<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>فرنگیس محبی</title>
      <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 29 Jun 2009 16:29:00 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>&quot;صدای ما را به گوش جهان برسانید&quot;</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>سازمان حقوق بشری عفو بین الملل روز جمعه با انتشار بیانیه ای در لندن خواهان آزادی فوری دهها روزنامه نگاری شده است که در جریان اعتراضهای اخیر در ایران بازداشت شده اند. عفو بین الملل بازداشت روزنامه نگاران در ایران را تکان دهنده خواند و درباره ی احتمال بدرفتاری با آنان ابراز نگرانی کرد. در این بیانیه از مجتبی پورمحسن (سردبیر روزنامه ی گیلان امروز و از همکاران رادیو زمانه)، محمد قوچانی (سردبیر روزنامه ی اعتماد ملی) و جمعی دیگر از روزنامه نگاران نام برده شده است. سازمان عفو بین الملل تاکنون بیانیه های متعددی در مورد بازداشتهای اخیر در ایران صادر کرده است. «دروری دایک» رییس کانادایی بخش ایران این سازمان حقوق بشری در گفتگویی که با او داشتم ابتدا درباره ی بیانیه ی اخیر توضیح میدهد:</small></strong>

[[sound]]

ما خواهان آزادی این روزنامه نگاران هستیم. چون اکثریتشان در فضای محل کارشان دستگیر شدند. مثلا آنهایی که در روزنامه "کلمه" کار میکردند که روزنامه ی مربوط به آقای میرحسین موسوی است و دستگیر شدند و دیگر روزنامه نگارانی که به نظر میرسد برای اجرای حق آزادی بیان ومسایل مربوط به شغل خودشان ‎دستگیر شده اند. بنابراین ما مدافعان حقوق بشر چه در ایران چه در خارج از کشور میگوییم که زندانیان عقیدتی باید بدون قید و شرط آزاد بشوند.

<strong>در حال حاضر سازمان عفو بین الملل تلاشهای زیادی در این باره میکند و بیانیه های متعددی هم درباره ی بازداشت شدگان در ایران میدهد. آیا اقدام دیگری هم هست که این سازمان بتواند انجام بدهد برای فشار بر حکومت ایران، برای آزادی این روزنامه نگاران و صدها نفر دیگر که به منظور شرکت در راهپیماییهای مسالمت آمیز تاکنون بازداشت شده اند؟</strong>

ما یک سازمان غیردولتی هستیم. با دولت نیستیم، سپاه نداریم. همه این را میدانند. ما مثل همه سازمانهای غیردولتی هستیم که در دنیا هست، چه در ایران و چه در خارج. مسئله ای که در حال حاضر در ایران هست، مسئله ای داخلیست. صددرصد. ولی ما به عنوان عضو جامعه ی مدافعان حقوق بشر در دنیا وظایفی داریم. ولی سوای آنها فریادهای مختلفی از ایران دریافت میکنیم که آنها به ما میگویند لطفا سعی کنید، تلاش کنید برای این که صدای ما در دنیا و در نزد دیگران انعکاس داشته باشد و در دنیا صدای ما تاثیرگذار باشد. بنابراین ما وظیفه داریم که این بیانیه ها را صادر کنیم. در ضمن ما سعی میکنیم با تماسهایی که داریم با نمایندگان سازمان ملل، مخصوصا سازمان ملل، و با آن نهادهای بیطرفی که علاقه به حقوق بشر دارند با آنها کار بکنیم برای کسانی که در ایران تحت فشار هستند در مکانهایی نگهداری شوند که در آنجا استانداردهای بهداشتی رعایت میشود و در پایان این که آنها در محلی امن باشند.


[[photow01]]


<strong>صحبت کردید از رساندن صدای بازداشت شدگان به دیگران. در شرایطی مثل شرایط کنونی ایران که همان طور که خودتان هم میدانید اوضاع خیلی حساس است، چرا مثلا سازمان عفو بینالملل برای رساندن این پیامها و صداها از رسانه هایی مثل رادیو و تلویزیون استفاده نمیکند. شما حتما به خاطر دارید که قبل از المپیک ۲۰۰۸ چین نقض حقوق بشر در چین پوشش بسیاری داشت در رادیو و تلویزیون و رسانه های بین المللی که این خیلی تاثیرگذار بود و فشار بسیاری روی دولت چین آورد. شما چرا بیشتر از رسانه های بین المللی استفاده نمیکنید؟</strong>

ما سعی میکنیم دررسانه ها و مراکز خبری بزرگ این صداها و این فریادها و این فراخوانها را منعکس بکنیم و تعدادی از بیانیه هایمان را هم میفرستیم برای آنها. اما آنها هم همینطور مجبور نیستند که پخش یا منعکس بکنند. اما برخی شان منعکس میکنند. می بینیم که در رسانه های بزرگ مثل بی بی سی یا دویچه وله یا فرانس اینترناسیونال و یا دیگران و همین طور خود ایرانیان توسط یوتیوب، توییتر و وبلاگها توانستهاند پیامشان را به دنیا برسانند. در این مورد خیلی موفق بودند و خب نقش ما در این شرایط این است که آنها را حمایت کنیم برای این که مطمئن باشیم که انعکاس صدایشان مداوم باشد، فکر میکنم در این رابطه تلاش ما خوب کار کرده در حال حاضر. البته شما میدانید که یوتیوب و فیس بوک و دیگران پر هستند از این ویدئوها و پیامها. ولی چه قدر تاثیرگذار هستند، خب در این مورد ما میتوانیم تاثیرگذار باشیم و با تایید کردن این ویدئوها ما سعی میکنیم دولتهای دنیا را با خبرکنیم با این پیام که آنها هم باید گوش کنند و متوجه باشند که حوادث اخیر در ایران خیلی مهم هستند، واین خیلی مهم است در روابطی که آنها با دولت ایران و با مردم ایران دارید در زمینه روابط تجاری و دیپلماتیک و یاد آور شویم که لازم است همه ی ما حوادث ایران را از نزدیک دنبال کنیم و سعی میکنیم هر چه زودتر حل بشود.

<strong>همان طور که خودتان هم میدانید بیانیه های سازمان عفو بینالملل که در این مورد بسیار مهم هم بوده اند، در رسانه های غیر از رسانه های فارسی زبان پوششی نداشته است در واقع. چرا خود سازمان عفو بین الملل پیشقدم نمیشود برای درست کردن برنامه های تلویزیونی؟ در حالی که، همان طور که خودتان گفتید، فیلمهای بسیاری از طرف ایرانیانی که در داخل کشور هستند به سایتهایی مثل یوتیوب فرستاده شده؟</strong>

[[photow02]]

چرا درست کردیم، هم به زبان فارسی وهم انگلیسی و به زبانهای دیگر. متاسفانه تاکنون خیلی گسترده نبودند. ولی من گفتم، ما سعی میکنیم امنیت وضعیت ایران و از نظر حقوق بشر بحران ایران را به گوش این رسانه های بزرگ برسانیم. ولی آنها خب مجبور نیستند که این ویدئوها، مصاحبه ها را پخش بکنند.

<strong>آخرین سوالی که از شما میکنم. تنی چند از خبرنگاران ایران که با من در تماس هستند و بسیار تحت فشار هستند و در واقع از جانشان میترسند، میپرسند که این سازمانهای حقوق بشری کجا هستند؟ سازمان عفو بین الملل چرا کاری نمیکند بجز صدور چند بیانیه؟ چه پاسخی برای این عده دارید؟</strong>

ما هم میتوانیم همین طور بپرسیم آن سازمانهای دیگر کجا هستند؟  ما شاهد هستیم هستیم. همه ی ما. چه دیده بانان حقوق بشر، چه آن کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران. همه شان. ما همدوش هستیم با دوستان و همکارانمان در ایران و ما به عنوان شاهد از حوادث ایران و چیزهایی که می بینیم، سعی میکنیم به دیگران بگوییم چه هست و اهمیت اش چه هست و باید چه کار کرد. ولی سپاه نداریم، ارتش نداریم. ما رای عمومی داریم. ما سعی میکنیم با رای عمومی چه در ایران و چه در خارج، بیشتر در خارج برای این که اهمیت وضعیت را بفهمند.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_160.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_160.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 29 Jun 2009 16:29:00 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«مچ‌بند سبز برخلاف قوانین فیفا نیست»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در ناآرامیهای ایران رنگ سبز که رنگ تبلیغاتی میرحسین موسوی است، توسط طبقات گوناگون جامعه ایران و ایرانیان خارج از کشور به وضوح استفاده میشود. برای بسیاری از مردم رنگ سبز تنها به معنی حمایت از آقای موسوی نیست، بلکه سمبلی شده برای همبستگی در راه رسیدن به آرمانهایشان. تیم ملی فوتبال ایران هم از این امر مستثنا نبود و در آخرین بازی مقدماتی جام جهانی در سئول شش بازیکن تیم ملی ایران در نیمه ی اول بازی مچ بند سبز رنگ بسته بودند. پس از بازگشت تیم ملی به ایران که پس از مساوی در برابر کره جنوبی و در نتیجه ی ناکامی در رسیدن به مرحله ی نهایی جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی بود، مهدی مهدوی کیا و علی کریمی دو بازیکن سرشناس و پرسابقه ی ایران رسما بازنشستگی خود را از تیم ملی اعلام کردند.

همچنین در شایعات اطراف کناره گیری این دو گفته شد که موقعیت چهار بازیکن دیگر با مچ بند سبزرنگ هنوز مشخص نیست. علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال رسما اعلام کرده است که نه دستور بازکردن مچ بندها را در طی بازی داده بود و نه هیچ بازیکنی را به منظور بستن این مچ بندها محروم کرده است. در همین حال قوانین فیفا پوشیدن و یا استفاده از علامتهای مذهبی یا سیاسی را در طی بازی منع میکنند و استفاده ی بازیکنان از این گونه علائم منجر به تنبیه آنان براساس قوانین فیفا میشود.

در مورد این قوانین و احتمال تنبیه این شش بازیکن از سوی فیفا با شاهین رحمانی کارشناس فوتبال و مطلع از مفاد اساسنامه ی فدراسیون بینالمللی فوتبال، فیفا، در مالزی گفتوگو کردم و ابتدا از او خواستم ماده ی چهار فیفا مبنی بر منع نشانه های سیاسی، مذهبی را شرح دهد:</small></strong>

[[sound]]

در حقیقت قانون بازیهای فوتبال، در ماده چهارمش مشخص شده است که بازیکنان فوتبال میتوانند از چه تجهیزاتی استفاده کنند. در آن قانون از رنگ یا چگونگی تجهیزات کاملا بحث شده و روشن شده است. بازیکنان فوتبال نمیتوانند از لوازمی استفاده کنند که به صورت جواهرآلات باشد یا زینتی باشد که باعث آسیب رساندن بقیهی بازیکنان بشود و یا نمیتوانند از وسایلی استفاده بکنند که روی آنها آرم، نوشته و یا علامتی باشد که بعنوان مظاهر تبلیغات سیاسی، تجاری و مذهبی به حساب بیاید. بنابراین موردی که مربوط به بازیکنان ایران بود، آنها فقط مچبند بسته بودند و این مصداق تخلف از مقررات بازیهای فیفا به حساب نمیآید.

[[photow01]]

<strong>پس طبق این ماده و گفته ی شما فیفا نمیتواند ایرادی بگیرد در پوشیدن و یا بستن این مچ بند سبزرنگ که تعبیر شده است به همبستگی با راهپیمایان توده مردم ایران و یا حمایت از آقای موسوی؟</strong>

ببینید این که ممکن است این بازیکن خودش چه تعبیری از آن داشته باشد و یا یک بیننده چه تعبیر و برداشتی از چیزی داشته باشد، آن یک چیز است و این که مقررات چه میگوید یک چیز دیگر. نه بازیکنان فوتبال خودشان در مورد این قضیه صحبتی کردند و اعلام کردند که فرضا دنبال یک چنین حرکتی بودند، و نه این که قوانین فیفا میگوید که در حین بازی کردن بستن چنین مچ بندی که رنگ خاصی داشته باشد، تخلف از قانون حساب میشود. بعلاوه این که خود مچ بند اصلا جزو تجهیزات معمولی بازیکنان فوتبال است، دوما این که رنگ سبز یکی از رنگهای لباس بازیکنان ایرانی در آن بازیها بود. شما اگر به لباس بازیکنان ایرانی نگاه بکنید، روی یقه شان رنگ سبز بود یا روی لباسشان رنگهای سبز دیده میشد و یا روی جورابهایشان، به خاطر سه رنگ پرچم ایران. بنابراین هیچ مصداقی از تخلف از قانون بازی آنجا وجود نداشت و نمیشود به صورت قانونی این تعبیر را کرد که آنها حرکت سیاسی انجام داده اند.

<strong>پس بنابراین با این صحبت شما در بازیهای بعدی تیم ملی فوتبال ایران که جام ملتهای آسیا است، بازیکنان طبق قوانین فیفا اجازهی بستن مچبند سبزرنگ را دارند.</strong>

[[photow02]]

ممکن است که فدراسیون فوتبال ایران در حقیقت خودش تعیین بکند که بازیکنان چه چیزی بپوشند و چه چیزی نپوشند. آن یک بحث جداست. ولی اگر بازیکنان فوتبال در طول مسابقه از چنین وسایلی استفاده بکنند و یک مچ بند ببندند، این مصداق حرکت سیاسی نیست. ولی خب فدراسیون فوتبال ایران میتواند تصمیم بگیرد که بازیکنانی که دارند توی زمین بازی میکنند از چه تجهیزاتی استفاده بکنند و از چه تجهیزاتی استفاده نکنند.

<strong>شما اطلاعی از محرومیت و یا بازنشستگی بازیکنان دیگری به غیر از آقایان مهدویکیا و کریمی هم دارید؟</strong>

من تنها چیزی که خواندم این بود که آقای کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال و (نایب رییس فدراسیون) فوتبال آقای تاج اعلام کرده اند که قصد محرومیت را تکذیب کرده اند و حتا آقای کفاشیان از بازیکنان فوتبال دوباره به نوعی دعوت کرد به طور غیرمستقیم که اگر تمایلی داشته باشند حتما میتوانند به تیم ملی برگردند. به آنها گفته اند که اگر قصدشان برای خداحافظی جدی باشد، فدراسیون فوتبال برایشان بازی خداحافظی بگذارد.

<strong><small>در همین حال ارغوان رضایی بازیکن تنیس ایرانی فرانسوی که روز گذشته از دور مسابقات ویمبلدون حذف شد به سبب ظاهرشدن در فیلم تبلیغاتی محمود احمدی نژاد در مبارزات انتخاباتی مورد انتقاد بعضی از هوادارانش قرار گرفته است. ارغوان در این فیلم راکت امضاشده ی خود را به رییس جمهوری اسلامی اهدا میکند. پس از بالاگرفتن انتقادها از این بازیکن جوان او گفته است که هر روز عکسهای بسیاری را برای هوادارانش امضا میکند و دادن راکتاش به آقای احمدی نژاد هم به منظور خاصی نبوده است.</small></strong>
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_159.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_159.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 26 Jun 2009 16:03:00 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«هرکس با مردم باشد پیروز خواهد شد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>
با بالا گرفتن اعتراضات گروه کثیری از مردم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران و به دنبال سخنان آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی که در آن ضمن تأئید نتیجه انتخابات معترضین را تهدید به شدت عمل کرد، در خارج از کشور هم اجتماعاتی در شهرهای مختلف در اعتراض به رویاروئی حکومت ایران با معترضین صورت گرفت. روز شنبه شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا شاهد دو گرد هم آئی بود که یکی کنفرانسی بود که در دانشگاه کلمبیا برای بررسی اوضاع امروز ایران تشکیل شد و دیگری اجتماع ایرانیان در مقابل سازمان ملل متحد بود. فاطمه حقیقت‌جو نماینده مجلس ششم که هم اکنون در آمریکا است در هردوی این اجتماعات حضور داشت و سخنرانی کرد. با خانم حقیقت‌جو در فرودگاه قبل از پرواز به نیویورک گفتگو کردم و ابتدا نظر او را در مورد آخرین خبر مبنی بر انفجار در مقبره آیت الله خمینی جویا شد</small></strong>
[[sound]]

دو روز پیش، برنامه‏ی ساعت هشت و نیم تلویزیون ایران اعلام کرد: «یک نفر را گرفته‏ایم و بمبی را که بنا بوده در حسینیه‏ی ارشاد بگذارند، کشف کرده‏ایم». از طرفی، ما کسانی که الان حاکم‏اند، نیروهای‏ نظامی امنیتی را به خوبی می‏شناسیم که خودشان بمب می‏گذارند، خودشان کشف و افشا می‏کنند. تا آن را به گردن کاندیداها یا طرف‏داران آن‏ها بیاندازند. یا بلافاصله، دوباره مثل همیشه، انگشت اتهام به طرف خارجی‏ها دراز کنند.

این‏ها بازی‏هایی است که بارها و بارها دیده‏ایم. گرچه که متاسفانه، این نوع اقدامات، تاثیر منفی هم روی مردم خواهد گذاشت.

من فکر می‏کنم، حق ماست، رأی داده‏ایم، بیشتر از این یازده میلیون هم در این انتخابات تقلب شده و مردم هم خواست‏شان را بسیار آرام، مدنی و مسالمت‏آمیز ابراز کرده‏اند و جای تاسف بسیار است که رهبری نظام، مسئولین اجرایی که این بازی را ترتیب داده‏اند، حاضر نیستند این را بپذیرند.

من می‏ترسم به زودی آقای خامنه‏ای، مثل شاه اعلام کند که: «صدای پای انقلاب شما را شنیدم». اما، آن موقع دیگر دیر است. به نظر من، هنوز دیر نشده و الان که با مردم  جای مصالحه هست، باید تجدید نظر کنند و انتخابات مجدد در کشور برگزار شود.

طبق قانون اساسی، شرکت در اجتماعات، بدون حمل سلاح، حق قانونی مردم ایران است. بنابراین، این که پلیس تهران به آقای موسوی یا آقای کروبی در این باره هشدار بدهد، به هیچ عنوان پذیرفته نیست. الان جامعه‏ی بین‏الملل باید با توان خود، دولت ایران را تحت فشار قرار بدهد و از این به بعد هم باید شعار همگی ما این باشد که خواهان برگزاری انتخابات، با حضور مجامع بین‏المللی باشیم. 

<strong>آقای خامنه‏ای در صحبت‏های خود بسیار قاطع بود و اصلا به نظر نمی‏آمد که حاضر به هیچ نوع عقب‏نشینی‏ای باشد. چراغ سبزی هم به نیروهای مسلح در ایران داد. اگر این نیروها با همان خشونتی که از آن‏ها خواسته شده، برخورد کنند، چه پیش خواهد آمد؟ </strong>

آرزوی ما این است که نیروی پلیس که بخشی از مردم است، همراه مردم باشد. طبیعی است که آقای خامنه‏ای، الان در نماز جمعه این‏گونه صحبت کند. اما امیدوارم که ایشان در روزهای آینده تجدید نظر کند و قصد مصالحه با مردم ایران را داشته باشد. امیدوارم، ایشان زمینه‏ای را فراهم نکند که شرایط کشور، شرایط حادتر و غیرقابل بازگشتی بشود. 

<strong>ایشان به گونه‏ای، هشداری هم به نامزدها دادند که در صورت ادامه‏ی حرکت در خیابان‏ها، عواقب آن با اشخاص پشت صحنه خواهد بود. الان، این نامزدهای معترض چه کاری از دست‏شان برمی‏آید؟ </strong>

این که حرف قابل قبولی نیست! چه کسی گلوله دارد؟ چه کسی اسلحه دارد؟ چه کسی دارد به مردم حمله می‏کند؟ جز نیروهای دولتی؟ این اصلا قابل قبول نیست که قانون را هرطور که دلشان می‏خواهد تفسیر کنند، هر اقدامی دلشان می‏خواهد بکنند و بعد این‏گونه با مردم برخورد کنند.

