<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>فرنگیس محبی</title>
      <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 10 May 2008 13:27:01 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>زنان ایرانی در المپیک به دنبال مدال</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>زنان ورزشکار ایرانی تلاش خود را برای شرکت در بازی‌های المپیک شدت داده‌اند و تاکنون موفق به کسب دو سهمیه المپیک در رشته‌های قایقرانی و تکواندو شده‌اند که کسب هر دوی این سهمیه‌ها برای اولین بار در تاریخ این دو رشته ورزشی در ایران به وقوع می‌پیوندد.

البته قبلاً زنان ایران توانسته بودند با استفاده از وایلد کارت در المپیک شرکت کنند. اما این بار‌ با شرکت در رقابت‌های انتخابی قادر به کسب سهمیه شده‌اند. هنوز امکان دارد در رشته‌های دیگر از جمله دو‌و‌میدانی هم موفق به کسب سهمیه شوند.

در گفت و گویی با علی کفاشیان، دبیر کمیته ملی المپیک ایران، او از اقداماتی که در زمینه پیشرفت ورزش زنان در ایران باید صورت گیرد می‌گوید:</small></strong>

[[sound]]

در بازی‌های آسیایی قطر، تعداد خانم‌های اعزامی ما خیلی زیاد بود و همین‌طور در بازی‌های آسیایی سالنی هم تعداد زیادی از خانم‌ها را اعزام کردیم و الان در فدراسیون ورزشی ما و در برنامه‌هایی که کمیته المپیک برای ورزش‌های قهرمانی تدارک دیده، خانم‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند و بر برنامه‌های آن‌ها نظارت می‌شود و دنبال می‌شود.

برای همین است که اگر ما بتوانیم برنامه‌ریزی در عرصه‌های خانم ها بکنیم طبعاً در بازی‌های آسیایی آینده ما مدال‌های بیشتری خواهیم گرفت و در المپیک  آینده هم ورودی‌های بیشتری را برای خانم‌ها کسب خواهیم کرد.

خانم‌های ما الان نشان دادند که زمینه بسیار مساعدی دارند برای پیشرفت در ورزش‌های قهرمانی و یک مقدار اگر بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم به مدال‌های بیشتر هم می‌رسیم.

[[photow01]]

<strong>یکی از مشکلاتی که درهر صورت ورزش بانوان در ایران داشت برای حضور در صحنه‌های بین‌المللی، حجاب بود که حالا به هرصورت این مساله دارد کم کم برطرف می‌شود از طرف کنفدراسیون‌های مختلف ورزشی دنیا. فکر می‌کنید این موضوع تا چه حد جلوی پیشرفت بانوان ما را تا حالا گرفته بود؟</strong>

ببینید، ما تا حالا چند مساله داشتیم که جلوی پیشرفت بانوان ما را گرفته بود که ما باید یکی یکی اینها را حل کنیم. یکی فضاهای ورزشی برای بانوان بود که الان سعی کردیم هم فضاهای ورزشی اختصاصی برای خانم‌ها ایجاد بشود و هم از فضاهای ورزشی موجود یک سهمی، وقتی برای خانم‌ها در نظر گرفته بشود که آن‌ها هم بتوانند استفاده کنند.

دوم بحث، نداشتن مربی و متخصصان خوب بود که این هم با آوردن مربیان خوب یا این‌که تعلیم و آموزش مربیان داخلی سعی می‌کنیم سطح آن‌ها را بالا بیاوریم.

یکی هم بحث حجاب آن‌ها بود که مانع از حضور آن‌ها در میادین آسیایی و بین‌المللی و مسابقات رسمی بود‌ که با مذاکراتی که فدراسیون‌های مختلف ما با فدراسیون‌های جهانی انجام دادند، تاکنون بیش از ۱۳ فدراسیون در رشته‌های مختلف‌ ورزشی تونستند جواز بگیرند که خانم‌ها بتوانند با حجاب در مسابقات بین‌المللی شرکت کنند. 

این‌ها هم برای بانوان ما خوب بود هم در آینده، کشورهای مسلمان دیگر هم که خانم‌های‌شان ‌با‌حجاب بودند و نمی‌توانستند در رقابت‌ها شرکت کنند حالا می‌توانند شرکت ‌کنند. 

لذا این زمینه‌ها که فراهم بشود من فکر می‌کنم انشاء‌الله زمینه رشد ورزشی بانوان در سطح قهرمانی هم بهتر فراهم شود.

[[photow02]]

<strong>همان‌طور که گفتید یکی از جوازهای سهمیه ورودی که بانوان به دست آوردند، در رشته قایقرانی است. قایقرانی هم یکی از آن رشته‌هایی است که همان‌طور که خودتان می‌دانید بسیار به زور بازو احتیاج دارد و در نتیجه این حجاب می‌تواند این مساله را خیلی مشکل‌تر بکند. فکر می‌کنید آیا هیچوقت این امکان وجود دارد که مسوولان کشوری یا ورزش، تا حدودی با این مساله حجاب برای این نوع ورزشکاران نرم‌تر برخورد کنند تا مدال‌های بیشتری را بتوانند برای ایران بیاورید؟</strong>

نه، در هر صورت اصل مساله ما و برنامه‌هایمان، حفظ مساله شرعی است. و شرع و دین ما اولی‌تر از همه مسایل دیگر و اولویت اول ما‌ست. بعد هم بالاخره طرفداران حضور بانوان در صحنه‌های  ورزشی، برای شادابی وسلامتی آن‌ها تاکید می‌کنند. این است که برای شرکت در مسابقات قهرمانی بالاخره باید استانداردهای شرعی و اسلامی به نحو احسن رعایت شود. حالا می‌شود از شیوه‌های اسلامی استفاده کرد که این کار را ممکن کرد. 

<strong>چه تدارکات دیگری برای حضور در المپیک صورت گرفته یا باید صورت بگیرد؟</strong>

اولویت اول ما تدارکات تیم‌های المپیکی است که در اردو هستند و تمرین می‌کنند. برنامه‌های برون‌مرزی داخلی و تدارکات بازی‌های تدارکاتی برای ورزشکاران المپیکی هم از برنامه‌های دیگر ماست.


Farangis Mohebbi
Interview, Ali Kafashian
]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_46.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_46.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 10 May 2008 13:27:01 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قتل‌عام انتخاباتی حزب کارگر در روز جهانی کارگر</title>
         <description>رأی‌دهندگان بریتانیایی سنگین‌ترین شکست حزب کارگر در ۴۰ سال اخیر را در روز جهانی کارگر بر حزب حاکم این کشور تحمیل کردند.

[[sound]]

روز اول ماه مه، مردم شهرهای مختلف بریتانیا در انتخابات محلی این کشور با رأی دادن به نامزدهای احزاب محافظه‌کار و لیبرال دموکرات باعث شکست بیش از ۴۰۰ نماینده حزب کارگر در شوراهای محلی شدند و این حزب را که در حال حاضر دولت را در دست دارد، در شوراهای محلی به صورت یک حزب اقلیت درآوردند.

شاید پرسروصدا‌ترین و مهم‌ترین شکست حزب کارگر، در انتخابات شهرداری لندن بود که بوریس جانسون نماینده شوخ‌طبع پارلمان از حزب محافظه‌کار به حکومت هشت‌ساله کن لیوینگستون شهردار چپ‌گرا از حزب کارگر (که به سبب اعتقاداتش به کن سرخ معروف است) پایان داد.

[[photow01]]

اما شکست حزب کارگر، که مطبوعات بریتانیا آن را کشتار روز کارگر نامیدند، بسیار گسترده‌تر از شکست در شهرداری پایتخت بریتانیا است و پایه‌های دولت گوردون براون نخست‌وزیر بریتانیا را که هنوز حکومتش به یک سال نرسیده، متزلزل کرده است.

او پس از اعلام نتایج انتخابات، ضمن اعتراف به شکست سنگین، گفت که از آن درس خواهد گرفت. نخست‌وزیر بریتانیا گفت که وظیفه او شنیدن خواست مردم و رهبری کشور بر اساس آن خواست‌ها است که در این مورد هم به همان ترتیب عمل خواهد کرد. 

بیشتر تحلیل‌گران سیاسی، شکست حزب کارگر در انتخابات محلی را نتیجه سیاست‌های غلط اقتصادی گوردون براون می‌دانند. براون که در دوران تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، وزیر دارایی بود و بلر او را بهترین وزیر دارایی تاریخ بریتانیا می‌نامید که با سیاست‌های اقتصادی صحیح، کشور را به سوی ترقی می‌برد، پس از آن‌که به مقام نخست‌وزیری رسید، سیاست‌هایی را در پیش گرفت که به بالا رفتن سریع قیمت‌ها انجامید و نارضایتی شدیدی را در میان مردم بریتانیا موجب شد. 

مخالفان سیاسی آقای براون معتقدند او که بدون رأی مردم و تنها در اثر کناره‌گیری زودهنگام تونی بلر به نخست‌وزیری رسیده، و بسیاری اعتقاد دارند که او تونی بلر را با اقدامات پشت پرده مجبور به کناره‌گیری کرده، اعتماد عمومی را در پشت خود ندارد و باید هرچه زودتر با برگزاری انتخابات عمومی به صورت یک رهبر انتخابی ملت بریتانیا درآید.

اما به اعتقاد تحلیل‌گران، انجام انتخابات عمومی در شرایط فعلی باعث شکست حزب کارگر و روی کارآمدن محافظه‌کاران خواهد شد.

[[photow03]]

دیوید کامرون، رهبر جوان حزب محافظه‌کار معتقد است که شکست حزب کارگر در انتخابات محلی، تنها به سبب نارضایی مردم از آن حزب نیست؛ بلکه بیشتر به سبب اعتبار تازه‌ای است که حزب محافظه‌کار به دست آورده است. به گفته آقای کامرون، مردم حزب محافظه‌کار را حزبی قدرتمند می‌بینند که رهبران باکفایت و متحدی دارد ومی تواند مشکلات مدارس و بیمارستان‌ها و افزایش جرایم را حل کند.

مشکل مبارزه با جرم و جنایت به‌طور قطع یکی از مهم‌ترین دلایل شکست کن لیوینگستون بود. بوریس جانسون با این‌که بعضی مطبوعات بریتانیا سعی داشتند از او چهره‌ای دلقک‌مانند ارایه دهند، در طول مبارزات انتخاباتی با قدرت ظاهر شد و بویژه در باره مسایل مربوط به پلیس و مبارزه با جرایم حتی بیشتر از برایان پدیک نامزد حزب لیبرال دموکرات که قبلاً معاون رییس کل پلیس لندن بوده، پافشاری کرد.

این مسأله به اضافه نارضایی ساکنان لندن از سیاست محدوده ترافیک کن لیوینگستون که از سال گذشته به بیشتر محلات غربی شهر هم رسیده، باعث شد که بوریس جانسون با اکثریت بیش از ۱۴۰ هزار رأی، کن سرخ را شکست دهد.

با این همه مبارزه این دو هم خارج از چارچوب رقابت دو حزب اصلی بریتانیا و مخالفت رأی‌دهندگان با سیاست‌های دولت نبود. بوریس جانسون پس از پیروزی در انتخابات به اعتبار جدید محافظه‌کاران در میام مردم اشاره کرد.

[[photow04]]

شهردار جدید لندن گفت که نمی‌توان انتظار داشت که لندن یک‌شبه تبدیل به یک شهر محافظه‌کار شود؛ اما امیدوار است این انتخابات نشان دهد که حزب محافظه‌کار تغییر کرده و اکنون از اعتماد مردم برخوردار است. با این همه کن لیوینگستون سیاست‌های حزب کارگر و دولت را در نتیجه انتخابات شهرداری مؤثر ندانست و مسئولیت شکست سنگین خود را به عهده گرفت.

لیوینگستون با تشکر از تلاش‌های حزب کارگر در انتخابات شهرداری، از هوادارانش معذرت خواست که نتوانسته بار دیگر شهردار لندن شود و گفت نمی‌شود یک نفر دو دوره شهردار باشد و وقتی برای بار سوم انتخاب نمی‌شود، دیگران را مقصر قلمداد کند.

اکنون با پیروزی حزب محافظه‌کار در انتخابات محلی بریتانیا، رهبران و فعالان این حزب جان تازه‌ای گرفته‌اند و امیدوارند که بتوانند این برتری خود را تا انجام انتخابات پارلمانی که باید در سه سال آینده برگزار شود، حفظ کنند.

نظرخواهی‌ها نشان می‌دهد که اگر انتخابات عمومی بریتانیا امروز انجام شود، حزب کارگر شکست سختی می‌خورد و حکومت گوردون براون به تاریخ می‌پیوندد؛ اما تجربه نشان داده که رأی دهندگان این کشور تفاوت زیادی برای انتخابات محلی با انتخابات عمومی قائلند و همواره حزب برنده در انتخابات محلی، در انتخابات عمومی پیروز نشده است.</description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_45.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_45.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله لندنی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 06 May 2008 14:35:10 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خیز بلند ورزش زنان در ایران</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>موفقیت‌های اخیر برای زنان ایرانی در ورزش‌های رزمی پس از یک رشته پیشرفت در ورزش‌های دیگر صورت می‌گیرد. زنان ایران در سال گذشته در دو‌‌و‌‌میدانی صاحب مدال آسیایی شدند. 

برای اولین بار در جام فوتبال ملت‌های آسیا از گروه خود صعود کردند، در رشته‌های قایقرانی‌، تیراندازی و تکواندو جواز ورود به المپیک را به‌دست آوردند. 

