<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ایرج ادیب زاده</title>
      <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 02 Jul 2009 19:15:36 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>«بیم می‌رود که اعدام‌هایی در راه باشد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>گزارش‌های رسیده از فعالین حقوق بشر در داخل ایران در مورد شمار بالای بازداشت‌شدگان در تظاهرات بعد از انتخابات و شکنجه‌ و آزار زندانیان، به‌ویژه در مورد آن دسته از رهبران سیاسی، فعالان دانشجویی و روزنامه‌نگارانی که در بند ۲۰۹ زندان اوین گرفتارند، نگرانی خانواده‌های زندانیان و ناپدیدشدگان و نیز سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی را باعث شده است.

در کنفرانس مشترک خبری که صبح روز سه‌شنبه به وقت نیویورک در این شهر تشکیل شد، سه نهاد حقوق بشری کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل، نگرانی شدید خود را از وضعیت بازداشت‌شدگان و شکنجه و آزار زندانیان اعلام کردند و در نامه‌ای مشترکی به دبیرکل سازمان ملل متحد از وی خواستند هرچه زودتر نماینده‌ی ویژه‌ای برای بررسی وضعیت بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان و اعمال شکنجه برای آنچه «اعتراف‌گیری» توصیف شده است به تهران اعزام کند.

در همین رابطه با هادی قائمی، نماینده‌ی کمپین بین‌المللی حقوق بشر ایران در نیویورک گفت و گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای قائمی این کنفرانس با چه هدفی تشکیل شد؟</strong>

این کنفرانس با شرکت مدیر خاورمیانه‌ی سازمان دیده‌بان حقوق بشر، خانم سارا لی ویتسون و متخصص امور ایران در سازمان عفو بین‌الملل و خود من به‌عنوان نماینده‌ی کمپین بین‌المللی حقوق بشر به همراه خانم رکسانا صابری، کسی که به تازگی در زندان‌های ایران بوده و شخصاً مسایل زندان‌ها و قوه قضاییه را تجربه کرده و بالاخره خانم سارا مرادخان از بستگان سیلوا هارتونیان، یکی از زندانیان اوین که هم‌بند خانم رکسانا صابری بوده، تشکیل شد.

موضوع این کنفرانس مسأله‌ی حقوق بشر، نگرانی‌های شدیدی که وجود دارد و درخواست از سازمان ملل برای ارسال فوری هیأتی به ایران بود.

<strong>مهم‌ترین خواسته‌ی شما در حال حاضر از سازمان ملل غیر از تعیین یک نماینده، چه چیز دیگری است؟</strong>

نه تنها یک نماینده، بلکه هیأتی قوی تشکیل بشود که به ایران برود و مخصوصاً در حال حاضر بلافاصله به وضعیت بازداشت‌شدگان رسیدگی کند و دولت و قوه قضاییه را پاسخگو نگهدارد که این بازداشت‌شدگان کجا نگهداری می‌شوند، در چه وضعیتی هستند، جرمشان چه هست، چه طور بازداشت شدند و آیا قوانین ایران رعایت شده است یا نه.

بسیاری از این افراد حالت ناپدیدشدگان را دارند. فرمانده نیروی انتظامی تهران از دستگیری بیش از هزار نفر خبر داد. ما براین باوریم که این رقم در کل کشور نزدیک به دو هزار نفر می‌تواند باشد. و نگرانی عمده، این است که اسامی این‌ها باید اعلام بشود.

بسیاری از خانواده‌ها نگران ناپدیدشدن افرادشان هستند که اگر در زندان نباشند و هیچ خبری از آن‌ها نباشد، آن موقع می‌دانیم که این ناپدیدشدگان ممکن است در وضع بسیار بدتری باشند، در زندان‌های مخفی باشند یا حتا به قتل رسیده باشند. حداقل این است که سازمان ملل باید اسامی بازداشت‌شدگان را از ایران درخواست کند و به وضعیت آن‌ها در زندان‌ها رسیدگی کند.

[[photow01]]

<strong>آقای قائمی، اخیراً هیأت سه نفره‌ای هم از سوی آقای شاهرودی برای رسیدگی به وضعیت بازداشت‌شدگان منسوب شده‌اند. درباره‌ی این هیأت شما چه نظری دارید؟</strong>

بله، مشخص نیست که چرا خود قوه قضاییه، قوانین را به طور درست به اجرا نمی‌گذارد و چنین کمیسیون و هیأت‌های ویژه‌ای باید تعیین بشود. این هیأت سه نفره سه عضو دارد: آقای مصطفی پورمحمدی،  دری نجف‌آبادی و آقای رییسی

دو نفر اول پورمحمدی و دری نجف‌آبادی نه تنها در پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای، مستقیماً به آن‌ها اشاره شده، بلکه در زمان قتل‌های ۶۷، آقای پورمحمدی عضو هیأتی بود که به «هیأت مرگ» مشهور شد که مسئول قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی بود.

این نگرانی و مسایل موازی با آن زمان، سال ۶۷، بسیار دغدغه‌های شدیدی به‌وجود می‌آورد که نقش آقای پورمحمدی چه هست و با توجه به این‌که امام جمعه‌ی تهران و مسئولین قضایی و انتظامی اصفهان هم چندین بار صحبت از «محاربه» و اطلاق آن به بازداشت‌شدگان، و اعدام‌ها کرده‌اند و یا درخواست اشد مجازات کرده‌اند، که همان اعدام است، بیم بسیاری می‌رود که اعدام‌هایی در راه باشد و همان دید خشونت طلبی که در دهه‌ی ۶۷ منجر به قتل عام زندانیان سیاسی شد، بار دیگر سایه‌ی شومش را بر مراکز قدرت ایران بیفکند.

<strong>براساس گزارش‌هایی که از تهران از سوی فعالان حقوق بشر، بسیاری از روزنامه‌نگاران، فعالان دانشجویی و همچنین آن دسته از رهبران سیاسی که بعد از انتخابات بازداشت شدند رسیده‌، این‌ها در بند ۲۰۹ زندان اوین به‌سر می‌برند که طبق معمول کسانی که به آنجا می‌روند با شکنجه روبه‌رو می‌شوند و احتمال دارد که آن‌ها را وادار به اعتراف بکنند. در این مورد چه نظری دارید؟</strong>

سازمان ما ۲۴۰ اسم را از اشخاص سرشناس منتشر کرده است و اکثرشان در تهران هستند که شامل همان کسانی می‌شوند که اشاره کردیم. می‌دانیم تاکنون چندین روزنامه‌نگار را در رسانه‌های نزدیک به دولت به‌عنوان اعتراف آورده‌اند و گفته‌اند در این اغتشاشات هماهنگی و نقش داشته‌اند.

ولی شدیدتر از آن شکنجه‌هایی ا‌ست که منابع موثق چندین بار به ما اطلاع‌رسانی کرده‌اند که کسانی مثل آقای مصطفی تاج‌زاده و آقای محمد رمضان‌زاده و آقای ابطحی شکنجه‌های شدیدی شده‌اند، بسیار بسیار وضع وخیمی دارند تا اعتراف کنند.‌ با خانواده‌هایشان هیچ تماسی نداشتند و کسی را ندیدند...

شکنجه برای گرفتن اعتراف در ایران متداول بوده است که نگرانی‌های شدیدی به‌وجود می‌آورد. و همچنین وضعیت آقای حجاریان که بیمار و معلول است و در آنجا زندانی شده است. در نتیجه در مورد این اعترافاتی که در راه است، بسیار شبهه است. هیچ کس نباید قبول کند.

<strong>اگر جمهوری اسلامی با فرستاده شدن نماینده‌ای از سازمان ملل موافقت نکند، شما و دیگر سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر چه اقدامات دیگری را پیش‌بینی می‌کنید؟</strong>

شکی نیست که در آن زمان باید دولت ایران و منافع اقتصادی و سیاسی‌اش را و مشروعیت این دولت را در سطح جهانی زیر سوال برد. این می‌تواند منجر به ایزوله ‌شدن دولت ایران بشود که برایش هیچ فایده‌ای در شرایط حاضر ندارد و از نظر داخلی موجب عدم مشروعیت شدیدی است و در سطح خارجی هم اگر ایزوله بشود، کلاً به دولتی مثل کره شمالی در سطح جهانی تبدیل می‌شود.

ما می‌خواهیم تأکید کنیم که هرگونه تحریم مخصوصاً اقتصادی نباید به ملت ایران ضرر بزند و مستقیماً هدفمند باشد و نهادهای دولتی را شامل بشود. ولی با روندی که دارد پیش می‌رود به نظر می‌‌آید که دولت ایران دارد کشور را به آن طرف سوق می‌دهد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_415.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_415.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 02 Jul 2009 19:15:36 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایجاد کمپ در تهران، نشان از آمار بالای زندانیان دارد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>فدراسیون بین‌المللی جوامع دفاع از حقوق بشر گفته است بیش از دوهزار نفر در ایران طی رویدادهای دو هفته‌ی اخیر در ایران بازداشت شده‌اند. عفو بین‌الملل از شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان ابراز نگرانی کرده است. چند تن از روزنامه‌نگاران و فعالان دانشجویی مثل ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و شیوا ناظرآهاری، فعال دانشجویی در تماس‌های کوتاه با خانواده‌های خود گفته‌اند، در بند ۲۰۹ زندان اوین به‌سر می‌برند.

در عین حال گزارش‌های فعالان حقوق بشری ایران از شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان در کمپ کهریزک اطراف تهران خبر داده‌اند.

در همین رابطه با دکتر کریم لاهیجی، رییس جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر ایران و نایب رییس جامعه‌های بین‌المللی حقوق بشر و رؤیا کاشفی، مسئول کمیته‌ی حقوق بشر انجمن پژوهشگران ایران گفت و گو کرده‌‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای لاهیجی، جمهوری اسلامی تعداد بازداشت‌شده‌ها را پانصد نفر اعلام کرده است، فدراسیون بین‌المللی جوامع دفاع از حقوق بشر این تعداد را بیش از دوهزار نفر. در عین حال خانواده‌های بسیاری در ایران هیچ‌گونه اطلاع و خبری از اعضای خانواده‌های خودشان که ناپدید شده‌اند ندارند. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟</strong>

خبری که به ما رسیده، خبر موثقی‌ است. جمعه‌ی گذشته از تهران و از منابع مورد اطمینان ما که سال‌هاست با جامعه دفاع از حقوق بشر در ارتباط هستند، رسیده. حداقل بازداشت‌‌شده‌ها در تهران و شهرستان‌ها تا جمعه شب دوهزار تا بوده و متاسفانه ده‌ها، بلکه به صدها تن از این بازداشت‌شده‌ها باید عنوان «ناپدیدشدگان» داد.

برای این‌که اولاً این‌ها برخلاف بیشتر روزنامه‌نگاران یا چهره‌های سیاسی که در خانه‌هاشان یا در محل کارشان دستگیر شده‌اند، در جریان تظاهرات به‌ویژه در آخرین تظاهرات بزرگ تهران، شنبه‌ی گذشته یا متعاقب این تظاهرات، توسط لباس شخصی‌هایی که از آنان به عنوان بسیجی یاد می‌شود، دستگیر شده‌اند.

بنابراین خانواده‌ در یک بی‌خبری و نگرانی روزافزون و معلق هستند. نمی‌دانند آیا آن‌ها کشته شده‌اند، مجروح شده‌اند، در بیمارستان‌ها یا در محل‌هایی بستری هستند یا این‌که زندانی هستند. و در این شرایط است که ما به‌هیچ‌وجه زیربار رقم پانصدتا نمی‌رویم. برای این‌که اگر قرار بود پانصد تن دستگیر بشوند، احتیاج به ایجاد کمپ نداشتند.

یکی آن کمپی که شما اشاره کردید و کمپ‌های دیگری هم که تا اینجایی که ما خبر داریم در اطراف تهران به‌وجود آورده‌اند. تمام این‌ها هم زیر نظر وزارت اطلاعات و همان شبکه‌ی مخوف بند ۲۰۹ زندان اوین است که رییس کل‌شان، سعید مرتضوی دادستان انقلاب است. و اگر قرار بود پانصد تن دستگیر بشوند، احتیاجی به ایجاد این کمپ‌ها نبود و احتیاجی هم نبود که از شهرستان‌ها هم زندانی‌ها را به تهران بفرستند.

[[photow01]]

اینجاست که من در تمام سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایم صحبت از حالت فوق‌العاده و نظامی در ایران به‌ویژه در تهران کرده‌ام و در این صورت است که دستور رسیدگی رییس قوه قضاییه هم فقط برای گول زدن محافل بین‌المللی ا‌ست و نشان‌دادن این‌که در ایران حکومت قانون است. مثل پیامی که احمدی‌نژاد در ارتباط با رسیدگی به جنایت بزرگ قتل ندا خطاب به او داده است.

همه می‌دانند، پیش از آن هم مردم در جریان نخستین تظاهرات دیدند که خود مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند هفت نفر کشته شده‌اند، از داخل یک ساختمان دولتی که در اختیار بسیج بود به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند و هفت نفر را کشتند. بنابراین همه می‌دانند که ندا را کی ‌کشته است و نداها را چه کسانی کشته‌اند.

متأسفانه رقم کشته‌شده‌ها هم بیش از آن، بیست یا بیست‌ و هفت‌‌تایی‌ است که مقامات اعلام کرده‌اند. تا زمانی که رییس کل سازمان ملل به درخواستی که ما دو روز قبل در یک اطلاعیه کردیم، و نامه‌اش با امضاء رییس فدراسیون، من و شیرین عبادی به دبیرکل ارسال شد، یک فرستاده‌ی ویژه تعیین نکند و او برای تحقیق به ایران نرود، ابعاد این جنایات بزرگی که طی بیش از دو هفته در ایران صورت گرفته است، از کشتار و شکنجه تا دستگیری‌ها و بازداشت‌های وسیع، روشن نخواهد شد.

هفته‌ی گذشته دو روز را در بروکسل بودیم. همین هیاتی که خدمت‌تان گفتم؛ شیرین عبادی، من و یکی از نمایندگان فدراسیون با بیست و هفت سفیر عضو اتحادیه اروپا و سولانا ملاقات کردیم. در پارلمان اروپا با گروه‌های پارلمانی به دبیرکل سازمان ملل رجوع کردیم و این نامه را نوشتیم و خواستیم که گزارشگر ویژه برود و گزارشگر ویژه هم نتیجه‌ی تحقیقاتش را به دبیرکل بدهد.

می‌دانید که در آخرین قطعنامه‌ای که در دسامبر گذشته مجمع عمومی سازمان ملل درباره‌ی نقض حقوق بشر در ایران صادر کرد، از دبیرکل خواست تا سپتامبر آینده گزارشی درباره‌ی وضعیت حقوق بشر به مجمع عمومی سازمان ملل بدهد. ما خواسته‌ایم که این گزارشگر ویژه هرچه زودتر به ایران برود و گزارشی که به دبیرکل می‌دهد، در گزارش نهایی دبیرکل در سپتامبر آینده به مجمع عمومی سازمان ملل تقدیم بشود. و بالاخره آن‌ها هستند که باید تصمیم بگیرند در قبال این جنایات چه تصمیمی می‌توانند اتخاذ بکنند.

