۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
حاشیه های ناراحت کننده نمایشگاه کتاب
یك شلنگ داخل تانكر آبی رنگی انداخته بودند، تا كسانی كه تشنه میشوند از آن آب بخورند. چه خوب كه معنی نمایشگاه بینالمللی را فهمیدیم! مگر تهیه مثلا 50 یا 100آب سرد كن برای نمایشگاهی با این همه سروصدا چقدر خرج دارد؟ آخر كجای دنیا یك شلنگ را میاندازند داخل تانكر آب و چند تا شیر به آن وصل میكنند تا حاضران دولا شوند و دهانشان را به شیر بچسبانند یا دست زیر آن بگیرند تا رفع تشنگی شود؟
|
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
یک گزارش پرنکته از نمایشگاه کتاب تهران
سیروس علی نژاد: اگر همۀ این جمعیت بازدید کننده اهل کتاب اند پس چرا در نمودارها، تعداد کتابخوان های جوامع عقب مانده در مقابل کشورهای پیشرفته مثل پله ای در مقابل ستون عظیمی نشان داده می شود؟ پس چرا کتابفروشی های غرب آن همه عظمت دارد و کتابفروشی های ما در مقابل آنها دکه ای بیش نیست؟
|
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
اينجا ايران است؛ روز جهاني آزادی مطبوعات
عموماً در اين روز بايد ياد كرد و گرامي داشت خاطره روزنامهنگارانی كه در سطح دنيا و به هنگام انجام وظيفه كشته شدند و يا گزارشها و نوشتههايشان باعث شد بازداشت و زندانی شوند. زيرا كميتههای حمايت از روزنامهنگاران كماكان واقعيتهای غمانگيزی را از وضعيت روزنامهنگاران در سطح دنيا ثبت میكنند. و متأسفانه در اين واقعيتهای ثبتشده، ايران ما بیسهم نيست. سهمی كه روزنامهنگاران ايرانی هرگز به آن افتخار نمیكنند زيرا هنوز روزنامهنگار ايرانی امنيت فكری و شغلی ندارد، نشريهاش هميشه در خطر توقيف است و خودش در هراس بازداشت...
-
سرخورده از بیکاری
من سرخورده و نا امیدم که ۲ سال کار کردن توو مناطق محروم و امتیاز جمع کردن به اندازه یه شوهر گندیده توو این مملکت خراب شده ارزش نداره. ناامیدم که وقتی حتی حاضرم تا هشتگرد واسه کار کردن برم، بازم بیکارم. دنبال کار راحت و هلو نیستم، حتی کشیک شب هم حاضرم بدم (که معمولاً طرفدار نداره)، اما برای کشیک شب علاوه بر داشتن پروانه مطب باید مرد باشی! نگین همشهری این همه آگهی داره. همشون پروانه مطب می خواد، جز پزشک قطار که علاوه بر اینکه حقوقش واقعاً کمه، جزوسوابق کاری حساب نمیشه و امتیاز نداره. اما اگه مجبور بشم همون رو می رم...
|
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
روزنامه نگاری کارگری بدون روزنامه و خبرگزاری
سال هاست روزنامه ای که به طور مستقل به مسائل کارگران بپردازد و جود ندارد و کارگران معمولاً در تجمعات و راهپیمایی ها به بیان مسائل خود می پردازند. خبرگزاری «ایلنا» هم در تیر ماه ۱۳۸۶ به دستور دادستانی تعطیل شد. کارگر-خبرنگارانی که روزنامه نگاری را به میان کارگران ببرند حمایتی ندارند.
|
۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
دانشجویان یا کتاب درسی می خوانند یا عشقی
به جز مواقع امتحان كه كتاب هاي درسي خواستگار دارند، در مواقع غير از آن رمان هاي عشقي ايراني بالاترين تعداد خوانندگان را دارند. رمانهايي مثل پريچهر و شيرين و ... در ضمن كتاب لاتين جزو بي مشتري ترين كتاب هاست.
|
۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
حمله به سوژه با دوربین روشن!
