اردوان روزبه


توفان شن در خوزستان، یادگار جنگ

خوزستان در یک ماه گذشته بیش از چهل بار مورد حمله توفان و گرد و غبارها قرار گرفته است. ادارات دولتی، بانک‌ها ،‌مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شدند و میزان آلودگی هوا بیست برابر خد مجاز اعلام شد. سعید هرمزی از اهالی خرمشهر می‌گوید: «‌قبل از جنگ درخت این‌جا زیاد بود. زمانی که جنگ شد این درخت‌ها بر اثر جنگ از بین رفتند. هم سمت عراق و هم سمت ایران. آن موقع شلمچه که ما رفتیم، بیابان‌هایش اکثراً جنگل بود. درخت خرما و این‌ها بود. ولی زمانی که جنگ تمام شد دیگر عراق که اصلاً رسیدگی نمی‌کند و ایران هم که هیچ.»



آزادی مطبوعات در گفت و گو با وبلاگ‌نویسان:
آزادی برای مطبوعات یا مطبوعات برای آزادی؟

مرضیه کوهستانی، روزنامه‌نگار در گفت و گو با زمانه درباره‌ی مرزهای آزادی مطبوعات می‌گوید: «به نظرم یک‌سری چیزها هم خیلی تابو است. یعنی ما خیلی چیزها را که ضد‌اخلاق می‌دانیم، شاید ضد‌اخلاق نباشد. فقط ما آن‌ها را تابو کردیم و به خودمان حق نمی‌دهیم که درمورد آن‌ها بگوییم، بنویسیم، حرف بزنیم. مثلاً سکس یکی از آن مباحث است. نه، من فکر می‌کنم ‌مخاطب حق دارد درمورد چیزهایی هم که تابو است و یا ضد اخلاق قلمداد می‌شود، بداند.»



گفت و گو با مانا نیستانی، به بهانه روز جهانی گرافیک:
«خود سانسوری، خطرناک‌تر از هر سانسوری است»

مانا نیستانی، کارتونیست ایرانی، به مناسبت روز جهانی گرافیک، در گفت و گو با زمانه می‌گوید: «‌متاسفانه حتا بین بعضی از هنرمندان و روشنفکران ما مطرح می‌شود که اعمال محدودیت، باعث رشد و بروز خلاقیت می‌شود. نه، سانسور فقط خلاقیت را می‌کشد. نهایت اتفاقی که می‌افتد این است که هنرمندان برای این‌که چیزی را نشان بدهند، شروع می‌کنند به راه‌ها را دور زدن و به قول معروف، لقمه را از پشت پیچاندن و هزار یک نوع کلک که برای این‌که یک چیز ساده را بگویند.»



اعتراض دانشجویان در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد

روز سه‌شنبه در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد، گروهی از فعالان دانشجویی و مدنی با تجمعی نسبت به ادعای امارات متحده عربی در مورد جزایر سه‌گانه‌ی ایران و استفاده از نام «خلیج عربی» به‌جای «خلیج فارس» در «گوگل ارث» اعتراض کردند. فعالان دانشجویی گردانندگان این تجمع بودند.



به دنبال جامه عمل پوشاندن رویا‌ها - بخش دوم
«مالزی فقط یک سکوی پرتاب است»

اگر یادتان باشد ما در میزگردی با صفا، شادی، مریم، رضا و سمیرا در آپارتمان او، بحث‌مان را شروع کرده بودیم. در بخش دوم این گزارش، از زبانِ سمیرا می‌شنویم: «‌مالایی‌ها اگر امکاناتی باشد اول دوست دارند در اختیار خودشان باشد. چینی‌ها و هندی‌ها هم قصه‌های خودشان را دارند، چون من دوست‌های چینی و هندی هم دارم و می‌توانم بگویم که آنها چطوری زندگی می‌کنند.»



به دنبال جامه عمل پوشاندن رویا‌ها - بخش اول
چرا سر از مالزی درآوردم؟

یکی از دغدغه‌های من نشستن پای صحبت بچه‌های ایرانی در مالزی بود. حرف‌هایی از چراها و بایدها و نبایدها. با کمک چند دوست خوب توانستم یک میزگرد زمانه‌ای راه بیندازم و بچه‌ها را دور هم جمع کنم و کمی از زندگی با هم صحبت کنیم. قرار پا گرفت. یک بعد‌از‌ظهر بارانی در خانه یکی از همین بچه‌ها. این برنامه با شیرینی‌های خوبی که صفا گرفته بود، صفای ویژه‌ای پیدا کرد و با قهوه ای که سمیرا درست کرد، گرمتر شد.