<strong><small>سری به لندن می‌زنیم. خانم رؤیا کاشفی، مسئول کمیته‌ی حقوق بشر انجمن پژوهشگران ایران هستند. با او در این باره گفت و گو می‌کنم.</small></strong>

<strong>بازداشت نه کارمند ایرانی سفارت انگلیس در تهران با واکنش اعتراضی سخت اتحادیه اروپا و دولت بریتانیا روبه‌رو شده است. آقای گوردون براون، نخست‌وزیر بریتانیا هم به سختی اعتراض کرده است. آیا واکنشی از ایران هم دیده شده است؟</strong>

چون هنوز هم مشخص نیست که هشت نفر یا نه نفر بودند که دستگیر شده‌اند، دولت بریتانیا شدیداً اعتراض کرده است. شانسی که وزیر امور خارجه بریتانیا روز یک‌شنبه داشت‌، این بود که با دیگر وزاری امورخارجه در کورفو آنجا بودند و توانست بلافاصله حمایت اتحادیه اروپا را در قطعنامه‌‌ی شدیدالحنی علیه بازداشت کارمندان سفارت‌ها و یا دیگر افرادی که با این سفارت‌ها همکاری می‌کنند بگیرد که بلافاصله هم پنج نفر آزاد شدند.

آقای گوردون براون، نخست وزیر هم اتهاماتی را که دولت ایران زده است، کاملاً بی‌پایه و بی‌اساس خواند. او گفت که این‌ها کارمندان عادی سفارت انگلیس هستند و کوچک‌ترین نقشی در اغتشاشات نداشته‌اند و بازهم ابراز ناخرسندی خودش را شدیداً اعلام کرد.

<strong>چون شما مسئول کمیته‌ی حقوق بشر انجمن پژوهشگران ایران هستید، در مورد مسایل حقوق بشر در ایران هم اطلاعاتی دارید. گفته می‌شود که به‌جز بازداشت بیش از دوهزار نفر، بسیاری از بازداشت‌شدگان شکنجه شده‌اند. آیا شما خبرهایی دارید؟</strong>

متأسفانه به دلیل این که هیچ گونه خبرنگار خارجی در ایران نیست و یا خود خبرنگاران داخلی هم بازداشت هستند، تایید منابع خیلی مشکل است. ولی در گزارش‌هایی که از طرف افرادی که از زندان‌ها و از بازداشتگاه‌ها آزاد می‌شوند، می‌آید صحبت از استفاده از خشونت بیش از حد، کتک‌زدن بیش از حد و شکنجه برای گرفتن اعتراف به کارهایی که نکرده بودند، می‌شود. ازجمله این‌که ماشین آتش زدند یا در آدمکشی دست داشتند یا دست به اعترافاتی زدند که هیچ گونه وجه قانونی هم نخواهد داشت. چون از لحاظ قوانین داخلی ایران و قوانین بین‌المللی هرگونه اعترافی که زیر شکنجه گرفته شده باشد، هیچ گونه وجه قانونی ندارد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_414.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_414.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 01 Jul 2009 17:40:15 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«عکس ندا، یک فاجعه بشری است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>گردهمایی و راهپیمایی اعتراضی ایرانیان فرانسه که گزارش آن را در زمانه خواندید، با حضور چهره‌های سرشناس فرانسوی و ایرانی، پشتیبانی سازمان‌‌های دانشجویی، سیاسی و هنری فرانسه در رسانه‌های فرانسه به‌ویژه در شبکه‌های تلویزیونی فرانسه بازتاب گسترده‌ای داشت. راهپیمایی بی‌سابقه‌ای که در بیست و هشت ژوئن با حضور نزدیک به پنج هزار نفر ایرانی و فرانسوی از میدان تاریخی باستیل آغاز شد و در میدان ناسیون به پایان رسید. در گزارشی که از جریان این راهپیمایی می‌خوانید با چند تن از چهره‌های معروف و همچنین تنی چند از تظاهرکنندگان گفت ‌و گو کرده‌ام.

[[sound]]

خانم مرجان ساتراپی، کاریکاتوریست و سینماگر ایرانی ـ فرانسوی می‌گوید، ما باید پشتیبان مردم ایران باشیم:</small></strong>

این خیلی مهم است که تمام مردمی که خارج از ایران هم هستند، تمام قدرتشان را به ایرانی‌های داخل ایران بدهند. ما همه کسانی که اینجا هستیم برای هیچ مسأله‌ای سیاسی نیست. مسأله این کاندیدا یا آن کاندیدا نیست. مسأله این است که باید رعایت بشود دموکراسی در یک مملکت. مردم ایران را گول زدند و وظیفه‌ی ما هست که پشت مردم ایران باشیم.

[[photow01]]

<strong><small>رضا دقتی، عکاس ـ خبرنگار بین‌المللی ایران در فرانسه از تاثیری که عکس ندا روی او گذاشته است می‌گوید، دختر دانشجویی که در تظاهرات تهران کشته شد:</small></strong>

مهم‌ترین مسأله‌ی من وحدت تمام ایرانیانی هست که حالا چه در داخل ایران باشند چه در تمام کشورهای خارجی، یک گروه بسیار زیاد از ایرانیان هستند که بهرحال الان وقت فقط اتحاد همه‌ی ایرانی‌ها هست. یک مسأله این بود. مسأله‌ی دوم این بود که به‌خاطر این‌که من عکاس هستم و تفسیر بسیار زیادی از این عکس ندا گرفته‌ام و آن را تبدیل کردم به آن چیزی که برای ایران هست، این که ندای آزادی باشد.

می‌خواهم که اسم ندا با کلمه‌ی آزادی تا ابد بماند و این ندای آزادی را تا زمانی که ما در خیابان‌های تهران (هستیم)، همه‌ی مردم ایران در تمام شهرهای ایران راه برویم و ندای آزادی را سربدهیم که به یک آزادی واقعی برسیم. و دیگر این که گفتم ما نمی‌خواهیم که مثل قبل دوباره از چاله دربیاییم به چاه بیفتیم و باید مواظب باشیم. یکبار ما فریب خوردیم. به یکی «نه» گفتیم، گرفتار یکی دیگر شدیم. الان نمی‌خواهیم دوباره این را تکرار بکنیم.

<strong>آقای دقتی شما خودتان در طول این سال‌های حرفه‌ای‌تان در جنگ‌های مختلف شرکت داشتید. عکاس‌هایی تکان‌دهنده گرفته‌اید. این عکس ندا به نظر مردم جهان خیلی تکان‌دهنده بود. چرا؟</strong>

می‌دانید عکس ندا بیشتر از فقط یک عکس است. یک فاجعه‌ی انسانی‌ است. واقعا یک فاجعه‌ی بشری ا‌ست که به هیچ وجه در تاریخ بشریت یک چنین چیزی وجود نداشته که در مقابل دوربین عکاسی یک‌دفعه یک چنین فاجعه‌ای اتفاق بیفتد. برای همین است که آن نگاهی که ندا می‌کند، نگاه آتشگری که دارد، قلب همه را می‌سوزاند. زیرا درست آن حادثه‌ای اتفاق می‌افتد که برای هزاران هزار ایرانی‌ دیگر اتفاق افتاده، برای هزاران هزار انسانی که در تمام کشورهای دنیا خواهان آزادی بودند اتفاق افتاده است.

[[photow02]]

<strong><small>خانم سارا دوراقی از چهره‌های مشهور تلویزیونی ایرانی‌ تبار فرانسوی‌ و برنامه‌ساز شبکه‌ی دوم سراسری تلویزیون فرانسه است. او در این گردهمایی سخنرانی کرد. نظرش را می‌پرسم:</small></strong>

اول از مردم فرانسه و آدم‌های سیاسی‌ و آرتیست‌ که برای مردم ایران و آزادی در ایران به اینجا آمده‌اند، تشکر می‌کنم. به فرانسوی‌ها گفتم که اگر از تروریست بدتان می‌آید، ما هم بدمان می‌آید. تمام ایرانی‌های ایران را امروز زیر فشار گذاشته‌اند و زندگی‌شان در خطر است و ما به تمام دنیا احتیاج داریم. تنها چیزی که من می‌خواهم این است که فرانسه، اروپا و آمریکا و تمام دنیا بفهمد این اشتباه است که احمدی‌نژاد را به‌عنوان رییس جمهور قبول کنند و به کشوری دعوتش کنند. گفتم تنها چیزی که ایرانی‌ها می‌خواهند به این‌ها بگویند این است که پول را بردارید و بروید.

<strong>شما بیشتر در جامعه‌ی فرانسه هستید. می‌بینیم نزدیک به دو هفته است که مردم فرانسه خیلی به مسایل ایران حساس شده‌اند. فکر می‌کنید چرا؟</strong>

برای این‌که همیشه در وجود فرانسوی‌ها بوده. به حقوق بشر که دست بزنی، به فرانسه برمی‌خورد. برای این‌که آن‌قدر برای این حقوق خودشان جنگیده‌اند که دیگر در وجود فرانسوی‌هاست. اینجوری‌اند. نه تنها این، بلکه برای هر چیزی آدم نمی‌رود توی خیابان. وقتی این همه فرانسوی می‌آیند، برای این است که مردم دارند می‌فهمند چقدر خطر در ایران هست و چقدر به آن‌ها احتیاج داریم.

<strong>شما هم نظرتان را می‌گویید؟</strong>

شگفت‌آور است. هر روز که ما جمع شدیم، هر روز نفرات بیشتری به ما پیوستند. ایرانی‌ها الان از شهرستان‌ها می‌آیند. همه جا به ما پیوسته و تریبون‌های بین‌المللی هم با ما هست و این خیلی به ما و به جوان‌های ما قدرت می‌دهد. خودم هزار ایمیل از تهران داشتم که می‌نویسند ما با این که اینجا زخمی می‌شویم، ولی وقتی می‌بینیم تمام ایرانی‌های خارج از وطن با ما هستند، به ما دلگرمی می‌دهد و به ما امید می‌دهد که به‌زودی آزاد می‌شویم.

<strong>انتظارتان از دولت‌های غربی چه هست؟</strong>

دولت‌های غربی بایستی پشتیبان ملت ایران باشند و زندانیان ما را آزاد کنند. ملت ما زندانی است، فقط زندانی سیاسی نیست. تمام ملت ایران است که زندانی‌ است. می‌خواهیم حق‌مان آزادی باشد. ما آزادی و حکومت دموکراسی را می‌خواهیم.

<strong><small>حامد صحرایی، جوان بیست و نه ساله‌ای است که لباسی سفید بر تن کرده و روی سینه‌اش نوشته شده است: «رای من چه شد؟» از او درباره‌ی علت حضورش در این راهپیمایی را می‌پرسم؟</small></strong>

برای دنیای اسلام و ارزش‌های اسلام و تمام انسانیت و دنیای مردمی که در آن زندگی می‌کنیم، واقعاً تاسف‌انگیز و باعث ننگ است. در قرن‌های پیش نیستیم، در زمانه‌ای هستیم که صحبت از حقوق بشر می‌کنیم. همه‌ی بزرگان دینی ما می‌گویند که دین آمده است برای این‌که زنجیر به دست و پای مردم نزند. برای این‌که به مردم بگویند همدیگر را اذیت نکنید.

اگر آقای خامنه‌ای به نام اسلام می‌خواهد تو سر مردم بزند، به خاطر این‌که فقط می‌گویند رأیی را که دادیم بنابر قانون اساسی که خودتان برای ما گذاشتید به حساب بیاورید. ننگ است برای ایران، ننگ است برای همه‌ی ما به‌نام ایرانی و ننگ است برای تمام آن کسانی که ادعای مسلمانی می‌کنند. و امروز اگر سفید پوشیده‌ام، کفن پوشیده‌ام برای گفتن به آقای خامنه‌ای است که اگر ایشان آماده‌ی دادن جان ناقابل‌شان در این راه هستند، تمام این جوان‌ها آماده‌ی دادن جانشان برای ارزش بالاتری‌ هستند.

[[photow03]]

<strong><small>هرمز کی، استاد دانشگاه و سینماگر است. او در این باره می‌گوید:</small></strong>

در عرض این بیست و چندسالی که در فرانسه بودم، برای اولین بار است که مردم ایران ساکن فرانسه و با تمام تعلقاتی که این جامعه‌ی ایرانی توانسته برای خودش به‌وجود بیاورد، فریاد آزادی برای ایران بزنند، تا حالا چنین جمعیت انبوهی را ندیده بودم. اولاً خودم را به‌عنوان فرد کوچکی که تکه‌ای از ایران در اینجا هست می‌گویم که با تمام ایرانی‌های داخل کشور که فریاد آزادی سر داده‌اند، همصدا و همپا و هم‌پیمان هستم و آن‌ها را در این مورد حمایت می‌کنم.

امیدوارم آن‌ها بدانند که ایرانی‌هایی که در خارج از کشور هستند بدون تعلقات سیاسی خودشان تنها برای حقوق بشر فریاد می‌زنند و پیوسته در این‌که غیرسیاسی هستند، فریاد می‌زنند. در حالی که هر گروه‌شان ممکن است از سیاستی پیروی کند، ولی این جمع گویی در ایرانیت و در عشق به ایران واقعا همصدا و هم‌پیمان و همقدم هستند.

این چیزی را که من توجه کردم، این پاهای آن‌ها هست که با ریتم خاصی به طرف آزادی می‌رود، این را یک پیرزن به من گفت. به او گفتم با این ریتم کجا می‌روی؟ گفت، مادرجان من سی و چند سال است که در اینجا زندگی می‌کنم و با این ریتم به طرف آزادی می‌روم. فکر می‌کنم آن زن ایرانی می‌تواند مادر من و یا مادر هر ایرانی‌ دیگری باشد.

<strong><small>و سرانجام خانمی را در میان تظاهرکنندگان می‌بینم که تابلوی بزرگی بر سر دست دارد که روی آن نوشته است: «آقای اشک، آقای غبار، این‌ها مردم ایرانند. تو دشمن مردم ایرانی‌.» درباره‌ی این شعار از او می‌پرسم:</small></strong>

دقیقاً مشخص است. بعد از سخنرانی آقای خامنه‌ای در نمازجمعه که دیگر به گریه افتادند و به عجز و التماس در برابر ملت، من از این عجز و التماس خودش استفاده کردم. در واقع حنایشان پیش ملت ایران هیچ رنگی ندارد و مردم دیگر فریب آن‌ها را نمی‌خورند. می‌مانیم تا زمانی که به حق و حقوق‌مان، به آزادی میهن‌مان دست پیدا بکنیم.

<strong>شما چه انتظاری از دولت‌های غربی دارید؟</strong>

وقتی این سوال پیش می‌آید، مردم تصورشان براین است که دخالت دولت‌های غربی مانند زمان‌های گذشته است که بیایند و مثل دولت بوش دخالت مستقیم نظامی در کشوری بکنند. وقتی ما می‌توانیم متکی به سازمان حقوق بشر باشیم، وقتی چنین سازمانی در جهان هست و می‌تواند دستاویزی باشد برای کمک به ملت‌های جهان، نه فقط ملت ایران، بنابراین می‌توانیم صدایمان را از طریق کشورهای اروپایی و کشورهای دیگر جهان به‌خصوص کشورهای پیشرفته‌ای که صاحب آزادی و دموکراسی شده‌اند، به گوش همه برسانیم.

همچنان که روزی اگر ما به آزادی رسیدیم، باید به کشورهای دیگر کمک بدهیم اگر نیازمند ما بودند. این دلیل بر دخالت نظامی نیست. ما صدایمان را باید برسانیم و از جهان کمک خواهیم خواست، چون تنهایی عین زندانی است که درش را به روی یک ملت بسته‌اند. باید از بیرون از آن محیطی که این قدر بسته شده است کمک بخواهیم.