به نظر من، حق کاندیداها است که در خیابان‏ها، حضور به‏هم برسانند. اتفاقاً، قدرت مردم در خیابان است. گرچه قدرت مردم از طریق صندوق رأی تجلی پیدا می‏کند، ولی وقتی که از این صندوق‏های رأی امانت‏داری نشده، مردم چه‏کار باید بکنند. طبیعی است که باید قدرت خود را در خیابان نشان بدهند. 

<strong>وقتی که رهبر جمهوری اسلامی، به صراحت می‏گوید که در این نظام تقلب نمی‏شود، مسلم است که شورای نگهبان هم برخلاف سخنان رهبر، اقدامی نخواهد کرد. اکنون هم که اعلام کرده است، فقط قسمتی از آرا را بازشماری خواهد کرد. این در واقع، یک اعلان جنگ به نامزدها نیست؟ </strong>

شورای نگهبان، اصولا بی‏طرفی خود را در این انتخابات رعایت نکرده است. برخی از اعضای شورای نگهبان، به صراحت، از کاندیدای دولت حمایت کردند.

به نظر من، دیکتاتوری عین همین کار است. خیلی تعجب کردم که آقای خامنه‏ای اشاره کردند که اگر مردم به خیابان بریزند و تحت فشار قرار بدهند، منجر به دیکتاتوری خواهد شد.

عجیب است که در طول چهار سال گذشته، دولت و آقای خامنه‏ای هر طوری که دلشان خواسته، واژه‏ها را تعریف کرده‏اند. ما در طول چهار سال گذشته، فهمیدیم معنی مهر یعنی چه، دیروز هم از آقای خامنه‏ای فهمیدیم دیکتاتوری یعنی چه. 

[[photow01]]

<strong>آیت‏‏الله خامنه‏ای با موضعی که گرفت، خود را مستقیما رویاروی مردم قرار داد. یعنی ‏‏الان دیگر دولت، سپاه و بسیج نیستند که با معترضین درگیر هستند، بلکه رهبر جمهوری اسلامی هم که باید حامی مردم باشند، خود را در جبهه‏ی مقدم مبارزه با خواست مردم قرار داده‏ است که نتیجه‏اش هم ممکن است، همان‏طور که اشاره کردید، به نفع ایشان نباشد. فکر می‏کنید، آقای خامنه‏ای بر اساس چه مصلحتی، این چنین حیثیت و اعتبار خود را به خطر می‏اندازد؟ </strong>

برای این که ایشان فکر می‏کند، جایگاه خودش در خطر است و متاسفانه‏‏‏‏‏‏، مجلس خبرگانی که برآمده از  شورای نگهبان است، هم امکان نظارت بر رهبری را ندارد و برعکس شده است، آن‏ها دارند می‏روند به رهبری گزارش می‏دهند و ایشان اطمینان خیال دارد که هم‏چنان باقی خواهد ماند و کسی نمی‏تواند به ایشان چیزی بگوید. 

<strong>فکر می‏کنید، بعد از مسایلی که در پی انتخابات و وقایع  پس از آن، پیش آمده است، آیا نظام می‏تواند دوام بیاورد؟ قادر به جبران آن خواهد بود؟ </strong>

امیدوارم که این امکان برای نظام فراهم شود که بتواند دوام بیاورد و حضور داشته باشد. اگر که رهبری جمهوری اسلامی‏، خبرگان مردم و مجمع تشخیص مصلحت، تصمیم درستی به نفع کشور بگیرند. امروز کشور در خطر است و ما انتظار داریم که مسئولین تصمیمات عاقلانه‏ای بگیرند. 

<strong>در مورد نیروهای انتظامی و مسلح چه فکر می‏کنید؟ بالاخره، شخصیت‏هایی مثل آقای رفسنجانی، آقای میرحسین موسوی و محسن رضایی، در میان نیروهای مسلح نفوذهای خاص خود و طرفدارانی دارند. اگر درگیری‏ها شدید بشود، فکر می‏کنید این نیروها یک‏پارچگی‏شان را حفظ کنند؟ </strong>

نیروهای مسلح بخشی از مردم هستند. من فکر می‏کنم، نیروهای مسلح با مردم خواهند بود. این از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است و نکته‏ی مهم این است که هرکس با مردم باشد، پیروز خواهد بود. الان مردم نیاز دارند که همه‏ی مسئولین از خودگذشتگی کنند، هزینه بپردازند و در کنار مردم باشند. والا، به بدنامی در تاریخ یاد خواهند شد. 

<strong>نقش غرب، دولت‏های غربی و دنیا در ارتباط با خشونت‏هایی که ممکن است در چند روز آینده شدیدتر بشود، چگونه باید باشد؟ چطور باید برخورد کنند؟ </strong>

دنیا باید همراه مردم ایران باشد. این خشونت‏ها را محکوم کند. فشار روی دولت ایران بگذارد که دست از خشونت‏ورزی بردارد و اجازه‏ی اعتراضات مدنی را به مردم بدهد.

به نظر من، دنیا باید رییس جمهور برآمده از صندوق‏های تقلبی را به رسمیت نشناسد و این اهمیت بسزایی دارد. ایران بسیاری از کنوانسیون‏های حقوق بشر و حقوق سیاسی را امضا کرده، بیانیه‏ی انتخابات آزاد و سالم را امضا کرده است و باید متعهد به تعهدات‏اش باشد. جا دارد که دبیرکل سازمان ملل، به ایران تذکر بدهد و پی‏گیری کند که متعهد به کنوانسیون‏های بین‏المللی باشد. اگر مجامع بین‏المللی، نهادهای بین‏الملل در کنار ملت‏ها نباشند، دولت‏ها و حکومت‏های دیکتاتور، طبیعی است که مردم را سلاخی خواهند کرد.

امروز، مردم ایران نیاز به حمایت همه جانبه‏ی دولت‏ها و سازمان‏های بین‏المللی، به ویژه سازمان‏های حقوق بشری دارند.

ما از دبیرکل سازمان ملل متحد می‏خواهیم که گزارش‏گران ویژه‏ی خود را به ایران بفرستد تا به گفت‏گو با دولت ایران برای پایان دادن به این خشونت‏ها بپردازد. 

<strong>یعنی، شما امروز قطعنامه‏ای در این مورد صادر می‏کنید؟ </strong>

بله، قطعنامه هم در این زمینه صادر خواهد شد. 
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_158.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_158.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 21 Jun 2009 13:06:10 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شش بازیکن تیم ملی با مچ بند سبز</title>
         <description><![CDATA[[[sound]]

<strong>تیم ملی فوتبال ایران از صعود به جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی باز ماند. دیروز در مرحله‏ی چهارم رقابت‏های مقدماتی جام جهانی، تیم ملی فوتبال ایران با تساوی یک بر یک در برابر کره‏ی جنوبی، متوقف شد و به امید صعود، در انتظار موفقیت کشوری نشست که تنها چند ماه پیش، پیروزی‏اش بر ایران در ورزشگاه آزادی تهران، فوتبال ایران را دچار ناهنجاری و سردرگمی کرد. 
اما نتیجه‏ی مساوی مسابقه‏ی کره‏ی شمالی و عربستان صعودی، تمام امید‏های ایران را بر باد داد. ایران رسماً، از دور این مسابقات کنار رفت و کره‏ی شمالی پس از چهل و چهار سال، بار دیگر در جام جهانی حضور خواهد داشت.
مسابقه‏ی ایران با کره‏ی جنوبی در حالی انجام شد که توده‏ی مردم ایران در پنجمین روز راه‏پیمایی‏های بی‏سابقه‏ی خود، در اعتراض به نتیجه‏ی انتخابات ریاست جمهوری، به خیابان‏های تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران ریخته بودند.
در سئول هم شش بازیکن تیم ملی ایران، مهدی مهدوی‏کیا، کاپیتان، علی کریمی، جواد نکونام، حسین کعبی، محمد نصرتی و مسعود شجاعی، در همگامی و همراهی با مردم ایران، با بستن مچ‏بند سبزرنگ، حمایت خود را از این حرکت به نمایش گذاشتند. هرچند در بین دو نیمه‏ی بازی مجبور به باز کردن مچ‏بندهای سبزرنگ خود شدند.

[[photow02]]

در ایران، راه‏پیمایی دیروز که قرار بود از ساعت پنج بعدازظهر شروع شود تا ساعت شش و نیم بعدازظهر به تعویق افتاد که نشانگر دنبال کردن مسابقه‏ی فوتبال از تلویزیون‏های‏شان بود.
پس از آن، برای اولین بار، مردم بدون کوچک‏ترین اظهار علنی ناخشنودی از ناکامی فوتبال ایران و نتیجه‏ی این مسابقه، به دنبال هدف مهم‏تر خود، یعنی گرفتن حقوق اساسی‏شان، به راه‏پیمایی در خیابان‏ها ادامه دادند.
بعد از مسابقه‏ی دیروز، با چند تن از بازیکنان و منصور پورحیدری، سرپرست تیم ملی در سئول گفتگو کردم. این گفت‏گوها قبل از مسابقه‏ی کره‏ی شمالی و عربستان سعودی انجام شد و هنوز بازیکنان از سرنوشت نهایی تیم  ایران بی‏اطلاع بودند.</strong>

<strong>از منصور پورحیدری، سرپرست تیم ملی ایران خواستم، قبل از ارزیابی مسابقه، به این پرسش پاسخ دهد که آیا بازیکنان با در نظر گرفتن ناآرامی‏ها در ایران، در شرایط مناسبی برای شرکت در این رویارویی بودند؟</strong>

خُب، به هرحال این بچه‏ها این‏جا دور از این ماجراها بودند و بیشتر تمرکز و فکرشان روی بازی‏ای که با کره‏ی جنوبی داشتیم بود. نگرانی نمی‏شود که نباشد، اما این‏طور نبود که تاثیر روی کار فوتبال بگذارد.

<strong>چند بازیکن در طی بازی مچ‏بند سبزرنگ به دست‏ داشتند. به حمایت از…</strong>

نه، نه، اصلا این‏جوری نبود. شما گذشته را ببینید، در بازی‏هایی که فوتبالیست‏های ایرانی، چه در تیم ملی، چه در باشگاه‏شان انجام می‏دهند، سال‏ها است این مساله هست. این نواری است که بر پایه‏ی اعتقادی که به حضرت ابوالفضل دارند، می‏بندند. اصلا ارتباطی به مسایل سیاسی ندارد. من این را قاطع می‏گویم. گذشته را بررسی کنید، می‏بینید که اکثر فوتبالیست‏ها، این نوار سبز را دارند. امروز هم همین بود. حال نمی‏دانم چگونه می‏خواهند برداشت کنند، ولی اصلا، این‏گونه نبود.

<strong>آیا مربیان و خود شما که سرپرست تیم ملی هستید، در شرایط موجود مجبور شدید به بازیکنان تذکر بدهید یا نصیحت‏شان کنید که در شرایط کنونی ایران، آرامش خود را حفظ کنند؟</strong>

بله، به هرحال در جریان بازی، ما دلمان می‏خواست که نتیجه‏ی بازی پیروزی تیم باشد، به دلیل این که روی روحیه‏ی مردم تاثیر می‏گذاشت. علاقه‏مندان تیم ملی‏، همه انتظار این بازی را می‏کشیدند و پای گیرنده‏ها نشسته بودند که این بازی را ببینند. دوست داشتیم و همه هم تلاش‏شان را کردند که بتوانند پیروزی را حفظ کنند که این مردم را شاد کنند. این واقعیتی است که وجود دارد.

<strong>ولی‏، به هرحال، بازی کیفیت خوبی داشت. باید متاسف شده باشید که آن گل را خوردید؟</strong>

بله، با تلاشی که بچه‏ها کردند، برنامه‏ای که کادر فنی برای این بازی‏ها داشت، با شناختی که آقای قطبی از کره‏ی جنوبی داشت، برنامه‏ریزی‏ای که کرده بود و تلاشی که بچه‏ها در این بازی داشتند، انتظار پیروزی داشتیم. با این که بازی خیلی دشواری بود، در زمین کره‏ی جنوبی انجام می‏شد، کره‏ی جنوبی به دلیل این که صعود کرده بود از نظر روحی  شرایط خیلی خوبی داشت و برنامه‏ داشتند که بعد از بازی، برای رفتن به جام جهانی، امروز جشن بگیرند. این مجموعه، بازی سختی را برای بچه‏های ما، به ‏وجود آورده بود. ولی با تلاششان گل را زدند، بلافاصله هم می‏توانستند گل دوم را بزنند که مقداری بی‏دقتی باعث شد آن گل به دست نیاید. کره هم فشار زیادی آورد. 
به دلیل این که پایان فصل فوتبال‏مان هم هست و بازی‏کنان یک سال در مسابقات داخلی و مسابقات برون‏مرزی درگیر فوتبال بودند، طبیعی است که از نظر نیرو، مقداری افت کنند. ولی با همه‏ی این حرف‏ها، می‏توانستیم برنده از زمین بیرون بیاییم، اگر یک لحظه غفلت نمی‏شد.

<strong>متاسفانه، باز صعود تیم ملی فوتبال ایران گره خورد به نتیجه‏ی بازی کره‏ی شمالی و عربستان سعودی. فکر می‏کنید، نتیجه‏ی آن بازی چه خواهد بود؟</strong>

من شخصا فکر می‏کنم فیفا باید تلاش می‏کرد (فدراسیون فوتبال ما برای فیفا هم نامه نوشت) بازی کره‏ی شمالی و  عربستان سعودی  با بازی ما هم‏زمان می‏شد. اما در هرصورت یکی دو ساعت دیگر این بازی انجام می‏شود. فکر می‏کنم این بازی نمی‏تواند مساوی تمام شود. یک برنده و یک بازنده دارد که ‏آن وقت شرایط برای ما بهتر خواهد شد.

<strong>ارزیابی مهدی مهدوی‏کیا، کاپیتان تیم ملی ایران را نیز از این بازی جویا شدم:</strong>

بله، متاسفانه بازی مساوی شد. با توجه به این که بازی خوبی هم انجام دادیم. ما برای برد آمده بودیم. ولی در ده دقیقه‏ی آخر گل مساوی را دریافت کردیم. حال امیدوارم آن طرف نتیجه‏ای بشود که ما تیم سوم شویم و انشاالله بتوانیم در دوره‏ی بعد باز بازی کنیم.

<strong>بیدار می‏مانید تا بازی را تماشا کنید؟</strong>

باید بیدار بمانیم. چون بازی برای ما خیلی حساس شده است. اگر برده بودیم که شرایط‏مان خیلی خوب می‏شد. ولی متاسفانه، مساوی کردیم. امیدواریم حالا نتیجه‏ای اتفاق بیفتد که تیم سوم بشویم

<strong>گفت‏گویی هم با مسعود شجاعی داشتم که تک گل ایران را به ‏ثمر رساند:</strong>

[[photow01]]

من خیلی خوشحال شدم که توانستم سهم کوچکی در این شادی و موفقیت داشته باشم. ولی متاسفانه، یک مقدار بد موقع ما گل دریافت کردیم و شیرازه‏ی تیم مقداری از هم پاشید. ولی خدا را شکر، توانستیم نتیجه‏ی مساوی بگیریم. حال باید منتظر نتیجه‏ی بازی عربستان و کره بمانیم. خُب، مردم ایران خیلی فوتبال دوست هستند و ما می‏توانستیم با پیروزی، یک مقدار شادی و آرامش را به مردم برگردانیم.

<strong>آیا شرایط ناآرام ایران تاثیری در روحیه‏ی شما در این بازی گذاشته بود؟</strong>

قبل از بازی بچه‏ها مقداری ناراحت و نگران بودند ولی همه‏ی سعی‏مان را کردیم همه‏ی تمرکزمان را روی بازی بگذاریم که انشاالله بتوانیم بازی خوبی ارائه بدهیم.

<strong>چند نفری از بازی‏کنان مثل این که مچ‏بند سبز داشتند. ولی در نیمه‏ی دوم، از آن‏ها خواسته شد که این مچ‏بند را دربیاورند. این طور است؟</strong>

حالا، سوء تفاهم شد. این مچ‏بند نبود، طیفی است که معمولا در بازی  برای دست می‏بندند، مال دکتر بود. یعنی یک سوءتفاهم بود. ما هم به خاطر این که سوءتفاهم شد، سعی کردیم این کار را نکنیم که سوءتفاهمی پیش نیاید و کسی فکر بدی نکند.






]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_157.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_157.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 19 Jun 2009 23:59:48 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«صبح ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تکرار شد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>گروهی از هواداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی از صبح روز شنبه، در تهران در اعتراض به اعلام نتایج شمارش آرا و پیروزی احمدی‏نژاد در انتخابات، در سطح خیابان‏ها، دست به راهپیمایی زدند.

با مشخص شدن جزییات شمارش آرا، بیشتر تحلیل‏گران سیاسی به سلامت روند برگزاری این انتخابات، با دیده‏ی تردید نگاه می‏کنند.

در همین ارتباط، با دکتر علی‌رضا نوری‏زاده، روزنامه‏نگار و تحلیل‏گر سیاسی گفت و ‏گویی انجام داده‏ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>اولین سوالم از آقای نوری‏زاده این بود که با توجه به اعتراضات آقایان موسوی و کروبی نسبت به روند شمارش آرا و تقلب در آن و نیز پیام آقای خامنه‏ای که تمام این اعتراض‏ها را تحت‏الشعاع قرار داد، چه ارزیابی‏ای از شرایط به وجود آمده دارد؟</strong>

من اعتقاد دارم که صبح ۲۹ مرداد یک بار دیگر تکرار شد. در سال ۱۳۳۲ هم در صبح بیست و نه مرداد چنین پیام‏هایی رد و بدل شد.

این نکته را هم باید درنظر داشت که آن‏چه اتفاق افتاد تقلب نبود، آن‏چه اتفاق افتاد، کودتا بود. اگر این مساله را در ابعاد مختلفش مورد توجه قرار بدهیم، آن‏گاه پیام آقای خامنه‏ای را می‏توانیم درک کنیم که چرا رهبر جمهوری اسلامی چنین پیامی داد.

آقای خامنه‏ای سرنوشت خود را به سرنوشت احمدی‏نژاد گره زده است. همان پیامی که ایشان داده بود و بعد مدعی شد که پیامک‏هایی که به نام ایشان داده می‏شود، درست نیست، صحت خود را کاملاً آشکار کرد. در این پیام به آقای هاشمی گفته بود: «شکست احمدی‏نژاد، شکست من است». 
بنابراین، آقای خامنه‏ای که در برابر این موج انبوه مردم غافلگیر و مبهوت شد، چاره‏ای جز این تقلب آشکار و کودتا را نداشت.

آقای جوانی، مسوول سیاسی سپاه، قبلاً این اخطار را داده بود و پیشاپیش گفته بود که سپاه اجازه نخواهد داد، این موج سبز پیروز شود، اجازه نخواهد داد که مردم پیروز شوند. به این ترتیب، مافیا و مراکز قدرت، تصمیم‏شان را گرفتند و با مهندسی خودشان، کوشیدند این مشارکت و حضور مردمی را مصادره کنند.

امروز، وزارت کشور حتا به کارمندانش اجازه‏ی ورود به ساختمان وزرات کشور را نداد. خود این، به نظر من، پیام روشن و آشکاری است از این که کودتا چگونه تصمیم‏گیری شد.

تصور من این است که نظام واقعاً در برابر این موج غافلگیر شد و گزینه‏ای جز کودتا پیدا نکرد. حتا نتوانست بپذیرد که انتخابات دو مرحله‏ای بشود و خواستند در همان مرحله‏ی اول تکلیف را روشن کنند.