بی اخلاقی کار حرفه ای نیست و به چیزی که از سوژه در می آورید نمی ارزد: این دیگر به یک اصل بدیهی و پذیرفتهشده تبدیل شده که خبرنگار حق ندارد با دوربین و میکروفون باز به سوژهای که آماده مصاحبه نیست حملهور شود تا بلکه خبری تهیه کرده باشد. این، یکی از مصداقهای «تجاوز به حریم خصوصی» است؛ جرمی که البته به نظر میرسد در ایران چندان جرم حساب نمیشود.
-
پرسپولیس قصه کی هست؟ قصه کی نیست؟
پرسپولیس قصه من نبود. مادر چادری من و پدر کارمند به شدت محافظه کار من که در جوونی تمام تنش سوخته بود سراینکه اعلامیه های عمه ام رو آتیش بزنه که نگیرن عمه ام رو، توی فیلم پرسپولیس جایی نداشتن. حتی دختر عموی ساکن پایین شهر من که دو سال زندان رفت چون روی نیمکت خالی همکلاسش که اعدام شده بود گل گذاشته بود و هیچ ارج و قرب خاصی هم نداشت تو فامیل به خاطر زندان رفتنش هم توی این فیلم جایی نداشت.
|
۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
پیروزی مک دونالد بر لنین
به مناسبت سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین: اين بار هم که گذارم به مسکو افتاد، به زيارت آرامگاه لنين رفتم. صف بازديدکنندگان بسی کوتاه تر از گذشته و حتا کوتاه تر از صف دکه جديد "مک دونالدز" کنار ميدان سرخ بود.
|
۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
چرند و پرندهای ژاک لاکان
شاید بعضی ها پیش خودشان گفته اند این پرت و پلاها دیگر چیست. بعضی دیگر هم شاید فکر کرده باشند، به به یک نقل قول از حضرتِ لاکان! دوستی هم کامنت گذاشته صادقانه نفهمیده معنی این حرفها چیست، که باید بگویم حق داری دوست عزیز، آن پاراگراف کلا چرند است حتی اگر ژاک لاکان آن را گفته باشد.
|
۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
مصاحبه با سه تن از شاهدان جنايات «قنات»
گفتگوی منیره برادران با شاهدان: ما از خیلی از فجایعی که بعد از ٣٠ خرداد در جهرم رخ داد، مطلع نیستیم. نام و مشخصات تمامی کسانی که کشته شدند، قطعه قطعه شدند و در قنات انداخته شدند، دقیقا بر ما معلوم نیست. من حدس می زنم تقریبا صد نفر توسط گروه قنات و به دلایل سیاسی ترور شده باشند. من امیدوارم کسانی که از کلیه ی مسائل و از جریان کامل قتلها و جنایتهایی که در جهرم به وسیله ی گروه قنات اتفاق افتاده اطلاع دارند، برای تکمیل این سند همکاری کنند تا در آینده مسائل روشنتر شوند .
|
۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
-
روایت زنانه از هماغوشی
من نمیفهمم چرا همیشه همه چی از سک.س مهمتره؟ اگه از قیمت سیبزمینی و گوجهفرنگی و مدل جدید مانتو و هزار تا مزخرف دیگه بنویسم صدای کسی درنمیآد اما به محض این که حرف سک.س با یک نگاه متفاوت غیرمردسالار میشه یهو همه میفهمن که اوووه مسائل بسیار مهمتری برای بشریت هست.