<strong>امیدوار هستیم که این صدا، این صدای امروز به مردم ایران برسد.</strong>

حتماً، می‌رسد. حتماً. دوره دوره‌ی اینترنت است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_413.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/07/print_post_413.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 01 Jul 2009 13:01:15 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«دولت فعلی، حتا به قانون اساسی هم احترام نمی‌گذارد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>گروهی از استادان دانشگاه‌ها و پژوهشگران ایرانی خارج از کشور در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، آقای بان‌کی مون به بازداشت‌های گسترده‌ی فعالان سیاسی در ایران، روزنامه‌نگاران، فعالان اجتماعی و شرکت‌کنندگان در تظاهرات مدنی و ضرب و شتم آنان اعتراض کردند و خواستار سفر فوری دبیرکل سازمان ملل به تهران شدند.

در این نامه، استادان دانشگاه‌ها و پژوهشگران ایرانی خارج از کشور به موارد ضرب و شتم شرکت‌کنندگان در تظاهرات مدنی که وحشیانه توصیف شده است، به محروم ‌بودن بازداشت‌شدگان از داشتن وکیل، تحت فشار قرارداشتن بازداشت‌شده به اعتراف به ارتکاب خیانت نکرده اشاره کرده‌اند.

در همین رابطه با آزاده کیان، استاد علوم سیاسی در دانشگاه پاریس هفت و یکی از امضاکنندگان این نامه گفت و گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>خانم کیان، چه انتظاری از دبیرکل سازمان ملل در مورد مسایلی که عنوان شده است، دارید‌؟</strong>

ببینید، این نامه را به ایشان ارسال کردیم به این دلیل که ایشان دبیرکل سازمان ملل متحد هستند، نه رییس این یا آن کشور. و از طرف دیگر ایشان در بیانیه‌ی اخیرشان از عدم احترام به حقوق بشر در ایران انتقاد کردند و از دولت ایران خواستار شدند که خشونت را کنار بگذارند و به حقوق بشر احترام بگذارند.

این یکی از دلایل مهمی بود که ما این نامه را برای جلب توجه ایشان به تشدید خشونت‌ها بر مخالفین و دستگیری صدها نفر که شمار این دستگیرشدگان متأسفانه به دو هزار نفر رسیده است، خواسته‌ایم به این مسأله اعتراض بکنیم و توجه ایشان را هم به این مسأله جلب بکنیم که دستگیرشدگان معمولاً به جاهای نامعلومی برده می‌شوند، مورد شکنجه و آزار قرار می‌گیرند و از آن‌ها اعترافاتی هم گرفته می‌شود.

[[photow01]]

در واقع حتا از عدم رعایت قانون اساسی در ایران، در این نامه یاد کردیم و توجه‌شان را به این‌ جلب کردیم که نه تنها ایران که امضاکننده‌ی کنوانسیون‌های بین‌المللی هست، به این کنوانسیون‌ها احترام نمی‌گذارد، بلکه دولت فعلی جمهوری اسلامی حتا به قانون اساسی خود جمهوری اسلامی هم احترام نمی‌گذارد و افراد را از نوشتن، گفتن و حتا از تظاهرات صلح‌آمیز و از حقوق ابتدایی که حتا قانون اساسی جمهوری اسلامی هم این‌ها را قبول دارد منع می‌کند و از طریق دستگیری‌های گسترده و اعترافاتی که با شکنجه و زور از این افراد گرفته می‌شود، تلاش دارد این‌ها را منتسب به قدرت‌های خارجی بکنند.

در حالی که این افراد، افرادی هستند که روزنامه‌نگارند، فعالین سیاسی هستند یا حتا برخی از همکاران دانشگاهی ما مثل آقای دکتر ارجمند که در خلال این چند روز دستگیر شدند و خبری هم از ایشان نداریم و به طبع برایشان بسیار هم نگران هستیم.

<strong>خانم آزاده کیان فکر می‌کنید این رویدادها ایران را به کدام سو ببرد؟</strong>

خیلی زود است که قضاوت بکنیم. آنچه به‌عنوان استاد دانشگاه و یک دانشگاهی خواهانش هستیم‌، این است که مسایلی که در ایران رخ داده، اعتراضات میلیونی که به نتایج انتخابات شده می‌بایست به طور صلح‌آمیز و از طریق ایجاد ساختارهایی حل بشود، که در برنامه‌ی‌مان هم گفتیم، که طرفدار این یا آن کاندیدا نباشند و بتوانند به طور عینی به مسایل بپردازند.

به هیچ وجه خواهان خشونت نیستیم. بسیار متأسفیم که تظاهرکنندگان که به طور صلح‌آمیز تظاهر می‌کنند مورد شتم و خشونت نیروهای امنیتی قرار می‌گیرند. و ما خواهان این هستیم که از طریق ارسال فرستاده‌ی ویژه‌ی آقای بان‌ کی مون این مسایل و معضلات و این عدم احترام به حقوق بشر به طور صلح‌آمیز پیگیری و حل بشود. برای این‌که مردم بتوانند حقوق قانونی‌ خودشان را از طریق صلح‌آمیز و نه خشونت‌آمیز به دست بیاورند.

<strong>هنوز در مورد این نامه واکنشی از آقای بان کی مون دیده نشده است‌؟</strong>

نه، ایشان هنوز واکنشی به ما نشان نداده‌اند. ولی این‌که به هر حال در آینده چه اتفاقی در ایران خواهد افتاد، یک‌بار دیگر تأکید می‌کنم ـ البته به هیچ وجه نظر جمعی نیست ـ به نظر من خیلی به مطالباتی که مردم ابراز کرده‌اند و بسیاری خواهان ابطال انتخابات شده‌اند، بستگی دارد. اگر به طور دقیق و جدی پاسخ داده نشود متأسفانه می‌شود انتظار داشت که این خشونت‌ها ادامه پیدا بکند که این نه به نفع مردم ایران است و نه به نفع مملکت ما.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_412.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_412.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 30 Jun 2009 15:40:28 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دل‌نگران دموکراسی، در میدان تاریخی باستیل</title>
         <description><![CDATA[اعتراضات ایرانیان خارج از کشور به نتایج انتخابات و همین‌طور برخورد با معترضان در ایران همچنان ادامه دارد. امروز، بیست و هشت ژوئن است و من در میدان تاریخی باستیل هستم. الان بیش از چهار هزار نفر ایرانی به اضافه‌ی فرانسوی‌ها اینجا برای همبستگی با مردم ایران گرد آمده‌اند.

خانم دومینیک بوینت از حزب سبزها درباره‌ی رویدادهایی که در خیابان‌های تهران اتفاق افتاده، صحبت کردند.

[[sound]]

<strong>آقای محسن مخملباف، از شما می‌خواهم فقط چند کلمه‌ی کوتاه راجع به این تظاهرات بگویید. خودتان تا کنون انتظار چنین جمعیتی را داشتید؟</strong>

خیر. جمعیت بسیار زیادی در پاریس جمع شده‌اند، در میدان باستیل، و قرار است که راهپیمایی بکنند. همه‌ی ایرانی‌ها با افکار مختلف پشت رأی گمشده‌ و دزدیده شده‌ی مردم ایران جمع‌ شده‌اند و با جنبشی که در داخل وجود دارد، اعلام همبستگی می‌کنند.

هنرمندان و مسئولین احزاب سیاسی فرانسه هم در حمایت از جنبش مردم ایران حضور دارند. یکی از این‌ها حرف جالبی زد. او گفت، دیروز میلیون‌ها نفر سی. دی مایکل جکسون را خریدند. برای این‌که یک نفر فوت کرده. ولی دنیا باید به کسانی که خونشان در خیابان‌های ایران ریخته می‌شود، توجه کند و فراموش نکند که دموکراسی ایران فقط برای مردم ایران نیست. صلح جهان نگران دموکراسی در ایران است.

[[photow01]]

<strong>آقای مخملباف چه انتظاری از دولت‌های اروپایی و مردم اروپا و جهان دارید؟</strong>

ایرانی‌های داخل ایران و ایرانی‌های خارج از کشور همه یک‌صدا هستند که دولت احمدی‌نژاد، دولت کودتاست و دولت‌های خارجی نباید چنین حکومت غاصبی را به رسمیت بشناسند.

همین‌طور از مدیای جهان می‌خواهیم که اخبار مردمی را که داخل ایران کشته می‌شوند به سراسر جهان منتشر کنند. از ایرانی‌های خارج از کشور می‌خواهیم که نقش سفیر مردم ایران را داشته باشند و با پارلمان‌ها و دولت‌های کشورهای مختلف صحبت کنند که احمدی‌نژاد رییس جمهور ایران نیست و او را به رسمیت نشناسند.

[[photow02]]

<strong>آقای عباس بختیاری، شما هم در جمع هستید. چه انتظاری از حمایت و همبستگی مردم اروپا، به‌خصوص فرانسوی‌ها و از جنبش دموکراسی‌خواهی ایران دارید‌؟</strong>

این همایش و در حقیقت خیزش همگانی ایرانیان در خارج از کشور باعث می‌شود که کشورهای اروپایی بیش از پیش بر آنچه امروز بر ملت ما روا می‌رود تأثیرگذار باشند. در تلاش هستیم که در سایر کشورها بتوانیم فعالیت‌هایمان را هماهنگ بکنیم و همایشی بیش از این چیزی که تا امروز برای جهانیان تصویر کرده‌ایم، نشان بدهیم.

آقای برنارد هانری لوی، نویسنده و فیلسوف که یکی از چهره‌های مبارز و معروف فرانسه در راه حقوق بشر و آزادی هستند، در این مراسم صحبت کردند. راجع به این مسأله گفتند که همه وظیفه داریم از جنبش دموکراسی‌خواهی مردم ایران حمایت کنیم.

پارچه‌های سبز میان جمعیت برده می‌شود. تقریباً یک خط سبز در جلوی پله‌های اپرای جدید پاریس در میدان تاریخی باستیل کشیده می‌شود. آقای رضا دقتی می‌گویند که این گردهمایی برای ایرانی‌ها و برای مردم ایران، کسانی که برای دموکراسی و برای آنچه از آن‌ها گرفته شده است، مبارزه می‌کنند بسیار مهم است. رضا دقتی، عکاس بین‌المللی فرانسوی ایرانی می‌گوید که من عکاس هستم و چیزی که امروز همه جا دیده می‌شود، عکس نداست.

[[photow03]]

خانمی به نمایندگی از سندیکای فرانسوی دانشجویان فرانسه درباره‌ی آزادی و دموکراسی در ایران صحبت می‌کند که آنچه مردم در ایران می‌خواهند تنها آزادی و دموکراسی‌ست، نه چیزی بیشتر. و تأکید می‌کند که تظاهرات مسالمت‌آمیز و در سکوت آن‌ها سرکوب شده است و می‌گوید ما از مردم ایران، مردمی که در خیابان‌ها بودند و مورد سرکوب قرار گرفتند، پشتیبانی می‌کنیم.

آرش درمبخش، یک جوان ایرانی که سال پیش در انتخابات شوراها و بعد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه خودش را کاندیدا کرده بود، صحبت می‌کند. روی پیراهنی که پوشیده عکس آقای اوباما است. او می‌گوید که مردم در آنجا آزادی و دموکراسی و لائیسیته می‌خواهند. «زنده‌باد دموکراسی» آخرین جمله‌ای بود که آرش درمبخش گفت.

چند لحظه‌ی دیگر راهپیمایی این گروه پرشمار، شاید بیش از پنج هزار نفر، با در دست‌ داشتن شعارهایی که ایرانی‌ها و فرانسوی‌ها نوشته‌اند، از میدان باستیل به طرف میدان ناسیون شروع می‌شود که تقریباً نزدیک به پنج کیلومتر مسافت است.

یکی از شعارها این است: «انتخابات آزاد برای مردم ایران». ساعت ۱۴ یک‌شنبه در میدان تاریخی باستیل این گردهمایی آغاز شد و چهره‌های بزرگ فرانسوی در این گردهمایی هستند. آقای پییر شاپیرا، معاون شهردار پاریس، دومنیک بوینت از چهر‌ه‌های مشهور سبزهای فرانسه، آقای برنارد هانری لوی، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، ایزابل جیوردانو، «دنیس لئوا»، یک هنرپیشه‌ی سینما، عتیق رحیمی، نویسنده‌ی افغانی کتاب «سنگ صبور» و از ایرانی‌ها آقایان کریمی لاهیجی، مرجان ساتراپی، محسن مخملباف، سیمرا مخملباف از چهره‌های شناخته‌شده‌تری هستند که در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_411.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_411.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 29 Jun 2009 14:25:52 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ما نباید مقابله به مثل بکنیم»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
این یک شب به یادماندنی و بی‌سابقه بود. جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹، ۵ خرداد ۱۳۸۸، در میدان حقوق بشر پاریس، نزدیک میدان حماسی تروکادروی، برابر برج ایفل، با چراغهای نورانی و زیبای آن. گردهمایی بیش از هزاروپانصد نفر ایرانی، دختر و پسر، زن و مرد. با ترکیبی از نسلی که در انقلاب ۵۷ شرکت داشت و جوانانی که پس از این انقلاب به دنیا آمدند و با مشکلات انقلاب پدران و مادرانشان روبه‌رو شدند. اینجا صدها و هزاران نفر گردآمدند تا از جنبش مسالمت‌آمیز مردم در ایران که ده روزی‌ست دنیا را متوجه خود کرده‌است پشتیبانی کنند. آنها دستها را بهم دادند، شمع روشن کردند، به یاد کشته‌شدگان این راهپیمایی‌ها، بویژه «ندا» دختر ۲۶ ساله به عنوان نماد این جنبش بادکنک‌های سبز و سیاه را به آسمان پاریس رها ساختند. سرود «ای ایران»، «یار دبستانی من» و «ای شهید» آنها برای نخستین بار میدان حقوق بشر را به لرزه درآورد.  م. آزرم شاعر ایرانی می‌گوید:
</small></strong>

[[sound]]

من آمده‌ام اینجا مانند همهٔ دیگر زنان و مردان هموطن‌مان که هزارنفری الان به چشم من می‌خورند، آمده‌ایم که ادای احترام عمیق بکنیم به جان‌باختگان جنبش ملی آزادیخواهی که ده روز است در وسعت پهنای کشور ما به جوش آمده‌است. این نیرو زنان و جوانان ما هستند. دختران و پسران ما هستند. و می‌دانیم که به‌ازای خواستن این حق شهروندی‌شان آنچه‌ها که برآنها رفته جهان آگاه است. اما من به‌عنوان شاعر، به‌عنوان سپاهی حرفه‌ای آزادی، به‌عنوان کسی که بیشترین عمرش را در راه آزادی بیان گذرانده می‌خواهم این مژده را به آن جوانان پرشور که در ایران آن حماسهٔ بزرگ را تاریخ ایران را آفریدند این مژده را بدهم که جنبش آزادیخواهی و حقوق شهروندی طلبی و منزلت انسانی در تاریخ ایران با نام این نسل ورق خورد. با نام این نسل ثبت شد، نه با نام نسل من که انقلاب بهمن ۵۷ را بوجود آوردیم یا بهرصورت در آن مشارکت داشتیم. 

[[photow01]]

<strong>اینجا می‌بینیم که برای اولین بار بی‌سابقه‌است که این همه جوان ایرانی و دوستان فرانسوی‌شان بیایند برای چنین تظاهراتی! </strong>

دقیقا. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که این جنبش اخیر ملی ما را از دیگر جنبش‌های ما از انقلاب مشروطیت به اینسو ممتاز می‌کند، بازتاب جهانی‌اش است. علت این بازتاب این جهانی‌اش هم درنگ این جنبش روی ارزشهای حقوق بشری‌ست. ارزشهای فراخاکی، فرانژادی، فرامرزی. این یک علت است. دوم این که از نهضت تنباکو تا امروز این اولین جنبش سرتاسری‌ست که بوجود می‌آید با پافشاری بر درخواست حقوق شهروندی. اولین جنبش است، بعد از جنبش تنباکو. با توجه به جنبش مشروطیت، با توجه به جنبش ملی شدن صنعت نفت. اما این اولین جنبشی‌ست که رهبریش خوشبختانه با روحانیت نیست. این بسیار مهم است. نه تنها با روحانیت نیست، بلکه علیه روحانیت رسمی این سم مسموم تاریخ ایران. 
 

