<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ایرانیان هلند</title>
      <link>http://zamaaneh.com/holland/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 06 Feb 2010 18:17:25 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>«جلوگیری از خشونت را باید زندگی کنیم»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>شنبه‌شب گذشته در شهر روتردام قرار بود ارکستر سمفونیک تهران به دعوت سفارت جمهوری اسلامی در هلند، برنامه‏ای را در این شهر اجرا کند که با اعتراض بسیاری از ایرانیان مقیم هلند روبه‌رو و نیمه‏کاره رها شد.

[[sound]]

این کنسرت در شهرهای دیگری مانند رم و بروکسل هم اجرا شده بود و در آن شهرها نیز با اعتراض ایرانیان مواجه شده بود. اما آن‏چه در روتردام اتفاق افتاد، با شهرهای دیگر متفاوت بود.

در روتردام این برنامه به درگیری و حتی درگیری فیزیکی میان حامیان دولت جمهوری اسلامی و معترضین کشیده شد و موجب پدیدآمدن بحث‏هایی در میان ایرانیان و همین‏طور در فضای اینترنتی و از جمله فیس‏بوک شده است. بسیاری با این نوع برخورد معترضین موافق‏اند و برای آن توضیحاتی دارند و بسیاری هم با این نوع برخورد مخالف هستند.

به سراغ علی‌رضا و مریم رفتم و این بحث را با آنان در میان گذاشتم. علی‌رضا از کسانی است که در این برنامه حضور داشته و در مورد آ‏ن‏‏چه در سالن اتفاق افتاده، برای‌مان توضیح می‏دهد و از دلایل به‌وجودآمدن این درگیری می‏گوید:</small></strong>

در همه‏ی کشورها به این موضوع که هم‏زمان با اجرای حکم اعدام دو جوان ایرانی، کنسرتی به نام «کنسرت صلح و امید» توسط سفارت‏‏خانه‏های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف اروپایی تدارک دیده شده بود، اعتراض شد. اما در هلند این اعتراض به صورت یک کمپین یک‌هفته‏ای برگزار شد.

از همان ابتدا این کمپین به‌صورت قانونی شروع شد. «شبکه‏ی جوانان پیشرو» با انتشار نامه‏ای سرگشاده، رسما به شورای شهر روتردام اعتراض کرد. بعد از آن هم مساله بلافاصله مطبوعاتی و در روزنامه‏ی «تلگراف دی‏هلند» درج شد. در این ارتباط با احزاب هلند نیز رای‌زنی کردیم.

حزب دمکرات مسیحی و حزب اتحاد مسیحی، دو حزب حاکم هلند و بزرگ‏ترین حزب اپوزیسیون، حزب سوسیالیست هلند از این کمپین حمایت کردند و رسما با روزنامه‏ی تلگراف مصاحبه کردند. آقای هری‏فان بومل از حزب سوسیال دمکرات نیز در این رابطه‏ مقاله‏ای نوشت و ضمن اعتراض به این کنسرت، آن را «کنسرت خون» نامید.

بنابراین این کمپینی بود که قانونا شروع و به شهرداری اعتراض شد، مطبوعاتی و سیاسی شد و بعد هم اجازه‏نامه‏ی رسمی برای اعتراض جامعه‏ی ایرانی هلند از شهرداری روتردام دریافت شد. در یک فراخوان عمومی هم در آن‏جا اجتماع برگزار شد. هیچ برنامه‏ای خارج از این هم تدارک دیده نشده بود.

از سوی دیگر از آن‏جا که بلیط‏های کنسرت فقط در اختیار افراد مورد نظر سفارت قرار گرفته بود، خیلی‏ها به این شکل تبعیض‏آمیز برگزاری کنسرت اعتراض داشتند و بالاخره با تلاش بسیار توانستند تعداد کمی بلیط تهیه کنند و در سالن کنسرت حاضر شوند و به‌صورت کاملا مسالمت‏آمیز، فقط با نشان‌دادن نمادهای سبز و علامت V اعتراض خود را نشان بدهند.

من خودم در سالن حضور داشتم و اگر بخواهم خیلی رک و روشن توضیح بدهم چه اتفاقی افتاد، باید بگویم که برخورد فوق‏العاده وحشیانه‏ی نفرات سفارت و تعدادی از حاضرین در کنسرت از ملیت‏های دیگر نسبت به معترضین، به برخورد فیزیکی کشیده شد.

تا به آخر کنسرت هم هیچ‏کدام از معترضین برخورد فیزیکی نکردند. ولی آن‏ها به ما حمله‏ور شدند، خیلی‏ها را زدند و حتی یکی از افراد سفارت به صورت یکی از دختران مشت کوبید که از او شکایت شد و یک شب را در بازداشت به سر برد.

بنابراین حرکت ما یک حرکت کاملا صلح‏آمیز و سیاسی و یک کمپین یک هفته‏ای بود و آن‏چه در سالن اتفاق افتاد و به درگیری انجامید چیزی نبود جز برخورد نفرات سفارت و طرف‏داران جمهوری اسلامی با معترضین.

<strong>آیا شما از قبل برنامه داشتید به داخل سالن بروید یا قصد داشتید اعتراض خود را صرفا خارج از سالن با آگاه‌کردن هلندی‏ها و یا پخش اعلامیه نشان بدهید؟</strong>

[[photow01]]

ما از طرف «شبکه‏ی جوانان پیشرو» هیچ برنامه‏ای برای رفتن به داخل سالن نداشتیم و تجمع  اعتراضی‏مان در بیرون از سالن بود و هم‌راه با حزب سوسیالیست هلند، بروشورهایی را برای آگاه‌سازی هلندی‏ها و ایرانی‏ها پخش می‏کردیم.

بسیاری از ایرانی‏ها و هلندی‏ها بعد از خواندن بروشورهای ما وارد سالن نشدند و سالن ۱۷۵۰ نفری به‌شدت خالی بود. چون ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر بیش‌تر در آن سالن حضور نداشتند که تعدادی از آنان نیز از معترضین بودند.

این که تعدادی از معترضین با ابتکار شخصی وارد سالن شدند، فقط برای نشان‌دادن نمادهای سبز و علامت V به‌صورت کاملا صلح‏آمیز بود. وقتی آن‏ها حتی در یک کشور دمکراتیک و در یک سالن کنسرت با ما این‏گونه برخورد کردند، می‏توان حساب کرد که در خود ایران با مردم چه‌طور برخورد می‏کنند و در زندان‏ها چه بر سر مردم می‏آورند. این‏جا در برابر چشم همگان، مشت به صورت دخترها و پسرهایی که آن‏جا بودند، می‏کوبند.

<strong>در فیلم‏هایی که حاضرین در کنسرت روی یوتیوب گذاشته‏اند می‏بینیم که یک‌نفر روی سن می‏رود و علامت V نشان می‏دهد. نفر دومی هم به میان اعضای ارکستر می‏رود و پرچم سبز را می‏گرداند و همین نقطه‏ی شروع ناآرامی در سالن می‏شود. چه دلیلی وجود داشت به این نحو اعتراض کنید؟ آیا این‏طور نبود که بعد از این حرکت معترضین، افراد سفارت واکنش نشان بدهند؟</strong>

نه به این ترتیب نبود؛ بل‌که معترضین ابتدا صرفا علامتV  را روی سن نشان دادند و افراد سفارت پیش از آن که کنسرت شروع شود، بلافاصله بعد از علامت V واکنش نشان دادند. از سوی دیگر قبل از شروع کنسرت تعدادی از معترضین شروع به خواندن سرود «یار دبستانی» کردند و آن‏ها با تعداد انبوه به ما حمله کردند، چون سرود یار دبستانی را می‏خواندیم. شروع درگیری از این‏جا بود.

بعد هم در ادامه و در طول کنسرت مرتب فحاشی می‏کردند و حتی فحش‏های خیلی زشت و ناموسی به دخترهایی که نشسته بودند، می‏دادند. هم‏چنین تلاش می‏کردند هر طور شده، نمادهای سبز را از دست معترضین بگیرند. این مساله واکنش معترضین را برمی‏انگیخت و آن‏ها هم تلاش می‏کردند با ابتکار بیش‌تر، این نمادهای سبز را نشان بدهند.

<strong>انتقادی که از جانب سبزها و کسانی که خود به برگزاری چنین کنسرتی از جانب جمهوری اسلامی معترض بودند نسبت به این موضوع می‏شود این است که در کشورهای ایتالیا و بلژیک نیز نسبت به این کنسرت‏ها اعتراض شده، ولی اعتراض‏ها به نحو خیلی آرام و بدون درگیری صورت گرفته است.

حتی برخی پیش‌نهاد می‏دهند که می‏شد در سالن با سکوت و فقط با نشان‌دادن علامت‏های سبز، اعتراض را نشان داد و نیازی به شعار یا برهم‌زدن برنامه به این شکل و این که کسی رو سن برود، نبود. این مساله را چگونه برای منتقدین توضیح می‏دهی؟</strong>

اتفاقا هیچ حرکتی از ما به جز نشان‌دادن نمادهای سبز صورت نگرفته بود و قبل از شروع کنسرت، مقداری سرود خوانده شد. حرکت طرف مقابل و واکنش آن‏ها به ما با خشونت هم‌راه بود. شاید در کشورهای دیگر این واکنش نشان داده نشده است. اما در این‏جا خشونت از جانب آن‏ها بود و از آن‏جایی که این خشونت ادامه پیدا کرد عکس‏العمل متقابل و طبیعی این بود که این نمادهای سبز را بتوانند مستمر نشان بدهند.

اتفاقا واکنش خود موزیسین‏ها به ما با سمپاتی هم‌راه و مثبت بود. حتی یکی از آن‏ها در اعتراض به این‌که بچه‏ها را می‏گرفتند و بیرون می‏بردند، سن را ترک کرد. معترضینی که داخل سالن بودند و هم‏چنین کسانی که بیرون ایستاده بودند، حرکات‏شان صلح‏آمیز بود و خشونت یک‌طرفه بود.

تاکید بر نشان‌دادن نماد سبز هم فقط در واکنش به خشونت‏هایی بود که تا به آخر ادامه داشت. توقف برنامه و لغو کنسرت نیز تصمیمی بود که پلیس گرفت و گفت برنامه به این شکل نمی‏تواند ادامه داشته باشد و باید قطع شود.

نکته‏ی جالب توجه این است که  هم جامعه‏ی هلندی و هم جامعه‏ی ایرانی با این موضوع برخورد داشت. برخوردی که جامعه‏ی دمکراتیک هلند با این موضوع داشت و در مصاحبه‏های ما با رسانه‏های این‏جا هم مطرح شد، برخورد بسیار مثبتی بود. اصلا این موضوعات مطرح نشد. چون کاملا مشخص بود که خشونت از کدام طرف صورت گرفته است.

ولی جامعه‏ی ایران یک جامعه‏ی استبدادزده است، می‏توان سطحی با این مساله برخورد کرد و از دور، بدون توجه به این که حرکت ما کمپینی یک‌هفته‏ای بوده و چه اتفاقی افتاده، تفسیرهای مختلفی از آن داشت.

<strong>مریم نیز یکی از هواداران جنبش سبز مقیم هلند است که با این نوع اعتراض که به درگیری کشیده شده، مخالف است. مریم دلایل مخالفت خود را این‏گونه توضیح می‏دهد:</strong>

به نظر من، جنبش سبز برای خود مرام و شیوه و روشی دارد. این شیوه و روش الان هشت‌ماه است که توسط مردم، به‌خصوص مردم ایران، تدوین می‏شود و گسترش پیدا می‏کند و اصلا اسم این جنبش «جنبش مسالمت‏آمیز سبز» است.

مردم ایران در مقابل گلوله و باتون و خشونت عریان حاکمیت می‏روند در خیابان می‏ایستند، راه‏پیمایی سکوت برگزار می‏کنند، به سربازها گل می‏دهند و تمام تلاش‏شان را می‏کنند که جلوی خشونت را بگیرند. در اصل مردم ایران هشت‌ماه است که این شیوه‏ی مبارزه را زندگی می‏کنند.

وقتی ما در کشوری آزادتر و پیش‌رفته‏تر مانند هلند می‏خواهیم مبارزه‏ و یا اعتراضی علیه کاری که به نظرمان درست نبوده انجام بدهیم، اگر نماد و پرچم سبز دست‌مان است باید مرام جنبش سبز را در هر شرایطی حفظ کنیم.

علاوه‌ی بر این، نوازندگانی که این موزیک را اجرا می‏کنند، چه فرستاده‏ی حاکمیت باشند چه خودشان به آن‏جا آمده باشند، افرادی هستند که در ایران دارند تغییری را دنبال می‏کنند. جوان هستند و مسلما وقتی طرف‏دار موسیقی و موسیقی کلاسیک هستند، نمی‏توانم از زبان آن‏ها بگویم همه سبز هستند، ولی مسلما شیوه‏ و روش‏شان با جنبش سبز نزدیک است.

من نمی‏توانم مانند اپوزیسیون خشمگین ایران، به آن‏ها جیره‏خوار جمهوری اسلامی بگویم یا هر لقب بدی که دیده‏ام به آن‏ها نسبت می‏دهند. من مطمئن هستم این‏ها نوازنده‏هایی هستند که سال‏ها آرزو داشته‏اند بیرون از ایران و در اروپا کنسرتی برگزار کنند.

خُب حالا این آرزو برآورده شده است. وقتی نوازنده‏ها سبز هستند و ما هم به‌عنوان شنونده‏ی آن موسیقی در سالن حاضر هستیم و در کنار یک‌سری غیر ایرانی به این موسیقی گوش می‏دهیم، می‏توانیم با احترام، آن مراسم را فتح کنیم.

احتیاجی نیست روی سن برویم، بلندگوی ویلونیست را برداریم و از زبان او داد بزنیم. کافی است ما با لباس‏های سبز آن‏جا حضور داشته باشیم، پلاکاردهای‏مان دست‏مان باشد. افراد غیرایرانی حاضر نیز متوجه‌ی منظور ما می‏شوند.

<strong>کسانی که آن‌شب در سالن بوده‏اند و این نوع برخورد را توضیح می‏دهند، می‏گویند که برخورد از جانب معترضین شروع نشده و افرادی که از سوی سفارت جمهوری اسلامی در سالن حضور داشته‏اند، با معترضین برخورد کرده‏اند. آن‏ها نیز معتقدند که نوازنده‏ها ارتباطی با جمهوری اسلامی ندارند و مشکلی با آنان ندارند و قصدشان هم ایجاد درگیری نبوده است.</strong>

بچه‏ها در شروع کنسرت روی سن رفتند و فردی علامت  Vرا نشان می‏داد و دیگری هم بلندگوی ویلونیست را گرفته بود که به نظر من اصلا احتیاجی به این کار نبود. می‏شد صبر کرد که برنامه شروع شود.

من فرض را بر این می‏گذارم که فرستاده‏های جمهوری اسلامی شروع کرده‏اند به داد و بیداد و رفتارهای بد. احتیاجی هم نیست فرض را بر این بگذاریم، ما می‏گوییم دولت کودتا، دولتی است که رأی مردم را خورده و در حق مردم‏اش بد کرده است.

در این هیچ شکی نیست که آن‏ها اصلا مشتاق آن هستند که بازی در زمین خشونت اتفاق بیافتد. الان در ایران دارند همه کار می‏کنند که به سبزها نسبت برانداز بزنند و آن‏ها را به سمت خشن‌شدن ببرند. ما هستیم که فضا را کنترل می‏کنیم و ما نمی‏گذاریم که آن‏ها بازی را به زمین خشونت بکشانند.

مردم ایران هشت‌ماه است دارند این کار را به‌سختی انجام می‏دهند و ما به احترام آن‏ها باید این روش را ادامه بدهیم؛ روش جلوگیری از خشونت. یعنی حتی اگر آن‏ها دارند خشونت به خرج می‏دهند، ما کافی است آن‏جا حضور داشته‏ باشیم، سالن را با لباس‏های سبز، با پرچم سبز، با نوشته‏ و شعر فتح کنیم.

نیازی نیست ما در پاسخ کسی که توهین می‏کند، توهین کنیم. مسلم است که حق با ما است. کسی دست به خشونت می‏زند که می‏داند حق با او نیست. ولی وقتی ما می‏دانیم حق با ماست و می‏دانیم ما بی‏شماریم، می‏دانیم که پیروزی ما در شکست‌دادن آن آدم نیست، بل‌که در موافق‌کردن آن آدم با خودمان است. جواب فحش را با فحش دادن، حتی اگر شروع‌کننده را آن‏ها فرض کنیم، روش جنبش سبز نیست.

<strong>آیا پس از کنسرت با هیچ‏کدام از نوازندگان ارتباطی داشتی که بدانی واکنش آن‏ها چه بوده است؟</strong>

نه ولی آن‏ها را می‏شناختم. به خاطر این که هم‏سن خودمان بودند. خیلی‏های‏شان را از ایران می‏شناختم و می‏دانم که خیلی از آن‏ها رأی سبز داده‏اند و هم‏چنان هم سمپات جنبش سبز هستند.

می‏دانم در اروپا هم در جاهایی که اجرا داشتند، با این که خیلی محدودیت داشتند و نمی‏توانستند با کسی تماس بگیرند، ولی با افرادی تماس گرفته بودند و برنامه‏ی بعدی را اعلام کرده بودند که کجاست.

همه‏ی این‏ها نشان می‏دهد که آن‏ها خیلی مشتاق بودند که سبزها در سالن حضور پیدا کنند و آن‏ها برای سبزها بزنند. من فقط این‏‏ها را می‏دانم. ولی بعد از آن با آن‏ها هیچ ارتباطی نداشتم.

<strong>با توجه به انتقادی که به معترضین داری، در شرایطی که آن‏ها به هر دلیلی از جانب افراد وابسته به سفارت جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، آیا باز هم امکان داشت برنامه را با سکوت و اعتراض سبز دنبال کرد؟</strong>

حرف من این است که برهم‌زدن مراسم جزو آیین‏ سبزها نیست. جزو مرام‏شان این نیست که بروند مراسمی را برهم بزنند. ما می‏بینیم که مردم راه‏پیمایی روز قدس را فتح می‏کنند. نه این که بخواهند آن مراسم را برهم بزنند.

<strong>معترضین حاضر در سالن کنسرت در روتردام هم می‏گویند که قصدشان برهم‌زدن کنسرت نبوده است. بل‌که در پی واکنشی نسبت به برخورد …</strong>

آن‏چه ما دیدیم، در شروع برنامه فردی روی سن رفته بود و یکی هم شروع به خواندن یار دبستانی کرد. از نظر من این شروع یک درگیری است. فکر نمی‏کنم این یک رفتار مسالمت‏آمیز باشد که آدم روی سن برود و بلندگوی ویولونیست را بگیرد. چون آن موسیقی و گروه ارکستر جدا از اسم جمهوری اسلامی، احترامی دارد. سبزها نمی‏خواهند احترام هم‏وطن‏شان شکسته شود.

مساله‏ی دیگری که در ویدئوها بعد از درگیری می‏بینیم، شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» است که معترضین در سالن با پرچم سبز این شعار را تکرار می‏کردند. ما چه بخواهیم چه نخواهیم، چه انتخاب ما باشد چه نه، این شعار جنبش سبز نیست.

جنبش سبز در این هشت‌ماه تمام تلاش‏اش را کرده که ثابت کند ما اپوزیسیون یک ساختار نیستیم، قصد ما اصلاح و تغییر این ساختار است و تا جایی که ممکن است در برابر هر رفتار خشنی مقاومت می‏کنیم و جلوی گسترش خشونت را می‏گیریم. چون اگر ما خشونت را با خشونت جواب بدهیم، این خشونت مانند یک ویروس گسترش پیدا می‏کند و آن وقت دیگر تفاوت ما و آن‏ها کجاست؟!

<strong>اگر بخواهی در یک جمله بگویی برآوردت از این برنامه چه بوده، چه خواهی گفت؟</strong>

این اتفاق از این لحاظ  خوب بود که تجربه می‏شود. برای این‌که سبزها در این مورد صحبت کنند و این دیالوگ اتفاق بیافتد. چون دیدم که در شبکه‏ی جهانی فیس‏بوک این دیالوگ جریان داشت که آیا این حرکت درست بوده یا نه و آیا به نفع ما بوده است یا نه.

به نظر من گل به خودی بوده است. یعنی بازیکنی از تیم خودمان به خودمان گل زده است. تمام مشروعیت جنبش سبز به این است که این‏گونه از رفتارها و حرکات‏ را از طرف حاکمیتی که الان در ایران وجود دارد محکوم می‏کند و اصلا برای مبارزه با این رفتار آمده است.

از طرف دیگر  این که این بحث باز می‏شود و دیالوگ اتفاق می‏افتد، برای من خوش‏آیند است. ولی فکر می‏کنم کسانی که این کارها را کردند، واقعا جنبش را زندگی نمی‏کنند و مبارزه در روزمره‏شان نیست.

اگر مبارزه در روزمره‏ و زندگی هرروزشان باشد، آن‏ها هم می‏فهمند که معنای این که ما آن‏جا فقط با یک بادکنک سبز حضور داشته باشیم، کم‌آوردن نیست. معنای‏اش آن است که ما هم‏چنان ایستاده‏ایم، محکم‏تر از همیشه هم ایستاده‏ایم و کسی نمی‏تواند ما را از آن سالن بیرون کند. ما باید حق بودن پیدا کنیم و از این راه حرف‏مان را بزنیم.

<strong>بخشی از این مراسم را در این ویدئو ببینید</strong>

<object width="285" height="230"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/zof3jE2Dc_o&hl=en_US&fs=1&"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/zof3jE2Dc_o&hl=en_US&fs=1&" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="285" height="230"></embed></object>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2010/02/post_147.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2010/02/post_147.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">موسیقی و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 06 Feb 2010 18:17:25 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هلند؛ خودداری از بیمه کردن مسافران ایران؟</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>چندی است گفته می‏شود که گویا  شرکت‏های‏ بیمه‏ی هلند مسافران به ایران را بیمه‏ی سفر نمی‏کنند. چرا که پس از اتفاقات مربوط به انتخابات و ناآرامی‏های اخیر ایران، وزارت امور خارجه‏ی هلند به شهروندان خود توصیه کرده است که ترجیحاً به ایران سفر نکنند.

برای اطلاع از درستی یا نادرستی این خبر، با چند شرکت بیمه‏ی معتبر هلندی تماس گرفتم.</small></strong>

[[sound]]

<strong>شرکت بیمه‏ی اونی‏فی (Univé) در پاسخ به سؤال من که آیا امکان دارد کسی که قصد سفر به ایران دارد را بیمه کند، گفت:</strong>

بله، هیچ موردی ندارد.