در گفت و گو با جهانگیر کوثری، کارشناس ورزش در تهران، پیشرفت ورزش در میان زنان ایران را با او مطرح کردم.</small></strong>

[[sound]]

به نظر من به هرحال نیمی از جامعه و جمعیت ایران این حق را دارند که بتوانند ورزش بکنند. چون ورزش هم می‌تواند سلامت‌زا باشد و هم می‌تواند حرکتی برای زن‌های امروز جامعه ما، به‌ویژه برای نسل جوان است. 

چون اگر الان تعداد دخترهای ۱۷ تا ۲۵ ساله جامعه و تعداد پسرهای جوان را با هم جمع کنیم؛ می‌بینیم که ۷۵ درصد جمعیت ما را تشکیل می‌دهند. نیمی از این ۷۵ درصد که همه هم جوان و مستعد هستند، درواقع دخترهای جوان هستند که به ورزش گرایش پیدا کردند. 

این گرایش جدید باعث شده که خودشان را یک‌طوری تحمیل بکنند و خودشان با لباس‌های مختلف، با شرایط مختلف عادت بدهند، اما حضور داشته باشند. به نظر من این حضور، خیلی ارزشمند بوده و توانسته یک فضاهایی را برای آن‌ها باز بکند.

در رشته‌های دیگر هم الان ما استعدادهای زیادی داریم. یعنی اگر مساله لباس ورزشکار نبود، ما حتی در رشته شنا، قهرمانانی داریم که اصلاً رکوردهای آسیا را الان در ۱۶ سالگی می‌زنند.

منتها خب، آن‌ها به خاطر قضیه‌ی لباس نمی‌توانند در آن مسابقات شرکت کنند. اما وقتی در رشته‌ای مثل جودو یا تکواندو به‌ویژه، حتی تیراندازی و قایقرانی ما سهمیه المپیک می‌گیریم، این کم چیزی نیست.

یعنی جامعه‌ای که زنانش ورزش نکرده‌اند و در واقع در فضای معمولی نمی‌توانند ورزش بکنند، می‌آیند در رشته قایقرانی آن هم با آن پوشش سختی حرکت را مشکل می‌کند، برای المپیک سهمیه می‌گیرند.

شما ببینید چه استعدادی در جامعه ما وجود دارد، چه پتانسیلی وجود دارد که بعضی از آن‌ها پنهان بوده تا به امروز و اجازه فعالیت نداشتند. اما با این پتانسیل، بانوان ما در تمام رشته‌ها می‌توانند بروند و حتی مدال بیاورند.

[[photow01]]

<strong>آقای کوثری، تا چه حد از این پیشرفت‌های زنان ورزشکار در سطح بین‌المللی را مدیون قبول حجاب در لباس‌های ورزشیِ مخصوصِ آن رشته می‌دانید؟</strong>

درواقع این مسیر را خود زن‌های ایران باز کردند. یعنی که با هر لباسی فرق نمی‌کند. هر لباسی بپوشند و بیایند ورزش کنند مهم نیست، مهم این است که درواقع این نیروی بالقوه وجود دارد.

این‌که حضور پیدا می‌کنند و نشان می‌دهند که زنان ایرانی در رشته‌های مختلف ورزشی استعداد و درواقع انگیزه دارند، برای این‌که به سمت سلامتی بروند؛ این خیلی مهم است. 

این‌که حالا بعضی از کنفدراسیون‌های آسیایی به‌ویژه که کشورهای مسلمان در آن عضو هستند، قبول می‌کنند که ورزشکاران مسلمان با این نوع لباس بیایند و در تکواندو شرکت بکنند، خیلی مهم است. 

یا حتی در فوتبال‌. در رشته‌ای مثل فوتبال مساله لباس و گرما خیلی مهم است. یعنی بدن در آن حرکت‌ها و در آن نود دقیقه دویدن‌ها، باید یک شرایط خیلی عادی داشته باشد. اما زنان ما قبول می‌کنند با آن لباس ورزش بکنند و از گروه خودشان برای اولین بار بالا بیایند. 

این هم بستگی دارد به انگیزه‌های درونی آن‌ها که قدرت خودشان را در جامعه نشان بدهند. نشان بدهند که از مردها چیزی کم ندارند. واقعاً سهم نیمی از جمعیت ما این نیست که زنان ما در چند رشته ورزشی فعالیت می‌کنند. باید توجه کنیم که دخترهای جوان ما در تمام رشته‌ها، در میادین بین‌المللی چقدر استعداد وجود دارد.

<strong>در کنار این قبول حجاب از سوی کنفدراسیون‌های مختلف ورزشی، در ایران هم به زنان ورزشکار موقعیت‌هایی داده شده است. این روش از کی اتخاذ و چطور اتخاذ شد؟</strong>

همه به خود زن‌ها، به‌ویژه نسل جوان و نسل دانشگاهی ما بستگی داشت. دخترهای ما در دانشگاه‌ها خیلی دوست داشتند که فعالیت ورزشی بکنند.

خب کم‌کم خودشان را با یک‌سری از حجاب‌ها یک‌جوری هماهنگ کردند و آن پوشش اسلامی را پذیرفتند و نمونه آن را ارایه دادند و وقتی مسولین دیدند که از نظر شرعی ایرادی ندارد که این لباس را بپوشند و وارد میادین ورزشی بشوند،  این امکان فراهم شد.

یعنی آن حرکت اول خیلی مهم بود که یک‌سری دخترهای جوان فهمیده دارای تحصیلات آکادمیک رفتند به این سمت که یک زمینه‌ای را فراهم بکنند که بتوانند در میادین ورزش باشند. 

زمینه آن هم این بود که لباس‌هایی را طراحی کردند و پوشیدند و نشان دادند که موی‌شان معلوم نیست و همه حجابشان درست بود. وقتی بچه‌ها رفتند و خود مسوولین دولتی دیدند که خانم‌ها و بانوان ما و دخترهای ما  استعداد دارند، و می‌توانند در رشته‌های مختلف شرکت بکنند؛ بستر را فراهم کردند که تعداد آن‌ها برای تشکیل رشته‌های ورزشی و تیم‌های ملی مختلف بیشتر بشود .

<strong>چشم‌انداز ورزش زنان را به‌غیر از ورزش‌های رزمی چگونه می‌بینید؟</strong>

ما در رشته دو و میدانی، در رشته قایقرانی و حتی در رشته‌های انفرادی مثل تنیس روی میز، می‌توانیم توسط بانوان صاحب مدال بشویم. فکر کنم در رشته‌هایی که بشود با پوشش‌های اسلامی در مسابقات شرکت کرد، خانم‌های ما می‌توانند به مدال دست پیدا بکنند.

‌تازه هنوز این‌ها در ابتدای راه هستند و نسل جوانتر یعنی بانوان نوجوان‌ و جوان ما، تازه دارند علاقه خودشان را به ورزش نشان می‌دهند. یعنی تا‌‌ حالا باور نمی‌کردند که فضا برای این‌ها باز بشود. الان که فراهم شده و این‌ها پذیرفتند و باور کردند، تازه استعدادها دارد بروز می‌کند. 

شما اگر در باشگاه‌های مختلف بروید، نمی‌دانید تعداد خانم‌هایی که فوتبال بازی می‌کنند چه اندازه است. یعنی یک چیز عجیبی است. 

من می‌توانم با صراحت به شما بگویم دخترهای جوانی ‌که در ایران هستند، فوتبال را می‌فهمند. با این‌که من بحث فنی فوتبال می‌کردم، بعد از سی سالی در رشته فوتبال داشتم، در زمینه‌های تکنیکی، تاکتیکی و فنی که من مطالعه‌، در مقابل‌شان مانده بودم. شما نمی‌دانید چقدر تبحر داشتند. برای من خیلی عجیب بود.

الان در جاهای مختلف، خانم‌های ما که بسکتبال بازی می‌کنند، والیبال و فوتبال بازی می‌کنند؛ تعداد آنها به مراتب بیشتر از رشته‌های رزمی است. اما در رشته‌های رزمی، با آن لباس می‌شود در میادین بین‌المللی حاضر شد. 

در والیبال هنوز این قضیه جا نیفتاده، در بسکتبال و در رشته‌های دیگر هنوز جا نیفتاده است. اگر بعضی از کنفدراسیو‌ن‌های مختلف، در سطح آسیا این مساله را بپذیرند؛ فکر می‌کنم که کم‌‌کم بانوان ما بتوانند در رشته‌های مختلف غیر از رزمی، به افتخاراتی دست پیدا بکنند. 

<strong>فکر می‌کنید چه کمک‌هایی می‌شود برای پیشرفت زن‌های ورزشکار در رشته‌های مختلف ورزشی در ایران کرد و چه مشکلاتی وجود دارد که باید این مشکلات رفع بشود و چه کمکی و چه حمایتی باید از آن‌ها بشود؟</strong>

به نظر من اگر کمی دولت کمک بکند و باور کند که این پتانسیل در بانوان ما وجود دارد و هم از‌نظر معنوی و هم از‌نظر مالی کمک بکنند، شرایط برای رشد بانوان ما در رشته‌های ورزشی خیلی زیاد است.


Farangis Mohebbi
Interview, Jahangir Kosari




]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_44.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/05/post_44.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 03 May 2008 17:29:50 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تکواندوی زنان ایران رو به پیشرفت است</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>فاطمه نعمتی تکواندوکار وزن 47 کیلوگرم تیم ملی زنان ایران موفق شد اولین مدال طلا را برای زنان ایران در رشته تکواندو به ارمغان آورد. این افتخار در جریان برگزاری هجدهمین دوره مسابقات تکواندوی قهرمانی آسیا در شهر هنان چین به دست آمد.

فاطمه نعمتی پس از پیروزی بر حریفانی از کره و ویتنام در مرحله‌ی نیم‌ نهایی حریف فیلیپینی خود را شکست داد و در مرحله‌ی نهایی نیز با غلبه بر نماینده‌ی اندونزی به مدال طلا دست یافت. پیش از این مهروز ساعی در هفدهمین دوره‌ی مسابقات قهرمانی آسیا در تایلند و سهیلا سیاحی در این دوره از رقابت‌ها به یک مدال برنز دست یافته بودند. در مجموع تیم ملی تکواندوی زنان ایران به مقام چهارم آسیا رسید. 

مردان ایران در این دوره از مسابقات قهرمانی آسیا به مقام اول رسیدند.

در همین‌حال سارا خوش‌جمال‌فکری، تنها زن ایرانی که برای اولین بار موفق به کسب سهمیه ورود به المپیک در رشته تکواندو شده به همراه فاطمه نعمتی و آیپک معمارزاده، برای دو هفته در اردوی مشترکی با اعضای تیم ملی تکواندو زنان فرانسه تمرین خواهند کرد تا خود را برای بازی‌های المپیک پکن که در ماه اوت برگزار می‌شود آماده کنند. 

با اینکه فدراسیون تکواندو ایران اخیرا نتوانسته یک مربی زن که تعداد آنان در دنیا انگشت شمار است استخدام کند، پیشرفت تکواندو در میان زنان ایرانی چشمگیر بوده است. 

با الهه عرب عامری، نایب رییس فدراسیون تکواندو گفت‌وگویی کردم. او می‌گوید که تکواندوی زنان ایران نیاز به زمان بیشتری دارد تا توانایی‌های خود را نشان دهد و ادامه می‌دهد:</small></strong>

[[sound]]

در رابطه با اینکه می‌گویید چه انتظارات و چه ملزوماتی دارید که بتواند برسد به آن حد؛ هیچ چیز فقط ما زمان را نیاز داریم. ما دیر شروع کردیم یعنی آقایان برای قهرمانی از 17 سال پیش شاید برای قهرمانی در سطوح جهانی دارند کار می‌کنند. 

ما در سطوح بین‌المللی و جهانی الان تازه شروع کردیم و خیلی نوپا هستیم. یعنی الان شش هفت سال هست که برای میادین بین‌المللی، دختران‌مان روی صحنه می‌روند. ما فقط زمان را نیاز داریم و چون انتظار مردم به اندازه تکواندوی آقایان است؛ از ما می‌خواهند که ما هر بار برویم و مدال کسب کنیم. این خیلی خوب است اما یک مقدار کار ما را سخت‌تر می‌کند. به این خاطر که ما تازه شروع کردیم و همان اندازه هم نیاز داریم. یعنی همان‌طوری‌که آقایان این مراحل را طی کردند، ما هم زمان نیاز داریم. و به نظر من اگر شتاب‌زده عمل کنیم خوب نیست.

<strong>این‌طور که به نظر می‌آید الان موقعیت‌های بیشتری به شما داده شده یعنی این موقعیت‌ها را قبلا نداشتید؟</strong>

نه، نه. واقعا نداشتیم. ما برای اینکه برویم برای مسابقات برون مرزی در این رشته خاص ورزشی عین بودجه‌ای که برای آقایان دادند به خانم‌ها هم داده شد. ما الان برون‌مرزی اصلا مشکلی نداریم. اما مثل یک کودکی است که باید به نوجوانی برسد و بعد دوره بلوغ او طی بشود، ما هم باید دوره بلوغ‌مان را طی بکنیم و این به زمان نیاز دارد. شما فکر کنید یک کودک را مواد غذایی بدهید، به فکر اینکه ممکن است بیشتر از بقیه رشد بکند. این نیست و او زمان نیاز دارد. 

در رابطه با تکواندو زنان هم حقیقتا مشکلی وجود ندارد و فقط زمان نیاز دارد و زمان باشد که آن دوره بگذرد. ما هم برویم به مسابقات زیاد و تجربه کسب کنیم. بعد بچه‌ها از سطوح پایین‌تر شروع کنند. یعنی الان آن دوره نوجوانان ما دارند می‌آیند در دسته بزرگسال شرکت کنند. این خیلی خوب است. 