برای همبستگی با هموطنان‌مان آمدیم اینجا به یاد جوانان‌مان که دارند در ایران پرپر می‌شوند برای آزادی. به امید این که روزی کشورمان آزاد شود. مسلما از این «ندا»ها زیاد هستند متاسفانه، و خواهند بود. برای همین باید دیگر ننشینیم و جلو برویم. باید این مسئله تمام بشود. 
ما آمدیم اینجا، به خاطر این که دستمان از ایران دور است. و نوعی همبستگی‌ست با آنهایی که آنجا فعال هستند. امیدواریم یکروزی بتوانیم همگی سربلند به ایران برگردیم. «ندا» خانم یکی از قهرمانان ایران است. البته همهٔ زنان ایرانی قهرمان‌اند به نحوی. 

<strong>در میان این جمعیت انبوهی که امشب آمده‌اند میدان حقوق بشر نزدیک میدان تروکادروی و برج ایفل، من می‌بینم شما یک تابلوی خیلی بزرگ در دست دارید، با عنوان «انتخابات آزاد». منظورتان چه هست؟</strong> 

من فکر می‌کنم تنها راه تغییر جدی در ایران همین انتخابات آزاد است. حل مشکلات جامعه‌مان به طریق مسالمت‌آمیز و آرام.هیچ خشونتی مشکل ما را حل نمی‌کند. اگر دست به خشونت بزنیم، شباهت زیادی به رژیم حاکم خواهیم داشت و خطرناک است. من به ضرب‌المثل قدیمی ایرانی صمیمانه اعتقاد دارم که می‌گوید خون، خون می‌آورد. ما نباید کاری را که آنها می‌کنند، جنایتی را که آنها می‌کنند، مقابله به مثل بکنیم. تنها راه برای ما می‌ماند راههای مسالمت‌آمیز، مثل انتخابات آزاد. 

<strong>من الان می‌بینم که شما آفیشی در دست دارید و پخش می‌کنید بین جمعیتی که اینجا هست: «ندا، ایران»!</strong>
 
این آفیش برای این است که حقانیت ایرانیان را ثابت کند و ظالمیت این رژیمی که سرکار است. بهرحال الان تمام مانیفیستاسیون‌هایی که اینجا می‌شود خیلی مهم است. باید شرکت کنیم، چون الان در تمام کشورهای دیگر ایرانی‌ها خیلی جمع می‌شوند. اینها خیلی مهم است، خیلی اهمیت دارد. بهرحال یک وظیفهٔ کوچکی‌ست که ما می‌توانیم اینجا انجام بدهیم. ما آنجا جلوی تیر و تفنگ نیستیم. ولی تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که بیاییم حداقل اعتراض و پشتیبانی خودمان را از ملت ایران به گوش جهان برسانیم. مثل همین تظاهرات باعث شده‌است که الان در شهرداری‌های پاریس قرار شده که عکس «ندا» را بگذارند. صدای حقانیت ایرانیان را نشان می‌دهند و پخش می‌کنند. اسمش خیلی گویاست: ندا! ندای آزادی‌ست واقعا. طرزی که کشته شده دختر ۲۶ ساله، معصومیت این حرکت را به نظر من می‌رساند و به خاطر همین نه تنها ندا، تمام بچه‌هایی که کشته‌ شدند جلوی گلوله به خاطر آزادی، به خاطر این که حرف حق زدند مهم است. باید به آن اهمیت داد.  

[[photow02]]

روزی که ما بالاخره رای دادیم، از پس فردا یعنی همان جمعه‌ای که رای دادیم، از پس فرداش دقیقا اولین گردهمایی همین جا شروع شد. بالاخره همبستگی‌ست. کاری که اینجا نه ما را می‌زنند، نه می‌کشند، نه اسید روی سرمان می‌ریزند. هیچی. در نتیجه کوچکترین کاری‌ست که می‌توانیم بکنیم. و این که همه را دور همدیگر می‌بینیم، مصداق همان «نترسیم نترسیم، ما همه باهم هستیم» هست. ولی خب در ایران یکمقدار زبان بسته‌است، به خاطر این که همه چیزی که گفتنی، در واقع همه چیز الان دیدنی است. 

<strong>فکر می‌کنید صدای ایرانیان خارج از کشور و اصولا جهانیان به ایرانی‌هایی که هر روز می‌خواهند به تظاهرات اعتراضی دست بزنند می‌رسد؟ </strong>

من دقیقا همین امروز از سر کار که برگشتم، قبل از این که بیایم اینجا، زنگ زدم با ایران صحبت کردم. و قبل از این که من چیزی بگویم به من گفتند امروز در فرانسه جلوی برج ایفل ایرانی‌ها دورهم جمع می‌شوند. یعنی آنها حتما از یکی از این کانالهای ساتلیت در جریان بودند. و وقتی ازشان پرسیدم که ببینید، ما کار دیگری از دستمان برنمی‌آید. گفتند برای ما مهم است، مهم است، بروید. 

من کارهای خیریه می‌کنم.

<strong>خب حالا نظرتان به این گردهمایی امشب چه هست؟ </strong>

من فکر می‌کنم که هرکاری که لازم است بکنیم. دورهم جمع شویم، یکدست بشویم. شاید بتوانیم برای ایران کاری بکنیم. فقط برای ایران. برای جوانها و برای مردمی که آنجا به سختی زندگی می‌کنند. زیر حکومت دیکتاتوری. 

<strong>آیا شما بستگانی دارید در ایران الان؟ </strong>

بله.  

<strong>از آنها خبری دارید؟ </strong>

بله. امروز خبر داشتم. برادر من و برادرزاده‌یمان که جوان‌اند در ایران هستند. 

دوستان من که مسایل سیاسی ایران را دنبال می‌کنند، این تحول کنونی را ارزیابی می‌کنند به‌عنوان پروسه‌ای که آغاز شده برای این که از این شرایط بیاییم بیرون و به شرایطی برسیم که جامعه‌ ایران مستحق‌اش هست. یعنی یک جامعه دموکراتیک و آزاد. 

<strong>آغاز پایان... </strong>

بله، پایان این وضعیت کنونی که بر ایران سی سال است حاکم است. یعنی پایان جمهوری اسلامی، آغاز یک جامعه دموکراتیک و آزاد. 

من گلناز هستم. دانشجو در پاریس. فکر می‌کنم اتفاقی که امشب افتاد بی‌سابقه بود. من فکر نمی‌کنم که نسل قبل از من هم یادشان باشد که در این سی سال اخیر این همه توانسته باشند بچه‌ها و مردم را از هر قشر و از هر سنی جمع کرده باشند یکجایی توی پاریس. فکر می‌کنم زحمت بچه‌های ما، آن کمیته‌ای که ما تشکیل دادیم، واقعا به نتیجه رسید. امشب حداقل واقعا تجلی‌اش بود. ولی یکشنبه امیدوارم تظاهراتی که داریم انجام بشود. بیشتر از پیش. بیشتر از قبل و بیشتر از امشب. خیلی جو خوبی بود. همه هماهنگ، متحد، با احساس، سکوت، و بعد هم الان می‌بینید که دارند سرود می‌خوانند و احساس‌شان را به این شکل دارند نشان می‌دهند و قبلش هم بادکنک‌ها را همان‌طور که می‌دانید مثل تهران هوا کردیم.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_410.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_410.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 13:03:59 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«نگاه دنیا به ایران عوض شده است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
به دنبال کارزار اعتراضی به سرکوب و کشتار اخیر ایرانی‌ها در ایران و دفاع از کارگران و فعالان زندانی در اول ماه مای در ایران، در پاریس در یک اقدام واقعا بی‌سابقه هفت سندیکای اصلی و سراسری فرانسه در فراخوان مشترکی به پشتیبانی از مردم ایران در جنبش اعتراضی و دموکراسی‌خواهانهٔ آنها در میدان Iéna نزدیک سفارت جمهوری اسلامی در پاریس گرد آمدند، با شعار «آزادی برای مردم ایران»، «عدالت برای کارگران ایران». شاید این یکی از دفعات نادری باشد که می‌بینیم این هفت سندیکا که در بسیاری از مسایل باهم شاید توافق فکری نداشته باشند و مربوط به جناحهای مختلفی هم باشند، اما در مورد ایران و این جنبشی که الان مردم در آنجا دنبال می‌کنند، واقعا باهم به توافق رسیده‌اند و امروز در این میدان Iéna که در فاصلهٔ مثلا ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری سفارت جمهوری اسلامی هست دست به تظاهرات زده‌ و نمایندگان آنها آمده‌اند. در این میان فعالان و مدافعین جنبش کارگری و جنبش‌های اعتراضی ایرانیان در خارج از کشور که از روز شنبه ۲۰ ژوئن دست به اعتصاب غذا و تحصن زده بودند، در اینجا گرد آمده‌اند و آنها هم در شعارهای خودشان خواهان (توقف) هرچه گسترده‌تر بازداشت‌ها، اخراج، شکنجه و کشتار مردم معترض اعم از کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و به طور کلی کشتار تظاهرات مردمی در روزهای اخیر شدند. 
</small></strong>

[[sound]]

<strong>در این گردهمایی که سندیکاها برگزار کرده‌اند، آیا بیشتر از اعضای خودشان بودند یا از مردم عادی هم شرکت کرده‌اند؟ </strong>

بیشتر اعضای این هفت سندیکای اصلی سراسری فرانسه بودند که اینها بیشتر نمایندگانشان و گروهی از اعضایشان آمده بودند و سر ساعت ۱۲/۵ گردهمایی شروع شد، برای این که پلیس تمام خیابانهای اطراف را بسته بود. هم‌اکنون باز من می‌بینم تعدادی زیادی پلیس الان راههای ارتباطی به این میدان را بسته‌اند و بهرحال این واقعا یک رویداد خیلی مهم است از پشتیبانی فرانسوی‌ها و پشتیبانی جهانی از آنچه اینروزها در ایران می‌گذرد، در مورد سرکوب و کشتار آزادی و دموکراسی مردم ایران. اگر اجازه بدهید من با یکی از فعالان کارگری و یکی از فعالانی که در همین تظاهرات هم شرکت داشته‌است، صحبت کنم. از ایشان می‌پرسم که هدف از گردهمایی امروز چه بود؟ 

من فکر می‌کنم مسئلهٔ ایران الان به مسئله‌ای تبدیل شده‌است که دنیا را به خودش متوجه کرده‌است. در حقیقت دنیا دارد می‌بیند آن سی‌سالی را که مردم ایران کشیدند و تصویرش هیچ‌جا نبود. امروز مردم آن را دیدند، و به همین دلیل است که یک کار بی‌سابقه انجام شده‌است. هرگز، همان طور که شما هم گفتید، حتا خود سندیکاها در مسایل امور داخلی ایران باهم این قدر توافق نداشتند. 
من با خانم جمیله ندایی هم چند کلمه‌ای صحبت می‌کنم راجع به این تظاهرات هفت سندیکای مهم فرانسوی در فرانسه:

این خیلی مهم بود. یعنی جمع کردن تمام سندیکاههای کارگری و کارمندی در اینجا. یعنی تمام کسانی کار می‌کنند در این سندیکاهها و کسانی هم کارگر نیستند (بیایند) عضو بشوند. جمع شدن اینها در اینجا خیلی مهم بود، برای همبستگی با مبارزات دموکراتیکی که مردم ایران. و تمام گفته‌هاشان، تمام اعلامیه‌هایی که دارند. امنیستی انترناسیونال هم آمده بود. حقوق بشری‌ها هم بودند (در رابطه با) اتفاقاتی که در ایران می‌افتد (و این که) غیر از مسئلهٔ کارگران و کارمندان که سندیکای خودشان را ندارند، (دیگران) نمی‌توانند از حق خودشان دفاع بکنند، نمی‌توانند از شرایط زندگی‌شان دفاع بکنند، از شرایط امروز ایران که همه از هر طرف و از هر قشری، زنان و کارکنان و همه در خیابانها بودند (تا) از دموکراسی دفاع بکنند. و این بسیار مهم بود که همهٔ این جریانها باهم جمع شدند، و بسیاری از انجمن‌های دموکراتیک ایرانی در پاریس که سالهاست در این عرصه کار می‌کنند همه اینجا بودند. 

<strong>الان از وقتی که مردم در واقع اعتراضات خیابانی‌شان را شروع کردند، در فرانسه چه دولت فرانسه، چه سندیکاهها، چه مردم فرانسه به شدت این مسایل را زیر نظر دارند و از این جنبش اعتراضی حمایت می‌کنند. شما نظرتان چه هست؟ واقعا برای چه فرانسه و جهان این طور الان نگران این مردمی‌ست که در خیابانها هستند؟ </strong>

برای این که نگاه دنیا به ایران عوض شده و در این سی سال گذشته تمام جریانهایی که وجود داشتند فکر می‌کردند آنهایی که در حکومت‌اند و دارند به مردم فشار می‌آورند، مردم ایران هستند. رخدادهای این چند روز، اعتراضات مردم در خیابانها، نشان داد و همه دارند صحبت می‌کنند. تمام رسانه‌های جمعی دارند از مبارزهٔ مردم ایران برای دموکراسی که پیشینهٔ صدساله دارد صحبت می‌کنند. مردم آزادی می‌خواهند و می‌خواهند خودشان تصمیم بگیرند: برای حکومت، برای دولت، برای زندگی‌شان، برای مسایل روزمره‌شان.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_409.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_409.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 27 Jun 2009 13:15:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بحران نبود اعتماد میان مردم، نظام و رهبری</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>آقای عبداله نوری از نزدیکان محمد خاتمی و وزیر کشور دولت او در بیانیه‌ای ضمن اعلام شگفتی از نتیجه‌ی انتخابات در قسمتی از آن گفته است: «رهبری می‌تواند نتیجه‌ی انتخابات را باطل اعلام بکند و این امر بیعت هم به حساب نمی‌آید». از سوی دیگر آیت‌اله منتظری، روحانی معترض که در خانه‌اش تحت نظر قرار دارد در بیانیه‌ تازه‌ی خود حمله‌ی نیروهای لباس شخصی و انتظامی به مردم معترض در خیابان‌ها را حرام اعلام کرده است. اما چقدر گفته‌‌ها و پیشنهادهای این چهره‌های درونی حکومت اسلامی برای تصمیم‌گیرندگان کنونی و عوامل اجرایی آن قابل شنیدن است، پرسشی است که با آقای حسن شریعتمداری پژوهشگر حقوق بشر و تحلیلگر سیاسی در آلمان در میان گذاشتم:</small></strong>

[[sound]]

به نظر من آقای منتظری و آقای نوری، به‌خصوص آیت‌الله منتظری، گفتارشان در بین عده‌ی کثیری از کسانی که در این نظام فعالیت می‌کنند تاثیر دارد. ایشان علاوه برآن در بین مردم هم پایگاه وسیعی دارند و بهر صورت به عنوان یک مجتهد وقتی فتوای حرام بودن حمله‌ی این لباس‌ شخصی‌ها و افراد بسیج و سپاه را به مردم می‌دهند، در حقیقت وظیفه‌ای را ایجاد می‌کنند نسبت به کسانی که دین باور هستند و از ایشان تقلید می‌کنند یا ایشان را باور دارند که این عمل را نکنند.