-
مافیای دولتی نشر
زمان شروع فعالیت کتاب دانشجویی، زمان دولت آقای خاتمی بود. ما اصلا از آن دولت توقع کمک نداشتیم. اما از این دولت به واسطهی شعارها و نزدیکی آدمها توقع حمایت داشتیم. اما سقف انتقادپذیری دوستان ما در ارشاد خیلی پایین است و بر اساس همین انتقادها برای افراد خطکشی صورت میگیرد. اگر ما با بعضیها همکاری میکردیم به ما "کمک میلیاردی" هم میکردند؛ اما روحیهی استقلال را بیشتر پسندیدیم.
|
۳۱ فروردین ۱۳۸۷
-
سقوط اتحاد جماهير بلاگرولينگ
میخواستم به راديو زمانه تبريک بگويم به خاطر اين کار خوباش: «از وبلاگچرخان باستانی تا گوگلخوان امروزی». معلوم است که زمانه به وبلاگستان اهميت جدی میدهد و کار را شوخی نگرفته است. خلقی هم - از جمله من - از سرگردانی نجات يافتند.
|
۳۰ فروردین ۱۳۸۷
-
آیا نقاش دینی و روشنفکر دینی بی معنا ست؟
سعید حنایی کاشانی در نقد جهانبگلو: «نقاشی دینی» یعنی «نقاشیهایی با مضامین و موضوعات دینی». همین طور است «نقاش دینی»، یعنی، کسی که در نقاشیهای خود به مضامین و موضوعات دینی میپردازد. «روشنفکر دینی» نیز به همین گونه است. اگر «روشنفکر» به کسی گفته میشود که قادر است از تواناییهای فکری خود برای فهم و بیان چیزها استفاده کند، کسی که از نیروی اندیشه خود به مسائلی میپردازد که به دین مربوط میشود، روشنفکر دینی است.
-
حمله به دشمنان خیالی
اکبر اعلمی در نقد سخنان احمدی نژاد در قم: این خصلت و منش جدائی ناپذیر احمدی نژاد و هجوم ایشان به دشمنان خیالی و توطئه گر برای توجیه ناتوانی ها و سوء مدیریت خود و همراهانش یادآور داستان دن کیشوت و هجوم بی امان وی به آسیاب های بادی است.
-
شاهدبازی در ادب فارسی
متن کامل کتاب ممنوع شده دکتر سیروس شمیسا در باره شاهدبازی در ادبیات فارسی که سیری است در متون ادبی و نشان دادن ابیات و داستانهایی که موضوع عشق ورزیدن به همجنس در آن مطرح است. اثری برای هر کس که به نقد هموسکسوآل ادبیات فارسی توجه دارد.
|
۲۱ فروردین ۱۳۸۷
-
برادرم ثمین باغچهبان
ثمینه باغچهبان: ثمین با تمام دلبستگی که به مرز و بوم ایران داشت، متأسفانه به سبب ضرورتهای زمانه در سال ١٣٦٣ ناچار از کوچیدن شد و از آن سال تا درگذشتش در شهر استانبول با خانوادهی خود در غربت زیست.
|
۲۰ فروردین ۱۳۸۷
-
فراخوان تلاش برای نجات یک مادر از اعدام
اکرم مهدوی، زنی که در سال ۸۲ به کمک یک مرد دیگر، شوهر ۷۴ ساله خود را که نزدیک به ۵۰ سال از وی بزرگتر بوده، به قتل رسانده، با تأیید حکم صادره در دیوان عالی کشور و ارسال آن جهت استیذان رییس قوه قضاییه در معرض اعدام قرار دارد. کمپین کمک به اکرم مهدوی از سوی جمعی از فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان به راه افتاده و قصد دارد با جمعآوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکیان پرونده، از اعدام وی جلوگیری کند.
|
۱۸ فروردین ۱۳۸۷
-
مدرسه چهارنفره کالو
سرباز معلمی هر روز با موتورسیکلت، راهی روستایی می شود که سی کیلومتر با زادگاهش فاصله دارد. سی کیلومتری که برای گردشگر یک روزه جالب است و برای کسی که دوسال باید برود و بیاید، سخت: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها
|
۱۷ فروردین ۱۳۸۷
-
درگذشت ثمین باغچه بان پس از دو هفته به رسانه ها رسید
ثمين باغچه بان، موسيقی دان برجسته ايرانی، در آخرين روز اسفند ماه سال ۱۳۸۶ در استانبول، ترکيه، درگذشت. او فرزند جبار باغچه بان بود که در آغاز نامی ديگر داشت اما پس از آن که نخستين مدرسه کر و لال ها در تاريخ ايران را تاسيس کرد، شاگردانش را گل های يک باغچه و خود را باغچه بان آن ناميد. به باور صاحبنظران مدرسه آقای باغچه بان در آن زمان يک انقلاب در ایران به حساب می آمد.
