میلادی نمیتوان بحران اقتصادی جدید را به کنترل در آورد. اختیارگرایی درست باشد یا نادرست، کارآمد باشد یا ناکارآمد، آنچه در آمریکا اتفاق افتاد نشان میدهد که دولت این کشور برخلاف ادعا، حتی پاسبان شب هم نبود، بلکه چشمان خود را بر روی فساد افسار گسیختهای که در حال انجام بود، بست، تا جایی که بحران روی داده را شاید نتوان به این سادگیها حل و فصل کرد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۰- ۷) اختیارگرایی نوزیک و چامسکیاکبر گنجی: برای نقد یک نظام باور باید با استدلال عقلی ناسازگاریهای درونی یا نتایج مترتب بر آن یا پیشفرضهای نامعتبر آن را مشخص ساخت. ناقد باید نشان دهد که یک نظام باور خاص در همهی جهانهای ممکن نتایج نامطلوب معینی را به بار میآورد و این امر ناشی از امکانات درون خود نظام باور است و ربطی به جنبههای محیطی ندارد. از این نوع نقادی، میتوان در خصوص همهی ایدئولوژیها و آیینها استفاده کرد. هیچ نوع نقدی نمیتواند و نباید، مسئولیت اخلاقی برسازنندگان نظامهای فکری را منتفی سازد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۸- ۷) اختیارگرایی هایک و محال بودن سوسیالیسماکبر گنجی: تکثر و تفاوت، اموری هستند که موجب شکوفایی آدمیان و فرهنگشان میشوند. باید «دیگری» و سبکهای متفاوت زندگی شهروندان «آزاد» و «برابر» را به رسمیت شناخت. هر کوششی برای ساختن کل جامعه مطابق با یک الگوی خاص از زندگی، فاجعه به همراه خواهد داشت. عدالت برای آن نیست که همهی افراد مشابه مدلی خاص از زندگی خوب شوند، عدالت برای آن است که انسانها بتوانند آزادانه تصور خودشان از زندگی خوب را تعقیب کنند. هر مدلی از برابری که با آزادی، تفاوت و تکثر تعارض داشته باشد، ناپذیرفتنی است. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