اگر بقیه‌ی آیات عظام و مراجع تقلید هم به این وظیفه‌ی دینی خودشان عمل کنند و یکصدا این حمله‌ی وحشیانه‌ای را که به مردم می‌شود در اعداد قتل نفس و حرام بشمارند، مسلما  برای  عده‌ی زیادی از  افرادی که در سپاه و نیروهای نظامی و امنیتی هستند  ،تاثیر بسزایی خواهد داشت .زیرا آنها افرادی دین باورند که در حقیقت فکر می‌کنند با این حمله‌ی خودشان به اسلام و به ایران خدمت می‌کنند ،ولی بااین اقدام  بیدار خواهند شد وخواهند دید که این در حقیقت حمله به هموطنان‌ست و نه تنها در بین مردم مذموم است، بلکه از لحاظ باورهای مذهبی آنها هم عمل نکوهیده‌ای‌ است و دیگر انجام نخواهند داد. آقای نوری هم با فعالیت‌های شجاعانه‌ی خودشان در گذشته پایگاه اجتماعی بین دانشجویان و مردم دارند و این بیانیه‌ای که داده‌اند قابل توجه و جالب است.

<strong>آقای شریعتمداری الان در ایران ،در گوشه و کنار مسئله‌ی شورای رهبری مطرح شده است. فکر می‌کنید چنین مسئله‌ای چقدر می‌تواند عملی باشد؟</strong>

برای کسانی که در چارچوب این نظام دنبال راه حل هستند، خب شورای رهبری چیزی که آیت‌الله منتظری به آن باور داشت، در حقیقت عنوان کردن شورای رهبری به این معنا است که آقای خامنه‌ای با رفتاری که در این مورد داشتند، عدم درایت و بی‌سیاستی‌شان در حقیقت احراز شد. طبق عقیده‌ی کسانی که چنین شورایی را عنوان می‌کنند و طبق قانون باید مجلس خبرگان تشکیل بشود و ایشان را از ولایت فقیه بردارند و این امر را به یک شورای رهبری که قانون اساسی پیش‌بینی کرده است بسپارند.

البته این ممکن است راه‌ حلی باشد، ولی مردم بیش از این که به رفع معضلات نظام فکر کنند به این فکر می‌کنند که به آرای‌شان خیانت شده، در آرای‌شان دستبرد زده شده و می‌خواهند یک انتخابات آزاد و منصفانه‌ای برقرار بشود تا کسی را که انتخاب کرده بودند تثبیت بشود. بنابراین من فکر می‌کنم که عنوان شورای رهبری بدون این که ابطال انتخابات و انتخابات آزاد را بگوییم، نوعی موازی حرکت کردن با خواست‌های مردم است. عنایت به حل کردن بحرانی که در داخل بدنه‌ی نظام ایجاد شده، بدون عنایت به این که یک بحران بسیار وسیع‌تر، یعنی بحران اعتماد بین مردم و کل نظام جمهوری اسلامی ایجاد شده و اگر مملکت بناست در چنین چارچوبی اداره بشود، ابتدا باید به رفع این بحران عمیق‌تر فکر کرد.

<strong>آقای شریعتمداری این روزها نشانه‌های دیگری از آمادگی دولت برای نسبت دادن خشونت به معترضان و سرکوب آنها دیده می‌شود. سپاه پاسداران هم دوباره تهدید کرده است! به نظر شما چقدر این تهدیدها می‌تواند معترضان را وادار به عقب‌نشینی کند؟</strong>

این تهدیدهایی که سپاه و نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها می‌کنند به بدترین وجهی در این ایام عمل شده است.ولی اگر بنا بود اثر این تهدیدها این باشد که مردم از خواسته‌هایشان عقب‌نشینی کنند تاکنون ظاهر شده بود. ممکن است عدم وجود رهبری نتواند به طرز موثری این مبارزات مردم را به‌بار بنشاند. ولی این که این مردم از این نظام قطع امید کرده‌اند، از این رهبری گذر کرده‌اند، و یک بحران عدم اعتماد عمیق بین آنها و نظام و رهبری ایجاد شده است، چیزی نیست که آسان بتوان گذشت و اثرات خودش را در کوتاه‌مدت، میان مدت و درازمدت نشان خواهد داد. این که این اعتراضات خیابانی به کجا منجر بشود،از پیش‌دیدنی نیست.

یکی از اثرات آن همان شکافی‌ست که در بدنه‌ی نظام ایجاد کرده است و اگر مردم بایستند، این شکاف بالاخره میوه‌های خودش را به‌بار خواهد آورد. ولی اگر هم مجبور بشوند و مردم سرخورده بشوند و کوتاه بیایند، اثر این سرخوردگی بسیار غیرقابل پیش‌بینی‌ است و هزینه‌ی آن هزینه‌ی بسیار گزافی‌ست.

<strong> آقای میرحسین موسوی در تازه‌ترین نامه‌اش هشدار داده است، چنانچه به مردم فرصت داده نشود در آن صورت راه خطرناکی در پیش خواهد بود. آقای شریعتمداری به نظر شما این رویدادها ایران را به چه سویی می‌برد؟</strong>

ببینید بالاخره این که دقیقا پیش‌بینی بشود که ایران به چه راهی خواهد رفت بسیار مشکل است. ولی از نمونه‌های تاریخی‌اش مثلا کودتای ۲۸ مرداد و سرخوردگی عمیق مردم بعد از آن می‌توان این درس را گرفت، آغاز روی‌آوردن جوانان به مبارزات مخفی و مبارزات مسلحانه که در حقیقت نسلی را به باد داد و ایران را به آستانه‌ی انقلابی کشید که نتیجه‌اش این شده است. این درس بزرگی‌ست.

این نظام اگر کوچکترین درایت و کوچکترین علاقه‌ای نه فقط به ایران بلکه به حفظ خودش داشته باشد، باید راه‌ حل اغنا‌کننده‌ا‌ی پیدا بکند که مردم قانع بشوند نظام می‌خواهد این خیانتی را که به آنها شده است جبران بکند. اگر چنین کاری نکند، بهر صورت قیمت آن را خواهد پرداخت. ولو یک پیروزی موقتی به دست بیارود که البته آن هم بسیار بعید است.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_408.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_408.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 25 Jun 2009 15:45:15 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم ایران</title>
         <description>افکار عمومی در فرانسه و جهان روز به روز بیشتر به رویدادها و تظاهرات مردم ایران توجه نشان می‌دهند. تمامی تیترهای نخست روزنامه‌های سراسری فرانسه در چند روز اخیر به ادامه‌ی تظاهرات و عکس‌هایی از برخورد خشونت‌آمیز نیروهای حکومت با مردم اختصاص دارد. روزنامه‌ی پرتیراژ «parisien» امروز عکس بزرگی از ندا دانشجوی جوان که روز شنبه‌ی گذشته در تظاهرات خیابانی توسط گلوله‌ی یک بیسجی کشته شد را چاپ کرده است، با تیتر «ندا، شهید ایران». و می‌نویسد: «او دانشجو بود. در تظاهرات شنبه‌ی تهران شرکت کرده بود مثل هزاران جوان دیگر ایرانی. ندا آقاسلطان با گلوله‌ای که سینه‌ی او را شکافت کشته شد. فیلم مرگ او که به وسیله‌ی یوتوپ در سراسر جهان پخش شد، مردم جهان را تکان داده است». Parisien می‌نویسد: «ندا به سمبول و نماد مقاومت در ایران مبدل شده است».

[[sound]]

حضور شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی فرانسه در گردهمایی‌های اعتراضی ایرانیان نشان از همین توجه و پشتیبانی مردم فرانسه از جنبش اعتراضی مردم در ایران دارد. در یکی از همین گردهمایی‌ها یکشنبه‌ی گذشته طبق ابتکار «sos racism»، سازمان غیرانتفاعی مبارزه با نژادپرستی، که در فرانسه برگزار شده بود با حضور نمایندگان احزاب راست و چپ فرانسه، اتحادیه دانشجویان فرانسه، نماینده‌ شهردار پاریس، جک لانگ وزیر پیشین فرهنگ فرانسه و نماینده‌ی مجلس ملی آن کشور نیز حضور داشتند و نیز «ماریک هالتر» نویسنده و نقاش و از مدافعان صلح و حقوق بشر در جهان.

در جریان همین گردهمایی از آقای جک لانگ وزیر پیشین فرهنگ و نماینده‌ی سوسیالیست در مجلس ملی فرانسه علت حضورشان را در گردهمایی اعتراضی ایرانیان در میدان «Iéna» نزدیک سفارت جمهوری اسلامی می‌پرسم:

«من خیلی خوشحالم که این گردهمایی امروز صورت گرفته است. ما همه ایرانی و غیرایرانی باید در کنار ایرانیانی باشیم که برای کسب آزادی مبارزه می‌کنند. ما باید ابتکارات و راههای جدیدی را در روزهای آینده درنظر بگیریم، برای درپیش‌گرفتن اقداماتی که بتواند به دولت ایران فشار بیاورد تا دست از سرکوب مردم بردارد و آزادی‌های اساسی مردم را رعایت کند. بویژه به رای مردم ایران احترام بگذارد».

از آقای جک لانگ نماینده‌ی مجلس ملی فرانسه، وزیر پیشین فرهنگ فرانسه، می‌پرسم: نقش دولت فرانسه چه باید باشد؟ او می‌گوید: «دولت فرانسه یک موضع‌گیری روشن و شفاف را در پیش گرفته است. یک موضع‌گیری بسیار محکم در برابر آنچه در ایران اتفاق می‌افتد. باید دید و فکر کرد به چه روشی دیپلماتیک و عملکردی می‌توان روی آورد. باید خیلی جدی و هوشمندانه به آن نگریست که کارآمد باشد».

سپس از آقای ماریک هالتر نویسنده و نقاش، از مدافعان صلح و حقوق بشر در فرانسه و جهان، که در این گردهمایی سخنرانی کرد، نظرش را درباره‌ی تظاهرات اعتراضی کنونی مردم ایران می‌پرسم. وی می‌گوید:

«بویژه من خیلی دگرگون می‌شوم وقتی می‌بینم صدها هزار ایرانی به خیابانها می‌آیند و جان خود را به خطر می‌اندازند برای دفاع از ارزشهایی که ارزشهای ما هم هستند. آزادی و عدالت! فکر می‌کنم هنوز تعداد ما برای دفاع از مبارزه‌ی آنها و همبستگی جهانی با آنها به طور کامل، فشرده و همبسته نباشد. به همین منظور من امروزدر همین گردهمایی پیشنهاد کردم تمام یکشنبه‌ها در ساعت ۳ بعدازظهر در تمامی پایتخت‌های جهان زنان و مردان برابر سفارتخانه‌های ایران گردهم آیند همراه دولتمردان، سیاستمداران زن و مرد از تمام جناح‌ها و احزاب. تا نشان دهیم به زنان و مردانی که در تهران، اصفهان، شیراز و دیگر شهرهای ایران جان‌شان را در معرض خطر قرار داده‌اند که ما در کنار آنها هستیم».

سپس از آقای فردریک سوپو رییس سازمان غیرانتفاعی و مردمی «sos racism»، مبارزه با نژادپرستی در فرانسه، که این تظاهرات میدان «Iéna» را ترتیب داده و در آن حضور داشته است می‌پرسم که نظرتان راجع به این گردهمایی امروز چیست؟

« sos racismدر این تظاهرات شرکت کرده است برای نشان‌دادن همبستگی با مردم ایران. ما نبرد و مبارزه‌ی ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی و آزادی را ستایش می‌کنیم. می‌خواهم یادآوری کنم که رویدادهای امروز ایران فقط به ایران و ایرانیان خلاصه نمی‌شود. این بسیار مهم است که ایرانیان بدانند که در حال حاضر افکارعمومی جهان متوجه‌ آنهاست و از مبارزه‌ی آنها پشتیبانی می‌کنند و پیکار آنها را ستایش می‌کنند. آنها، ایرانیان، باید بدانند که تنها نیستند. ما و مردم دنیا آشکارا می‌بینیم که چگونه ایرانیان تلاش دارند با مردم دیگر کشورها ارتباط ایجاد کنند تا نشان دهند که چه بر سرشان می‌آید. پاسخ ما انسانهای آگاه و شرافتمند این است که بگوییم از آنها، از ایرانیان، حمایت می‌کنیم و از جنبش صلح‌جویانه و باشرافت انسانی در ایران. اگرچه این پشتیبانی هنوز ناچیز است، زیرا نمی‌توانیم در کنار آنها مبارزه کنیم. اما می‌خواهیم به آنها قدرت بیشتری بدهیم برای مبارزه‌ی بی‌امان‌شان برای رسیدن به دموکراسی. و به ایرانی‌ها بگوییم ما از آنها پشتیبانی می‌کنیم که در برابر یک رژیم دیکتاتوری ایستاده‌اند. رژیمی که جرات می‌کند مردم خودش را قتل‌عام کند».
</description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_406.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_406.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 24 Jun 2009 13:19:08 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتصاب غذای چند هنرمند در پاریس</title>
         <description><![CDATA[<strong>«مرکز فرهنگی پویا» در نزدیکی میدان معروف «رپوبلیک» در پاریس، این روزها به محل مورد توجه تلویزیون‏ها، روزنامه‏ها و دیگر رسانه‏های فرانسه و دیگر کشورها، مبدل شده است.
این مرکز که تا کنون هم کتاب‏فروشی بوده، هم چای‏خانه، هم محل برپایی کنسرت‏های موسیقی اصیل و مکان سخنرانی‏های ادبی و هنری، از چند روز پیش به محل اعتصاب غذای سمبلیک چند هنرمند مبدل شده است. روی شیشه‏های بیرونی و در داخل این مرکز، عکس‏های رنگی از تظاهرات این روزهای ایران و پارچه ‏‏نوشته‏هایی با عنوان «رأی ما چه شد؟»، «مرگ بر دیکتاتور» دیده می‏شود.</strong>

[[sound]]

<strong><small>روزی که برای تهیه گزارشی از چگونگی این اعتصاب غذا به آن‏جا می‏روم، چند دوربین تلویزیونی و چند روزنامه‏نگار فرانسوی هم آمده‏اند. محسن مخملباف، با تلفن، با بی‏بی‏سی گفت‏گو می‏کند. عباس بختیاری، مدیر مرکز فرهنگی پویا، با تلویزیون کانال سه دولتی فرانسه در حال گفت‏گو است.
دختران محسن مخملباف، سمیرا و حنا، هم در آن‏جا هستند. یکی از آن‏ها قرار است به دفتر یک تلویزیون عربی در پاریس برود و در باره‏ی رویدادهای ایران که حالا یک هفته‏ای است به تیتر نخست رسانه‏های بین‏المللی مبدل شده، گفت‏گو کند.
روزنامه‏نگاران فرانسوی که کارشان تمام می‏شود، عباس بختیاری، نوازنده‏ی دف که تا به حال در یکی دو فیلم سینمایی هم بازی کرده، به طرف‏ام می‏آید و سر میزی می‏نشینیم.
از او در باره‏ی هدف‏اش، از اعلام اعتصاب غذا و چگونگی آن، می‏پرسم. توضیح می‏دهد که اعتصاب غذا، یکی از راه‏های نشان دادن اعتراض است:</small></strong>

هدف ما حمایت و همبستگی با جنبش دمکراتیک مردم ایران است. مساله‏ی امروز مردم، تقلبی است که در انتخابات صورت گرفته است. نکته‏ای که در این چند روز متوجه آن شده‏ایم، از خلال شعارهایی که در خیابان‏ها داده می‏شود، مردم به دنبال آزادی و دمکراسی هستند.