ما داریم از پایه کار می‌کنیم. ولی چهار پنج سال پیش اینطوری نبود. یعنی یک نفر از بزرگسالی شروع می‌کرد به تکواندو کار کردن. ولی الان از سن نوجوانی می‌آیند. اگر ما برویم عقب‌تر و از سطوح خردسالی و بعد نونهالی بیایند، فوق‌العاده است. یعنی بچه‌ای که می‌رود از سن هشت سالگی تکواندو کار می‌کند به ما که می‌رسد برای بزرگسالی، یک ورزشکار بسیار باتجربه است.

[[photow01]]

<strong>چه تغییراتی به نظر شما در ورزش زنان نسبت به چند سال پیش صورت گرفته است؟</strong>

ببینید سیاست‌هایی که اتخاذ می‌شود در سطح روسای مملکت، آن نیاز را دیدند که برای خانم‌ها باید یک‌سری از رشته‌ها را کارشناسی کنند و اجازه حضور آنها را در خارج از کشور بدهند. وقتی که کارشناسی روی آن رشته‌ها انجام شد در واقع یک‌سری رشته‌ها مثل تکواندو گفتند حالا خب به این رشته‌ها اجازه حضور در خارج کشور را دارند. 

به دلیل آنکه مغایر با آنچه ما می‌گوییم به لحاظ شرعی و پوشش‌شان مشکلی ندارد. حقیقتا هم ندارد. چرا که بسیار ورزش پوشیده‌ای است و بنابراین اجازه حضور دارد. وقتی این اجازه داده شد، یک‌سری انگیزه‌ها در مردم ایجاد شد که بچه‌های خودشان را در این رشته ورزشی بفرستند. ما از آنجا آغاز کردیم. 

البته رشته‌های رزمی از قبل هم فعالیت داشتند. ولی وقتی یک ورزشی المپیکی می‌شود، نگاه جامعه و نگاه جوامع بین‌المللی کلا نسبت به آن رشته ورزشی یک چیز دیگر می‌شود. مثلا در مورد کاراته الان هنوز آن نگاه المپیکی را نداریم، چرا که ورزش المپیکی نیست.

<strong>به غیر از این زمانی که شما الان می گویید، فدراسیون تکواندو در قسمت زنان چه احتیاجات دیگری دارد که باید برطرف بشود؟ چه کمبودهایی دارد؟ وضع مربی‌گری چگونه است؟</strong>

ببینید خانم فرنگیس، من دکترای تربیت بدنی و استادیار دانشگاه تهران هستم و عضو هیأت علمی دانشکده تربیت بدنی. یعنی وقتی خدمت شما آن مشکلات را می‌گویم، حقیقتا نه می‌خواهم تظاهر کنم و آن چیزی را که فی‌الواقع هست را خدمت شما عرض می‌کنم. 

در ارتباط با ورزش تکواندو، مثلا اگر بخواهیم کارشناسی کنیم یک رشته‌ای مثل قایقرانی نیست که چیزهای خیلی پیچیده و مدرنی بخواهد. یک رشته‌ی ورزشی است که یک مربی خوب و با تجربه می‌خواهد و یک سالن و یک تشکی که در واقع مخصوص خود این ورزش است. 

بنابراین با یک اندک تسهیلاتی به راحتی این ورزش شکل می‌گیرد. در خیلی از شهرهای کوچک من رفتم خودم و دیدم این ورزش را دارند. برای یک مسئول تربیت بدنی در استان مشکل نیست که این رشته را راه‌اندازی کند، اما نمی‌‌تواند قایقرانی و یا اسکی را راه‌اندازی کند. آنها همه ابزار و وسایل مدرن می‌خواهد. 

بنابراین این از آن عواملی است که باعث شده این رشته بیشتر بین مردم شیوع پیدا بکند. بعد هم در واقع همانطور که عرض کردم بحث قهرمانی و اعلام شدن این رشته برای مجوز بیرون از کشور، اجازه حضور دادند.

<strong>به نظر می‌آید به هرحال راه برای ورزش زنان در ایران بازتر شده، البته نسبت به سابق. شما تکواندوی زنان را در چند سال آینده در کجا می‌بینید؟</strong>

ما شش سال پیش که اینجا نبودیم. اصلا آرزو بود کسب یک سهمیه المپیک آن هم برای اولین بار. شما می‌دانید اگر تاریخ ورزشی ایران را مطالعه کرده باشید می‌بینید که ما فقط در یک دوره زنان‌مان را بدون کسب سهمیه برای ژیمناستیک و دو و میدانی فرستادیم. 

یک دوره هم بعد از بازی‌های آسیایی بود که ما برای المپیک فرستادیم. المپیک فکر می‌کنم مونترآل بود که برای رشته شمشیر بازی بود. یعنی اینها چون در آسیا اول شدند، آن موقع کسب سهمیه نبود، چون اینقدر متقاضی نبود. 

بنابراین انسان قابل پیشرفت است. ما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم که کسب سهمیه بکنیم و الان کسب سهمیه کردیم. قطعا اگر قرار باشد انسان پیشرفت نکند که در واقع برنامه‌ریزی بیهوده است.

<strong>منظور من این بود که به هرحال یک مقدار هم دست و بال شما بسته بود، ولی خب الان به زنان ورزشکار این موقعیت داده شده است.</strong>

من تعبیرم این است که الان امکان آن فراهم است. الان بودجه در واقع به طور مساوی در بخش خانم‌ها و آقایان تقسیم می‌شود. حالا چه این بودجه توسط سازمان تربیت بدنی داده بشود یا توسط کمیته ملی المپیک که بودجه را به لحاظ قهرمانی تامین می‌کند و ما اصلا در رابطه با بودجه مشکلی نداریم. وقتی که این بودجه باشد نیروی انسانی بخواهیم که درواقع بخش عظیمی از جامعه که خانم‌ها هستند، متقاضی هستند که به این رشته بیایند. بنابراین وقتی همه چیز حاضر است، می‌شود که مراحل پیشرفت را طی کرد.

<hr>

<p dir="ltr">Farangis Mohebbi
Interview
(Elahe Arab Ameri)</p>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/_47.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/_47.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 30 Apr 2008 15:40:31 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتصاب معلمان انگلیس</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>پنج‌شنبه هفته گذشته نیمی از مدارس انگلستان و اسکاتلند به سبب اعتصاب بیش از ۴۰۰ هزار معلم و کارمندان مدارس تعطیل شد. 

در این اعتصاب که از سوی اتحادیه ملی معلمان بریتانیا سازمان داده شده و همراه با تظاهرات معلمان در لندن و سایر شهرهای بزرگ این کشور بود، معلمان خواستار اضافه شدن حقوق خود به میزان بیش از چهار درصد شدند.

این درحالی است که دولت بریتانیا در سال گذشته تنها با دو درصد اضافه حقوق معلمان موافقت کرد. به گفته اتحادیه کارکنان آموزش و پرورش این میزان، کمتر از نرخ تورم است و زندگی معلمان جوان را با مشکل روبرو کرده است. 

کریستین بلوئ ر، معاون دبیر کل اتحادیه ملی معلمان می‌گوید که بر اثر این کمبود حقوق، مدارس لندن با مشکل استخدام معلم روبرو هستند.

به گفته خانم بلوئر، حقوق معلمان جوان از میزان متوسط حقوق معلمان بسیار کمتر است و آن‌ها در عین حال مجبور هستند که وام‌های دوران تحصیل خود را نیز بازپرداخت کنند. از این رو فارغ‌التحصیلان جوان دانشگاه‌ها، حاضر به کار در وزارت آموزش و پرورش نیستند که در نهایت به ضرر دانش آموزان است. 

اما اد بال، وزیر آموزش و پرورش بریتانیا در عین حالی که می‌گوید یک نهاد مستقل به تقاضای معلمان رسیدگی خواهد کرد، معتقد است که اعتصاب معلمان به ضرر دانش آموزان است.

وزیر آموزش و پرورش می‌گوید که بسیاری از پدر و مادران و معلمان از این‌که گروهی از معلم‌ها که به گفته او در اقلیت قرار دارند، کار مدارس را مختل کرده‌اند، خشمگین هستند.

اما خانم بلوئر می‌گوید که کمیته اجرایی اتحادیه ملی معلمان، با دقت تاریخ اعتصاب را انتخاب کرده که هم‌زمان با امتحانات دانش آموزان نباشد. و از آن گذشته اعضای اتحادیه، معلمان حرفه‌ای هستند که همه تلاش خود را برای آماده کردن دانش آموزان در ایام امتحانات به کار می‌بندند.

این ادعاهای ضد و نقیض مقامات دولتی و اتحادیه‌ها را با شاهرخ پیرنیا، معلم و کارشناس آموزش و پرورش در لندن مطرح کردم.</small></strong>

[[sound]]

«‌اولا پدر و مادرها حق دارند. هر چه بگویند حق دارند. چون معلم، وظیفه‌اش این است که سر کارش حاضر بشود و مواظب بچه‌ها باشد. ولی مطمئن باشید اگر این اعتصاب در هر زمانی بود، باز هم این اعتراض می‌شد. 

اگر اول سال بود می‌گفتند تازه سال شروع شده. اگر پیش از امتحانات بود می‌گفتند به علت امتحانات است. اگر سه ماه پیش بود، باز یک بهانه دیگری می‌آوردند. به هرصورت حق با پدر و مادرها‌ست. ولی باید این حق را هم به معلمان داد که با توجه به این گرانی سرسام آوری که تقریباً می‌شود گفت روز به روز دارد در لندن و در تمام انگلیس به چشم می‌خورد، خب معلم‌ها هم مثل بقیه اقشارجامعه حق دارند که اعتصاب بکنند. 

این حق را نباید از آن‌ها گرفت. اعتصاب، حق هر آدمی است که وقتی مخالف یک موضوعی است و طرف حرف او را گوش نمی‌کند، مسلماً باید اعتصاب بکند.

<strong>عده‌ای که مخالف بالا رفتن حقوق معلمان هستند می‌گویند که معلم‌ها در تمام مدت تعطیلات مدارس که به هرحال در بریتانیا هم کم نیست، ‌کار نمی‌کنند و در تمام این مدت تعطیلات، حقوق هم می‌گیرند. به همین جهت به اعتقاد آن‌ها میزان حقوق‌شان از بقیه کارمندان دولت کمتر است. آیا به نظر شما این استدلال عادلانه است؟</strong>

نه، این را من عادلانه نمی‌دانم. کسانی که این مطالب را می‌گویند باید توجه داشته باشند که کار معلم با آن پنج شش ساعتی که در مدرسه هست، تمام نمی‌شود. 

وقتی به منزل می‌رود باید تازه شروع کند به تصحیح تکالیف شاگردهایش. اگر احیانا ورقه امتحانی هست، ورقه‌ها را تصحیح کند، برنامه‌ای بریزد و علاوه بر آن کارهای دیگری هم هست که نه تنها در طی سال تحصیلی انجام می‌شود، در تابستان باید انجام بشود. باید برنامه درسی بریزند. امتحانات تجدیدی هست. احیاناً کارهای دیگری را که از طرف مدرسه به آن‌ها رجوع می‌شود، باید انجام بدهند. 

[[photow01]]

بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم که فقط به خاطر دو ماه یا شش هفته در تابستان معلمان تعطیل هستند و حقوق می‌گیرند، حق اعتصاب ندارند. حتماً علت اعتصاب، این نیست و مسایل دیگری هست که خب گفتن آن‌ها یک مقدار سخت است. 

حساسیت شغل معلم‌ها باید مورد نظر قرار بگیرد. توقعات بالای پدر و مادران هم مشهود است. تعدد دانش آموز در کلاس‌ها هم همین‌طور. 

خیلی مسایل دیگر هست که معلمان با آن‌ها رودررو هستند و ‌بار سنگین روانی را در آن‌ها ایجاد می‌کند. خب احتیاج دارند که در تابستان هم حداقل‌ دو سه هفته‌‌ یا پنج شش هفته‌ای خستگی در کنند و گرنه این‌ها ماشین هم اگر باشند، از کار می‌افتند.

<strong>به‌طور کلی در خیلی از کشورهای غربی، سطح زندگی معلمان و حتی استادان دانشگاه‌ها هم نسبت به سایر طبقات پایین‌تر است و فکر می‌کنم در بریتانیا هم همین‌طور است. درحالی‌که ما می‌بینیم که در مقایسه، مدیران مدارس، حقوق‌های خیلی بالاتری می‌گیرند. فکر نمی‌کنید این اختلاف بیش از حد حقوق ما‌بین طبقات مدارس مفید نباشد‌؟</strong>

مسلماً یک مدیری که یک مدرسه هزار نفری را دارد اداره می‌کند ،باید بیشتر حقوق بگیرد. مسوولیت مدیر، بسیار خطیر است. کار او هم در یک سطحی است که باید حقوق او بیشتر باشد. 

چرا ما این قضیه را از این دیدگاه به آن توجه نکنیم که تعداد محدودی از مدیران مدارس مثلاً حدود ۷۰ هزار تا ۱۰۰ هزار پوند در سال حقوق می‌گیرند. این را مقایسه بکنید با حقوق یک وکیل دعاوی، با یک طبیب، با یک دندانساز. خواهید دید که باز هم این مدیر خیلی کمتر می‌گیرد. 

ما به این نکته توجه نداریم که اگر هم این مدیر و هم این معلم نباشند، آن وکیل نخواهد بود، آن طبیب هم در آینده نخواهد بود. چرا ما به این نکات توجه نمی‌کنیم. 

مسلم است که مدیر یک مقدار بیشتر حقوق می‌گیرد. ولی این دلیل نمی‌شود که معلم اینقدر کم حقوق بگیرد. به معلمان پیشنهاد کردند که حقوق شما را حدود دو درصد اضافه می‌کنیم. این دو درصد کافی نیست. برای این‌که خودتان استحضار دارید که مخارج روزمره زندگی در انگلیس بسیار بالاتر از دو درصد است. میزان تورم بالاتر از دو درصد است. رکودی که دارد پیش می‌آید، خیلی اثر می‌گذارد. 