گفتگو با یک فعال اجتماعی در شیراز پیرامون حادثه انفجار در حسینیه این شهر
در شیراز، ترس مردم از تکرارش است

تا این زمان علت حادثه‌ی انفجار شنبه شب گذشته در شیراز که حداقل ۱۲ کشته و بیش از ۲۰۰ مجروح بر جای گذاشته، از سوی مقامات مسئول به شکل رسمی اعلام نشده است. یک فعال اجتماعی شیراز در گفتگو با زمانه پیرامون گمانه‌زنی‌های مردم این شهر درباره انفجار می‌گوید: «در واقع یک اثر آنی که این مسأله گذاشته، ترس و وحشت است. مثلن یک احساس ناامنی از احتمال ادامه‌دار بودن این مسأله. بیشتر این قضیه در بین مردم مطرح است.»



گفتگو با شاهد عینی انفجار شیراز

بنا به آخرین گزارش‌هایی که از سوی مقامات مسئول استان فارس در ایران اعلام شد، حادثه انفجار شنبه شب در یک حسینیه در شیراز که مرکز کانونی به نام ره‌پویان وصال نیز بوده، تا کنون ۱۲ کشته و ۲۰۲ مجروح بر جای گذاشته شده است. چند ساعت بعد از این واقعه گفتگویی داشتم با «نیما ن» یکی شاهدان عینی حادثه شنبه شب که در ادامه می‌خوانید.



در مالزی مراقب جیب‌هایتان باشید

وقتی وارد کوآلالامپور، پایتخت مالزی شدم، درست در روزهای اولی که پا به این شهر گذاشته بودم بنا بر پیشنهادی رفتم به سراغ مرکز خریدی به نام مگامال در میدوالی؛ یکی از بزرگ‌ترین مراکز خرید در این شهر. دست بر قضا زن و مردی را در جلوی یکی از دکه‌های سالن وسط دیدم که نمی‌توانستند برای پرداخت پول‌شان به فروشنده، حرف‌شان را حالی کنند... بعد از رفتنش از دست گرفتن پول‌هایم توسط او نگران شدم. شمارش کردم. به راحتی آب خوردن چهارصد یورو از پولم کم شده بود. او خیلی تمیز پول را کف زنی کرده بود.



طبق گزارش جدید سازمان ملل
«کودکان امروز جهانی عاری از ایدز ندیده‌اند»

طبق گزارشی که از سوی سازمان ملل منتشر شد، تعداد زنان باردار و کودکان اچ‌آی‌وی مثبت که به داروهای ضد ویروسی دسترسی دارند افزایش یافته است، اما هنوز راه درازی برای رسیدن به نسلی عاری از ایدز در پیش است.



مالزی میزبان فیلم‌های ایرانی، اما با کمرنگی

از بیستم مارس تا دوم آوریل، سینماهای گلدن اسکرین در کولالامپور و شهر پیننگ در کشور مالزی نمایش‌دهنده‌ی مجموعه‌ای از آثار فیلم‌سازان ایرانی بود. این فیلم‌ها که تحت عنوان «هفته‌ی فیلم‌های ایرانی» در مالزی به اکران درآمد، دومین دور از برنامه‌های هفته‌ فیلم‌های ایرانی در این کشور به حساب می‌آمد. اگر چه سابقه‌ی پخش فیلم‌های ایرانی در این کشور برمی‌گردد به سال‌ها پیش از این و اواسط دهه‌ی ۹۰.



گزارشی از واکنش ایرانیان مقیم مالزی به فیلمِ «فتنه»:
اینجا حرف از میانه‌رو و تند‌رو نیست

این روزها صحبت از فتنه، خیرت ویلدرس، سیاستمدار راست افراطی هلندی را بر سر زبان‌ها انداخته است. از فتنه زیاد می‌شنیدم. اما آیا رویکرد ویلدرز واقع‌گرایانه است؟ در گزارشی، نظر چند ایرانی مقیم مالزی را درباره‌ی این فیلم پرسیدم. نازنین دانشجوی دانشگاه Lim Kok Wing در مالزی می‌گوید: «شاید اسلام را نه او شناخته و نه خود ما. در حقیقت آنچه که ما هم می‌بینیم چیزی جز این نیست.»



دو حادثه، باز هم راهیان نور
عیدمان هم عزا شد

در کمتر از دو هفته گذشته، دو اتوبوس از بازدید‌کنندگان مناطق جنگی جنوب با عنوان راهیان نور تصادف کردند. در حادثه اول اتوبوسی که مربوط به دانشجویان دانشگاه علمی-کاربردی خیام مشهد بود، در مسیر برگشت از مناطق جنگی در تصادف با تانکر سوخت، آتش گرفت و 22 دانشجو به طرز دلخراشی در آتش سوختند. مجموع کشته‌ها و زخمی‌های این اتوبوس 40 نفر می‌شود. در حالی که در بیشترین حالت، ظرفیت اتوبوس‌ها 32 نفر است.