<strong>این حمایت بی‏چون و چرای آقای خامنه‏ای از آقای احمدی‏نژاد را که حتا حاضر نشد، اعتراضات دو کاندیدا به روند شمارش آرا را بشنود، چگونه می‏توان توجیه کرد؟</strong>

خود این‏ها که می‏دانند مردم به چه کسی رأی داده‏اند و آرا چگونه است. بگذارید مثالی برایتان بزنم؛ حدود دویست هزار نفر افرادی بودند که خودجوش در سرتاسر کشور، کمپ انتخاباتی آقای کروبی را اداره می‏کردند. اما آرایی که به نام آقای کروبی خوانده شد، آن‏چنان مسخره بود که حتا اگر این دویست هزار نفر و خانواده‏های‏شان را منظور می‏کردند، ارقام بالاتر از این‏ها بود.

یا در مورد آقای محسن رضایی، شب اعلام کردند که آرای ایشان نزدیک به هفت‏صد هزارتا است، صبح بعد آن را به پانصد هزار رأی تقلیل دادند و بعد هم آن را همین‏طور بالا و پایین بردند. همه‏ی این‏ها که را کنار هم بگذارید، آشکار  می‏شود که با کی روبرو هستیم و چه بازی‏ای در جریان است.

برای آقای خامنه‏ای حقاً، دیگر امکان‏پذیر نبود تحمل کند که این ماجرا به نفع مردم خاتمه پیدا کند. به عبارت دیگر، برای آقای خامنه‏ای دیگر کاملاً روشن بود که اگر مردم اجازه پیدا کنند و در این مبارزه برنده شوند، مسلماً بعد از آن مطالبات مردم مطرح خواهد شد و این مطالبات، در درجه‏ی اول، متوجه محدود شدن قدرت ولی فقیه است.

در واقع آقای احمدی‏نژاد و آقای خامنه‏ای، در و تخته‏ای هستند که با هم بسیار جور هستند. من در هفته‏های پیش مثالی می‏زدم و می‏گفتم‌: اگر موش و گربه با هم متحد شوند، در خانه نه پنیری خواهد ماند، نه گردویی و صاحب‏خانه ناچار خواهد بود که خانه را ترک کند. ولی تصور می‏کنم، این سرگیجه‏ی بعد ازاین ضربه، در طول دو سه روز آینده برطرف خواهد شد.

<strong>بعد از پیام آقای خامنه‏ای در تایید پیروزی آقای احمدی‏نژاد با بیست و چهار میلیون رأی، فکر می‏کنید کاندیداهای دیگر مثل آقای موسوی و آقای کروبی این نتایج را قبول خواهند کرد؟</strong>

آن‏ها هرگز نمی‏توانند این نتایج را قبول کنند. چون قبول کردن این نتایج، به منزله‏ی خیانت به میلیون‏ها نفری است که با همه‏ی مشکلات و تهدیدها، آمدند و به ‏آن‏ها رأی دادند. کسانی که طی هفته‏های اخیر، از جان  و دل مایه گذاشتند. 

تصور من این است که اگر در وجود آنان، ذره‏ای وفاداری به آرمان‏هایی که اعلام کرده‏اند و به مردمی که به آن‏ها رأی داده‏اند باشد، نباید عقب بنشینند و باید نتیجه‏ی این انتخابات را غیرقانونی بدانند و تاکید کنند که از حق مردم نخواهند گذشت. این‏جا دیگر فقط‏ حق شخصی نیست، به قول معروف، حق‏الناس است. آقای موسوی و کروبی و حتا محسن رضایی، حق ندارند از حق‏الناس بگذرند. حتا اگر از حق خودشان بگذرند.

<strong>دو پیام تند از سوی دو کاندیدا، خطاب به مردم ایران که هر دو به تقلب در انتخابات اشاره داشت صادر شد که هردو از این طریق به مردم پیام دادند که تسلیم نخواهند شد، «تازه اول داستان است» یا این که «به افشای رازهای پشت پرده» خواهند پرداخت. اما در عمل چه راه حلی خواهند داشت؟</strong>

درست مثل این است که شما نود دقیقه در میدان دنبال توپ دویده‏اید و برنده‏ی بازی هستید، ولی ناگهان داور، تیم حریف را برنده اعلام می‏کند. طبیعتاً اول مقداری فریاد است، بعد مدتی بهت به دنبال دارد. تازه بعد از این مدت است که به جریان بازی و ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏آن‏چه که در آن گذشت، پرداخته می‏شود.

الان هم‌ به نظر من، ما درست در این حالت هستیم؛ کودتا هنوز کامل نشده است. با خواندن اولین بیانیه‏ی آقای خامنه‏ای، اعلام کودتا شد. هنوز مردم در خیابان هستند. هنوز مردم قدرت برگشتن به خیابان را دارند.

باور من این است که آن‏چه سردار جوانی در رابطه با انقلاب مخملی گفت، در واقع در ایران اتفاق افتاده است. منتها کاری که شده این است که انقلاب نیمه‏کاره مانده. یعنی این وسط کودتایی شده و انقلاب نیمه‏کاره مانده است.

تصور من این است که اگر آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و دیگران، این شایستگی را داشته باشند که این حرکت را رهبری کنند، جنبش زیبایی که بدون خون‏ریزی، بدون خشونت و با پیامک آغاز شد، این جنبش می‏تواند سرنوشت مردم ایران را تغییر بدهد.

<strong>به نظر شما، واکنش آقایان موسوی و کروبی چه خواهد بود؟ با توجه به این که پیام آقای خامنه‏ای هم خیلی زود منتشر شد؟</strong>

چون آقای خامنه‏ای از واکنش مردم می‏ترسید، این صحبت‏ها را کرد که موسوی، کروبی، رفسنجانی، خاتمی و گروه‏های اصلاح‏طلب را به سکوت وادار کند. هنوز نمی‏دانم تا چه حد واکنش نشان خواهند داد، میزان وفاداری‏شان به ولی فقیه و میزان وفاداری‏شان به مردم چقدر است. خیلی امتحان مشکل و در عین حال مهمی است. 

به نظر من، مردم ایران بعد از این امتحان، نتیجه خواهند گرفت و همان‌طور که بعد از خاتمی، آشکار شد که نظام قابل اصلاح نیست، برای مردم این مساله آشکار خواهد شد که در درون نظام نیز فرد قابل اعتمادی وجود ندارد. اگر آن‏ها از مسوولیت‏های خود سر باز بزنند، عقب‏نشینی کنند، مطمئن باشید مردم ایران که بار گذشته، خط سیاهی روی رهبری و روی مجموعه‏ی قدرت کشیده بودند؛ روی این گروهی هم که خود را اصلاح‏طلب خواندند، خط سیاه خواهند کشید.

<strong>آخرین سوالم برمی‏گردد به همین صحبت شما؛ ملت ایران احساس می‏کنند وظیفه‏‏ی خود را در قبال اصلاح‏طلبان انجام دادند و با حضور گسترده در انتخابات و رأی به آنان، این پاسخ مثبت را به اصلاح‏طلبان دادند. الان وظیفه‏ی اصلاح‏طلبان در قبال مردم چیست؟</strong> 

دو حالت می‏تواند داشته باشد؛ یکی حالت یأس و تسلیم که می‏تواند جنبش ما را به حالت تعلیق دربیاورد و نتایج بسیار منفی‏ای داشته باشد: گریز از صحنه یا پیوستن به آن طرف. این را ممکن است در رفتار شماری ببینیم. خیلی‏ها دنبال آقای موسوی یا کروبی جمع شده‏ بودند، برای این که دل‏شان برای میز تنگ شده بود. فردا اگر همین میز را آقای احمدی‏نژاد هم به آن‏ها پیشنهاد کند، می‏پذیرند.

اما عده‏ای هم به‌طور جدی نگران فردای ایران و فرزندانشان هستند. اینان در صحنه خواهند ماند، مبارزه خواهند کرد، به زندان خواهند رفت. همان‏طور که در چهار سال گذشته دیدیم.

این مبارزه‏ی مدنی، شعله‏ای است که آقای خامنه‏ای نمی‏تواند با یک بیانیه و به خیابان ریختن نیروهای‏اش، آن را خاموش کند، شعله‏ای است که بلند شده است. 

منتها به نظر من، آقای خامنه‏ای می‏توانست سرنوشتی بسیار خوب داشته باشد و تاریخ از او به نیکی یاد کند. اما با این عمل‏اش برای خود مقرر کرد که جایی فراتر از سرنوشت رهبرانی که به ملت‏شان پشت کردند و به سرکوب آن‏ها پرداختند، نخواهد داشت.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_156.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_156.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 15 Jun 2009 12:27:45 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تایمز: احمدی‌نژاد با تقلب قادر به پیروزی است</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>تب انتخابات ریاست جمهوری اسلامی به لندن هم رسیده است. در ۵ حوزه‌ی رای‌گیری که از سوی سفارت ایران در لندن برپا شده، از صبح جمعه صف‌های طولانی ایرانیانی که می‌خواهند در سرنوشت آینده کشورشان سهم داشته باشند، شکل گرفته بود.</small></strong>

[[sound]]

در میان رای دهندگان از هر صنف و طبقه‌ای حضور دارند. حضور زنان چه با حجاب اسلامی و چه بدون حجاب، در حوزه‌های رای گیری در لندن بسیار چشمگیر است که فعالانه نه تنها رای خود را به صندوق می‌اندازند؛ بلکه در گفتگو با شبکه‌های تلویزیونی بریتانیا هم پیش‌قدم هستند.

رسانه‌های گروهی بریتانیا نیز توجه خاصی به این انتخابات نشان داده‌اند. این رسانه‌ها استقبال گسترده مردم ایران را بی‌سابقه خوانده‌اند.

روزنامه دیلی تلگراف با چاپ عکسی از میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد در حال رای دادن، نوشت که انتخابات امروز ایران، یکی از نزدیک‌ترین رقابت‌های انتخاباتی در ۳۰ سال گذشته است که در آن یک سیاستمدار اصلاح طلب میانه‌رو، سیاست‌های اقتصادی و بین اللمللی رییس جمهوری تندرو را به باد انتقاد گرفته است. 

دیلی تلگراف از قول بعضی از تحلیل‌گران سیاسی در ایران نوشته است که احتمال پیروزی میرحسین موسوی در دور اول انتخابات بسیار افزایش پیدا کرده است. دیلی تلگراف انتخابات امروز را رفراندومی درباره کارنامه چهارساله دولت احمدی نژاد خوانده و نوشته که رقبایش اورا به دروغ‌گویی متهم کرده‌اند.

[[photow01]]

روزنامه گاردین هم نوشته است که در ظاهر چهار نفر در این انتخابات حضور دارند اما رقابت اصلی میان موسوی واحمدی نژاد است. 

به نوشته گاردین دونامزد دیگر، یعنی مهدی کروبی و محسن رضایی بخت چندانی برای پیروزی ندارند، اما آرایی که به نفع آنان به صندوق ریخته می‌شود، در واقع به نفع میرحسین موسوی است؛ چون اجازه نمی‌دهد احمدی نژاد در دور اول انتخابات صاحب ۵۰ درصد آرا شود. گاردین همچنین اضافه می‌کند که به نظر می‌آید ، سایت اینترنتی محسن رضایی از صبح امروز مسدود شده است.

روزنامه تایمز با اشاره به حضور بی‌سابقه مردم ایران در حوزه‌های رای گیری می‌نویسد که میرحسین موسوی در مورد سلامت انتخابات اظهار نگرانی کرده و گفته بعضی از ناظران انتخاباتی او، اجازه ورود به حوزه‌های رای گیری را به دست نیاورده‌اند.

تایمز از قول هواداران آقای موسوی نوشته است که محمود احمدی نژاد تنها با تقلب قادر به پیروزی است و اگر چنین اتفاقی بیفتد، احتمال وقوع شورش‌های خیابانی بسیار زیاد است.

تایمز اضافه می‌کند که تا چند هفته پیش، پیروزی محمود احمدی نژاد در این انتخابات، تقریبا مسلم بود اما با جلب شدن هرچه بیشتر طبقه متوسط شهرنشین بسوی موسوی، سرنوشت انتخابات تغییر کرده است. به نوشته تایمز هرچه تعداد بیشتری از ۴۶ میلیون رای دهنده ایرانی در این انتخابات شرکت کنند، احتمال پیروزی آقا ی موسوی بیشتر می‌شود.

رابرت فبسک، نویسنده پرسابقه روزنامه ایندیپندنت هم می‌نویسد که غرب نباید انتظار داشته باشد که انتخابات امروز به تغییرات بنیادی و رادیکال منجر شود، چون نظام ایران اجازه آن را نخواهد داد. 

به نوشته فیسک برخلاف انتظار غربی‌ها، انتخابات ریاست جمهوری ایران درباره داشتن یا نداشتن نیروی اتمی نیست. آن‌چه برای ایرانی‌ها مهم است داشتن یک دولت مسئول است که نیازهای آنان را در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برآورده کند. 

فیسک در ادامه می‌نویسد اکنون امکان دارد که حمایت خاتمی از میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی، او را در همین دور اول انتخابات صاحب بیش از ۵۰ درصد آرا کند.

فیسک در پایان مقاله‌ی خود به سپاه پاسداران و بسیج اشاره می‌کند و می‌نویسد آنان هرچه در توان دارند برای پیروزی محمود احمدی نژاد بکار خواهند برد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_155.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_155.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 13 Jun 2009 17:20:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تأکید بر ضرورت مشارکت در انتخابات </title>
         <description>جمعه شب، انجمن بین‌اللمللی دانش‌آموختگان ایرانی در دانشگاه لندن، دومین میزگرد خود در‌باره انتخابات ریاست جمهوری ایران را در دانشگاه لندن برگزار کرد. سخنرانان این جلسه مهدی جامی، روزنامه‌نگا‌ر و بنیانگذار رادیو زمانه، آزاده کیان، استاد دانشگاه سوربن فرانسه‌، مازیار بهروز، نویسنده و استاد دانشگاه سانفرانسیکو، سید مجید تفرشی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ معاصر و سید یاسر میردامادی، وبلاگ‌نویس و پژوهشگر علوم اسلامی بودند.

[[sound]]

مازیار بهروز، اولین سخنران جلسه، به برنامه‌ریزی اصلاح‌طلبان در انتخابات پرداخت و این سوال را مطرح کرد که آیا گروه‌های مختلف از انتخابات چهار سال پیش که با عدم استقبال هواداران آنان روبه‌رو شد و به پیروزی محمود احمدی‌‌نژاد منجر شد، درسی گرفتند یا خیر.

به اعتقاد آقای بهروز، اصلاح‌طلبان در این دوره هوشمندانه‌تر از دوره قبل عمل کرده‌اند. مازیار بهروزبر بر خلاف کسانی که معتقد به تفرقه در میان اصلاح‌طلبان هستند، حضور دو نامزد از سوی آنان در انتخابات را  تاکتیکی برای جلب بیشتر مردم به پای صندوق‌های رأی خواند و گفت در این انتخابات نه تنها این دو نامزد به یکدیگر حمله‌ای نمی‌کنند، بلکه مشاوران و اطرافیان هر نامزد منافع دو جانبه دارند.

[[photow02]]

او غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران را مثال زد که خود مشاور اصلی مهدی کروبی است اما حزبش از میرحسن موسوی حمایت می‌کند. مازیار بهروز همچنین حضور محسن رضایی در انتخابات را که به‌گفته او تمام عمر سیاسی خود را زیر سایه اکبر هاشمی رفسنجانی گذرانده، تنها برای شکستن آرای جبهه مخالف اصلاح‌طلبان یعنی محمود احمدی‌نژاد دانست.

مجید تفرشی ضمن تأکید بر ضرورت مشارکت در انتخابات برای طرح مطالبات ابتدا به مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین اشاره کرد و گفت این مناظره یکی از صفحات مهم و به‌یادماندنی تاریخ معاصر ایران است که می‌توان کتاب‌ها در‌‌باره‌اش نوشت.

او محمود احمدی‌نژاد را در مجموع بازنده این مناظره نامید و نتیجه‌گیری کرد که احتمال انتخاب شدن او در دور اول انتخابات روز به روز کمتر می‌شود و با در نظر گرفتن این روند اگر تقلب و دخالت‌های غیرقانونی صورت نگیرد، در دور دوم انتخابات به‌طور قطع بازنده خواهد بود.

اما آقای تفرشی تأکید کرد که ایران کشور شگفتی‌هاست و نباید از تغییر کلیه این احتمالات تعجب کرد. آقای تفرشی در پایان ضمن اشاره به نقش ورزش و ورزشکاران در صحنه سیاست ایران گفت در چند روز آینده مسأله فوتبال مهم‌تر از انتخابات است و اضافه کرد که محمود احمدی‌نژاد برای پیروزی به حامی سنگین وزن‌تری از حسین رضازاده نیاز دارد.

[[photow01]]

سخنران بعدی، مهدی جامی به تأثیر رسانه عکس در صحنه سیاست و انتخابات پرداخت. جامی با به نمایش گذاشتن یک رشته عکس‌های تاریخی جالب  از وقایع ایران که شامل سران جمهوری اسلامی هم می‌شد نقش عکس در تاریخ و دست‌کاری در تاریخ از طریق عکس را مورد بحث قرار داد.

او با نشان دادن هر اسلاید به توضیح در مورد پیام آن عکس پرداخت و به دست‌کاری‌ها در بعضی از عکس‌های به نمایش گذاشته شده به‌منظور تغییر شرایط آن اشاره کرد. در این مورد مهدی جامی به‌خصوص به دولت فعلی برای بزرگ‌تر جلوه دادن شرایط و پیام‌رسانی عکس تکیه کرد.

او همچنین در سخنان خود گفت که انتخابات یک بحران است و به گفته او چون مردم در انتخابات به‌دنبال تغییر جریانی هستند، جامعه دچار بحران می‌شود و اضافه کرد که اگر ما از بحران چیزی نیاموزیم وقت خود را تلف کردیم.

جامی در پایان سخنانش با اشاره به عکسی که جوانی را نشان می‌داد که روزنامه‌ای با تیتر بزرگ محمود رفت را بالای سر خود گرفته، گفت که مردم با استفاده از تکنولوژی می‌خواهند لحظات خود را ثبت کنند و همین تکنولوژی به آن‌ها اجازه می‌دهد که آرزوهایشان را هم ثبت کنند.

[[photow03]]

آزاده کیان، استاد دانشگاه سوربن فرانسه دیگر سخنران جلسه، طی سخنانی کوتاه رأی دادن و رفتن به صندوق‌های رأی را تنها راه رفتن به جلو در ایران خواند و گفت این حکومت را نمی‌توان سرنگون کرد و آلترناتیوی هم برای جانشینی‌اش وجود ندارد.

او به موضع فعلی کشورهای خارجی از جمله آمریکای به رهبری باراک اوباما اشاره کرد و گفت آن‌ها هم با قبول این واقعیت، خواهان رئیس جمهوری در ایران هستند که بتوان با او گفت و گو و دیالوگ برقرار کرد.

کیان با اشاره به این‌که هفتاد درصد جامعه ایران جوان و در زیر ۴۰ سال هستند گفت که مخالف فعالیت‌های خیابانی جوانان در زمان انتخابات نیست و خاطر‌نشان کرد که این نوع شور و هیجان نشان می‌دهد که جامعه ما پویاست.

او همچنین با اشاره به اینترنت و رسانه‌های اینترنتی و اهمیت آن گفت که روزانه شش میلیون نفر در ایران به سایت‌های اینترنتی وارد می‌شوند. کیان صحبتش را با اهمیت شرکت گسترده زنان در انتخابات و پذیرش بیشتر آنان در جامعه پایان داد.

[[photow04]]

آخرین سخنران، یاسر میردامادی به تداخل دیانت در سیاست، پیوند ایرانیان با دین و برخورد طبقات مختلف مردم ایران با مذهب پرداخت. او جنبه‌های مذهبی شخصیت احمدی‌نژاد را بررسی کرد و او را تابع اسلام ولایتی خواند. میردامادی با اشاره به گذشته محمود احمدی‌نژاد، تحصیلات او و سابقه مداحی‌اش گفت، گذشته و اعتقادات رئیس جمهوری اسلامی، رفتار امروز او را توجیه می‌کند.