برای یک خانواده معمولی شاید در ماه صد پوند، تفاوت مخارج هست. این را چطور باید تامین بکنند؟ شما استحضار دارید که علاوه بر معلمین، دیروز به‌طور اتفاقی کارمندهای بخش‌های دیگر دولتی هم  اعتصاب کرده بودند و حتی در آینده هم اعتصاب خواهند کرد. 

ولی وقتی ۲۰۰ هزار معلم در یک اعتصابی شرکت می‌کنند، باید به این‌ها توجه بشود. اگر نشود، دولت ضرر خواهد کرد. همان‌طوری که دیروز ۴۴ میلیون پوند به دولت ضرر وارد شد.

<center>***</center>

<small><strong>در عین حال گوردون براوون نخست وزیر بریتانیا برای کنترل نرخ تورم، سیاست پایین نگاه داشتن اضافه شدن حقوق‌ها را در پیش گرفته است که شامل حقوق معلمان نیز می‌شود. اما اتحادیه ملی معلمان اعلام کرده‌اند که اگر به تقاضای معلمان رسیدگی نشود، اعتصاب‌های یک روزه ادامه پیدا خواهد کرد.</strong></small>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_43.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_43.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله لندنی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 29 Apr 2008 16:02:02 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>امید به زندگی، هدیه جراح مغز ایرانی</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>دکتر گلاره محمدزاده، جراح مغز با ابداع شیوه‌ی جدیدی در جراحی، انقلابی در درمان بیمارانی که مبتلا به سرطان مغز هستند در بریتانیا ایجاد کرده است. دکتر محمدزاده که در ۳۶ سالگی جوان‌ترین پزشک زن مختصص جراحی مغز در بریتانیا است، بیماران خود را با بی‌حسی موضعی عمل می‌کند و همان شب پس از جراحی به منزل می‌فرستد.

انجام چنین جراحی بر روی یک بیمار ۵۲ ساله به نام «دبورا کالدر» باعث شد دکتر محمدزاده که در آن زمان باردار و در انتظار اولین فرزند خود بود، مورد توجه شدید رسانه‌ها قرار بگیرد. گلاره که در کانادا تحصیل کرده است، از ۱۲ سال پیش پس از فارغ‌التحصیل‌ شدن از دانشکده‌ی پزشکی مشغول گرفتن تخصص در جراحی مغز شد و اولین جراحی مستقل مغز خود را هفت سال قبل در سن ۲۹ سالگی انجام داد. 

در گفت‌وگویی با دکتر گلاره محمدزاده ابتدا از او درباره‌ی عملی که روی مغز خانم کالدر انجام داده است، پرسیدم:</small></strong>

[[sound]]

هدف از این عمل این بود که ما یک غد‌ه‌ی سرطانی را که از شش بیمار به مغزش زده بود، آن را دربیاوریم. آن قسمت مغز که این غده آنجا نشسته بود‎، خیلی نزدیک به مرکز مغز است که کنترل حرکات دست و پا و به خصوص صورت و دست سمت مقابل مغزرا کنترل می‌کند. 

در نتیجه تومور مغزی‌ ایشان سمت چپ بود و باعث می‌شد که دست راست و سمت راست صورتش ضعیف شود. این غده معمول‌ترین تومور مغزی است. توموری است که از قسمت دیگر بدن می‌آید، از سرطانی که جای دیگر بدن دارد. در نتیجه معمول‌ترین توموری که ما در مغز می‌بینیم، تومورهایی هستند که از شش، سینه‌ی خانم‌ها و یا در روده هستند که به مغز می‌رسند. 

این عمل برای این که تومور خیلی نزدیک به قسمت مرکزی مغز است، جایی که کنترل حرکات بدن را دارد، باید خیلی با دقت انجام بشود، با تکنیک‌های میکروسکوپی. مهم‌تر از همه این است که در شرایط این خانم این خانم بیداربود وقتی این عمل را انجام دادیم. چون وقتی مریض بیدار است می‌توانی آزمایش بکنی، می‌توانی یک نقشه‌ای از مغز درست بکنی که ببینی قسمت‌های مهم مغز کجاست و تومور مغزی در چه موقعیتی با قسمت‌های مهم مغز قرار دارد.

[[photow01]]

<strong>این عمل را شما قبلا انجام داده بودید؟</strong>

من این عمل را قبلا در کانادا انجام داده بودم، ولی در لندن این عمل تا حالا انجام نشده بود. دومین ویژگی این عمل جراحی که ما انجام می‌دهیم، این است که با درآوردن این تومور مغزی هیچ آسیبی به مغز وارد نمی‌شود و ایجاد هیچ التهاب یا خونریزی در مغز نمی‌کند. بنابراین مریض همان روز می‌تواند برود خانه. در نتیجه واقعا بدون این که به بدنش خیلی فشار بیاید، می‌شود خیلی راحت این عمل را انجام داد.

<strong>در واقع شما اولین کسی هستید که چنین عملی را در انگلیس انجام داده‌اید؟</strong>

بله.

<strong>شما این عمل را در یک کلینیک مخصوص در بیمارستان یونیورستی کالج انجام دادید. این کلینیک را مثل این که خودتان ایجاد کرده‌اید.</strong>

این کلینیک هم یک چیزی‌ است که وقتی من از کانادا آمدم به لندن، متوجه شدم که مریض‌هایی که تومور بدن دارند که می‌زند به مغز، در انگلیس به‌طور کل نوع مداوایشان با تمام آمریکای شمالی خیلی فرق می‌کند یعنی در مورد مریض‌هایی که تومور مغزی دارند فکر می‌کنند دیگر برایشان هیچ امیدی نیست. در حالی که این درست نیست. 

مریض‌هایی که تومور مغزی دارند، درست است که زندگی‌شان کوتاه‌تر می‌شود و ممکن است که تومور مغزی روی قسمت‌هایی خیلی مهم بدنشان اثر بکند، ولی ما به عنوان جراح مغز و اعصاب می‌توانیم با در آوردن این تومور به‌شان کمک کنیم و این نه فقط با حراحی، بلکه می‌توانیم دواهایی شیموتراپی جدید به‌شان بدهیم، طرزهای جدید رادیو تراپی به آنها پیشنهاد کنیم. ولی این سیستم جدید در انگلیس ثبت نشده و به‌خاطر این است که خیلی از نظریه‌های پزشکی بر این است که وقتی کسی تومور مغزی دارد، دیگر خیلی زنده نمی‌ماند. 

با دائر کردن این کلینیک امیدوارم بتوانیم فرهنگ پزشکی اینجا را عوض کنیم که مریض‌های بیشتری به کلینیک ما بفرستند تا ما به آنها امید زندگی بدهیم و این که بتوانیم زندگی‌شان را در مدتی که زنده هستند، کیفیت زندگی‌شان را بتوانیم خیلی بهتر بکنیم که واقعا مهم‌تراز آن این است که بتوانند چندین ماه یا چندین سال که بیشتر زندگی کنند با کیفیت خیلی خوب باشه، تا این که با کیفیت خیلی بد در بیمارستان باشند و از زندگی‌شان لذت نبرند.

<strong>این کلینیک را چند وقت است ایجاد کرده‌‌اید؟</strong>

الان حدود یک سال است. در سال گذشته حدود ۱۲۰ مریض ویژه برای ما فرستادند. برای مثال اگر خانم کالدر را در نظر بگیریم، به این خانم یک سال پیش گفته بودند که تا دو ماه دیگر بیشتر زنده نیست و هیچ درمان دیگری برایتان وجود ندارد. در حالی که وقتی به کلینیک ما آمدند، ما توانستیم برای‌شان عملی ترتیب بدهیم و تا حالا یک سال و دوماه است که ایشان با ما و حالش هم خیلی خوب است. آخرین MRI  (عکسبرداری رنگی از مغز) که از ایشان داشتیم نشان می‌دهد که هیچ تومور مغزیی دیگر ندارد.

<strong>شما در عین‌حال و گویا در زمان جراحی خانم کالدر حامله هم بودید و شاید الان هم هستید...</strong>

بله، اما حاملگی‌ام الان تمام شده و فرزندم هم الان سه ماهش است.

[[photow02]]

<strong>این مسأله در کار شما که جراحی مغز است، اخلال نمی‌کند؟ آیا وقت کافی دارید؟</strong>

بله. خب خیلی سخت است. برای این که مادر بودن و بچه نگهداشتن و جراحی مغز و اعصاب و کارکردن در بیمارستان هر دو کار تمام وقت است. ولی خب تا حالا با کمک همسرم همه چی خوب پیش رفته است. البته همسرم خیلی به من کمک می‌کند که واقعا مهم‌ترین فاکتور است. وگرنه بدون کمک او نمی‌توانستم این کار را انجام بدهم.

<strong>شما در عین حال جوان‌ترین جراح مغز در بریتانیا هستید، یعنی در میان ۲۲۰ جراح مردی که تنها هفت نفر آنها زن هستند. برای شما زن بودن‌تان در محیط کار هیچ‌وقت مشکل داشتید؟</strong>

نه، هیچ‌وقت. من همیشه گفتم که من شخصا نمی‌توانم بگویم که کسی علیه من تبعیض قائل شده، به‌خاطر این که دختر بودم یا زن بودم. واقعا اکثر مردهایی که با آنها کار می‌کردم وقتی می‌دیدند که خیلی علاقه نشان می‌دهم، خیلی تشویق‌ام می‌کردند. شرایطی که پیش می‌آید که آدم فکر می‌کند شاید مردها تبعیض دارند ایجاد می‌کنند، به این مسئله دو طرفه می‌شود نگاه کرد، چون برداشت خودم هم از این می‌تواند این‌طوری باشد که فکر کنم او دارد در رابطه با من تبعیض نشان می‌دهد.

در حالی که من خودم می‌توانم افکار و اعتقاد آن شخص را عوض کنم و اگر هم آن شخص اعتقادش را عوض نکرد، این دیگر مشکل من نیست. آدم باید این فکر را از سرش بیرون کند و کارش را ادامه بدهد. به هرحال چندین بار هم گفتم، درست است که همیشه مردم انتظار دارند که خب یک‌ سری کارها را باید مردها انجام بدهند و یک سری کارها را زن‌ها. این مسئولیت ما است، به عنوان زن، این طرز فکر را عوض کنیم و نشان دهیم که آن کارهایی که همیشه فکر می‌کنند مردها فقط می‌توانند انجام بدهند، ما هم می‌توانیم به خوبی انجامش بدهیم.

درست است، ممکن است در چندین نسل اول سخت باشد، ولی ممکن که بعدها اصلا نشان بدهیم که زن‌ها یک خصوصیات ویژه‌ای دارند... برای این که من نمی‌گویم زن و مرد عینا هم‌اند. آنها باهم تفاوت دارند. ولی می‌توانند همان کار را خیلی خوب و از برخی لحاظ بهتر هم انجام بدهند.

<strong>چیز جالب دیگری هم که گفته بودید خودتان قبلا، این بود که به همین دلیل که شما جوان هستید و جراح مغز، گاهی اوقات بیماران مثل این که شما را با پرستار اشتباه می‌گیرند؟</strong>

همیشه پیش می‌آید که می‌گویند، خب دکتر کی می‌آید من را ببیند بعد از این که من باهاشان نیم‌ ساعت صحبت کردم و خودم را معرفی کردم و توضیح دادم که من دکترشان هستم، بعضی وقت‌ها خیلی تعجب می‌کنند. اما باید این را هم بگویم که من هیچ‌وقت واکنش منفی نداشتم. همیشه خب فقط یک کم تعجب می‌کنند. برای این که هم دختر هستم و هم جوان‌تر از آن بودم که آنها تصورش را می‌کردند.

<strong>روز شنبه که قرار بود با شما صحبت کنم، شما نتوانستید، چون مجبور شدید به اتاق عمل بروید. آیا هیچ فرصتی پیدا می‌کنید برای تفریح؟ اصلا وقت آزاد دارید؟</strong>

این‌ روزها اگر وقت آزاد داشته باشم، همه‌اش با دخترم هستم که البته بهترین تفریحی است که داشته‌ام.

<strong>به غیر از گذراندن وقت با دخترتان، دوست دارید فقط آزادتان را چطور بگذرانید؟</strong>

من در کنار جراحی مغز و اعصاب، روی تومور مغزی تحقیق هم انجام می‌دهم. در نتیجه زمانی که توی بیمارستان در حال جراحی مغز و اعصاب نیستم، بیشتر توی آزمایشگاه هستم که تحقیق‌ام را انجام بدهم. تحقیق‌ام به‌ خصوص روی این است که چطوری به تومورهای مغزی خون وارد می‌شود که رشد می‌کنند. چون ما اگر آن خونی را که وارد تومور مغزی می‌شود بند بیاوریم، تومور مغزی دیگر رشد نمی‌کند. ولی واقعا از لحاظ تفریح فکر می‌کنم دوست دارم خیلی ورزش کنم، البته شنا و دوچرخه سواری بیشتر و همین‌طور کتاب‌خواندن.

<strong>توضیحی در مورد خودتان بدهید. اصولا چند ساله بودید که از ایران آمدید، کجا تحصیل کردید؟</strong>

من وقتی بچه بودم آمدیم انگلیس. مادرم اینجا امپریال کالج درس خواند، بین پنج سال تا نه سال. بعد از ده سال برگشتیم ایران و بعد از ایران دوباره در سن شانزده‌ سالگی آمدیم انگلیس و در لندن زندگی کردیم. در سن  ۱۸ سالگی به کانادا مهاجرت کردیم به شهر وینیپگ که فکر کنم سردترین شهر دنیاست. آنجا من دانشگاه پزشکی را تمام کردم و بعد از آنجا هم رفتم تورنتو که جراحی مغز و اعصاب را تعلیم ببینم.