<strong>شنیده شده که برخی از شرکت‏های بیمه با مسافران ایران قراردادهای بیمه‏ی سفر نمی‏بندند و من به دنبال شرکتی هستم که مشکلی با بستن این قرارداد نداشته باشد.</strong>

به چه دلیل؟!

<strong>به دلیل این که دولت هلند توصیه کرده که شهروندان تا جایی که امکان دارد، به ایران سفر نکنند.</strong>

علت این توصیه چیست؟

<strong>به خاطر وضعیت ناآرام ایران. شما اطلاعی ندارید؟</strong>

نه، من چیزی نمی‏دانم.

<strong>سپس به سراغ شرکت بیمه‏ی FBTO رفتم که در پاسخ به سؤال مشابه گفتند:</strong>

منطقه‏ی خطرناکی است؟

<strong>به نظر برخی از شرکت‏های بیمه پرخطر است. اما می‏خواستم نظر شرکت بیمه‏ی شما را بدانم.</strong>

ما تصمیمات دولت را دنبال می‏کنیم. اگر دولت بگوید که منطقه پرخطر است، ما هم همان را می‏گوییم.

<strong>وقتی از این کارمند بیمه که ایران را با عراق اشتباه گرفته بود، خواستم در لیست شرکت نگاه کند و ببیند که آیا نام ایران در لیست کشورهای پرخطر قرار دارد یا نه؟ گفت:</strong>

آن‏جا که جنگ نیست! هست؟

<strong>نه، تنها چند ماهی است که وضعیت ناآرامی دارد.</strong>

مسافر باید ابتدا لیست کشورهایی را که روی وب‏سایت وزارت امور خارجه قرار دارد، نگاه کند.

<strong>شرکت بیمه‏ی اُهرا (OHRA) نیز اول باید مطمئن می‏شد که مسافر مقیم هلند است و از نظر آن‏ها، بیمه‏ی سفرشان تمام کشورها را پوشش می‏دهد؛ حتی ایران. اما زمانی که پرسیدم اگر وزارت امور خارجه توصیه‏ی منفی در مورد سفر به ایران داشته باشد چطور؟ گفتند:</strong>

نه، در آن صورت بیمه نمی‏کنیم.

<strong>وقتی از او خواستم نگاهی به لیست‏شان بیاندازد و ببینند که آیا ایران جزو کشورهایی است که بیمه با مسافران راهی آن‏جا قرارداد نمی‏بندد؟ او گفت:</strong>

در این لیست نام ایران را جزو کشورهای پرخطر نمی‏بینیم. هیچ اطلاعیه‏ای هم داده نشده است. پس نباید مشکلی باشد.

<strong>پس از تماس با شرکت‏های بیمه، به سراغ یکی از شهروندان هلندی ایرانی‏تبار رفتم که تا چندی پیش کارمند شرکت بیمه بوده است. آتنا پیروزی در مورد بیمه‏ی سفر به ایران این‏گونه توضیح می‏دهد:</strong>

مدتی در یک شرکت بیمه کار می‏کردم و متوجه شدم خیلی‏ها با این مشکل روبرو هستند که  اگر در سفر اتفاقی برای‏شان افتاده باشد و نیاز به بیمارستان و یا دکتر پیدا کرده باشند،  وقتی از سفر برمی‏گردند، شرکت بیمه با استناد به قانون‏هایی که آن‏ها اصلا از آن خبر نداشتند، حق دارد این هزینه را به آنان بازپرداخت نکند.

وقتی در سیستم دقیق شدم و قوانین مندرج در آن را خواندم، دیدم که یکی از قوانین شرکت‏های بیمه این است که در صورتی که دولت هلند رسما به مردم توصیه کرده باشند از سفر به کشوری خودداری کنند، اگر مسافر علی‏رغم اطلاع از این توصیه به این کشور سفر کند، در صورت پیش آمدن هر اتفاقی، بیمه حق دارد هزینه‏ی مربوط به دکتر، بیمارستان و یا دارو را نپردازد.

به همین دلیل، فکر کردم شاید بهتر باشد که فرد خود را برای همان زمان محدود سفر بیمه کند. با شرکت‏های بیمه‏ی مختلف تماس گرفتم و در این‏باره جویا شدم. پاسخ همه‏ی آن‏ها این بود که اگر دولت از قبل توصیه کرد باشد از سفر به کشوری خودداری کنید و آن را هم رسما در وب‏سایت خود اعلام کرده باشد، مسافران آن کشور را بیمه نمی‏کنند.

در تماس‏های بعدی با شرکت‏های بیمه از توصیه‏ی دولت سخنی نگفتم و در ابتدا فقط گفتم که برای مدت سفرم می‏خواهم خودم را نزد آنان بیمه کنم. پاسخ  این شرکت‏ها مثبت  بود و خیلی هم خوب برخورد کردند.

حتی وقتی هم از آن‏ها خواستم برایم بنویسند که با این بیمه می‏توانم به همه جای دنیا سفر کنم، باز هم پاسخ آن‏ها این بود که هیچ مشکلی نیست و این کار را خواهند کرد. اما بعد که پرسیدم: آیا ممکن است در قرارداد بنویسید که من در ایران هم بیمه هستم؟ کارمند شرکت سکوت کرد و گفت که تازه متوجه سؤال من شده است و آن‏ها نمی‏توانند این کار را بکنند و باز از توصیه‏ی دولت برای عدم سفر به برخی از کشورها گفت.

<strong>من با شرکت بیمه‏ی اونی‏فی تماس گرفتم. آن‏ها گفتند که مسافران ایران را بیمه می‏کنند و متوجه هم نمی‏شدند که چرا نباید بیمه کنند. فکر می‏کنی برخی کارمندان شرکت‏ها اطلاع کافی ندارند و یا ممکن است برای بعضی از شرکت‏ها توصیه‏ی وزارت امور خارجه مهم نباشد؟</strong>

تخصص بعضی از شرکت‏ها اساسا این است که مسافران کشورهایی که امکان زخمی شدن و یا خطرات دیگر برای آنان  زیاد است،  مثلا مسافران کشوری را که در حال جنگ باشد، بیمه کنند. مثلا کارمندان هلندی شرکت شِل (Shell) در کشوری مانند نیجریه، می‏توانند از طریق چنین شرکت‏های بیمه‏ای خود را بیمه کنند.

من در نهایت با وزارت امور خارجه‏ی هلند نیز تماس گرفتم و گفتم که شرکت‏های بیمه به خاطر این توصیه‏ی شما، با این استدلال که دولت گفته بهتر است به این کشور سفر نکنید، مسافران ایران را بیمه نمی‏کنند. 

اما نظر وزارت خارجه این بود که این شرکت‏ها دروغ می‏گویند و چون نمی‏خواهند پول را به مسافر بازپرداخت کنند، مسئولیت را به گردن دولت می‏اندازند. در حالی که این‏طور نیست و ما هیچ‏وقت اجازه نداریم به شهروندان‏مان بگوییم به این یا آن کشور سفر کنید یا سفر نکنید.

شرکت‏هایی هم که حاضرند مسافران کشورهایی را که به قول خودشان احتمال نیاز پیدا کردن به بیمه در آن‏ها زیاد است بیمه کنند، بسیار گران‏تر هستند. قیمت‏ها را که مقایسه کردم، دیدم که قیمت بیمه‏ی آن‏ها تقریبا دوبرابر بیمه‏‏های دیگر است.

<strong>این شرکت‏های خاص جزو شرکت‏های معروف هستند؟ چگونه توانستی آن‏ها را پیدا کنی؟</strong>

کارمندی که در وزارت امور خارجه با او صحبت کردم، کارش این است که مردم را در ارتباط با این‏گونه سفرها راهنمایی کند. او دو شرکت بیمه را به من معرفی کرد که یکی از آن‏ها شرکت بیمه‏ی اُم نام دارد (Oom Verzekeringen) و این تنها شرکتی بود که گفت مسافران ایران را بیمه می‏کند و حتی در قرارداد هم قید خواهند کرد. 

او هم‏چنین گفت که آن‏ها حتی کسانی  که به افغانستان، عراق و یا نیجریه سفر می‏کنند و یا در آن‏جا کار می‏کنند را بیمه می‏کنند.

منتها قیمت این بیمه‏ها بالا است و مثلا بیمه‏ی کسی که بخواهد به اتریش سفر کند و در آن‏جا هر روز کوه‏نوردی کند، ارزان‏تر از بیمه‏ی فردی است که الان بخواهد به ایران برود. حتی اگر خطری هم مسافر ایران را تهدید نکند، برای شرکت بیمه بهتر است.

به هرحال اگر مسافری در ایران به هر دلیلی مجبور شود از بیمه استفاده کند باید ابتدا هزینه‏های لازم را بپردازد و پس از بازگشت آن را از شرکت بیمه بازپس بگیرد. با توجه به این مساله و این که ممکن است شرکت بیمه بعداً بهانه کند و بگوید که شما علی‏رغم آگاهی به خطر به این مسافرت رفته‏اید و پول را به شما پس ندهد، می‏خواهم به همه توصیه کنم مسافران ایران خود را در هلند بیمه نکنند. 

چون قراردادهایی که بیمه‏ها می‏بندند، قوانینی دارند که ما از خیلی از آن‏ها بی‏اطلاعیم و  ممکن است بیمه با استناد به آن‏ها پول‏ هزینه شده  را بازپرداخت نکند.

<strong>یعنی فکر می‏کنی که بهتر است در ایران و همان‏جا با یک شرکت بیمه‏ی ایرانی خود را بیمه کرد؟</strong>

توصیه‏ی من این است که مسافران ایران خود را در این‏جا بیمه نکنند.

<strong>اما بازهم برای بیشتر روشن شدن قضیه، سعی کردم با وزارت امور خارجه‏ی هلند تماس بگیرم و از آن‏ها بخواهم توضیح بیشتری بدهند. کارمند مسئول این بخش که حاضر نشد با او مصاحبه‏‏ای رادیویی انجام بدهیم، در مورد وضعیت ایران توضیح داد که: </strong>

رابطه‏ی ایران با اروپا در حال حاضر در شرایط نامتعادلی به سر می‏برد و ایران وضعیت ناآرامی دارد و توصیه‏ی وزارت امور خارجه به کسانی که سفر کاری به ایران ندارند و صرفا به صورت گردشی قصد سفر به ایران را دارند، این است که فعلا به ایران سفر نکنند.

<strong>نظر وزارت امور خارجه در مورد مشکل بیمه‏ی مسافران در طول سفر به ایران این است که:</strong> 

این مساله‏ای است صرفا میان شرکت‏های بیمه و مسافران و ارتباطی به دولت هلند یا وزارت امورخارجه و توصیه‏ی این وزارت‏خانه ندارد.

<strong>در هر صورت شاید بد نباشد کسانی که قصد سفر به ایران دارند و می‏خواهند خود را بیمه‏ی سفر کنند، حتما از شرکت‏های بیمه اطلاعات کافی و دقیق را بگیرند تا بعداً به مشکلی برنخورند.</strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2010/01/post_146.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2010/01/post_146.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 Jan 2010 16:02:45 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جای خالی «کافه نادری»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>برای نخستین بار در هلند نمایشگاهی از مجموعه آثار هنرمندان و نقاشان ایرانی مقیم این کشور برگزار شده است. این نمایشگاه که در سالن کونستلینی (de Kunstlinie) در شهر آلمیره برگزار می‌شود، از دیروز ۱۲ دسامبر آغاز به کار کرده و تا ۲۳ ژانویه هم ادامه خواهد داشت.

[[sound]]

با بهارک دهقان هنرمند و نقاش که هم در نمایشگاه شرکت دارد و هم هماهنگ‌کننده و برگزارکننده‌ی این نمایشگاه است، گفت‌وگویی انجام داده‌ام و ابتدا از او در مورد چگونگی برگزاری مراسم گشایش این نمایشگاه پرسیدم.</small></strong>

باید بگویم خیلی از آن چیزی که من تصورش را می‌کردم بهتر بود. نه این‌که فقط نظر شخصی من باشد، این چیزی بود که از همه می‌شنیدم. 

هم از هنرمندان شرکت‌کننده در این نمایشگاه، هم از بازدیدکنندگان و هم مدیر نمایشگاه که به من گفت، تا به حال چنین نمایشگاهی، به این خوبی و با این کیفیت، در این گالری نداشتند. و پارتنر و همکار من، آقای آرنولد اسلوت هم خیلی راضی بود. 

ما برای افتتاح نمایشگاه قادر عبدالله را دعوت کردیم. ایشان نمایشگاه را افتتاح کردند. که نامشان برای نمایشگاه ما خیلی مهم بود. چون نه فقط ایرانی‌ها، بل‌که بسیاری از هلندی‌ها به خاطر اسم ایشان آمدند و نمایشگاه را دیدند و با هنرمندان ایرانی و کارهایشان آشنا شدند. 

در این نمایشگاه تعدادی از هنرمندان، از جمله خود من و شریکم آرنولد اسلوت از شال سبز و رنگ سبز استفاده کردیم. هدف این نمایشگاه این نبود که بخواهد جنبش سبز را حمایت کند. اساس‌ آن بر چیز دیگری بود، ولی بعداً این موضوع هم اتفاقی به آن اضافه شد.

<strong>چه طور امکان برگزاری چنین نمایشگاهی به‌وجود آمد؟ آیا تلاش شخصی افراد یا خود شما بود؟ یا این‌که نهاد هلندی خاصی به برگزاری این نمایشگاه کمک کرد؟</strong>

نه، این یک کار شخصی بود. در واقع ایده‌ی من بود که این کار را بکنم و من از شریکم خواستم که به من کمک کند. او هم قبول کرد که برگزارکننده‌ی نمایشگاه باشد و ازجمله محل نمایشگاه، کاتولوگ، انتخاب هنرمندان و در رابطه با خیلی چیزها کمکم کرده و نمایشگاه را برگزار کردیم. نه، این یک کار فردی بود و کار نهاد یا ارگان خاصی نبود.

[[photow01]]

<strong>چه طور تصمیم گرفتید که چه نقاشی‌هایی در این نمایشگاه شرکت کنند؟ آیا سبک خاصی را در نظر داشتید یا هنرمندان آزاد بودند با هر سبکی در این نمایشگاه شرکت کنند؟</strong>

موضوع نمایشگاه خیلی خاص نبود. ما هنرمندان را از روی کیفیت کارها و نه از روی سبک انتخاب کردیم. چون سبک‌ها مختلف بودند. ما نمی‌خواستیم سبک خاصی در این نمایشگاه باشد. از این جهت آزاد بود، ولی ما هنرمندان را از روی کیفیت کارهایشان انتخاب کردیم و گفتیم که کارهایشان را برایمان بفرستند. 

ولی من به آن‌ها گفتم کارهایی را بفرستند که حول موضوع نوستالژی باشد. چون ما همه مقیم یک کشور بیگانه هستیم. بنابراین کارها هم دور همین موضوع بود. 

صحبت قادر عبدالله هم در افتتاح نمایشگاه بیشتر راجع به نوستالژی بود و این که چه‌طور نوستالژی، کار و فکر هنرمند را تغییر داده و بر کار هنرمند اثر می‌گذارد. و البته این موضوع در کار تمام هنرمندان شرکت‌کننده‌ در این نمایشگاه حضور داشت.

<strong>شیوه‌ی گزینش آثار چه طور بود؟ آیا برای گزینش آثار هیأت خاصی را تشکیل داده بودید؟ آیا هنرمندان می‌باید از کارهایشان برایتان عکس می‌فرستادند؟</strong>

من از روی عکس‌ها هنرمندان را انتخاب کردم و بعد از تماسی که گرفتم، با آن‌ها قرار گذاشتم. ما دو نفر، من و آرنولد، کار هنرمندان را دیدیم و انتخاب کردیم. 

یعنی هیأت خاصی نبود که بخواهد تصمیم بگیرد. اما اگر ما بخواهیم بار دیگر این نمایشگاه را تکرار کنیم، آن موقع انتخاب کارها را با کمک یک یا دو نفر از هنرمندان انجام می‌دهیم.

[[photow02]]

<strong>پس تصمیم دارید که این کار را ادامه دهید و این نمایشگاه را در آینده وسیع‌تر برگزار کنید!</strong>

بله، همین‌طور است. الان ارگانی داریم به اسم «کافه نادری» تا سالی یک‌بار این نمایشگاه برگزار شود، ولی با کیفیت بهتر.

آن طور که من از صحبت‌های شما فهمیدم، شما خودتان با هنرمندان تماس شخصی گرفتید و از ‌آن‌ها دعوت کردید که در نمایشگاه شرکت کنند و احتمالش هست که هنرمندانی در هلند باشند که شما به آن‌ها دسترسی نداشتید. آیا قصد ندارید برای دفعات آینده فراخوان عمومی‌تری بدهید یا هنرمندان بیشتری را شرکت دهید؟

بله، همین‌طور است. چون همین دیروز در طول نمایشگاه من چند هنرمند را دیدیم که در هلند زندگی می‌کردند و با آ‌ن‌ها هم صحبت کردم. این‌ها کسانی بودند که من اصلاً اطلاعی نداشتم و نمی‌شناختم‌شان. 

اما در آینده‌، برای بارهای دیگر، ما می‌خواهیم این نمایشگاه را گسترده‌تر کنیم و فقط در هلند نباشد. می‌خواهیم با هنرمندان ایرانی‌ای که در اروپا هستند تماس بگیریم، تا برای این نمایشگاه هنرمندان برجسته‌تر را هم دعوت کنیم.

<strong>فکر می‌کنید یک روزی از ‌هنرمندان ایرانی هم دعوت کنید که کارهایشان را این‌جا برای علاقمندان هلندی یا غیرایرانی به نمایش بگذارید؟</strong> 

یک روزی ممکن است. ولی الان نمی‌توانم جوابی صددرصد بدهم. فقط می‌دانم برای دفعه‌ی بعد من یک‌دفعه نمی‌خواهم قدم خیلی فراتری بردارم. فعلاً می‌خواهیم این کار را به خود اروپا محدود کنیم تا هنرمندان ایرانی ساکن اروپا را پیدا کرده و با آن‌ها این نمایشگاه را برگزار کنیم. 

البته من این تصور را دارم که روزی هنرمندان ایران را هم دعوت کنم، که با هنرمندان مقیم اروپا، باهم این نمایشگاه را داشته باشند.

[[photow03]]

<strong>چه‌طور توانستید به لحاظ مالی از عهده‌ی برگزاری این نمایشگاه برآیید؟ آیا از جایی توانستید کمک مالی جمع کنید یا سوبسیدی بگیرید، یا این که همه‌اش هزینه‌ی شخصی بوده؟</strong>

نه، هزنیه‌ی شخصی نبود. ما برای هزینه‌ی این نمایشگاه از شهرداری شهر آلمیره کمک گرفتیم. شهرداری هزینه‌اش را پرداخت، ولی هزینه‌اش به هرحال محدود بود. ولی ما اگر بخواهیم باردیگر این کار را بکنیم، بهتر می‌دانیم که چه کارهایی باید انجام دهیم تا کیفیت برگزاری نمایشگاه بهتر شود.

<strong>استقبال هلندی‌ها از نمایشگاه چه‌طور بود؟</strong>

استقبال هلندی‌ها از این نمایشگاه خیلی خوب بود. در واقع هدف اصلی من از برگزاری این نمایشگاه هم این بود که هنرمندان ایرانی و به‌طور کلی فرهنگ ایرانی را تا حدودی به هلندی‌ها نشان بدهم.

<strong>پوشش رسانه‌ای هلندی هم داشتید؟</strong>

در اینترنت، بله. ولی در رسانه‌های جمعی نه. یعنی متأسفانه زمان برای دعوت از رسانه‌ها خیلی کوتاه بود و این کار انجام نشد. شاید. برای دفعه دیگر حتماً این کار را خواهیم کرد.

<strong>آیا همه‌ی هنرمندان در طول برگزاری نمایشگاه در داخل نمایشگاه ‎حضور دارند؟</strong>

بله، همه هستند.

<strong>به‌عنوان سؤال آخر. در مورد عنوان این نمایشگاه، «کافه نادری»! چه طور شد که چنین عنوانی را برای این نمایشگاه انتخاب کردید؟ ارتباطش با موضوع آثاری که در این نمایشگاه شرکت داده شده، چه هست؟</strong>

این عنوان در واقع بر این اساس انتخاب شده است که ما جمعی از هنرمندان ایرانی را دورهم جمع کردیم، تا این‌ها باهم گفت‌وگویی داشته باشند و باهم آشنا شوند. 

خیلی از این هنرمندان اصلاً همدیگر را نمی‌شناختند و به‌خاطر این نمایشگاه باهم آشنا شدند. به‌ همین دلیل اسم <a href="http://www.cafe-naderi.nl/">«کافه نادری»</a> را برای این نمایشگاه انتخاب کردم. 

چون کافه نادری هم محلی بود که هنرمندان همدیگر را در آن‌جا می‌دیدند، باهم آشنا می‌شدند و باهم بحث و گفت‌وگو می‌کردند. این نمایشگاه تم یا موضوع خاصی نداشت، فقط هدف من این بود که هنرمندان ایرانی مقیم هلند باهم آشنا شوند و یک کار گروهی انجام دهند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/12/post_145.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/12/post_145.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 18 Dec 2009 14:00:10 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برگزاری نشست «جنایت علیه بشریت در ایران» </title>
         <description><![CDATA[<strong><small>روز یکشنبه، بیستم مهرماه، در دانشکده‏ی حقوق دانشگاه هلندی لایدن، نشستی با موضوع «جنایت علیه بشریت در ایران» برگزار شد. در این نشست، سخنران‏های مختلفی حضور داشتند؛ برخی در مورد تجربه‏ی زندان خود در ابتدای انقلاب ایران حرف زدند، برخی نیز از بازمانده‏های اعدام‏های سیاسی در ایران بودند و بعضی هم از آینده و گذشته‏ی ایران در مورد حقوق بشر گفتند.

شادی صدر، وکیل، فعال حقوق زنان و فعال اجتماعی و کسی که این اواخر به خاطر فعالیت‏های مختلف‏اش در ایران، چند جایزه‏ی حقوق بشری جهانی دریافت کرده، یکی از این سخنرانان بود.