پس از سخنان آقای میردامادی، دومین میزگرد انجمن بین‌المللی دانش‌آموختگان ایرانی در دانشگاه لندن در‌باره انتخابات ریاست جمهوری ایران، حاضران در جلسه سوالات و گاه انتقاداتی را با سخنرانان مطرح کردند. مرحله اول انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران جمعه آینده برگزار خواهد شد. </description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_154.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_154.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 07 Jun 2009 12:22:48 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پورحیدری: شکست در برابر چین، برایمان مفید بود</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>پس از گذشت دو ماه از شکست تیم ملی فوتبال ایران در برابر عربستان سعودی در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی تیم ملی روز شنبه در یک مسابقه حساس و سرنوشت‌ساز در برابر کره‌شمالی قرار می‌گیرد.

شکست در برابر عربستان سعودی در تهران و در برابر صد هزار تماشاگر از جمله محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری اسلامی که برای تشویق تیم ملی در ورزشگاه آزادی حاضر بودند، پیامد‌های بسیاری برای فدراسیون فوتبال و علی دایی، سرمربی آن زمان تیم ملی داشت.

موج اعتراضات مردم پس از این شکست فدراسیون فوتبال را در موقعیتی قرار داد که نه می‌توانست پاسخگوی ملت ایران باشد و نه می‌توانست در برابر فشار دولت برای تعویض علی دایی مقاومت کند.

پس از برکناری علی دایی از سرمربی‌گری تیم ملی در میان مربیان مورد نظر فدراسیون فوتبال نام‌های محمد مایلی‌کهن و افشین قطبی مود توجه بود. که در آخر محمد مایلی‌کهن، سرمربی سایپا به این سمت برگزیده شد.

اما حمایت‌های او از محمود احمدی‌نژاد باز باعث شد که گفته شود او منتخب رییس جمهوری است. دوران سرمربی‌گری مایلی‌کهن بیش از ۱۰ روز به طول نیانجامید و به دلیل اختلافات او با امیر قلعه‌نوعی، مربی استقلال و رد و بدل شدن نامه‌های تند میان آن‌ دو مجبور به استعفا شد.

در این حال انتخاب مشخص برای فدراسیون فوتبال که رضایت مردم را هم فراهم می‌کرد، افشین قطبی بود. که سال گذشته پس از سی سال دوری از ایران با بازگشت و با سرمربی‌گری پرسپولیس، این تیم را تا قهرمانی باشگاه‌های ایران هدایت کرد.

افشین قطبی در هدایت تیم ملی به مسابقه بعدی در مرحله مقدماتی فرصت بسیار کوتاهی داشت. تا با بازیکنان آشنا شود آن‌ها را به تیم ملی دعوت کند و در نهایت از میان آنان ترکیب اصلی نفرات خود را اعلام کنند.

حاصل کار افشین قطبی در دو مسابقه دوستانه و تدارکاتی ایران تا قبل از بازی روز شنبه پیروزی پنج بر صفر در برابر اندونزی و شکست یک بر صفر در برابر چین بود.

درمورد بازی روز شنبه و موقعیت تیم فوتبال ایران با منصور پورحیدری، سرپرست تیم ملی در چین گفت‌ و‌گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آیا بازیکنان از لحاظ روحی در جای درستی در رویارویی با کره شمالی قرار دارند و آیا شکست در برابر چین تأثیر منفی روی آن‌ها گذاشته است؟</strong>

مسأله‌ای که آقای قطبی، همکارانش و من که از شروع اردو بیشتر از هر چیز دیگر روی آن کار کرده‌ایم، روی انگیزه‌ای بچه‌ها بود و بچه‌ها انگیزه‌ی خوبی پیدا کرده‌اند. در این زمینه بازی چین هم بود که آقای قطبی و همکارانشان و کادر فنی می‌خواستند بازیکن‌ها را ببینند و حتی از بازیکن‌هایی که یک مقداری مصدوم بودند مثل آقای کریمی استفاده نکردند و در شرایط تمرینی قرار داشتند که از نظر بدنی آن شرایط ایده‌آل را نداشتند.

بازی‌، تدارکاتی بود البته اعتقادم این است که باخت بالاخره خوب نیست. ولی با وجود این، بازی خیلی خوبی بود تا کادر فنی بتواند برای بازی با کره شمالی تصمیم درستی را بگیرند و همه ‌چیز الحمدالله خوب است.

[[photow01]]

<strong>سوال بعدی من هم در رابطه با همین صحبت آخرتان است. که در بازی با چین چه چیز مهمی از بازیکنان شما و مربیان تیم به‌دست آوردند تا بتوانند بر اساس آن تغییرات لازم را در ترکیب تیم ملی در بازی با کره شمالی بدهند؟</strong>

کادر فنی ما تمام بازیکنان را در اختیار نداشت. مثل آقای مهدوی‌کیا، آقای هاشمیان و بازیکنان تیم پرسپولیس که درگیر مسابقات حذفی بودند. همچنین بچه‌هایی که تازه از امارات آمدند و حتی آقای مسعود شجایی تازه دیروز به جمع ما اضافه شده است.

حضور در این بازی به کادر فنی کمک کرد که این‌ها را در بازی دیدند تا بتوانند یک تیم یازده‌نفر کامل را برای بازی با کره شمالی از در بیاورند.

<strong>مربیان توانستند آن‌چیزی را که احتیاج داشتند درمورد بازیکنان و ترکیب تیم بدانند تا با بهترین مهره‌چینی به سراغ کره‌شمالی که بازی مرگ و زندگی برای ایران است، بروند؟</strong>

بله، کاملاً توانستند بازیکنان را ببینند به‌ خصوص بازیکنانی که به تازگی به تیم اضافه شدند. توانستند یک نتیجه خوب بگیرند حالا دارند بعد از بازی چین برای بازی با کره شمالی با تیم کار می‌کنند و نفرات اصلی را قطعاً می‌شناسند.

ترکیبی را که می‌خواهند برای بازی با کره شمالی استفاده کنند و حتی بازیکنان ذخیره و تعویض‌هایی را که می‌خواهند انجام دهند، در نظر خواهند گرفت. خوشبختانه به یک نتیجه رسیدند و انشاءالله تیم کامل و خوبی را به میدان می‌فرستند.

<strong>آقای پورحیدری، مربی‌ها فرصت کافی داشتند تا آن ضعف‌های مشاهده شده در بازی با چین را تا شنبه برطرف کنند‌؟</strong>

مسأله‌ای را عرض کنم که در هر حال چون تیم کاملاً در اختیار نبوده، طبیعی است که از نظر تاکتیکی و کار گروهی کادر فنی زمان کافی نداشته که این طبیعی است. ولی از نظر روحی ـ روانی، انگیزه بالا و شرایطی را که تیم ملی در مقابل کره شمالی دارد، به بچه‌ها تفهیم کردند و بازیکنان متوجه شدند و می‌دانند که باید در این بازی چه کار کنند.

کاملاً می‌دانند که چقدر این بازی برای برای حضور در جام جهانی مهم است. برای کره‌ شمالی هم این بازی به اندازه ما مهم است چون اگر به ما ببازد، شانسش را برای صعود از دست می‌دهد. این است که بازی از این جهت سنگین است و بچه‌ها خوشبختانه متوجه این شده‌اند.

[[photow02]]

<strong>در واقع دو بازی تدارکاتی هم برای چنین بازی حساسی کم است به خصوص در بازی که تیم ملی با اندونزی داشت، چنان شناختی را نمی‌توانستید به دست آورید؟</strong>

زمان برای آماده سازی تیم برای حضور برابر کره‌شمالی، امارات و کره‌جنوبی زمان کمی بود. اصلاً این مسأله مشخصی است. بازیکنان در اختیار نبودند. بازیکنان داخلی درگیر مسابقات حذفی و باشگاه‌های آسیا بودند و در اختیار تیم ملی نبودند. لژیونرها چه در امارات چه در آلمان و اسپانیا در اختیار نبودند.

این طبیعی است که زمان کم بود و بیشتر از دو بازی هم نمی‌توانستیم برای تیم ملی درنظر بگیریم. ولی همین دو بازی هم خیلی کمک کرد که کادر فنی شناخت کافی را از نفرات پیداکند و به هر حال تیم بتواند تیم نسبتاً کاملی را به دست بیاورد.

<strong>آقای پورحیدری با برداشتی که در همین مدت کوتاه از تیم ملی فوتبال ایران داشتید، کلاً نگرانی‌های شما با رویارویی با کره شمالی در چه زمینه‌هایی است؟</strong>

من از نوزده اردیبهشت تا الان که در کنار این کادر فنی و تیم ملی هستم و نفراتی که از نوزدهم به مرور به تیم اضافه شدند، می‌بینم که اولاً از نظر نظم و انظباط، شرایط خیلی ایده‌آلی است. بیست ‌و‌ سه یا بیست و چهار روزی که بچه‌ها در اختیار کادر فنی بودند آن هماهنگی که نیاز بود در زمان نسبتاً طولانی‌تر از این زمان بین کادر فنی و بازیکن و بازیکن با کادر فنی به وجود آید‌، به دست آمده است.

همدیگر را درک می‌کنند در این زمینه خیلی جلو رفتند، از نظر انگیزه واقعاً تیم در شرایط بالایی قرار گرفته و بچه‌ها شرایط را درک کردند. مسأله‌ای که به هر حال مقداری برای من نگران کننده است، عدم حضور آقای نکونام است که به دلیل دو کارته  بودن نمی تواند در مقابل کره‌شمالی بازی کند‌. آقای نکونام بازیکن بزرگی است.

آقای مسعود شجایی که چهارشنبه به جمع ما اضافه شدند در بازی با رئال ‌مادرید مصدوم شده و وضعیش مشخص نیست. مسأله دیگر، نگرانی اتفاقات در جریان بازی و شرایطی که در کره شمالی ممکن است برای ما به وجود بیاورند‌.

این‌ها نگرانی من است و من از کادر فنی هیچ نوع نگرانی ندارم. اتفاقاً خیلی امیدوارم که این‌ها بتوانند سه امتیاز کامل بازی را بگیرند. اما ممکن است اشکالاتی در کره شمالی برای ما ایجاد شود. چون این بازی در هر حال برایشان خیلی مهم است و اگر نتوانند امتیاز بگیرند احتمالاً از دور خارج خواهند شد.

<strong>منظورتان چه مشکلات و شرایطی است که ممکن است آن‌ها به وجود بیاورند؟</strong>

جایی که ما داریم می‌رویم یک کشور بسته‌ و کشوری است که امکانات بالا در آن وجود ندارد. باید همه‌چیز را با خودمان حمل کنیم و به آنجا ببریم. حتی از نظر تغذیه، آشپز و مسایلی که به هر حال آنجا محدودیت دارند.

ناگهان یک هفته قبل از این بازی، اعلام کردند ورزشگاهی که قرار بود بازی در آنجا صورت گیرد، عوض شده است. نمی‌دانیم این ورزشگاه چه وضعیتی دارد و از آن شناختی نداریم. به هر حال ممکن است نگرانی‌هایی که خارج از اراده‌ی بازیکن و کادر فنی است ایجاد شود.

اما امیدواریم در طول نود دقیقه هم مشکلی از نظر داوری برایمان به‌وجود نیاید. این‌ها مسایلی هستند که به هر حال فکر آدم را مشغول می‌کنند. ولی آن‌قدر این بچه‌ها دارند با انگیزه کار می‌کنند که مقداری جبران این نگرانی‌ها را خواهد کرد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_153.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_153.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 05 Jun 2009 18:00:23 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسوی خوئینی: اختیارات رئیس جمهور، کم نیست</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>میزگرد تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران جمعه شب در دانشگاه لندن برگزار شد. در این جلسه که از سوی انجمن دانش آموختگان ایرانی دانشگاه‌های بریتانیا سازماندهی شده بود، احمد سیف، استاد علوم سیاسی دانشگاه استافوردشایر درباره‌ی ۴ سال اقتصاد ایران، مسعود بهنود، روزنامه‌نگار، در مورد نقش رسانه‌ها در صحنه سیاست ایران در گذشته و حال، عطالله مهاجرانی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره‌ی آسیب شناسی انتخابات و علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده تهران در مجلس ششم شورای اسلامی، در مورد نقش دانشگاه و جنبش دانشجوئی صحبت کردند و به سوالات حضار پاسخ دادند. 

آقای موسوی خوئینی‌ در سخنان خود به اصلاحات ساختاری اشاره کرد که مطلوب اکثریت اصلاح طلبان است. در گفت‌وگویی با آقای موسوی ابتدا منظور دقیق او را از اصلاحات ساختاری جویا شدم.</small></strong>

[[sound]]

من در صحبت خودم عرض کردم و الان تاکید می‌کنم که بخشی از اصلاح‌طلبان که در داخل و خارج از ایران فعالیت می‌کنند، به خصوص بعد از طی این هشت سال دوران اصلاحات به این نتیجه رسیدند که نیازمند یک سری تغییرات در بخش‌هایی از چهارچوب‌های کلی و بنیادهای کلی مربوط به قانون اساسی و این قبیل بحث‌ها هستیم.

با توجه به این‌که این شعار، شعار اصلاح‌طلبانی که دنبال اصلاحات ساختاری هستند، می‌باشد آنان به دنبال آقای عبدالله نوری بودند تا این خواسته‌ها را دنبال و نمایندگی کند.

اما آقای نوری به دلایل شرایط خاصی از انتخابات امتناع کردند. طبیعتا وقتی دوستان ما مشاهده می‌کنند که یکی از کاندیداها حداقل نزدیک است به یکی ازمهمترین  مطالبات این بخش از اصلاح طلبان، آن را حمایت می‌کند این انگیزه‌ را پیدا کردند که در صحنه انتخابات حضور داشته باشند.

چرا که یکی از مهمترین خواست‌های آن‌ها توسط یکی از کاندیداها یعنی آقای کروبی دارد مطرح می‌شود و مرتبا هم در برنامه‌های تلویزیونی و سخنرانی‌ها از طرف ایشان به آن پای فشرده می‌شود. منظور ما این‌ها بودند.

<strong>فکر می‌کنید که هیچ‌کدام از نامزد‌های فعلی - البته الان اشاره داشتید به آقای کروبی - که ظاهراً در طیف اصلاح‌طلبان قرار می‌گیرند، آقای کروبی به اضافه آقای مهندس موسوی در صورت پیروزی، اراده چنین اصلاحات ساختاری و میل آن را دارند؟</strong>

من فکر می‌کنم اگر کاندیدایی در ارتباط با مطالبه‌، خواسته‌ و شعاری صحبت می‌کند ما باید این پرسش در ذهن‌مان به وجود بیاید که آیا این فرد می‌تواند این‌ها را عملی بکند یا حداقل بخش‌هایی از آن‌ها را؟ یا این که حداقل شعارهایش جدی است و تمام تلاشش را به کار خواهد بست و از این نیرو و پتانسیلی که پشت سر او بسیج خواهد شد بعد از انتخابات، آیا استفاده خواهد کرد یا نه.

به نظر من  به این سوال باید جواب بدهیم. فکر می‌کنم که آقای مهدی کروبی سابقه‌شان و گذشته‌شان نشان می‌دهد که از پتانسیل و موقعیتی که در اختیارشان بوده به خوبی استفاده کرده‌ است و روی خواسته‌ها و شعارهای‌شان پافشاری کرده‌اند.

ممکن است در پی محقق کردن خواسته‌های‌شان و پیگیری‌های‌شان دچار اختلالات و موانعی هم بشوند ولی همان‌طور که در حال حاضر هم اشاره می‌کنند ایشان نقش‌شان این است که تمام تلاش‌شان را بکنند که آن کسانی را که در برابر آن خواسته‌ها مخالفت می‌کنند قانع و متقاعد بکنند و حتی‌الامکان موفق شوند، که تا الان هم در خیلی نکات فکر می‌کنم موفق شده‌اند به نفع مردم امتیاز بگیرند.

همچنین در صورتی‌که به هیچ عنوان نتوانستند آن را به نتیجه برسانند، حداقل آن را به صراحت به مردم اعلام و عاملان را معرفی بکنند، کسانی را که مانع ایجاد می‌کنند که فکر می‌کنم که این را هم در مجلس ششم شاهد عملکرد ایشان بودیم.

[[photow01]]

<strong>در ادامه همین صحبت شما آقای مهاجرانی هم در صحبت‌های‌شان اشاره‌ای داشتند به این‌که هر کسی در ایران رییس جمهور می‌شود باید قبول کند که طبق قوانین اساسی این کشور شخص اول کشور نیست که این واقعیتی است. در واقع در این شرایط چه فرقی دارد که آقای کروبی انتخاب بشود یا آقای موسوی؟</strong>

اولویت اصلی کسانی که تحت عنوان تحول‌خواهان و یا کسانی که معتقد و پی‌گیر اصلاحات ساختاری هستند این است که میزان شرکت کننده و رای دهندگان یا در دور اول و یا در مرحله دوم به اردوگاه اصلاحات در هر حدی ممکن است افزایش پیدا بکند تا یک اصلاح‌طلب انتخاب بشود. این اولویت اصلی ما است. بنابراین نباید این را از نظر دور داشت و این موضوع مهم است.

درجه دوم این است که طبعا هر کدام از  کسانی ‌که از یکی از این دو کاندیدای محترم ریاست جمهوری یعنی جناب آقای موسوی و آقای کروبی حمایت می‌کنند بنا بر دلایل و استدلال‌هایی که می‌آورند خودشان را احیانا نزدیک به برنامه‌هایی که آن‌ها ارائه کردند می‌بینند یا در واقع فکر می‌کنند که آنها در عمل بهتر می‌توانند به اجرا در بیاورند.

هر کدام تلاش می‌کنند کاندیدای مطلوب خودشان حائز اکثریت آرا بشود که در این رابطه دوستان ما در سازمان ادوار تحکیم وحدت و دفتر تحکیم وحدت و ۵۲ انجمن اسلامی آقای کروبی را در نظر دارند و برای آقای کروبی فعالیت می‌کنند.

<strong>بر می‌گردم به همین سوالم. به عنوان مثال در درگیری‌های دانشگاه امیرکبیر امروز، مثلا آقای کروبی در سخنرانی‌شان گفتند که در صورت پیروزی در انتخابات در دولت ایشان هیچ دانشجوی زندانی وجود نخواهد داشت و یک فضای آزادی در دانشگاه ایجاد خواهد شد.

با این سیستم رهبری که در ایران وجود دارد چطور می‌توانند ایشان این قول را بدهند و یا همین‌طور آقای موسوی؟</strong>

همانطور که شما قبلا هم اشاره کردید، طبق قانون اساسی موجود ما رییس جمهور شخص دوم مملکت و اختیاراتش کاملا مشخص و معین و محدود است.

صحبتی که ما داریم و من شخصا خودم به آن پافشاری می‌کنم این است که همین اختیارات هم اختیارت  کمی نیست در صورتی که آن کاندیدا در واقع بخواهد و اراده بکند و به خصوص مهمتر از آن این است که نیرویی اجتماعی که بسیج می‌شود و منجر به این می‌شود که آن فرد پیروز این میدان بشود.

به خصوص در نبردهای سنگینی که در همین انتخاباتی که در پیش رو داریم و مشابه آن در دوم خرداد سال ۷۶ که چنین جو و چنین رقابت‌هایی به وجود آمده بود، بتواند آنها را سازماندهی و بسیج بکند و  این را به عنوان یک امتیاز و فرصت قدر بداند و استفاده بکند.

