| خانه > اردوان روزبه > گفت و گو > رمضان بشردوست: مشکل ما خود رییسجمهور افغانستان است | |||
رمضان بشردوست: مشکل ما خود رییسجمهور افغانستان استاردوان روزبهardavan.roozbeh@gmail.comگفتوگو را از «اینجا» بشنوید. بیشک اگر کسی بخواهد از بزرگترین مخالفان دولت فعلی افغانستان نام ببرد، حتمن یادی از دکتر رمضان بشر دوست خواهد کرد. کسی که بعد از کودتای هفت ثور این کشور را ترک کرد و بعد از ۲۵ سال در سال ۲۰۰۳ میلادی با سمت کارمند وزارت خارجه به این کشور باز گشت. این تحصیل کرده در رشته حقوق سیاسی از دانشکده پاریس زمانی بر سر زبانها در افغانستان افتاد که در کسوت وزیر پلان (طرح و برنامه) پیشنهاد لغو مجوز فعالیت ۱۹۳۵ سازمان غیر دولتی (NGO) خارجی در افغانستان را کرد که موجب مخالفت رسمی حامد کرزای شد. او نیز با استعفا از سمت خود در میان ناباوری بسیاری از چهرههای سیاسی که عمده آنها را مجاهدین تشکیل میدادند به صورت مستقل کاندیدای مجلس از کابل شد و سومین رتبه را از نظر تعداد آرا نصیب خود کرد. بشردوست یکی از منتقدان سر سخت حضور نیرو های خارجی و دولت فعلی افغانستان است. به نحوی که از دولت فعلی این کشور با عنوان «دور دوم حکومت مجاهدین» یاد میکند. این نماینده مجلس در پارک «شهر نو» کابل، خیمههایی را برپا کرده که شهرت به خیمه «ملت» دارد و اوقاتی را که در پارلمان نیست در آنجا به دیدار مردم میپردازد. وقتی با گذر از گیتهای حفاظتی به راهروهای خلوت مجلس رسیدم در سالن مجاور پارلمان نشستیم به گپ زدن، او صریح صحبت کرد. با گالشهای لاستیکی و لباس مندرس به نظر چهرهای متفاوتتر از کسانی میآمد که این روزها از «لند کروزرهای شیشه دودی چند ۱۰ هزار دلاری» در جلوی ادارات و وزارتخانهها پیاده میشوند.
آقای بشردوست افکار و برنامههای شما در شرایط فعلی کمی رؤیایی نیست؟ افکار و عقاید و نظراتی که ما (من) در افغانستان در دو سال مطرح کردیم باعث این شد که امروز در پارلمان باشیم، بدون اینکه ما کدام تنظیم (هماهنگی) داشته باشیم، کدام حزب داشته باشیم، بدون این که کسی ما را حمایت مالی کند، بدون این که ما با رهبر کدام قوم و تنظیم داشته باشیم، این خود نشان می دهد که افکار و عقاید ما در افغانستان راه خود را باز کرده است. مسئله طالبانی که مطرح کردید، من خودم به این عقیده هستم که آمریکا اگر بخواهد «موسی قلعه» در دم از نقشه افغانستان گم شود این کار را میتواند، اگر آمریکاییها بخواهند که نیروهای طالبان را در افغانستان از بین ببرند و رهبرانشان را بگیرند، این کار برای آنها هیچ مشکلی خلق نمی کند. اما مشکل اینجاست که تا امروز جامعه بین المللی نتوانسته که واقعیت های افغانستان را تجزیه و تحلیل کند. هنوز من فکر می کنم که این جامعه بین المللی نفهمیده است که افغانستان و جامعه بین المللی در یک کشتیاند و اگر این کشتی غرق شود هر دویشان غرق می شوند و اینجاست که ما می بینیم جامعه بین المللی اشتباهات بسیار بزرگی را مرتکب می شود. من جمله موافقت نامهای که بین طالبان تحت نام سران اقوام و ناتو امضا شده بود که ما نتیجه اش را دیدیم. عین این کار در «وزیرستان شمالی» انجام شده بود. به نظر من تجزیه و تحلیلشان