[[sound]]

خانم صدر با موضوع «شکنجه‏ی جنسی زندانیان سیاسی زن، جنایت علیه بشریت»، در مورد پیشینه‏ی شکنجه‏ی جنسی علیه زندانیان سیاسی زن اعلام کرد که تشکیل یک کمیسیون حقیقت‏‏یاب مستقل متشکل از فعالان جنبش فمینیستی و حقوق بشر ایرانی که کار تحقیق پیرامون موارد شکنجه‏ی جنسی، جمع‏آوری شهادت شهود و سایر مستندات، تشکیل پرونده‏های حقوقی، گزارش‏دهی به افکار عمومی و تعقیب کیفری عاملان و آمران این شکنجه‏ها را از طریق مکانیسم‏های بین‏المللی بر عهده بگیرند، ضرورت امروز جامعه‏ی ایران است.

در حاشیه‏ی سخنرانی شادی صدر که این روزها در آلمان به سر می‏برد، مهدی محسنی نظر او را در مورد جایزه‏ی صلح نوبل آقای بارک اوباما می‏پرسد و با خانم صدر در مورد شرایط امروز و آینده‏ی ایران در مساله‏ی حقوق بشر گفت و گو می‏کند:</small></strong>

وقتی شنیدم آقای اوباما جایزه‏ی صلح نوبل را دریافت کرده، اولین واکنشی که شخصاً داشتم، عصبانیت خیلی شدید بود. به دو دلیل؛ یکی این که فکر می‏کردم ایشان هنوز هیچ کاری برای صلح بین‏المللی نکرده که بخواهد شایسته‏ی دریافت جایزه‏ی به این بزرگی باشد و خیلی بهتر بود که صبر می‏کردند و می‏دیدند که آیا ایشان در مورد صلح جهانی گامی برمی‏دارد و بعد این جایزه را به ایشان می‏دادند.

دلیل دوم هم بیشتر در رابطه با واکنش‏های دولت امریکا و سیاست‏های اخیرش در مورد دولت احمدی‏نژاد و ایران بود. به خصوص نرمش اخیری که دولت امریکا در مورد احمدی‏نژاد نشان داده بود و به رسمیت شناختنش در طی مذاکرات هسته‏ای و تحولات هسته‏ای. 

[[photow01]]

<strong>همان‏طور که احتمالاً اطلاع دارید، حکم اعدام برای سه نفر از متهمان اعتراضات پس از انتخابات صادر شده است، فکر می‏کنید این احکام از نظر حقوقی تا چه حد معتبر هستند؟ </strong>

برای دادن نظر دقیق حقوقی باید حتما پرونده‏ی مربوطه خوانده شود؛ هرچند در مورد دو نفر از کسانی که به اعدام محکوم شده‏اند، چون اسامی‏شان اعلام نشده، خیلی نمی‏توانم اظهار نظر کنم.

 ولی به‏طور کلی ضمن این که شخصا با مجازات اعدام برای هر جرمی مخالف هستم، در مورد پرونده‏ی آقای زمانی که دادگاه ایشان را از نزدیک مشاهده کردیم و گزارش دادگاه را خواندیم، به نظر می‏رسد صدور احکام اعدامی که اخیرا دارد صادر می‏شود، نوعی پیام به جامعه است که نشان بدهد در مقابل اقدامات اعتراضی اندک، چه هزینه‏ی سنگینی باید پرداخته شود. 

به نظرم، مهم‏ترین کاربرد این اعدام‏ها و اعلام احکام اعدام، سرکوب و ایجاد ترس در جامعه است. 

<strong>حدود دو هفته‏ی پیش شما برنده‏ی «جایزه‏ی لخ‏والسا» شدید. می‏توانید توضیحی در مورد این جایزه و این که به چه دلیل به شما اهدا شد، توضیحاتی بدهید؟</strong> 

این جایزه از سوی بنیادی به همین اسم «بنیاد لخ‏والسا»، به کسانی که برای حقوق بشر، دمکراسی و شکستن ترور اجتماعی و سیاسی فعالیت می‏کنند، اهدا می‏شود.

آن طور که در بیانیه‏ی بنیاد آمده بود، من یکی از برندگان جایزه به همراه خانم‏ها رویا برومند و لادن برومند که بنیاد برومند را اداره می‏کنند، بودم.

دلایل ارائه شده برای تعلق این جایزه به من، مجموعه فعالیت‏های چند ساله‏ام در حوزه‏ی حقوق زنان بود. به خصوص روی فعالیت‏های من در کمپین قانون بی‏سنگسار و همین‏طور نجات زندانیان از مجازات اعدام، تاکید شده بود. 

<strong>با توجه به فضایی که پس از انتخابات در ایران و به خصوص در ارتباط با فعالیت وکلا پیش آمده‏، فکر می‏کنید وکلای ایرانی در حال حاضر بتوانند فعالیت‏های‏شان را به طور آزادنه ادامه بدهند؟ و در شرایط فعلی با چه محدودیت‏هایی روبرو هستند؟ </strong>

وکلایی که به خصوص کار حقوق بشری می‏کنند و منظور سؤال شما هم هستند، بخشی از جامعه‏ی مدنی و جنبش‏های اجتماعی ایران‏اند. به همان اندازه که هر روز جنبش‏های اجتماعی و جامعه‏ی مدنی ایران تحت فشار و تهدید بیشتری قرار می‏گیرند، این وکلا هم به عنوان بخشی از این جنبش، تهدید و فشار بیشتری را تجربه می‏کنند.

ضمن این که در سیستمی که هر روز که می‏گذرد، بیشتر به سمت بی‏عدالتی گام برمی‏دارد، به دنبال عدالت گشتن، کار مشکلی است. 

[[photow03]]

<strong><small>پیام اخوان، استاد حقوق بین‏الملل دانشگاه مک‏گیل کانادا و فعال حقوق بشر، یکی دیگر از سخنرانان این مراسم بود. آقای اخوان در باره‏ی اهمیت توجه غرب به مسایل حقوق بشر در ایران، در کنار مساله‏ی هسته‏ای ایران صحبت کرد.

پیام اخوان با اشاره به اعتراضات عمومی بعد از انتخابات ایران گفت:</small></strong>

دولت‏های غربی باید بدانند که حکومت ایران با سیستم دمکراتیک، حتی اگر توانایی هسته‏ای هم داشته باشد، خطری برای صلح جهانی محسوب نخواهد شد.

[[photow02]]

<strong><small>وی هم‏چنین یادآور شد:</small></strong>

مردم ایران خواسته‏های خود را به‏وضوح اعلام کرده‏اند. آن‏ها آزادی، دمکراسی و داشتن نقشی فعال در عرصه‏ی بین‏المللی را می‏خواهند. تا زمانی که موضوع حقوق بشر در ایران، در کانون توجهات جهانی قرار نگیرد، تغییری در رفتار حکومت ایران ایجاد نخواهد شد. 

<strong>آقای اخوان، به عنوان یکی از مؤسسین بنیاد «اسناد حقوق بشر ایران»، قطع بودجه‏ای که امریکا برای کمک به سازمان شما می‏پرداخت و مذاکراتی که میان ایران و امریکا در جریان است را چگونه برآورد می‏کنید؟ </strong>

ما سازمانی مستقل هستیم و هیچ وابستگی به دولت امریکا یا دولت دیگری نداریم. هدف ما حقیقت‏یابی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران و پاسخ‏گویی رهبران جمهوری اسلامی در این زمینه است.

البته تا حدی که دولت‏ها بخواهند با ما همکاری کنند، ما با وجودی که مرکز مستقلی هستیم، حاضریم با آن‏ها همکاری کنیم. از این لحاظ هیچ تفاوتی نمی‏کند اگر دولت امریکا از این کمک صرف‏نظر کند. ولی نگرانی من بیشتر از پیامی است که این حرکت به دولت جمهوری اسلامی می‏دهد.

چند روز بعد از مذاکرات ژنو و اظهار آمادگی آقای احمدی‏نژاد برای کنار آمدن با جامعه‏ی بین‏الملل و  این که حاضر است فعلاً موضوع هسته‏ای را به شکلی حل کند، جامعه‏ی بین‏الملل دیگر راجع به نقض حقوق بشر در ایران صحبت نمی‏کند و تنها موضوع با اهمیت برای این جامعه، در حال حاضر موضوع هسته‏ای است.

ضمن این که بلافاصله پس از آن جلسه، اولین حکم‏های اعدام بر علیه کسانی که در مبارزات شرکت کرده‏اند، صادر شده است. به نظر من، پیامی به جمهوری اسلامی داده شده مبنی بر این که اگر با امریکا بر سر موضوع هسته‏ای کنار بیایند، دیگر جامعه‏ی بین‏الملل در ارتباط با مسایل حقوق بشر و دمکراسی، دولت ایران را تحت فشار قرار نخواهد داد. 

<strong>اعطای جایزه‏ی صلح نوبل به آقای اوباما، واکنش‏های مختلفی را در سطح بین‏المللی در پی داشت. به نظر شما، آقای اوباما شایستگی دریافت این جایزه را داشت؟</strong> 

من در دانشگاه هاروارد هم‏کلاس آقای اوباما بودم و فکر می‏کنم این سیاست آقای اوباما که خواستار برقرای روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر، به جای حمله‏ی نظامی و تهدید‏هایی است که در زمان ریاست جمهوری آقای بوش انجام می‏گرفت، قابل تحسین است. 

ولی فکر می‏کنم اهدای جایزه‏ی صلح نوبل به ایشان خیلی زود بود. شاید بهتر می‏بود که کمیته‏ی نوبل یک یا دو سال صبر کند و ببیند قول‏های آقای اوباما در عمل چگونه پیاده خواهد شد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/10/post_144.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/10/post_144.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 13 Oct 2009 13:42:58 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بررسی مصادیق جنایت علیه بشریت</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>روز یکشنبه، ۱۱ اکتبر، نشست و میزگردی در دانشگاه لایدن در هلند با عنوان «جنایت علیه بشریت در ایران» از سوی «شبکه جوانان پیشروی ایرانی» در هلند برگزار میشود. در این نشست پروفسور «پیام اخوان» استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه «مک گیل» مونترال و یکی از حقوقدانان محاکمه‌کننده‌ی رهبران سیاسی یوگسلاوی سابق به جرم جنایت علیه بشریت، «شادی صدر» وکیل و فعال حقوق زنان، منیره برادران فعال حقوق بشر و نویسنده، «آمال فان هیس» عضو سازمان عفو بین‌الملل در هلند و «ماریچه سخاکه» از اعضای حزب «66D» هلند در پارلمان اروپا و پروفسور «هنک د هان» رییس سابق کمیته امور خارجه پارلمان هلند سخنرانی خواهند داشت. 

[[sound]]

در این خصوص با علی‌رضا کاظمی دانشجوی علوم سیاسی و از اعضای «شبکه جوانان پیشروی ایرانی» و برگزارکننده‌ی نشست گفت و گو کردم و از او ابتدا درباره‌ی چگونگی شکل‌گیری نشست روز یکشنبه پرسیدم:</small></strong> 

نشست روز یکشنبه‌ی آینده، ۱۱ اکتبر، در دانشگاه لایدن در واقع از آن‌جا شکل گرفت که شبکه‌ی دیگر دوستان ما، شبکه جوانان برلین، مشابه همین نشست را تدارک دیده بودند که در روز جهانی مبارزه با اعدام روز ۱۰ اکتبر برگزار میشود. ما در هماهنگی با آنها، این‌که ایده‌ی بسیار خوبی داشتند، تلاش کردیم مشابه همان نشست را با الزاماتی که داشت، برای روز بعد از آن در شهر لایدن تدارک ببینیم که هم جامعه‌ی ایرانی این‌جا از آن استفاده بکنند و هم به لحاظ تأثیرگذاری‌ای که می‌تواند روی سیاست خارجی هلند داشته باشد.  

<strong>علت خاصی داشته است که دانشگاه لایدن را برای این نشست انتخاب کرده‌اید؟ آیا ارتباطی با بخش ایران‌شناسی این دانشگاه دارد، یا به طور اتفاقی این انتخاب صورت گرفته است؟</strong>

چندتا علت داشته است که ما لایدن را انتخاب کرده‌ایم. یکی به لحاظ موقعیت مکانی بود؛ این که هم به آمستردام که ایرانی‌های بیشتری آن‌جا هستند و هم به شهرهای دیگر نظیر لاهه و دلفت و رُتردام که ایرانی‌های زیادی دارند، نزدیک باشد و دسترسی برای علاقمندان راحت‌تر باشد. 

علت دیگر این است که شبکه‌ی جوانان ما، بیشتر از دانشجویان دانشگاه لایدن تشکیل شده است. البته از دانشگاه‌های دیگر هم هستند، ولی بیشتر از لایدن هستند. به همین دلیل این دانشگاه را انتخاب کردیم. ضمن ا‌ین‌که ارتباطی با بخش ایران‌شناسی دانشگاه ندارد. در واقع دانشکده علوم انسانی آن‌جا در این زمینه با ما همکاری نکرد؛ چون موضوع مورد بحث‌اش نبود. 

ما با همکاری و هماهنگی با دانشکده‌ی حقوق لایدن و یکی از انجمن‌های دانشجویی آن‌جا که انجمن دانشجویی بخش فلسفی حقوق است، این برنامه را برگزار می‌کنیم. چون برای آن‌ها این موضوع خیلی جالب بود و حتا دانشجویان و استادان خودشان در این برنامه شرکت میکنند.  

[[photow02]]

<strong>عنوان این برنامه«جنایت علیه بشریت در ایران» است. آیا این عنوان، عنوانی مشترک با برنامه‌ای هست که در شهر برلین برگزار می‌شود یا این عنوان را شما، مستقل از آن انتخاب کرده‌اید؟</strong> 

نه. این عنوان در واقع یک اصطلاح حقوقی بین‌المللی است. جنایاتی که در سطح بین‌المللی می‌توانند دولت‌ها را به آن محکوم بکنند، سه دسته محسوب میشوند. یکی نسل‌کشی است، دیگری جنایات جنگ و سومی جنایت علیه بشریت است. بحث این میزگرد این است که آن‌چه در ایران در سی سال گذشته اتفاق افتاده و الان به شکل دیگری باز بارز شده است، در کادر جنایت علیه بشریت می‌گنجد و در واقع مصداق جنایت علیه بشریت است. 

و برای مثال سازمان عفو بین‌الملل که به این نشست دعوت شده است و متخصص ایران‌اش را به این نشست می‌فرستد، می‌گوید که خب، بحث نقض حقوق بشر در سی سال گذشته  وجود داشته و ما هم بحث نقض حقوق بشر را می‌کنیم و حتا یک آمار هم از آن ارائه می‌دهیم. ولی اینکه بتوانیم قضاوت کنیم که آیا این مصداق جنایت علیه بشریت هست یا نه، آن وظیفه‌ی ما نیست. 

در واقع این بحثی است که به لحاظ حقوقی و تخصصی دکتر پیام اخوان به آن می‌پردازد که خودش یکی از سرشناس‌ترین وکلای بین‌المللی است و در محاکمات یوگسلاوی و رواندا نقش خیلی کیفی و اساسی داشته است. از زوایای دیگر، یعنی از زوایای جامعه‌شناسی و سیاسی و روابط بین‌الملل، مابقی شرکت‌کننده‌ها هستند که به آن می‌پردازند.  

[[photow01]]

<strong>آیا شما در این برنامه قصد دارید که بیشتر به خشونت‌هایی که اخیراً در ناآرامیها در ایران اتفاق افتاده است بپردازید، یا به طور کلی آن‌چه را در ۳۰ سال گذشته ایران تجربه کرده است، موضوع بحث قرار می‌دهید؟</strong>  

در واقع، حقوق بشر مرز نمی‌شناسد. یعنی این‌که نمی‌توان آن را به زمان یا مقطع خاصی محدود کرد. واقعیت این است آن چیزهایی که در۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده است، هرکدامشان درمقطع خودشان می‌توانند مصداق جنایت علیه بشریت باشند. 

از اعدام‌های بی‌رویه و بدون محاکمه و آن‌چه که از فردای ۲۲ بهمن، حتا در قبال نظامیان یا ساواکی‌ها یا حتا وزرا و افراد بی‌گناه انجام گرفته است، که بدون پروسه‌ی حقوقی، انجام گرفته و مصداق نقض حقوق بشر است؛ تا کشتار کردستان در سال ۵۸، یا کشتار وسیع سال ۶۰ را درنظر بگیرید؛ قتل عام ۶۷ که خودش یکی از بزرگ‌ترین مصادیق جنایت علیه بشریت است؛ تا اتفاقاتی که در قتل‌های زنجیره‌ای افتاده‌است و این اتفاقاتی که در همین روزها دارد می‌افتد که هنوز ابعاد آن را کسی نمی‌داند. 

بنابراین موضوع این است که طرح حقوقیِ مسأله‌ی جنایت علیه بشریت می‌تواند وجود داشته باشد، ولی تا زمانی که شما اقدامی انجام ندهید در مورد شناساندن واطلاع‌رسانی، آگاه کردن و بعد بردن آن به مراجع قضایی که این اصلاً ساده نیست و کار خیلی نفس‌گیر و طاقت‌فرسایی است؛ این محکومیت انجام نمی‌گیرد یا با این عنوان شناسایی نمی‌شود. برای همین الان تلاش ما این است. 

در واقع نقشی که الان این شبکه‌ی جوانان با برگزاری این میزگردها دارد بازی میکند، این است که این بحث را بیشتر به جامعه‌ی آکادمی و جامعه سیاسی این‌جا ببریم و تلاش کنیم که این بحث را بشناسانیم و ضرورت این‌که باید در این رابطه اقدام بشود را برجسته کنیم.  

اشاره کردید که این برنامه در هلند و لایدن در پی برنامه‌ای که شبکه جوانان در برلین برگزار می‌کنند، برگزارمی‌شود. آیا هدف خاصی در این همکاری دنبال می‌شود؟ فکر می‌کنید که برنامه‌های مشترک بعدی را هم بتوانید در همین راستا برگزار کنید؟ این همکاری را چطور باید دید؟ 

در حقیقت، این همکاری، هیچ همکاری سازمان‌دهی‌‌‌شده‌ای نیست. در واقع آنها هم جمعی هستند از دانشجویان و جوانان مختلف، ما هم به همین شکل. آشنایی ما هم خیلی اتفاقی بوده است؛ از آن‌جایی که ایده‌هایمان ایده‌های یکسانی بوده است، با جوانان کلن، برلین و بلژیک در ارتباط قرار گرفتیم. ولی این‌که به صورت سازمان‌دهی‌شده، بخواهیم فرض کنیم تصمیم‌گیری واحد و مشترکی داشته باشیم، نه! با این‌که با هم همکاری میکنیم. 

ضمن این‌که چه اهداف آنها، چه اهداف ما، گذشته از این‌که سعی می‌شود تمرکز آن روی تحولات داخل کشور و نیازهای فعلی جامعه باشد، ولی می‌تواند از همه سنخ، از کارهای فرهنگی تا فعالیت‌های حقوق بشری و فعالیت‌های اجتماعی باشد. بنابراین ما هیچ برنامه‌ی ثابت یا کمپینی را دنبال نمی‌کنیم. ما تلاش‌مان این است که متناسب با نیاز روز و آن چیزی که در حد امکانات و توان‌مان است، فعالیت‌هایی را ترتیب دهیم.  

<strong>آیا متن سخنرانی‌های روز یکشنبه و بحث‌هایی که صورت می‌گیرد منتشر خواهد شد؟</strong>  

الان، برنامه به این شکل است که در واقع  سه بخش است؛ بخش اول سخنرانی است، که سخنرانی افراد میزگرد سخنرانی‌ای‌ طولانی نخواهد بود، بلکه سخنرانی کوتاهی خواهد بود. ما متن سخنرانی‌ها را درخواست کرده‌ایم. عموم سخنرانان گفته‌اند که سخنرانی‌شان زنده خواهد بود و متنی در اختیار ما قرار نداده‌اند. البته ما مشکل ترجمه داشتیم و به همین دلیل به متن آنها نیاز داشتیم. 

قسمت دوم که قسمت بحث و گفت ‌و گو است که طبیعتاً غیرقابل پیش‌بینی است و همان‌جا به طور زنده انجام میشود. این‌که این‌ها به صورت مکتوب منتشر بشوند، به همت ما بستگی دارد که بعد بتوانیم این متن‌ها را پیاده و منتشرکنیم؛ ولی هنوز اطلاعی نداریم.  

[[photow03]]

<strong>در آخر، در مورد شبکه‌ی جوانان پیشرو ایرانی در هلند برای ما توضیح بدهید و بگویید که از چه کسانی تشکیل شده‌ است. چگونه یک چنین شبکه‌ای در هلند پدید آمده است؟</strong>

اول، همان‌طور که از اسم‌اش پیدا است، این یک شبکه است. یعنی گروه، انجمن یا سازمان نیست. همه‌ی اعضای شبکه مثل هم هستند. دوم، آن‌طور که از انتخاب اسم‌اش مشخص است، فراگروهی است. یعنی اساساً هیچ تعلق سیاسی، گروهی و سازمانی ندارد. تنها چیزی که هست، این است که وقتی شما علیه نقض حقوق بشر فعالیت می‌کنید، طبعاً دیگر نمی‌توانید با آن ناقضین حقوق بشر در یک خط قرار بگیرید. ما فراتر از این دیگر اصلی را مبنا قرار نداده‌ایم. 

ما، اصول اعتقادی اصلی‌مان، دموکراسی وعدالت اجتماعی و پایبندی به فعالیت‌های جامعه مدنی است. علاوه براین، به این علت می‌گوییم «جوانان»، چون هم تشکیل‌دهندگان آن عموماً دانشجوهای دانشگا‌های مختلف هلند هستند و گذشته از این هم، به لحاظ این که فضایی نو هست ومی‌خواهند فعالیتی نو سازمان بدهند؛ از این بابت است که نام آن «شبکه جوانان» است. و این که پیش‌رو هم هست، یعنی این‌که محافظه‌کار نیست؛ یعنی نمی‌خواهد پایبند مسائل سنتی سابق بماند و می‌خواهد که حرفی نو داشته باشد.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/10/post_143.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/10/post_143.html</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 09 Oct 2009 16:50:54 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شب سبز آمستردام</title>
         <description>کنسرت محمدرضا شجریان و گروه «شهناز» شب بیست و ششم سپتامبر در سالن ١٧٥٠ نفری «رای» (RAI) در آمستردام، با حضور ۱۵ نوازنده زن و مرد برگزار شد.