-
جامعه بی قهرمان و بی پدر
حسین نوش آذر: اغراق نکردهایم اگر ادعا کنیم «در درهی خدایان» موفقترین فیلمی است که تاکنون هالیوود دربارهی جنگ عراق ساخته است. این فیلم بیش از آن که یک فیلم جنگی باشد به آسیبشناسی فرهنگ تجاوز و پیامدهای آن در جامعهی آمریکایی میپردازد. + به همراه نمایش آنلاین فیلم
|
۱۵ فروردین ۱۳۸۷
-
جامعه ایرانی از فقدان امنیت به نحو عمیقی رنج میبرد
یادداشت محمدجواد کاشی در باره سریال مرد هزار چهره: بسیاری از ما در این جامعه کم و بیش در دوگانه مسعود شصت چی و دکتر جندقی زندگی میکنیم. در ترتیبات اولیه یک موجود ضعیف و معلول و شکسته و لنگ هستیم، اما به حسب تصادفاتی در این جامعه یک شخصیت وانموده نیز پیدا کردهایم.
|
۱۳ فروردین ۱۳۸۷
-
عکسهایی از کارناوال نوروزی ایرانیان در نیویورک
جشن خیابانی ایرانیان جشنواره ای از گل و رقص های محلی و آیین های نوروزی و گردهمایی پرنشاط ایرانیان بود. دسته های موسیقی آمریکایی، ای ایران می نواختند و پرچم های ایران همه جا دیده می شد.
|
۱۲ فروردین ۱۳۸۷
-
من تئووانگوگ را ترور نکردهام
«فتنه» نه فیلم هنری است، نه «انتقاد از اسلام» و نه به بحثهای رایج آزادی بیان ربط دارد. این فیلم ادامهی سیاستهای جنگطلبانه طرفداران برخورد تمدنهاست و فهم آن در بستر «جنگ رسانهای» داغی که در جریان است ممکن است. سازنده فیلم فتنه انتقاد نمیکند، او پشت مسلسل نشسته است.
|
۹ فروردین ۱۳۸۷
-
شوشا، زنی از شرق و غرب
باقر معین: کمتر کتابی در باره ایران و فرهنگ ایران بیرون می آمد که او ندیده باشد یا از آن بی اطلاع باشد. بسیاری را هم خود او به خوانندگان مجلات جدی ادبی و فرهنگی معرفی کرده بود. آمیزه ای بود از خصلت ها و ذوق شرقی و عقل غربی. مایه جانش از ایران بود و نگاهش از غرب.
|
۷ فروردین ۱۳۸۷
-
هفت نشریه برگزیده سال 86
«بخارا» برترین نشریه فرهنگی، «دنیای خودرو» برترین نشریه علمی-تخصصی، «دنیای فوتبال» برترین نشریه ورزشی، «زندگی ایدهآل» برترین نشریه عامهپسند، «شهروند امروز» برترین نشریه سیاسی-اجتماعی، «همشهری جوان» برترین نشریه جوانان، «هممیهن» برترین روزنامه سراسری
|
۵ فروردین ۱۳۸۷
-
رقص چَکِهسِما: ضربان قلب زمین
از هزارتوی رقص: بعد از انقلاب که هنر رقص را جزو گناهان انگاشتند، بخشی از رقص های محلی که مردان مجری آن بودند حفظ شد. اما رقصهای محلی زنانه بسیار مظلوم واقع شدند. هرچند مردان مازندرانی هم چکه سما میرقصند اما بر اساس آنچه من دیدهام این رقص به شدت زنانهاست.
