روز و شب نوشته‌های میس زالزالک


سمنوی عمه چینگ چانگ

میس‌زالزالک:‌ می‌رم حموم دوش بگیرم، اول لباس خواب چینی‌ام رو درمیارم. با لیف چینی تن‌ام رو می‌شورم. با شامپوی سان سیلک مید این چاینا موهامو. شیر آب و دوش هر دو چینی‌ین. دمپایی ساخت چینی‌ام رو می‌پوشم و حوله‌ی چینی‌ام رو تنم می‌کنم و از روی پادری چینی پشت در حمام رد می‌شم و می‌رم آشپزخونه کتری لاو‌سانگ مید این چاینا رو از شیر آب چینی پر می‌کنم و میام می‌ذارم رو گاز ایتالیایی ساخت چینم!...



بگویید همسر آینده‌تان چه فیلم‌هایی دوست دارد
تا بگویم مناسب ازدواج هست یا نه؟
تأثیر فیلم‌ها بر روی زندگی زناشویی

میس زالزالک: شاید به‌نظرتان مسخره بیاید؛ اما خیلی مهم است که شما قبل از ازدواج بدانید همسر آینده‌تان طرفدار سریال‌های تلویزیونی و سی‌‌دی ‌فیلم‌های خارجی سانسور شده است یا طرفدار فیلم‌های روز خارجی بدون سانسور؟ می‌گویید این‌مساله چه ربطی به زندگی آینده‌‌ی یک زوج دارد!؟ بگویید همسر آینده‌تان چه فیلم‌هایی دوست دارد تا بگویم مناسب ازدواج هست یا نه؟



سفرنومچه‌ی اصفهان ـ بخش دوم
محصولات چین در بازارهای نقش جهان

میس زالزالک: من دو سه‌ سال پیش اصفهان بودم و هرگز مغازه‌های این میدون رو اینطوری پر از اجناس تقلبی و چینی ندیده بودم. تقریبا یک‌چهارم یا یک‌سوم هر مغازه‌ای صنایع دستی خود اصفهان بود مثل تابلوهای قلم‌زنی و خاتم‌کاری و سفره‌های قلم‌کار و بقیه مغازه پر بود از اجناس تزئینی ساخت کشور چین!



سفرنومچه‌ی اصفهان ـ بخش اول

میس زالزالک: «سفر به اصفهان بدون رزرو جا، اونم روز اول تعطیلات عید، دل شیر می‌خواد که ما داشتیم. بعد از سال تحویل با تلفن یکی از دوستان به هوس سفر به اصفهان افتادیم. من و مسیو ازگیل و دوستش و همسر دوستش. برای اینکه تقریبا مطمئن بودیم هتل‌ها و مسافرخونه‌ها از چند هفته‌ قبل رزرو شدن با خودمون چادر و کیسه‌خواب و دوسه‌تاپتو بردیم. وچه کار عاقلانه‌ای!»



بهانه‌ی کارگردانان سریال‌های تلویزیونی برای کم‌کاری و دزدیدن از کار:
«چه کنیم؟ امکانات نداشتیم! بضاعتمان همین بود!»

میس زالزالک: «وقتی بینندگان پر و پا قرص سریال "نرگس"، در صحنه‌ی بیمارستان، نوزادی را که خواهر نرگس در بیمارستان به دنیا آورد، دیدند، از تعجب دهنشون یک‌‌متر باز موند. جل‌الخالق، نوزاد کیلویی چنده. بچه شیرین شش ماه رو داشت. به‌جز پستونک توی دهنش (لابد برای اینکه معلوم نشه دندون داره)، چند النگوی طلا هم دستش بود.»



راهنمای سفر ارزان در ماه رمضان
بزنید به جاده؛ قبل این که دیر بشه

یک ویلای کوچیک تمیز دو اتاق خوابه با تخت و مبل و تلویزیون و یخچال و خلاصه وسايل کامل گرفتیم شبی 20 هزار تومن! قیمت این ویلا قبل از رمضون شبی صدهزار تومن بوده. تازه خانم صاحب ویلا اومد گفت هر «چیزی» که احتیاج دارید، بگید تا تهیه کنم. اولش دوزاری‌مون نیفتاد. اما با کمی حرف، متوجه شدیم منظورش از منقل و زغال و سیخ کباب بگیر تا مشروب و مواد مخصوص پرتاب آدم به عالم هپروته.



سفرنامه آبگرم محلات، قسمت دوم
«مگه چند بار در سال از این تعطیلی‌ها هست!؟»

توی راه پیچ در پیچ کوهستانی که به سمت بالا می‌رفتیم، می‌دیدیم صاحب هر خونه‌ی محلی، چند تا اتاقک کوچک، عین انبار، دور تا دور حیاط، شبیه خونه‌ی قمرخانوم ساخته و به ملت آب‌گرم‌دوست اجاره می‌ده. هر خونه یک وان حمام سیمانی هم داره که باید نوبت بگیری و بری.