خوب درست است در هشت ساله دوران اصلاحات، اصلاح‌طلبان شاید در این زمینه ضعف‌هایی داشتند. ولی دستاوردهای بزرگی هم داشته‌اند و نباید این‌ها را نادیده گرفت و ما می‌خواهیم آن‌ها را تقویت کنیم تا این ضعف‌ها پوشیده بشود.

به هر حال مهم این است که این کاندیدا جسارت استفاده از این موقیعت‌ها و فرصت‌ها را  با همین اختیارات موجود داشته باشد.

[[photow02]]

<strong>آقای موسوی شما زندگی سیاسی‌تان را از دانشگاه شروع کردید. حالا نقش دانشگاه را در انتخابات چطور می‌بینید؟ همان‌طور که می‌دانید در دوم خرداد دانشگاهیان از اصلاحات حمایت کردند. اما در جریان ۱۸ تیر که شما آن را در صحبت‌های دیشب هم، جنایت ۱۸ تیر خواندید، عده‌ی زیادی از دانشگاهیان دلسرد شده‌اند.

فکر می‌کنید در حال حاضر دانشجویان حاضر باشند بار دیگر سیاستمداران اصلاح‌طلب را آزمایش کنند؟</strong>

من دیشب هم اشاره کردم که به خاطر حضور دانشجویان در دوم خرداد ۷۶ از آن‌ها انتقام گرفته شد، به خاطر نقشی که برای ایجاد یک تغییر ایفا کردند.

بله در ۱۸ تیر این انتقام از آن‌ها گرفته شد و دانشجویان یک کمی سرخورده شدند. ولی به هر ترتیب تلاش‌هایی صورت گرفته شد و بعد از آن در مجلس ششم و دولت اصلاحات که اگر از آن‌ها حقی ضایع شده باشد حتی الامکان حقوق آن‌ها اعاده بشود.

اگر در زندان هستند به آن‌ها رسیدگی بشود و آزاد بشوند و مسایلی که الان فرصت آن نیست که به آن بپردازم.
 ولی به هر ترتیب دچار یک سری عارضه‌هایی شدند و بعد هم که طی چهار سال گذشته این اتفاقات تشدید شد و این برخوردها ادامه پیدا کرد و دانشجویان خیلی سرخورده شدند.

ولی به هر ترتیب در شرایط حاضر برداشت می‌کنم بر طبق اطلاعاتی که دارم این است که  دوستان باز دارند به این نتیجه می‌رسند که در صورتی که غایب صحنه باشند، آن‌چنان که در دوره قبل غایب بودند، دیگرانی خواهند آمد و کسانی خواهند بود که در عرصه و طبق سازمان و برنامه ریزی‌هایی که دارند می‌خواهند به هرحال فردی را تحمیل کنند که به نمایندگی از اکثریت ملت ایران بخواهد اقداماتی را انجام بدهد و کشور را حتی در لبه پرتگاه ببرد و مشکلات بزرگ ایجاد کند.

به خاطر همین شاید به این نتیجه رسیدند که باز هم باید بیایند و نقش‌شان را این‌جا ایفا بکنند و من فکر می‌کنم که این جنب و جوش را ما در طی روزهای اخیر داریم می‌بینیم و به نظر می‌آید که در طی روزهای آینده هم تشدید بشود و فکر می‌کنم که دانشجویان باز بتوانند یک بار دیگر در ۲۲ خرداد امسال ۸۸ ثابت کنند در صورتی که اراده بکنند می‌توانند در کشور تغییری ایجاد بکنند و سرنوشت خودشان را خودشان رقم بزنند.

<strong>همان‌طور هم گفتید که کشور محتاج یک رنسانس و یک اصلاح گرایی درون حکومت است که این باید طبق آن چیزی که ملت ایران می‌خواهد از درون به وجود بیاید. به نظر شما این امر چطور امکان‌پذیر است؟</strong>
 
یک راه، راه سرنگونی و براندازی و این نوع راه حل‌هاست که به هرحال خیلی‌ها دنبالش بودند و بعضا قدرت‌های خارجی هم آن را تشویق می‌کردند و یا حداقل مطرح می‌کردند، که این کاملا نتیجه و برآیندش تا به امروز روشن هست که فکر می‌کنم  این راه راه نتیجه بخشی نبوده است. حتی اگر می‌خواست به نتیجه برسد. 

حتما در دراز مدت می‌توانست دوباره بازسازی شود و امکان تکرار آن وجود داشت. به دلیل موقعیت‌های اجتماعی که احیانا در درون کشور، به خصوص از بعد مذهبی و بافتی که وجود دارد و میزان  پایین بودن سواد عمومی که رسما از طرف مرکز آمار اعلام شد، خیلی‌ها می‌توانستند بر موج احساسات مذهبی و ناآگاهی مردم سوار شوند و دوباره بتوانند یک جور دیگری موقعیت کشور را رقم بزنند.

بنابراین این موضوع با شکست مواجه شده است و فکر نمی‌کنم کسی بتواند از این دفاع بکند. دولت قدرتمندی هم که در این زمینه مطالبی را مطرح می‌کرد آن دولت هم یعنی آمریکا با رای مردم کشورش کنار رفته  و یک دولتی که اهل گفت‌وگو است و اعلام  می‌کند که قصد ندارد چنین پروژه‌ای را دنبال ‌کند روی کار آمده است. 

[[photow03]]

در برابر این یک راه حل دیگری وجود دارد که بحث اصلاحات است. که نظر ما اصلاحات ساختاری است. شاید زمان‌بر باشد و ما یک مقدار باید فعالیت‌های فرهنگی و دینی کشور را با نگاه نو و نگاه جدیدی که تحت عنوان رنسانس دینی یاد می‌شود داشته باشیم و بتوانیم در این مدت زمانی که فرصتی به وجود می‌آید احیانا بعد از انتخابات و تغییرات طی سال‌هایی روشنفکرانی که در این زمینه صاحب نظر هستند و دین‌داران و نیروهای معتقد به نهاد دین از نهادهای قدرت هستند این‌ها بتوانند با یکدیگر گفت‌وگوهایی بکنند و طر‌ح‌ها و ایده‌های نو در بیاورند.

همچنان که دارند مطرح می‌کنند مثل آقای مجتهد شبستری، آقای کدیور آقای ملکیان و آقای دکتر سروش و امثال این‌ها که فکر می‌کنم این‌ها راه‌حل‌های جدیدی پیش روی مردم ما و قشر روشنفکر و دانشجو و تحصیل‌کرده است که آن‌ها بتوانند بحث و گفت‌و‌گو بکنند.

ولی لازمه این‌ها ایجاد یک فضای حداقلی باز است که با هم به گفت‌وگو بنشینند تا این‌که به نتیجه برسیم و امکان پیاده شدن در جامعه را داشته باشد.

<strong>آقای موسوی کلید پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات، با شرکت گسترده مردم است؛ اما خیلی از ناظران امور در ایران می‌گویند که بسیاری از مردم دیگر به نظام انتخاباتی اعتقاد ندارند و در واقع امید خودشان را به انجام تغییرات از طریق انتخابات از دست داده‌اند. به نظر شما در این شرایط می‌توان امید داشت که استقبال از انتخابات گسترده باشد؟</strong>

همه این‌ها بستگی دارد به نیرو و اراده من و شما و همه کسانی که تحت عنوان مردم راجع به ‌آن‌ها صحبت می‌کنیم.

اگر مردم اراده بکنند و تصمیم به این بگیرند که تغییری در کشور ولو تغییری حداقلی ایجاد بکنند، فکر می‌کنم که راه حل‌شان پیش روی خودشان است و خودشان باید پاسخ بدهند. مثل سال ۷۶ باید این اراده را به عمل برسانند و آن هم راه حلی ندارد به جز اینکه تعداد  بسیار زیادی از مردم در انتخابات شرکت کنند که با انتخابات سال ۸۴ قابل قیاس نباشد.

و یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلب را انتخاب کنند که ندای تغییر را دارد سر می‌دهد. حتی آقای مهاجرانی اشاره می‌کردند به این‌که بعضی‌ها شاید بگویند به هیچ عنوان این دو کاندیدا خواسته‌ی‌ ما را برآورده نمی‌کنند و ایشان می‌گفتند شما حداقل رای سفید بدهید. 

ولی میزان شرکت کننده اگر از یک حدی بیشتر باشد حتی با آن نگرانی‌هایی که راجع به تقلب یا هر گونه دستبرد در انتخابات و این جور مسایل ممکن است وجود داشته باشد و سابقه هم داشته است. اگر فاصله زیاد بشود دیگر بحث، بحث امنیت، ملی می‌شود و مسوولین ناچار می‌شوند به نظر اکثریت تن بدهند.

<strong>قسمت اعظم صحبت‌های شما هم در مورد دانشجویان زندانی و دانشجویانی که جان‌شان را از دست داده‌اند بوده است. همچنین اشاره کردید آن ۸ و یا ۴ سالی که شما در سیاست شرکت داشتید شرایطی را به وجود آورد که دانشجو حق صحبت کردن داشت و گفتید که الان دوره‌ی گذار به دموکراسی است.

اما شواهد طور دیگری نشان می‌دهد. شاید دانشجویان بیشتر صحبت بکنند. اما تعداد دانشجویان و فعالان حقوق بشری که هر روز در ایران بازداشت می‌شوند بسیار زیاد است که موقعیت تعدادی از آن‌ها اصلا مشخص نیست که کجا هستند.</strong>

من همیشه در مورد ایرانیانی که دارند در اتمسفر باز سیاسی تنفس می‌کنند می‌گویم بیشتر به فکر هموطنان و کسانی باشند که دارند برای پیشرفت، آزادی و توسعه‌ی کشورمان تلاش می‌کنند. آن‌ها هم باید کمک بکنند و نباید آن‌ها را فراموش بکنند و نباید اجازه بدهند در درون کشور موقعیتی در اثر  سکوت یا عدم حمایت به وجود بیاید و افرادی از دنیا بروند در درون زندان، که این بسیار دردناک است. 

به خصوص با توجه به شرایط حاضر که عصر ارتباطات و تکنولوژی اطلاعات هستیم باید دوستان ما در خارج از کشور نهایت تلاش خودشان  را داشته باشند که این افراد فراموش نشوند و این اتفاقات تکرار نشود.

در گذشته این اتفاقات بیشتر رخ داده و خیلی از کسانی که قبل از دوران اصلاحات، یادمان نرفته کسانی که می‌خواستند اتوبوس حامل روشنفکران را به دره بیاندازند، یا بر پاسپورت روشنفکران مهر خروج زدند و به جای این که آن‌ها از کشور خارج شوند راهی زندان شدند و خواستند که بر سر آن‌ها بلاهایی بیاورند و بعدا نجات پیدا کردند.  

در مورد آن‌ها هیچ‌گونه اطلاع رسانی و رساندن پیامی از آن‌ها به خارج از زندان مقدور نبوده است. بعد از دوران اصلاحات هم این اتفاقات افتاد و بازخیلی این تکنولوژی به کمکش آمد و خیلی موقعیت مناسب‌تری داریم. نباید اجازه دهیم که این اتفاقات روی دهد.

نکته‌ی آخری که می‌خواهم بگویم این است که ما فراموش نکنیم اتفاقاتی که دارد می‌افتد بعد از این است که جنبش‌های بسیار قوی اجتماعی در کشور پدید آمده و ایجاد شده و در سطوح عادی جامعه جوشیده و رو به رشد است.

مانند جنبش دانشجویی که از قبل هم بوده و الان خودش را بازسازی کرده است. جنبش اجتماعی زنان که در قالب کمپین یک میلیون امضا و حوزه‌های انتخابات دارد فعالیت می‌کند. کارهای بسیار زیادی صورت گرفت و بر روی آن‌ها پافشاری می‌شود که در گذشته امکان مطرح کردن آنها هم نبود. 

ولی به هر حال دارد تلاش خودش را می‌کند. جریان کارگری و معلمان و اقوام و مذاهب هم همین گونه است. من فکر می‌کنم که از موقعیت انتخابات هم خوب است که این‌ها استفاده کنند و هر کدام از کاندیداها که فکر می‌کنند شعارهای نزدیک‌تری نسبت به خواسته‌های آنان را مطرح می‌کنند دارند با آن‌ها وارد گفت ‌و گو می‌شوند و این پدیده‌ای بسیار مبارک و خوب است که آن‌ها را متعهد به خواسته‌هایی که به مطالبات‌شان نزدیک‌تر است.

اما اگر در کل بخواهم جمع‌بندی بکنم عرضم این است که یکی از راه حل‌های بهبود وضعیت حقوق بشر این است که جنبش‌های مختلف اجتماعی با کاندیداهایی که به طرح شعار می‌پردازند وارد گفت‌وگو شوند و وارد گفت‌وگو شوند تا بلکه ما در گام بعدی شاهد بهبود وضعیت باشیم و این خواسته‌ها و مطالبات به هنجارهایی در کشور تبدیل شود و تبدیل به قوانینی شود که امکان اجرای آن‌ها در کشور میسر شود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_152.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/06/post_152.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 01 Jun 2009 14:30:02 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«باید به آقای دایی، فرصت بیشتری داده می‌شد‌»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>بازیکنان پرتلاش بارسلونا، امید منچستر یونایتد برای حفظ مقام قهرمانی باشگاه‌های اروپا را نقش بر آب کردند. در مسابقه‌ی فینال لیگ قهرمانان اروپا که در هوای بسیار گرم رم برگزار شد، قهرمان لیگ اسپانیا، همتای انگلیسی خود را با دو گل از پای درآورد و جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا را برای سومین بار در آغوش گرفت.

منچستر یونایتد که در ۱۰ دقیقه‌ی اول مسابقه تهاجمی ظاهر شد و چند شانس گل زدن داشت، پس از گل ساموئل اتوئو در دقیقه‌ی دهم، کنترل بازی را از دست داد و اختیار زمین به دست بازیکنان بارسلونا افتاد.

لیونل مسی، بازیکن ۲۱ ‌ساله‌ی آرژانتینی ۲۰ دقیقه قبل از پایان مسابقه، گل دوم بارسلونا را با ضربه‌ی سر وارد دروازه‌ی منچستر یونایتد کرد و عملاً به مقاومت قهرمان سال گذشته‌ی اروپا پایان داد. سر آلکس فرگوسن، سرمربی منچستر یونایتد و اکثر بازیکنان و هواداران این تیم پس از این شکست اعتراف کردند که تیم‌شان مغلوب یک تیم بهتر شده است.

در همین حال پرسپولیس، تنها نماینده‌ی فوتبال ایران در مرحله‌ی یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا با نتیجه‌ی یک بر صفر در مقابل بنیادکار ازبکستان در ورزشگاه آزادی تهران شکست خورد و از دور رقابت‌ها کنار رفت.
پرسپولیس هفته‌ی گذشته با شکست الشباب عربستان به عنوان تیم اول گروه «ب» فرصت میزبانی در مرحله‌ی یک هشتم نهایی لیگ قهرمان را به دست آورده بود. اما نتوانست از این فرصت برای شکست حریف ازبک خود استفاده کند.

این در حالی است که تیم ملی فوتبال ایران برای شرکت در اردوی آمادگی روز پنجشنبه وارد چین شد. تیم ایران روز دوشنبه مسابقه‌ای دوستانه با تیم چین انجام خواهد داد و پس از آن روز چهاردهم خرداد در چارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی با کره شمالی روبه‌رو خواهد شد.

تیم ایران همچنین قبل از این سفر به چین در اولین تجربه‌ی خود با سرمربی‌گری افشین قطبی در یک بازی دوستانه در تهران اندونزی را با نتیجه‌ی پرگل پنج بر صفر شکست داد.

با محسن بنگر، بازیکن باشگاه سپاهان که جزو بازیکنان منتخب تیم ملی بود که به همراه چند بازیکن دیگر در لحظات آخر از فهرست بازیکنان حذف شد گفت‌ و گو کرده‌ام.

[[sound]]

محسن بنگر ابتدا از جدایی‌اش از تیم ملی می‌گوید:</small></strong>

در اختیار من نیست که در تیم ملی باقی بمانم. در این مقطع مربی تیم ملی صلاح دیده است که من نباشم. اگر در تیم ملی باشم تلاش می‌کنم که تیم موفق شود و اگر هم نباشم دعا می‌کنم که موفق باشند. در حال حاضر صلاح دانسته‌اند که من نباشم.

<strong>فکر می‌کنید در دوره‌های بعدی از شما دعوت به عمل بیاید که به تیم ملی بپیوندید؟</strong>

صدردرصد، من تمام تلاشم را می‌کنم که دوباره دعوت بشم که در دفعه بعد که دعوت شدم بتونم به‌صورت فیکس بازی کنم.  در حال حاضر کمی مصدومیت داشتم و نتوانستم خودم را خوب نشان دهم. اما با این حال آقای قطبی از من راضی بود. تعدادمان زیاد بود و باید چند نفر از بازیکنان کنار گذاشته می‌شدند. این دفعه قرعه به نام من افتاد. این بی‌انصافی است که همه‌اش ما باشیم و کسان دیگر نباشند.

<strong>در عرض چند ماه گذشته، تیم ملی ایران سه مربی داشته است. در میان این مربیان از لحاظ روابط با بازیکنان و از لحاظ حرفه‌ی سرمربی‌گری و قابلیت‌ها، به نظر شما کدامشان برای تیم ملی بهتر بودند؟</strong>

به نظر من باید به آقای دایی بیشتر فرصت داده می‌شد‌. آقای دایی کارش را بلد بود و خیلی هم در کارش مصمم بود و آدمی بود که هر روز می‌خواست پیشرفت کند و حتا در بازی‌های دوستانه و یا بازی‌های درون اردوهی هم دوست نداشت که ما ببازیم.

به نظر من آقای دایی خیلی می‌توانست به این تیم کمک کند و موفق باشد. همچنین بی‌انصافی هم بود که فقط به خاطر یک باخت در یک بازی رسمی، آقای دایی را برکنار کردند.

[[photow01]]

<strong>جوانگرایی که آقای دایی در تیم ملی شروع کرد...</strong>

آقای دایی بعد از ۱۰ ـ ۱۵ سال تیم ملی را تغییر داد و پای جوانان را به تیم ملی باز کرد. نسلی در فوتبال ایران آمد که آقای قطبی یا هر مربی دیگر دست روی هر بازیکن بگذارند، تجربه‌ی ملی و حضور در اردوها دارند و دیگر این‌گونه نیست که بازیکن چند بار برود و بیاید و تازه تجربه پیدا کند.

آقای دایی این خدمت را به فوتبال ایران کرده است. من محسن بنگر و یا خیلی‌های دیگر که در تیم‌های مختلف حضور دارند و توسط آقای قطبی یا هر مربی دیگری دعوت شوند، تجربه‌ی ملی دارند و می‌توانند به تیم کمک کنند و دیگر نیازی به کسب تجربه‌ی تازه ندارد.

<strong>شما اگر بخواهید آقای قطبی و آقای علی دایی را با هم مقایسه کنید چه نکاتی مد نظر شما قرار خواهد گرفت؟</strong>

آقای قطبی هم مربی خیلی خوبی است. از آن دسته مربیانی است که می‌خواهد موفق باشد. تمریناتش خیلی خوب و به روز است. به نظر من همت و  فعل خواستن از سوی هر دو نفر خیلی مهم است و با هم شباهت دارد. هر دو مربی می‌خواهند که در کارشان موفق باشند. آقای دایی چندان به اسم‌ها توجه نمی‌کرد اما فکر می‌کنم که آقای قطبی کمی به اسم‌ها توجه می‌کند.

<strong>منظور شما چه کسانی هستند؟</strong>

افراد اسمی فوتبال ایران بیشتر مورد توجه‌ی آقای قطبی هستند. اما برای آقای دایی فرق نمی‌کرد که من محسن بنگر در کجا بازی می‌کنم. ممکن بود که بازیکنی در لیگ بازی خوب انجام می‌داد و به تیم ملی دعوت می‌شد. اما اگر الان به اردوی تیم ملی نگاه کنید یک بازیکن بی‌نام و نشان نیست. اغلب افرادی هستند که شاید ۱۰ سال سابقه‌ی حضور در تیم ملی را دارند.