آن‌چه که در میان شرکت‌کنندگان در این کنسرت چشم گیر بود استفاده از رنگ سبز بود. بسیاری از مردم با استفاده از لباس‌ها و نمادهای سبز در این برنامه شرکت کرده بودند. عده‌ای هم پیش از شروع برنامه، دستبندهای سبز در حمایت از جنبش سبز ایران بین حضار توزیع می‌کردند.

[[photow01]]

در ابتدای این برنامه، برنامه‌گذار این کنسرت ضمن خوشامدگویی از مردم درخواست کرد در طول اجرا از گرفتن عکس و فیلم، چه با دوربین و چه با موبایل، خودداری کنند اما چیزی که در تمام مدت برنامه جلب توجه می‌کرد، فلاش‌های پیاپی دوربین‌های عکاسی بود!

اما در کنار آن تنوع سازهایی که استفاده می شد بسیار جالب توجه بود. سازهایی تقریباً به تعداد نوازنده‌ها؛ که برخی ساخته‌ی خود محمدرضا شجریان هستند و در واقع گویا از این کنسرت برای معرفی این سازهای جدید استفاده شده بود. اما متأسفانه تنظیم صدا در بخش اول برنامه بسیار ضعیف بود.

این برنامه در دو بخش با فاصله‌ی استراحت ٢٠ دقیقه ای اجرا شد. آن‌چه که در زمان استراحت خودنمایی‌می کرد، به یکدیگر نشان دادن نمادهای سبزی بود که توسط شرکت کنندگان استفاده شده بود! بسیاری در طول زمان استراحت به بحث در مورد آن‌چه این روزها در ایران می‌گذرد می‌پرداختند و برخی هم به سازهای جدیدی که در این کنسرت استفاده شده بود، اشاره می‌کردند. 

در بخش دوم برنامه، کیفیت صدا بسیار بهتر از بخش اول بود. از بخش‌های جالب این کنسرت، می‌توان به تک‌نوازی و هم‌نوازی‌ها مثل هم نوازی «قانون» و «سنتور» اشاره کرد.

نکته جالب توجه این بود که تصویری زیبا از پرویز مشکاتیان، نوازنده و آهنگساز فقیدی که چند روز پیش درگذشت، در تمام طول اجرا در کنار گروه حضور داشت.

[[photow02]]
در پایان این برنامه و اجرای قطعاتی از آلبوم جدید شجریان، پس از دقیقه‌ها دست ‌زدن‌های ممتد مردم و سوت کشیدن‌ها و درخواست ترانه‌هایی مانند «درد مشترک»، «تفنگ‌ات را زمین بگذار» یا «مرغ سحر»، گروه شهناز به یاد پرویز مشکاتیان «درد مشترک» را اجرا کرد که حاضرین در سالن هم با آن‌ها هم صدا شدند.

این گروه پس از دست زدن‌های پیاپی مردم صحنه را ترک کردند. اما کف زدن‌ها و سوت‌ها قطع نشدند و دقیقه‌ها ادامه داشتند. مردم هم‌چنان «استاد» را می خواستند و تصنیف‌ها درخواستی خود را. تا این‌که برنامه‌گذار به پای میکروفن آمد و به مردم اطمینان داد که شجریان «مرغ سحر» را خواهد خواند و تأکید کرد که: «فراموش نکنید حق گرفتنی است!» که این گفتار موجب دست زدن‌های بیشتر مردم شد و سرانجام گروه شهناز بار دیگر به روی صحنه آمدند و با تکان دادن دست برای حاضرین و تعظیم و تشکر چندباره، بر جاهای خود نشستند و «مرغ سحر» را، این‌بار هم، با همراهی سالن اجرا کردند.

این گروه، پس از اجرای این ترانه به‌یادماندنی و پس از ابراز احساسات‌فراوان مردم، اهدای گل و دستبندهای سبز به محمدرضا شجریان، صحنه را ترک کردند. و سپس نوبت حاضرین بود که صحنه را از آن خود کردند و سرود «ای ایران» و بعد از آن هم «یار دبستانی» را همگی با هم سر دادند و با شور و انرژی و با خاطره‌ای به یادماندنی، سالن را ترک کردند.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/09/post_142.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/09/post_142.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و جامعه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 28 Sep 2009 13:01:03 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«فکر نمی‌کردیم مشارکت این‌قدر باشد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>امروز صبح در کنسول‌گری ایران در لاهه، برخلاف سایر انتخابات شلوغ بود و ایرانیان باید به نوبت وارد سفارت می‌شدند. پس از وارد شدن به سالن اخذ رای در یک صف به نوبت رای خود را به صندوق می‌ریختند.

پس از رای دادن مردم با هم حرف می‌زدند و در رابطه با کسی که به او  رای داده‌اند و این‌که چرا در این انتخابات شرکت کرده‌اند، با هم بحث می‌کردند.

خیلی از کسانی که با آنها صحبت کردم کسانی بودند که در طول حکومت جمهوری اسلامی یا در انتخابات شرکت نکرده بودند و یا فقط در اولین انتخابات شرکت کرده بودند. تعداد افرادی که به کاندیداهای اصلاح طلب رای داده بودند خیلی بیشتر از آقای احمدی نژاد بود.

چندین نفر از هواداران آقای احمدی نژاد بودند که در حیاط و حتی در سالن سعی می‌کردند که مردم را قانع کنند به احمدی نژاد رای بدهند. لازم به تذکر است این افراد از کارمندان سفارت نبودند.

از مسئول مطبوعاتی سفارت درخواست مصاحبه کردم ولی ایشان گفت که حق مصاحبه با رسانه‌ها را ندارد.
ولی توانستم بدون ضبط، سئوالاتی را از وی بپرسم.</small></strong>

<strong>تا این لحظه تعداد شرکت کنندگان در مقایسه با ۹ دوره گذاشته چگونه بوده است؟</strong>

تا این لحظه قابل مقایسه با دوره گذشته نیست. من فکر می‌کنم که شرکت مردم حتی در مقایسه با دوره اول آقای خاتمی بیشتر بوده است.

<strong>شما در سایت سفارت وقت رای دادن را تا ساعت ۱۸ اعلام کرده‌اید. ایا این زمان برای مردمی که از شهرهای دور می‌آیند و یا تا ساعت ۱۸ باید کار کنند، کم نیست؟</strong>

ما اگر فکر کنیم این طور است از تهران درخواست می‌کنیم که چند ساعت اضافه مرکز اخذ رای باز باشد. 

<strong>چرا شما بر خلاف سایرسفارت خانه‌ها در کشورهای مختلف، صندوق سیار ندارید، سفارت ایران در هلند و فقط در لاهه صندوق دارد؟</strong>

ما فکر نمی‌کردیم که مشارکت این‌قدر باشد و احساس نیاز نمی‌کردیم. شاید این تجربه‌ای برای انتخابات بعدی خواهد بود.

<strong>چرا نمایندگان کاندیداها به عنوان ناظر در اینجا حضور ندارند؟</strong>

وزارت خارجه تصمیم گرفته و باید از آنها پرسید.

<strong>چرا در این انتخابات شرکت ایرانیان خارج کشور زیاد است؟</strong>

من فکر می‌کنم که جامعه رشد کرده و جو عوض شده است. دیگر دوران جنگ نیست و هر سال ما در ایران یک میلیون ونیم فارغ تحصیل دانشگاهی داریم و این مردم برای بوجود آوردن تغییر در ایران این باردر انتخابات شرکت فعال می‌کنند. 

من فکر می‌کنم نمی‌شود با دروغ و آمار دروغ مردم را فریب داد. چون هر خانواده ایرانی یک تحصیل‌کرده دارد  و می‌تواند دروغ و راست را تشخیص بدهد.

<strong>تعدادی از زنان و دختران، از هواداران کروبی و موسوی بدون داشتن روسری به پای صندوق‌های رای در سفارت رفته بودند و در حیاط سفارت با مردم صحبت می‌کردند. 

وقتی از چند نفر از آنها سئوال کردم که چرا اینکار را کرده‌اند، در جواب گفتند که همان‌طور که کروبی و حامیانش در برنامه‌های خود گفته‌اند حجاب باید اختیاری باشد و این شروع کار است که ما باید در خارج کشور و در مراجعه به سفارت خانه‌ها آن را آغاز کنیم.</strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_141.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_141.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 12 Jun 2009 15:48:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایرانی‌ها یک‌نوع اروپایی‌اند»</title>
         <description><![CDATA[این هفته بحث انتخابات ایران به مرکز مناظرات فرهنگی ـ سیاسی در آمستردام نیز کشیده‌شد. این مرکز که «دِبالی» نام دارد روز پنج‌شنبه جلسه‌ای تحلیلی تحت عنوان «وضعیت دموکراسی در ایران» برگزار کرد.

در بروشورهای تبلیغاتی این همایش، جُستار اصلی مورد بحث این‌گونه نوشته شده ‌است: «رئیس اصلی در ایران کیست؟ خیلی‌ها ایران را یک دیکتاتوری می‌دانند که احمدی‌نژادِ شدیداً‌ محافظه‌کار، جمهوریِ آن را ریاست می‌کند و آیت‌الله خامنه‌ای آن را رهبری. ولی تقسیم قدرت در ایران بسیار پیچیده‌تر از این‌ها است.»

در ادامه این بروشور آمده ‌است: «مردم ایران دوازدهم ژوئن به صندوق انتخابات می‌روند تا رئیس جمهور تازه‌ای انتخاب کنند. ولی واقعاً‌ انتخابی در این میان وجود دارد؟ هر چه باشد ایران دموکراسی کاملی نیست. قدرت زیادی در آن‌جا در دست شورای نگهبان و خامنه‌ای است. ولی از سوی دیگر خیلی‌ها به این انتخابات به عنوان نقطه‌ای سرنوشت‌ساز و یک نقطه عطف نگاه می‌کنند. بالاخره این انتخابات واقعاً انتخاب است یا نه؟»

مدعوین این همایش عبارت بودند از پیمان جعفری، کارشناس علوم سیاسی و نویسنده کتاب «ایرانی دیگر»، پاول اَرتس، کارشناس امور خاورمیانه، نَنی دِفریس، تاریخ‌دان، باستان‌شناس و نویسنده کتاب از «از اصفهان تا افس» و توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی روزنامه اِن.اِر.سِ هلند در ایران که از طریق تماس تلفنی در این جلسه شرکت کرد.

جستارگشایی جلسه نیز بر عهده «روتخِر فان درهوفن» از نشریه «دِخِرونه آمستردامر» (آمستردامی سبز) بود.

<strong>«شورای نگهبان هم روزی تسلیم می‌شود»</strong>

همایش با حضور بیش از صد تن برگزار شد که حدود هشتاد درصد حاضران را هلندیان علاقه‌مند به موضوعات ایران تشکیل می‌دادند. آقای فان درهوفن در آغاز صحبت‌هایش بیان کرد که برای آمریکایی‌ها به‌راستی سخت است که بدانند در ایران با چه کسی باید صحبت کنند. وی تقسیم قدرت در ایران را به شبکه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده تشبیه کرد و از حضار خواست تا در مورد وضعیت مردم‌سالاری در ایران نظر بدهند.

در این میان سه نظر از سوی حاضران در همایش بیان شد. از دید یکی از حضار هلندی، ایران یک شبه‌دموکراسی است، از دید نفر دوم اگر مردم ایران بخواهند و فشار بیاورند شورای نگهبان هم بالاخره تسلیم می‌شود و از نگاه شخص سوم الان با آمدن باراک اوباما، وضعیت جهانی هم پذیرای مردم‌سالاری در ایران است و ایرانیان بهتر است از این فرصت استفاده کنند.

[[photow01]]

<strong>«الگوی ایران هلندی است»</strong>

پیمان جعفری به عنوان اولین شخص از اعضای دعوت‌شده به همایش سر صحبت را باز کرد. وی ایران را کشوری پویا نامید که از زمان انقلاب مشروطه در جست‌وجوی مردم‌سالاری است و می‌توان به تغییر، و ظرفیت مردم ایران برای این تغییر اعتماد داشت.

به باور او در ایران با دایره‌هایی از قدرت مواجه هستیم. در ایران رهبر از نظر تئوری قدرت مطلقه دارد ولی در عمل همیشه در تصمیم‌گیری‌ها با این دایره‌های مختلف هم مشورت می‌کند. رهبر با این مشورت‌ها دیگران را هم در جریانات دخیل می‌کند و از این طریق، تقصیرها به گردن یک‌نفر مشخص نمی‌افتد. از نظر او، این دایره‌ها همه مهم‌اند. برای نمونه رهبر نمی‌تواند بدون مجلس عمل کند و رئیس جمهور و دایره او هم در زمینه اقتصاد کشور نقش مهمی دارند.

آقای پاول ارتس، نفر دوم دعوت‌شده نیز با این نظر موافق بود. از دید او، در حکومت ایران الگویی شبیه الگوی رایزنی هلندی حاکم است. الگوی رایزنی هلندی که الگوی پولدر* نامیده می‌شود معمولاً به عنوان روشی کاملاً ویژه هلند مطرح می‌شود. در این روش، افراد ذی‌نفع یک نهاد یا نظام همیشه با یکدیگر در تماس و مشورت هستند و قدم به قدم قرار و مدارهایی می‌گذارند. این قرارها ممکن است الزام‌آور نباشد ولی جهت حرکت طرف‌های ذی‌نفع را هم‌چنان هم‌سو نگه می‌دارد. به نظر او آیت‌الله خامنه‌ای هم در ایران در هر قدم همیشه مقدار زیادی مشورت انجام می‌دهد.

از نظر خانم ننی دفریس، آیت‌الله خامنه‌ای از این الگوی رایزنی به عنوان اهرمی استفاده می‌کند تا بتواند گروه‌های مختلف را زیر نظر داشته‌باشد و روش «اختلاف بینداز و حکومت کن» را بهتر عملی کند.

<strong>«ایرانی‌ها اروپایی‌اند»</strong>

آقای پاول اَرتس در ادامه در بخشی از صحبت‌هایش چنین گفت: «من ایران را هفت سال پیش کشف کردم. پیش از آن تنها با کشورهای عربی سر و کار داشتم. میزان تعامل ایران با اعراب، بسته به این‌که در کدام کشور عرب باشید فرق می‌کند. مثلاً در یمن که خیلی وقت را در آن‌جا گذراندم هیچ صحبتی از ایران نبود ولی درعربستان به‌ویژه بین مقامات دولتی‌اش همیشه حرف از ایران است.»

آقای ارتس ادامه داد: «همیشه فکر می‌کردم ایران کشوری خیلی پیچیده است و برای همین سراغش نمی‌رفتم. بعد که یک‌بار به ایران رفتم متوجه شدم واقعاً پیچیده است. از دید من ایران با جهان عرب به شدت متفاوت است. ایران نسبت به کشورهای عربی خیلی به اروپا شبیه‌تر است. من ایرانی‌ها را نوعی اروپایی دیدم. سطح فکر و تحصیل مردم و روحیه‌شان به ما نزدیک است.»

این کارشناس امور خاورمیانه در مورد مردم‌سالاری در ایران گفت: «هفته‌نامه انگلیسی اکونومیست دموکراسی را این‌گونه تعریف کرده: "حق استخدام و اخراج دولت." بنابر‌این اگر این تعریف را قبول کنیم باید گفت ایران تا این‌جا نوعی دموکراسی است. البته دموکراسی ایران نواقص زیادی دارد.»

<strong>«خودبرتربینی اروپا»</strong>

نفر دوم یعنی خانم ننی دفریس صحبت‌های خود را این‌طور ادامه داد: «من اولین بار به هنگام حفاری باستان‌شناسی تمدن قدیمی قوم تراکیه در اروپای شرقی با آثاری از ایران مواجه شدم. ما همیشه در غرب یاد گرفته‌ایم که همه‌چیز از یونان باستان آمده و ریشه همه‌چیز در آن‌جا است. وقتی دیدم تمدن تراکیه تمام روابطش با ایران باستان بوده و ریشه بسیاری از داشته‌های آن‌ها ایران است شوکه شدم. با این کشف، تمام آن قالب اروپامحوری که در ذهنم ساخته بودند فروریخت. بیشتر که خواندم دیدم که برای ما در غرب یک تصویرسازی غلط از ایران درست کرده‌اند. ایرانیان مقیم هلند هم که برخی‌شان از دوستان من‌اند همواره قربانی این تصویرسازی هستند. برای نمونه در یک مهمانی دیدم که زنان هلندی به زنان ایرانی می‌گفتند "شما خیلی الان خوش‌حالید که می‌توانید بدون حجاب در مهمانی برقصید، نه؟" توضیحات زنان ایرانی هم برای روشن کردن آن‌ها سودی نداشت. این طرز تفکر و خودبرتربینی در اروپا حاکمیت دارد.»

[[photow02]]

<strong>«احمدی‌نژاد از زن‌ها ترسیده»</strong>

پیمان جعفری، در ادامه صحبت‌های خود به تحلیل بیشتر وضعیت سیاسی ایران پرداخت. پیمان گفت: «در ایران "آزادی بیان" هست ولی "آزادی پس از بیان" نیست! با این وجود خیلی از جوان‌ها سعی می‌کنند حرف‌هایشان را بزنند و صحبت از جدایی دین از سیاست در بین دانشجویان و خیلی از جوان‌ها تابو نیست. زن‌ها و جوان‌ها قدرت گرفته‌اند. حمله‌ای که دیشب محمود احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی به زن آقای موسوی کرد نشانگر ترس جناح او از این قدرت‌نمایی زن‌هاست. مردم الان پخته شده‌اند و می‌دانند که خود مسأله بیان کردن مطالبات حتی اگر ترتیب اثری داده نشود نیروزا است.»

<strong>«عیار دموکراسی در ایران چند است؟»</strong>

پس از آن توماس اردبرینک، خبرنگار هلندی مقیم ایران، از طریق تماس تلفنی نظرات خود را از تهران برای حاضران در سالن آمستردام این‌گونه توضیح داد: «من هشت سال است که در ایران زندگی می‌کنم. الان معتقدم که میرحسین موسوی شانس زیادی برای انتخاب شدن دارد. سوال این‌جاست که آیا محمود احمدی‌نژاد و وزارت کشور، شکست خود را قبول خواهند کرد یا نه. برای من این مسأله، میزان و ترازو است و عیار دموکراسی در ایران را مشخص خواهد کرد. این‌که آیا مردم اجازه دارند دولت را برکنار کنند یا نه، موضوع اصلی و حیاتی است. ضمانتی برای صداقت انتخاباتی در ایران نیست ولی کروبی و موسوی امیدوارند شرکت خیلی زیاد مردم در انتخابات سیلی بشود که تقلبات را هم بی‌اثر کند. محسن رضایی هم اعلام کرده که قصد دارد نظارتی موازی برای وارسی صندوق‌های رأی بگذارد.»

آقای اردبرینک ادامه داد: «تفاوت نظر در بین مردم شهر و روستا در ایران زیاد است. برای شهری‌ها آبروریزی‌های احمدی‌نژاد در خارج از کشور مسأله مهمی است. در روستاها برعکس خیلی‌ها تصور می‌کنند وجهه ایران در جهان بهتر شده. موسوی به مردم شهر امید داده‌است. من در مصاحبه‌ای که با داماد میرحسین موسوی کردم دیدم که منزل او سبکی مدرن داشت و طرز فکر خانواده او به نظرم نسبتاً مدرن می‌آید. مردم در این‌جا می‌گویند: اوضاع احمدی‌نژاد را که می‌دانیم، حالا به موسوی رأی می‌دهیم، شاید او بهتر باشد.»

به نظر توماس اردبرینک بهترین کاری که غرب می‌تواند بکند پذیرفتن وضعیت ایران و حضور بیشتر شرکت‌های غربی در ایران است تا از این طریق طبقه متوسط در ایران رشد کند و سکوی بهتری برای پیشرفت جامعه درست شود.

<strong>«کار احمدی‌نژاد با آمریکا راحت‌تر است»</strong>

در بخش‌های پایانی همایش، در رابطه با روابط ایران و آمریکا آقای پاول ارتس نیز نظر خود را این‌گونه عنوان کرد: «اگر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور بشود بالاخره ناچار است برای اقتصاد هم که شده با آمریکا معامله کند. شانس او برای تعامل با آمریکا حتی از موسوی هم بیشتر است چون‌ او با چالش‌های موسوی در این مورد مواجه نیست. موسوی اگر بخواهد به آمریکا نزدیک بشود جناح محافظه‌کار خود آقای احمدی‌نژاد چالش‌های سنگینی برایش درست می‌کنند.»

در پایان همه مدعوین موافق بودند که دولت بوش و فشارهایش بر ایران مانع پیشرفت دموکراسی بود و حضور اوباما در صحنه می‌تواند فرصت خوبی در این راستا باشد. پایان‌بخش همایش، موسیقی تلفیقی ایرانی ـ هلندی گروهی از نوازندگان به سرپرستی سهند صاحب‌دیوانی بود. آقای صاحب‌دیوانی از نوازندگان و داستان‌گویان ایرانی مقیم هلند است که در رشته موسیقی سنتی ایرانی تحصیل کرده. خواندن اشعاری از مولانا در سبک خاص در لابلای این موسیقی تلفیقی، جوی خاص به این همایش بخشید.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_140.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_140.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 06 Jun 2009 18:30:59 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«برای آزادی کارگران دستگیر شده تلاش می‌کنیم»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در ادامه‌ی واکنش‌هایی که دستگیری‌های امسال روز جهانی کارگر در ایران برانگیخته است، گروه کوچکی از ایرانیان مقیم هلند به نشانه‌ی اعتراض مقابل پارلمان هلند در لاهه دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
این اعتصاب غذا از روز ۲۲ ماه می آغاز شده است و تا روز پنجشنبه ۲۸ ماه می، هفتم خرداد ادامه داشته است.

در همین رابطه روز پنجشنبه به محل اعتصاب رفتم و با یکی از اعتصاب کنندگان گفت‌وگویی کردم.</small></strong>

<strong>چطور و چگونه شد که تصمیم به سازماندهی چنین اعتصابی در جلوی پارلمان گرفته‌اید و روند شکل‌گیری این ایده چگونه و از کجا آغاز شده است؟</strong>

پس از دستگیری کارگران در ایران و بقیه‌ی شهرستان‌ها جلسه‌ی پالتاکی برگزار شد که فراخوان آن را کمیته‌ی همبستگی برلین داده بود. در آن جلسه بیش از ۲۰۰ نفر شرکت کردند و نظرات مختلفی داده شد و ۳- ۴ ساعت در مورد آن بحث شد.

در ادامه قرار شد که بروند ببینند در محیط پیرامون‌شان چه کاری می‌توانند انجام بدهند و سپس برای هماهنگی مجددا جلسه تشکیل داده شود.