<strong>یعنی در زمان انقلاب برگشتید ایران؟</strong>

وقتی ما برگشتیم ایران در حدود دو ماه بعد انقلاب شد. موقعی که از ایران آمدیم حدودا پایان جنگ ایران و عراق بود.

<strong>پس دوران سختی را هم آن زمان داشتید!</strong>

دوران سختی بود و متاسفانه من خاطرات خیلی بدی از ایران دارم، در طول این مدتی که آنجا بودم. نمونه‌های زیادی هست، مثلا زمان جنگ، بمباران تهران. من یادم می‌آید که توی تهران بمباران بود و من هم امتحان هندسه داشتم که یادم هست شیشه‌ی پشت من شکست. اما به ما گفتند که بنشینیم و امتحانم را بنویسیم. 

در انقلاب من مدرسه‌ی بین‌المللی می‌رفتم. توی مدرسه بودم، مدرسه را دولت بست، ولی پدر و مادرمان اجازه نداشتند بیایند و ما را ببرند خانه. مجبور شدیم از دیوار بیاییم بالا که برویم بیرون. خیلی از این نمونه‌ها هست. البته خاطرات خیلی خوبی هم دارم از دوستانم و خانواده‌ام، خاطراتی که هیچ‌وقت یادم نمی‌رود. من خیلی از فامیل‌ام را هم دیگر ندیدم. ولی از جنگ و انقلاب خاطره‌ها‌ی خوبی ندارم.

<strong>فکر می‌کنید مهم‌ترین دستاوردتان از دید خودتان چه بوده تا حالا؟</strong>

برایم جالب است که این سوال را از من می‌کنید. دخترم که به دنیا آمده، اگر بتوانم خوب بزرگش بکنم، برایم بزرگ‌ترین دستاورد است. از لحاظ کاری اگر بخواهید بپرسید، همین که توانستم بعد از این که... 

البته خیلی از ایرانی‌ها این کار را کرده‌اند و فقط من نیستم. اما وقتی مهاجرت می‌کنی به یک کشور جدید برای خانواده‌ات خیلی سخت است. وقتی وارد یک سیستم جدید می‌شوی، این که بتوانی پا به پای مردم همان کشور فعالیت کنی، سخت است. این که نشان بدهیم که ما به عنوان ایرانی می‌توانیم به موفقیت‌های بالایی برسیم یا این که ثابت کنیم می‌توانیم در حد خود آنها قابلیت‌هایمان را نشان دهیم. با این که خب وقتی نگاه می‌کنی، ممکن است ۱۶ یا ۲۰ سال اول زندگی‌ات در یک شرایط دیگری زندگی کردی.

<strong>آیا هدف دیگری دارید که دلتان بخواهد دنبال کنید و به فکرش هستید؟ مثلا کتابی بنویسید در مورد تحقیق‌تان؟</strong>

من از لحاظ کاری دلم می‌خواهد که آزمایشگاه خودم را داشته باشم. از لحاظ شخصی که ربطی هم اصلا به کارم ندارد، دلم می‌خواهد بتوانم هواپیما برانم.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_42.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_42.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله لندنی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 25 Apr 2008 20:15:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک قدم تا ورود زنان به ورزشگاه‌ها</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>نمایندگان کنفدراسیون فوتبال آسیا ای.اف.سی که برای گفت‌وگو با مقامات ورزشی ایران به تهران رفته‌اند، برای لزوم تطبیق شرایط داخلی فوتبال کشورهای عضو آن کنفدراسیون با شرایط مورد نظر فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا، تاکید کرده‌اند. 

آی.اف.سی قبلاً اعلام کرده بود که از سال ۲۰۰۹ فقط آن دسته از کشورهای آسیایی می‌توانند در رقابت‌های جام باشگاههای آسیا نماینده داشته باشند که شرایط داخلی فوتبالشان را با شرایط اعلام‌شده از سوی «فیفا» تطبیق دهند.

[[sound]]

یکی از مسایلی که به گفته‌ی مقامات فدراسیون فوتبال ایران در گفت‌وگوهای تهران به‌طور جدی از سوی نمایندگان ای.اف.سی مطرح شده‌، انتقاد آنان و «فیفا» از عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها برای تماشای مسابقات فوتبال است.

این در حالی است که به نظر می‌رسد برای تماشاچیان زن در مسابقات ورزشی دیگر چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد. مثلاً در مسابقات اخیر تنیس جام دیویس که در تهران برگزار شد، زنان در میان تماشاچیان حضورداشتند.
از سوی دیگر سایت اینترنتی youtube که فیلم‌های گوناگونی را که از سوی مردم فرستاده می‌شود و در دسترس عموم می‌گذارد، فیلمی از یکی از مسابقه‌های باشگاه پرسپولیس با استقلال تهران منتشر کرده است که طرفداران پرسپولیس شعارهای رکیکی را علیه یکی از بازیکنان استقلال یکصدا فریاد می‌زنند. 

فدراسیون ایران تاکنون حضور چنین تماشاچیان را دلیل راه‌ندادن زنان به ورزشگاه‌ها عنوان کرده است. به گفته‌ی مقامات ورزشی ایران برای جلوگیری از بی‌احترامی به زنان، از ورود آنان به ورزشگاه‌ها جلوگیری می‌شود. این مساله را با فریده شجاعی، نایب رییس فدراسیون فوتبال در امور زنان در میان گذاشتم:</small></strong>

ببینید، من خودم دو هفته‌ی پیش بازی استقلال و پرسپولیس را رفتم از نزدیک دیدم. اتفاقاً هیچ جو بدی هم در استادیوم وجود نداشت. یعنی خیلی‌ هم تعجب کردم، خیلی جو آرام و بی‌سروصدا و خیلی منظم و مرتبی بود، نه حرف بدی زده شد و نه حرف زشتی. هیچ، هیچ اتفاقی نیفتاد. من آن‌جا بودم.

<strong>بنابراین با این صحبتی که می‌فرمایید، از دید شما اشکالی ندارد برای ورود بانوان به ورزشگاه...</strong>

از دید من اشکالی ندارد. ولی ببینید یک‌سری سیاست‌های نظام است، یک‌سری برنامه‌های سازمان تربیت بدنی است و ما باید براساس ‌مقرراتی که برایمان وضع می‌کنند جلو برویم. 

[[photow01]]

من نمی‌دانم چرا، ولی خب دلایلی دارند برای خودشان که می‌گویند نباید بیایند و ما باید تابع باشیم. من شاید خیلی دوست داشته باشم خیلی کارها بکنم، ولی وقتی قوانین و مقررات کشورم اجازه ندهد، مجبورم تابع باشم دیگر. این مسایل و این مشکلات...

<strong>به هرحال الان ایران در شرایطی قرار گرفته است که اگر بخواهد مورد تحریم فیفا قرار نگیرد، باید این درخواست فدراسیون بین‌المللی فوتبال را عملی بکند. به نظر شما فدراسیون و سازمان تربیت بدنی چه کارهایی را باید انجام بدهند که ورزشگاه‌ها را برای ورود بانوان مناسب‌تر بکنند‌؟</strong>

به‌هر صورت فرهنگ‌سازی به منظور ترویج ورزش بانوان همیشه صحبت‌اش بوده است، از رییس سازمان گرفته تا مراجع دینی، تا مسوولین بزرگ مملکتی همیشه این را در صدر صحبت‌هایشان قرار داده‌اند. 

بالاخره یک زمانی باید جا بیفتد که استادیوم‌ها و سالن‌های ورزش ما، محیط‌هایی پاک باشند، ولی من خودم شخصا دو هفته‌ی پیش که بازی استقلال و پرسپولیس را از نزدیک دیدم، حالا شاید جو بازی طوری بود، یعنی چون مساوی شد، شاید این اتفاق نیفتاد و کسی واقعاً بی‌حرمتی نکرد و همه احترام همدیگر را داشتند. 

من حتی از دم در تا پارکینگ هم پیاده آمدم که ببینم واقعاً مردم چه برخوردی می‌کنند. دیدم برخوردها همه طبیعی و معقول است و افسوس خوردم که چرا ما نمی‌توانیم دخترهایمان را به این محیط خوبی و سالم بیاوریم.
 
ولی خب نمی‌دانم، شاید اگر اتفاق دیگری بیفتد، یکی ببرد و یکی ببازد، باز دوباره مردم به سروکله‌ی هم بزنند، ناسزا بگویند و بی‌حرمتی کنند و تبعاتش هم برای خانمها بد بشود. ولی در مجموع بالاخره من فکر می‌کنم نظاممان یا سازمان تربیت بدنی یا فدراسیون فوتبال بالاخره مشکلاتی را دیده‌اند در این قضیه که اصرار دارند که خانم‌ها حضور نداشته باشند. ما تابع مقررات و تابع سیاست‌های نظام‌مان هستیم. 

[[photow02]]

ما دوست داریم برویم بازی را از نزدیک ببینیم، من بعد از سی سال این بازی را از نزدیک دیدم، به نظرم بسیار قشنگ‌تر از دفعات گذشته آمد که بارها و بارها نشسته‌ام و از تو تلویزیون دیدم. 

مسلماً دختران جوان ما به دیدن بازی از نزدیک، بسیار راضی‌ترند. یعنی خیلی راحت و بهتر بازی را لمس می‌کنند و انگیزه‌هایشان هم بالاتر می‌رود. 

ولی ما باید ببینیم که سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال چه تصمیماتی را می‌گیرند و چه برنامه‌هایی مدنظرش دارند و یا برنامه‌ریزی خاصی بکند که خانم‌ها یک بخشی از استادیوم را داشته باشند و بتوانند بروند بازی را تماشا بکنند. بالاخره ما تابع مقررات هستیم. حالا می‌مانیم که ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

<strong>اگر سازمان تربیت بدنی مجبور شود که ورود بانوان را به ورزشگاه‌ها آزاد بکند‌، آیا می‌شود تدابیری در نظر گرفت که جلوی کسانی  را که حرف‌های رکیک می‌زنند یا توهین می‌کنند، بگیرند؟ </strong>

ببینید، من خودم یک زن هستم. مجبورم مدافع حداقل آن بخش از زنان علاقمند به فوتبال کشورم هم باشم و دوست دارم چنین اتفاقی بیفتد. دوست دارم، چون می‌دانم دختران جوان ما خیلی دوست دارند که بیایند بازی را از نزدیک ببینند. شاید واقعاً یکسری از انگیزه‌هایشان برای رفتن به ورزش کردن و دوری از بسیاری از مسایل ناجور و نامناسب افزایش پیدا بکند.

[[photow03]]

واقعاً هم دلم می‌خواهد این اتفاق بیفتد و فکر می‌کنم اگر چنین اتفاقی بیفتد، می‌شود کارهایی کرد، می‌شود تدابیری اندیشید، می‌شود بالاخره جلوی مردم را گرفت. در هر صورت می‌شود فرهنگسازی کرد.

بالاخره آنها هم جوانند و می‌آیند آن‌جا که خودشان را تخلیه کنند و بازی مورد علاقه‌شان را ببینند و تیم مورد علاقه‌شان را تشویق کنند. ولی وقتی ببینند یک‌سری خانم هم در کنارشان نشسته‌اند، ممکن است به حرمت آن خانم‌ها که حالا فکر کنند خواهرشان است، همسرشان است یا مادرشان است، من فکر کنم خودبه‌خود یک مقداری از توهین‌هایی که می‌کنند و بی‌حرمتی‌هایی که در استادیوم اتفاق می‌افتد و ناسزاهایی که گفته می‌شود، کمتر می‌شود. 

ضمن این که بالاخره یک‌سری مامور هم آدم اضافه کند و کسانی را که دیگر نمی‌شود کنترل‌شان کرد و خیلی بد برخورد می‌کنند، شناسایی بکنند و رفته رفته می‌شود استادیوم را از این قضیه پاک کرد و استادیومی را به‌وجود آورد که خانم‌ها هم بتوانند در آن شرکت داشته باشند.

<strong>خانم شجاعی، مورد دیگری که فیفا عنوان کرده بود، این بود که صدا و سیما برای پخش مسابقات سهمی به فدراسیون و باشگاه‌ها تا حالا نداده است و باید این کار را انجام بدهد. فکر می‌کنید این مسله روی برای پیشرفت باشگاه‌ها تاثیر خوبی خواهد داشت‌؟</strong>

بحث مارکتینگ است و بازاریابی و این که ما باید بالاخره بودجه‌مان از راهی تامین بشود علاوه بربودجه‌ی فدراسیون، و خب همه جای دنیا برای خانم‌هایشان هم تبلیغ می‌کنند و اسپانسر می‌گیرند. 

منتها اسپانسر زمانی می‌آید برای خانم‌ها هزینه کند که پخش تلویزیونی داشته باشد و حداقل اسم آن ارگان روی سینه‌هایشان نوشته شده باشد که چهارتا ببیننده وقتی می‌بیند، بالاخره یک تبلیغی باشد. 

ولی وقتی ما این پوشش تلویزیونی و این تبلیغات را نداریم، مسلماً هیچ اسپانسری هم نمی‌آید از ما حمایت بکند. شاید فیفا هم منظورش این بوده که شما باید اسپانسر بگیرید، و اسپانسر هم زمانی می‌توانید بگیرید که پخش تلویزیونی داشته باشید. 

در بخش فوتبال زنان، پوششِ بچه‌ها کاملاً اسلامی است و ما هم با همین در مسابقات آسیایی شرکت کردیم و اتفاقاً از نظر فرهنگی ما حتا یک الگو هستیم برای کشورهای دیگر. 