-
هفت سین به لهجه طهران قدیم
آهنگهای نوروزی در طهران چگونه بود؟ گوش کنید که آوازهای قدیمی در باره سکه و سمنو و سیب و سین های هفتگانه چه گفته اند و چگونه. در غیاب شادی در رادیوی ملی حلاوتی دارد این آرشیو کوچک تاریخی.
|
۴ فروردین ۱۳۸۷
-
طعم طنز در ترانه های محسن نامجو
انكار نميكنم كه طنز در كار من كاملا واكنش است. واكنش به يك جريان جريان تراژيك. جريان تراژيكي كه در درون زندگي رخ ميدهد و جريان تراژيكي كه از بيرون ميبينيم. من فكر ميكنم طنزي كه ما تا پيش از اين در اجتماع به صورت هر چه انتزاعيتر و ذهنيتر ميديديمش، الان دارد خيلي عينيتر ميشود
|
۳ فروردین ۱۳۸۷
-
عزاداری نوروزی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی
هر چه میشنوی غم است و مويه. نوروز تبديل شده است به مناجات و گريه و زاری. حساب دعا و سلوک باطنی البته برای معنويت جايگاه خاص و بلندی دارد. هر چيز به جای خود اما. اين گروگان گرفتن نوروز و آيين ملی است برای قدرتنمايی يک برداشت سختگيرانه و متعصبانه از دين
-
روز اول عید با ساختارگرایی در ادبیات
تلاشی برای درک کتابی دشوار در نظریه ادبی ترجمه فرزانه طاهری از راه خلاصه سازی نکات مهم آن همراه با تحلیل و نقد: این نقیصهای اساسی در این کتاب است که مؤلف هم وظیفهی معرفی و هم نقد ِ نظریههای متعدد را در مجالی بسیار کوتاه بر عهده گرفته.
|
۲ فروردین ۱۳۸۷
-
بحرانهای چهارگانه وبلاگستان و وبلاگهای برتر 1386
وبلاگستان فارسی هنوز بیشتر شبیه یک حلقهی کوچک است که انگار تنها برای خود مینویسد و صدایش در خارج از این حلقه، شنوندهای ندارد، گویی هنوز نتوانسته است از پیلهی خود بیرون آید و بر جامعهی بزرگتر پیرامونش هم تاثیرگذار باشد. وبلاگستان ایرانی در آستانهی جشن هفتسالگیاش، هنوز تنها بر خود موثر است
|
۲۹ اسفند ۱۳۸۶
-
اسکار نوآوری بی بی سی برای زیگ زاگ
مجله زیگ زاگ، جایزه نوآوری را برای برپایی یک «تحریریه مجازی» به دست آورده است که به روزنامه نگاران جوان ایرانی امکان می دهد که از راه دور، نه تنها آموزش های حرفه ای را فراگیرند، بلکه فعالیت در یک محیط کاری واقعی را نیز تجربه کنند و مطالبی با کیفیت بالا تولید کنند. - با تبریک بر و بچز زمانه به اهالی زیگ زاگ
|
۲۶ اسفند ۱۳۸۶
-
بازگشت «آزادی»
زیگ زاگ: سینما آزادی نوساخته، ده سال پس از سوختن اش، ۲۶ اسفند رسما بازگشایی می شود. اين سينما، حدود سی و هشت سال پیش، توسط دو برادر به نام های عزیزالله و عطاء الله روحانی افتتاح شد. سینما در آن زمان، «شهر فرنگ» نام گرفت و دو سال بعد، سالن «شهر قصه» نیز در زیر زمین آن ساخته شد.
|
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
-
یا باید بازی کنیم یا بزنیم زیر میز
به نظر من تا زمانی که میدان تازهای پیش روی ما نباشد باید در میدان انتخابات و در همین زمین بازی کرد. بازی هم قواعد خودش را دارد. بعضیها البته تمیز بازی میکنند و بعضیهای دیگر کثیف.
|