[[photow01]]

در جلسه‌ی بعدی که با تعداد کمتری و با حدود ۱۶۰ نفر برگزار شده به نتیجه‌ی واحدی برای هماهنگی نرسیدیم. ایمیل لیست گروهی درست شد که هر کس توانایی‌های خود را به آن ایمیل لیست منتقل کند. اما آن‌طور که انتظار داشتیم آن ایمیل لیست فعال نشد. 

بیان این موضوع از نظر تشریح هماهنگی ماجرا بود. چون گروه‌هایی که هستند گرایشات و دریافت‌های مختلف دارند.

<strong>ظاهرا یکی از اعتراض کنندگان در طی روند اعتصاب دچار مشکل جسمانی شده که با صلاحدید کادر پزشکی، ایشان این اعتصاب غذا را در روز چهارشنبه شکستند. همین‌زور است؟</strong>

دوست ما بیماری سختی داشتند و به هیچ وجه هم نباید اعتصاب می‌کرد. اما به خاطر عرق دوستانه‌اش در همبستگی با ما خواست که در دوره‌ی محدودی اعتصاب غذا کند که متاسفانه دچار عارضه‌ و بی‌هوشی شد و به بیمارستان منتقل گردید.

[[photow02]]

<strong>واکنش مقامات هلندی چگونه بوده است؟</strong>

طبق آخرین خبری که نیم ساعت پیش به یکی از وابستگان ما ایمیل کردند فورزیتر حزب سوسیالیست اسپی پنج سوال را به وزیر امور خارجه داده که باید جواب بدهد. البته هنوز جواب این سوالات را نداده است.

با وجود این که تاکنون ما از دو کانال تلاش کرده‌ایم؛ اما نتوانسته‌ایم با حزب اسپی تماس بگیریم.
یکی از دوستان ما که در میدلبور است با او تماس گرفته‌ و ایمیلی ردو بدل شده و از او حمایت کرده‌اند. روز چهارشنبه هم فردی به نام گادیو فان هونت با ما ملاقات داشت. که بیانیه‌ی ما را امضا و تایید کرد و قول داد که امروز این را به یک بحث پارلمانی تبدیل بکند.

[[photow03]]

<strong>این سه نفر اعتصاب کننده‌ی ایرانی مقیم هلند قرار است تا چند روز آینده همچنان در کنار پارلمان هلند از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ بعداظهر و تا زمان دریافت پاسخ یا واکنشی از سوی مقامات هلندی به اعتصاب غذای خود ادامه بدهند.</strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_139.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_139.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 29 May 2009 15:00:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد، علاقه به علم است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>انجمن علمی ایرانیان در هلند یا ایسان (ISAN) شنبه، بیستمین سالگرد تأسیس خود را به همراه اعضا و علاقه‌مندانش با برگزاری برنامه‌های مختلف جشن گرفت.

به همین بهانه با مهندس نوید عطاردیان از اعضای قدیمی و عضو هیأت مدیره این انجمن گفت و گو کردم.</small></strong>

[[sound]]

<strong>نوید جان می‌توانید برا‌ی ما از تاریخچه ایسان بگویید؟</strong>

۲۰ سال پیش دقیقاً در ماه می چند تا از دانشجویان دانشگاه دلفت تصمیم به تشکیل این گروه گرفتند. اگر بدانید آن سال‌ها یک موجی از دانشجویان ایرانی در ایران دانشجو بودند و آمده بودند هلند تا ادامه تحصیل بدهند و با هم همبستگی داشتند.

از یک طرف همه ایرانی بودند و از طرف دیگر همه در هلند بودند و همه عاشق علم و به این علاقه داشتند که هم خودشان یاد بگیرند و هم آنچه را یاد گرفته‌اند با یکدیگر در میان بگذارند.

چند تا از بچه‌ها در آن زمان تصمیم گرفتند یک گروه کاری درست بکنند که ماهی یک بار دور همدیگر جمع بشوند و برای همدیگر تعریف بکنیم که چه درس‌هایی می‌خوانیم و چه چیزهای تازه‌ای یاد گرفتیم. در واقع پایه‌ی انجمن در آن زمان گذاشته شد‌.

<strong>چند نفر بودید که دور هم جمع می‌شدید؟</strong>

اولین جلسه‌ها یادم هست که ۳۰ ـ ۴۰ نفر دور هم جمع می‌شدیم و همین خط را ادامه دادیم. ایرانی‌هایی که آمدند اینجا به نحوی درگیر مسایل سیاسی بودند. یا از مسایل سیاسی صدمه دیده بودند یا خودشان را خیلی درگیر کرده بودند.

به هر حال به این نتیجه رسیده بودیم که آنچه ما را به هم پیوند می‌دهند علاقه به علم است و اگر وارد مسایل سیاسی و یا مسایل دیگری بشویم، مسایلی که مربوط به اعتقادات فردی است باعث اختلاف خواهد شد.

در واقع همین خط را از بیست سال پیش در پیش گرفتیم و در اساسنامه خودمان ذکر کردیم که انجمن، انجمنی است صرفاً علمی و هدفش این است که جوانان ایرانی را چه در هلند و چه در ایران، به ادامه تحصیل و یادگیری تشویق بکند.

همین هم باعث شده است که توانسته‌ایم در این بیست سال انجمن را حفظ بکنیم و تقریباً سالی چهار یا پنج برنامه علمی داریم که در زمینه‌های مختلف است. از اواسط سال‌های ۹۰ وقتی گروه جدیدی از ایرانی‌ها وارد هلند شدند ما که مدت طولانی‌تری بود اینجا بودیم، دیدیم تجربه‌هایی داریم که ممکن است به درد دوستان دیگرمان و کسانی که تازه آمده‌اند، بخورد.

به همین دلیل شروع به برگزاری یک سری برنامه‌های توضیحی و اطلاعاتی در مورد کار و تحصیل در هلند کردیم. این کار را با همکاری تعدادی از تشکیلات هلندی در شهرهای مختلف انجام دادیم. سال پیش موزه بزرگی در آمستردام، یک نمایشگاه در مورد ایران داشت و ما برنامه بازدید از آن موزه را گذاشتیم.

سعی می‌کنیم برنامه عید را هر سال برگزار بکنیم که بچه‌های ما با فرهنگ ایرانی آشنا شوند، البته همه ما در خانه جشن می‌گیریم ولی دوست داریم بچه‌های ما هم آن حالت جشن را بگیرند و بدانند. سعی می‌کنیم به نحوی حاجی فیروز و عمو نوروز را فراموش نکنند. در نتیجه فقط مسأله‌ی سخنرانی علمی نیست. کارهای دیگری هم انجام می‌دهیم ولی همه حول محور یادگیری، علم و تعلیم و تربیت است.

<strong>بیست سال پیش، این انجمن با این هدف شکل ‌گرفت‌ که دستاوردهای علمی خود را و چیزهایی را که یاد گرفتید با یکدیگر به شراکت بگذارید، راجع به آن بحث بکنید و سخنرانی بگذارید، اینترنت نبود یا در آن سال‌ها به این شکل مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. شاید ایرانی‌‌ها نیاز داشتند که با یکدیگر در جمعی جمع بشوند و به زبان خودشان به زبان فارسی بحث‌های علمی بکنند ولی خیلی از جوان‌ها الان در جامعه هلندی به شکلی جا افتاده‌اند و به علت این‌که دیگر مشکل زبان و انطباق با جامعه را ندارند سخنرانی‌ها را در مراکز و جاهایی که فعال هستند به زبان هلندی یا انگلیسی دنبال می‌کنند‌. یا حتی از طریق اینترنت آن اطلاعاتی را که لازم دارند، می‌گیرند. فکر می‌کنید با این وجود‌، نیاز به انجمن ایسان در جامعه امروز ایرانیان هلند چقدر است؟</strong>

در واقع نمی‌توانم به سوال شما جواب بدهم. اگر نگاه بکنید، امروز که یک روز تعطیل است و در یک آخر هفته  طولانی نیز بوده است و با این هوای خوبی که است، ۱۵۰ نفر دور هم جمع شده‌اند و همه‌ی روز را از صبح تا الان مشغول بحث و هم‌فکری در مورد علم هستند.

به شما حق می‌دهم، روش‌های جدید ارتباطی از جمله اینترنت نقش بسزایی در روابط امروزی افراد دارد. و آن‌ها می‌توانند از این طریق اطلاعات را با هم رد و بدل بکنند. ولی این‌ها جای رابطه انسانی و در کنار هم بودن را نمی‌گیرد. یک ارزش به آن اضافه می‌کند ولی جای آن را نمی‌تواند بگیرد.

این با هم بودن و ارتباط‌های اجتماعی جای خودش را دارد و انجمن به این جنبه ارزش می‌دهد. همه با خودمان فرهنگ ایرانی را داریم، همه ما در هلند هستیم و همه به علم علاقه‌مندیم. این سه عامل را که با هم جمع بکنیم دلیل زنده بودن این انجمن است و افراد با علاقه می‌آیند و در جلساتش شرکت می‌کنند.

<strong>انجمن علمی ایسان چه حمایتی می‌تواند از دانشجویان و دانش‌پژوهان ایرانی بکند. به عنوان مثال، سال گذشته دولت هلند تصمیم داشت برای دانشجویان ایرانی ممنوعیت یا محدودیت تحصیلی ایجاد بکند‌. ایسان چقدر توانست از این قشر دانشجو و دانش‌پژوه ایرانی حمایت بکند؟</strong>

کاری را که ما کرده‌ایم، می‌توانم به شما بگویم، اما این‌که تا چه حد موثر بوده است، نمی‌توانم درست تخمین بزنم. آنچه می‌دانم این است که به محض این‌که این مسأله عنوان شد انجمن علمی ایرانیان از اولین تشکیلاتی بود که نسبت به آن اعتراض کرد. خودم در روزنامه فیننشال داخلد (‌Het Financieele Dagblad‌) در این مورد مقاله نوشتم.

خیلی نسبت به این موضوع توجه شد و من چندین مصاحبه کردم. به هر حال کاری که ما می‌توانستیم انجام بدهیم این بود که مردم هلند را از این‌که چنین قانونی گذاشته شده است آگاه بکنیم. فکر می‌کنیم این قانون درست نیست. حتی در دادگاهی شرکت کردند. به هر حال این انجمن برنامه‌های توضیحی هم در این مورد گذاشت.

مورد دیگری که در آن باره خیلی کار کردیم مسأله‌ی مهاجران علمی است. شرکت‌های هلندی به دلیل مشکلات اقتصادی که درگیرش شدند کارمند‌هایی را که با قانون «مهاجران علمی» به هلند آمده بودند، اخراج کردند.

انجمن علمی باز هم جزو اولین گروه‌هایی بود که در کل هلند به این قضیه بلافاصله اعتراض کرد. چون اعضای ما جزو کسانی بودند که اخراج شدند در نتیجه سریع‌تر از همه کس می‌دانستیم که این مشکل وجود دارد‌. این است که فکر می‌کنم انجمن در این زمینه‌ها به خصوص خیلی موثر بوده است و فعالیت زیاد داشته است.

<strong>چقدر از هم‌صنف‌های خودتان در ایران حمایت کردید؟</strong>

خیلی کم.

<strong>علتش چه بود؟</strong>

زمانی که در بم زلزله شد، انجمن یاری کرد و با کمک انجمن، مدرسه‌ای در شهر بم ساخته شد که همه‌ی اطلاعتش موجود است. زمانی که دانشگاه‌های ایران شروع به کمک کردن به مدارس ایران کرده بودند که اینترنت در اختیارشان بگذارند انجمن تعدادی کامپیوتر تهیه کرد و تا حدودی همکاری کرد که این پروژه موفق بشود.

چیزی که خیلی با آن برخورد می‌کنیم این است که دانشجویان از ایران با ما تماس می‌گیرند و تقاضا می‌کنند که به آن‌ها در مورد امکان تحصیل در هلند اطلاعات بدهیم‌. اکثراً مسأله تحصیل در حد دکترا است. واقعیت را به شما بگویم ما در این مورد زیاد کاری نکردیم و خیلی هم مشکل است در این زمینه کاری بکنیم.

چون پیدا کردن آن پروفسورهایی که پروژه دارند و قبول می‌کنند که دانشجو بگیرند کار ما نیست و نمی‌توانیم آن‌ها را به راحتی پیدا بکنیم. به شما حق می‌دهم که ما در این زمینه فعالیت زیادی نداشته‌ایم و الان هم در مدت کوتاه، به نظرم نتوانیم کاری بکنیم.

<strong>به غیر از کمک در جهت علمی دانشجویان ایران که شما صحبتش را کردید، بحثی است که زمان ۱۸ تیر ۷۸ میان اعضای انجمن و ایرانیان هلند به راه افتاد که از آن زمان که دانشجویان با مشکلات سیاسی مواجه شدند و هم‌صنف‌های دانشجویان ایرانی در هلند بودند، انجمن نقش خاصی در حمایت از آن‌ها نداشت. در این باره چه توضیحی دارید که بدهید؟</strong>

مسأله‌ی جالبی را مطرح می‌کنید. آنجایی که مثل امروز، مسأله حق و حقوق صنفی دانشجویی یا حقوق تحصیل‌کرده‌های بالای ایرانی یا هلندی که مشغول به کار هستند، مطرح می‌شود انجمن خیلی فعال است.

آنجایی که مسایل سیاسی ایران نقش بازی می‌کرده است و مسأله دانشجویان، مسایل سیاسی بوده است انجمن با این قضیه خیلی مشکل داشته است. دلیلش هم همان مسأله‌ای است که در مورد پایه انجمن به شما گفتم که از روز اول به این نتیجه رسیدیم که اگر انجمن بخواهد در مورد مسایل سیاسی ایران موضع بگیرد، هدف اصلی انجمن که نزدیک کردن افرادی است که عاشق علم و یادگیری هستند و آنچه را یاد گرفته‌اند می‌خواهند با هم در میان بگذارند‌، تحت شعاع قرار می‌دهد.

در حال حاضر در اعضای انجمن افرادی هستند که ما هیچ‌ وقت نمی‌پرسیم چه دید سیاسی یا چه عقیده مذهبی دارند ولی آنچه را من مطمئن هستم این است که همه جور عقاید سیاسی و مذهبی عضو انجمن هستند و موضع‌گیری در موردی که بخواهد این هدف اصلی انجمن را زیر سوال ببرد، برای ما خیلی سخت است.

الان هم نمی‌توانم به شما قول بدهم که اگر مورد مشابه‌ای پیش بیاید، انجمن چگونه عکس‌العمل نشان خواهد داد و هیأت مدیره باید تصمیم بگیرد که چگونه عکس‌العمل نشان خواهد داد.

<strong>از این برنامه برای ما بگویید که چطور پیش رفت؟</strong>

خیلی خوب و خیلی بیشتر از آنچه ما انتظار داشتیم. امروز در مرکز مدیریت De Baak که مربوط به کارفرمایان هلندی است یک روز «فضای باز» است برای هرچه مربوط  به علم و آموزش است.

فقط کسانی که دعوت شدند می‌توانستند بیایند، و افرادی هستند که عاشق یاد گرفتن هستند و کسانی که آنچه را یاد گرفتند با علاقه به دیگران می‌گویند و شما می‌بینید که دقیقاً همان اساس و پایه انجمن ما است.

جزو برگزار کنندگان این «فضای باز» در مرکز مدیریت بودم و به آن‌ها گفتم که انجمن ما هم همین اساس را دارد و خیلی استقبال کردند و دعوت کردند که انجمن هم در این فستیوال آموزشی شرکت بکند.

در برنامه‌ای که امروز داشتیم چیزی حدود ۴۰ ـ ۴۵ نفر شرکت کرده بودند. اولین بخش آن نگاهی بود به بیست سال فعالیت انجمن‌، در قسمت دوم، چند تا از پزشکان خانواده که عضو انجمن هستند در مورد سیستم پزشکی هلند توضیح دادند.

بعد صحبتی بود از یک استاد فلامنگوی ایرانی که اولین و تنها استاد فلامنگو در دنیا است و درجه استادی دارد. بخش کوچکی هم من و شروین نکویی تهیه کردیم که مقاله‌ای است در مورد Intercultural Leadership in Education که آن هم بعداً چاپ خواهد شد و قسمت آخرش هم یک رقص فلامنگو بود که همان استاد فلامنگوی عضو انجمن انجام داد.در واقع ما این را به این روز به تشکیلات، کادو دادیم و برنامه امروز با آن تمام شد.

<strong>اگر بخواهید این بیست سال را جمع‌بندی بکنید و با توجه به آنچه امروز در موردش صحبت کردید، آینده انجمن ایسان را چطور می‌بینید؟</strong>

خیلی مثبت نگاه می‌کنم. فکر می‌کنم اگر نگاه بکنید به امروز و این‌که ما توانستیم در یک روز تعطیل و در همچین شرایطی وسط یک تعطیلی طولانی، این همه آدم علاقه‌مند به علم را دور هم جمع بکنیم و با توجه به این‌که علم چیزی است که می‌تواند آینده بچه‌های ما را تضمین بکند، برای هر فعالیتی که این را تقویت و تشویق بکند آینده خوبی پیش‌بینی می‌کنم. انجمن هم تا زمانی که اهداف خودش را فراموش نکند و برای یادگیری انرژی بگذارد، پا برجا خواهد بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_138.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_138.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 May 2009 16:30:57 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ترغیب روس‌ها، میانجی‌گری انگلیسی‌ها»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>تماس ایران و ناتو پس از سی سال جدایی، حضور ایران در کنفرانس افغانستان در لاهه هلند، اخراج علی دایی از سرمربی‌گری تیم ملی، و پیدا شدن جسد یک دختر هلندی در باغچه یک ایرانی مقیم هلند، از عنوان‌های خبری هفته گذشته در رسانه‌های هلند بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرها در این پیوند در رسانه‌های کشور هلند:</small></strong>

<h4>«ترغیب روس‌ها، میانجی‌گری انگلیسی‌ها»</h4>

روزنامه دپرس در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: در آستانه کنفرانس بزرگ افغانستان در لاهه، مقامات آمریکایی و ایرانی در مورد رویکرد نسبت به این مسأله با یکدیگر رایزنی داشته‌اند. این دو دشمن بالفطره سابق در صحبت‌های خود در مورد امکان مهار خشونت در کشور همسایه ایران نیز گفت‌ و گو کردند.

روزنامه بریتانیی ساندی تایمز نوشته ‌است که دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی امروز در مسکو دیدار کرده‌اند. دیدار این مقامات به ترغیب روسیه صورت گرفته ‌است. یکی از دیپلمات‌های غربی حاضر در این دیدار گفت: «این نخستین بار در دو سال اخیر است که من نسبت به مسأله افغانستان خوش‌بین هستم.»

این خبر ادامه داد: رهبری هیأت آمریکایی را پاتریک مون، یکی از مقامات ارشد آمریکا در امور آسیای جنوبی و میانه بر عهده داشت. ایران، مهدی آخوندزاده، معاون وزیر خارجه خود را به مسکو فرستاده بود. یک فرستاده بریتانیایی نیز به عنوان میانجی در این دیدار حضور داشت.

[[photow01]]

<h4>دیداری جالب توجه</h4>

روزنامه دپرس روز ۲۷ مارس نوشت: یان پتر بالکِن‌اِنده، نخست‌وزیر هلند، دیدار میان ایران و ایالات متحده که قرار است هفته آینده در خاک هلند روی دهد را «جالب توجه» توصیف کرد. هر دو کشور اعلام کرده‌اند که هفته آینده به کنفرانس افغانستان در لاهه خواهند آمد.

بالکن‌انده روز جمعه پس از نشست وزراء به خبرنگاران گفت: «باید دید که این دیدار چه حالتی به خود خواهد گرفت. ولی هر طور که باشد دیداری جالب توجه است.» بالکن‌انده، معتقد است در کنفرانس افغانستان که روز سه‌شنبه در «همایشگاه جهانی» در لاهه برگزار می‌شود چشم‌انداز آینده مد نظر همه خواهد بود.

بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل نیز این هفته به وسیله نامه از شرکت‌کنندگان در همایش خواسته است تا تمرکز خود را متوجه آینده کنند و از خطاهای گذشته همدیگر چشم‌پوشی کنند.

نخست‌ وزیر هلند در صحبت‌های خود افزود: «امسال در افغانستان انتخابات ریاست‌ جمهوری برگزار می‌شود و این یک لحظه حساس است.» وی افزود: «ما فصل جدیدی را آغاز می‌کنیم و باید برای آینده تصمیمات جدید گرفته بشود.»

[[photow02]]

<h4>«به خاطر هلند شد که ایران آمد»</h4>

روزنامه تراؤ، در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: ماکسیم فرهاخن، وزیر خارجه هلند روز یک‌شنبه در برنامه تلویزیونی بایتن‌هوف اظهار داشت: «تصمیم ایران برای شرکت در همایش افغانستان تنها زمانی قطعی شد که معلوم شد هلند کشور دعوت‌کننده است.» وی افزود: ایران اول تصمیم نداشت به کنفرانس بیاید و نقش هلند در تغییر این تصمیم نقشی اساسی بود.»

هلند همیشه طرفدار و مشتاق رویکردی موسوم به «رویکرد دو خطه» نسبت به ایران بوده‌است: از یک طرف باید با مقامات ایران وارد گفت ‌و گو شد و از سوی دیگر باید علیه برنامه هسته‌ای ایران دست به تحریم زد.

هنوز آشکار نیست ایران چه کسی را به لاهه خواهد فرستاد. به نظر آقای فرهاخن ممکن است در کنار همتای ایرانی‌اش، منوچهر متکی، یک معاون وزیر یا یک سفیر نیز به این همایش بیاید. به گفته آقای فراخن نمی‌شود ارزشی که این همایش برای ایران دارد را با سطح فرستادگان ایرانی به کنفرانس ارزشیابی کرد. به باور او، این مسأله به انجام یک عدد گفت‌ و گو بستگی ندارد بلکه به سرعتی که ایران از این پس آستین‌ها را بالا می‌زند وابسته است.

ماکسیم فرهاخن با کنجکاوی منتظر نحوه برخورد ایران در کنفرانس افغانستان است. به نظر او، جرج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، رویکرد دو خطه اروپا را تحمل می‌کرد ولی خودش در این زمینه فعال نبود. ولی باراک اوباما نشان داده که می‌خواهد از روش اروپایی استفاده کند. بر این اساس، وزیر خارجه هلند معتقد است که ایران باید در لاهه نشان بدهد که دیگر به جهان پشت نمی‌کند.