ما ماه گذشته که در ویتنام بودیم، توی برنامه‌ی فرهنگی و اجتماعی ویتنام، بازی بچه‌های ما را به عنوان الگو به نمایش گذاشتند و با آن‌ها مصاحبه کردند که با این لباس‌ها، با این وجاهت و با این وضعیت علاقمندند و می‌آیند فوتبالشان را بازی می‌کنند و در مسابقات آسیایی هم شرکت می‌کنند و این درسی  است برای کشورهای دیگر.

یعنی ما حتی داریم با این وضعیت در کشورهای دیگر فرهنگ‌سازی و الگوسازی می‌کنیم. من به‌عنوان مسوول فوتبال بانوان این کشور دوست دارم این اتفاق بیفتد، ولی دوست دارم در وهله‌ی اول در راستای سیاست‌های سازمان و نظامم باشد.

Farangis Mohebbi
Interview, Farideh Shojaie
(Football Federation of Iran)
]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_41.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_41.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 19 Apr 2008 16:50:11 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قانون یا منافع ملی انگلیس‌؟</title>
         <description><![CDATA[[[sound]]

<strong><small>در این هفته، دادگاه عالی بریتانیا با صدور حکمی، متوقف شدن تحقیقات درباره‌ی معاملات تسلیحاتی بریتانیا و عربستان سعودی را غیرقانونی خواند.

این حکم مربوط به یک معامله تسلیحاتی میان دولت عربستان سعودی و شرکت بریتانیایی BAE است که در سال ۱۹۸۵ منعقد شد. این قرارداد که تکمیل آن بیش از ده سال طول کشید، طرح‌الیمامه نام داشت و ارزش آن بیش از چهل میلیارد پوند بود.

پس از انتشار گزارش‌هایی در رسانه‌های بریتانیایی درباره‌ی پرداخت رشوه از سوی BAE به بعضی از شاهزادگان سعودی که گفته می‌شد سالیانه بیش از ۱۲۰ میلیون پاوند بوده، اداره مبارزه با تخلفات مالی بریتانیا تحقیقاتی را در این باره آغاز کرد.

اما در سال ۲۰۰۶ دولت بریتانیا دستور قطع این تحقیقات را داد و دلیل را مسایل امنیت ملی و لطمه به روابط دولت بریتانیا و عربستان سعودی اعلام کرد. 

در دو سال گذشته گروه‌های مدنی مخالف خرید و فروش تسلیحات با مراجعه به دادگاه، خواستار بازگشایی تحقیقات شدند. اکنون، حکم دادگاه با اینکه دولت را مجبور نمی‌کند که این تحقیقات را از سر گیرد، دردسرهایی را برای مقامات بریتانیایی آفریده است که مهمترین آن روابط آن کشور با عربستان سعودی است. 

در زمانی که تحقیقات دستگاه قضایی بریتانیا ادامه داشت و نام شاهزادگان سعودی در این تحقیقات مطرح شده بود، دولت عربستان سعودی تهدید کرد که اگر این تحقیقات ادامه پیدا کند، عربستان نه تنها قراردادهای کلان خود با بریتانیا را لغو می‌کند، بلکه همکاری‌های خود با دولت بریتانیا در زمینه مبارزه با تروریسم را هم قطع خواهد کرد.

در حال حاضر محاکمه ۸ نفر در بریتانیا ادامه دارد که متهم هستند قصد داشتند سال گذشته چند هواپیمای مسافربری را در هوا منفجر کنند. مقامات سعودی مدعی هستند که این افراد با کمک سازمانهای امنیتی آن کشور به‌دام افتاده‌اند. 

مقامات دولتی بریتانیا هم می‌گویند در صورت قطع این همکاری‌ها جان شهروندان بریتانیایی و نظامیان آن کشور به خطر خواهد افتاد. 

علی‌رضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و مدیر مرکز مطالعات ایرانی و عربی لندن می‌گوید ادامه این تحقیقات هزینه سنگینی را برای دولت بریتانیا خواهد داشت. </small></strong>

[[photow01]]

اولاً نکته‌ای را من اشاره کنم و آن این است که در تمام معاملات بزرگ اسلحه نظیر قرارداد الیمانه، رسم هست که شرکت‌های تولید‌کننده اسلحه مقداری به عنوان کمیسیون به افرادی که واسطه این قرارداد بودند، می‌دهند.

در عربستان سعودی هم، این معامله، بدون اینکه در فساد بعضی از شاهزادگان و این‌هایی که قرارداد می‌بندند تردیدی بکنیم، در این مورد هم پولهایی که پرداخت شده به‌علت اینکه قرارداد بسیار بزرگ بوده، این پول‌های داده شده در یک حساب خاص ریخته شده و این حساب هم باز به خود دولت عربستان سعودی برگشته است.

جنجالی که در انگلیس برپا شده، مطابق قوانین انگلیس البته درست است. چون کمپانی‌های آن‌جا برای اینکه قراردادی را به امضا برسانند، نباید کمیسیون بدهند اما این کار را در همه‌ی زمینه‌ها می‌کنند.

این بار جنجالی که درباره‌ی عربستان به راه افتاد، سعودی‌ها را بسیار ناراحت کرده و عربستان تهدید کرده که نه تنها در زمینه‌‌ مبارزه با تروریسم، بلکه در زمینه‌های دیگر نیز ارتباط را با انگلستان به نازلترین سطح خواهند رساند و این می‌تواند برای دولت انگلیس بسیار هزینه‌ی سنگینی داشته باشد. 

یعنی در واقع قوانین و اخلاقیات در یک طرف قرار گرفته و منافع هزاران کارگر انگلیسی و صنعت و اقتصاد انگلیس هم در طرف دیگر.

<strong>در میان صحبت‌های خود گفتید که به هر حال این کمیسیون یک چیز متداول است در کار قراردادهای اسلحه. چرا فکر می‌کنید دولت عربستان سعودی تا این حد حساسیت دارد که این تحقیقات انجام شود؟ </strong>

به‌ علت اینکه ولیعهد عربستان، وزیر دفاع، امیر سلطان کسی است که تمام این قراردادها را امضا کرده یا خودش و یا از طرف فرزندش، امیرخالد بن سلطان که الان معاون وزارت دفاع است یا بندر بن سلطان که سفیر سابق عربستان در ایالات متحده بوده و الان هم مسوول شورای عالی امنیت ملی عربستان است.

به این ترتیب نام دو تن از فرزندان ولیعهد عربستان سعودی به میان می‌آید و خیلی طبیعی است که دولت عربستان نمی‌خواهد به حیثیت فردی که بعد از ملک عبدالله، پادشاه سعودی خواهد شد لطمه وارد شود. 

به‌ویژه که الان یعنی از زمانی‌ که بعد از درگذشت ملک فهد، ملک عبدالله قدرت را در عربستان در دست گرفته است‌، بسیار به اعتبار و حیثیت خودش و کشورش توجه دارد و در واقع او هرگز نمی‌خواهد این نوع آلودگی‌ها را در بوق و کرنا بزنند و باعث بی‌آبرویی خودش و خانواده‌اش شود.

گویی که خود او فردی است که به شدت با سواستفاده‌ها و این نوع اعمال که قبل از او و در دوران ملک فهد انجام می‌گرفته‌، مبارزه کرد و در دستوری که به فامیل ابلاغ کرد، تمام فامیل را از اینکه به‌صورت مستقیم بتوانند در معاملات نقشی داشته باشند، منع کرد. 

حالا دولت انگلستان جنجالی را به راه بیندازد که مربوط می‌شود به دوران قبل از پادشاه سعودی، ولی پای ولیعهد او را در میان می‌آورد.
 
<strong>مقام‌های بریتانیایی گفته بودند که ادامه تحقیقات در این مورد، می‌تواند جان شهروندان و نظامیان این کشور را به خطر بیندازد. آیا منظور همین عدم همکاری در امور مربوط به تروریسم است؟ همکاری‌ آنها تا چه حد هست که می‌تواند جان شهروندان و نظامیان را به خطر بیندازد؟</strong>

از یک طرف شما می‌دانید بریتانیا بزرگ‌ترین مجموعه‌ی کارکنان خارجی را در عربستان دارد. یعنی در کنار پزشک و پرستار و مهندسان و مدیران شرکت‌های متعدد مالی و اقتصادی و صنعتی، همینطور گروهی از نظامیان انگلیسی در عربستان هستند که این‌ها، نظامیان سعودی را درباره‌ی وسایل تجهیزات نظامی که از بریتانیا خریداری کرده‌اند، آموزش می‌دهند.

به هر حال از یک سو ممکن است که این موضوعات به کار آن‌ها لطمه بزند و در عین حال، عدم همکاری عربستان سعودی با بریتانیا هم می‌تواند در جستجو برای یافتن تروریست‌ها مشکل‌ساز شود.

دولت عربستان یکی از کشورهایی است ‌که بیشترین اطلاعات را درمورد تروریست‌ها دارد. بنابراین عدم همکاری می‌تواند لطمه‌ی زیادی به مبارزه بریتانیا با تروریست‌های اسلامی خواهد زد.

این است که بریتانیا از ابتدا خیلی محتاطانه با قضیه برخورد کرده و به گمان من تصمیمی که تونی بلر گرفت و هم اکنون نیز به آن عمل می‌شود، در راستای مصالح عالی بریتانیا، تصمیمی عاقلانه بوده است. 

درست است اصل این موضوع که برای بستن چنین قراردادی با این بزرگی، این همه کمیسیون پرداخت شده، می‌تواند با قوانین بریتانیا در تناقص و تعارض باشد.

ولی در عین حال باید یادآور بشوم که حدود سی‌هزار کارگر و کادر فنی که در صنایع نظامی بریتانیا کار می‌کنند این‌ها امیدشان بر این است که این قراردادها دوام داشته باشد و بتوانند تولیدات خودشان را به عربستان بفروشند.
 
<strong>پس فکر می‌کنید که در واقع مناسبات تجارتی بین دو کشور، بیشتر در این تصمیم دولت بریتانیا و تونی بلر تاثیر داشته که این تحقیقات را متوقف کند تا همکاری‌‌هایی که در امور مربوط به تروریسم اعلام کرده بودند؟ </strong>

به‌طور قطع. یک نکته‌ای را بگویم. الان اطلاعات مربوط به مبارزه با تروریسم، مساله‌ی روابط تجاری بین دو کشور و روابط تسلیحاتی یعنی فروش تجهیزات بریتانیا به عربستان سعودی، بخش عمده‌ای از روابط تجاری بین دو کشور را تشکیل می‌دهد بنابراین وقتی که تونی بلر این تصمیم را گرفت، تمرکز او روی مصالح عالیه بریتانیا، مصالح اقتصادی عالیه بریتانیا بود.

در عین حال یادمان باشد که مبارزه با تروریسم، امروز یک امر جهانی است. یعنی اینکه گفته می‌شود ممکن است عربستان همکاری خود را با بریتانیا در زمینه مبارزه با تروریسم کمتر کند، این می‌تواند یک مقدار جنبه نمادین داشته باشد. 

چون به هر حال عربستان نمی‌تواند اطلاعات را برای خودش نگه دارد. احتمالا این اطلاعات در اختیار آمریکا و دوستان عربستان قرار داده می‌شود و از آن طریق به دست بریتانیا می‌رسد.

<strong>این‌طور که به نظر می‌رسد این تحقیقات ادامه پیدا نخواهد کرد. اما در صورت ادامه تحقیقات فکر می‌کنید که عربستان سعودی چه عکس‌العملی نشان می‌دهد؟</strong>

به‌طور قطع سعودی‌ها به‌شدت موضع خواهند گرفت. هم‌اکنون در مطبوعات سعودی و به‌خصوص در تلویزیون‌های‌شان مثل تلویزیون العربیه و الاخباریه و روزنامه‌هایی مثل الوطن که ارتباط نزدیکی با دولت دارند، این نوع تهدیدات به‌طور غیر‌مستقیم عنوان می‌شود که چه لزومی دارد که ما از بریتانیا اسلحه بخریم که این بازی را برایمان انجام دهند، برگردیم پیش همان آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها.

سعودی‌ها در سال گذشته از فرانسه مقدار زیادی سلاح خریدند. به این ترتیب سعودی‌ها می‌توانند عامل فشار زیادی روی اقتصاد بریتانیا باشند. 

در کنار این تجهیزات نظامی باز فراموش نکنیم که سعودی‌ها، میلیاردها دلار در سال از بریتانیا کالا خریداری می‌کنند و این مساله هم می‌تواند برای بریتانیا اثر بسیار منفی‌ داشته باشد.

<center>***</center>

<strong><small>در حال حاضر سیاستمداران حزب لیبرال دموکرات، از دولت خواسته‌اند که تحقیقات را از سر بگیرند و گروه‌های مدنی مخالف با خرید و فروش تسلیحات اعلام کردند که بار دیگر به دادگاه خواهند رفت تا دولت را وادار به بازگشایی تحقیقات کنند.</strong></small>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_40.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_40.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله لندنی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 15 Apr 2008 13:06:24 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کاراته، پرافتخار‌ترین ورزش ایران</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در مجله‌ی ورزشی این هفته موقعیت ورزش کاراته در ایران را در گفت‌وگو با محمود رشیدی، نایب رییس فدراسیون کاراته‌ی ایران بررسی می‌کنیم. ابتدا چند خبر کوتاه:</small></strong>

[[sound]]

اقدامات خشن دولت چین در منطقه‌ی تبت که کشته‌شدن ده‌ها آزادیخواه تبتی را به‌همراه داشت، اعتراض‌های گسترده‌ای از سوی طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان در مسیر انتقال حمل مشعل المپیک به پکن را باعث شد. در لندن و پاریس حمله تظاهرکنندگان مراسم ویژه‌ی حمل مشعل المپیک را مختل کرد و در سانفرانسیسکو مسوولان مجبور شدند با تغییر ساعت، مدت و مسیر برنامه بدون حضور مردم مشعل را حمل کنند. 