<strong>گفته می‌شد که سرمربی‌گری برای آقای دایی خیلی زود بود.</strong>

شاید برای آقای دایی زود بود، اما بارها اتفاق افتاده بود که ما به جام جهانی صعود نکرده بودیم. یعنی مدیران امر می‌توانستند از این جام جهانی هم چشم‌پوشی کنند. اما برای چهار سال آینده تیم ما با قدرت ۱۰۰ برابر به جام جهانی صعود می‌کرد و مطمئن باشید که با آقای دایی دیگر کارمان به مرحله‌ی پلی‌آف نمی‌کشید.

می‌توانستیم در جام ملت‌ها قهرمان شویم‌. یعنی اگر کمی صبر می‌کردند و از نتایج فعلی چشم‌پوشی می‌کردند برای تیم خیلی بهتر بود. در مجموع این امکان وجود داشت که به آقای دایی بیشتر فرصت داده می‌شد.

<strong>شما گفتید که بازی روز چهارشنبه‌ی پرسپولیس را در لیگ قهرمانان آسیا از نزدیک دیدید . توضیحی هم در مورد این بازی بدهید مثل این‌که بعد از بازی درگیری‌هایی پیش آمده و شعارهای بسیاری هم علیه سرمربی، مدیرعامل و آقای علی‌آبادی داده شد.</strong>

تیم ‌ریشه‌داری مانند پرسپولیس باید در این‌گونه بازی‌ها نتیجه بگیرد. تیمی که با این همه زحمت به جام باشگاه‌های آسیا آمده است و در مرحله‌ی اول خیلی خوب نتیجه گرفته بود. کمی تماشاگران حق دارند و کمی ندارند. هر چند که تماشاگران حق ندارند در مسایل فنی تیم‌ها دخالت کنند اما بعضی‌ها می‌گویند که حق دارند و باید در آن دخالت کنند.

من از شکست پرسپولیس خیلی ناراحت شدم. انگار که تیم خودم باخته بود. چون در این بازی نام پرسپولیس نبود بلکه نام ایران بود. که حیف شد. متأسفانه امسال هر چهار نماینده‌ی ایران در جام باشگاه‌های آسیا خوب فوتبال نکردند. انشالله که در سال آینده سهمیه‌ی ما را در جام باشگاه آسیا کم نکنند و سال بعد بتوانند نتیجه بگیرند.

<strong>به دنبال حذف پرسپولیس، ایران در مرحله‌ی یک چهارم این دوره یک نماینده هم ندارد. به نظر شما این در مورد فوتبال ما نشانگر چه چیزی است.</strong>

متأسفانه امسال دلایل مختلفی به وجود آمد که منجر به حذف تیم‌های ما شد. انشالله که سهمیه‌ی ایران را کم نکنند و سال بعد تیم‌های ما با قدرت و نظم و انضباط و کارهای از پیش تعیین شده در این رقابت‌ها حضور پیدا کنند. تا بتوانند نتیجه بگیرند و باعث سربلندی نام ایران شوند.

<strong>آقای بنگر فکر می‌کنید چگونه می‌شود حاشیه را از فوتبال ایران دور کرد؟ چون در مورد تیم ملی ایران هم حاشیه زیاد است؟</strong>

فوتبال ایران با حاشیه عجین شده است. می‌شود حاشیه را کم کرد. اما نمی‌توان کامل دور کرد‌. اما مدیران تیم‌های ریشه‌دار و پرطرفدار باید حواسشان را بیشتر جمع کرده و تیم‌هایشان را بهتر ببندند تا این قبیل مسایل پیش نیاید.

<strong>شما در اردوی تیم ملی فوتبال ایران بودید و تا این حد که دنبال کردید، رویارویی تیم ملی فوتبال ایران در برابر کره شمالی با توجه به تمرینات انجام گرفته به نظر شما چگونه خواهد بود‌؟</strong>

تمرینات خوبی بود. اما شاید فقط چهار بازیکن که در تمرینات حضور دایمی داشتند در تیم ملی ثابت باشند و بازیکنان دیگر از خارج از کشور می‌آیند‌. به نظر من نباید این تمرینات را ملاک قرار داد. ما ۳۵ بازیکن بودیم که از این ۳۵ نفر ۱۵ نفر برای ادامه‌ی کار انتخاب شدند. که یک نفر هم گلر بود. یعنی سه یا چهار نفر در این تیم بازی می‌کنند.

اما من هم به عنوان یک ایرانی امیدوارم که بتوانند نتیجه بگیرند و دعا می‌کنم که نتیجه بگیرند و انشالله که در این سه بازی تیم موفق باشد و تیم ما به جام جهانی صعود کند. اگر تیم به جام جهانی صعود کند، فوتبال ما جهش خواهد و اگر تیم در جام جهانی حضور پیدا نکند فوتبال ما دچار پسرفت خواهد شد.

<strong>در مورد نوع بازی و چیدن مهره‌هایی که آقای قطبی انتخاب می‌کنند، چه اطلاعی دارید؟</strong>

سیستم ایران را تغییر داده و سیستم ما را از چهار، چهار، دو به چهار، دو، سه، یک تغییر داده است‌. می‌خواهد با دو هافبک دفاعی بازی کند که ابتدا گل نخوریم چون اگر گل نخوریم می‌شود گل زد.

<strong>این سیستم بیشتر دفاعی است.</strong>

طبیعی است. هر تیمی در کره شمالی حضور پیدا کرده است بازنده بوده است. تیم ملی ایران همیشه گل می‌زند. اما نباید گل بخورد تا بتواند گل بزند. اگر گل نخورد تا دقیقه‌ی ۹۰ گل را می‌زند.

<strong>صحبت‌هایی در مورد خصوصی شدن باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال صورت گرفته است. این موضوع در حد صحبت است اما اگر این امر انجام و عملی شود‌. خیلی به نفع فوتبال ایران خواهد بود. این‌طور نیست؟</strong>

بله، اگر باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال خصوصی شوند مشکلات مالی این دو باشگاه حل می‌شود و بازیکنان بهتری در پرسپولیس و استقلال حضور پیدا می‌کنند. الان دیگر فوتبال حرفه‌ای شده است. اگر  هر تیمی به بازیکن پول بیشتری بدهند مطمئناً به آنجا می‌رود و بازی می‌کند.

دیگر نام پرسپولیس و استقلال معنا ندارد. الان فوتبال پیشرفت کرده است‌. فوتبالیست‌ها برای آینده‌ی زندگی‌شان باشگاهی را انتخاب می‌کنند که همه چیز برایشان در آن آماده باشد. اگر این دو باشگاه خصوصی شود علاوه بر حل مشکلات مالی بازیکنان خوبی هم جذب این دو باشگاه می‌‌شوند، فوتبالیست‌ها هم راحت‌تر بازی می‌کنند و موفق‌تر هستند. من هم امیدوارم که این تیم خصوصی شود و من بتوانم یک فصل در این تیم بازی کنم.

<strong>بازی بارسلونا، منچستر یونایتد را دنبال کردید؟</strong>

بله، دیدم.

<strong>دلتان می‌‌خواست کدام تیم برنده می‌شد؟</strong>

من طرفدار بارسلونا بودم و دوست داشتم که بارسلون برنده شود که برد. اما از منچستر هم بدم نمی‌آمد. یعنی خیلی برای من تفاوت نداشت که کدام تیم برنده شود. بیشتر دوست داشتم که یک فوتبال خوب ببینم که فوتبال خوبی نبود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_151.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_151.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 30 May 2009 18:30:46 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«حامیان کروبی، با وسواس بیشتری عمل می‌کنند»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>دفتر تحکیم وحدت، از تشکل‌های مهم و بزرگ دانشجویی در ایران که در دوره‌های گذشته انتخابات ریاست جمهوری و مجلس از هیچ نامزدی حمایت نکرده بود، این‌بار از نامزدی مهدی کروبی در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران حمایت کرده است.

در گفت و گو با بهاره هدایت یکی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به موضوع انتخابات ریاست جمهوری ایران پرداخته‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>خانم بهاره هدایت در پاسخ به این پرسش که آیا امکان این‌که ۲۲ خرداد امسال هم تبدیل به یک دوم خرداد دیگر شود می‌‌گوید:</strong>

فکر می‌کنم آن امیدی که در دوم خرداد ۷۶ در بین گروه‌های اجتماعی، سیاسی، مدنی و مردم عادی هم ایجاد شده بود که منجر شد به این‌که چنین فضایی را خلق کنند و نتیجه‌ی درخشان دوم خرداد ۷۶ را ایجاد کنند، در حال حاضر وجود ندارد.

گروه‌هایی که در خلق دوم خرداد سهیم بودند، اکنون عمدتاً جزو گروه‌های منتقد محسوب می‌شوند که با آن جریان‌ها همراهی ندارند و با بدبینی و نگاه وسواس‌گونه روند انتخابات را رصد می‌کنند.

بعید می‌دانم که چنین فضایی خلق شود. اما امیدوار هستم برای تغییر وضعیت فعلی و گذار از وضعیت نگران کننده، همه‌ی گروه‌هایی که دست‌اندرکار انتخابات هستند، تمام تلاش خودشان را بکنند تا «نه»‌ی محکمی را به آقای احمدی‌نژاد بگویند.

<strong>خانم هدایت در بیانیه‌ای که دفتر تحکیم وحدت صادر کرده است، چرا در میان کاندیداهایی که وجود دارند، نام آقای کروبی را در اولویت قرار دادید؟</strong>

روالی که ما از نشست آبان‌ماه خودمان اتخاذ کرده بودیم و بیانیه‌ی مفصلی هم در مورد نحوه‌ی ورود ما به انتخابات منتشر کردیم. این‌که فکر می‌کنیم برای گذار به دموکراسی و عبور از این وضعیت بحرانی، بهترین راهکار همان مطالبه محوری بوده و با یک نگاه تاکتیکی به انتخابات وارد این فضا شده و مطالباتمان را مطرح کردیم.

بازخوردی که بعد از رایزنی‌های صورت گرفته از جانب کاندیداها، ستادهایشان و افرادی که با آن‌ها منتسب بودند دریافت کردیم، طی رایزنی‌هایی که صورت گرفت و در کنار آن طبق برنامه‌هایی که از جانب دو کاندیدای اصلاح‌طلب مطرح شده است با حفظ احترام به آقای میرحسین موسوی، جمع‌بندی ما به اینجا رسید که برنامه‌ها و تیم اجرایی آقای کروبی به مطالبات ما نزدیک‌تر است و اولویت ما آقای مهدی کروبی است.

[[photow01]]

<strong>به نظر شما چرا آقای کروبی در ایران طوری معرفی شده‌اند که انگار انتخاب نشدنی هستند؟ در حالی که شاید بسیاری از نظرات سیاسی ایشان اصلاح‌طلبانه‌تر و همین‌طور آزادی‌خواهانه‌تر از آقای موسوی باشد؟</strong>

در این مورد باید برگردیم به حمایت بی‌قید و شرطی که متأسفانه احزاب اصلاح‌طلب از جمله حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب از آقای موسوی به عمل آوردند. همان‌طور که اطلاع دارید بعد از اعلام کاندیداتوری آقای موسوی ، این احزاب و سایر گروه‌های اصلاح‌طلبی که عملکردشان به جریان اصلاحات داخل حاکمیت بسیار نزدیک بوده، بدون این‌که پیش‌شرطی را مطرح بکنند، از آقای موسوی حمایت کردند.

ما این روال و رویه را منطقی نمی‌دانیم. عمده استدلال را هم این افراد، روی رای آوری آقای موسوی مطرح میکنند که به نظر ما با این شرایط حتا آقای موسوی پیروز انتخابات هم باشند، احتمال بروز یک‌سری مشکلات و اختلاف نظرهای عمده بعد از انتخاب ایشان به ریاست جمهوری هم ممکنه وجود داشته باشد. .

در طرف مقابل در مورد آقای کروبی عمده‌ی گروه‌ها و تشکل‌ها و نهادهایی که به آقای کروبی احساس نزدیکی می‌کنند اتفاقاً خودشان را ملزم می‌کنند به این‌که اولاً شروط را برای شرکت در انتخابات مطرح بکنند و ثانیاً اهداف خودشان را مطابق با برنامه‌های آقای کروبی ارزیابی بکنند.

طی نتیجه‌گیری که از حامیان این دو کاندیدا می‌شود به دست آورد، این است که طرف مقابل بدون پیش‌شرط دارد حمایت می‌کند. بنابراین تبلیغ می‌کند که احتمال رأی آوردن آقای موسوی خیلی زیاد است اما حامیان آقای کروبی و آن‌هایی که خودشان را نزدیک‌تر احساس می‌کنند با وسواس بیشتری دارند عمل می‌کنند.

<strong>در اولین روز رسمی مبارزات انتخاباتی، آقای موسوی از همین روز اول حمله را شروع کردند و دولت را به سبب وضع وخیم اقتصادی کشور و تورم شدید مورد انتقاد قرار دادند. سوال این است که بعضی شواهد حاکی از آن است که مردم نسبت به انتخابات بی‌تفاوت شده‌اند و هیچگونه اعتمادی به نظام انتخاباتی و سیاسی ایران ندارند . فکر می‌کنید این نوع مبارزات ظاهراً داغ می‌تواند رأی‌دهندگان را مجدداً به پای صندوق‌ها بکشد و دوباره اصلاح‌طلبان را روی کار بیاورد؟</strong>

تلاش آقایان میر حسین موسوی و کروبی این است که دولت تغییر بکند و قطعاً هر گونه تلاش هم مثبت ارزیابی می‌شود. این‌که مردم اعتمادی به این وضعیت ندارند، یکی به این دلیل است که اولاً رسانه‌های رسمی حاکمیت که گسترده‌ترینشان هم همان صدا و سیما است در مورد انتخابات تبلیغ گسترده‌ای را انجام نمی‌دهد.

و درواقع این خیلی در گرم نشدن فضای انتخاباتی موثر بوده و تأثیر منفی گذاشته است. امیدورایم در این ۲۰ روز باقی‌مانده به انتخابات، این فضا تغییر بکند.

اما مورد دوم و مهم‌تر این است که همان‌طور که شما هم گفتید سلامت انتخابات در ایران به شدت محل اشکال و مناقشه است و از طرف ستاد آقای موسوی و کروبی هم بارها در این مورد اظهار نظر شده است و حتا کمیته‌ی صیانت از آرا تشکیل داده‌اند.

به خاطر این‌که تجربه‌ی انتخابات گذشته نشان داده که حاکمیت، برای جهت‌دهی آرایی که به صندوق ریخته می‌شود، برنامه‌ریزی می‌کند و همان‌طور که خودشان هم اعلام کرده‌اند با طرح  مهندسی انتخابات وارد صحنه می‌شوند و می‌خواهند یک‌سری از آرای بسیج شده را وارد انتخابات بکنند. کهکه قاعدتا  این موضوع می‌تواند روی نتیجه‌ی انتخابات هم  تأثیر زیادی بر جای بگذارد.

این‌ها باعث می‌شود که از طرف فعالین سیاسی ـ اجتماعی مخصوصاً از طرف گروه‌های معتمدی که در حال حاضر در حال فعالیت هستند، سلامت انتخابات مورد سوال قرار بگیرد‌. که در مجموع تأثیر منفی را بر جای خواهد گذاشت.

<strong>مراسم دوم خرداد چگونه برگزار شده است. آیا نشان از آن داشته که شاید مردم در انتخابات امسال بیشتر شرکت داشته باشند؟</strong>

اطلاعی از برگزاری مراسم این روز ندارم. ولی می‌خواهم بگویم که دوم خرداد را گروه‌هایی خلق کردند و در آن مشارکت داشتند که الان بخش عمده‌ای از آن‌ها جزو گروه‌های منتقدی هستند که شاید با چنین برنامه‌هایی همراهی نکنند.
   
از جمله دفتر تحکیم وحدت که یکی از تأثیرگذارترین گروه‌هایی بوده که منجر به پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد ۷۶ شده و الان هیچ‌گونه همراهی با این سبک برنامه‌ها ندارد. واریز کردن آن شور و حرارت اجتماعی که در دوم خرداد خلق شد به پای یک گروه خاص، قاعدتاً خیلی صادقانه نیست و حداقل  می‌شود گفت که خیلی از روی صداقت انجام نمی‌شود و محل سوال است.

<strong> آخرین سوالی که از شما می‌پرسم این است که درست است که قرار بود آقای خامنه‌ای در انتخابات بی‌طرف بمانند. اما سخنان اخیر ایشان و انتقاداتی که از بعضی از نامزدهای انتخاباتی کرده‌اند در حمایت از دولت فعلی نیست؟</strong>

بله، از صحبتهای آقا ی خامنه ای این‌گونه برداشت می‌شود که از دولت فعلی حمایت می‌کنند. ولی این‌که نحوه‌ی عملکردشان تا ایام انتخابات چگونه باشد، باید دید و ارزیابی کرد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_150.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_150.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 24 May 2009 14:00:23 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ضربه‌ی مهلک دوپینگ ورزشکاران در سال گذشته»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>از روز چهارشنبه برای نخستین‌بار رقابت‌های وزنه‌برداری نوجوانان جهان با شرکت وزنه‌برداران ۴۹ کشور جهان در شهر چیانگ‌مای تایلند آغاز شد.

تیم ملی وزنه‌برداری نوجوانان ایران متشکل از ۸ وزنه‌بردار به سرمربی‌گری جرج زالای مجارستانی نیز از روز پنجشنبه رقابت‌های خود را آغاز می‌کند.

هفته گذشه به دنبال قهرمانی تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی ایران در آسیا، وزنه‌برداران بزرگسال ایران هم در مسابقاتی که در قزاقستان برگزار شد با کسب مجموع ۱۵ مدال، شش طلا، شش نقره و سه برنز پس از شش سال به مقام قهرمانی آسیا دست یافتند.

برای بررسی رقابت‌های نوجوانان، مشکل دوپینگ در وزنه برداری و آمادگی وزنه‌برداران ایران برای مسابقات جهانی کره جنوبی با بهرام افشارزاده، رییس فدراسیون وزنه‌برداری و دبیر کمیته ملی المپیک گفت‌وگو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای افشارزاده ابتدا درمورد رقابت‌های وزنه برداری نوجوانان در تایلند می‌گوید:</strong>

در اولین دوره، این مسایقات با استقبال کشورهای زیاد جهان روبه‌رو شده است. کشوری مثل شوروی، چین، ژاپن، بلغارستان و سایر کشورهایی که تیم‌های بسیار خوبی را به اولین دوره مسابقات نوجوانان جهان اعزام کرده‌اند. ما هم یک تیم ۸ نفره اعزام کرده‌ایم و امیدوار هستیم که بتوانیم در مسابقات آسیایی، یکی از سکوهای سه‌گانه را با توجه به فعالیت‌های انجام شده و با اردوهایی که داشتیم بچه‌ها بتوانند موفق شوند که مقامی که در این زمینه کسب کنند.

مسابقات امروز به وقت ایران ساعت دو نیم بعداظهر شروع  خواهد شد و به نظرم ساعت چهار بعداظهر ما می‌توانیم نتایجش را اعلام کنیم.

<strong>رییس فدراسیون بین‌المللی وزنه‌برداری، برگزاری نخستین دوره رقابت‌های نوجوانان را لحظه‌ای تاریخی توصیف کرده و همین‌طور آینده درخشانی را برای ورزش وزنه‌برداری پیش‌بینی کرده بود. درحالی که بعد از المپیک پکن حتی صحبت از کنار گذاشتن ورزش‌هایی مثل کشتی از بازی‌های المپیک می‌شود، به نظر شما چطور  وزنه‌برداری رو به پیشرفت است‌؟</strong>

در کشتی صحبتی کرده بودند که از بازی‌ها کنار گذاشته شود که البته با توجه به تغییر نحوه برگزاری مسابقات و انگیزه دادن به تماشاچی‌ها و کشورها این موضوع در کمیته بین المللی المپیک رد شد.