منبع خبری «نو دات ان‌ال» در خبری در این پیوند چنین نوشت: وزیر خارجه هلند روز یک‌شنبه در برنامه‌ای تلویزیونی گفت: حضور ایران در همایش افغانستان در لاهه برای ثبات منطقه بااهمیت است. اکنون پرسش این‌جاست که آیا ایران به فعالیت خود در جهت جلوگیری از فروش اسلحه از خاک ایران به طالبان خواهد افزود یا خیر.

ایران همچنین باید برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر تلاش کند. فرهاخن اظهار داشت که تنها وقتی معلوم شد هلند میزبان این کنفرانس است ایران با حضور در این همایش موافقت کرد.

<h4>«پیامی برای ایران و سودان»</h4>

روزنامه تراؤ روز ۲۸ مارس چنین نوشت: گفته می‌شود که اسرائیل در ماه ژانویه یک کاروان تسلیحاتی را در سودان بمباران کرده‌ است. این تریلی‌ها ظاهراً برای نوار غزه موشک حمل می‌کردند. رسانه‌های اسرائیل می‌نویسند که این کاروان تریلی‌ها، موشک‌های ساخت ایران و حماس را برای غزه می‌بردند. موشک‌هایی با برد هفتاد کیلومتر که می‌تواند از نوار غزه تل‌آویو را هدف قرار دهد.

این جنگ‌افزار از قطعات ویژه و کوچک قابل سرهم‌بندی دوباره تشکیل شده‌ بود تا بتوان آن‌ها را به راحتی از تونل‌های قاچاق به نوار غزه رساند. انجام حمله هوایی از سوی اسرائیل به این خاطر بوده که این سلاح‌ها خطری واقعی برای آن کشور به شمار می‌آمدند.

این حملات، علامتی است خطاب به ایران و سودان. اول این‌که (در صورتی که اطلاعات اسرائیل درست باشد) این حمله‌ها نشان می‌دهد اسرائیل به اطلاعات خیلی دقیقی دسترسی دارد. و دوم این‌که اسرائیل از هیچ حمله‌ای در هر مکان دور از خانه خود ابایی ندارد.

سودان سال‌ها است که به عنوان بندر آزاد برای سازمان‌هایی که با کمک ایران آموزش می‌بینند عمل می‌کند. سرویس‌های اطلاعاتی غربی حتی سودان را به عنوان «زادگاه جهاد بین‌المللی» به شمار می‌آورند.

سودان همچنین سال‌ها است که به عنوان «مسیر جنوبی» قاچاق ایران که از راه «پورت‌سودان» و مصر به نوار غزه می‌رسد عمل می‌کند. این مسیر از منطقه‌ای دورافتاده می‌گذرد که کنترل کمی روی آن اعمال می‌شود ولی مصر اکنون می‌کوشد تا کنترل مرز خود با سودان را بیشتر کند.

مصر با تردید به روابط میان سودان و ایران می‌نگرد و قاهره نمی‌خواهد که نوار غزه به یک جبهه ایرانی تبدیل بشود. ولی از سوی دیگر، مصر وابسته با آب رودخانه نیل است که از سودان می‌آید و نمی‌تواند این منبع حیاتی خود را به خطر بیندازد.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در مورد حمله موشک‌های اسرائیل به سودان نوشت: «این حمله چیزی در مورد توان اسرائیل برای هدف قرار دادن تأسیسات موشکی ایران بیان نمی‌کند. برای تخریب تأسیسات ایران به موج‌های پیوسته‌ای از بمب‌افکن‌ها نیاز است که مواضع بسیار متعددی را هدف قرار بدهند، مواضعی که بیشترشان در اعماق زمین قرار گرفته‌‌اند.»

[[photow03]]

<h4>«دانشمندان ایرانی در کره شمالی»</h4>

روزنامه دست راستی اِلسِفیر در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: یک گروه پانزده ‌نفره از دانشمندان هسته‌ای ایران در کره شمالی به ‌سر می‌برند تا به این رژیم کمونیستی برای پرتاب موشک کمک کنند. این مطلب را روزنامه ژاپنی یانکئی شیمبون بر پایه منابعی در درون حکومت ژاپن اعلام کرده ‌است.

بنا‌بر‌این خبر، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران نامه‌ای را همراه این کارشناسان اتمی برای کیم جونگ‌ایل، دیکتاتور کره شمالی فرستاده و در آن بر اهمیت همکاری فضایی میان دو کشور تأکید کرده ‌است.

این روزنامه ژاپنی همچنین از پرتاب دومین موشک توسط کره شمالی خبر می‌دهد. این موشک میان‌برد می‌تواند خاک ژاپن را نیز هدف بگیرد. کره شمالی پیش از این اعلام کرده‌ است که یک ماهواره مخابراتی پرتاب خواهد کرد ولی بنگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و ژاپن معتقدند که این‌ها آزمایش‌هایی مخفی برای ساخت موشک‌هایی است که برد آن‌ها به ایالات متحده نیز برسد.

[[photow04]]

<h4>«‌پرسترویکا در ایران»</h4>

روزنامه دپرس در شماره ۲۵ مارس خود نوشتاری داشت زیر این عنوان. در این نوشتار می‌خوانیم: توماس پی.ام. بارنِت (Thomas P.M. Barnett) کارشناس ژئوپولیتیک نظامی آمریکا معتقد است که در ایران یک پرسترویکا (بازسازی سیاسی) در جریان است. وی می‌گوید:

«لحن آخوندمنشانه محمود احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که حکومت ایران خطرناک‌تر از پیش است ولی در اواخر عمر خود نیز به ‌سر می‌برد. انقلاب، شکست خورده، و هر وقت که یک انقلاب به زور بخواهد خود را بازسازی کند این نشانه پایان عمر آن است.»

بارنت معتقد است: «تغییر از سر و روی ایران پیداست. به باور من ایران هم راه اتحاد شوروی را خواهد رفت. بین ده تا بیست سال آینده یک پرسترویکا به سبک گورباچف در ایران روی خواهد داد. هفتاد درصد مردم ایران زیر سی سال سن دارد. این نوجوانان زمان انقلاب ۱۹۷۹ و جنگ با عراق را به یاد نمی‌آورند بلکه ساله‌های نود در خاطرشان است یعنی زمانی که آزادی بیشتر بود. و الان عرصه بر همین نوجوانان تنگ شده ‌است.»

وی ادامه می دهد: «افزون بر این حکومت ایران فرصت‌های اقتصادی برای مردم ایجاد نمی‌کند. وضعیت تندرستی همگانی خراب است. نرخ رشد جمعیت به شدت رو به کاهش است و فرار مغزها بسیار شدید است. همه این‌ها نشانه‌های بیماری رژیم است. در ایران، هم محافظه‌کاران درجه یک وجود دارند و هم محافظه‌کاران فن‌سالار سبک گورباچف. محافظه‌کاران فن‌سالار، به علاوه میانه‌روها به اضافه اصلاح‌طلبان گروه بسیار بزرگ‌تری را نسبت به تندروها تشکیل می‌دهند.»

<h4>دانشجوی ایرانی، ‌دانشجوی برتر خارجی</h4>

امید مجیدپور، دانشجوی ایرانی دانشگاه آزاد آمستردام، برنده جایزه ای‌سی‌اچ‌او (ECHO Award 2009) شد. این جایزه هر ساله به دانشجویان غیر غربی دانشگاه‌های هلند که دارای استعدادهای درخشان باشند اعطا می‌شود.

امید مجیدپور که دانشجوی مدیریت بازرگانی بین‌المللی است همچنین به عنوان یکی از اعضا هیأت «هلند متحد» برگزیده شده ‌است. این هیأت در سال ۲۰۰۹ از سوی سازمان ملل به عنوان «بهترین هیأت دانشجویی بین‌المللی» در دانشگاه هاروارد ایالات متحده انتخاب شد و قرار است اعضاء آن به مدت شش ماه از سوی سازمان ملل در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصاد جهانی آموزش ببینند.

امید مجیدپور به خاطر «درخشیدن در تحصیل و فعالیت‌های خارج از تحصیل خود در جهت ارائه تصویر مثبت از دانشجویان خارجی» به این جایزه دست یافته ‌است. آقای پلاسترک، وزیر آموزش، فرهنگ و علوم هلند قرار است روز یکم آوریل امسال در شهر روتردام جایزه ای‌سی‌اچ‌او را به این دانشجوی ایرانی اعطا کند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_137.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_137.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 30 Mar 2009 17:13:13 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هفت‌سین ایرانیان هلند</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>معمولاً رسم بر این است که زمان تحویل سال با خانواده همگی دور سفره هفت‌سین جمع شویم. پدر آیاتی از قرآن را یا غزلی از حافظ را زمزمه کند و بعد با صدای ساز و دهل و شلیک توپ و این حرف‌ها که از رادیو یا تلویزیون پخش می‌شود، سال تحویل بشود همه همدیگر را ببوسند و بعد پدر از لای قرآن یا حافظ چند اسکناس نو در بیاورد و به بچه‌ها عیدی بدهد.

و مادر هم شیرینی مخصوص عید را به همه تعارف کند تا همه دهنشان را شیرین کنند. بعد هم دید و بازدید عید شروع می‌شود. دیدن مادربزرگ، پدربزرگ، و کلاً بزرگان فامیل و ۱۳روز مهمانی و آجیل و شیرینی‌.

اما این رسم و رسوم بیشتر مخصوص ایران است. وقتی اینجا بیرون از ایران هستی، گاهی به دور از خانواده حال و هوای عید یک جور دیگر است.

به سراغ چند جوان ایرانی مقیم هلند رفتم تا ببینم بچه‌ها اینجا نوروز را چطور می‌گذرانند‌.</small></strong>

[[sound]]

<strong>الناز چند سال است که هلند هستی؟</strong>

۲۴سال است که هلند هستم.

<strong>چند سالته؟</strong>

۲۶ سالمه.

<strong>پس خیلی کوچولو بودی یعنی دو سالت بود که به هلند آمدی؟</strong>

حدوداً.

[[photow01]]

<strong>در این ۲۴ سال که به هلند آمدی هر سال نوروز را چه کار کردی؟</strong>

هر سال نوروز را با فامیلم دور هم بودیم.

<strong>هر سال جشن گرفتید؟</strong>

هر سال تا جایی که شده همیشه جشن گرفتیم‌. چیزی بوده که باز هم دور هم جمع می‌شدیم و یک مدتی بود که تنها با پدر و مادرم هلند بودم و با آن‌ها نوروز را جشن می‌گرفتم.

بعد که بقیه فامیل‌ها با هم جمع شدیم دیگر سعی می‌کردیم همیشه همگی دور هم باشیم. روزی است که خوش می‌گذرد. تازگی یک سال جدید را جشن می‌گیریم.

<strong>تو که با فرهنگ هلند بزرگ شده‌ای نوروز برایت حس شروع یک سال جدید را دارد یا این‌که بیشتر حس می‌کنی با سال جدید میلادی سال جدید را شروع کرد‌ه‌ای؟</strong>

با جفتش احساس می‌کنم. سال جدید میلادی جشن می‌گیریم و می‌گویم سال جدید است. ولی چون با نوروز فصل بهار شروع می‌شود احساس  می‌کنم همه چیز جدید است و شکوفه‌ها به من این حس را می‌دهد که یک سال جدید است.

<strong>مثل امسال که سال تحویل به وقت هلند حدوداً یک ربع به یک بعد ‌از ظهر است و معمولاً همه سر کار و کلاس و برنامه‌های خودمان هستیم، موقع سال تحویل چه کار کردی‌؟ مثلاً آن روز را مرخصی گرفتی یا این‌که مجبور بودی سر کلاس باشی و بعد از آن با خانوادت برنامه ‌داشتی؟</strong>

همیشه مرخصی گرفته‌ام. اگر درس داشتم تعطیلی گرفتم. برای من خیلی مهم است که در لحظه‌ی سال تحویل با فامیل دور هم باشیم.

در واقع همیشه سعی کردم که کل روز تحویل سال تعطیل باشم. امسال ساعت یک ‌ربع به یک است‌. اگر نصف شب هم بود فرق نمی‌کرده‌. همیشه روز نو را تعطیل کرده‌ام.

<strong>در جشن‌های ایرانی شرکت می‌کنی؟ معمولاً کنسرت یا دیسکو و یا جشن‌های مختلفی برگزار می‌شود، هیچ‌وقت به آن رفته‌ای؟</strong>

آره، همیشه.

<strong>امسال هم می‌روی؟</strong>

امسال نه، نمی‌روم. ولی سال‌های پیش همیشه می‌رفتم. با دوستانم با فامیل‌هایم بوده‌ام بازهم احساس دیگری است که با ایرانی‌ها دور هم هستیم و سال جدید را با هم جشن می‌گیریم.

<strong>با وجودی که دو ساله بودی به هلند آمدی آن‌طور که من می‌بینم خیلی با سنت‌های ایرانی خودت را مشغول کردی. در این چندسال و در مدتی که اینجا بودی. در دوستان دور و برت هم می‌بینی کسی که از سن کم به اینجا آمده‌، این‌قدر به سنت‌های ایرانی مثل نوروز علاقه‌مند باشند و برای آن‌ها مهم باشد؟</strong>

راستش زیاد کسی را نمی‌شناسم که هم‌سن خودم باشد و به هلند آمده باشد. ولی از کسانی که حدوداً هم‌سن بودیم بعضی‌هایشان آره و بعضی‌هایشان هم نه.

بعضی‌ها می‌گفتند هیچ‌وقت در فامیلشان معنی نداشته که نوروز را در هلند دور هم باشند. بعضی‌ از بچه‌ها هستند که فقط با پدر و مادر هستند و برای پدر و مادر خیلی مهم است که لحظه تحویل سال دور هم باشند.

[[photow02]]

<strong>پیام، چند سال است که هلند زندگی می‌کنی؟</strong>

حدود هفت سال است که هلند هستم. یعنی دقیقاً شش سال و ده ماه‌.

<strong>با خانواده‌ات آمده‌ای؟</strong>

نه تنها آمده‌ام.

<strong>برای چی به هلند آمدی؟</strong>

برای درس ‌خواندن.

<strong>درست را تمام کرده‌ای؟</strong>

اگر بخواهم راستش را بگویم نه هنوز یک ‌مقداری مانده است.

<strong>در این هفت سال که در هلند آمدی، دور از خانواده‌ات بوده‌ای هر سال نوروز چه حسی داشتی؟</strong>

هر سال نوروز... بعضی‌ موقع‌ها حس غربت را بیشتر احساس می‌کردم، دقیقاً وقتی نوروز می‌شد آن حال و هوای عید را آدم اینجا کامل حس نمی‌کند.

ممکن است یک مقدار حال و هوای بهار را حس کنی ولی حال و هوای عید را نمی‌توانی حس کنی. اینجا مخصوصاً وقتی کنار خانواده نیستی، بعضی وقت‌ها یک مقداری حس غربت را بیشتر می‌کند.

<strong>می‌دانم که در موقع سال تحویل، یک موقع‌هایی وسط روز است یک موقع‌های نصف ‌شب، یک موقعی سر کلاسیم، یک موقعی سر کاریم با زمان کاری و زندگی ما در هلند جور در نمی‌آید. تو معمولاً زمان سال تحول را چه کار می‌کنی‌؟</strong>

حقیقتش در این چندسال گذشته هر موقع سال تحویل بوده یعنی روز عید را هر جا که بودم از قبل سعی کردم کاملاً آزاد باشم. یعنی اگر کلاس داشتم سرکلاس نرفتم‌. یا اگر باید کار می‌کردم، سعی کردم از قبل مرخصی بگیریم که بتوانیم با دوستان دانشگاه یا دوستان بیرون از دانشگاه دور هم جمع شویم و کمی حال و هوای عید را زنده کنیم.

<strong>به هر حال سعی خودت را کردی که حال و هوای عید را به خودت بدهی. هفت‌سین هم می‌چینی؟</strong>

حقیقتاً امسال هفت‌سین را نچیدم. ولی دو سال پشت سر هم هفت‌سین چیده‌ام. امسال نه. معمولاً هفت‌سین نمی‌چینم‌.

<strong>چطور می‌خواهی حال و هوای نوروز به خودت بدهی وقتی هفت‌سین نمی‌چینی؟</strong>

خب موقع تحویل سال نو خانه خودم نیستم.

<strong>کجا می‌روی؟</strong>

یا خانه یکی از دوستانم که سفره هفت‌سین می‌چیند جمع می‌شویم. یا در جمع ایرانی‌ها که آنجا هفت‌سین است و حال و هوای عید را بیشتر می‌شود حس کرد، می‌رویم.

مثلاً چند سال قبل با بچه‌های دانشگاه یک سالن گرفتیم و موقع تحویل سال آنجا بودیم و هفت‌سین چیدیم و حال و هوای عید را اینجوری زنده کردیم.

[[photow03]]

<strong>سارا عید امسال می‌خواهی چه کار کنی؟ برنامه‌ات چیست؟</strong>

قرار است خانه یکی از دوستان جمع شویم.

<strong>ساعت تحویل سال، روز جمعه و روز کاری است. تو تحویل سال را چه می‌کنی‌؟</strong>

روز کاری است. ولی ما با چند تا از دوستان تعطیلی گرفته‌ایم. خانه‌ی یکی از بچه‌ها جمع می‌شویم و قرار است با هم جشن بگیریم، دوستم سفره هفت‌سین درست کرده است.

<strong>خودت هم در خانه‌ات هفت‌سین درست‌کرده‌ای‌؟</strong>

نه. خانه‌ نیستم، هیچ‌چیزی هم نداشتم. در واقع چون دور هم جمع می‌شویم و سال تحویل را آنجا هستیم کار ویژه‌ای در خانه انجام نداده‌ام.

<strong>یعنی سال‌های قبل سفره هفت‌سین را می‌چیدی ولی امسال نچیدی؟</strong>

نه، چون هیچ‌وقت از خودم خانه‌‌ی نداشتم این کار را نکرده‌ام. همیشه یک جایی بوده‌ام که دیگران هفت‌سین درست کرده‌اند و در واقع از زحمت‌های دیگران سوء استفاده کرده‌ام.

<strong>ساعت یک ربع مانده به یک، چطور متوجه می‌شوید که سال تحویل شده‌؟ ماهواره دارید یا رادیو گوش می‌دهید‌؟</strong>

دوستم ماهواره دارد و در واقع کانال‌های ایرانی را می‌گیریم می‌فهمیم که سال تحویل شده و مثل همه ایرانی‌ها، جیغ می‌زنیم می‌پریم تو بغل همدیگر و ماچ و بوسه می‌کنیم.

می‌گوییم عیدت مبارک، دمبت سه چارک و از این حرفا‌. یعنی فکر می‌کنم خیلی از آن کارهایی که خیلی از ایرانی‌ها در همه جای دنیا می‌کنند.

<strong>عیدی هم به هم‌دیگر می‌دهید‌؟</strong>

نه، چیز خاصی نداشتیم که عیدی بدهیم.

<strong>همه حال و هوای عید به آن عیدی دادنش است؟</strong>

الان وضیت اقتصادی جهان خیلی خوب نیست. نمی‌توانیم به هم عیدی بدهیم.

<strong>آرزوی خاصی برای خودت در سال جدید داری‌‌؟</strong>

والا ما داریم در اروپا زندگی می‌کنیم باید در سال سه تا آرزو بکنیم‌.

<strong>چرا سه بار؟</strong>

در واقع دو بار. یک بار سال میلادی، یک‌بار روز تولدت و یک‌بار هم نوروز آرزو می‌کنیم. من هم برای خودم آرزو کردم که خودم را جدی بگیرم و کارهایی که علاقه‌مندم را انجام بدهم.

<strong>از جمله؟</strong>

یک مقدار در آن فضایی بروم که همیشه آرزویش را داشته‌ام‌. بقیه هم خصوصی‌تر است.

<strong>آهان پس مرموزی! نمی‌گی؟</strong>

آره دیگه همه چیز را نمی‌شود گفت.

<strong>با خانواده‌ات برنامه خاصی نداری؟</strong>

نه همه خانواده جاهای مختلف دنیا هستند. امسال تنها هلند هستم و با خانواده جشن نمی‌گیرم و با دوستانم هستم.

<strong>کنسرت و دیسکو نمی‌روی؟</strong>

قرار است شب جایی که شاهنامه‌خوانی است، برویم. بعد احتمالاً بیرون می‌رقصیم و چیزی می‌نوشیم ولی برنامه ایرانی نیست.

<strong>عید ایرانی را با برنامه هلندی می‌گذرانی؟</strong>

شاهنامه‌خوانی یک جورایی ایرانی است. ولی بعد از این‌که آن تمام شد ساعت۱۱ ـ ۱۲ هلندی می‌شود، می‌رویم توی کلوپ‌های هلندی برای رقص و...

<strong>به شما خوش بگذرد.</strong>

ممنون.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_136.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_136.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 24 Mar 2009 18:13:23 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایران بیشتر می‌خواهد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>پاسخ منفی رهبر ایران به پیام نوروزی باراک اوباما، مرگ امید میرصیافی، وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان، کنار کشیدن محمد خاتمی از انتخابات آینده، و برخورد شناورهای نظامی آمریکا در تنگه هرمز از عناوین خبری این هفته رسانه‌های هلند بود.

با هم مروری داریم به دیگر خبرهای مرتبط با ایران در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>«ایران بیشتر می‌خواهد»</h4>

پیام نوروزی رئیس جمهور ایالت متحده به مردم و دولت ایران این هفته بازتاب بسیار گسترده‌ای در رسانه‌های کشور هلند داشت. باراک اوباما در این پیام خواستار «آغازی نو» در روابط با ایران بر پایه «احترام متقابل» شده‌ است.

روزنامه پرشمارگان تلگراف خبر خود در این باره را زیر این عنوان منتشر کرد: «اوباما دست خود را به سوی ایران دراز کرده ولی ایران بیشتر می‌خواهد.»

در این خبر آمده‌است: ایران روز جمعه به تلاش همگرایی ایالات متحده پاسخ داد ولی با مقداری سردی. رژیم اسلامی در تهران از پیشنهاد باراک اوباما برای «آغاز نو» در روابط دو کشور استقبال کرد، اما ایران می‌گوید که واشینگتن باید اول به تحریم‌های خود که اوایل این ماه تمدید شده پایان ببخشد.

روزنامه ان.ار.س در خبر خود مربوط به پیام نوروزی اوباما، پس از توضیح در مورد درون‌مایه این پیام نوشت: چیزی که رهبران ایران به خصوص، خواهان آنند احترام و به رسمیت شناختن است و این امر در پیام اوباما موجود بود.