اشتباه است. عین این اشتباه را هم در رابطه با رهبران جهادی که ما رهبران جنگی آنها را قلمداد می کنیم می بینیم، امروز جامعه بین المللی، آمریکاییها، فرانسویها، هلندیها، آلمانیها و غیره از رهبران جنگی در افغانستان حمایت می کنند و به آنها مقامات عالی دولتی را سپردند، به خاطر این که فکرمی کنند: «اگر ما با اینها مقابل شویم جبهه سوم در کنار طالبان و القاعده به وجود میآید». در حالی که من معتقد هستم که اگر رهبران مجاهدین که در دوره ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در قدرت بودند از صحنه سیاسی افغانستان گم شوند دیگر دلیلی برای جنگ و مبارزه مسلحانه حتی برای طالبان وجود ندارد. چون شما اگر متوجه باشید وقتی که برای اولین بار طالبان در صحنه ظاهر شدند در سال ۱۹۹۴ در آن زمان نه آمریکا در افغانستان بود که اینها جهاد کنند نه بریتانیا و فرانسه. آنها جهاد را علیه رهبران مجاهدین اعلام کردند. امروز تمام والیها (استانداران) تمامشان بدون استثنا قوماندان (فرماندهان) جهادی هستند. بعضی موارد آقای کرزای در دولت ما نقش دوم را بازی میکند. آقای خلیلی، آقای محقق، آقای سیاف، آقای پیر گیلانی و آقای مجددی کلشان مقامهای دولتی دارند، وزارت دارند، ولایت ها را دارند، قوماندانیها را دارند، سنا را دارند، وکالت را دارند. لذا من به این عقیده هستم که اگر جامعه بین المللی تجزیه و تحلیل خود را در افغانستان تغییر بدهد و یک تجزیه تحلیل واقع بینانه داشته باشد، ما می توانیم که در افغانستان امنیت را به وجود بیاوریم. من معتقد هستم که افغانستان برای جامعه بین المللی و به خصوص کشورهای عیسوی یک شانس طلایی و تاریخی در اختیارشان قرار می دهد که نشان بدهند که بین کشورهای آزاد و عیسوی و یک کشور مسلمان همکاری لازم وجود دارد. متاسفانه در این پنج سال این شانس را آنها کشته اند و اگر به این استراتژی ادامه پیدا کند خطرات بسیار جدی متوجه افغانستان و جامعه بین المللی است. در نظر داشته باشید اولین باری که پاکستان در افغانستان نیروهای مسلح تربیت شده و آموزش داده شده را فرستاد سال ۱۹۷۴ بود که در رأس این نیروهای مسلحانه که در اردوگاههای پاکستان تربیت شده بودند، آقای احمد شاه مسعود بود و حکمت یار بودند. این ها آمدند و مبارزه مسلحانه خود را از «پنجشیر و لقمان» شروع کردند. اما حکومت داوود چون پایگاهی در بین مردم داشت در ظرف یک هفته آنها را تار و مار کرد. اما در سال ۱۹۷۸ همین افراد را دوباره پاکستان به افغانستان روان کرد و این بار موفق شدند به خاطر این که دولتی که در افغانستان وجود داشت، اعتماد جامعه را نداشت، به نفع جامعه کار نمی کرد و جنگ بین افراد دولت و کسانی که در قدرت بودند وجود داشت. در سال ۱۹۹۴ که طالبان آمدند دولتی وجود نداشت، ملک الطوایفی بود. مجاهدین هر قسمت مملکت را ملک شخصی خود ساخته بودند، هر کاری دلشان می خواست می کردند و در این تشنج و بحران و بیاعتمادی و چپاول و دزدی و حتی تجاوز جنسی، پاکستان طالبان را فرستاد و چون زمینه رشد آنها وجود داشت. این کار دوباره در زمان آقای کرزای صورت گرفت. مشکل اساسی ما همانطور که من گفتم رئیس جمهور افغانستان است، مثل نقش آقای «گورباچف» را