به نظر من، آقای موسوی، آقای کروبی یا دیگر کاندیداها، ابزار و بهانه‏ی خوبی در دست ملت بودند تا بتوانند عقده‏های فروخفته‏ی چند ده‏ی خود را به این شکل بروز بدهند. اگر تمام تاریخ ایران را نگاه کنیم، هیچ وقت به این شکوه و عظمت ندیده‏ایم که مردم بریزند توی خیابان. این نشان می‏دهد که مردم، امروز نظام را در تمامیت‏اش دارند نفی می‏کنند.

این، اعتصاب غذایی نیست که معمولاً در زندان‏ها می‏بینیم. این را ما به عنوان یک ابزار مناسب سمبلیک پیدا کردیم که هر روز پنج نفر به صورت سمبلیک بیایند، بتوانند فریاد خود را به گوش جهانیان برسانند.

امروز، با آقای مخملباف در این اعتصاب غذا همراه بودیم. ساعتی دیگر، داریوش قرار است بیاید،.برای حرکت‏های بعدی، به ما بپیوندد. تمام شعارهایی را که در ایران توسط مردم داده شده‏، جمع‏آوری کرده‏ایم. بخشی از آن را گلچین می‏کنیم تا ترانه‏ای بشود با صدای داریوش. این کار هم باید به سرعت انجام بگیرد. چون که وظیفه‏ی ما به عنوان هنرمندان در خارج از کشور، این است که لحظه‏ای از پای ننشینیم. این ساده‏ترین کاری است که می‏کنیم. 

ما امکانات فراوانی داریم، بزرگ‏ترین نعمتی که این‏جا داریم، این است که نمی‏ترسیم. ولی مردم در کشور، در خون‏اند، در آتش‏اند و می‏بینیم، با چه جسارتی هستی و جانشان را گذاشته‏اند، به تنگ آمده‏اند. دیگر نمی‏خواهند این وضعیت را بپذیرند. حالا که مردم در میدان‏اند، ما باید همراهشان باشیم. حتا اگر از سوی سردمداران نظام، روش‏های دیگری گزینه شود، ما باید هوشیار باشیم، از طریق رسانه‏های تصویری، از طریق رسانه‏های جمعی، بازگو کنیم.

<strong>محسن مخملباف، نخستین نفری بوده که اعتصاب غذا کرد. او فقط آب می‏نوشد. این کارگردان معروف سینما، در این روزها به سخن‏گوی بین‏المللی جنبش سبز موسوی، مبدل شده است. همراه مرجان ساتراپی، با نمایندگان پارلمان اروپا دیدار کرده، گفت‏گویی هم با روزنامه‏ی اومانیته داشته است. هدف وی را نیز از اعلام این اعتصاب‏ غذا می‏پرسم:</strong>

یک اعتصاب غذای سمبلیک برای همراهی با رنجی است که مردم در داخل کشور دارند می‏برند. به هرجهت ما در خارج از کشور هستیم. با این که همه‏ی ایرانی‏ها را می‏بینم که از صبح تا شب می‏دوند، خبررسانی می‏کنند، تظاهرات به راه می‏اندازند، حتا کارهای دیپلماتیک را پی‏گیری می‏کنند. با این همه، چون شرایط اروپا، شرایط آرامی است، احساس خوبی به آدم‏ها دست نمی‏دهد. از این که در رنج مردم، به آن شکل که باید، شریک نیستند. 

این اعتصاب غذا، یک وجه سمبلیک و یک نوع احساس هم‏دردی کردن از طریق تک تک سلول‏های بدن، با آن مردمی است که در اضطراب، ترس، دلهره و در عین حال، شجاعت و پایداری هستند.

<strong>سازنده‏ی فیلم‏های «عروسی خوبان» و «نوبت عاشقی» از خشم مردم ایران می‏گوید:</strong>

ما سی سال پیش، به دلیل مسایل و مشکلات و یا رویاهایی که داشتیم، انقلاب کردیم. ولی از این انقلاب راضی نبودیم و پشیمان شدیم. بیشتر آدم‏هایی را که دیدم، از انقلاب سرخورده بودند. مأیوس بودند، می‏گفتند: ما به دنبال عدالت و آزادی بودیم، به فاشیسم و دیکتاتوری رسیدیم. 

بعدها اصلاحات کردیم، باز از اصلاحات هم راضی نبودیم. سرخوردند همه. کار به آن‏جا رسید که چهار سال پیش، از انتخابات و صندوق‏های رأی کنار کشیدیم. ما قهر کردیم، باز دوباره راضی نبودیم. 

چون آقای احمدی‏نژاد از این قهر سوءاستفاده کرد، با اقلیتی از آرا، رییس جمهور یک جامعه‏‏ی هفتاد میلیونی شد. با این که درآمد نفت، چندین برابر بیشتر از دوره‏ی آقای خاتمی بود، اما مردم تورم بیشتری را دیدند، زندگی‏شان با سختی بیشتری گذشت. آزادی‏های اجتماعی محدودتر شد و از همه بدتر، چهره‏ی بین‏المللی ایران مخدوش شد. ما را به عنوان تروریست، در دنیا شناختند.

دوباره، همه تصمیم گرفتند، یک بار دیگر پای صندوق‏های رأی بروند و با صندوق آشتی کنند. گفتند: قرن بیست و یکم است، همه‏ی دنیا دمکراتیک شده، هرکجای دنیا قدرت دست به دست می‏شود، چهار سال این حاکم است، چهار سال دیگری حاکم است و حاکمان برای این که رأی بیاورند، مجبورند مردم‏داری کنند. حکومت، مبتنی بر آرای مردم است، نه بر رضایت خداوند. ولی این‏ها، با اسم خدا، پدر مردم را درآوردند. 

حاصل‏اش این که مردم رفتند پای صندوق‏های رأی، به امید این که ده بیست درصد وضع بهتر شود. همه می‏دانستند که بالاخره باید از دل نظام بیرون بیاید، از فیلتر شورای نگهبان رد شود. با این همه، کاچی به از هیچی، مردم راضی شدند، کمی بهتر، بهتر از این است که صفر و صد ببینند. ولی قضیه برعکس شد. آقای احمدی‏نژاد، با پشتوانه‏ی رهبر ایران، آقای خامنه‏ای و با همیاری کشور روسیه که الان کاملا پشت ایران ایستاده است، هم در مسایل اتمی، هم در دزدیدن بخشی از کشور ما، دریای خزر…

<strong>مخملباف می‏گوید: مردم خسته شده‏اند، مردم خشمگین‏اند، به آرای آن‏ها خیانت شده:</strong>

اتفاقی که افتاده، خیلی ساده، کودتا است و عکس‏العملی که مردم نشان می‏دهند، باز هم خیلی ساده است، مردم خسته شده‏اند از این همه فریب، از سی سال استبداد خسته شده‏اند. آزادی‏های اجتماعی‏شان را می‏خواهند، این‏ها نمی‏دهند. مردم آزادی سیاسی در حد حق رأی دادن می‏خواهند، این‏ها نمی‏دهند. این‏ها ادعای اسلامی بودن می‏کنند، در حالی که جز دروغ، جز عوام‏فریبی کاری نمی‏کنند.

یک موقعی مردم سنتی به روحانیت اعتقاد داشتند، الان علت بی‏دینی در جامعه، روحانیون هستند. علت بی‏دین شدن مردم، دین حکومتی است. تا دین از سیاست جدا نیست، بزرگ‏ترین ضربه به همان دینی می‏خورد که این‏ها ادعایش را کرده‏اند.
این‏طور نیست که اگر رهبران اصلاحات بشینند، مردم می‏نشینند. ممکن است مردم مأیوس شوند، ولی مخالفت‏های مدنی ادامه پیدا می‏کند؛

<strong>و سرانجام، محسن مخملباف دلیل امیدواری‏اش را به آینده شرح می‏دهد:</strong>

روز انتخابات به خانم آقای هاشمی رفسنجانی که دارد رأی در صندوق می‏اندازد، می‏گویند: «اگر مردم به کسی رأی دادند و آن کسی که می‏خواستند از صندوق درنیامد، چکار کنند، بهتر است؟» خانم هاشمی می‏گوید: «بریزند توی خیابان!» این مهم است.

آقای هاشمی سی سال در این کشور، اگر نفر اول نبوده، نفر دوم اداره‏ی این کشور بوده. او می‏داند که این نظام از کجا آسیب‏پذیر است. اگر مردم بریزند توی خیابان و هر کاریشان می‏کنند، به خانه نروند، چاره‏ای جز کشتار ندارند و وقتی کشت، مشروعیت‏اش را که بر آن سوار است، از دست می‏دهد. ظرف همین چند روز، ببینید در ایران چطور مشروعیت جمهوری اسلامی از بین رفته است. 
دیگر آقای خامنه‏ای که پشت احمدی‏نژاد ایستاده است، نمی‏تواند هم‏چنان رهبر مذهبی مردم باشد.

در نتیجه، به نظر من، فروپاشی این نظام شروع شده و بهتر است تمام کسانی که به این مملکت فکر می‏کنند، قبل از این که از این مملکت چیزی نماند، کمی سر عقل بیایند و احساس کنند بالاخره این بیست سی درصد دمکراسی مردم را چرا با بی‏عقلی، نخواستند بپذیرند.

به نظر من، این ما نیستیم که در حالت ترس قرار داریم، آن که اسلحه به دست می‏‏گیرد، از مردم می‏ترسد. آن که با دست خالی و رنگ سبز که رنگ آرامش است، به خیابان می‏آید، معلوم است که بر ترسش غلبه کرده است.

جمله‏ی آخر من این است: برای ما یک بار دیگر ثابت شد، گم ‏شده‏ی مردم ایران، ناآگاهی نبود. گم شده‏ی مردم ایران، جرأت بود. ما امروز در خیابان‏ها، جرأت مدنی را می‏بینیم.
کانت گفته بود: «جرأت فکر کردن داشته باش» حالا مردم ما هم جرأت فکر کردن دارند، هم جرأت در خیابان آمدن!
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_405.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_405.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 23 Jun 2009 20:06:45 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گزارشی از همبستگی با مردم ایران در پاریس</title>
         <description>این اجتماع امروز است که در آن شخصیت‌های بزرگ فرانسوی هم حضور دارند، ازجمله آقای جک لانگ وزیر فرهنگ پیشین فرانسه، نمایندگان حزب سوسیالیست، نماینده‌ی حزب کمونیست و افراد بسیاری از احزاب دیگر فرانسه مانند حزب سبزها و چند نماینده از پارلمان اروپا امروز در اینجا جمع شده‌اند برای همدردی و همکاری و همیاری با مردم ایران که در داخل ایران با مسایل بسیاری روبه‌رو هستند. الان رییس (انجمن sos راسیسم) صحبت می‌کند. پیش از آن آقای مخملباف صحبت کردند.

[[sound]]


ایشان گفتند: «ما در اینجا جمع آمده‌ایم که از مبارزه‌ی جوانان و مردم ایران حمایت کنیم که دارند برای آزادی و دموکراسی فعالیت می‌کنند. مبارزه‌ی مردم در ایران فقط مبارزه‌ی ایرانیان نیست، بلکه (این مسئله) به (تمام) آزادیخواهان در سطح جهانی مربوط می‌شود که باید این مبارزه را ادامه بدهند. در شرایطی که جوانان ایران در خوابگاههای دانشجویی کشته می‌شوند و به مردم ایران به این شکل حمله می‌شود، ما نمی‌توانیم ساکت بنشینیم و این مسئله به تمام جهانیان مربوط می‌شود و باید صدای اعتراض خودشان را علیه این ظلم و بی‌عدالتی بلند کنند».
در این میدان بزرگ Iéna غیر از نمایندگان احزاب مختلف فرانسه آقای جک لانگ، (نماینده‌ی سبزهای) پاریس و تعداد بسیاری از فرانسوی‌ها آمده‌اند. و الان آقای دکتر عبدالکریم لاهیجی می‌خواهند صحبت بکنند:

آقای لاهیجی رییس حقوق بشر ایران گفتند: «ده روز است که مردم ایران کشتار و سرکوب می‌شوند. دهسال پیش در ۱۸ تیر همین امام بود که دستور کشتار دانشجویان را در کوی دانشگاه داد و همان (واقعه) دارد امروز در خیابانهای تهران تکرار می‌شود. از فردا ما تمام سازمانهای حقوق بشر بین‌المللی را ملاقات می‌کنیم و در این رابطه شکایت خودمان را اعلام خواهیم کرد». آخرین صحبت آقای لاهیجی این بود که به‌هیچ‌وجه نباید با قاتلین صحبت و سازش کرد.

جمعیتی که امروز من اینجا می‌بینم واقعا بیش از، شاید نزدیک به دو هزار نفر هست که بیش از نیمی از آنها ایرانی هستند. بیشتر فرانسوی‌ها آمده‌اند و از احزاب و سازمانهای مختلف (به ترتیب) دارند پیامهای خودشان را می‌دهند و ؟؟؟؟ و همان طور که گفتم آقای جک لانگ وزیر پیشین فرهنگ فرانسه امروز در اینجا جمع هستند. همه به خاطر همدردی و پشتیبانی از مبارزه‌ی مردم ایران در داخل کشور در خیابانها. این اجتماع بزرگ همچنان ادامه دارد، چون پس از آن به مناسبت روز موسیقی در فرانسه برنامه‌های هنری هم در اینجا انجام خواهد شد و بازهم به افتخار مبارزه‌ و پشتیبانی از مبارزه‌ی مردم ایران در داخل کشور و فکر می‌کنم این مراسم تا پاسی از شب طول بکشد. چون بسیاری از هنرمندان فرانسه هم قبول کرده‌اند که بیایند در اینجا هنرنمایی بکنند. این گردهمایی در فاصله‌ی سیصد، چهارصد متری سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود. چیز دیگری که من می‌بینم در اینجا عکس‌های بزرگی  از کشته‌ها در حمله‌ی نیروهای انتظامی به مردم هست. الان یکی از نویسندگان فرانسه می‌خواهد صحبت بکند.
</description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_404.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_404.html</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 22 Jun 2009 14:02:30 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«وضعیت دیگر قابل برگشت نیست»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
درست چند ساعت پس از سخنرانی تهدیدآمیز آیت‏الله خامنه‏ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، صدها نفر از ایرانیان مقیم پاریس در گردهم‏آیی بسیار پرشوری به حمایت از جنبش مردم ایران و اعتراض به سرکوب‏های خیابانی و کشتارهای اخیر در کشور، دست زدند.

[[photow01]]

در این مراسم، ضمن سر دادن شعارهایی هماهنگ با مردم ایران، به مناسبت کشتارهای اخیر، یک دقیقه سکوت اعلام شد. در جریان این گردهم‏آیی، در گفت‏گویی با سه تن از حاضران، نظر آنان را در باره‏ی سخنان دیروز آیت‏الله خامنه‏ای در نماز جمعه‏ی تهران، پرسیدم.
</small></strong>

<strong>خانم سرور کسمایی، نویسنده‏ی ایرانی ساکن پاریس، به زمانه گفت: «آن‏چه من از این سخنان دریافتم، وحشت بزرگ نظام از این حرکت مردمی ایران بود»: </strong>

دریافت من از خطبه‏ی نماز جمعه، ابتدا یک وحشت بزرگ، اول از مشارکت عظیم مردم در انتخابات و بعد هم پیگری آن‏ها برای به دست آوردن نتایج مقبول و نپذیرن این تقلب بزرگ بود. فکر می‏کنم، آغاز این خطبه، با تلاش خامنه‏ای برای آرام کردم مردم، حاکی از وحشت او بود.