این‌که آیا این پیام براستی به گفت‌ و گو یا عادی‌سازی روابط بینجامد البته مسأله دیگری است. در هر دو جناح، گروه‌های مقتدری وجود دارند که اصلاً با همگرایی موافق نیستند.

در جناح ایران برای نمونه می‌شود سپاه پاسداران انقلاب را نام برد که فلسفه وجودی‌اش، وجود این نزاع با آمریکا است و در جناح آمریکایی هم لابی طرفدار اسرائیل را داریم که ایران را به چشم خطر جانی برای اسرائیل می‌بیند و خواهان حمله نظامی به ایران است.

[[photow01]]

<h4>«احمدی‌نژاد، عاشق دعوت شدن به کاخ سفید»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره ۲۰ مارس خود خبری زیر عنوان «ایرانیان، خوشحال از فراخوان اوباما» داشت. این روزنامه پس از توضیح پیام نوروزی اوباما و واکنش‌های مثبت مقامات درجه دو ایران به آن نوشت:

خیلی از ایرانی‌ها خیلی وقت است که امید به بهبود روابط با ایالات متحده دارند. با انتخاب اوباما به ریاست جمهوری، این امید نیز افزایش یافت.

از علی طباطبایی، صاحب یک فروشگاه کیف و کفش در تهران در این‌باره می‌پرسیم. او می‌گوید: «من علاقه دارم که روابطمان بر اساس احترام دوطرفه بهبود پیدا کند.» وی ادامه می‌دهد: «هر وقت چیز مثبتی در مورد روابط احتمالی با آمریکا می‌شنوم احساس خوشحالی می‌کنم. امیدوارم یک روزی این اتفاق بیفتد.»

سعید لیلاز، یک تحلیلگر ایرانی بر این باور است که هم‌گرایی با آمریکا برای اقتصاد و روح و روان ایرانیان خوب است. او می‌گوید: «بیش از نود درصد مردم خوشحال خواهند شد. ما عاشق سبک زندگی آمریکایی هستیم.»

هرمیداس باوند، استاد دانشگاه تهران در این‌باره معتقد است که آب شدن یخ روابط با آمریکا به سود رژیم ایران است. او می‌گوید: «هر رییس‌جمهوری که روابط را با آمریکا دوباره برقرار کند یک‌شبه به محبوبیت دست پیدا می‌کند. احمدی‌نژاد عاشق اینست که هرچه زودتر به کاخ سفید دعوت بشود.»

اما فیروز رجایی، مدیر یک انجمن استشهادی در تهران معتقد است که دوستی با ایالات متحده ‌مثل دوستی میان گرگ و بره، ناممکن است. 

او می‌گوید: «کسانی که توصیه صحبت با آمریکا می‌کنند کسانی هستند که طالب تغییر حکومت اسلامی ما هستند. اما ما رهبر مقاومت علیه ایالات متحده در این جهان هستیم و برای همین الهام‌بخش خیلی‌های دیگر می‌باشیم. ما علاقه داریم همین حالت ادامه یابد.»

[[photow02]]

<h4>«هر کس بیشتر برای خودش خرج می‌کند»</h4>

فرارسیدن جشن ایرانی نوروز، امسال بر‌خلاف سال‌های گذشته در رسانه‌های هلند تا اندازه‌ای بازتاب داشت. نوروز که به خاطر وجود هزاران پناهنده عراقی کردتبار در هلند، تاکنون بیشتر به عنوان «سال نوی منحصراً کردی» و «جشن ملی کردها» در رسانه‌های این کشور معرفی می‌شد، امسال در پی پیام نوروزی رییس‌جمهور آمریکا بازتابی دیگر یافت.

روزنامه ان.ار.س نیز در شماره ۲۰ مارس خود مطلبی داشت در مورد جشن نوروز در ایران.
در بخش‌هایی از این نوشتار آمده‌است:

اوباما، رییس‌جمهور آمریکا سال نو را به همه کسانی که نوروز را جشن می‌گیرند شادباش گفت. عید نوروز در ایران مفصلاً جشن گرفته می‌شود و به سرعت نیز در حال تغییر است.

همه پیش از تحویل سال به شدت در حال خرید هستند. همه باید تا قبل از آغاز سال نو ماهی قرمزهای کوچکی خریده‌باشند. این شیفتگی به خرید تا لحظه آخر، نشان می‌هد که هویت شهرنشینی ایرانی هر روز دارد سنت‌های روستایی قدیمی را بیشتر کنار می‌زند. 

امروزه بیش از ۷۰ درصد از جمعیت ۶۸ میلیونی ایران شهرنشین هستند و ۳۰ درصد بقیه نیز به شدت به شهرها وابسته‌اند.

به این خاطر، روش هزینه کردن وقت و پول در ایام نوروزی به شدت در حال تغییر است. این ایام قبلاًً به‌طور سنتی زمانی بود برای گرد‌هم آمدن خانواده‌ها و آمادگی طولانی برای فرارسیدن نوروز.

پیش از این اکثر مردم در حیاط خود حوضچه و ماهی قرمز داشتند. خودشان درخت سیب داشتند ولی امروزه باید همه چیز را بخرند.

از چند فروشگاه لباس پرس و جو می‌کنیم. می‌گویند که سود فروش آن قبلاً در نوروز بسیار افزایش داشت ولی اکنون فرقی نمی‌کند. آن‌ها می‌گویند قبلاً مردم فقط موقع نوروز لباس نو می‌خریدند ولی امروزه طی تمام سال لباس می‌خرند. فروشنده‌ای به ما می‌گوید: «مردم خیلی از قبل بیشتر پول دارند.»

ناصر فکوهی، استاد مردم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه تهران برای ما توضیح می‌دهد که چگونه در قدیم که همه خانه‌های بزرگ‌تری داشتند، مهمانی‌های نوروزی می‌دادند و همه فامیل دور هم جمع می‌شدند. او آپارتمان‌نشینی را دلیل کاهش این سنت عنوان می‌کند.

او می‌گوید: «از ده سال پیش مردم شروع کردند به خرج کردن به صورت بیشتر انفرادی. مثلاً خرج کردن برای سفرهای خارجی. الان مردم به کسان دیگر پول می‌دهند تا مقدمات نوروزی را برایشان آماده کنند. در نتیجه شهرنشینی، مهمانی‌های جمعی کم‌تر شده و هر کس بیشتر برای خودش پول خرج می‌کند. البته خیلی‌پولدارترها هنوز می‌توانند ده‌ها نفر از فامیل را برای مهمانی به خانه دعوت کنند.»

<a href="http://www.depers.nl/video/311332/Iran-boent-en-poetst-voor-het-nieuwe-jaar.html"><u>پیوند به فیلم گزارش روزنامه دپرس هلند از آیین‌های نوروز (پس از آگهی)</u></a>

[[photow03]]

<h4>«دخالت مذهبی ایران در مراکش»</h4>

روزنامه دپــِرس در خبری با این عنوان نوشت: ایران می‌کوشد در مراکش رخنه کند و مذهب شیعه را در آن‌جا وارد کند. این مطلب را وزیر خارجه مراکش روز یک‌شنبه ابراز داشت.

اکثریت مردم مراکش، سنی هستند. وزارت خارجه آن کشور معتقد است که ایران سعی دارد از طریق نهادها و سازمان‌های فرهنگی، مذهب شیعه را گسترش بدهد. این وزرات‌خانه می‌گوید که در مراکش چندصد نفر شیعه بیشتر زندگی نمی‌کنند.

این انتقاد یک هفته پس از قطع مناسبات با ایران از سوی مراکش ابراز می‌شود. اظهار تردید به حاکمیت بحرین از سوی یکی از مقامات ایرانی باعث شد تا مراکش سنی‌نشین نیز به نشانه حمایت از بحرین سنی‌نشین، پیوندش را با ایران بگسلد.

[[photow04]]

<h4>«چرا فقط کردها؟»</h4>

هَمَن عبدالله، از روزنامه‌نگاران کردتبار هلند اوایل ماه جاری مصاحبه‌ای داشته با شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال ایرانی حقوق بشر. این مصاحبه که در بروکسل بلژیک انجام شده این هفته در تارنمای هلندی‌زبان «روداو»، که به مسائل کردهای عراق و پیرامون آن می‌پردازد منتشر شد.

در بخشی از این مصاحبه می‌خوانیم:

پرسش مصاحبه‌گر از شیرین عبادی: یکی از معروف‌ترین زندانیان سیاسی ایران محمدصادق کبودوند است و شما وکیل مدافع او هستید. داستان او در اصل چیست؟

عبادی: کبودوند از مصادیق آشکار نقض حقوق بشر در ایران است. او یک سازمان برای حمایت از حقوق بشر در کردستان ایران تأسیس کرد و برای همین او را محکوم به ۱۰ سال زندان کرده‌اند. او هم‌اینک در زندان است و وضع تندرستی او هم بسیار بد است. بلایی که بر سر او آمده کاملاً ناحق است. من در این مورد دادخواست فرستاده‌ام و امیدوارم نتیجه‌ای بدهد، چون‌که سلول زندان جای مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران نیست.

مصاحبه‌گر: بنا بر یک گزارش که از سوی وزارت خارجه بریتانیا منتشر شده، زنان، پیروان مذهب بهاییت و کردها در ایران بیشتر از همه تبعیض می‌شوند. آیا شما با این گزارش موافقید؟

عبادی: بریتانیایی‌ها لازم نیست گزارش بدهند. ما هفت سال است این را می‌گوییم. اما چرا شما در میان اقوام فقط از کردها اسم بردی؟ چون اصلیت خودت کرد است؟

مصاحبه‌گر: این نظر من نیست. من دارم از گزارشی که وزارت خارجه بریتانیا منتشر کرده حرف می‌زنم و آن‌ها معتقدند که این سه گروه در ایران از همه بیشتر تحت فشارند...

شیرین عبادی: بله ولی برای نمونه بلوچ‌ها از کردها بیشتر تحت فشارند. و همچنین عرب‌زبان‌ها، ترک‌ها، زنان و افراد سکولاری که به دخالت مذهب در حکومت اعتقاد ندارند. هفته پیش حتی چهل تن از دراویش گنابادی دستگیر شدند و خانقاهشان در اصفهان تخریب شد.

مصاحبه‌گر: آیا شما با این حال نسبت به آینده خوش‌بین هستید؟

عبادی: نظر من اینست که زمانی که ملت بخواهد چیزی تغییر کند بالاخره تغییر می‌کند. اما این که چه‌قدر طول می‌کشد؟ باید منتظر شد و دید.

<h4>«یک تجربه جالب اسکواش در ایران»</h4>

تارنمای خبری اسکواش هلند، «اسکواش‌وب» روز ۲۱ مارس در خبری زیر این عنوان نوشت:

ایران جایی نیست که انتظار بازی اسکواش در آن برود. با این حال هفته پیش جام خلیج فارس در آن‌جا برگزار شد.

دیلان بـِنِت، بازیکن هلندی از شهر آیندهوون که نفر شصت‌ودوم جهان است هم در جزیره کیش تا مرحله نیمه‌نهایی راه پیدا کرد.

از او می‌پرسیم کیش چگونه جزیره‌ای است؟ بنت توضیح می‌دهد: جزیره خیلی کوچکی در ساحل جنوبی ایران است. برای رسیدن به آن‌جا باید اول به دبی پرواز کرد و بعد از آن‌جا با یک هواپیمای خیلی کوچک و درب و داغان راه را ادامه داد. فکر کنم دوازده نفر بیشتر جا نداشت و صندلی‌هایش هم خراب بودند ولی سقوط نکرد.

می‌پرسیم: آیا تورنمنت در ایران تجربه مخصوصی بود؟ می‌گوید: بله تجربه مخصوصی بود. زندگی مردم در آن‌جا خیلی فرق دارد و بسیار هم هوای گرمی دارد. ولی اجازه پوشیدن شلوار کوتاه نداشتیم، حتی در کنار دریا. در کل حوصله‌مان آن‌جا سر رفت. صبح بلند می‌شدیم، صبحانه می‌خوردیم، مسابقه را بازی می‌کردیم و شب هم تلویزیون و خواب. دیگر هیچ. بین ۱ بعد‌از ظهر تا ۸ شب همه جا تعطیل است و شب هم که ساعت ۱۰ ما شام‌مان را خورده بودیم تازه مردم محل بیرون می‌آمدند.

می‌پرسیم: آیا مجبور بودید با شلوار بلند هم بازی کنید؟ بنت می‌گوید: خوشبختانه نه. ولی بعضی وقت‌ها بین بازی‌ها بازیکنان می‌خواستند تی‌شرت‌شان را دربیاورند ولی اجازه این کار را نداشتند چون‌که در میان تماشاچیان زن هم نشسته بود. بعد از اولین بار که این کار را کردیم از ما خواستند تا در جایی که تماشاچی‌ها نبینند تی‌شرت‌مان را دربیاوریم.

سوال کردیم: آیا چیزی از نحوه نگاه ایران به غربی‌ها حس کردید؟ بنت: من حس نکردم که مردم از غربی‌ها خوش‌شان نیاید. مسلماً ما را زیر نظر داشتند ولی این مساله در هند هم هست. من به این عادت دارم. مردم آن‌جا خیلی مهربان هستند.

پرسیدیم: آیا در تورنمنت‌های بعدی ایران هم شرکت خواهی کرد؟ بنت پاسخ داد: بله. الان تجربه دارم و می‌دانم که شرایطش چگونه است. زمین‌های بازی و سازمان‌دهی‌شان عالی بود. اما بار دیگر مقداری خوراکی بسته‌بندی با خودم می‌برم که دیگر بعد‌از‌ظهرها که همه جا تعطیل است، این‌قدر بی‌غذا نمانم.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_135.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_135.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 24 Mar 2009 13:55:03 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عصبانیت ایران از دست هالیوود</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>فراخوان عربستان سعودی علیه ایران، قطع رابطه مراکش با ایران، درخواست ایران از اینترپل برای دستگیری اولمرت، پیشنهاد معامله سپر موشکی اوباما در برابر همکاری روسیه علیه ایران، و آزمایش موشک جدید در ایران از عنوان‌های خبری این هفته رسانه‌های هلند بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مرتبط در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>«هویچ بزرگ‌تر، چماق بزرگ‌تر»</h4>

روزنامه تراؤ در شماره هفتم مارس خود چنین نوشت: راهبرد باراک اوباما در قبال ایران با جرج بوش فرق می‌کند. اوباما هم هویچ بزرگ‌تری در دست گرفته و هم چماق تهدیدآمیزتری.

دستی که اوباما در آغاز کارش قول داده بود به سوی دشمنان ایالات متحده دراز کند بالاخره دراز شد: هیلاری کلینتون پنج‌شنبه این هفته در دیدارش از بروکسل پیشنهاد کرد که ایران هم اجازه شرکت در کنفرانس بزرگی که اواخر این ماه در مورد افغانستان برگزار می‌شود داشته باشد.

این نخستین باری است که یک دولت جدید آمریکا به همگرایی با تهران اقدام کرده. در مدت اخیر تنها از واشینگتن همان صداهای خصمانه و «آشنا» شنیده می‌شد.

کلینتون البته روز چهارشنبه همچنان ایران را متهم کرد که سعی دارد در جهان عرب دودستگی بیندازد، از ترور حمایت می‌کند و اسرائیل و اروپا را تهدید می‌کند.

این خبر روزنامه تراؤ در ادامه آورده است: این‌که اوباما احتمال مذاکرات مستقیم با ایران را باز گذاشته، بزرگ‌ترین هویجی است که اوباما در دستش گرفته. ولی از سوی دیگر در همین هفته در بیانیه مشترک شش قدرت بزرگ که در آن به طور دوستانه از ایران خواسته شده تا غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند چماق بزرگی هم دیده می‌شود.

این بیانیه حکایت از ایجاد یک ائتلاف با طیف بین‌المللی وسیع‌تر علیه ایران داشت. اوباما همچنین به روسیه پیشنهاد کرده که در قبال کمک دیپلماتیک روسیه به ایالات متحده علیه ایران، آمریکا نیز در عوض برنامه سپر موشکی‌اش را کنار می‌گذارد.

همچنین تلاش‌های اخیر اوباما برای بیرون آوردن سوریه یعنی بزرگ‌ترین دوست ایران از آغوش ایران نشان می‌دهد که اوباما سرگرم تشکیل یک ائتلاف وسیع است و می‌خواهد ایران را منزوی کند.

در این برنامه، کشورهای عربی و در رأس آن‌ها عربستان سعودی و مصر حمایتی همه‌جانبه از آمریکا می‌کنند. این کشورها که توسط سنی‌ها رهبری می‌شوند از نفوذ ایران شیعی نگران شده‌اند.

هدف نهایی اوباما این خواهد بود که چنددستگی بین‌المللی در مورد برخورد با ایران که در پی روش‌های قلدرانه بوش ایجاد شده را از پیش پا بردارد. در عوض آن، قصد او ایجاد چنددستگی در میان نخبگان ایران است.

البته از این چنددستگی در میان مقامات ایران فعلی خبری نیست: لحن شدید کلینتون و دیگران طی این هفته با واکنشی به همان اندازه نامطبوع از سوی تهران مواجه شده. شاید هم هویج پیشنهادی تأثیر مطلوب خود را بگذارد.

[[photow01]]

<h4>«ایران اسرائیل را تهدید کرد»</h4>

این عنوان خبری از روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره چهارم مارس این روزنامه بود. در این خبر آمده: محمدعلی جعفری، رئیس سپاه پاسداران ایران روز چهارشنبه اعلام کرد که ایران موشک‌هایی دارد که در صورت حمله اسرائیل می‌توانند اسرائیل را هدف قرار بدهند.

جعفری افزود: «این موشک‌ها بیش از دو هزار کیلومتر برد دارند و می‌توانند به آسانی نیروگاه‌های هسته‌ای اسرائیل را هدف قرار دهند.» وی گفت که اگر اسرائیل حمله کند «ایران پاسخ سختی» خواهد داد.

تأسیسات هسته‌ای اسرائیل به نام دیمونا در بیابان نِگِب در جنوب آن کشور قرار دارد. کارشناسان بر این باورند که در این بیابان مواد لازم برای ساخت ۲۰۰ جنگ‌افزار هسته‌ای انبار شده‌است. اسرائیل هیچ‌گاه اجازه انجام یک بازرسی بین‌المللی از مجمتع هسته‌ای خود را نداده و تاکنون هیچ بازرسی بین‌المللی از دیمونا صورت نگرفته‌است.

[[photow02]]

<h4>«سوریه بدون ایران چیزی نیست»</h4>

روزنامه ان.ار.س در تاریخ چهارم مارس مطلبی در مورد تنش‌زدایی آمریکا با سوریه داشت. در بخش‌هایی از این خبر چنین آمده: در این هفته نیز دو فرستاده آمریکایی به سوریه می‌روند تا با مقامات آن کشور گفت ‌و گو کنند. با این اقدام، واشینگتن رسماً سیاست دولت جرج بوش علیه سوریه را عوض کرد.

برای جرج بوش سوریه یک کشور یاغی به شمار می‌آمد: پایگاه اعزام تروریست به عراق، دارای نفوذ نامطلوب در لبنان، ستون اصلی حزب‌الله لبنان و حماس و یک دوست برای ایران.

برخی از این شرایط اکنون عوض شده، ولی سوریه همچنان بر دوستی خود با ایران پافشاری دارد. عبدالله الدَردَری، نایب نخست ‌وزیر سوریه پیش از این در مصاحبه‌ای با روزنامه ان.ار.س احتمال گسست پیمان با ایران را کاملاً رد کرد.

به راستی نیز هم‌پیمانی با ایران تنها سلاحی است که سوریه در تلاش خود برای بازپس‌گرفتن بلندی‌های جولان از اسرائیل در دست دارد. سوریه، به عنوان کشوری فاقد منابع نفتی مهم که از دیگر اهرم‌های فشار نیز محروم است، بدون حماس، حزب‌الله و ایران هیچ نقشی برای ایفا کردن در خاورمیانه ندارد. سوریه تنها از طریق این هم‌پیمانی توانسته تا کنون برای خود نفوذی در منطقه دست و پا کند.

در مطلبی مرتبطٔ روزنامه تراؤ نیز در شماره پنج مارس خود نوشت: ائتلاف سوریه عرب با پارسیان امری نیست که جزو روابط طبیعی به شمار بیاید. ولی سوریه با این انتخاب چیزی که از دست نداده هیچ، صاحب نفوذ هم شده است. با نفوذ فزاینده حزب‌الله در لبنان، نفوذ سوریه هم در آن کشور افزایش می‌یابد.

این هفته به نظر می‌آید که سوریه به ناگهان کلید حل همه چیز شده ‌است. دولت آمریکا هم‌اکنون سرگرم همگرایی با سوریه است زیرا از راه دمشق می‌تواند بر حزب‌الله، حماس و ایران تأثیر بگذارد.

اسرائیل و مصر هم که در تلاش جلوگیری از لشکرکشی نفوذی ایران در منطقه هستند خود را در اردوی آمریکایی مذاکره با سوریه می‌یابند زیرا سوریه به عنوان کانال انتقال سلاح ایرانی به حزب‌الله لبنان برای آن‌ها دارای اهمیت است.

[[photow03]]

<h4>عصبانیت ایران از دست هالیوود</h4>

روزنامه تلگراف روز دوم ماه مارس تحت این عنوان نوشت: ایران از دست صنعت فیلم آمریکا عصبانی است. یکی از همکاران نزدیک به احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران گفته‌ است که هالیوود باید به خاطر «توهین‌ها و اتهاماتش به ملت ایران» از ایران عذرخواهی کند.

جواد شَمقَدری این انتقاد خود را دیروز در حین بازدید هیأت «فرهنگستان هنرها و علوم تصاویر متحرک» از تهران بیان کرد. فرهنگستان نام‌برده نهادی است که هر ساله اهدای جایزه اسکار را بر عهده دارد.

شمقدری به طور صریح از دو فیلم نام برد که در نظر او در مورد ایران «دروغ‌پراکنی» می‌کنند. این دو فیلم «بدون دخترم هرگز» و فیلم «۳۰۰» بودند.