پیدا کرده است، در افغانستان محبوبیت ندارد، به ارزشهای دموکراسی عقیده ندارد، به ارزشهای حقوق بشر عقیده ندارد. اگر میخواهیم که آرامی و آبادی و آزادی در افغانستان بیاید باید رئیس جمهور افغانستان استعفا کند، پارلمان افغانستان منحل شود و یک انتخابات دیگر در افغانستان راه انداخته شود که واقعا آزاد باشد. انتخاب پارلمان ما به این صورت آزاد نبود. کسانی که آمدند، براساس رأی مردم نبود، براساس زور، پول و فساد مالی آمدند. خوب با این حساب ما به این نتیجه میرسیم که نیروهای ائتلاف و ناتو در واقع باز هم با همان آدمهای سابق به توافق رسیدهاند؟ شما افغانستان را با این تعبیر میپسندید که انتخابات آزادی در آن انجام شود و مردم افرادی که مورد نظرشان است، انتخاب کنند. این به نظر خیلی ایدهآل و کمالطلبانه است چرا که ما هنوز مسئله قومیت و نژاد، دین و مذهب را داریم. در افغانستان وقتی راجع به کسی اظهار نظر میکنند، میگویند فلانی «ازبک» است و سنی، یا فلانی هراتی است و شیعه. فکر نمیکنید که ایجاد نهادهای دموکراتیک با فرهنگ بنیادین جامعه افغانستان منافات دارد؟ در بین پشتون هم انسانهای پاک و صادق داریم، در بین ازبک هم داریم، در بین تاجیک هم داریم. مشکل فعلی افغانستان این است که بدترین افراد همان قوم در قدرت است. از قوم ازبک بدترین فردش در قدرت است به نام ازبک، از هزاره بدترین فردش در قدرت است به نام هزاره، از تاجیک به همین شکل، در پشتون به همین شکل. در حالی که در هر کدام از این قومها فیلسوف و پاک و صادق هم داریم که اگر جامعه بین المللی یک شرایط انتخاب آزاد بدون ترس و هراس و بدون این که رأی ها خریده شود، آماده کند، شاهد نمایش آن خواهیم بود. من فکر میکنم که در شرایط فعلی برای این مردم پشت سر همان رهبر قومی که حتی برای قوم خود ظلم و ستم و تجاوز کرده است میروند چون که تنها مدافع خود را همان نفر میدانند. مثلا میگویند که اگر ما از این دفاع نکنیم آن قوم دیگر سر ما ظلم میکند، پس ما در مقابل ظلم قوم دیگر مجبور هستیم از ظلم این نفر دفاع کنیم ولو این که این نفر خائن است، دزد و جنایتکار است، ولو فاسد است و سر ما ظلم کرده است. اگر این سیستم را بخواهیم بشکنیم اولین کاری که باید بشود خلع سلاح این افراد است که به نام قوم دارای همه چیز هستند. سپس باید کمک کنیم سر مردم که آزادانه رأی بدهند. کار یک سال، دو سال و سه سال نیست، اما کاری است که امکان دارد. اما راهی که ما فعلن میرویم نه تنها ما را به هدف نمیرساند، بلکه ما را از هدف دورتر میکند. خوب با این احتساب شما احتمال این را نمیدهید در صورت ادامه این تعلل، درگیر چیزی مثل تجزیهطلبی در افغانستان بشویم؟ افغانستان ایدهآل را شما چگونه میبینید؟ --------------------------------------- |
لینکدونی
آخرین مطالب
|
||
![]() |
![]() |
از دست ندهید | ||||
طنين آواز شجريان در شهر لندن |
بشردوست: «مشکل خود حامد کرزای است» |
گپی با اکبر عبدی |
تاریخ یک تابلو، تابلو یک تاریخ |
بزرگترین مسابقهی عکس خبری |
![]() |










نظرهای خوانندگان
I hope you do more of this kind of articles and interviews.
-- Vahid ، May 2, 2007 در ساعت 04:31 PM