در هر صورت در تمام کشورهای دنیا، نحوه برگزاری مسابقات و چگونگی شرکت نوجوانان و جوانان در مسابقات است که باعث رشد این رشته می‌شود. همچنین باتوجه به گرایش نوجوانان و جوانان به وزنه برداری، روزبه روز این رشته در کشورهای مختلف رشد پیدا می‌کند.

الان در اولین دوره مسابقات نوجوانان بیش از ۴۹ کشور و حدود ۱۰کشور با تیم کامل شرکت  در مسابقات وزنه‌برداری شرکت کرده‌اند. ضمن این‌که رییس کمیته بین‌المللی المپیک خیلی روی نوجوانان دارد سرمایه‌گذاری می‌کنند.

آن‌ها اعتقاد دارند که نوجوانان و جوانان از طریق اینترنت دارند به انحراف کشیده می‌شوند و به همین دلیل سعی خواهند کرد که این ورزش‌ها را به‌ خصوص در نوجوان‌ها گسترش دهند که بتوانند جوانان تمرینات و ورزش سالمی سالمی داشته باشند.

[[photow01]]

<strong>این در حالی است که وزنه‌برداری بیش از ورزش‌های دیگر نامش با دوپینگ و استفاده از داروهای نیروزا نزدیک شده؟</strong>

اکثر ورزشها همین‌طور است. ولی متاسفانه در کشور ما در دو سال و نیم گذشته آن مساله ۹ نفر دوپینگی ضربه مهلکی را به ورزش زد.

ولی خوشبختانه با توجه به علاقمندی مربیان و حضور خود من در وزنه‌برداری و علاقمندی هیات رییسه سازمان توانستیم این سم را از محیط  دور کنیم و خوشبختانه الان ورزش پاک و به دور از مسایل دوپینگ در وزنه‌برداری حاکم است و همین مقام قهرمانی که هفته گذشته در چین بدست آمد به نظر من یک نقطه عطف در ورزش مملکت ما خواهد بود.

<strong>البته این مساله‌ی جهانی است، در این مورد گفته می‌شود که در ورزش وزنه‌برداری به‌ خصوص در ورزن‌های بالا و  مافوق‌سنگین، بسیاری از وزنه‌برداران جهان در این وزن از مواد نیروزا استفاده می‌کنند و راه‌های پنهان کردن این مواد را در بدن در آزمایش‌های دوپینگ یاد گرفته‌‌اند.

آیا فکر می‌کنید که این مساله باعث می‌شود که وزنه‌بردارهای کشورهای دیگر هم که پاک هستند و از این مواد استفاده نمی‌کنند تحت فشار قرار گیرند و از داروهای نیروزا استفاده کنند؟  </strong>  

ببینید الان داروهای نیروزای سالم آمده و قرص‌های ساده که دوپینگ نیست. ولی به هر صورت برای تقویت قوای جسمی و روحی بسیار مفید است. امکان ندارد ورزشکاری دوپینگ کند و بتواند از دست آزمایشات فرار کند.

ممکن است آن ماده انرژی‌زا سه چهار روز در بدنش بماند و بعد پاک شود. ولی به ‌طور کلی اگر در آن زمان برای آزمایشات بیاید، نشان خواهد داد. الان با توجه به سخت‌گیری زیاد فدراسیون جهانی، تقریباً این موضوع را در جهان کمتر کرده‌اند.

ولی به‌طور کلی متاسفانه این فرهنگ استفاده از داروهای انرژی زا در تمام کشورهای رایج است.

<strong>یک سوال هم بپرسم در این مورد که بالاخره موفق شدید صاحب یک کرسی در فدراسیون بین المللی وزنه‌برداری شوید با وجودی که هیچ‌کدام از کاندیداهای وزنه برداری در انتخابات ماه گذشته فدراسیون جهانی موفق به کسب رای لازم نشده‌اند؟  </strong>

آقای دکتر شهابی قبلا هم انتخاب نشده بودند. قبلاً هم انتصاب شدند توسط رئیس فدراسیون بین اللمللی. پس از این که انتخابات انجام شد و آقای دکتر شهابی انتخاب نشدند، من مجدداً  با آشنایی که چندین سال است با رئیس فدراسیون جهانی داشتم یک نامه‌ای نوشتم، ایشان هم مجدداً درخواست کردند که پست قبلی را به دکتر شهابی بدهند که خوشبختانه در جلسه مطرح شد و موفق شدند که این کار انجام شود و همچنین الان هم برای آقای حکمت پور هم در تلاش هستیم که ایشان هم بتوانند درکمیته آموزشی عضو شود.

<strong>آقای افشارزاده، به دنبال موفقیت و قهرمانی تیم ملی بزرگسالان وزنه‌برداری در آسیا الان وظیفه‌ای مشکل‌تری که دارید. آمادگی تیم برای مسابقات جهانی کره جنوبی، که در هر صورت میدان کسب سهمیه المپیک هم است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong>  

همان‌طور که مطلع هستید ما بعد از المپیک چین مرتب تمرین داشتیم. حتی یک روز هم تعطیل نبود. امسال هم بعد از سال تحویل بچه‌ها شروع به تمرین کردند. الان هم یک هفته استراحت دادیم بعد مجدد تمرینات سنگین خودشان را آغاز خواهند کرد. 

<strong>فکر می‌کنید آقای سعید علی‌حسینی که به خاطر مصدومیت در مسابقات قزاقستان نتوانستند شرکت کنند، برای مسابقات جهانی کره جنوبی آماده شوند؟</strong>

همین یک ساعت پیش من با پدرش صحبت کردم گفتند بهتر شده و تمرینات را شروع کرده است. من فکر کنم ایشان صد درصد برای مسابقات جهانی آماده خواهند شد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_149.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_149.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 22 May 2009 14:07:19 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«بعضی تغییرات، موجب آسیب در زمینه‌های دیگر می‌‌شود»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>به تازگی باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا دستور داده تا دادگاه متهمین به عضویت در گروه‌های تروریستی تحت شرایط تازه در زندان گوانتانامو آغاز شود. در شرایط تازه زندانیان از حمایت‌های قانونی برخوردارند و اعتراف زیر شکنجه‌ی متهمان در دادگاه پذیرفته نخواهد شد.

این در حالی است که هواداران باراک اوباما می‌گویند که وی وعده‌ی خود را در پایان دادن به دادگاه‌های نظامی که در دولت جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا برگزار شد، شکسته است.

برای بررسی بیشتر این موضوع با دکتر مهرداد خوانساری، تحلیلگر مسایل سیاسی در لندن گفت ‌و گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای خوانساری فکر می‌کنید چگونه برخلاف قول‌هایی که آقای اوباما در زمان انتخابات داده بود، الان تصمیم گرفته‌اند که محاکمات گوانتانامو را ادامه بدهند؟</strong>

اولاً باید موضوع را از این بعد دید، در زمانی که اوباما اول در ارتباط با این موضوع صحبت می‌کرد، در ایام انتخابات بود و سیاستی که توسط دولت قبلی آمریکا در ارتباط با کسانی که در گوانتانامو بازداشت بودند، یک سیاست غیر محبوبی بود. به خصوص با توجه به اتفاقاتی که در زندان ابوغریب در عراق رخ داده بود.

لذا عنوان کردن این‌که من این زندان و بازداشتگاه را می‌بندم و محاکمات کسانی را که بازداشت شده‌اند،‌ به صورت عادی در دادگاه‌های عادی آمریکایی دنبال می‌کنم، برای کسانی که از جمله منتقدان نظام قبلی در آمریکا بودند جنبه‌ی تبلیغاتی مثبت داشت و اوباما و بقیه‌ی کاندیداهایی که مخالف جمهوری‌خواهان بودند از این موضوع نهایت استفاده را کردند.

دیدیم که بلافاصله بعد از این‌که مقام ریاست جمهوری را به عهده گرفت از اولین دستورهایی که آقای اوباما داد این بود که بازداشتگاه گوانتانامو باید تخلیه و بسته شود. ولی مسأله‌ی اساسی این است که بستن و یا محاکمه کردن افرادی که در آن بازداشت یا زندانی هستند در دادگاه‌های عادی آمریکا و یا پس فرستادن آن‌ها به کشورهای دیگر امر ساده‌ای نیست.

مشکلات فوق‌العاده زیادی را همراه داشته که آقای اوباما در اصل بعد از این‌که مسئولیت ریاست جمهوری را به عهده گرفت به آن‌ها پی برده است. به طور مثال حدود ۹۹ نفر از اتباع یمن در گوانتانامو هستند. دولت یمن نمی‌تواند آن‌ها را پس بگیرد.

به این لحاظ که آمریکا اولاً مطمئن نیست که در  روش و رفتار دولت یمن با این افراد جوانب انسانی رعایت می‌شود. ثانیاً دولت یمن تشکیلات و وضعیتی را ندارد که بتواند آن‌ها را محاکمه بکند و ثالثاً اگر محاکمه شدند و توانستند به زندگی عادی برگردند، هیچ ضمانتی نیست که آن‌ها بار دیگر برگردند و همان کارهایی را که قبلاً انجام داده بودند از سر آغاز نکنند. لذا نمونه های بارز آن وجود داشته است.

لذا مشکلات از این قبیل و گزارشی که وزارت دادگستری آمریکا به آقای اوباما داده که اگر بخواهند این بازداشتگاه را تعطیل بکنند و این افراد را به زندان‌ها و مرکزی در آمریکا منتقل کنند، چیزی غیر محبوب است. همچنین تقاضای اوباما برای پنجاه میلیون دلار بودجه‌ی اضافی برای تأسیس یک بازداشتگاه جدید به این منظور در داخل آمریکا، با مخالفت بسیاری در مجلس روبه‌رو شده است. همه‌ی این‌ها باعث شده است که آقای اوباما با دید واقع‌بینانه و متفاوت از آن چیزی که قبلاً اعلام کرده بود با این مسأله روبه‌رو بشود که نتیجه‌‌اش این شده است.

[[photow01]]

<strong>البته آقای اوباما گفته بودند که تغییراتی در نحوه‌ی این محاکمات داده خواهد شد. فکر می‌کنید این تغییرات چه می‌تواند باشد؟</strong>

هنگامی که می‌گویند تغییراتی در محاکمات داده خواهد شد، این بیشتر جنبه‌ی شعار دارد تا جنبه‌ا‌ی که امکان عملی شدن پیدا می‌کند. حرفی که اوباما می‌زند این است که حق و حقوق این بازداشت شدگان باید در دادگاه رعایت شود.

این‌که اوباما روی این مسأله تأکید می‌کند به این لحاظ است که می‌خواهد بگوید ما با حساسیت بیشتری آن سیاستی را که قبلاً اجرا می‌شد و من نمی‌خواستم آن را اعمال بکنم، دنبال می‌کنیم. به نظر من این حرف به خودی خود معنایی ندارد و به همین لحاظ است که تمام دستگاه‌ها و سازمان‌های حقوق بشر در آمریکا و کسانی که روی این موضوع در سنوات گذشته حساسیت داشتند، به این حرف آقای اوباما اهمیت زیادی ندادند و از انتقادات خودشان به هیچ عنوان کم نکردند.

<strong>آیا این محاکمات باعث نمی‌شود که بسته شدن زندان گوانتانامو را که یکی از شعارهای اصلی دوره‌ی انتخاباتی آقای اوباما بود به عقب بیاندازد؟</strong>

این احتمال همیشه هست. اما در شرایط فعلی دولت اوباما نمی‌خواهد این مسأله را این‌گونه که الان شما پرسیده‌اید، مطرح بکند. برای این‌که کمتر از ۱۰۰ روز از زمانی که آقای اوباما اعلام کرد که می‌خواهد این تأسیسات را ببندد، می‌گذرد. ولی مسأله‌ی اساسی این است که بیش از ۲۰۰ زندانی در گوانتانامو هستند.

اگر این‌ها در آن محوطه نباشند باید در یک زندان‌ها و تأسیسات مناسبی در جای دیگر باشند. این تأسیسات وجود ندارد. اغلب کشورهایی که این افراد تابع آن‌ها هستند نمی‌خواهند که این‌ها به کشورهای اصلی خودشان برگردانده بشوند.

در اثر فشارهایی که دولت اوباما آورده است، بعضی از کشورهای اروپایی موافقت کرده‌اند که تعدادی از این‌ها را بپذیرند و بتوانند آن‌ها را از گوانتانامو به آن کشورها منتقل بکنند. ولی وضعیت اکثریت قاطع آن‌ها هنوز نامعلوم است. و اگر تا پایان سال جاری میلادی دولت اوباما نتواند محل مناسبی برای این‌ها پیدا بکند طبیعی است که چاره‌ای ندارد جز این‌که بستن گوانتانامو را به تأخیر بیاندازد.

<strong>آقای خوانساری، آخرین سوالی که ازشما می‌پرسم این است، از وقتی که آقای اوباما رییس جمهور شدند دولت فعلی، انتقادات زیادی از دولت قبلی یعنی دولت آقای بوش در مورد زیر پا گذاشتن موازین حقوق بشر می‌کند. ولی حالا آقای اوباما در دو مورد یکی در مورد انتشار عکس‌های بدرفتاری با زندانیان و حالا هم که می‌بینیم در مورد محاکمات، همان خط سابق را دنبال کرده‌اند. به نظر شما این نشانگر آن نیست که در شرایط فعلی تغییر این سیاست‌ها صلاح نیست و آن سیاستی را که دولت قبلی دنبال می‌کرده در شرایط فعلی بهترین سیاست برای آمریکا بوده است‌‌؟</strong>

مسأله این است که منافع و مصالح آمریکا که با تغییر رییس جمهور عوض نمی‌شود. منافع ملی یک مملکت همیشه ثابت است. رویه‌ای که دولت بوش در قبال منافع ملی آمریکا و مصالح آمریکا دنبال می‌کرد، حالت تحریک‌آمیزی به خود گرفته بود که اثر نامطلوبی در دنیا در ارتباط با تصویر آمریکا به طور کلی گذاشته بود.

آقای اوباما سعی و تلاش بسیار زیادی دارد که آن تصویر را عوض کند. ولی خیلی چیزها را نمی‌تواند عوض کند. یعنی خیلی چیزها هنگامی که شما می‌آیید و می‌خواهید که آن‌ها را تغییر بدهید، می‌تواند آسیب بسیار زیادی را در زمینه‌های دیگر به وجود بیاورد.

مثلا بازگو کردن یا آشکار ساختن آن مطالبی که در ارتباط با نحوه‌ی بازجویی از زندانیان به تصویب رسیده بود‌، مسایلی است که فوق‌العاده حساس بود. و برای تصویر و ایماژ آمریکا چیز مناسبی نبود. آقای اوباما در اصل می‌خواست این کار را بکند. برای این‌که بگوید ما داریم پرونده‌ی جدیدی را باز می‌کنیم.

ولی موقعی که کار به مسأله‌ی اصلی رسید، با وجود این‌که ایشان از ابتدا با این امر موافقت کرده بود، به لحاظ فشارهایی که از سوی مقامات مختلف در مراکزی مانند ارتش آمریکا و غیره به وی وارد شد، ناچار شد که روش خودش را عوض کند.

در اصل آن‌چه ما می‌بینیم فرق بین آقای اوبامای کاندیدای ریاست جمهوری با آقای اوبامای رییس جمهوری است که دارای مسئولیت‌های فوق‌العاده زیادی است و در شرایطی قرار دارد که نمی‌تواند صرفاً با سر دادن شعارهای دلپذیر و فریبنده بسنده بکند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_148.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_148.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 17 May 2009 14:36:16 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زیباکلام: موسوی، جدی‌ترین رقیب احمدی‌نژاد است</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>سی و یک روز به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. به گفته دکتر زیباکلام با توجه به نظرسنجی‌‌های صورت گرفته، فاصله بین احمدی‌نژاد با کاندیداهای اصلاح‌طلب بسیار است و با این حال احتمال اجماع بین دو کاندیدای اصلاح‌طلب بسیار کم.

دکتر صادق زیباکلام معتقد است احتمال این‌که ظرف چند هفته‌ی آینده یعنی تا ۲۲ خرداد، آقای کروبی به نفع آقای میرحسین موسوی کنار برود، خیلی کم است.

در رابطه با احتمال پیروزی اصلاح‌طلبان در این انتخابات و میزان رقابت انتخاباتی با دکتر صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی گفت و گو کرده‌‌ام.</small></strong>

[[sound]]

فکر می‌کنم جدی‌ترین رقیب برای آقای احمدی‌نژاد، آقای میرحسین موسوی است. به نظر من شانس آقای کروبی خیلی زیاد نیست. شانس آقای محسن رضایی از آقای کروبی هم کمتر است. ولی شانس آقای میر حسین موسوی در مجموع بد نیست. اما در نظرسنجی‌هایی که تا امروز صورت گرفته است ـ حتا نظرسنجی‌هایی که متعلق به اصلاح‌طلبان بوده ـ هنوز فاصله بین آقای موسوی و آقای احمدی‌نژاد خیلی زیاد است.

<strong> .یعنی بنفع آقای احمدی نژاد هست؟</strong>

بله، به نفع آقای احمدی‌نژاد است.

<strong>آقای زیباکلام، شخصیت شناخته شده‌ی دیگری که در میان داوطلبان می‌شود نام برد آقای اکبر اعلمی، نماینده‌ی سابق تبریز در مجلس هستند. ایشان با این‌که در انتخابات مجلس رد صلاحیت شد ولی بار دیگر هم داوطلب شدند. چقدر امکان دارد که این بار صلاحیت ایشان تایید شود تا بتوانند در انتخابات شرکت کنند؟</strong>

احتمال تایید صلاحیت ایشان خیلی کم است. برای این‌که پست ریاست جمهوری مهم‌تر است و قطعاً از نظر شورای نگهبان از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنابراین بعید به نظر می‌رسد که شورای نگهبان نامزدی ایشان را برای نامزدی تایید بکند.

<strong>محسن رضایی، فرمانده‌ی پیشین سپاه پاسداران که در مبارزات انتخاباتی چهار سال پیش هم شرکت داشت و انصراف داد باز هم کاندیدا شده‌اند. بسیاری از تحلیلگران ایشان را جدی نمی‌گیرند. اما با مواضعی که دارند از قبیل دولت ائتلافی با جناح‌ها از جمله اصلاح‌طلبان و اعلام همکاری با آمریکا در تأمین امنیت منطقه‌، فکر می‌کنید در صورت پیروزی بتوانند از دو طرف صحنه‌ی سیاسی ایران رأی بیاورند؟</strong>

خیر، به نظر من بعید به نظر می‌رسد که به صرف طرح شعارهای مطلوب یا متفاوت، ایشان بتواند اصولگرایان سرخورده از آقای احمدی‌نژاد و یا اصلاح‌طلبان را به سمت و سوی خودشان جلب کنند.

آنچه محتمل‌تر است این است که ظرف هفته‌های آینده ممکن است که آقای محسن رضایی احساس کنند که میزان رأی که به ایشان داده خواهد شد کم‌تر از آن حدی است که تصور می‌کردند. بنابراین ممکن است انصراف بدهند.

[[photow01]]

<strong>علاوه بر این شرکت دو اصلاح‌طلب در انتخابات آقایان موسوی و کروبی، اگر هر دو نفر تا روز آخر در عرصه باقی بمانند به نظر شما شانسی برای پیروزی اصلاح‌طلبان باقی خواهد ماند؟</strong>

یک بحث خیلی عمیق و جدی از اواسط سال گذشته در میان اصلاح‌طلبان وجود داشت و آن هم این بود که بهتر است اصلاح‌طلبان دور همدیگر جمع شوند و مکانیزمی را ابداع کنند و همه‌ی آن‌ها روی آن توافق کنند و تنها یک چهره و شخصیت را به عنوان نامزد اصلاح‌طلبان در مقابل آقای احمدی‌نژاد قرار بدهند.