در همین حال گوردن براون، نخست‌وزیر بریتانیا هم اعلام کرد که در مراسم گشایش بازی‌های المپیک که روز هشتم ماه اوت در پکن برگزار خواهد شد، شرکت نمی‌کند. قبلاً آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان و نیکولا سارکوزی، رییس جمهوری فرانسه نیز گفته بودند که در این مراسم شرکت نخواهند کرد.

دور سوم از مرحله‌ی مقدماتی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا با پیروزی نمایندگان ایران برگزار شد. در این مسابقات «سایپا»ی کرج با ده بازیکن با نتیجه‌ی یک بر صفر در برابر تیم نیروی هوایی عراق به پیروزی رسید و «سپاهان» اصفهان، «الاتحاد» عربستان سعودی را دو بر یک شکست داد و دیگر مسابقات این مرحله «الوصل» امارات، «القادسیه» کویت و «اوزاکا»‌ی ژاپن نیز به پیروزی رسیدند.

تیم ملی تنیس ایران در آغاز رقابت‌های جام دیویس در گروه سوم منطقه‌ی آسیا و اقیانوسیه مقابل تیم تاجیکستان به پیروزی رسید. در این دوره از مسابقات که در تهران برگزار می‌شود، تیم ملی ایران با نتیجه‌ی سه بر صفر حریف خود را شکست داد. روزبه کامران و بنیامین ابراهیم‌زاده بازیکنان پیروز تیم ملی ایران بودند که هم در قسمت انفرادی حریفان خود را شکست دادند و هم در مسابقه‌ی دوبل پیروز شدند.

در دیگر مسابقات این مرحله پاکستان بر امارات پیروز شد و تیم‌های مالزی و سوریه، سریلانکا و ویتنام را شکست دادند. دو تیم برتر این مرحله جواز حضور در گروه دوم مسابقات تنیس جام دیویس منطقه‌ی آسیا و اقیانوسیه را کسب خواهند کرد.

در هفته‌ی آخر سال گذشته شمسی، تیم ملی کاراته‌ی بانوان ایران موفق به کسب یک مدال طلا، یک نقره و سه مدال برنز در مسابقات بین‌المللی کاراته‌ی بانوان در مراکش شد. در این مسابقات ۸۰ تیم از سراسر جهان شرکت داشتند. مسوولان فدراسیون کاراته‌ی ایران کسب مجوز شرکت بانوان کاراته‌‌کار با پوشش اسلامی در مسابقه‌های آسیایی سال ۲۰۰۸ را مهم‌ترین دستاورد این رقابت‌ها عنوان کردند.

<center>***</center>

اما به گفته‌ی ایرنا، رییس کمیته‌ی داوران فدراسیون کاراته با توجه به پیشرفت کاراته در ایران، نتایج به‌دست آمده در مراکش را راضی‌کننده نمی‌داند. در گفت‌وگویی با محمود رشیدی، نایب رییس فدراسیون کاراته‌ی ایران، موقعیت وزرش کاراته در ایران و حضور زنان کاراته‌کا در مسابقات بین‌المللی مراکش را جویا شدم:

اینکه ایشان رضایتی نداشتند، من نمی‌دانم آقای مردانی از کجا این صحبت را به چه صورتی گفتند. چون با خود ایشان هم که ما صحبت داشتیم بعد از مصاحبه‌ای که داشتند، این را تکذیب کردند و گفتند که فقط  در مورد تیم‌ها صحبت کردند. 

این دستاوردی که بانوان ما در مراکش داشتند، بسیار دستاورد خوبی بود. ما در مجموع در مراکش دوم شدیم. یعنی خود مراکش که دو تیم داشت و میزبان بود و این مسابقه در خانه‌اش برگزار شد، ششم یا هفتم بود. یعنی مقام ما، خیلی دستاورد خوبی بود.خانم‌ها فراتر از انتظار ما ظاهر شدند. 

نه تنها در بخش کاتا و کومیته که بچه‌ها شرکت کردند، در داوری هم به‌زعم آقای اسپینوز، ریاست محترم فدراسیون کاراته‌ی دنیا، ایشان اعلام کرد که به هیچ وجه فکر نمی‌کردم خانم‌های ایرانی اینقدر قضاوت خوب، قاطع و با دلیلی داشته باشند و بسیار خوب ظاهر شدند و خانم باقری و خانم جمیله وفایی در فینال آقایان، هم در کاتا و هم در کومیته، قضاوت کردند و داور اول بودند و وسط قضاوت کرد. این یک دستاورد بسیار عالی بوده است. 

[[photow01]]

یعنی برای خود آقای اسپینوز، ریاست فدراسیون کاراته‌ی جهانی هم خیلی جذابیت داشت. برای ما که بیش از اندازه جالب بود. ما در بین بیست و هشت تیم دوم شدیم و واقعاً عالی بود. حالا شما خودتان قضاوت بکنید، از نظر شما این دستاورد دستاورد ضعیفی بوده یا خوب بوده است؟

<strong>به طور کلی آقای رشیدی، کاراته چه موقعیتی در ورزش ایران دارد؟</strong>

ما از نظر کمیت که اصلاً مشکلی نداریم، کاراته خودتان می‌دانید بزرگترین خانواده‌ی ورزشی ایران است. یعنی ما در ایران در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر کاراته‌کا داریم. و یکی از برنامه‌های ما این است که آمار سرشماری را شروع کرده‌ایم از کل کشور تا برای بچه‌هایی که کاراته کار شناسنامه و پاسپورت ورزشی می‌کنند، صادر شود. یعنی هویت‌شان و وضعیت بیمه‌شان، همه‌ این‌ها مشخص است. این اقدام هم در هفته‌ی گذشته صورت گرفته است. 

چون بر مبنای آمار دقیق ما باید ایجاد فضا بکنیم، فضاسازی بکنیم. با توجه به علاقه‌ای که به خود کاراته هست، به‌هرحال این مجموعه‌ای که  هر روز رو به توسعه است و از هر حیث رو به رشد است‌، باید برای این فرزندانی که می‌آیند و وارد می‌شوند، این فضاسازی‌ها ایجاد بشود که به لطف خدا استارت این‌ها خورده است.

همینطور که جلو می‌رویم داریم آسیب‌شناسی‌ها را می‌بینم، نقاط ضعف‌ و قوت‌مان را شناسایی و بررسی می‌کنیم و روی آن قسمت ما برنامه‌ای را ترتیب می‌دهیم که آن نقاط ضعف را بپوشانیم و نقاط قوتمان را تقویت کنیم. شناسایی این وضعیت، یکی از کارهای اصلی ماست.

<strong>چرا فکر می‌کنید با وجود این که کاراته یکی از ورزش‌هایی‌ست که در دنیا طرفدار بسیار دارد، هنوز وارد المپیک نشده است؟</strong>

ببینید، تکواندو هم همین مشکل را داشت. ورود به المپیک پروسه‌ی خاص خودش را دارد. کاراته هم این را طی کرده است. و خیلی از کشورها هم که به‌هرحال در هیات رییسه جهانی بودند، در آن‌جا صاحب نفوذ و قدرت بودند، از این کار جلوگیری می‌کردند.

ولی ما با برنامه‌ریزی‌هایی که کرده‌ایم، در سال ۲۰۱۲ انشاالله این اتفاق می‌افتد و کاراته جزو ورزش‌های المپیک می‌شود. ولی تا به این سال که خدمت شما هستیم این اتفاق نیفتاد، با توجه به تمام رایزنی‌ها و برنامه‌هایی که بوده، این اتفاق رخ نداده است. ولی در المپیک آسیایی کاراته مدال‌آورترین ورزش و فدراسیون برای کشور ما بوده است. کاراته ما در دنیا همیشه جزو اول یا دوم یا سوم هست و همیشه حرف برای گفتن دارد.

<strong>با این وضع اگر این رشته در المپیک بود، می‌توانست برای ایران خیلی افتخارآفرین باشد؟</strong>

صددرصد به همین صورت است. همان‌طور که در بازی‌های آسیایی در سال‌های گذشته ما از هر پنج سهمیه، با مدال برگشتیم. یعنی کاراته ما یکی از قویترین تیم‌های دنیاست. 

در آسیا که ما همیشه جزو نفرات اول هستیم دیگر. با مدال‌ها و رده‌بندی که بچه‌ها داشتند، با عناوینی که به‌دست آمده، ما همیشه هم این را ثابت کردیم. در آسیا که، خود شما می‌دانید، موقعیت‌اش از نظر هنرهای رزمی کاملاً متفاوت است. ولی ما آن جا هم همیشه به لطف خدا در سکوی اول و دوم و نهایتاً درسوم قرار گرفته‌ایم.

هیچوقت نبوده که کاراته دست خالی از میدان برگردد که همیشه این باعث افتخار جامعه‌ی ورزشی ایران بوده است.

Farangis Mohebbi
Interview, Mahmood Rashidi 
(Vice President, Iranian Karate Federation)    
]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_39.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_39.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 12 Apr 2008 13:44:30 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>در پریشان‌حالی و درماندگی</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>روز به روز بر تعداد سازمان‌های خیریه و انجمن‌های غیرانتفاعی فرهنگی ایرانیان در لندن افزوده می‌شود. انجمن‌هایی که در زمینه‌های گوناگون برای کمک به جامعه ایرانیان مقیم بریتانیا و گاهی اوقات ایرانیان داخل کشور فعالیت می‌کنند. 

خدمات این سازمان‌های خیریه از تأمین مسکن برای مهاجران نیازمند و خدمات ترجمه برای بیماران تا کمک‌های مالی و تأمین اجتماعی برای محتاجانی که از عهده مخارج روزمره زندگی و خورد و خوراک خود برنمی‌آیند تا کمک به دانشجویانی که هزینه سنگین تحصیل خود را نمی‌توانند پرداخت کنند، گسترده است.

البته تأمین مخارج این سازما‌ن‌های خیریه هم کار آسانی نیست و برای بعضی از آن‌ها مشکل‌ساز شده است. برای آشنا شدن با این اقدامات خیرخواهانه و زمینه‌های فعایت آن‌ها، سری به چند سازمان خیریه در لندن زدم.

بنیاد مهر یکی از سازمان‌های خیریه در لندن است که با تلاش دکتر رضا قاسمی، دبیر کانون فرهنگی ایران که بیش از بیست سال است با هدف گسترش فرهنگ ایران در بریتانیا فعالیت دارد و کمک مالی یک ایرانی خیر در سال 1999 تأسیس شد.

کار این بنیاد، کمک مالی برای پرداخت شهریه دانشجویان دانشگاه است که بدون این کمک مالی فادر به فارغ‌التحصیل شدن نخواهند بود. دکتر قاسمی که مدیریت اجرایی بنیاد مهر را برعهده دارد، از چگونگی تأسیس این بنیاد و نحوه کارش می‌گوید.</small></strong>

[[sound]]

حضورتان عرض کنم که در گذشته‌های دور می‌دیدم دانشجویانی که این‌جا تحصیل می‌کنند و به خاطر گران بودن شهریه دانشگاه‌شان، امکان ادامه تحصیل نداشتند و همیشه مترصد این فرصت بودم که یک راهی پیدا بشود که بتوانیم به این دانشجویان کمک کنیم. 

با خیلی از بزرگان و ثروتمندان که در طول زندگی با آن‌ها برمی‌خوردم، صحبت می‌کردم و این مقوله را مطرح می‌کردم؛ ولی همیشه به اصطلاح تیرمان به سنگ می‌خورد و موفق نمی‌شدیم. تا این‌که در سال 1999 بر حسب تصادف با یک شخصیت خیرخواهی آشنا شدم و ایشان گفت که من می‌خواهم یک کاری بکنم، اواخر عمر من است و دلم می‌خواهد که یک خدمتی کرده باشم. 

من آن درد همیشگی را با او مطرح کردم و گفتم که این‌جا دانشجویانی هستند که به خاطر گرانی شهریه، قادر به ادامه تحصیل نیستند و بهترین کار این است که یک بنیادی درست کنیم تا به این‌ها کمک بشود. ایشان گفتند که بسیار فکر خوبی است. هیأت امنایی مشخص شد و خلاصه این بنیاد به این ترتیب ثبت شد و به راه افتاد. چون در ماه مهر هم گفتگو می‌کردیم، اسم آن را بنیاد مهر گذاشتیم.

<strong>این بنیاد، چه کارهایی کرده؟ آیا به آن اهدافی که می‌خواسته تا حالا رسیده؟ به چند نفر توانسته کمک بکند؟</strong>

حدود شاید 200 دانشجو می‌توانم بگویم که از کمک این بنیاد استفاده کردند و توانستند تحصیل خود را ادامه بدهند. یعنی به عنوان شروع که بتوانند وجهی را بگیرند و جلو بروند، این بنیاد به آن‌ها کمک کرده. 

خیلی‌ها تحصیلات‌شان را با کمک این بنیاد تمام کردند. خیلی‌ها فوق لیسانس گرفتند. خیلی‌ها پزشک شدند. خیلی‌ها حسابدار خبره شدند و خب، این کار پیش رفته. 

متأسفانه وقتی ما این کار را شروع کردیم، بعضی نغمه‌های ناسازگار از این طرف و آن طرف شروع شد؛ چون همه ما به اصطلاح در این جو تردید و شک زندگی می‌کنیم، فکر کردند که این پول از کجا می‌آید و این کیست و چه طوری است و مبداء آن کجاست و منشاء آن چیست و خب، حتماً از یک مسیر دیگری پول می‌آید و آقای ایکس و ایگرگ کمک می‌کنند؛ یا مقامات بالاتر، یا جمهوری اسلامی و یا سی.آی.ای و این حرف‌ها.