هیأت هالیوود قرار است روز هفتم مارس با فیلمسازان ایرانی دیدار کند ولی شمقدری در مورد انجام این قرار شک دارد. وی می‌گوید: «چگونه می‌توانیم با فیلمسازان آمریکایی نشست درستی داشته باشیم در حالی که آن‌ها ملت ایران و انقلاب را مورد اهانت و تحقیر قرار می‌دهند؟»

[[photow04]]

<h4>زمین بم همچنان فرو می‌رود</h4>

روزنامه ان.ار.س در شماره پنج مارس نوشت: زمین واقع روی مرکز ژرف زمین‌لرزه بم در سال‌های پس از این زلزله رفته‌رفته پایین رفته و فروکش کرده ‌است. زمین‌لرزه بم در سال ۲۰۰۳ رخ داد و منطقه بم در جنوب شرقی ایران را نابود کرد.

به گزارش نشریه نیچر و از قول زمین‌فیزیکدانان آمریکایی، اندازه‌گیری‌های راداری که با کمک یک ماهواره انجام شده این امر را آشکار کرده ‌است. سازمان فضاپیمایی ای‌اس‌اِی در مدت سه سال و نیم پس از زمین‌لرزه بم روی منطقه اندازه‌گیری راداری کرده و به این نتیجه رسیده ‌است. این نخستین باری است که دانشمندان دگرریختی زمین پس از یک زمین‌لرزه را اندازه‌گیری کرده‌اند.

<h4>خیمه‌شب‌بازی ایران و اسرائیل</h4>

روزنامه تراؤ در یکی از شماره‌های اخیر خود خبری با این مضمون داشت. در بخشی از این خبر آمده ‌است: جاسوسی، رشوه، ارعاب، کبوترهای دوربین‌دار، قتل. همه این‌ها در داستان‌های مربوط به تلاش اسرائیل برای جلوگیری از «بمب اتم» ایران به گوش می‌رسد.

البته هیچ‌کس نمی‌داند واقعیت کدام است و بخش تخیلاتی‌اش کدام است زیرا خبرهای انحرافی و نشت عمدی اطلاعات درست و غلط هم جزئی از این خیمه‌شب‌بازی است. اما یک چیز مشخص است: اسرائیل دارد برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به بمب اتم هر کاری می‌کند.

ایران پیش از این اعلام کرد که در نطنز دو کبوتر را «دستگیر کرده» که حلقه‌های فلزی و سیم‌های «نامرئی» به بدن آن‌ها وصل شده ‌بود. یک سال پیش از این هم در ایران سنجاب‌هایی مجهز به دستگاه موقعیت‌یاب جهانی، ابزار شنود و دوربین‌های کوچک بازداشت شده ‌بودند.

[[photow05]]

<h4>تمرین هلندی‌ها در ایران</h4>

تارنمای خبری فوتبال پریمور روز آدینه گذشته نوشت: تیم ملی هلند احتمالاً در ماه اکتبر یک اردوگاه تمرینی در ایران برپا می‌کند تا با تیم این کشور آسیایی بازی کند. پیشنهاد دیگر، یعنی تمرین فوتبال در استرالیا برای تیم ملی هلند از جاذبه کافی برخوردار نبود و تیم ملی هلند این پیشنهاد را رد کرد.

منبع خبری فوتبال‌نیوز نیز نوشت: تیم فوتبال هلند تاکنون یک بار با ایران بازی داشته. در جام جهانی ۱۹۷۸ تیم هلند به مربی‌گری ارنست هاپل ایران را سه هیچ برد. ضربه‌های سه‌گانه روب رنسن‌برینک برای هلند در آن بازی ثمربخش بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_134.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_134.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 10 Mar 2009 12:30:34 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایران دل بحرین را شکست»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>نامیدن ایران به عنوان «بزرگ‌ترین تهدید برای موجودیت اسرائیل» از سوی بنیامین نتانیاهو، کاهش سرعت توسعه برنامه هسته‌ای ایران، پیش‌راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر،‌ محکومیت چند تن بهایی در ایران به عنوان جاسوسی، عدم موافقت وزیر خارجه هلند با مسأله فشار بر اسرائیل برای پرداخت هزینه بازسازی غزه، و همچنین نظر این وزیر مبنی بر این‌که ایران باید در پرداخت هزینه بازسازی غزه همکاری کند، از خبرهای این هفته در رسانه‌های هلندی بود.

با هم مروری داریم بر دیگر خبرهای این رسانه‌ها در پیوند با مسایل ایران:</small></strong>

<h4>«اورانیوم کافی برای یک عدد بمب اتم در ایران»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در تاریخ بیستم فوریه با درج این عنوان چنین نوشت: ایران سرعت برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را کاهش داده ‌است اما مقادیر سوخت هسته‌ایش را به اندازه‌ای افزایش داده که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌تواند برای ساخت یک بمب اتم کافی باشد.

این مطلب در گزارش محرمانه‌ای از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که به دست خبرگزاری رویترز افتاده دیده می‌شود. اندوخته اورانیوم غنی‌ شده ضعیف در ایران از ۴۸۰ کیلوگرم در ماه اوت به ۱۰۱۰ کیلوگرم در این ماه رسیده‌ است. اگر روی این مقدار، غنی‌سازی بیشتر انجام بگیرد سوخت کافی برای یک عدد بمب اتم به‌دست می‌آید.

آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای معتقد است که هنوز دو تا پنج سال لازم است تا ایران بتواند بمب اتم بسازد. در این اثنا، ارتش اسرائیل ایران را «تهدیدی برای موجودیت اسرائیل» نامیده است.

[[photow01]]

<h4>«۱۱ سال حبس برای تجزیه‌طلب ایرانی»</h4>

رسانه‌های این هفته هلند خبرهای گوناگونی در مورد فردی ایرانی‌تبار به نام عبدالله المنصوری گزارش کرده‌اند. این رسانه‌ها که در تاریخ آبان ۱۳۸۶خبر از صدور حکم اعدام برای او در ایران داده‌ بودند طی هفته گذشته خبر حکم ۳۰ سال زندان و روز ۲۳ فوریه این هفته خبر از ۱۱ سال حبس برای او دادند.

محتوای این خبرها به شخصی به نام فالح عبدالله المنصوری مربوط می‌شود. وی که سال‌های اخیر را در ایران در بازداشت به‌سر برده از نظر دولت ایران تنها ملیت ایرانی دارد؛ در صورتی که از نظر دولت هلند فردی با ملیت هلندی به شمار می‌آید.

به گزارش روزنامه ان.ار.س هلند، المنصوری یکی از درجه‌داران پیشین ارتش ایران است که در حین جنگ ایران و عراق، یعنی در سال ۱۹۸۷ به رژیم صدام حسین پناهنده شد و پس از اقامت در بغداد، به عنوان پناهنده به شهر ماستریخت هلند منتقل شد.

همکاری با دشمن از سوی شهروند یک کشور به هنگام جنگ در قوانین بیشتر کشورها یکی از بزرگ‌ترین جرم‌ها است. المنصوری بعداً در هلند گروهی تجزیه‌طلب به نام «سازمان آزادی‌بخش الاحواز» تأسیس کرد.

فالح عبدالله المنصوری در هلند به خاطر فعالیت‌هایش در زمینه همکاری با سازمان عفو بین‌الملل از سوی ملکه هلند نشان افتخار و درجه اورانیه ـ ناساو دریافت کرد که از بالاترین درجات افتخار کشور هلند است.

به گفته رسانه‌های هلند، دولت ایران او را با جریانات بمب‌گذاری‌های اهواز مرتبط می‌داند. این هفته پس از دریافت خبر از سوی مقامات هلند مبنی بر حکم سی سال زندانی برای عبدالله المنصوری، سفارت هلند در تهران از مقامات ایرانی در این باره توضیح خواسته‌ است.

بنا بر خبرهای روز ۱۸ فوریه رسانه‌های هلند، سخنگوی وزارت خارجه هلند روز چهارشنبه این مطلب را گزارش کرده‌است.

[[photow02]]

<h4>خائن به کشور یا فعال حقوق بشر</h4>

در خبری که روز ۲۳ فوریه به عنوان خبر اول بخش داخلی روزنامه ان.ار.س منتشر شد حکم زندانی عبدالله المنصوری ۱۱ سال اعلام شده‌است. در این خبر آمده: آقای دادخواه، وکیل مدافع عبدالله المنصوری که از همکاران شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل نیز هست پس از حضور در جلسه دادگاه تائید کرد که المنصوری به ۱۱ سال حبس محکوم شده‌است.

بنا‌‌بر‌این خبر جرم او «تبلیغات علیه نظام» اعلام شده ‌است. به گفته آقای دادخواه،‌ به ویژه اظهارات همسر المنصوری که پس از فرارشان به عراق در زمان جنگ ایران و عراق بیان شد باعث این محکومیت شده‌است. دادخواه می‌گوید: «این دادرسی عادلانه نبود زیرا که او مسئول گفته‌های زن خود نیست.»

عدنان المنصوری پسر ۳۵ ساله عبدالله المنصوری چندین بار در رسانه‌های هلند اعلام کرده‌ بود که پدرش حکم اعدام می‌گیرد و دولت هلند باید هفتاد هزار یورو به ایران بدهد تا از این اعدام جلوگیری کند.

رسانه‌های هلند از عبدالله المنصوری همچنان به عنوان «فعال حقوق بشر» یاد می‌کنند و برای استان خوزستان در جنوب ایران از عنوان «منطقه الاحواز» (که در سایت‌های حزب المنصوری با این دیکته یعنی با ح حطی نوشته می‌شود) استفاده می‌کنند.

در نقشه‌هایی که طی سال‌های اخیر مکرراً از سوی سازمان المنصوری در سراسر رسانه‌های هلندی به نمایش در آمده تمامی نیمه جنوبی ایران شامل فارس و اصفهان و غیره، منطقه‌ای به نام «الاحواز» نام گرفته و در آن‌ها برای خلیج فارس نیز از نامی جعلی استفاده شده.

در بخش پیشینه خبرها در روزنامه‌های گوناگون هلند حزب المنصوری به این گونه معرفی شده‌است: «سازمان آزادی‌بخش احواز برای منافع اقلیت عرب در منطقه الاحواز ایران کوشش می‌کند و هدفش استقلال آن منطقه است.»

روزنامه ان.ار.س در شماره ۲۳ فوریه خود «سنی بودن مردم الاحواز» و «دریافت روزانه تنها چند ساعت درس به زبان عربی در مدارس الاحواز» را دلایل «نارضایتی مردم» در آن منطقه فرضی عنوان کرده ‌است.

این روزنامه می‌افزاید: «جنبش المنصوری ادغامی است از گروه‌های پان‌عربیست سکولار. یکی از این گروه‌ها یعنی دی.آر.اف.ال.اِی در سال ۱۹۸۰ کارکنان سفارت ایران در لندن را گروگان گرفت. در سال ۲۰۰۵ نیز گروه‌هایی که ایدئولوژی همسان با المنصوری دارند مسئولیت بمب‌گذاری‌های الاحواز را پذیرفتند. در آن بمب‌گذاری‌ها ۲۴ شهروند ایرانی کشته شدند.»

برنامه نوفا در تلویزیون هلند نیز فیلم‌هایی از تارنمای گروه المنصوری نشان داد که در آن افراد مسلحی دیده می‌شوند که در حال پرتاب خمپاره و ساختن بمب هستند. روزنامه ان.ار.س همچنین مصاحبه کوتاهی داشته با منصور قنواتی، سردبیر روزنامه کارون که به گفته ان.ار.س بزرگ‌ترین روزنامه خوزستان است.

منصور قنواتی پس از شکایت از نحوه بودجه‌بندی برای استان خوزستان می‌افزاید: «اما تنها گروه کوچکی از ایدئولوژی تندرو المنصوری پیروی می‌کنند. سازمان منصوری مسئول چندین بمب‌گذاری در استان خودشان هستند که در اثر آن‌ها بسیاری از مردم عادی کشته شدند.‌»

<a href="http://www.nrc.nl/binnenland/article2160590.ece/Activist_Al-Mansouri_krijgt_niet_30%2C_maar_11_jaar_cel"><u>پیوند به خبر ان.ار.س</u> (برای مشترکان)</a>

[[photow03]]

<h4>«ایران دل بحرین را شکست»</h4>

این عنوان خبری است از روزنامه دست راستی اِلسِفیر در تاریخ ۱۹ فوریه. در بخش‌هایی از این خبر آمده: بحرین روز پنج‌شنبه مذاکراتش با ایران در مورد یک قرارداد گاز را متوقف کرد. این کشور از اظهارات یک روحانی برجسته ایران احساس دل شکستگی می‌کند.

این روحانی هفته پیش گفته ‌بود که بحرین تا سال ۱۹۷۰ استان چهاردهم ایران بوده‌ است. بحرین معتقد است که اظهارات علی‌اکبر ناطق نوری، رئیس پیشین مجلس ایران نشان می‌دهد که ایران هنوز ادعاهای خود نسبت به این جزیره را کنار نگذاشته ‌است.

شیخ خالد بن احمد الخلیفه، وزیر خارجه بحرین این اظهارات را نقض حاکمیت بحرین و «تحریف واقعیات تاریخی» عنوان کرد. روزنامه السفیر می‌افزاید: «بحرین توسط یک گروه سنی اداره می‌شود. جمعیت فقیر آن اکثراً شیعه هستند و به این خاطر با ایران که این جزیره را در سده هفدهم به مدت کوتاهی اداره کرد احساس نزدیکی بسیار می‌کنند.»

در ادامه خبر آمده ‌است: جزیره بحرین در سال ۱۹۷۰ و در پی یک همه‌پرسی که به قیمومیت بریتانیا پایان داد به استقلال رسید. پس از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران روابط دو کشور به سردی گرایید ولی در سال ۲۰۰۷ با بازدید محمود احمدی‌نژاد از بحرین روابط رو به بهبود گذاشت.

وزارت خارجه ایران روز پنج‌شنبه اظهارات ناطق نوری را رد کرد. بر پایه بیانیه‌ای که بر روی تارنمای این وزارت‌خانه منتشر شده ایران به استقلال بحرین احترام می‌گذارد و «هیچ ادعای ارضی بر این جزیره ندارد.»

[[photow04]]

<h4>مژده: خاتمی به صحنه برگشته</h4>

شبکه خبری بی‌ان‌ار در یکی از برنامه‌های خود در هجدهم فوریه چنین آورد: ریچارد هولبروک، فرستاده اوباما، رئیس جمهور آمریکا به افغانستان درهای روابط دوباره با ایران را مقداری بازتر گذاشته‌ است.

وی اظهار داشت که برای چاره‌جویی مشکلات افغانستان مشخص است که ایران به عنوان همسایه افغانستان «می‌تواند نقش قانونی خود را ایفا کند». انتخاب واژه‌ها از سوی هولبروک یعنی «ایفای نقش قانونی از سوی ایران» واقعاً جالب است.

اوباما آشکارا آمادگی خود را برای گفت ‌و گو با ایران اعلام کرده‌ بود و احمدی‌نژاد،‌ رئیس جمهور ایران هم هفته گذشته با لحنی تشویق‌آمیز به این اعلام آمادگی پاسخ داد. با وجود مسایل دشواری که میان این دو کشور وجود دارد به هر حال این گونه لاس زدن‌های سیاسی بخت بهتری برای بهبود روابط به دست می‌دهد تا زبان دشنام و تهدید.

منطق مسأله آشکار است: هم برای چاره‌جویی مسایل افغانستان و هم برای پرسمان عراق، مشارکت ایران اجتناب‌ناپذیر است. حال که ترکیه در کردستان عراق و عربستان سعودی در بخش سنی‌نشین عراق نفوذ زیادی دارند ایران نیز می‌خواهد تا کنترلش را بر اکثریت شیعه عراق حفظ کند.

ایران همچنین مایل نیست که افغانستان به دست نیروهای شدیداً سنی‌مذهب طالبان بیفتد، همان نیروهایی که ایران یازده سال پیش نزدیک بود با آن‌ها وارد جنگ بشود. این‌ها همه منطقی است.

یادمان نرود که ایران پس از یازده سپتامبر کاملاً از آمریکا حمایت کرد و در زمینه آمادگی برای جنگ علیه افغانستان از لحاظ دیپلماتیک، لجستیکی و اخلاقی همکاری بسیار مفیدی با آمریکا داشت.

جرج بوش این روی خوش ایران را در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ با سخنرانی بحث‌انگیز محور شرارت پاسخ داد. ایران هم با برنامه مناقشه‌آفرین هسته‌ای خود روابط را تضعیف کرد. پس از این که در سال ۲۰۰۵ محمد خاتمی، رئیس جمهور معتدل در برابر متعصب محافظه‌کار یعنی احمدی‌نژاد شکست خورد شکاف میان ایران و غرب به سرعت بیشتر شد.

خبر خوب و مژده این است که خاتمی به عنوان کاندیدا در برابر احمدی‌نژاد دوباره به صحنه سیاست برگشته. شبکه الجزیره معتقد است که او شانس خوبی برای انتخاب شدن دارد، ‌به ویژه به این خاطر که ارمغان رئیس جمهور کنونی برای مردم ایران بیشتر از همه بدبختی بوده ‌است.

تحریم‌های آمریکا تأثیر خود را گذاشته،‌ سقوط بهای نفت به فقر بیشتر انجامیده و ایرانی‌ها دیگر از این انزوا خسته شده‌اند. بنابر‌این اکنون برای اوباما یک شانس طلایی ایجاد شده و او اگر در زمان درست، بتواند درست عمل کند شاید بتواند جهان را به سوی آشتی ببرد.

<h4>«خودداری لاهه از دعوای دیپلماتیک با ایران»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد روز ۱۷ فوریه در ویژه‌نامه شهر لاهه خود زیر این عنوان نوشت: شهرداری لاهه به سفارت ایران در این شهر یک اعتراض‌نامه رسمی فرستاده ‌است. در این نامه از سفارت‌خانه ایران خواسته شده تا اتاقک‌های پارکینگ خودرو را که توسط آن سفارت‌خانه به صورت غیرقانونی ساخته شده ‌است تخریب کند.

البته این نامه اعتراضیه اثری نخواهد داشت چرا که محوطه سفارت‌خانه هر کشور قانوناً جزئی از خاک آن کشور به شمار می‌رود. با این حال انجمن محل محله داین‌وِخ که سفارت‌خانه ایران در آن قرار دارد از شهرداری خواسته تا با ایران با شدت برخورد کند و ضرب‌الاجلی به سفارت ایران بدهد.

اما شهرداری، رودررو شدن با سفیر بر سر این موضوع را کار عاقلانه‌ای نمی‌داند. علاوه بر این پیمان وین خودمختاری دیپلماتیک را برای محوطه‌های سفارت‌خانه‌ای تضمین کرده‌است.

سفارت ایران پس از آن‌که در سال ۲۰۰۰ پیام‌های تهدیدآمیزی مبنی بر حمله مخالفان به ساختمان سفارت دریافت کرد تصمیم به ساخت این اتاقک‌ها گرفت. رایزن سفارت ایران می‌گوید که ساخت این پنج اتاقک که برای امنیت خودروهای سفارت صورت گرفته یک‌جانبه روی نداده و ایران برای این کار با شهرداری و وزارت خارجه هلند مشورت کرده ‌است.

اما شهرداری لاهه به ایران اعلام کرد که این کار با طرح هادی شهر لاهه مغایرت دارد ولی سفارت ایران همچنان به ساخت اتاقک‌ها ادامه داد. مردم محل از این امر ناراضی‌اند و همچنان به شکایات خود ادامه می‌دهند.

[[photow05]]

<h4>«بر سر توقف بمباران‌های ایران توافق نشده»</h4>

منبع خبری هلندی‌زبان «آزادی دات ان‌ال» که به امور کردستان عراق و مناطق مجاور می‌پردازد در خبری به تاریخ ۱۷ فوریه نوشت:

جبار یاور، سخنگوی امور دفاعی دولت منطقه‌ای کردستان عراق اعلام کرد که میان این دولت منطقه‌ای و جمهوری اسلامی ایران توافقی در پیوند با توقف بمباران روستاهای کردستان عراق از سوی ایران امضا نشده ‌است.

رسانه‌های گوناگون هفته گذشته خبر دادند که دولت منطقه‌ای کردستان عراق و دولت ایران قراری را مبنی بر توقف بمباران روستاها امضا کرده‌اند. ناظم عمر دباغ، نماینده دولت منطقه‌ای کردستان عراق در تهران نیز خبر داد که ایران از ۱۴ فوریه ۲۰۰۹ بمباران روستاهای کردنشین مرز عراق را متوقف کرده‌است.

روزنامه بین‌المللی عربی شرق‌الوسط نیز مصاحبه‌ای با ناظم عمر دباغ منتشر کرد که در آن خبر توقف بمباران‌ها تأئید شد. اما جبار یاور در بیانیه‌ای اعلام کرد که دولت منطقه‌ای کردستان عراق اختیار امضا چنین توافق‌نامه‌ای را با ایران ندارد و این‌گونه توافقات باید میان تهران و بغداد صورت بگیرد.

<h4>«مگر میزبان ایرانی نمی‌تواند بیاید؟»</h4>

منبع خبری روداو (به معنی رویداد)، از منابع خبری کردهای عراقی که به زبان هلندی منتشر می‌شود در خبری مورخه شانزدهم فوریه درباره وضعیت بحرانی حزب اتحادیه میهنی کردستان نوشت. در بخشی از این خبر آمده ‌است:

اختلافات داخلی اتحادیه میهنی کردستان طی آخر هفته گذشته نزدیک بود به رخدادهای خشونت‌بار بیانجامد. برخی از رهبران این حزب تصمیم گرفته‌اند تا نوشیروان مصطفی، از بنیان‌گذاران اصلی اتحادیه میهنی کردستان را از حزب اخراج کنند و مخالفت رهبران دیگر با این تصمیم باعث اخراج پنج رهبر دیگر این حزب نیز شد.

پس از اعلام این خبر جو درون دفاتر حزب در شهرهای کردنشین عراق به مرحله بحرانی نزدیک شد و تمامی یگان‌های ارتش و نیروهای امنیتی فراخوانده شدند تا برای درگیری‌های احتمالی آماده باشند.

جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی که هم‌اینک رئیس جمهور عراق نیز هست در پاسخ به خبر این اخراج‌ها گفت: «من با مقامات بلندپایه ایرانی قرار دارم و نمی‌توانم برای گفت‌ و گو در مورد رهبران اخراجی به کردستان بیایم.»

یکی از ناظران سیاسی کُرد در پی انتشار این خبر گفت: «مگر میزبان عزیز ایرانی رئیس جمهور نمی‌توانست برای بازدید او به کردستان بیاید؟»]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_133.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_133.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 23 Feb 2009 18:00:05 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