سفرنامه آبگرم محلات، قسمت اول
یک کارت پستال از پایتخت گل ایران

نمی‌دونم کی این تخم لق رو تو دهن ما شکست که سه ‌نفری، سه‌تا دوست، تو تعطیلات سه روزه بریم مسافرت. اونم بدون آقا بالاسر و بدون رزرو هتل یا مسافرخونه‌ای.
مارو بگو فکر کردیم ملت بنزین ندارن و شهرهای توریستی خلوت‌تر از همیشه‌ است و ما به راحتی می‌تونیم ماشین و اتاق گیر بیاریم. بخصوص اینکه مقصد ما شمال نبود. پس کجا بود؟
محلات!



روز و شب نوشته‌های میس زالزالک
جامعه‌شناسی مترویی ایرانی

مشاهدات مترویی میس زالزالک حکایت از آن دارد که به طور معمول می‌توانید چهره‌های مختلف را در یک سفر مترویی ببینید:چهره‌های خسته، چهره‌های شاداب، بچه‌های خوشگل بغل مامانشون، نامزهای جوان که یک جفتشان در قسمت ما نشسته بودند و با هم با لبخندی عاشقانه حرف می‌زدند، مردانی که به محض حرکت قطار سرشان را به شیشه تکیه می‌دهند و می‌خوابند و اصلا دلیل اینکه مردان و خسته در صندلی کنار می‌خوابند معمولا همین است که بتوانند به شیشه تکیه بدهند.



بادی لنگویج زنان ایرانی

از آنجایی که مطلب بادی‌لنگویج مردان ایرانی اثر طبع سرکارخانوم زالزالک با استقبال عمومی مواجه شد و از آنجا که برخی آقایان محترم شاکی شده بودند که پس ظلم و جورهایی که بر مردان می‌رود از چه رسانه‌ای به گوش جهانیان برسد؟ این شد که میس زالزالک دست به کار شد و بخش دوم آن را ویژه بادی‌لنگویج زنان ایرانی قلمی کرد.



«قرعه‌کشی»

وقتی شرکت آب‌میوه فروشی «سین‌سین» اعلام کرد اگه ده تا برچسب آب‌میوه بزرگ سین‌سین رو بفرستیم به آدرس شرکت، در قرعه‌کشی سفر به جزایر قناری شرکت داده می‌شیم آروم و قرار نداشتم. از اون به‌بعد به طور ناگهانی دچار کمبود ویتامین شده بودم. هی آب‌میوه می‌خواستم. اونم فقط آب‌میوه‌ی سین‌سین. هر چی مامانم می‌گفت زالزالک جان تو که روزی دو سه کیلو میوه‌ی تازه می‌خوری؛ دیگه آبمیوه‌خوردنت چیه. می‌گفتم شنیدم این‌طوری هوشم بیشترمی‌شه و درسا رو بهتر می‌فهمم!



آموزش ساخت یک سریال اشک‌آور در سه سوت!
چشم‌آبی‌ها در اولویت هستند!

پسر بزرگ خانواده حتما باید موهایش بلند و ژل‌زده باشد. چشم‌آبی‌ها برای
گرفتن این نقش ارجحیت دارند. برادر فقیر کفش‌های مارک‌دار نایک و آدیداس
اصل به پا دارد که ممکن است پاشنه‌هایش را برای نشان دادن بهتر فقر
خوابانده باشد.



body language به سبک ایرانی

میس زالزالک می‌گوید بادی لنگویج! شوهرهای ایرانی مثلا این‌طوری است:شب یک ساعت زود آمدن به منزل و یک‌راست رفتن سراغ تلویزیون و در حال دیدن مسابقه فوتبال تخمه شکستن و پوست‌هاشو رو قالی تف کردن، یعنی می‌بینی اومدم ور دلت فوتبال تماشا کنم. اگه مرد بدی بودم رفته بودم با دوستام استادیوم



غش کردن و پیچیدگی‌های جغرافیای سیاسی!

این‌که در کجای جهان زندگی می‌کنید، در خیابان‌های کجا قدم می‌زنید و در خیابان ‌های کجای جهان غش می‌کنید و تلپی می‌افتید زمین معانی و مفاهیم پیچیده‌ای به دنبال دارد. این را میس زالزالک که خود تجربه غش کردن در دو جغرافیای سیاسی! گوناگون را دارد می‌گوید.



قلیون اجباری در ارتفاعات شمرون!

دربند ممکن است در نظر اول تصویر آلوهای ترش خوشمزه و لواشک‌های آب افتاده و جوجه کباب و دوغ ترش را به خاطرتان بیاورد اما پشت این تصویر کلیشه‌ای جذاب نمی‌دانید شاید هم بدانید چه چیزهایی پنهان است. میس زالزالک پرده از این پوشیدگی‌ها برمی‌دارد.



یک زلزله هشت ریشتری با مانتو قرمز

میس زالزالک همکار تازه زمانه عجالتا قرار است هفته‌ای یک‌بار سر یکی از میزهای کافه بنشیند و از دیده‌هایش و البته گاهی ندیده‌هایش برای بقیه بگوید که گوش ایستاده‌اند ببینند کجا چه خبر است. تازه‌ترین و البته داغ‌ترین حرف‌های میس زالزالک درباره اوضاع و احوال خیابان‌های تهران و سایر شهرستان‌ها است. هفته‌ای یک‌بار خاطرات و خطرات میس زالزالک را بشنوید و بخوانید.