برای اولین بار، از دهان رهبر جمهوری اسلامی شنیدیم که در این نظام اختلاف‏نظر هست، رفسنجانی یک خط و خامنه‏ای خط دیگری دارد. ایشان اذعان کرد که خط احمدی‏نژاد به خط و نظرات او نزدیک‏تر است.

ولی واقعا نگران‏ام و فکر می‏کنم همه کسانی هم که این‏جا در میدان «ینا» جمع هستند، نگرانند. چشم‏های دنیا باز شده و البته حمایت‏ها خیلی مثبت است، حمایت ایرانی‏های خارج از کشور و هم‏چنین دولت‏های اروپایی، همه‏ی دنیا. ولی آن‏چه که در ایران رقم می‏خورد، خود مردم ایران هستند که با جان‏شان بازی می‏کنند و با پختگی سیاسی‏شان در مقابل چنین تقلب بزرگی ایستاده‏اند و دارند یک درس دمکراسی به همه‏ی عالم می‏دهند. 

<strong>دکتر منوچهر رزم‏آرا، جراح سرشناس قلب در پاریس، سخنان رهبر انقلاب اسلامی را نفرت عمیق او از مردم ایران توصیف می‏کند: </strong>

نفرت عمیق و نگرانی بسیار؛ برای این که از امشب، مسلما قاطعانه عمل خواهند کرد و از کشتن ده‏ها و صدها هیچ صرف‏نظر و خودداری‏ای نخواهند کرد. 

<strong>فکر می‏کنید، مردم عقب بنشینند؟ </strong>

نه، به نظر من، با تجربیاتی که داریم کار به جایی رسیده که دیگر قابل برگشت نیست. 

<strong>خانم ناهیده انزلی‏چی، فعال اجتماعی و فرهنگی در پاریس، می‏گوید: سخنان رهبر انقلاب اسلامی نشان داد که وی قدرت مردم را نادیده گرفته است: </strong>

سخرانی آقای خامنه‏ای، نشان داد که ایشان نه این که نخواهند مردم را ببیند، اصلا نمی‏دیدند، یعنی قادر نیستند ببینند. اشکال این‏جاست که قدرت ملت را نادیده گرفته‏اند. الان ملت‏اند که در خیابان‏ها هستند و ملت تصمیم می‏گیرند.آن‏چه که مردم در ایران می‏خواهند، فقط دمکراسی است و می‏خواهند حرف‏شان را بزنند. انتخاب خودشان باشد.

همه‏ی ما، همان‏طور که این‏جا جمع شده‏ایم، ملت را حمایت می‏کنیم و می‏توانیم صدای‏مان را به تمام کشورهای دنیا برسانیم و من فکر می‏کنم تک تک ما موظف هستیم که در این محیط آزاد از تمام کشورها بخواهیم که پشتیبان ملت ایران باشند. ملت ایران هیچ چیزی نمی‏خواهند، به غیر از آزادی خودشان.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_403.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_403.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 21 Jun 2009 10:29:16 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«دولت فرانسه نتیجه‏ی این انتخابات را نمی‏پذیرد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
واکنش‏های بین‏المللی نسبت به نتایج انتخابات در ایران، هم‏چنین تظاهرات میلیونی مردم ایران در اعتراض به نتایج این انتخابات، هم‏چنان ادامه دارد. در پاریس، حزب سبزها اطلاعیه‏ای در محکوم کردن نتایج انتخابات در ایران، منتشر کرده است.

روز سه‏شنبه، همه‏ی روزنامه‏های فرانسه، در صفحات نخست خود عکس‏های تظاهرات میلیونی دیروز (دوشنبه) در تهران را چاپ کردند.

وزیر امور خارجه‏ی فرانسه، آقای برنارد کوشنر، نخستین واکنش سخت رسمی یک مقام بالای سیاسی اروپا را به نتایج انتخابات و خشونت گسترده‏ی نیروهای نظامی بر علیه تظاهرکنندگان در تهران، نشان داد.

هم‏چنین هیأتی برای بررسی این انتخابات، در پاریس تشکیل شده است.
</small></strong>

[[photow01]]

<strong>در باره‏ی همه‏ی این رویدادها که نگرانی جامعه‏ی فرانسه را از رخدادهای ایران نشان می‏دهد، با آقای دکتر جلال ایجادی، استاد دانشگاه در پاریس و عضو حزب سبزهای فرانسه، تماس گرفتم. </strong>

این هیأت به منظور این که در ارتباط با آن‏چه در ایران اتفاق افتاد، تا آن‏جا که میسر است، با مطبوعات، نهادهای دمکراتیک و یا انجمن‏های گوناگونی که در اروپا وجود دارند و هم‏چنین سازمان ملل تماس بگیرد، تشکیل شده است. هدف این است که با این همیاری تا جایی که امکان دارد، اذهان عمومی در غرب، متوجه این قضیه باشد و بتوانند به نوبه‏ی خود فشاری روی دولت ایران و هیأت‏های نمایندگی دولت ایران، بیاورند. 

<strong>حزب سبزهای فرانسه نیز امروز در مورد همین مساله، اعلامیه‏ای منتشر کرده است. </strong>
حزب سبزها در پیام خود، اعلام می‏کند که در ایران به امید مردم خیانت شده و خواستار انحلال این انتخابات، مطابق با خواست هم کاندیداها و هم مردم ایران است.

حزب سبزها معتقد است که دولت احمدی‏نژاد در چهار سال گذشته در زمینه‏های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، آزادی‏های مدنی و دیپلماتیک، سیاست فاجعه‏باری داشته و مردم با این انتخابات و با شوق بسیار تمام در جستجوی این بودند که به این دوران خاتمه بدهند و دوران جدیدی را در کشورشان به‏وجود بیاورند. اما جناح احمدی‏نژاد، با توجه به حمایت آقای خامنه‏ای، این دست‏‏آورد مردم را زیرپا گذاشت.

بنابراین، حزب سبزها کاملا از مردم ایران و تمامی جوانانی که در حال حاضر در خیابان‏ها هستند، حمایت کرده و اعتراض خود را نسبت به نقض حقوق مردم و سرکوب‏هایی که دارد صورت می‏گیرد، بیان می‏کند. 

<strong>امروز، تقریبا تمام روزنامه‏های سراسری فرانسه، عکس‏هایی از اعتراضات مردم ایران چاپ کردند و مطالبی نوشتند. به خصوص روزنامه‏ی «لیبراسیون»، تمام روی جلد خود را به عکس بزرگی از تظاهرات دیروز مردم اختصاص داده است. فکر می‏کنید، افکار عمومی در فرانسه هم دچار همان نگرانی شده که مردم در ایران دارند؟ </strong>

کاملا! برای فرانسوی‏ها آن‏چه که در ایران می‏گذرد، بسیار مهم است. سی سال پیش در ایران، انقلابی شد که توسط رهبرانی که در حال حاضر در رأس کار هستند، به کج‏راه کشیده شد. امروز، با توجه به شرایط اختناقی که در ایران وجود دارد، وجود فقر و سرکوب ‏آزادی‏ها، پیوسته محافل آزادی‏خواه و دمکرات در فرانسه و هم‏چنین محافل مطبوعاتی، به این مساله توجه کرده‏اند که ایران به چه سمت و سویی کشیده می‏شود. قضیه‏ی انتخابات نه تنها برای مردم ایران که در ارتباط با جامعه‏ی فرانسه و مجموعه‏ی محافل این‏جا، امید بسیار بزرگی را به‏وجود آورده است.

خشونت‏هایی که در حال حاضر در تهران و شهرهای دیگر دارد صورت می‏گیرد، برای‏ هم محافل سیاسی فرانسه و هم محافل دمکراتیک و مردمی بسیار ناراحت‏کننده است و نگران هستند که مبادا، وضعیت به شکل خیلی شدیدی، به سمت خشونت کشیده شود و به حوادث خونباری منجر شود. 

<strong>آقای برنارد کوشنر نیز بعد از گردهم‏آیی وزرای خارجه‏ی اتحادیه‏ی اروپا، گفته است که دولت فرانسه نتیجه‏ی این انتخابات را پیش از این که به اعتراض مخالفان رسیدگی شود، نمی‏پذیرد. </strong>

موضعی هم که دولت فرانسه اعلام کرده، کاملا طبیعی است و در ارتباط با مناسبات بین‏المللی، به نوعی، همراهی کردن با مردم ایران و مقابله‏ی آنان در برابر اجحافاتی است که توسط هیأت‏ حاکمه‏ی ایران صورت گرفته است.

از سویی، الان در پارلمان اروپا صحبت‏های گوناگونی وجود دارد و تمایل بسیار قوی‏ای هست که ایران را محکوم کنند. حال این که در قطعنامه‏ی قطعی‏شان به چه فرم دربیاید، نمی‏دانم. ولی در هر حال، تمایل در اروپا این است که در مقابل اقداماتی که امروز از جانب هیأت حاکمه صورت می‏گیرد، به نوعی ایستادگی شود و خواهان آن باشند که دولت ایران و یا جناح حاکم ایران عقب‏نشینی کند و چه بسا اقدام به  سازماندهی یک انتخابات جدید بکند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_401.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_401.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 17 Jun 2009 11:35:03 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«شعارهای تهران، به شهرهای اروپا هم رسید»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>میدان تروکادورو،  پاریس دبه میدان حقوق بشر معروف است و بیشتر گروه‏های اپوزیسیون دولت‏های مختلف، در این‏جا تظاهرات می‏کنند.

امروز در این‏جا، بیش از هزار ایرانی که بیشتر آنان از جوان هستند، با پلاکاردهایی در دست با مضمون «رأی من کجاست» جمع شده‏اند و با شعارهایی از قبیل: «ما نمی‏خوایم دیکتاتور، چه شاه باشد چه دکتر»، توجه رسانه‏های فرانسوی را هم به خود جلب کرده‏اند.

امروز قرار بود ایرانی‏ها در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در پاریس، جمع شوند. ولی پلیس فرانسه تمام خیابان‏های منتهی به سفارت را محاصره کرده است.

از خانم نوشابه‏ امیری که شاهد جلوگیری پلیس از تجمع ایرانیان مقابل سفارت بوده است، مشاهدات خودشان را برای ما می‌گویند:</small></strong>

[[sound]]

ما جلوی سفارت جمع شده بودیم. ولی تعداد زیادی از مامورین انتظامی آمده بودند و مانع حضور تظاهر کنندگان جلوی سفارت شدند و تمام حاضرین را به سمت ایستگاه مترو هدایت کردند و ایستادند تا همه سوار مترو شوند و از آن‏جا دور شوند. 

معترضین در ایستگاه دیگری بالا آمدند و الان در میدان تروکادرو هستیم و همان کاری که قرار بود جلوی سفارت بکنیم، این‏جا با حضور جمع بیشتری دارد انجام می‏شود.

<strong>خانم امیری چه شعارهایی را از این جمعیت بیشتر جوان شنیدید؟</strong>

این جوانان بیشتر دنبال رأی‏‏شان می‏گردند. می‏گویند: «موسوی، رأی ما را پس بگیر»، «کروبی، رأی ما را پس بگیر»، «احمدی‏نژاد ایران شیلی نمیشه»، «ما دیکتاتور نمی‏خوایم، چه شاه باشه، چه دکتر». از مردم ایران و از مردم جهان هم می‏خواهند که پای این حرکت بایستند و از آن حمایت کنند.

<strong>با یکی دیگر از حاضرین، آقای شنبه‏زاده از هنرمندان بوشهری، ساکن فرانسه، گفت‏گو می‏کنم:

آقای شنبه‏زاده، از علت حضور خودتان در این‏جا برای‏مان بگویید.</strong>

آمده‏ام حق خودم را پس بگیرم. در انتخابات شرکت کردم. در حق مردم‏ام و حق خودم ظلم شده، آمده‏ام دفاع کنم. در مرحله‏ی اول از خودم و خانواده‏ام و حرکت مردم را هم حمایت کنم، حرکتی که به صورت موج ایجاد شده و دارد دریا می‏شود. 

امیدوارم ادامه داشته باشد و تا آخر بتوانیم حرکت کنیم، تا این که دیگر کسی در کشور ما جرأت نکند خودکامگی کند. خودکامگی دیگر بس است.

<strong>یکی از دختران جوانی  که پلاکارد «رأی من کجاست؟» را در دست دارد، می‏گوید:</strong>

از جریانی که در ایران دارد اتفاق می‏افتد، حمایت می‏کنم. خواهان حق‏ام هستم. حقی که به خاطر آن‏، ساعت‏ها در صف ایستاده‏ام. من فقط حق‏ام را می‏خواهم، هیچ چیز دیگری نمی‏خواهم. من رأی‏ام را می‏خواهم، همین.

<strong>شرکت کنندگان بعد از خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی، به شعارهای‏شان ادامه می‏دهند. می‏توانم بگویم، همان‏طور که روز جمعه شرکت مردم برای شرکت در رأی‏گیری در سفارت جمهوری اسلامی ایران، بی‏سابقه بود، حضور این جمعیت، به خصوص جوانان، در میدان تروکادروی پاریس هم واقعا بی‏سابقه است.

امروز، در برلین نیز تظاهرات آرامی در برابر سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار شد که خیلی اوقات با شعرخوانی همراه بود. شیرین فامیلی گزارشی دارد.</strong>

گردهمایی امروز در برلین، از سوی تعدادی از دانشجویان ایرانی ساکن این شهر که به هیچ حزب و سازمانی هم وابسته نیستند، برگزار شد. جمعیتی حدود چهارصد نفر حضور پیدا کرده‏اند. فضای بسیار آرامی است و بیشتر با موزیک و ترانه‏ی معروف یار دبستانی، همراه بوده است.

نکته‏ی مهم این است که طیف‏های مختلف فکری و متنوع سنی در این‏جا خیلی دیده می‏شود. جوانان خیلی زیادند و در کنار آن‏ها هم‏سن و سال‏های پدر و مادرهای آنان نیز حضور دارند.

خانم کلودیا رُت، رییس حزب سبزهای آلمان و نماینده‏ی پارلمان آلمان هم در همبستگی با کسانی که از روز گذشته، در ایران تحت فشار هستند، حدود پانزده دقیقه در تظاهرات شرکت کرد.

فضای بسیار آرامی هم برقرار است و برگزار کنندگان، بیشتر با خواندن شعرهایی در حمایت از حرکت‏هایی که در ایران می‏شود، کف زدن و دور هم چرخیدن، دارند این مراسم را اجرا می‏کنند. قرار است جمعیت تا ساعت حدود پنج بعداز ظهر کنار هم‏دیگر باشند.

شعارهایی هم نوشته شده است؛ ا ز جمله این که: «رأی من کجاست؟»، «ابطال انتخابات» و شعارهایی  در همبستگی با جوانانی که در ایران مورد ضرب و شتم قرار می‏گیرند.

<strong>در شهر کلن آلمان نیز چند صد نفر از ایرانیان در برابر دفتر شبکه‏ی سه تلویزیون آلمان، تظاهراتی برپا کردند. اختر قاسمی، خبرنگار عکاس، از این گردهمایی می‏گوید:</strong>

در شهر کلن، روبروی ساختمان کانال سه تلویزیون رسمی آلمان که در مرکز شهر و نزدیک کلیسای مرکزی شهر کلن، قرار دارد و محلی پرتردد است، جمع شده‏ایم.

 به خاطر این که بتوانیم صدای‏مان را به رسانه‏های آلمانی برسانیم، از دیروز در فرصت زمان خیلی کوتاهی با دوستانم در آخن، اِسن، دورتموند و شهرهای دیگر تلفنی صحبت کردم و پیشنهاد این تجمع را دادم. دوستان موافقت کردند و من سریع برای گرفتن مجوز اقدام کردم.