چون این تیر حملات بیشتر متوجه من بود و چون اسم من مطرح بود به عنوان مدیر امور اجرایی این بنیاد، من از بنیان‌گذار خواستم، با این‌که از اول شرط گذاشته بود که اسم او هیچ جا گفته نشود و عنوان نشود، ولی وقتی من دیدم که تیر تهمت و حمله متوجه من است، به‌خصوص در بعضی از این روزی‌نامه‌های لندن، خب دیدم که بهترین کار این است که از ایشان تقاضا کنم که چهره عیان کند و خودش را نشان بدهد؛ که به شناختنشان که ایشان آقای مهندس جواد موفقیان است که به هر حال یک فردی است خیرخواه و دوست دارد که در سنین کهولت و پیری، به اصطلاح پیرانه‌سر، یک خدمتی کرده باشد.

البته ایشان کارهای بسیار زیادی کرده. پارسال بود که شش میلیون دلار به بیمارستان بچه‌های سرطانی در کانادا، ونکوور اهدا کرد که مدیریت آن‌جا طی نامه‌ای از ایشان تشکر کرد. 

تأسیسات بیمارستان قلب را در تهران و در مشهد تقبل کرده. بیست تا مؤسسه فرهنگی کارآموزی و غیره در نقاط فقیرنشین تهران، اطراف تهران تأسیس کرده. خیلی کار کرده؛ خیلی زیاد. ولی متأسفانه الان ایشان دچار یک مقدار مشکلات مالی شده و کار این بنیاد کمی افت کرده که حتی الان تقاضاهایی هست که مانده و نتوانسته‌ایم راجع به آن تصمیم بگیریم.

حالا با ایشان صحبت کردیم که ایشان آن میزان کمکی که می‌کرد، اگر می‌تواند به نصف تقلیل بدهد تا ما از جاهای دیگر، از اشخاص خیر دیگری هم کمک بگیریم تا شاید بتوانیم این بنیاد را تعطیل نکنیم و به کارش ادامه بدهد. 

فعلاً در چنین شرایطی هستیم و امیدوارم که این بنیاد بماند. چون خیلی بی سر و صدا و بدون هیچ ادعایی، کارهای خیر زیادی شده توسط این بنیاد و کلی از این بچه‌ها سپاسگزار هستند که تحصیل آن‌ها به این ترتیب موجباتش و شهریه آن فراهم شد تا توانستند که ادامه بدهند.»

<center> *** </center>

<small><strong>بیماری سرطان محمد صالحی، نوجوان سیزده ساله ایرانی که در سال 1989 برای معالجه به لندن آمد، اما خانواده او قادر به تأمین هزینه کمرشکن معالجات او نبودند، باعث پایه‌گذاری سازمان خیریه‌ای شد که تا کنون هزینه معالجه بیش از 300 بیمار ایرانی در بریتانیا را تأمین کرده است.

در آن زمان بسیاری از ایرانی‌های مقیم بریتانیا، کمک‌های مالی خود به معالجه محمد صالحی را در حساب بانک ویژه‌ای که به این منظور گشوده شده بود، واریز کردند. هر چند محمد قبل از این‌که بتواند از این کمک‌ها استفاده کند، درگذشت. اما این حساب بانکی گشوده ماند و بنیاد خیریه‌ای به نام او به راه افتاد. آذر شهپر، عضو هیأت امنای بنیاد محمد صالحی می‌گوید:</strong></small>

برای بیمارانی که به این‌جا می‌آیند، ما فقط چند تا بیمار سرطانی داشتیم، سرطان خون. این‌ها آمدند این‌جا و چون پول‌شان نمی‌رسد ما برای آن‌ها fund raising کردیم. یک مقدار پول جمع کردیم و این‌ها خوب شدند و برگشتند.

بیشتر بیمارانی که به این‌جا آمدند، یا بچه بودند، سه ساله داشتیم، بچه‌ای بود که ناراحتی قلب داشت، بچه 11 ساله و 12 ساله داشتیم؛ هر نوع بیماری که شما فکر کنید و تصور کنید، ما داشتیم. همه این‌ها می‌آیند این‌جا و ما می‌رویم بیمارستان و هم از نظر روحی و هم از نظر مالی به آن‌ها کمک می‌کنیم. هر کدام از آن‌ها هم که برمی‌گردند، برای ما نامه می‌فرستند و تشکر می‌کنند. با ما ارتباط دارند و ارتباطشان را با ما قطع نمی‌کنند.

<strong>چه طوری می‌توانید این بنیاد را زنده نگه دارید؟ چه کارهایی می‌کنید برای این‌که کمک مالی به این بنیاد ادامه پیدا بکند؟</strong>

ما هرسال، سالی یک دفعه یک میهمانی و برای Fund raising جشن می‌گیریم که مردم به ما کادو می‌دهند؛ چیزهای عتیقه، آنتیک و هر چیزی که بدهند، ما این‌ها را حراج می‌کنیم و پول جمع می‌کنیم و از این پولی که جمع می‌کنیم، بعداً به بیماران کمک می‌کنیم.

همچنین Direct debit هم داریم. یعنی مردم در ماه، کسانی هستند که مستقیم به حساب پول می‌فرستند. کسانی هستند که از مالیاتشان می‌دهند. خیلی طریق‌های مختلف هست که کمک می‌کنند.

<strong>آیا سعی کرده‌اید که از سازمان‌های دولتی این‌جا، مثلاً از لاتاری پول بگیرید؟</strong>

نه. نه. ما چون همان میهمانی که می‌گیریم، خیلی کسانی هستند که به ما کمک می‌کنند. فعلاً احتیاجی نداریم و همیشه داشته‌ایم. اگر یک موقعی یک بیماری آمده و خیلی خرجش گران بوده؛ مثلاْ صد هزار پوند، ما Fund raising کرده‌ایم؛ یعنی در روزنامه‌ها آگهی می‌دهیم و مردمی پیدا می‌شوند که پولشان را به بیمارستان می‌دهند و خرج بیمار را می‌دهند.

<strong>فکر می‌کنید سالی چند تا مریض می‌گیرید یا با شما تماس می‌گیرند؟</strong>

بستگی دارد. قبلاً خیلی بیشتر بود؛ چون از ایران خیلی راحت‌تر می‌آمدند. الان ما مثلاً در سال چهار پنج تایی صد درصد داریم.

[[photow01]]

<small><strong>انجمن حمایت از معلولین ایرانی و فارسی‌زبانان از زمان تأسیس در سال 2004 تا کنون خدمات ویژه‌ای به معلولین ایرانی و افغان مقیم بریتانیا کرده است. فرید انصاری، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی این سازمان خیریه می‌گوید: داشتن فرزندی معلول، او را از داشتن مشکلاتی که معلولین و خانواده‌های آنان پیش رو دارند، آگاه کرد که منجر به تأسیس این انجمن شد:</strong></small>

یکی از کارهای اساسی ما که جزو کارهای عمده ماست، مشاوره و راهنمایی توسط تلفن یا حضور در محل کار است؛ و ترجمه و همراهی مترجم برای کسانی که مشکل زبان دارند. کمک جهت تکمیل کلی فرم‌های کمک‌های اجتماعی، که فرم‌های اداری است که معمولاً معلولین یا بیماران با آن‌ها سر و کار دارند.

هم‌چنین ارجاع و راهنمایی و همراهی کردن این افراد به ادارات دولتی و خدماتی، برپایی کلاس‌های آموزش روان‌شناسی و خودشناسی که درواقع هر ماه برگزار می‌شود و سخنران این کلاس‌ها هم استاد مجید مرادی،‌ که ایشان استاد روان‌شناسی و پژوهشگر هستند، در مورد خودشناسی عملی.

بعد هم برقراری ارتباط با سازمان‌های مدافع معلولین در ایران و کمک‌رسانی به آنان در حد توان انجمن. تدارک و تنظیم دعوتنامه درمانی و پزشکی برای بیماران و معلولینی که در ایران هستند و علاقه دارند بیایند به این‌جا. البته در صورتی که انجمن متوجه بشود، در واقع لازم ببیند که این‌ها واقعاً احتیاج به دعوتنامه درمانی دارند.

بعد هم انتشار نشریه توانا است که این نشریه یک نشریه اجتماعی، علمی و فرهنگی هست که درواقع سعی میشود یک پلی باشد بین جامعه معلولین ایرانی با کسانی که در انگلستان زندگی می‌کنند و حتی خارج از انگلستان چون این نشریه در خارج انگلستان هم پخش می‌شود. این نشریه در ایران هم هست.

<strong>آقای انصاری این انجمن چگونه تأسیس شد؟</strong>

در بریتانیا ما اولین انجمنی هستیم که از معلولین و بیماران حمایت کردیم. این‌جا خوشبختانه انجمن‌های مختلف ایرانی و فارسی‌زبان هستند که در زمینه‌های مختلف کار می‌کنند؛ کوشش می‌کنند که مشکلات ایرانی‌ها را حل کنند و یا کمک کنند که مشکلات آن‌ها حل بشود. ولی متاسفانه هیچ انجمنی در انگلستان نبود که از معلولین حمایت کند؛ یعنی به صورت سازمان‌دهی شده.

لذا ما، این شش نفر هیأت امنا تصمیم گرفتیم که این انجمن را تأسیس کنیم و بتوانیم از معلولین و بیماران حمایت کنیم. شاید هم یکی از علل عمده این مساله، خب من خودم دارای یک بچه معلولی هستم؛ شاید یکی از علل عمده وجود چنین بچه‌ای بود و مشکلاتی که من خودم شخصا با این مساله مواجه بودم و خواسته‌های یک خانواده معلول.

<strong>از چه طریقی این سازمان تأمین مالی می‌شود؟ چه طور کمک‌های مالی‌تان را دریافت می‌کنید؟</strong>

راستش کمک‌ها متأسفانه بسیار ناچیز است. ولی عمدتاً و در درجه اول، اسپانسری که به ما کمک می‌کند، چای احمد است. ولی به غیر از ایشان تعداد افرادی که کمک می‌کنند، بسیار قلیل است و یک مقدار هم سازمان‌های خارجی هستند مثلاً مؤسسه «Trust for London» است که این، یک قدری کمک می‌کند و یا یکی دو بار هم توسط مؤسسه‌ای که وابسته به لاتاری انگلستان است، به ما کمک کردند.

<center> *** </center>

<small><strong>سازمان‌های خیریه ایرانی در لندن، مختص به این سه سازمانی که نام بردیم، نیستند. بنیاد خیریه کهریزک، انجمن مسکن خانه امید و انجمن کمک به معتادان هم از سازمان‌هایی هستند که در زمینه کمک به ایرانیان فعال هستند. اضافه بر این‌ها انجمن‌های غیرانتفاعی فرهنگی گوناگونی هم در زمینه گسترش فرهنگ و ادب و هنر ایران در پایتخت بریتانیا فعال هستند که در مجله دیگری آن‌ها را نیز معرفی خواهیم کرد.</strong></small>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_38.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/04/post_38.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 08 Apr 2008 16:03:45 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>المپیک چین، زیر سایه نقض حقوق بشر</title>
         <description><![CDATA[در مجله‌ی ورزشی این هفته به اعتراض‌های گسترده به وضعیت حقوق بشر در چین می‌پردازیم که برگزاری بازیهای المپیک را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. 

حدود ۴ ماه پیش از گشایش بازیهای المپیک در پکن و در حالی‌که مشعل المپیک به سوی پایتخت چین حمل می‌شود، واکنش خشن دولت چین به ناآرامی‌های تبت، باعث اعتراض فزاینده‌ی دولتهای خارجی و سازمانهای بین‌المللی شده است.

[[sound]]

به گفته‌ی رهبران جنبش آزادیخواه تبت، بیش از صد نفر در اثر سرکوب نیروهای امنیتی چین در تبت کشته شده‌اند و با این‌که به نظر می‌آید مساله‌ی تحریم بازیها، به‌صورت جدی مطرح نخواهد شد، بسیاری از مقامات اروپایی ازجمله آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان و پرنس چارلز، ولیعهد بریتانیا اعلام کرده‌اند که به‌عنوان اعتراض به وضعیت حقوق بشر در چین در مراسم گشایش بازیها که قرار است روز هشتم اوت در پکن برگزار شود؛ شرکت نخواهند کرد.

اما فعالان تبتی این اقدامات را کافی نمی‌دانند و خواهان دخالت مستقل کمیته‌ی بین‌المللی المپیک هستند. دومنیک کلفانگ، بازیکن پینک‌پنگ، یکی از ورزشکاران تبتی بود که در تظاهرات اعتراض‌آمیز ورزشکاران در مقابل ساختمان کمیته‌ی بین‌المللی المپیک در زوریخ شرکت داشت.

دومنیک کلفانگ به نمایندگی از دیگر ورزشکاران تبتی از کمیته‌ی بین‌المللی المپیک خواست که در گفت‌وگو با مقامات چینی به وضعیت حقوق بشر در تبت واکنش نشان دهد. به گفته‌ی او، سکوت مقامات ورزشی به معنای حمایت از اقدامات دولت چین است.

سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل در لندن هم با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که برگزاری بازیهای المپیک نه تنها به بهترشدن وضع حقوق بشر در چین کمک نکرده، بلکه آن را وخیم‌تر هم کرده است. 

<strong>در گفت‌وگویی با عباس فیض، یکی از سخنگویان سازمان عفو بین‌الملل از او پرسیدم، که انتظار این سازمان از جامعه بین‌المللی چیست؟</strong>

خب، این موضوع خیلی مهمی هست. چون المپیک، یک فرصت خیلی جالبی برای دولتهای کشورهای دنیا می‌گذارد که بتوانند از مبارزه‌ای که برای احقاق حقوق بشر در داخل چ