اما اکنون به دلایلی که خیلی پیچیده است، متأسفانه این مسأله اتفاق نیفتاد. و در نتیجه هم آقای کروبی آمدند و هم آقای میرحسین موسوی و هم آقای خاتمی. که وقتی آقای خاتمی دیدند آمدن آقای میرحسین موسوی جدی است و به علاوه اشکالات و اختلافاتی که میان اطرافیانشان و اطرافیان آقای خاتمی به وجود آمد، ترجیح دادند اصلاً وارد انتخابات نشوند و همین‌طور کلی از آقای میرحسین موسوی حمایت بکنند.

احتمال این‌که ظرف چند هفته‌ی آینده یعنی تا ۲۲ خرداد، آقای کروبی به نفع آقای میرحسین موسوی کنار برود، خیلی کم است. بنابراین عملاً با دو نامزد اصلاح‌طلب رو‌به‌رو خواهیم بود. که البته این خیلی چیز جالبی نیست. برای این‌که اصلاح‌طلبان باید در برابر افکار عمومی و مردم حداقل توافق را بین خودشان می‌داشتند. اما به دلایل زیادی این توافق به وجود نیامد که اصلاح‌طلبان فقط یک نامزد داشته باشند. بنابراین تأثیر منفی روی رأی اصلاح‌طلبان خواهد گذاشت.

<strong>بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی، احتمال انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد را زیاد می‌دانند. با وجود اوضاع وخیم اقتصادی و انتقادات زیادی که از دولت آقای احمدی‌نژاد می‌شود، فکر می‌کنید این فرضیه بر چه مبنایی است؟</strong>

کسانی که به آقای احمدی‌نژاد رأی می‌دهند. بیشتر از نظر ایدئولوژیک، جهان‌بینی و کاریزمایی که دارند، رأی می‌دهند. بنابراین خیلی برای آن‌ها مهم نیست که به لحاظ اقتصادی وضع مملکت چگونه شده است. ایشان با ۲۰۰ ـ ۳۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی ظرف چهار سال گذشته چه کاری انجام داده است. کدام پروژه‌های عظیم و طرح‌های ملی را شروع کردند. یا در عرصه‌ی سیاست خارجی جایگاه ایران ظرف چهار سال گذشته چقدر در سطح بین‌المللی نزول کرده است.

این ملاحظات را انجام نمی‌دهند و به علاوه از نظر جامعه‌شناسی هم باید بگوییم که رأی آقای احمدی‌نژاد بیشتر در مناطق روستایی و شهرستان‌های کوچک است که تأثیر سیاست‌های اقتصادی ایشان زیاد نبوده است. هم این‌که در نتیجه‌ی سفرهای استانی و به اشکال دیگر کارهایی هم برای آن‌ها انجام گرفته است. مثلاً به آن‌ها وام‌های بلاعوض و کم بهره پرداخت شده است. اما قطعاً در شهرهای بزرگ و در میان اقشار و لایه‌های تحصیل کرده‌ی جامعه فکر نمی‌کنم ایشان موفق به کسب رأی شوند.

<strong>در مورد حضور مردم چه؟ آیا فکر می‌کنید مردم پس از تجربه‌های قبلی نسبت به انتخابات بی‌تفاوت نشدند؟ به خصوص که می‌دانند با اختیارات گسترده‌ای که رهبر جمهوری اسلامی دارد، فکر می‌کنند تغییر رییس جمهوری تفاوت چندانی در اوضاع اجتماعی آن‌ها نخواهد داشت. یا به خاطر نادرستی‌هایی که در دوره‌های قبلی انتخابات صورت گرفته است.</strong>

عدد خیلی مهم است و خیلی از کارشناسان اعداد را خیلی جدی نمی‌گیرند. ولی به نظر من اعداد خیلی جدی هستند. بخش عمده‌ای از واجدین شرایط به هر دلیلی در انتخابات شرکت نمی‌کنند و رأی نمی‌دهند. فکر می‌کنند فایده‌ای ندارد یا چیزی عوض نمی‌شود. یا فکر می‌کنند مثلاً اگر به اصلاح‌طلبان رأی بدهیم در چند سال پیش چه کاری انجام دادند که الان بخواهند انجام بدهند.

در انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی قبل یعنی در تیرماه سال ۸۴ ، هفده میلیون نفر به آقای احمدی‌نژاد رأی دادند. ده میلیون نفر به آقای هاشمی رفسنجانی رأی دادند که می‌شود بیست و هفت میلیون نفر. اما چیزی که خیلی‌ها متوجه‌ی آن نیستند این است که حدود بیست میلیون نفر در انتخابات شرکت نکردند.

این بیست میلیون نفر بعدها در انتخابات مجلس هشتم هم شرکت نکردند. در انتخابات شوراها هم شرکت نکردند و اگر در ۲۲ خرداد هم در انتخابات شرکت نکنند ـ که من هیچ شواهد و قراینی نمی‌بینم که خواسته باشند در انتخابات شرکت بکنند ـ بنابراین چیزی حدود بیست میلیون از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

لذا همان ده میلیون و هفده میلیون نفری که در انتخابات دوره‌ی گذشته شرکت کردند مجدداً در انتخابات حضور پیدا می‌کنند. هر چند که ممکن است تعدادی از جمع هفده میلیون نفری سرخورده شده باشند و ممکن است که به آقای میرحسین موسوی یا آقای کروبی رأی بدهند. مسأله‌ی مهم آن بیست میلیون نفر است.

<strong>این بیست میلیون نفری که شما می‌فرمایید همان بیست میلیون نفری است که به آقای خاتمی رأی دادند ولی چون ایشان نتوانست به خیلی از قول‌هایشان جامه‌ی عمل بپوشانند، نسبت به انتخابات بی‌تفاوت شدند. این‌طور نیست؟</strong>

خیر، در انتخابات دوم خرداد سال ۱۳۷۶، بیست میلیون نفر به آقای خاتمی رأی دادند و حدود شش میلیون نفر به آقای ناطق نوری رأی دادند که در مجموع می‌شود بیست و شش میلیون نفر. بخشی از این بیست میلیون نفر کسانی هستند که در انتخابات شرکت نکردند.

بخشی هم کسانی هستند که در دوم خرداد در انتخابات شرکت کردند و سال ۱۳۸۰ هم در انتخابات شرکت کردند. ولی بعد از آن به این نتیجه رسیدند که فایده‌ای ندارد. بنابراین همان‌طور که گفتم بخشی از این بیست میلیون نفر هیچ‌گاه در انتخابات شرکت نکرده‌اند و نمی‌کنند و معتقدند که فایده‌ای ندارد و بخشی هم کسانی هستند که در دوم خرداد در انتخابات شرکت کردند، ولی سرخورده شدند و به این نتیجه رسیدند که به فرض هم اگر اصلاح‌طلبان مجدداً انتخاب شوند، کاری نمی‌توانند بکنند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_147.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_147.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خبر و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 11 May 2009 13:00:37 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فردین معصومی: کشتی ایران دوباره جان گرفت</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در این هفته ورزش ایران شاهد دو قهرمانی برای تیم‌های کشتی فرنگی و آزاد بزرگسالان ایران در آسیا بود. در پایان بیست و دومین دوره‌ی مسابقات کشتی قهرمانی آسیا در پاتایای تایلند، تیم ملی کشتی فرنگی بزرگسالان ایران با کسب چهار مدال طلا و تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان ایران با کسب پنج مدال طلا و دو بزنز قهرمان آسیا در هر دو رشته شدند.

طالب نعمت‌پور در وزن ۸۴، امیر‌علی اکبری در وزن ۹۶، فرشاد علیزاده در ۷۴ و مقصود هاشم‌زاده در وزن ۱۲۰ کیلوگرم قهرمانان آسیا در کشتی فرنگی شدند. آزادکاران ایران که مقام قهرمانی و مدال طلا را برای ایران به ارمغان بردند مهدی تقوی در ۶۶‌، صادق گودرزی در ۷۴، احسان لشکری در ۸۴، سعید ابراهیمی در ۹۶ و فردین معصومی در ۱۲۰ کیلوگرم هستند.

حسن رحیمی و مسعود اسماعیل‌پور هر کدام به مدال برنز دست یافتند. حضور مقتدرانه‌ی تیم‌های کشتی بزرگسالان ایران و دستیابی به نتایج مطلوب موفقیتی برای فدراسیون کشتی ایران و محمد یزدانی خرم، رییس این فدراسیون به حساب می‌آید که همچنان پس از ناکامی تیم‌های کشتی در المپیک به باد انتقاد گرفته می‌شد و بسیاری خواهان استعفای او از فدراسیون کشتی شده بودند.

روز چهارشنبه در مرحله‌ی پایانی مسابقات کشتی آزاد قهرمانی آسیا در تایلند فردین معصومی، کشتی‌گیر ایرانی وزن ۱۲۰ کیلوگرم با دستیابی به آخرین مدال طلای این مسابقات قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در آسیا را تضمین کرد.

در تماسی با فردین معصومی پس از آخرین مسابقه‌اش در تایلند حضور ایران در این مسابقات، مدیریت و اوضاع کشتی ایران را مورد بررسی قرار دادم.

[[sound]]

در ابتدای گفت و گو، معصومی از سطح مسابقات در این دوره می‌گوید:</small></strong>

همان‌طور که مستحضر هستید تیم ملی کشتی آزاد ما توانست بعد از چندین سال، پنج مدال طلا کسب کند. بچه‌های ما توانستند شایستگی و ایرانی بودن خودشان را نشان بدهند و سطح مسابقات هم به نظر من قابل قبول بود.

در وزن ۱۲۰ کیلوگرم هم نفر سوم المپییک ماریدموتالیبوف از قزاقستان حضور داشت. همه‌ی مردم ایران و دنیا می‌دانند که من در سه ثانیه پایانی، مدال المپیک را از دست داده بودم که خدا را شکر می‌کنم که در این مسابقات توانستم آن سه ثانیه المپیک را تلافی کنم و کشتی‌گیر قزاق را شکست بدهم و دل هموطنان عزیزم را شاد کنم‌.

بچه‌های دیگر هم خیلی خوب کشتی گرفتند و کشتی ایرانی را به نمایش گذاشتند. چرا که بچه‌ها خیلی خوب به پاهای حریف می‌رسیدند و ثابت کردند که کشتی مال ایران است و ایرانی همیشه شادابی و کشتی ایرانی را به رخ آسیا کشیده است.

[[photow01]]

<strong>اکثر تیم‌های کشورهایی که در این مسابقات شرکت کرده بودند با کشتی‌گیران جوانشان شرکت کرده بودند.</strong>

ایران هم با کشتی‌گیران جوانش شرکت کرده بود. فکر می‌کنم کشتی‌گیر ۵۵ کیلوگرمی ما، حسن رحیمی ۲۰ یا ۲۱ ساله باشد. یا مسعود اسماعیل‌پور، جوان خوب مازندرانی ما کشتی‌گیر جوانی بوده که سال پیش قهرمان جوانان جهان شده بوده و صادق گودرزی اولین بار بود که به تیم ملی آمده بود و کشتی‌گیر ۸۴ کیلوی ما هم اولین بار بود عضو تیم ملی شده است.

به جز من و سعید ابراهیمی و مهدی تقوی، چهار وزن ما هم جوان بود و میانگین سنی بچه‌های ما هم زیر ۲۲ سال بوده است.

<strong>آقای معصومی همان‌طور که خودتان هم الان گفتید در المپیک شانس مدال طلا را از دست دادید و در حد خودتان و تیم‌های ملی کشتی ایران ظاهر نشدید. فکر می‌کنید چه تفاوتی از زمان المپیک تا الان به وجود آمده است که تیم‌های ملی کشتی ایران در این مسابقات این‌چنین مقتدرانه ظاهر شدند.</strong>

اگر یادتان باشد سال گذشته در مسابقات آسیایی جیجو فقط من مدال طلا گرفتم. مدتی بود که تیم کشتی ما از اصول زیرگیری خودش خارج شده بود. خدا رو شکر می‌کنم که بچه‌های ما به کشتی ایرانی خودشان برگشتند.

نمی‌گویم که دستور کار کادر فنی این بوده است که فقط زیرگیری بکنیم. یعنی این موفقیت نتیجه‌ی زحمت کار همه‌ی بچه‌های کادر فنی‌های گذشته‌ی ایران بوده. چرا که چه آقای برزگر، چه آقای حیدری و چه آقای معزی‌پور همه زحمت کشیدند و این تیم را به دست غلامرضا محمدی، مربی جوان ایرانی دادند.

دستوری که به بچه‌های ما در طی این چند روز از بنده گرفته تا دیگر بچه‌ها داده شده بود، به نظر من خیلی خوب اجرا شد. کشتی ناب ایرانی را به نمایش گذاشتند و انشاءالله خدا کمک کند و این پیروزی‌ها ادامه داشته باشد. پنج بار سرود جمهوری اسلامی ایران در این سالن نواخته شد‌، انشاءالله در مسابقات جهانی باکو هم نواخته شود و دل هموطنان عزیز ما شاد شود.

توقعی که مردم از کشتی ایران دارند به آن خودباوری کشتی ما برسد. و امیدوارم که دل هموطنان ما را در باکو شاد کند.

<strong>شما به مسابقات جهانی در دانمارک اشاره کردید. سطح مسابقات آسیا با مسابقات جهانی خیلی تفاوت دارد فکر می‌کنید که...</strong>

مسابقات جهانی خیلی با مسابقات آسیایی تفاوت دارد. مسابقات جهانی هم خیلی با المپیک تفاوت دارد. همه‌ی کار و تلاش ما این است که از مسابقات آسیایی که برای ما جنبه یک تورنمنت را داشته است، بهره بگیریم.

آن کس که مسابقات جهانی مد نظرش بوده از یک ماه گذشته دورخیز کرده و هدفش این است که در مسابقات جهانی و بازی‌های آسیایی و المپیک مدال بگیرند. بعد از ناکامی کاروان ایران در المپیک‌، فکر می‌کنم کشتی تنها کاروانی است که خیلی خوب خودش را پیدا کرده و به مسیر خودش افتاده است.

مسابقات جام جهانی که در ایران برگزار شد همان دوازده هزار جمعیتی که به سالن آمده بودند‌، یک آشتی‌کنان بین کشتی و مردم بود که به سالن آمدند و به کشتی‌گیران و کادر فنی و فدراسیون کشتی ثابت کردند که همیشه حامی کشتی ایران هستند و دلشان برای کشتی ایران می‌تپد.

پس ما هم جزو وظیفه‌ی خودمان می‌دانیم که بیشتر زحمت بکشیم و بیشتر تلاش کنیم و بتوانیم دل هموطنان عزیزمان را شاد کنیم و این شادی مثل روسیه و مانند کشورهای دیگر ادامه داشته باشد و مردم از کشتی به نیکی یاد کنند.

[[photow02]]

<strong>فدراسیون کشتی ایران مدت‌ها با دشواری روبه‌رو بود. فکر می‌کنید آن تحولی که در انتظارش بود الان ایجاد شده است؟</strong>

با آمدن آقای یزدانی خرم، باور کنید سوای احساسی صحبت کردن ما، کشتی جان گرفته است‌. هم خوب پول در کشتی تزریق کرده است و هم مدیریت خیلی خوبی را ایجاد کرده است هم این‌که آقای یزدانی خرم از پیشکسوتان کشتی خوب استفاده کرده است و بعد از آن در طول سه سال گذشته تیم را به دست یک کادر فنی جوانی داده است.

بعد از آن‌که تیم ملی ما در المپیک نتیجه نگرفت واقعاً دل شیر می‌خواست که در این برهه کسی کادر فنی ایران را قبول کند. محسن کاوه و ابراهیم مهربان دست به کار بزرگی زدند. چون خودشان سال‌ها خاک تشک خورده بودند تا الان خیلی موفق بودند و انشاءالله مردم ایران هم دعا کنند و همه‌ی عزیزان هم کمک کنند و همان‌طور که گفتم نقطه‌ی اوج ما مسابقات المپیک و بازی‌های آسیایی و بازی‌های جهانی دانمارک است.

<strong>پس این‌طور که شما می‌فرمایید با این دو قهرمانی برای ایران، می‌شود گفت که کشتی‌گیران از لحاظ روحی و جسمی به آن حد کامل رسیدند و مشکلاتشان را پشت سر گذاشتند. این‌طور است؟</strong>

بچه‌ها توانستند دل هموطنان عزیزمان را شاد کنند. تا حالا نداشتیم که در مسابقات آسیایی، نفری هزار دلار پاداش به کشتی‌گیران فرنگی و آزاد بدهند. همین جا از رییس فدراسیون ایران تشکر می‌کنم. از مرد بزرگ کشتی ایران آقای محمدعلی صنعتکاران هم واقعاً تشکر می‌کنم که با جوایز خوب توانستند به زحمت کشتی‌گیران اجر بدهند و دلاورمردان کشتی ایران را خوشحال کنند و روحیه‌ای به این بچه‌ها بدهند.

پای سکو ۱۰۰۰ دلار جایزه‌ی نقدی به بچه‌ها دادند و روز به روز امید و انگیزه‌‌ بچه‌ها بیشتر می‌شود. به نظر من با میدان دادن به جوانان و حفظ پیشکسوتان، کشتی روزهای خوبی را انتظار می‌کشد و کشتی ما دارد به روزهای خوبش نزدیک می‌شود.

روز به روز ضریب اشتباه بچه‌های ما پایین می‌آید و رو به بهبودی است‌. نکته‌ی دیگری که می‌خواهم بگویم این است که واقعاً ایرانی‌های مقیم تایلند برای بچه‌های ما سنگ تمام گذاشتند.

تمام تیم‌ها کشتی‌ها را ول کرده بودند و از تماشاچی‌های ایرانی حاضر در سالن لذت می‌بردند. این تماشاگران با ایران ایران گفتن خودشان، پرچم قشنگ ایران را در دستشان گرفته بودند که فکر کنم دنیا را شگفت زده کرده بودند.

به‌هیچ‌وجه نمی‌دانم چگونه از این محبت‌های مردم و عزیزانی که از زندگی خودشان را گذاشته بودند و آمده بودند و جوانان ایرانی را تشویق می‌کردند، تشکر کنم. ۱۰ سال است که در اردوهای تیم ملی هستم در این جو صمیمی‌شان که قرار گرفتم واقعاً از ایرانی بودن و کشتی گرفتن خودم لذت بردم و این مردمی که امروز به سالن آمده و خوشحال شدند بیش از همه چیز برای من خوشحال کننده بود.

چرا که ما زن‌، بچه و زندگی‌مان را گذاشته‌ایم و از چهارم فرودین در اردو بوده‌ایم، من برای عید دیدنی به منازل نزدیک‌ترین کسانم نرفتم‌. در اردو بودم‌، که واقعاً شرمنده‌ی زن و بچه‌ام هستم. ولی امروز تماشاچی‌های ایرانی کاری کردند که تمام آن لذت‌هایی که باید در فروردین‌ماه می‌بردیم، امروز بردم.

<strong><small>گفت و گو با فردین معصومی را خواندید که قبلاً چهار بار دیگر قهرمان کشتی آسیا شده بود.

مسابقات قهرمانی آسیا در تایلند آغاز و آزمایشی برای مربیان و مدیران کشتی ایران است تا با محک زدن کشتی‌گیران و تقویت نقاط ضعف و برگزاری برنامه‌ی منظم کشتی‌گیران تیم‌های ملی را برای مسابقات باکو و پس از آن مسابقات جهانی دانمارک آماده سازد.</small></strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_146.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/Mohebbi/2009/05/post_146.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجله ورزشی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 09 May 2009 13:19:54 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