گزارشی از برگزاری ایام نوروز در مالزی
نوروز با ایرانیان مالزی

ایرانی‌ها در طول چند سال گذشته ذوق و استعداد به خصوصی در یافتن راه‌های مناسب سفر برای رفتن به سایر کشورها که رفتن به آن‌ها مشقت کمتری دارد، پیدا کرده‌اند. کشورهایی که فصل مشترکی دارند که موجب جذب همه نوع توریست ایرانی از مومن و مکتبی تا اهل دیسکو و کلاب می‌شود: امکان بهره‌برداری از حداقل‌های سفر بدون تشویش‌های مرسوم در جامعه سیاست زده ما. اما نوروز داستان دیگری دارد. همه از چند ماه پیش چمدآن‌ها را بستند و منتظرند که سفرهای نوروزی را آغاز کنند.



بحث بر سر روسری نیست، حکایت تحقیر است

در یک تصادف ساده با دختری به نام مهناز آشنا شدم که در مساله‌ی نحوه‌ی برخورد نیروی انتظامی با مردم در طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد، توسط نیروی انتظامی دستگیر شده بود. مهناز تعریف چنین می‌کند: ماجرا در چهارراه عباس‌آباد برایم پیش آمد. داشتم راه خودم را می‌رفتم، سرم پایین بود و متوجه ماشین گشت ارشاد نبودم. یک‌دفعه دیدم ماشین پلیس کنار من نگه داشت و گفت: خانم کجا؟...



در چهارمین سالگرد انفجار قطار نیشابور با اما و اگرها
جهنمی به نام ایستگاه خیام در ساعت نه و چهل پنج دقیقه

هادی پژوهش معاون سیاسی، اجتماعی وقت استانداری خراسان رضوی: « در کشورمان بنا بوده با تصویب در مجلس و دنبال کردن وزارت کشور که یک سازمان مستقل برای بحران‌ها ایجاد شود. البته یک ستاد حوادث غیر مترقبه‌ای در استان‌ها داریم که من اعتقادم بر این است که آن ستاد بیشتر شبیه فقط یک تابلو است. یک مسئول و چند کارشناس که یک حادثه یا اتفاقی رخ داد این‌ها بتوانند بین دستگاه‌های امدادی سریع هماهنگی کنند تا بروند کمک کنند. »



گزارشی در مورد پرویز کامبخش روزنامه‌نگار افغان ـ بخش دوم
«این اعدام به تقاضای تمامیت‌خواهان است»

این بحث بار دیگر موضوع ارتداد و مصادیق آن و یا مهدور‌الدم بودن فرد مرتد را به چالش می‌کشد و باز این بحث را مورد توجه قرار می‌دهد که آیا می‌تواند نقل یک مقاله‌ی انتقادی در محیط دانشگاهی، کفر محسوب و مستوجب اعدام باشد؟.



گزارشی در مورد پرویز کامبخش روزنامه‌نگار افغان – بخش اول
خیلی ساده، تو باید اعدام شوی

تقریبن چهار ماه از زندانی شدن پرویز کامبخش، روزنامه‌نگار اهل ولایت بلخ در شمال افغانستان، می‌گذرد. آنهم با انتظار حکمی که خانواده و خودش نیز باور نمی‌کردند می‌تواند تا به این حد برای جرمی که امنیت ملی برای او متصور بود، سنگین باشد: «‌اعدام». با سید یعقوب ابراهیمی، برادر سید پرویز کامبخش و روزنامه‌نگار و عضو آژانس خبری انستیتو گزارش جنگ و نقض حقوق بشر، و خالد خسرو، روزنامه نگار و فعال اجتماعی افغان در اتاوا، در این باره گفتگو کردم.



ربودن عزیزالدین، ادامه یک مناقشه در پاکستان

در خبرها آمده بود: روز دوشنبه قبل در حالی‌که طارق عزیز‌الدین، سفیر جدید پاکستان، عازم افغانستان بود، مفقود شد. در بررسی‌های بعدی از سوی دولت پاکستان، عزیزالدین، طعمه‌ی یک آدم‌ربایی اعلام شد. در راستای همین اتفاقات، گفت‌وگوهایی داشتم با داوود هرمیداس باوند، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران و تحلیل‌‌گر مسائل خاورمیانه و همچنین ژنرال زائر عظیمی، تحلیل‌گر سیاسی و عضو ارشد دولت افغانستان.



مروری بر شگرد تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق در ایران
بخدا رجوی پسرخاله من نیست

ابتدا با یک تلفن آغاز شد. از من خواست بر روی مسنجر یاهو با او تماس داشته باشم.این شروع ماجرا برای مدیر یک شرکت تبلیغاتی و بازرگانی در ایران بود. او نمی‌دانست که به زودی توسط دادگاه انقلاب به جرم تبلیغات علیه جمهوری اسلامی و همکاری با گروه‌های الحادی محاکمه خواهد شد. اما داستان را از زبان خود او بشنوید. نامش علی اکبر «خ» است.