پلیس ابتدا اجازه نمی‏داد و می‏گفت که تقاضای مجوز این‏گونه مراسم باید از یکی دو هفته‏ی قبل ارائه شود. اما از آن‏جایی که توضیح دادیم که این مساله‏ی بسیار خاص و حادی است و در ایران اتفاق‏های زیادی دارد می‏افتد، ما باید از مرم ایران حمایت کنیم و صدای‏شان را به جهانیان برسانیم، چون مورد استثنایی بود، به ما اجازه دادند.

اصلاً، فکر نمی‏کردم که مردم این‏قدر سریع باخبر شوند. از طریق فیس بوک، وبلاگ شخصی و ای‏میل، به همه اطلاع دادم. رسانه‏های گروهی‏مان، مثل گویا نیوز، ایران امروز، اخبار روز، پیک‏نت و بقیه‏ی رسانه‏ها حمایت کردند و اطلاعیه‏ای را که دیروز سریع آماده کرده بودیم، چاپ کردند.

در این فرصت کوتاه، بیش از پانصد نفر آمده بودند. طوری که کنترل از دست ما چند نفر برنامه‏گذار خارج بود. با توجه به این که پلیس زیادی هم آمده بود، برنامه را زودتر از موقع مقرر تمام کردیم. برنامه قرار بود تا ساعت شش بعدازظهر باشد، ولی ما ساعت پنج و پانزده دقیقه اعلام کردیم که برنامه تمام است.

گرچه ما این همایش حمایتی را فقط در حمایت از مردم ایران و اعتراض به نتیجه‏ی انتخابات برگزار کرده بودیم و به سازمان، دسته و گروه خاصی تعلق نداشت، متاسفانه برخی از دوستان رعایت نکردند و با پرچم سازمانی خودشان به این‏جا آمدند که باعث به وجود آمدن مقدار ناراحتی شد. البته خوشبختانه حل شد.

از سوی تلویزیون شبکه‏ی سه آلمان نیز در این‏جا حضور داشتند، چندین عکاس و خبرنگار هم آن را پوشش می‏دادند. 

<strong>تظاهرات ایرانیان مقیم لندن از دیروز در برابر ساختمان سفارت جمهوری اسلامی در پایتخت بریتانیا در جریان بود که در رسانه‏های بین‏المللی هم انعکاس پیدا کرد.

با یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات گفت‏گو کردم. تظاهراتی که در مخالفت صرف با نتایج انتخابات ریاست جمهوری و مخالفت با کل سیستم حکومتی ایران، دچار دو دستگی شد:</strong>

پرچم حزب کمونیست کارگری و پرچم شیر و خورشید دیده می‏شود. شعارهای متفاوتی هم سر داده می‏شود. یکی شعار «برابری، برادری، حکومت کارگری» سرمی‏دهد و یا «جمهوری اسلامی نمی‏خوایم، نمی‏خوایم». همچنین شعار «ایرانی باغیرت، حمایت حمایت» هم در آن است. از شعارها پیداست که دو دستگی هست و تحریمی‏ها هم در این گروه هستند.

<strong>اتفاقات چند روزه‏ی ایران چه تاثیری بر جامعه‏ی ایرانیان لندن داشته است؟</strong>

همه زیر این فشار هستند که چه‏کار می‏توانند بکنند و این تنها کاری است که از دست آن‏ها برمی‏آید. همه در این که جنبش باید حمایت شود و جریان هیجده تیر تکرار نشود، هم‏نظر هستند و آن‏طور که به‏نظر می‏آید، قرار است این تظاهرات تا روز سه‏شنبه ادامه داشته باشد.

<strong>تظاهرات اعتراض‏آمیز ایرانیان در برابر ساختمان سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل، پایتخت بلژیک هم در جریان بوده است. با سیامک، یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات بروکسل، گفت‏گویی داشتم:</strong>

پلیس در اطراف سفارت ایستاده است و چند دوربین فیلم‏برداری هم در حال فیلم‏برداری از مردم هستند.

<strong>چطور از برگزاری این مراسم باخبر شدید؟</strong>

این مراسم، مقداری خودجوش برگزار شد. من خودم دیروز با یک سری از دوستان تماس گرفتم و پیشنهاد برگزاری چنین تظاهراتی را دادم. 

ولی اصلا فرصت برنامه‏ریزی نداشتیم. خودمان اعلامیه دادیم. از طریق اس‏ام‏اس هم به عده‏ای خبر دادیم. کاملا خودجوش بوده است. امروز سفارت هم بسته است و فکر نمی‏کردیم که روز یکشنبه، این همه جمعیت در این‏جا حاضر شود. 

<strong>واکنش تلویزیون بلژیک به مسایلی که در ایران پیش آمده، چگونه بود؟</strong>

وسایل چند خبرنگار بلژیکی در ایران ضبط شده و یکی از خبرنگاران تلویزیون بلژیک هم در تظاهرات مصدوم شده است. 

به این دلیل، تلویزیون و رادیوی این‏جا مرتب مسایل ایران را پخش می‏کنند و اخبار تظاهرات در ایران را پوشش می‏دهند و برخلاف همیشه خیلی فعال دارند عمل می‏کنند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_402.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_402.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 15 Jun 2009 17:00:25 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«این کارها توجیه تقلب بزرگ است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران میان چهار گزینه‏ی شورای نگهبان برگزار شد و آقای محمود احمدی‏نژاد به عنوان برنده‏ی اصلی معرفی گردید. طر‏ف‏داران او برای شادمانی به خیابان‏ها آمدند. روسیه و ونزوئلا، نخستین کشورهایی بودند که انتخاب دوباره‏ی آقای محمود احمدی‏نژاد را تبریک گفتند. سه نامزد دیگر که شکست خورده‏اند و طرف‏داران آن‏ها، از تقلب در انتخابات می‏گویند. روز بعد از برگزاری انتخابات در ایران با خبرها و گزارش‏های بسیاری همراه شده است.</small></strong>
آقای ابوالحسن بنی‏صدر، نخستین رییس جمهور ایران، در آخرین بیانیه‏ی خود که چند روز پیش از انتخابات منتشر شد، نوشته بودند: «روز بعد از انتخابات، روز روبرو شدن با واقعیت تلخ است». 

[[photow01]]

<strong>از آقای بنی‏صدر می‏پرسم که دلایل این پیش‏بینی ایشان چه بود؟ </strong>

اول این که این پیش‏بینی متاسفانه، درست از آب درآمد. متاسفانه، به لحاظ این که در غمی که جوانان ایران را فرا گرفته، خود را شریک می‏دانم.

اما چرا من به آن نتیجه رسیدم؟ به این دلیل که قدرت حاکم بر ایران را می‏شناسم. اگر تردیدی هم در ذهن من بود (که نبود) نامه‏ی سرگشاده‏ی آقای هاشمی رفسنجانی به آقای خامنه‏ای، این تردید را رد کرد. زیرا نامه‏ی سرگشاده، روشن و واضح می‏گفت که حامی آقای احمدی‏نژاد کسی است که در ایران فقط او رأی دارد؛ یعنی آقای خامنه‏ای.

علاوه بر این که این را گفت، یعنی به مردم ایران و مردم جهان حالی کرد که حامی آقای احمدی‏نژاد، آقای رهبر مطلق است، مطلب دیگری را هم حالی کرد و آن این که این آقا قصد دارد تحت‏الحمایه‏ و سوگلی خود را از صندوق بیرون بیاورد. واکنش آقای خامنه‏ای هم به ایشان، یک تودهنی بود، یعنی این کار خواهد شد.

اما، دلیل دیگری هم داشتم و آن این که وقتی که یک فکر جمعی جبار ساخته شد، طوری که جمهور مردم را فرا گرفت که اگر این کار بشود، شب تاریک ایران روز می‏شود و نه خرد جمعی که یک هیجان جمعی راهبر شد، برای کسانی که قدرت را در دست دارند، فرصت ایجاد می‏کند که تقلب بزرگ بکنند و کردند.

دلیل سوم من این بود که از نامزدها، هیچ‏کدام‏شان آدم سالمی نبودند. این‏ها همه در این رژیم کار کردند، در مناظره‏ها هم به هم نسبت‏هایی را که می‏دانید، دادند. هیچ‏کدام هم تکذیب نکردند. سر کم و زیاد دعوا کردند که کدام بیشتر خرابی ایجاد کرده‏اند.

نتیجه این که این آدم‏ها کسانی نیستند که اگر تقلبی شد، مثل نامزدهای  گرجستان یا اوکراین، بیایند بایستند و مردم را هم به مقاومت دعوت کنند.

دلیل چهارم هم این که آقای خامنه‏ای به کسی می‏ماند که به او گفته باشند: بهتر است شما آقای احمدی‏نژاد را رها کنید، به لحاظ این که در آینده نظام را به خطر می‏اندازد. او می‏گوید که قدرت فعلی را تا چهار سال دیگر اعمال می‏کنم. چهار سال بعد هم فکر بعد را می‏کنیم. این هم یادش بود که همین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی، مدت هشت سال او را هیچ و پوچ کرده بودند و کنار گذاشته بودند. او فرصتی به دست آورده بود که  تلافی کند و مزاحم را هم بردارد.

این دلایل مرا به این نتیجه رساند که روز بعد از رأی‏گیری، روز آن‏هایی است که مردم را به تحریم انتخابات خواندند. به این معنا که : نه به ولایت مطلقه‏ی فقیه، آری به ولایت جمهور مردم و روز مردم است ، چه آن‏هایی که رفتند رأی دادند و چه آن‏هایی که نرفتند رأی بدهند و می‏خواهند که ولایت جمهور و حاکمیت به مردم بازگردد. به نظر من، این‏ها پیروز این انتخابات هستند و زمان مال آن‏ها است. 

<strong>آقای بنی‏صدر، در تازه‏ترین بیانیه‏ای که امروز با نام «روز بعد از انتخابات» منتشر کردید، به جوان‏های ایرانی اشاره کردید که شب‏های بسیاری، ایران را به سرزمین شادی بدل کردند و حالا به سرزمینی دیگر». منظورتان از این جوانان چه کسانی هستند؟ </strong>

همه‏ی آنانی که در خود توانایی بیرون ریختن و کوچه‏ها و خیابان‏ها را از آن خود کردن (که از آن خود مردم هم هست) یافتند و شب‏های متوالی با شعارهای شفاف، خواست‏های خود را اظهار کردند. آزادی می‏خواهند، استبداد و دیکتاتوری نمی‏خواهند و از وضعیتی که کشورشان در آن هست و ماتم‏کده شده است، بیزارند. می‏خواهند کشوری داشته باشند که سرزمین آزادی، شادی و امید است.

<strong>هم‏اکنون، آن‏ها با این تقلب بزرگ و به کلی، بی‏سابقه، مواجه شده‏اند. چه روشی باید در پیش بگیرند؟ آیا باید خود را به یأس بسپارند؟ نه! آیا باید خود را به عصبانیت و خشونت بسپارند؟ نه!</strong>

باید بدانند که پیروزند، به لحاظ این که حالا متوجه شده‏اند که یک ملتی‏ نباید خود را معطل این کند که بین چیز و ناچیز انتخاب کند و در درون رژیم وسیله‏ی کار یک دسته، علیه دسته‏ی دیگر بشود.

باید بایستد، بگوید، این حاکمیت مال من است. این جنبش همگانی می‏خواهد. همین‏طور که آمدند بیرون، پس حالا می‏دانند که می‏توانند بیایند بیرون. برای این که این بیرون آمدن موفق شود، باید همه بیرون بیایند. همان‏گونه که در انقلاب شد. این راه و روشی است که جامعه‏ی جوان باید در پیش بگیرد.

وگرنه، اگر بخواهد خدای ناکرده خود را به یأس بسپارد و کارپذیری، این روزگار سیاه دراز خواهد شد. 
مقداری به انتخابات دیروز برمی‏گردیم؛ در بیانیه‏ی شورای نگهبان اعلام شده بود که هشتاد و دو درصد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کرده‏‏اند. این رقم، یعنی از زمان انتخابات آقای خاتمی هم بالاتر است.

<strong>دیروز، خبرهایی هم داشتیم که در برخی از حوزه‏ها، تعرفه‏ی رأی وجود نداشت، ساعت رأی‏گیری را هم با وجود حضور مردم در حوزه‏ها، تمدید نکردند. ارزیابی شما چیست؟ </strong>

وقتی وزارت کشور اعلام کرد که پنج میلیون آرا را که حدود بیست درصد کل آرا را شامل می‏شد، خوانده است و نتایج آن را برشمرد، بنا بر آن ارزیابی وزارت کشور، بیست و پنج میلیون در سراسر ایران رأی می‏دادند. بنا بر اطلاعاتی که من از ایران گرفتم، میزان تعداد آرا نمی‏توانسته بیشتر از بیست و پنج میلیون باشد.

حساب آن هم روش است؛ اگر فرض کنیم در چهل و شش هزار صندوق، در هر دو دقیقه، یک رأی به صندوق انداخته شده باشد، و از هشت صبح تا نه شب، بلاانقطاع رأی‏گیری شده باشد، جمع کل آن بیست و پنج میلیون رأی می‏شود.

آن‏ها اگر می‏خواستند جمعیت بیشتری در رأی دادن شرکت کند، باید صندوق‏ها را بیشتر می‏کردند. این کار را نکردند، چون فرض‏شان این بود که نگذارند مشارکت زیاد شود. می‏ترسیدند مشارکت زیاد سبب پیروزی مخالف آقای احمدی‏نژاد بشود.

چون این آقایان خود به ناصواب تبلیغ کردند که هجوم به صندوق‏ها چنین و چنان بوده و تمام روز تکرار کردند، آن‏ها هم فرصت را غنیمت شمردند، فاصله‏ی بیست و پنج میلیون با رقمی که بعد پیدا شد (سی و شش میلیون)، تقلبی است که به نام آقای احمدی‏نژاد انجام شده است. برو برگرد هم ندارد. 

<strong>امروز خبر رسید که شورای نگهبان دستور توقف ادامه‏ی خواندن آرا را داده است. این می‏تواند جریان تازه‏ای را ایجاد کند؟</strong> 

بعد از وقوع، دستور دادن، سخن بی‏معنی است. به لحاظ این که تا نیم ساعت پیش، تمام آرای سراسر کشور خوانده شده بود آرای شمیران و شهرری مانده بود. این دو منطقه را گفته متوقف کنند؟ خُب، این خنده‏دار است! بازی با آرای مردم است. توجیه تقلب بزرگ است. شورای نگهبان، مگر نگهبان نیست؟ از ابتدا باید نگهبانی می‏فرمود که این تقلب بزرگ انجام نمی‏گرفت.

<strong>خانم زهرا رهنورد در گفت‏گو با بی‏بی‏سی گفته است که نسبت آرای آقای موسوی به آقای احمدی‏نژاد، چهار به یک بوده و نمی‏دانند این تقلب بزرگ چگونه انجام شده است. در پاسخ به این سوال که آقای موسوی چه خواهد کرد، می‏گوید: «فراموش نکنید که ایشان خود را خارج از نظام نمی‏داند، درون نظام می‏داند».</strong>

فاجعه هم همین است. نامزدها کسانی هستند که خود را در درون رژیم می‏دانند. بنابراین، مردم ایران باید خود به سرنوشت خویش بیاندیشند، برای این که این‏ها خود را نه در درون مردم که در درون رژیم می‏دانند. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_400.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/adibzadeh/2009/06/print_post_400.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 14 Jun 2009 10:55:22 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
